چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۳ جمادى الاول ۱۴۲۸
Wed, May 30, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
ماجرا
رودررو
سلامت
مشاهدات گزارشگر اعزامى شبكه تلويزيونى استراليا
بحران مقبوليت در ايالات متحده
مشاهدات گزارشگر اعزامى شبكه تلويزيونى استراليا
يك روز با يهوديان ايران
293157.jpg
ترجمه و تنظيم : آزاده حاج اسفنديارى

زندگى اقليت هاى دينى ايران، سوژه اى جذاب براى دو گروه افكار عمومى و سياستمداران جهان غرب بوده است. اين دو گروه از دو منظر متفاوت پيگير زندگى يهوديان و مسيحيان ايران بوده اند. افكار عمومى همواره طالب شناختى تازه از شرايط اجتماعى و حقوق سياسى همكيشان خود بوده اند اما طيف سياستمداران از دريچه منافع و علايق سياسى خويش اين موضوع را در دستور كار قرار داده اند.
در نهايت اين سياستمداران و دولتمردان بوده اند كه قضاوت خود درباره وضع اقليت هاى دينى ايران را بر كرسى نشانده اند. دست كم پرونده ۳۰ ساله بحث حقوق بشر در مغرب زمين، اين واقعيت را بيان مى كند كه قاطبه افكار عمومى در فضاى سياست زده ايران و غرب، هيچ گاه مجال آن را نيافته تا زندگى اقليت هاى دينى ايران را به دور از حب و بغض ها و ملاحظات سياسى نظاره كند و نتيجه اين يكسويه نگرى ، آن شده كه تصوير رايج جهان مسيحى از زندگى پيروان اديان را نه يافته ها و مشاهدات محققان و سياحان كه گزارش ذهنى ديپلمات هاى مقيم اروپا و آمريكا شكل داده است. بنابراين چندان جاى شگفتى نيست كه هر روزنامه نگار و گزارشگر اروپايى يا آمريكايى كه به انگيزه يافتن تصويرى از زندگى اقليت هاى دينى در محله ها و مناطق هموطنان آشورى و ارمنى و زرتشتى گام مى نهد با احساسى از حيرت و شگفتى گزارش خود را به پايان برد.
شالوم سلام ، گزارشگر شبكه تلويزيونى استراليا است كه درمأموريتى براى تحقيق از زندگى جامعه يهوديان ايران به ميان اين گروه از هموطنان مى رود، او كه با ذهنى پراز سؤال و بدبينى سفر تحقيقى خودرا شروع مى كند در پايان به پاسخ هايى از زبان خوديهوديان ايران مى رسدكه شنيدنى است. گزارش اين خبرنگار به صورت فيلم مستند پخش شده كه متن پياده شده اين فيلم اكنون پيش روى شما است.
* گروه بين الملل

انتظار مى رود جمهورى اسلامى ايران، آخرين كشورى باشد كه يهوديان ساكن آن با آزادى كامل به شعائر دينى خود عمل مى كنند. محمود احمدى نژاد، رئيس جمهور ايران، مى گويد: جامعه يهوديان ايران بزرگترين جامعه يهودى ساكن خاورميانه و خارج از خود اسرائيل است.
برون وين (Bronwyn Adcock) گزارشگر شبكه تلويزيونى ديت لاين استراليا در مأموريت خود در ايران در يك مراسم مذهبى مربوط به يهوديان در كنست شركت كرده است.
گزارشگر: برون وين ادكك
امشب در يك ساختمان قديمى و بسيار ساده واقع در مركز تهران، رويداد مهمى در حال وقوع است. عده اى از يهوديان ايران، به منظور يادبود داستانى باستانى ، در حال برگزارى جشنواره پوريم (Purim) هستند. اين برنامه ثابت مى كند سابقه يهوديان در ايران از قدمتى ۲۵۰۰ ساله برخوردار است.
هارون ياشايى، رهبر جامعه يهوديان مى گويد: «در حقيقت ايران موطن فرهنگى يهوديان است و جالب است اضافه كنم كه تعداد مكان هاى مربوط به يهوديان در ايران، بيشتر از مكان هاى موجود در اسرائيل است.»
گزارشگر: نزديك به ۳۰ سال است جامعه يهوديان ايران در جمهورى اسلامى ايران زندگى مى كنند.
روبرت خالدر، عضو انجمن كنست معتقد است پيروزى انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹ براى هواداران دين يهود بسيار خوب بوده است. او مى گويد: دستاورد مهم انقلاب اسلامى براى يهوديان ساكن ايران، مذهبى تر شدن آنهاست. ظاهراً مردم با زندگى در يك جامعه مذهبى، بيشتر به سمت اعتقادات و شعائر مذهبى گرايش پيدا مى كنند تا يك جامعه غيرمذهبى.
گزارشگر: يهوديان ساكن ايران بيشتر ترجيح مى دهند زندگى بى سر و صدايى داشته باشندو از تفتيش خبرنگاران خارجى در مورد وضع زندگى خود در يك كشور مسلمان چندان خوش شان نمى آيد. روبرت از جمله افرادى است كه حاضر مى شود با من صحبت كند، او مى گويد: من نمى دانم كه چرا پاسخ اين پرسش ها براى شما اينقدر اهميت دارد. ما در ايران به راحتى زندگى مى كنم و تمامى مراسم مذهبى، سنتى و فرهنگى خود را با آزادى كامل برگزار مى كنيم. اما همان طور كه گفتم امكان دارد اين مسائل در خارج از ايران و بويژه كشورهاى غربى نشان داده نشوند.
گزارشگر: با توجه به دشمنى دولت ايران با دولت اسرائيل، حضور يك جامعه يهودى در ايران اساساً غرب را شگفت زده كرده است و در اين ميان بحث هاى مربوط به هولوكاست، يهوديان ساكن ايران را در مركز توجه دنيا قرار داده است. موريس معتمد نماينده يهوديان در مجلس، فردى است كه در درجه اول خود را يك ايرانى و سپس يهودى مى داند. وى آزادى عمل يهوديان را به اين صورت بيان مى كند كه در زمينه موضوع هولوكاست ديدگاهى متفاوت از نگاه برخى مسئولان مطرح كرده است.
گزارشگر: موريس معتمد مى گويد: با وجود مجادلات و اختلاف نظرهايى كه به وجود آمد، سياستمداران ايرانى ديدگاه واحد درباره مباحثه مناقشه انگيز يهوديان ندارند.
نماينده يهوديان مى گويد: خوشبختانه تا به حال هيچ تهديدى عليه امنيت جامعه يهودى وجود نداشته و دليل اصلى آن اين است كه سياست كلى جمهورى اسلامى هرگز ضديت با يهوديان را دامن نزده است و اميدواريم اين سياست در آينده نيز ادامه داشته باشد.
گزارشگر: اين روزها شاهد گزارش هاى متعددى از رفتارهاى خشونت آميز ميان اقليت هاى دينى از جمله يهوديان در بعضى از كشورهاى اروپايى هستيم، در حالى كه تمامى شواهد و مدارك نشان مى دهند در ايران مسلمانان و يهوديان با يكديگر رفتارى بسيار دوستانه دارند و وجود يك بيمارستان يهودى در جنوب تهران به خوبى گوياى اين حقيقت است. اين بيمارستان يكى از ۴ بيمارستان خيريه يهوديان دنيا و ظاهراً يكى از بهترين بيمارستان هاى ايران نيز است و من همراه يك مرد مسلمان كه نزديك به دو دهه است كه در اين بيمارستان كار مى كند، از قسمت هاى مختلف آن ديدن كرده ام. به بخش مراقبت هاى ويژه (U.C.I) مى رسيم. يهوديان و مسلمانان، بيماران و كاركنان اين بخش را تشكيل مى دهند. فرنگيس كه يك يهودى است مسئول رسيدگى بخش است.
فرنگيس هسيم مى گويد: ما از هر كسى كه به اينجا مى آيد فقط در مورد بيمارى و ناراحتى او سؤال مى كنيم و هيچ كارى با عقايد، مذهب و ايدئولوژى او نداريم. او تأكيد مى كند كه بيش از ۹۵ درصد بيماران ما غيريهودى هستند.
- گزارشگر: بودجه اين بيمارستان در اصل به وسيله يهوديان داخل و خارج از ايران تأمين مى شود، اما اخيراً دولت آقاى احمدى نژاد كمكى به مبلغ ۲۵ ميليون تومان - معادل ۳۲ هزار دلار - به اين بيمارستان كرده است.
دكتر سيامك مرسدق رئيس بيمارستان مى گويد: رقم اين كمك مهم نيست اما نفس اين اقدام برروى ما تأثير فرهنگى دارد و دولت با اين كار خود نشان مى دهد خواستار پابرجاماندن و فعال بودن اين بيمارستان است.
- گزارشگر: درواقع اين اقدام در بردارنده يك پيام مثبت نيز هست؟
دكتر مرسدق:
بله. اين پيام مثبت به ما مى گويد اوضاع بدنيست و هيچ مشكل خاصى ميان جامعه يهوديان ايران و ساير اقوام و نيز دولتمردان ايران وجودندارد.
- گزارشگر: يهوديان در سراسر تهران، حضورى پراهميت و تاحدى محتاطانه دارند. در اين ساختمان كتابخانه اى وجوددارد كه در آن كتاب هاى مختلفى به زبان هاى فارسى و عبرى يافت مى شود و در قسمتى از كتابخانه نيز تصوير آيت الله خمينى (ره) به چشم مى خورد. كمى آن سو تر تمثالى منتسب به حضرت موسى(ع) قرارگرفته است. همچنين در اين منطقه يك قصابى و يك رستوران نيز گوشت ذبح اسلامى را به مردم عرضه مى كند.
سعى مى كنم تا با بعضى از جوانان يهودى ايران كه معتقدند غربى ها برداشت هاى غلطى از كشور آنها دارند صحبت كنم. زنى مى گويد: غربى ها تصور مى كنند ايران كشورى عقب مانده و توسعه نيافته است. اما واقعيت اين نيست. در همين هنگام يك عضو جامعه يهوديان سعى مى كند مصاحبه ما را تكميل كند. او درعين توضيحات اش، به مترجم ما يادآورى مى كند كه فرصت مقرر ما براى ضبط برنامه از انجمن روبه پايان است.
- گزارشگر: گفته مى شد در ايران آزادى بيان وجودندارد، گزارش وزارت خارجه آمريكا متذكر شده است كه يهوديان ايران از صحبت كردن در مورد وضع ناخوشايند خود اكراه دارند. اما موسى بابا، فروشنده معروف عتيقه جات كه ساكن تهران است نمونه عالى براى رد اين ادعا است كه يهوديان ايران از درجاتى از آزادى برخوردارند كه براى بسيارى از غربى ها شگفت انگيز است. طورى كه در سال هاى اخير، يهودى هايى مانند بابا، آزادانه از اسرائيل ديدن كرده اند.
موسى بابا: برخى مسئولان حتى روزهاى شنبه به كشور ما آمده و به ما گفته اند: «شما مى توانيد هروقت كه خواستيد به اسرائيل سفر كنيد» و به ما اطمينان خاطر مى دهند كه هيچ مشكلى ما را تهديد نخواهدكرد و من هرسال به كشورهاى تركيه، اسرائيل و آمريكا سفر مى كنم.
- گزارشگر: بسيارى از يهوديان ايرانى، آزادانه به كشورهاى ديگر سفر مى كنند، آمار و ارقام نشان مى دهند تعداد يهوديانى كه براى هميشه ايران را ترك مى كنند رو به كاهش است. با وجود اين كه فرزندان و نوه هاى موسى بابا در اسرائيل زندگى مى كنند، او معتقداست كه وطن اصلى اش ايران است.
موسى بابا: من عاشق ايران هستم. به دليل اين شيفتگى به ميهن سفر من به خارج از كشور تنها ۲۰ روز طول مى كشد. مسلمانان ايران، مردمانى فوق العاده و منحصر به فرد هستند. آنها انسان هايى با ايمان و خداترسند كه احترام زيادى به من مى گذارند.
- گزارشگر: آيت الله خمينى(ره)، رهبر انقلاب اسلامى ايران، به طور شگفت انگيزى زمينه را براى حمايت از يهوديان در ايران فراهم كرد. هارون ياشايى، رهبر جامعه يهوديان است كه پيش از پيروزى انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹ با امام خمينى(ره) در تماس بوده است.
هارون ياشايى: ديدگاه صريح و خالى از ابهام امام (ره) بر اين اصل استوار بود كه صهيونيسم يك ايدئولوژى سياسى است و به همين جهت ايشان مخالف صهيونيسم بودند، اما درمقابل، يهوديت را يك مذهب مى ديدند و به آن احترام مى گذاشتند.
يهوديان ايران، براساس انديشه امام خمينى(ره)، شهروندان ايران هستند و حقوق آنها به عنوان يك ايرانى همانند ساير ايرانيان قابل احترام است.
- گزارشگر: مطمئناً يهوديان ايرانى نسبت به اقليت هاى مذهبى ديگر زندگى بهترى دارند. اما موريس معتمد نماينده مجلس مى گويد: تبعيض در هر جامعه اى وجوددارد.
او مى گويد: اگر شما بخواهيد حقوق اقليت هاى مذهبى را مقايسه كنيد شايد در اينجا هم تفاوت هايى وجودداشته باشد. اما در اين سال ها بعضى اين تفاوت ها را با موفقيت از ميان برده ايم و به دنبال يافتن راه حل هاى ديگرى براى ساير تفاوت ها هستيم.
- گزارشگر: يكى ازاين تفاوت ها به وكلاى يهودى مربوط مى شود. باز در همين چارچوب نماينده يهوديان اميدوار است كه با اصلاحات قوانين مدنى يهودى ها هم بتوانند در پست هاى حساس ارتقا يابند و يا در بعضى از وزارتخانه هاى دولتى نيز براى رسيدن به سطوح بالاتر مديريتى به مشكل برخورد نكنند.
- گزارشگر: درباره نگاه ايران به حوادث اسرائيل و وقايعى كه به مرگ فلسطينى ها يا يهوديان منجر مى شود، مى پرسم و معتمد مى گويد: به عنوان نماينده جامعه يهوديان در مجلس هميشه مخالف اعمال خشونت و كشتار مردم بى گناه بوده ام.
- گزارشگر: از نظر شما، يا هر يهودى ايرانى ديگر، حمايت اسرائيل كاملاً غيرممكن به نظرمى رسد؟
معتمد: سياست خارجى ايران، اسرائيل را به رسميت نمى شناسد. در هرحال، ما بخشى از جامعه ايران هستيم و موافق سياست هاى دولت ايران هستيم.
- گزارشگر: شايد براى غربى هايى كه سابقاً شاهد تضاد و كشمكش ميان يهوديان و مسلمانان ساكن فلسطين بوده اند، تصور زندگى سرشار از خوشحالى يهودى ها در يك كشور مسلمان عجيب باشد. اما اين مسأله در ايران غيرعادى به نظرنمى رسد.
هارون ياشايى: هيچ كس نمى گويد من مسلمانم و تو يهودى هستى. پيوند فرهنگى ايران با يهوديان از پيوند با ساير مسلمانان محكم تر است. وجوه اشتراك مسالمت آميز ميان دين يهود و اسلام نزديك تر از ساير اديان است و اعتقادات دين يهود و دين اسلام با هم در نظمى كامل به سر مى برند.
بحران مقبوليت در ايالات متحده
عصر بى اعتبارى
293130.jpg
سيلوى كوفمن ‎/ ترجمه : حسين قنبرى گرمى

اكنون نظام سياسى آمريكا بيش از هر دوره ديگرى در بحرانى بنام تنزل مقبوليت زمامداران گام نهاده است؛ با سقوط پل ولفوويتز، نماد ديگرى ازنخبگان سياسى آمريكاى پس از حوادث ۱۱ سپتامبر فرو ريخت. رسوايى وى در رأس بانك جهانى با اين كه دليلى شخصى داشت اما زمانى صورت گرفت كه آمريكايى ها سعى در جلوگيرى از تخريب چهره نظام سياسى شان داشتند، چرا كه در دوره رهبرى جورج بوش به خاطر انحراف هايش، تصوير سياهى از ايالات متحده در نزد جهانيان ارائه كرده و حتى وفادارترين متحدان را مبهوت كرده است.
به نظر كارشناسان، آسيب هاى كنونى نظام سياسى ايالات متحده، راه بسيار درازى براى اصلاح شدن دارد. هنوز زندان گوانتانامو وجود دارد، نيروهاى نظامى آمريكا بدون اين كه به راه حلى در بحران عراق رسيده باشند با اعزام نيروهاى جديد بر دامنه تشنج افزوده است و تدابير امنيتى موجود در آمريكا، اين كشور را به سرزمينى نامناسب براى خارجى ها تبديل كرده است.
اما پيروزى دموكرات ها در كنگره در نوامبر سال ۲۰۰۶ نقطه عطفى بود كه نوعى اشتياق افكارعمومى آمريكابه تغيير عميق ذهنيت ها در زمينه هاى گوناگون را منعكس كرد. اگر مقامات ايالات متحده چشمانشان را پس از يك خواب طولانى باز كنند خواهند ديد كه امروز نه تنها اشغال عراق بلكه طراحان اين سياست و دلايلى كه آنها براى اشغال اقامه مى كنند زير سؤال رفته اند.
با اين توصيف مى توان انتظار داشت كه از اين پس در صحنه سياسى آمريكا چرخش ها بسيار تماشايى تر خواهد بود، جايى كه نمايندگان دموكرات مانند هيلارى كلينتون كه كانديداى رياست جمهورى سال ۲۰۰۸ شده است، در سال ۲۰۰۲ جزو مشوقان حمله به عراق بودند، اما در۲۰۰۶ با همين كارت جنگ عراق، موجب كاهش محبوبيت شديد بوش و شكست تاريخى جمهورى خواهان شدند.جدال براى تغيير سياست جنگى بوش آنچنان اوج گرفته است كه بسيارى از صاحبنظران، جنگ عراق را جنگ ميان بوش و اكثريت دموكرات ها تعبير كرده اند.
اما اكنون بوش بيش از هر زمان ديگرى در موضع دفاعى قرار گرفته است زيرا بيشتر طرفداران نئومحافظه كارش كه طراحان اصلى حمله به عراق بودند، مانند پل ولفوويتز و داگلاس فيث، دولت وى را ترك كرده اند. عده اى ديگر مانند فرانسيس فوكوياما كه درفرداى ۱۱سپتامبر به اتفاق روشنفكران ليبرال، خواهان توسل به زور بر ضد مخالفان آمريكا شدند اكنون منكر حرف هاى خود شده اند و سرانجام گروه سومى مانند ريچارد پرل، دست هاى خود را به نشانه تسليم در برابر انتقادات شديد و موج مخالفت افكار عمومى و نخبگان آمريكا بالا برده اند.
ديك چنى معاون بوش هم كه در گذشته قدرت كاملى به شمار مى رفت (بويژه پس از محكوميت رئيس دفتر سابقش يعنى لوئيس اسكوتر ليبى،
به خاطر نقشش در بى اعتبار كردن مخالفان جنگ عراق) بسيار تضعيف شده است. جان بولتون سفير آمريكا در سازمان ملل فراخوانده شد، دونالد رامسفلد وزير دفاع، پس از شكست انتخاباتى سال ۲۰۰۶ قربانى شد و جانشين اش رابرت گيتس نيز تفاوت چندانى با وى ندارد. گيتس نيز كه از كنگره خواسته است تا وى را در يافتن راه حلى براى بستن گوانتانامو كمك كنند با نخستين رسوايى خود در مداواى مجروحان جنگى در بيمارستان هاى نظامى روبه رو گشت و مجبور شد تا مسئولان اين رسوايى را مجازات كند، كارى كه رامسفلد پس از فجايع ابوغريب از انجام آن امتناع ورزيد.
دراين فهرست بلند، نمى توان ازنام ونقش جرج تنت رئيس سابق سيا، سخنى نگفت كه به تازگى در كتابى، با نسنجيده و كوركورانه خواندن اقدامات چنى و اطرافيانش، اشتباهات آنان را در حمله به عراق افشا كرده است.
بدون شك، توجيه حمله به عراق و اصرار بر ادامه يك راه اشتباه، منشأ اين بحران مقبوليت و عامل شديد ترين انتقادات بر ضد هيأت حاكمه آمريكاست. اگر افشاى حقايق در مطبوعات گاهى جنبه انتقام به خود گرفته باشد امرى تصادفى نيست. رسانه ها نيز كه در جنگ عراق حقايق را تحريف كرده بودند اكنون به دنبال كسب اعتبار از دست رفته خويش هستند.به همين دليل عطش افشاگرى دررسانه هاى امروز آمريكابسيار بالاست. هرروز آنها با پخش چند خبر داغ از زندان هاى مخفى سيا و يا رسوايى بيمارستان هاى نظامى آمريكا در اين مسير گام بر مى دارند.پژوهشگران و مؤلفان سياسى نيز در كتاب ها به نوبه خود دروغ بزرگ سلاح هاى كشتار جمعى عراق را هر روز حكايت مى كنند.
نكته جالب اين جدال اين است كه همه نمادهايى كه زمانى پس از۱۱ سپتامبر مقدس شمرده مى شدند، اكنون به چالش كشيده شده و مورد حمله قرار گرفته اند. ديگر از زمانى كه تونى بلر آشكارا عبارت «جنگ بر ضد ترور» را كنار گذاشت، تابويى براى انتقاد از اين مفهوم وجود ندارد.
در اين بازنگرى تاريخى، اقدامات قضايى پس از ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تروريسم و اثرات اين اقدامات بر آزادى هاى فردى مورد مخالفت افكار عمومى ونقدنخبگان قرار گرفته است. به طورى كه در جلسه اى در بروكسل (در اواخر آوريل) كه از سوى مركز تحقيقات آمريكايى «ژرمن مارشال فوند» برگزار شد، استفان برير، قاضى دادگاه عالى، كه در گذشته بسيار محافظه كار بود، اين بار به طور آشكارا مخالفت خود با اقدامات بوش در رابطه با نقض آزادى هاى فردى را اعلام كرد و گفت: «ما بايد قانونى بسيار قاطع براى دفاع از آزادى هاى فردى داشته باشيم».
در همان جلسه، يكى از اساتيد حقوق دانشگاه جرج تاون واشنگتن اظهار داشت كه مردم ديگر تدابير و محدوديت هاى اعمال شده براى مبارزه با تروريسم را نمى پذيرند و بايد به فكر تدوين قوانين بلند مدت بود. دادستان آلبرتو گونزالس كه نقشى اساسى در توجيه قضايى شكنجه ها و بازداشت بدون محاكمه متهمان به اقدامات تروريستى داشت، تازه ترين مصداق از مؤاخذه كارگزاران حكومت است كه پس از ولفوويتز در كانون انتقاد كنگره و افكارعمومى واقع شده است.
تنها كاندوليزا رايس كه در بطن تصميم هاى سال ۲۰۰۳ آمريكا قرار داشت توانست از اين معركه فرار كند، اما به چه قيمتى و تا كى؟ زيرا قطار اقدام هاى دولت بوش ديگر نخواهد توانست مسافرانش را به سلامت به مقصد برساند.
منبع : لوموند
فرجام اندوهبار يك رفاقت
293133.jpg
ديدگاه تونى بلر مبنى بر تشكيل يك جامعه بين المللى قوى تر، او را وادار به حمايت از بوش در جنگ عراق كرد.
تاريخ براى هميشه، بلر نخست وزير بريتانيا را با توجه به پيشينه قتل عام در عراق به جورج بوش رئيس جمهور آمريكا پيوند خواهد زد. با وجود موفقيت هاى درخشان بلر در شكل دهى مجدد و احياى حزب كارگر، شكست او در عراق بر تمام دستاوردهايش سايه خواهد انداخت.
سفر بلر به واشنگتن و ديدار دو جانبه او با بوش براى چند روز تناقض هاى موجود در همكارى آن ها را تحت الشعاع قرار داد.
بوش و بلر با شركت در جنگ عراق، كارى مغاير ديدگاه اذهان عمومى انجام دادند. مدت ها قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر، بلر گفته بود كه هيچ كشورى به تنهايى قادر به حل تمامى مشكلات جدى قرن بيست و يكم نيست و دنيا تنها با همكارى بين المللى مى تواند با مشكلاتى مانند گرم شدن كره زمين و تروريسم جهانى مقابله كند.
بلر در سخنرانى مهم خود در ۱۹۹۹ در كلوپ اقتصادى شيكاگو تأكيد كرد كه هم اكنون همه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم اينترناسيوناليست هستيم و آرزوى رسيدن دنيا به پيشرفت وثبات در گرو اتحاد در پرتو دكترين جديدى درباره جامعه بين المللى است.
از نظر بلر، همه فعاليت هاى بين المللى عليه صدام، شكل تحقق يافته همين همكارى و اتحاد بين المللى است. بلر پيش از آغاز جنگ عراق در سال ،۲۰۰۳ حمله به عراق را فرصت مناسبى براى جامعه بين المللى دانسته بود تا با كمك آن ثابت كند كه با اتحاد مى توان قوانين جهانى را عملى كرد.
بوش كه از حمايت بلر استقبال كرده بود، در مورد عراق افكار ديگرى در سر مى پروراند. او معتقد بود كه انگيزه حمله به عراق هر چه كه هست، هدف اصلى اش نمايش پيامدهاى ناشى از تهديد سرمايه آمريكا بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر است و از نظر بوش جنگ عراق در حكم هشدار براى كشورهاى مخالف او است و اين كه محدوديت ها و اعمال فشار بر فعاليت هاى آمريكا نه تنها غيرضرورى، بلكه بى ثمر نيز است.
حتى بعد از جنگ عراق نيز بلر از موعظه كردن و برشمردن فضايل جامعه بين المللى كه در جست وجوى ارزش هاى جهانى است، دست برنداشت. اما او كه در مورد استراتژى عراق با بوش متحده شده بود، توانايى خود را در گسترش جامعه بين المللى تضعيف و در طول جنگ و بعد از آن نيز دنيا را از خود بيزار كرد و در حساس ترين لحظات نيز اينترناسيوناليسم جامع خود را در برابر سياست يك طرفه بوش پاكسازى نمود.
در زمانى كه بلر به تدريج از قدرت كناره گيرى مى كند، طرح اين پرسش منطقى خواهد بود كه آيا رهبران سياسى متمايل به چپ همقطار او در سراسر دنيا، از جمله دموكرات هاى آمريكايى، مى توانند از ميان ويرانه هاى باقى مانده در عراق و از درون ديدگاه هاى بلردر مورد جامعه بين المللى چيز باارزشى استخراج كنند. پاسخ اين سؤال مى تواند مثبت باشد، اما تنها بعد از كاوش هاى محتاطانه در ميان ويرانه ها. با نگاهى به گذشته مى توان ديد كه سخنرانى بلر در شيكاگو دربردارنده نكات روشنگرانه اى بود كه به توضيح شكست او در پيش بينى خطرهاى جنگ عراق كمك مى كرد.
سخنرانى وى بر مبناى دخالت هاى آمريكا در بوسنى و كوزوو تنظيم شده بود. وى درباره جنگ عراق از حسن نيت خود و بوش و محق بودنشان در تعيين حق و حقوق براى دنيا سخن گفت. اما ديدگاه بلر فاقد درك درست از جايز الخطا بودن انسان و ملت هايى بود كه از نظرات مربوط به سياست خارجى واقع گرايانه دوره جنگ سرد مانند رينولد نايبور پيروى كرده بودند.
جنگ عراق اين نقطه كور در ديدگاه بلر را فاش كرد. بنابرپيش بينى نايبور، جنگ اثبات كرده كه همواره در توانايى ما به منظور ساختن ساير جوامع يا حتى پيش بينى كامل عواقب اعمال ما محدوديت هايى وجود دارد. براى بلر، آغاز جنگ عراق به نوعى كامل كننده تمامى اشتباه هاى قبلى او بود. بلر تصميم خود مبنى بر حمله به عراق را بدون تأييد جامعه جهانى گرفته بود و با اين اقدام خود با اين چالش فكرى مواجه شد كه ديدگاه خود در مورد همكارى جامعه بين المللى را با تصميمى كه در مورد جنگ عراق گرفته بود، هماهنگ كند.
او در اين چالش فكرى از اين منطق افسر نيروى نظامى آمريكا در جنگ ويتنام استفاده كرد كه گفته بود براى نجات يك روستا بهتر است آن را ويران كنيم. بلر مى گفت كه اگر ائتلاف به رهبرى آمريكا ـ از آنجايى كه قادر به كسب اجازه سازمان ملل نيست ـ از اقدام خود عليه عراق خوددارى كند، عجز و ناتوانى جامعه بين المللى آشكار خواهد شد.
بلر در آخرين سخنرانى اش پيش از آغاز جنگ در پارلمان گفت كه اين محدوديت بيشترين ضربه را در آينده به قدرت سازمان ملل خواهد زد.
به عبارت ديگر، بوش و بلر تنها با بى احترامى به سازمان ملل قادر به حفظ آينده اقدام هاى جمعى بين المللى اند. اين بحث و گفت وگو به نحو بارزى اشتباه از آب درآمد. فقدان حمايت بين المللى و نبود مشروعيت جنگ به شدت كاربازسازى مجدد عراق را دچار مشكل كرد و تشديد جنگ ميان آمريكا و دنيا سبب از بين رفتن هدف بلر در بسيج جامعه جهانى عليه ساير تهديدهاى چندمليتى شد. همان گونه كه انتظار مى رفت، با ناديده گرفتن افكار جهانى، هيچ راهى براى بهبود همكارى بين المللى باقى نمانده است.
بلر بهتر از هر كسى از تراژدى همكارى خود با بوش در جنگ عراق آگاهى دارد. نكته طنزآميز همكارى آنها در اينجاست كه هر دو تقريباً تضمين داده اند كه جانشين آنان سياست خارجى عمل گرايانه ترى را دنبال خواهد كرد، آن هم نه با فراهم كردن يك الگوى رقابتى، بلكه با ارائه ارزش هاى جايگزين.
منبع: لس آنجلس تايمز

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   ميراث فرهنگى   |   ماجرا   |   رودررو   | 
|   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |