|
رازگشايى يك پرونده
|
|
|
|
با نظر هيأت عمومى ديوان عالى كشور
|
|
|
|
|
|
|
رازگشايى يك پرونده
فقط آن زن جوان از راز ساك دستى باخبر بود
|
|
|
خسرو مبشر زن در نقشه اش فكر همه چيز را كرده بود. او بود كه بسته هاى هروئين را در ساك دستى همسرش جاسازى كرد. مرد در نيمه راه به دام افتاد، اما ماجرا به همين جا ختم نشد. براساس اين گزارش، ۲ سال قبل به مأموران مبارزه با مواد مخدر مشهد اطلاع داده شد كه فردى به نام رحمان يكى از توزيع كنندگان بزرگ مواد مخدر در حال انتقال محموله اى به بيرجند است. مأموران با دريافت اين گزارش در يكى از پاسگاه هاى ايست و بازرسى فرد موردنظر را در اتوبوس مسافربرى شناسايى كردند. آنها پس از بازرسى از ساك دستى وى بيش از يك كيلوگرم هروئين كه در بسته هاى كوچك و در جداره ساك لباس به طرز ماهرانه اى جاسازى شده بود، كشف كردند، اما متهم در تمامى مراحل بازجويى و محاكمه در دادگاه انقلاب منكر حمل مواد مخدر و توزيع آن شد. وى در دفاع از اتهام هاى وارده مبنى بر داشتن يك كيلوگرم هروئين و حمل آن به شهرستان بيرجند به قاضى دادگاه گفت كه به هيچ وجه در جريان وجود مواد مخدر در ساك دستى اش نبوده و نمى داند اين مواد مخدر متعلق به كيست و چه كسى آن را در داخل ساك لباسش گذاشته است. وى در ادامه تحقيقات گفت: روز دستگيرى براى عيادت از پدر سالخورده اش عازم يكى از روستاهاى شهرستان بيرجند بوده كه توسط مأموران دستگير شده است. وى گفت: شب قبل از دستگيرى وقتى به خانه رفتم همسرم با نگرانى و اضطراب گفت كه از سوى خانواده ام خبر ناگوارى داده اند، اما دقيقاً نگفته اند چه اتفاقى رخ داده است. بعد هم از من خواست هرچه سريع تر خودم را به خانواده ام برسانم. بلافاصله به اداره مخابرات رفتم و خواستم با يكى از اقوام خود در آن روستا تماس بگيرم اما موفق نشدم و پريشان و نگران به خانه بازگشتم. آن روز همسرم نيز مانند من نگران و مضطرب بود. به همين خاطر ساك لباس هايم را آماده كرده بود و اصرار مى كرد هرچه زودتر به ديدن خانواده ام در بيرجند بروم. وى ادامه داد: با وجودى كه دلشوره داشتم تا صبح صبر كردم و سحرگاه همزمان با سپيده دم از خانه خارج شدم. به ترمينال مسافربرى رفتم. نااميد و نگران سوار اتوبوس شدم اما در نخستين ايست و بازرسى توسط مأموران دستگير شدم. وى در دفاع از خود گفت: من دو بار به خاطر اعتياد به زندان افتادم اما هيچ گاه قاچاقچى مواد مخدر نبوده ام و كسى را معتاد نكرده ام. براساس اين گزارش، همسر متهم نيز در جلسه هاى بازجويى، همسر خود را معتاد و سابقه دار معرفى كرد و يادآور شد كه شوهرش چند ماه قبل به اتهام مصرف مواد مخدر دستگير و زندانى شده است. وى افزود: ۳ روز قبل وقتى از زندان آزاد شد به من گفت چند روزى را براى ديدن خانواده اش به بيرجند مى رود. بعد هم از من خواست ساك لباسش را آماده كنم. اما من مخالفت كردم و گفتم تو هيچ وقت در خانه نيستى و اكنون كه از زندان آزاد شده اى قصد دارى به سفر بروى در نتيجه چون حال و حوصله او را نداشتم ساك لباسش را آماده كردم و او شبانه خانه را ترك كرد. من هم تلفنى موضوع را به خانواده اش خبر دادم و به آنها گفتم رحمان از زندان آزاد شده و براى ديدن شما به بيرجند مى آيد. براساس همين گزارش، دادگاه پس از رسيدگى به پرونده و محاكمه متهم او را به اتهام حمل بيش از يك كيلوگرم هروئين مجرم شناخت و به اعدام محكوم كرد. پرونده متهم با اعتراض وى براى رسيدگى نهايى به ديوان عالى كشور ارجاع شد. اما عبدالنبى ملاح زاده قاضى ديوان عالى كشور پس از رسيدگى موشكافانه به پرونده از اظهارات همسر متهم ۱۲ ايراد قضايى گرفت. از جمله اين كه، همسر متهم با چه كسى در بيرجند تماس گرفته است. در حالى كه خانواده رحمان ـ متهم ـ در روستاى محل اقامت شان تلفن نداشته اند. نكته ديگر اين كه چه كسى براى نخستين بار به همسر متهم خبر ناگوار را داده است. مواد مخدر كشف شده متعلق به كيست و از كجا تهيه شده است. در زمانى كه متهم در زندان به سر مى برد، چه كسانى به خانه اش رفت و آمد داشتند و... براساس اين گزارش با اعلام ايرادات قضايى پرونده براى رفع نقص به دادگاه انقلاب مشهد ارجاع شد. اين بار مأموران تحقيقات ويژه اى را از همسر متهم به عمل آوردند. تا اين كه پس از يك هفته تحقيقات مستمر، زن لب به اعتراف گشود و حقايق تكان دهنده اى را براى مأموران فاش كرد. او به مأموران گفت: حدود يك سال قبل با جوانى به نام ميثم كه راننده آژانس است آشنا شدم. مدتى بعد او به من پيشنهاد ازدواج داد و من هم كه از زندگى با شوهر معتادم خسته شده بودم، پيشنهادش را پذيرفتم. در نتيجه تصميم گرفتم براى رهايى از دست همسرم هرگونه هزينه اى را پرداخت كنم. به همين خاطر با تهيه ششصد هزار تومان پول نقد، همراه ميثم از يك قاچاقچى مواد مخدر حدود يك كيلوگرم هروئين خريديم. سپس هروئين ها را در بسته هاى كوچك در جداره ساك لباس همسرم جاسازى كردم. وقتى ـ رحمان ـ همسرم به خانه آمد با صحنه سازى او را وادار كردم براى ديدن خانواده اش به بيرجند برود. وقتى او سوار اتوبوس مسافربرى شد، ميثم مأموران را در جريان حمل مواد مخدر قرار داد كه مأموران او را دستگير كردند. وى در ادامه گفت: مواد مخدر متعلق به اوست و ميثم در اجراى نقشه به من كمك كرده است. قاضى دادگاه انقلاب پس از شنيدن اعترافات زن جوان او را به اتهام خريد و نگهدارى يك كيلوگرم هروئين به اعدام و ميثم، همدست او را نيز به اتهام معاونت در جرم و خريد مواد مخدر به ۵ سال زندان محكوم كرد. همچنين پرونده متهمان درباره موضوع رابطه نامشروع به دادگاه عمومى مشهد ارجاع شد. عبدالنبى ملاح زاده قاضى ديوان عالى كشور پس از بررسى مستندات و دلايل پرونده با رد اعتراض اين زن گزارشى براى رئيس ديوان عالى كشور مبنى بر مجرم بودن وى تهيه كرد كه آيت الله مفيد - رئيس ديوان عالى كشور- نيز حكم اعدام زن توطئه گر را تأييد كرد. براساس همين گزارش، ديوان عالى كشور شوهر اين زن را نيز از اتهام هاى وارده تبرئه و دستور آزادى او را صادر كرد. بدين ترتيب پرونده براى اجراى حكم به دادگاه انقلاب مشهد ارجاع شد.
|
|
|
|
|
با نظر هيأت عمومى ديوان عالى كشور
نجات يك زن محكوم به مرگ
|
|
|
بهروز آرمان
«تو را به خدا عجله كنيد؛ من يك نفر را با چاقو زده ام و دارد جان مى دهد...» اكرم اين جمله ها را پشت گوشى به تلفنچى مركز ۱۱۵ اورژانس تهران گفت و بعد نشانى محل وقوع حادثه را داد: بلوار وفادار تهرانپارس، پلاك... عقربه هاى ساعت، ۱۰ بامداد چهارشنبه - ۱۶ مرداد ۱۳۸۱- را نشان مى داد كه آمبولانس، آژيركشان به ساختمان قديمى رسيد. كمك رسانان تمامى توان و دانش خود را به كار بستند تا شايد مرد مجروح را نجات دهند؛ اما او بر اثر شدت خونريزى تسليم مرگ شد. به دنبال اين ماجرا افسران تجسس كلانترى ۱۴۴ تهرانپارس به سرپرستى سرهنگ عليرضا افشارپور به محل حادثه رفتند و تحقيق پليسى پرونده را در دستور كار خود قرار دادند. مأموران در برگه تحقيق مقدماتى نوشتند: به دنبال اعلام مركز پليس ۱۱۰ و اورژانس، خيلى زود به محل حادثه، كوى سوم غربى بلوار وفادار اعزام شديم. با ورود به حياط خانه ۸۰مترى جنازه طاق باز مردجوانى را ديديم كه روى زمين افتاده و خون اطرافش را گرفته بود. جاى يك ضربه كارد با عمق زياد زير كتف چپ و ريه مرد ناشناس به چشم مى خورد و خون از دهان و بينى اش جارى بود. رئيس شعبه ۱۶۰۸ دادگاه وقت جنايى تهران كه آن روز كشيك بود، پس از بررسى جنازه به بازجويى از زن پرداخت. اكرم ۲۶ ساله، شوكه شده و گوشه حياط، كز كرده بود. اين مرد را مى شناسى؟ او از ۱۰ روز پيش با تماس هاى تلفنى اش خواب و خوراك را از من و شوهرم گرفته بود. نام من و شوهرم را به خوبى مى دانست و يك تقاضاى شيطانى داشت. قبلاً هم او را ديده بودى؟ بله. جمعه گذشته كه در خانه ميهمان داشتم مقابل خانه مان آمد. همان موقع متوجه شدم او همان مزاحم تلفنى است. بعد چه كردى؟ مسأله را به شوهرم كه نقاش ساختمان است گفتم و او تأكيد كرد اگر آن مرد باز هم مزاحم شد هركارى از دستم برمى آيد انجام دهم تا شرفم لكه دار نشود. من هم چاقوى شوهرم را برداشتم و پيش خودم نگه داشتم. حدود ۱۰ صبح چهارشنبه بود كه مزاحم، زنگ خانه را زد. آن موقع داشتم سبزى خرد مى كردم. وقتى گوشه در را باز كردم مرد غريبه آن را هل داد، به زور وارد شد و دستم را كشيد. خواست به من دست درازى كند كه با كارد زدم تو كتفش. بلافاصله با خواهر و شوهرم تماس گرفتم و از اورژانس كمك خواستم. اكرم در ادامه تحقيق، اظهارداشت: شوهرم پيش ازاين حادثه به مخابرات شكايت كرده و خواسته بود مزاحم را رديابى كنند. نمى دانم آن مرد چگونه از همه چيز زندگى ام خبر داشت و هنوز نمى دانم او كيست؟ پليس هنگامى كه جيب هاى لباس قربانى را زير و رو مى كرد دفترچه تلفن كوچكى پيدا كرد كه نام مرد ۳۵ ساله اى به نام سعادت در صفحه نخست آن ديده مى شد و در صفحه ديگر، شماره خانه اكرم. مقتول، شماره و نشانى خانه شما را ازكجا آورده و در دفترچه نوشته بود؟ من اصلاً اطلاع ندارم. خدا را شاهد مى گيرم شماره و آدرس را به او نداده بودم. جلسه دوم دادگاه اكرم ۱۷ مرداد ۱۳۸۱ در دادگاه به سؤال هاى قاضى پرونده پاسخ داد. اتهام شما، قتل عمد است. چه توضيحى دارى؟ من فقط از خودم دفاع كردم و فكر مى كنم هركس ديگرى هم جاى من بود همين كار را مى كرد. سعادت، وارد اتاق هم شد؟ نه. وقتى او را در حياط ديدى، از كسى كمك نخواستى؟ نه. چرا؟ فرصت نبود. اگر غفلت مى كردم هيچ جوابى براى شوهرم نداشتم. آن موقع تنها بودى؟ فقط دختر ۲ ساله ام خانه بود. شوهرم ۷ صبح از خانه خارج شد و رفت سركار.ساعت ۸/۳۰ از خواب بيدار شدم. خواهرم تلفن كرد. مى گفت بچه اش نمى گذارد كارهاى خانه را انجام دهد. بنابراين دختر ۹ ساله ام را پيش او فرستادم تا از بچه كوچكش نگهدارى كند. نزديك يك ساعت و نيم بعد، زنگ خانه به صدا درآمد تا آمدم ببينم چه كسى است، مرد ناشناس با پا به در كوبيد و به زور وارد شد. همسر سعادت هم به قاضى و پليس جنايى گفت: ۱۴ سال پيش با سعادت ازدواج كردم و فرزندى نداريم. پدر و مادر شوهرم در شهرستان زندگى مى كنند و من نمى گذارم خون او پايمال شود. او مرد باغيرتى بود و آزارش به هيچ كس نمى رسيد. اين زن، ۶ روز پس از مرگ همسرش اعلام كرد: شوهر متهم همكار شوهرش بود. او احتمالاً آن روز براى دريافت طلبش به خانه دوستش رفته بود. فكر مى كنم انگيزه جنايت، اختلاف مالى بوده نه مسائل ناموسى. صابر - ۳۱ ساله - شوهر متهم نيز به كارآگاهان گفت: ۱۱ سال است با اكرم ازدواج كرده ام و هيچ اختلاف خاصى با هم نداشته ايم. من به پاكى او ايمان دارم و به شجاعتش افتخار مى كنم. مدتى بود مزاحم تلفنى داشتيم. اول تصور مى كردم مسأله خيلى زود حل مى شود اما نشد. براى شناسايى مزاحم به مخابرات شهيد ملكى، شكايت كردم و رديابى ها آغاز شده بود كه... وى در ادامه بازجويى ها از رخداد تلخى پرده برداشت كه رسيدگى به پرونده را وارد مرحله تازه ترى كرد. برادر زنى دارم كه ۸ سال پيش در يك روستا، دوره سربازى اش را مى گذراند. او همانجا به دخترى علاقه مند شده و قرار بود با او ازدواج كند اما بعدها به جرم رابطه نامشروع دستگير شد. برادر زنم پس از سيه بخت شدن آن دختر، حاضر نشد او را عقد كند. آن دختر كسى نيست جز خواهر سعادت و اين مرد براى انتقام جويى مزاحم من و همسرم مى شد. در پى افشاى اين راز، همسايگان اكرم نيز پاكدامنى اش را تأييد كردند و او را زن نجيب و وفادارى خواندند. با تكميل تحقيق ها، متهم بامداد ۸ دى ۸۱ در شعبه ۱۶۰۸ دادگاه وقت در حضور وكلاى مدافع و شاكيان، پاى ميز محاكمه نشست. پدر سعادت براى اكرم حكم مرگ خواست و وكيل مدافع اولياى دم، صابر را متهم به معاونت در آدمكشى كرد. وكيل متهم نيز در دفاع ازاين زن گفت: سعادت مى خواست انتقام زندگى خواهرش را از اكرم بگيرد. بنابراين دفاع موكلم مشروع بوده و بايد تبرئه شود. رئيس دادگاه در پايان با توجه به مدارك موجود، چنين رأى داد: با استناد به مواد ۲۰۶ و ۲۰۷ قانون مجازات اسلامى، برمبناى شكايت اولياى دم و تقاضاى آنان، اكرم به يك بار قصاص نفس و شوهرش صابر به پنج سال زندان با درنظر گرفتن روزهاى بازداشت پيشين محكوم مى شوند. حكم صادره با اعتراض وكيل مدافع به شعبه چهارم - ۴۰ فعلى - فرستاده شد و قضات با نقض دادنامه، پرونده را براى رفع نقص ها و ابهام ها به شعبه ۱۶۰۸ دادگاه وقت جنايى برگرداندند. بدين ترتيب رسيدگى به ماجرا از سرگرفته شد و شمارى از همسايگان در دادگاه گفتند بامداد ۱۶مرداد۸۱ صداى اكرم را از داخل حياط خانه اش شنيدند كه به فردى ناسزا مى گفت. در عين حال متهم براى چندمين بار سوگند خورد قصد آدمكشى نداشته و از شدت ترس، براى دفاع از خود دست به كارد برده است. رئيس شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى تهران با اعلام پايان محاكمه، دفاع اكرم را مشروع ندانست و در رأى جديد هم او را به اشد مجازات محكوم كرد. حكم صادره، با اعتراض مجدد وكيل مدافع متهم همراه بود. پرونده به شعبه ۴۰ ديوان عالى كشور رفت. قضات اين شعبه، با بررسى مدارك موجود نوشتند: ۱- متهم هيچ گونه آشنايى و رابطه اى با مقتول نداشته و دليلى برخلاف امر اقامه نشده است. ۲- در اقدام مقتول به مزاحمت تلفنى براى متهمه باتوجه به اعلام موضوع به مخابرات و كنترل تلفن مربوطه جاى شبهه نيست. ۳- پيشينه محكوميت قطعى مقتول به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدى منتهى به شكستگى استخوان جمجمه مضروب، تجرى او را مى رساند. ۴- گواهى پزشكى قانونى داير به ايراد يك ضربه چاقو به سمت چپ (قسمت تحتانى كتف چپ ص ۹۳ اظهارات متهمه را درمورد نحوه درگيرى مقتول با متهمه تأييد مى كند.) ۵- حضور مزاحم در حياط خانه متهمه محرز و مسلم است و مجاز بودن وى براى اين كار ثابت نشده و دليلى هم براى آن اقامه نگرديده است. ۶- با توجه به محكوميت قطعى برادر متهمه به جرم رابطه نامشروع و اين كه شاكى مذكور از برادر اكرم شكايت كرده بود و اين امر منجر به بدنامى و خانه نشين شدن مجنى عليها گرديده است، مى تواند انگيزه و علت اقدام به تعرض مقتول به متهمه باشد. ۷- با توجه به اظهارات متهمه اقدام هاى وى پس از جرح مقتول به نظر مى رسد، متهمه قصد قتل نداشته و فقط خواسته متعرض را از خود دور كند. ۸- با درنظر گرفتن اوضاع و احوال امكان توسل به قواى دولتى و وسيله اى آسان تر براى دفع متعرض و نجات خود در بين نبوده و عمل متهمه مشمول ماده ۶۲۵ قانون مجازات اسلامى و دفاع از عرض تلقى مى شود و قابل مجازات نيست. نظر به مراتب مذكور دادنامه صادره به استناد ماده ۲۶۵ قانون آيين دادرسى دادگاه هاى عمومى و انقلاب در امور كيفرى نقص و رسيدگى به شعبه ديگر دادگاه عمومى تهران سپرده مى شود. رئيس شعبه ۱۱۴۷ دادگاه عمومى تهران ۲۸ آبان ۱۳۸۴ لايحه دفاعيه وكلاى مدافع شاكى و متهمان را شنيد و خواستار بازسازى صحنه درگيرى در ساختمان قديمى شد. اكرم در جريان بازسازى صحنه به ۲ نكته جديد اشاره كرد: «وقتى مزاحم نامحرم را در اجراى نقشه شومش خيلى جدى ديدم ناسزا گفتم. امان نداد و رسيد روى پله. تا دست درازى كند با چاقو زدم.» با وجود اين قاضى شعبه ۱۱۴۷ با برگزارى جلسه محاكمه ۲۳ بهمن ۸۴ متهم را به يك بار قصاص نفس در حق اولياى دم محكوم كرد. اين بار پرونده در پى اعتراض وكلاى مدافع و تأكيد آنان بر دفاع مشروع اكرم، اصرارى تلقى و به هيأت عمومى ديوان عالى كشور متشكل از آيت الله مفيد - رئيس ديوان - ، آيت الله درى نجف آبادى - دادستان كل كشور - و قضات شعبه كيفرى ديوان سپرده شد. قاضى فولاد آملى - معاون رئيس شعبه ۳۵ ديوان عالى كشور - با تأييد رأى شعبه ۴۰ ديوان عالى كشور مبنى بر برائت متهم گفت: اين زن كه همسايگان، پاكدامنى و صداقت رفتارش را تأييد مى كنند، در دفاع از خود مرتكب قتل شده و بى شايبه اعتراف كرده است. همچنين شوهر او را نيز به صرف تعصب و غيرتش نمى توان متهم به معاونت در آدمكشى كرد. زن جوان در آشپزخانه سرگرم خرد كردن سبزى بوده كه مرد نامحرم به زور وارد خانه اش شده و شكى نيست كه اكرم از خود دفاع كرده است. در پايان اين نشست، بيشتر قضات حاضر با وجود اختلاف نظر برخى از همكاران خود، رأى شعبه ۴۰ ديوان عالى كشور را پذيرفتند و اتهام شوهر متهم مبنى بر معاونت در آدمكشى را رد كردند. حكم برائت اكرم نيز به او ابلاغ شد.
|
|
|
|
|
۱۵۰ دقيقه بازجويى از متهم رديف اول قتل كودكان در مرودشت
|
|
|
محمد غمخوارـ عامل اصلى قتل ۲ كودك در شهرستان مرودشت در دومين جلسه محاكمه جزئيات جنايات خود و همدستانش را تشريح كرد. به گزارش خبرنگار ما، دومين جلسه محاكمه چهارمتهم پرونده كه ۱۵۰ دقيقه به طول انجاميد به دليل حضور نيافتن يكى از اولياى دم قربانيان ناتمام ماند. ۴ متهم پرونده در حالى كه لباس زندان به تن داشتند ساعت ۹ صبح وارد شعبه دوم دادگاه كيفرى استان فارس شدند. سپس به دستور قاضى عرفانى زاده رئيس دادگاه، خانواده قربانيان نيز همراه وكلاى پرونده وارد محل برگزارى جلسه شدند. در ابتداى جلسه اعلام شد اولياى دم يكى از قربانيان به دليل نقل مكان از محل زندگى اش نمى تواند در جلسه حضور يابد. به همين خاطر ۵ قاضى دادگاه به تحقيق از متهم رديف اول پرونده پرداختند. وى كه از نظر سنى كوچك ترين فرد گروه است پس از حضور در جايگاه به تشريح نحوه ربودن دوكودك و قتل آنها پرداخت. او درباره انگيزه خود از اين جنايت ها گفت: خود من هم قربانى آزارجنسى هستم، مدتى قبل افرادى كه هويت شان را مى دانم مرا به محل خلوتى كشانده و مورد تعرض قراردادند. اين موضوع موجب شد من هم به خاطر حس كينه و انتقامجويى اقدام به ربودن كودكان و تعرض به آنها نمايم. بعد هم به خاطر اين كه دو قربانى هويت ما را مى دانستند و براى اين كه راز تعرض فاش نشود آنها را كشتيم. متهم در ادامه از قضات دادگاه خواست او را به پزشكى قانونى معرفى كنند تا پس از آزمايشات لازم صحت ادعاهايش ثابت شود. در ادامه جلسه دادگاه وكيل تسخيرى متهم نيز خواستار فرستادن متهم به پزشكى قانونى براى انجام آزمايشات لازم در مورد ادعاى وى و بررسى وضع روانى او شد. بدين ترتيب ساعت ۱۲ ظهر پس از ۱۵۰ دقيقه تحقيق از متهم رديف اول، رئيس شعبه دوم دادگاه كيفرى استان فارس، ختم رسيدگى به پرونده را صادر كرد و متهم رديف اول را براى انجام آزمايشات موردتقاضاى وكيلش به پزشكى قانونى معرفى كرد. عرفانى زاده رئيس دادگاه نيز در پايان دومين جلسه محاكمه در گفت و گويى اختصاصى به خبرنگار ما گفت: پس از طرح ادعايى در جلسه اول دادگاه از سوى متهمان، از كارشناسان سازمان پزشكى قانونى خواستيم با معاينه دقيق اجساد علت اصلى مرگ دو كودك را مشخص كنند. اين آزمايشات ۲ ماه طول مى كشيد. اما با همكارى مديركل پزشكى قانونى استان گروهى از كارشناسان بررسى هاى فشرده اى را آغاز و در مدت ۲ هفته نتايج بررسى هايشان را اعلام كردند. وى افزود: به دليل اين كه اجساد مدت طولانى در آب رها شده بود انجام آزمايشات با مشكل روبه رو شد. كارشناسان هم در گزارش خود اعلام كردند به احتمال قوى دو كودك بر اثر خفگى در آب جان سپرده اند كه گزارش پزشكى قانونى با اقرار متهمان يكسان بود. قاضى دادگاه درباره دومين جلسه محاكمه نيز گفت: پس ازاعلام گزارش پزشكى قانونى دومين جلسه محاكمه متهمان برگزارشد و قضات دادگاه از متهم رديف اول پرونده كه محور اصلى جنايات هولناك است، تحقيق كردند. وى خاطرنشان كرد: با توجه به اظهارات متهم درباره موردتعرض قرار گرفتن، از پزشكى قانونى خواستيم اين موضوع را بررسى كند، در صورت اثبات ادعاى پسر نوجوان پرونده ديگرى تشكيل و به تجاوز به عنف به او از سوى افراد ديگر رسيدگى مى شد. اما اين موضوع در اصل موضوع پرونده دو جنايت تأثيرى ندارد. البته اين احتمال نيز وجوددارد كه او براى اطاله دادرسى اين موضوع را مطرح كرده باشد. وى در پايان درباره اعترافات متهمان گفت: متهمان براى فاش نشدن كارهاى مجرمانه شان قربانى هاى خود را به قتل مى رساندند. متهمان براساس غريزه جنسى خود اقدام به اين جنايات هولناك كرده بودند و اين ادعا كه ديگر متهمان متأثر از حرف هاى متهم رديف اول با او همكارى كرده اند صحت ندارد. زيرا سن متهمان رديف دوم تا چهارم بيشتر از متهم رديف اول بوده و به بلوغ عقلى و جنسى نيز رسيده اند. ۴ متهم اين پرونده فروردين امسال پس از كشاندن ۲ كودك به كنار رودخانه كر در مرودشت به قربانيان خود تعرض كرده و پس از بستن دست و پاى قربانيان آنها را به داخل رودخانه انداختند. متهم رديف اول در بازجويى ها به تعرض و قتل نفرسومى نيز اشاره كرد كه جسد اين كودك و هويت او تاكنون كشف نشده است.
|
|
|
|