|
نگاهى به دوران گذارازبانكدارى ربوى در ايران
ابزارنوين دربانكدارى اسلامى
|
|
|
حسين گودرزى قدمت بانكدارى اسلامى به حدود ۵۰ سال پيش باز مى گردد. حدود ۴ سال پس از وقوع انقلاب اسلامى بانكدارى اسلامى به طور عملى در ايران آغاز شد و قانون بانكدارى بدون ربا يا بانكدارى اسلامى در ايران تصويب و اجرا شد، در آن موقع ايران در بحث بانكدارى اسلامى پيشتاز بود و اين پيشتازى نه تنها در ميان همه كشورهاى اسلامى بلكه در نظام بانكدارى بين المللى نيز بى سابقه بود. اگرچه بعدها كشورهاى اسلامى وحتى برخى كشورهاى غيراسلامى هم به بانكدارى اسلامى روى آوردند ولى تا به امروز تنها كشورهاى ايران و سودان هستندكه كل نظام بانكى خود را به عمليات بانكدارى اسلامى تبديل كرده اند. سيدحميد پورمحمدى معاون امور بانكى شركت هاى دولتى وزارت امور اقتصادى و دارايى معتقد است: كشورهاى اسلامى بعد از ايران به سمت بانكدارى اسلامى روى آوردند، نه تنها كشورهاى اسلامى بلكه بانك هاى بزرگ دنيا با توجه به گستره وسيع بازار پولى اسلامى بخش هاى خاصى را براى بانكدارى اسلامى تعريف كردند. البته بايد اشاره كرد كه مبنايى ترين بحث در بانكدارى اسلامى حذف ربا است كه در واقع ايران با پذيرش نظام بانكدارى بدون ربا بهره را در عمليات بانكى حذف و سعى كرد در چارچوب قراردادها و عقود شرعى رابطه ميان سپرده گذار و بانك، و بانك و مشترى را تعريف و تبيين كند. به طور كلى مى توان گفت: بانكدارى اسلامى مجموعه فعاليت هايى است كه افزون بر عمليات بانكى رابطه ميان سپرده گذار و بانك به نوعى تنظيم شود كه خالى از ربا باشد و شائبه ربا در آن نباشد. در عملياتى كه در بانكدارى هاى دنيا به شكل عمومى اتفاق مى افتد دو رابطه تعريف مى شود، يكى رابطه سپرده گذار و ديگرى رابطه اى كه بانك در مصرف منابع براى تأمين مالى طرح هايى كه مشتريان متقاضى آن هستند به آنها اختصاص مى دهد. در اين دو نوع نقل و انتقال پول اتفاق هاى بسيارى روى مى دهد. حساسيتى كه در بانكدارى اسلامى وجود دارد اين است كه در هيچ يك از دو طرف معادله، نوع قرارداد و نوع نقل و انتقال پول و منابع به شكلى نباشد كه ربا در آن ايجاد شود. به اين ترتيب در بانكدارى اسلامى ربا حذف شده و سود ناشى از فعاليت ها جاى آن را مى گيرد. تفاوت ربا و سود ناشى از معاملات، همان نكته اى است كه در قرآن كريم نيز به آن اشاره شده است. يعنى، بيع و منافع آن را حلال و ربا با هر شكل را حرام مى داند. به اين ترتيب با حذف ربا بايد به دنبال ابزار جديدى در بانكدارى اسلامى بود. نكته مهم در ابزارهاى جديد، اين است كه ابزارها چگونه با احكام غير ربوى و احكام بيع منطبق و حلال باشد. اگر چنين عقودى را بتوانيم طراحى و نيازها را برطرف كنيم كه ربايى در آن نباشد مى شود گفت كه در اين عمليات بانكى ربا نيست، بنابراين به بانكدارى اسلامى رسيده ايم. براى پى بردن به آنچه كه هم اكنون در بانكدارى كشور رايج است بايد گفت: بانك ها براساس قانون مكلفند، در آغاز هر سال ميزان حق الوكاله خود را به اطلاع همه مشتريان و سپرده گذاران برسانند و در سال ۸۶ بيشتر بانك ها ميزان حق الوكاله خود را ۱/۲ درصد اعلام كردند اما در كنار نرخ حق الوكاله بانك ها از قبل بايد نرخ سود على الحسابى را اعلام كنند كه ممكن است ارقام آن در كوتاه، ميان و بلندمدت تغيير كند و اين دو رقم يعنى نرخ حق الوكاله و نرخ سود على الحساب از قبل مشخص است البته رقمى كه به عنوان نرخ سود على الحساب اعلام مى شود تا پايان سال باقى مى ماند و وقتى كه سال مالى تمام شد و صورت هاى مالى به تصويب رسيد آن وقت مشخص مى شود كه بانك چه ميزان سود كسب كرده است و اگر مازادى وجود داشت، بانك آن را دوباره در ميان سپرده گذاران توزيع مى كند. اگر غيراز اين باشد، عمليات از چارچوب و قواعد شرعى خارج است. براى اعطاى تسهيلات بانكى حدود ۱۲ نوع عقد در بانك هاى ايران وجود دارد كه احكام هركدام از اين عقود با يكديگر تفاوت دارد و اگر تقسيم بندى كلى از اين عقود انجام گيرد، مى توانيم دونوع عقد تعريف كنيم، يكى عقود مبادله اى و ديگرى عقود مشاركتى . در عقود مبادله اى شخصى براى كارمعينى تسهيلات مى گيرد، براساس قانون عمليات بانكى بدون ربا، از آن رو كه بانك وكيل سپرده گذاران است اجازه ندارد پول را درجايى ببردكه اصل پول يا حتى سود سپرده گذاران دچار مخاطره شود. بنابراين بانك همواره تلاش مى كند كه شرايطى را براى خود در نظر بگيرد و اگر غيراز اين باشدو بانك ها به هركسى كه بخواهند اين پول را بدهند، طبيعى است كه سپرده گذاران اعتماد به نظام بانكى را از دست مى دهند. مديرعامل بانك توسعه صادرات ايران درمورد نقد عمليات بانكدارى اسلامى مى گويد: نخست اين كه ، تعداد عقود زياد است و ۱۲ عقد بسيار پيچيده داريم ، حتى بيان نام آن عقد هم سخت است چه برسد به آن كه انسان بتواند به تمام ظرايف و دقايق آن اشراف پيدا كند. به گفته طهماسب مظاهرى تعدادى از اين عقود در طى زمان متروكه شده اند، مانند عقدهاى مضارعه و مساقات كه ديگر در نظام بانكى ما وجود ندارد ولى هنوز حسابدارى مضارعه و مساقات وجود دارد، و تمامى عقود متنوع در همه بانك ها اجرا مى شود، يعنى ۱۲ عقد در ۱۶ بانك دولتى اجرا مى شود و هركدام از اين عقودحسابدارى و آموزش خاص خود را مى خواهد و همين مسائل هم موجب شده كه خيلى از مردم نگران صورى بودن معاملات باشند. به عقيده مديرعامل بانك توسعه صادرات نقد ديگر نظام فعلى بانكدارى اين است كه روز به روز نيازها و سلايق متنوع مى شود و نظام بانكى انعطاف اين مسأله را ندارد كه به سلايق خطرپذير و خطرگريز جواب دهد. اين نقدها باعث شد نظام بانكدارى به سمت ابزارهاى جديد برود. ابزارهاى جديد نظام بانكدارى از جمله هجينگ ، صكوك و استصناع است كه در پى به اختصار به بررسى مفهوم و كاربرد اين ابزار مى پردازيم. هجينگ انجام معاملات پوشش خطر نوسانات قيمت را هجينگ مى گويند. هجينگ (Hedging) به معناى بيمه قيمت درمقابل خطرات احتمالى ناشى از نوسانات قيمت در بازار است كه استفاده از اين امر مى تواند در تسهيل فرايند كارى بانكها، بيمه ها، بورس ، صادركنندگان و ... مؤثر باشد. همچنين هجينگ به روش هايى براى به كمترين حد رساندن خطر ناشى از تغيير قيمت ها اطلاق مى شود. دراستفاده از ابزارهايى كه براى نظام مهندسى مالى استفاده مى شود هدف اصلى ايجاد و خلق ابزارها يا روش هاى جديد به منظور پوشش خطر زيان است كه اين مفهوم كلى هجينگ را مى رساند. براساس نظرات كارشناسان و فقهاى اسلامى در اين زمينه دو راه وجود داردكه يكى مهندسى معكوس است كه در اين روش اصول هجينگ و اصول بانكدارى اسلامى بايكديگر تطبيق داده مى شود و راه حل دوم نيز آن است كه اصول اين كار در كشورهاى اسلامى ازجمله ايران خلق شود تا براى پوشش خطر در معاملات اسلامى داخلى و بين كشورى مورد استفاده قرار گيرد. دكتر مظاهرى دراين زمينه معتقد است : هجينگ نوعى ابزار و استراتژى براى پوشش خطرهاى مختلف سرمايه گذارى است و به عبارت ديگر تغييراتى كه اهداف يا استراتژى سرمايه گذارى را تغيير دهد ريسك يا خطر محسوب مى شود و هر سرمايه گذار بايد اين خطر را پوشش دهد و از ابزارهاى مختلفى براى پوشش اين خطر استفاده مى شود كه يكى از آن ها روش Hedg است كه در يك نمونه ساده همان بيمه محسوب مى شود. وى مى گويد: ممكن است تغييرات و اتفاقاتى كه در ارتباط با يك سرمايه گذار رخ مى دهد، طرح را زير سؤال ببرد كه در اين صورت اين پوشش مى تواند كارآمد باشد. استصناع: استصناع قرارداد سفارش ساخت بين دو شخص، اعم از حقيقى و حقوقى مبنى بر توليد كالايى با اوصاف خاص يا اجراى طرحى با ويژگى مشخص در آينده است. سفارش گيرنده با پيمانكار در ازاى گرفتن مبلغ آن در زمان توافق شده كه بخشى از آن مى تواند به صورت نقد و بخشى از آن به صورت اقساط به تناسب پيشرفت فيزيكى كار يا مستقل از آن باشد، متعهد مى شود، مواد اوليه كالاهاى مورد نياز طرح خودرا تهيه كرده و در زمان مشخص كالا يا طرح مورد نظر را به سفارش دهنده تحويل دهد. حجت الاسلام والمسلمين محمد تقى نظرپور، عضو هيأت علمى دانشگاه مفيد قم، بر اين باور است كه با توجه به معنى و مفهوم عقد كه تعهد متقابلى بين دو طرف معامله شكل مى گيرد به گونه اى كه نسبت به هم عهده دار پيمان متقابلى مى شوند، در مى يابيم استصناع عقد است. براين اساس مى توان براى مشروعيت اين عقد به آيه شريفه «يا ايهاالذين آمنوا اوفوا بالعقود» استناد كرد و عقد استصناع يك عقد مستقل است كه دلايل مشروعى را براى صحت آن مى توان ارائه داد. وى مى گويد: با استفاده از اوراق استصناع دولت، نهادها و سازمان هاى دولتى مى توانند منابع لازم رابراى اجراى طرح هاى مصوب كه به طور كامل توجيه اقتصادى و ملى دارند، تدارك ديده، به صورت مناسب كسرى بودجه را در اين زمينه تأمين كنند. استاد اقتصاد دانشگاه مفيد، امكان اعمال سياست هاى مالى انبساطى يا انقباضى را در موقعيت هاى ركودى با رونق اقتصادى يكى از كاركردهاى عقد استصناع دانست و اظهار داشت: براى اعمال سياست انبساطى دولت مى تواند به انعقاد اين قراردادها با سررسيدهاى كوتاه مدت بپردازد و براى اعمال سياست انقباضى مى تواند از اجراى طرح هاى مصوب صرف نظر كند. دولت مى تواند از جهت اعمال سياست پولى به شركت ها و مؤسسه هاى غيردولتى اجازه دهد در صورت دارا بودن ضمانت ها و مجوزهاى لازم از اين اوراق براى تأمين مالى طرح ها و پروژه هاى مورد نظر خود، استفاده كنند. آنچه تاكنون مطرح شد، قرارداد استصناع مستقيم بود اما زمانى كه طرح، كوچك باشد و وزارتخانه ها و مؤسسه ها نتوانند با پيمانكار جزء به طور مستقيم وارد مذاكره شوند، مى توانند با بانك قرارداد استصناع ببندند و بانك در جايگاه واسطه با پيمانكاران طرف قرار داد شود و در صورتى كه پيمانكاران در مدت اجراى طرح به هر دليل به پول نقد نياز داشته باشند مى توانند همه يا بخشى از اين اوراق را در بازار ثانويه به فروش برسانند يا به بانك هاى عامل داده، با نرخ تنزيلى توافقى به وجوه نقد دست يابند. تفاوت اوراق قرضه و استصناع با بخش حقيقى اقتصاد پيوند دارد به اين معنا كه انتشار بيشتر به معناى توليد بيشتر است اما انتشار اوراق قرضه ملاك نياز دولت به كسب درآمد است؛ حال درآمد حاصل از فروش اين اوراق مى تواند صرف طرح هاى عمرانى يا هزينه هاى جارى شود و وجود اوراق استصناع و دريافت مبالغ در سررسيد بدون آثار منفى تورمى است يا آثار منفى بسيار اندكى بر اقتصاد خواهد داشت و اين در حالى است كه اگر دولت بخواهد طرح سرمايه گذارى عمرانى و زيربنايى را به صورت نقدى و در طول زمان تأمين مالى كند، از آنجا كه توليد اين طرح ها پس از چندين سال انتظار وارد عرصه اقتصادى مى شود، مخارج دولت در اين زمينه به افزايش تقاضاى كل منجر مى شود كه اين خود به افزايش قيمت ها مى انجامد، اوراق قرضه كاركردى براساس نرخ بهره دارد ولى اوراق استصناع از نظر فقهى سند بدهى انتشاردهنده به دارندگان آن است و نرخ بهره اى بر روى آن درج نمى شود. عضو هيأت علمى گروه اقتصاد دانشگاه مفيد معتقد است: انتشار اوراق استصناع در كنار اوراق مشاركت و به عنوان مكملى براى آن و به منظور ايجاد تنوع در ابزارهاى مالى، مى تواند شرايط سرمايه گذارى و تأمين مالى كوتاه و بلندمدت طرح هاى عمرانى بخش دولتى و بخش خصوصى را تسهيل كرده، شرايط جذب نقدينگى طيف هاى خطرگريز مردم را فراهم سازد و اندوخته هاى مورد نياز منابع مالى مؤسسه هاى اقتصادى را گسترده تر و عميق تر نمايد. تأمين مالى كسرى بودجه دولت از راه انتشار اوراق استصناع مناسب تر از تأمين اين كسرى از راه استقراض از بانك دولتى يا افزايش قيمت نفت است. صكوك: «صكوك» مى تواند به عنوان گزينه مكمل اوراق قرضه (اوراق مشاركت) عمل كند و صكوك ابزارى براى جمع آورى نقدينگى و سرمايه گذارى ضرورت هاى فعلى نظام پولى و مالى كشور را وادار كرد كه ضمن انديشيدن به نهادها و ابزارهاى جديد، اقدام هاى خود را سرعت و شتاب بيشترى بخشد و از اين رو بررسى ابزارهاى جديد مانند هجينگ، صكوك و نهادهاى پولى و مالى جديد موضوعيت يافت تا با اتكا به اين ابزارها، اهداف چشم انداز و سياست هاى ابلاغى اصل ۴۴ قانون اساسى محقق شود. اصطلاح «صكوك» در اصل برگرفته از واژه عربى صكوك به معناى چك، نوشته بدهكار، سفته و قبض بدهى است و به طور معمول، به عنوان «اوراق قرضه اسلامى» تعريف مى شود. تمايزى كه ميان اين دو تعريف از صكوك وجوددارد، اساسى و مهم است. زيرا با تأكيد بر اين تفاوت، هدف از بكارگيرى صكوك به عنوان ابزارى جديد در بانكدارى اسلامى، فرضاً تقليد از اوراق قرضه مبتنى بر بهره در بانكدارى معمول نيست، بلكه ايجاد ابزارى ابتكارى است كه منطبق بر قوانين شريعت اسلام باشد. در نتيجه صكوك به عنوان اوراق بهادار با پشتوانه مالى تعريف مى شود كه بايد فى نفسه داراى ارزش باشد و نمى تواند براساس فعاليت هاى سفته بازى و سوداگرانه و درواقع فعاليت هايى كه بدون خلق ارزش و كار صورت مى گيرند، سودآورى داشته باشد. رشد و توسعه بازار صكوك در چندسال گذشته بيشتر به دليل نقش آن در مهار نقدينگى مطرح شده است. زيرا مديريت نقدينگى به عنوان يكى از اركان اساسى در راستاى گسترش بانكدارى و توسعه بازارهاى مالى اسلامى درنظر گرفته مى شود. انواع گوناگون صكوك سازمان حسابدارى و حسابرسى مؤسسه هاى مالى اسلامى (AAOIFI) استانداردهايى را براى ۱۴ نوع مختلف از صكوك منتشر كرده است: ۱- گواهى مالكيت بر دارايى هاى اجاره اى (صكوك اجاره) هدف ازانتشار اين اوراق (صكوك اجاره) فروش دارايى اجاره اى و سپس گرفتن ارزش آن با پذيره نويسى و انتقالش به افراد ديگر است. در اين شرايط، دارندگان صكوك اجاره به عنوان مالكان آن دارايى محسوب مى شوند. ۲- گواهى مالكيت در حق استفاده اين نوع گواهى داراى انواع مختلفى است كه عبارتند از: ۲-۱- گواهى مالكيت بر حق استفاده دارايى هاى موجود ۲-۲- گواهى مالكيت بر حق استفاده از دارايى هايى كه قرار است در آينده براساس سفارش ساخت، توليد شوند. ۲-۳- گواهى مالكيت بر حق استفاده از خدماتى كه از سوى يك عرضه كننده خاص ارائه مى شود؛ به منظور ارائه و فروش برخى خدمات از سوى يك توليدكننده مشخص - مانند استفاده از برنامه هاى آموزشى ارائه شده به وسيله يك دانشگاه - تهيه مى شوند. به اين ترتيب، ارزش خدمات ارائه شده از طريق درآمد حاصل از پذيره نويسى در اوراق گواهى (صكوك) حاصل مى شود و صاحبان اين اوراق داراى حق استفاده از خدمات ارائه شده خواهندبود. ۲-۴- گواهى مالكيت بر حق استفاده از خدماتى كه در آينده، براساس سفارش هاى كنونى ارائه خواهندشد. ۳- گواهى سلف (صكوك سلف يا سلم) افرادى كه داراى اين نوع از صكوك باشند به عنوان مالك توليداتى كه قرار است در آينده تحويل داده شوند، محسوب مى شوند. ۴- گواهى استصناع (صكوك استصناع) ۵- گواهى مرابحه ۶- گواهى مشاركتى با هدف بكارگيرى وجوه مالى جمع آورى شده از راه خريد صكوك مشاركتى، در به راه انداختن و تأسيس يك طرح جديد و يا توسعه و گسترش يك طرح درحال اقدام و يا در تأمين مالى يك فعاليت تجارى براساس يكى از قراردادهاى مشاركتى، مورداستفاده قرارمى گيرد. گواهى مشاركتى مى تواند براساس قراردادهاى: مشاركتى، مضاربه و يا به وسيله بنگاه هاى سرمايه گذارى تنظيم شود. ۷- گواهى مزارعه ۸- گواهى مساقات ۹- گواهى مغارسه ۱۰- گواهى امتياز بهره بردارى تفاوت صكوك و اوراق قرضه صكوك داراى بازده ثابت به اضافه سهمى از سود يا زيان ناشى از سرمايه گذارى است كه درصد سود و زيان مى تواند ثابت يا شناور باشد. به اين ترتيب، بازده صكوك مقدار ثابتى نيست و برحسب ارزش واقعى محاسبه مى شود. اين ابزار مالى اسلامى همچون اوراق مشاركت - كه يكى از ابزارهاى اعمال سياست پولى و مالى دولت ايران است - برحجم نقدينگى مؤثر است. اوراق قرضه تنها متعهد مى شوند اصل و فرع اين اوراق را در زمان سررسيد به دارندگان آن پرداخت كنند و در مقابل قرض دهندگان نيز هيچ دخالتى درچگونگى فعاليت قرض گيرندگان نداشته و در شرايط ركود و رونق با اطمينان كامل بازدهى حاصل از نرخ بهره را دريافت مى دارند. نظر به ممنوعيت ربا (بهره) در اسلام و الغاى كاركرد آن در نظام اقتصاد اسلامى و به تبع آن حرمت به كارگيرى ابزارهاى مبتنى بر بهره، ضرورى است نظام اسلامى براى تأمين بخشى از منابع مالى موردنياز دولت و بخش خصوصى در عرصه هاى مختلف اقتصادى از ابزارهاى غير از اوراق قرضه استفاده كند.
|