|
وسوسه بازار تله اى براى پول هاى ما
|
|
|
پرستو قادرى بازارها و مراكز خريد، همواره يكى از پرجاذبه ترين مكان ها در هر شهر و ديارى است. هر چه هم پيش تر مى رويم و زندگى مدرن تر مى شود، اين مكان ها اهميت بيشترى پيدا مى كنند. چه بسيار روزها كه بدون قصد خريد چيزى و تنها با نيت تماشا به اين مكان ها رفته ايم ولى موقع برگشت با دست هايى لبريز از انواع كالاهايى كه در فهرست ضروريات آن روز زندگى مان نبوده است، به خانه بازگشته ايم. وسوسه خريد در پس هر ويترين و پشت هر دكور در كمين نشسته است تا دل مان را بلرزاند و پاى رفتن مان را سست كند. درست همان جا كه پا شل كنيم و بايستيم يعنى اسير بازار شده ايم و بى اختيار بايد پول خرج كنيم. بعدازظهر روز شنبه ۲۹ ارديبهشت به مركز خريد بوستان در ميدان پونك مى روم. كريدورهاى اين مركز خريد مدرن قرق آدم هايى است كه با دقت به ويترين ها نگاه مى كنند، با همراهان خود درباره چيزى در پشت شيشه هاى ويترين حرف مى زنند و گاه پا به مغازه ها مى گذارند تا خريد كنند. بالاى پله برقى و جلوى ويترين يك مغازه كه انواع گل ها و گلدان هاى مصنوعى مى فروشد. رويا تقوى با دختر خاله هايش به بازار آمده تا به قصد سرگرمى چرخى بزند اما گلدان هاى سنگى اين مغازه، چشم آنها را گرفته است. به قصد اين گلدان ها به مغازه رفته اند اما از حلقه هاى گل پشت در هم خوششان آمده و نفرى دو حلقه خريده اند. سر جمع حدود ۲۰ هزار تومان خريد كرده اند. رويا مى گويد: «مدت ها به دنبال وسيله تزئينى براى پشت در اتاق هاى خواب بودم و حالا خوشحالم كه اين حلقه ها را خريده ام.» * وسوسه خريد او دربرابر اين سؤال كه آيا ويترين رنگارنگ اين مغازه وى را تحريك نكرده تا بيشتر از حد نياز خريد كند، نگاهى به مجموعه آن چه خريده است مى اندازد و بعد از مكث كوتاهى با لبخند مى گويد: «فكر كنم گلدان هاى سنگى چندان مورد نياز نبوده است كه من ۱۲ هزارتومان براى آنها پول دادم.» ويترين هاى رنگارنگ، رديف چراغ هاى الوان كه به ترتيب روشن و خاموش مى شوند يا با چيدمانى منحصر به فرد هر بيننده اى را ميخكوب مى كنند، دكورهاى چوبى با مدل ها و رنگ هاى متنوع و مجموعه اى از لباس هاى فاخر، اسپرت يا كلاسيك، وسايل مدرن آشپزخانه، تزئينات داخلى، خوردنى هاى وسوسه انگيز حتى ميوه هاى زرق و برق دار، همه و همه تله هايى است كه در بازارها و مراكز خريد براى پول هاى ما گذاشته شده است. دير بجنبيم يا حواس مان شش دانگ به جيب هايمان نباشد، هر ماه بخش زيادى از درآمدمان را پاى اين چيزها ريخته ايم و بعد آخر ماه كاسه چه كنم به دست گرفته ايم، به اين ترتيب گاه سال به آخر مى رسد و ما حتى يك ريال پس انداز كه نداشته ايم هيچ، همچنان گرفتار برج هاى اضافه اى هستيم كه در بازارها خرج كرده ايم. * لذت پاساژگردى سوسن پاساژگردى را دوست دارد. او زنى ۳۴ ساله و داراى يك دختر ۶ ساله است. سوسن درمركز خريد تيراژه در خيابان اشرفى اصفهانى همراه با دوست هايش به پاساژ آمده است. وى مى گويد: «وقتى به طور دائم به پاساژهاى مختلف سر مى زنم از مد عقب نمى مانم. مى فهمم چه رنگى، چه مدلى حتى چه اسباب و وسايلى مد است.» او به مجموعه اطلاعات به روزى كه درباره انواع وسايل مدرن زندگى دارد، مى بالد و مى افزايد: «محال است وسيله اى وارد بازار بشود و من نخستين كسى نباشم كه مارك و نشان و نحوه استفاده از آن را ياد نگيرم. اين سبب مى شود كه در ميهمانى و جمع هاى فاميلى يا دوستان هميشه حرف هاى تازه براى گفتن داشته باشم.» اين زن جوان، كه حدود ۸ سال سابقه زندگى مشترك دارد، تاكنون دوبار سرويس مبلمان و اتاق خواب خود را عوض كرده است. سوسن در حالى كه خنده رضايت مندانه اى سر مى دهد، درباره اين تغيير و تحولات مى گويد: «هر وسيله اى خيلى زود دل من را مى زند و مى خواهم نمونه جديدترى از آن داشته باشم. تازه اگر شما هم يك سر به بازار مبل و چوب و پرده بزنيد، حتماً وسوسه مى شويد كه همه زندگى تان را نو نوار كنيد.» سوسن راست مى گويد. وسوسه خريد هميشه در بازارهاى رنگارنگ كه دم به دم تازه مى شوند، هر چشم و دلى را وامى دارد تا يكى ببيند و اين يكى بخواهد. كامران ملك اميرى كارشناس ارشد علوم اقتصادى هم اين موضوع را تأييد مى كند ولى در ادامه مى افزايد: «مديريت اقتصادى، تدبيرى است كه بايد براى كنترل ميزان خريد به كار برد. اين طبيعى است كه در دنياى پيشرو و مدرن هر روز شكل تازه ترى از اسباب و وسايل زندگى، لباس، جواهرات، خودرو و خلاصه همه آن چه مى شود خريد، به بازار عرضه مى شود. درواقع هر چه توليدات صنعتى تر و تعداد توليدكننده ها بيشتر شود، عرضه محصولات متنوع تر خواهد شد. در اين ميان مصرف كننده بايد با تدبير و برنامه ريزى به بازار قدم بگذارد.» * معماى خريد بى هدف كتايون و لاله، دو جارى هستند كه به طور متوسط هفته اى يك بار به مراكز خريد سر مى زنند. آنها مدعى هستند كه به عنوان سرگرمى و تفريح به اين مكان ها مى روند ولى لاله اعتراف مى كند: «با وجودى كه ما قدرت خريد گسترده نداريم و بايد با محدوديت پول خرج كنيم، پس از هر چند بار بيرون آمدن خريد مفصلى انجام مى دهيم. يعنى هر چه بيشتر بيرون بياييم، بيشتر هم خريد مى كنيم. يك روز به بهانه حراج و تصور ارزان تر بودن كالاى عرضه شده و روز ديگر به بهانه مناسبت هاى مختلف مثل روز مادر، روز پدر، روز تولد دوستان و آشنايان خريد مى كنيم.» برنامه ريزى اقتصادى يكى از راهكارهاى مهم و مؤثرى است كه مى تواند جلوى بريز و بپاش هاى بيهوده را بگيرد. سمانه اسدبيگى، كارشناس ارشد بازرگانى و مدير خريد يك شركت بازرگانى در اين باره مى گويد: «توصيه هميشگى من براى يك خريد موفق اين است كه خريدار با برنامه و براساس فهرستى از ضروريات به بازار برود. اين فرد بايد بداند كه چقدر پول به همراه دارد و چه قدر از آن را مى خواهد خرج كند. بعد براساس فهرست تنظيم شده اش به ترتيب اولويت آنچه را كه نياز دارد بخرد و جلوى آن تيك بزند. در ذهنش هم از كل پول، مبلغ خريدش را كم كند. وقتى در طول خريد، به تدريج از ميزان پول همراهش كم شد، ديگر ميل و رغبت چندانى براى به صفر رساندن دارايى اش ندارد، پس بدون خريد اضافه به منزل بازمى گردد.» وى مى افزايد: «نقش زنان در برنامه ريزى اقتصادى خانواده آن قدر اهميت دارد كه مى شود ادعا كرد تحقق اهداف اقتصادى خانواده به طور معمول در گروى عملكرد زنان خانواده است. برنامه ريزى، رمز و راز موفقيت در هر كارى است. اين نظر كارشناسان و متخصصان علوم انسانى است. اسدبيگى در اين باره مى گويد: «خانواده ها بايد براساس ميزان درآمد خود برنامه اى بلندمدت شامل راهكار تحقق اهداف بلندمدت خانواده نظير خريد خانه، اتومبيل يا تأمين هزينه تحصيل فرزندان تنظيم كنند. در كنار آن هم برنامه اى كوتاه مدت براى تحقق اهداف كوتاه مدت نظير رفتن به مسافرت، گرفتن يك ميهمانى، پرداخت اقساط يا كرايه خانه، تأمين خوراك و پوشاك و نظاير اينها داشته باشند.» وى با تأكيد بر نقش زنان براى تحقق و اجرايى شدن اين برنامه ها مى افزايد: «لجام گسيختگى در خريد و پول خرج كردن هنگامى اتفاق مى افتد كه خانواده برنامه مالى ندارد يا مدير اقتصادى كه به طور معمول زن خانواده است قدرت اجرايى ندارد. بايد بپذيريم كه بازار براى بقاى خود تلاش مى كند تا اشتهاى مصرف را در خريداران افزايش بدهد. پس اين ما هستيم كه بايد با درايت و منطق و به منظور حفظ منافع خود، اختيارمان را به دست بازار ندهيم.» * 5 قانون طلايى اگر تاكنون عادت داشته ايد، هر روز يا هفته اى چند بار به مراكز خريد برويد و بدون هدف خريد كنيد، طبيعى است كه نتوانيد به يكباره اين عادت را ترك كنيد. نخستين گام، اراده ترك اين عادت است و بعد اگر نخواستيد چون پر كاهى بى اراده به دست امواج نو به نوى بازار به هر سو كشيده شويد، چاره اى نداريد جز اين كه به شيوه تأمين مايحتاج خود نظرى دوباره بيندازيد. اميرملك، به عنوان كارشناس و مشاور اقتصادى راهكارهاى زير را براى برداشتن نخستين گام ها ارائه مى كند: ۱ـ در مورد خريد هر وسيله اى نظير لباس، وسايل آشپزخانه و زندگى، حتى خوراك قبل از ورود به بازار تصميم بگيريد. بهتر است براى خريد اين وسايل در خانواده، قانون وضع كنيد. براى مثال اين كه اعضاى خانواده سالى چند بار مى توانند لباس بخرند. ۲ـ درآمد خود را براساس نيازهاى ضرورى نظير مسكن، خوراك، پوشاك، هزينه هاى درمانى و بيمارستانى به صورت ماهانه و سالانه تقسيم بندى كنيد. ۳ـ اهداف بلندمدت خود را مشخص كنيد. به طور دائم درباره چگونگى تحقق اين اهداف با اعضاى خانواده حرف بزنيد. گاهى ممكن است تحقق هدفى مثل خريد خانه يا خودرو چند سال طول بكشد اما هرگز نبايد به بهانه زمان دار بودن اين خواسته، آن را پشت گوش انداخت. ۴ـ تعيين اهداف كوتاه مدت براى خانواده از اين نظر مطلوب است كه تحقق آن را خيلى زود به چشم مى بينند و از به دست آوردن اين پيروزى لذت مى برند. پس تلاش مى كنند تا در راه تحقق هدف هاى بزرگ تر گام بردارند. (لازم است مدير اقتصادى خانه در صورت لزوم به بقيه تذكر بدهد كه به طور مثال دستيابى به رؤياى سفر با كمك همه شما در صرفه جويى يا تنظيم مخارج خانه مهيا شده است.) ۵ـ اعضاى خانواده بايد مجاب بشوند تا به برنامه ريزى اقتصادى احترام بگذارند و تخطى از آن را لطمه به اهداف جمعى شان محسوب كنند.
|