چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۳ جمادى الاول ۱۴۲۸
Wed, May 30, 2007
ورزشى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
ماجرا
رودررو
سلامت
نگاهى به ويژگى هاى جام قهرمانان اروپا
گلزن آرژانتينى رئال زاراگوزا از دستاوردهاى تيمش مى گويد
۳ طلا بر سينه ازبك ها
نگاهى به ويژگى هاى جام قهرمانان اروپا
ظلم به تيم هاى كوچك قاره سبز
293148.jpg
وصال روحانى

يوفا براى راضى نگه داشتن تيم هاى بزرگ اروپا سال ها است كه مجوز حضور تيم هاى سوم وچهارم ليگ برخى كشورها را نيز در جام قهرمانان اروپا صادر كرده است، اما...
ميلان از صدر جدول ليگ فوتبال ايتاليا فاصله اى چشمگير داشته و اصولاً ۳ سال است كه در اين ليگ اول نشده است. ليورپول هم فاصله اى شمارش نشدنى با منچستر يونايتد وچلسى را در جدول رده بندى ليگ انگليس تجربه كرده و از سال۱۹۹۰ به بعد در اين ليگ به افتخار قهرمانى نرسيده است.
با وجود اين چنين تيم هايى چهارشنبه شب هفته پيش ديدار فينال جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا را در شهر آتن در برابر يكديگر برپا داشتند و حكم به برترى ۱-۲ ميلانى ها دادند. مشكل چندساله اين پيكارها همين است: «چگونه مى توان نام جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا را بر اين رقابت ها گذاشت؟» در حالى كه تعداد قابل ملاحظه اى از تيم هاى حاضر در اين مسابقات هيچ وقت قهرمان ليگ كشور خود نشده اند و برخى شرح و وصفى همانند ميلان و ليورپول دارند، چگونه مى توان اين جام را با اسمى ناميد كه آورديم؟ اين جام حتى در تضاد با عنوانش تنها درنيمه نخست زمان برگزارى اش (ليگ) است و از يك هشتم نهايى به بعد يك حذفى مى شود و در مراحل مقدماتى اش نيز و پيش از آن كه ۳۲ تيم صعود كننده به ۸ گروه ۴ تيمى تقسيم شوند، باز «حذفى» است. پيدا كردن يك اسم واحد و در برگيرنده تمام اين حالات متضاد براى اين رقابت ها دشوار است اما قدر مسلم اين كه نه در تمام اوقات خود يك ليگ است و نه مختص قهرمانان ليگ هاى كشورهاى اروپايى است ووقتى به تيم هاى دوم تا چهارم ليگ برخى از كشورها نيز اجازه شركت در آن داده مى شود، بديهى است كه اين نامگذارى بى مسما و بى مناسبت مى نمايد و اين رقابت ها بدقواره شده است.
يك خطر عمده
در ۵۲ سالى كه از شروع اجراى اين مسابقه ها مى گذرد، تغييرات زيادى در ساختار و بافت و چگونگى آن داده شده است. در ابتدا (سال۱۹۵۶) جام باشگاه هاى اروپا خوانده مى شد و مختص فاتحان ليگ هاى عمده قاره بود. به تدريج رقابت ها وسعت يافت و همه كشورهاى اروپا را در بر گرفت و جام قهرمانى باشگاه هاى قاره نامگذارى شد و در سال هاى بعدى كه بحث پخش تلويزيونى و درآمدهاى كلان آن مطرح شد، روش هاى مختلف كه پيشتر نيز به آن اشاره كرديم، در آن اعمال شد، به طورى كه تيم ها از يك مرحله خاص به بعد گروه بندى مى شدند و پس از انجام مسابقاتى بين تيم هاى حاضر در گروه ها و صعود شمارى از تيم ها، رقابت ها از نو حذفى مى شد. يك خطر عمده از ديد كمپانى هاى بزرگ و شركت هاى پشتيبان وسرمايه گذار اين بودكه تيم هاى نامدار قبل از اوج گيرى رقابت ها حذف شوند و از جذابيت و به تبع آن پولسازى جام كاسته شود و ضرر كلانى به آنها وارد شود.
در جست وجوى درآمد بيشتر
يك بحث عمده اين بود كه چرا باشگاه هاى چندكشور اصلى فوتبال خيز اروپا شامل انگليس و آلمان و ايتاليا و اسپانيا به اندازه كافى از اين مسابقات درآمد ندارند. اينجا بود كه بحث روش گروه بندى و برگزارى بخشى از رقابت ها در داخل گروه ها باب شد. از اين راه مى شد بازى هاى بيشترى را براى تيم هاى بزرگ ترتيب داد ودر پى آن درآمد زيادى را با پخش تلويزيونى مسابقات فراهم آورد. اگر يوفا كارى نمى كرد كه رضايت آنها فراهم آيد، اين خطر وجود داشت كه خودشان با همكارى با شركت هاى خصوصى سرمايه گذار اقدام به برپايى مسابقاتى با نام هاى ويژه خود (مثل سوپر ليگ اروپا) كنند و اين را به صراحت به زبان نيز آورده بودند.
اگر اين اتفاق مى افتاد و باشگاه هاى بزرگ به راستى كنار مى كشيدند و در يك سوپر ليگ شركت مى كردند، از اعتبار و جذابيت مسابقات كاسته مى شد و همه به سمت جام دوم مى رفتند. نتيجه همانى شدكه از ۱۹۹۲ به بعد ديده ايد، يعنى تقسيم شدن ۳۲ تيم صعود كننده از مراحل مقدماتى به ۸ گروه ۴ تيمى و راه دادن تيم هاى دوم تا چهارم ليگ كشورهاى بزرگ به ميدان و انجام ۶ دور بازى بين آنها درداخل گروه ها و پخش گسترده تلويزيونى مسابقاتشان. مشكل و سؤال بزرگ به تيم هايى مربوط مى شد كه اجازه حضور در جام به آنها داده مى شد و همان طور كه پيشتر گفتيم حتى تيم هاى چهارم ليگ برخى كشورها مى توانستند به صحنه آيند كه اين در تضاد كامل با نام و عنوان مسابقات قرار داشت كه قرار است ويژه قهرمان قاره سبز باشد. در ليگ هاى بزرگ نه تنها تيم هاى اول ودوم به طور مستقيم حق حضور در جام قهرمانان را مى يابند بلكه تيم هاى سوم وچهارم نيز مى توانند وارد دور مقدماتى جام شوند و در صورت پيروزى در اين مراحل به مرحله گروهى راه مى يابند.
اسباب تأسف
اگر لطف بيش از حد به تيم هاى بزرگ مورد بحث باعث تعجب مى شد (و هنوز هم مى شود) كم لطفى به تيم هاى متعلق به ليگ كشورهاى كوچك تر نيز اسباب حيرت و تأسف بوده است. يوفا به تيم هاى قهرمان ليگ هاى كشورهايى مانند دانمارك، سوئد، لهستان و چك اجازه نداده است كه مستقيم وارد مرحله گروهى جام شوند و بايد در دورهاى مقدماتى شركت مى كرده اند و چون در اين مراحل روبه روى برخى از همان تيم هاى نامدار ايستاده اند، معمولاً حذف شده و به مرحله گروهى راه نيافته اند.
اگر ميشل پلاتينى فرانسوى كه از ابتداى بهمن ۸۵ جانشين لنارت يوهان سون سوئدى رئيس يوفا شده، سعى در ترميم اين وضع داشته، به همين خاطر بوده است. با اين حال مشكل او نيز جا انداختن اين قضيه نزد شركت هاى سرمايه گذار و شبكه هاى تلويزيونى است. به طورى كه آنها بپذيرند جام را با همان شكل و روالى مورد حمايت و پوشش خود قرار دهند كه جام كنونى را با شركت نامداران تحت حمايت و زير پوشش خويش گرفته اند.
كافى نيست
طرح پلاتينى اين است كه از سهميه ۴ تيمى كشورهاى بزرگ در اين مسابقات بكاهد و آن را به ۳ برساند و در عوض برخى تيم هاى قهرمان كشورهاى درجه دوم و سوم را به مرحله گروهى راه بدهد. با اين كه اين يك كار و سياست جالب و مؤثر براى كاستن از دايره نفوذ ناعادلانه كشورهاى بزرگ و ليگ هاى مطرح قاره و راه دادن برخى تيم هاى كوچك تر به اين صحنه پرطرفدار است. اما از يك سو اين سياست نيز موجب ورود همه قهرمانان ليگ كشورهاى كوچك تر به صحنه مسابقات نمى شود و از طرف ديگر با ورود تيم هاى دوم و سوم ليگ هاى بزرگ به صحنه نيز باز حالت پرايراد فعلى تا حد زيادى باقى مى ماند و حذف تيم هاى چهارم آنان در محل براى رفع ايراد مورد بحث كفايت نمى كند.
حاصل اين فرآيند قبضه شدن گاه به گاه جام قهرمانان از سوى تيم هاى چند كشور عمده طى سال هاى گذشته است. در سال هاى پيش چندبار اتفاق افتاده كه مثلاً ۳ تيم از ايتاليا يا ۳ تيم از اسپانيا به مرحله نيمه نهايى پيكارها برسند و جام در دست يك كشور قبضه شد. امسال اين اتفاق براى تيم هاى انگليسى افتاد و ۳ تيم ليورپول، منچستريونايتد و چلسى به نيمه نهايى رسيدند و هر چند ميلان با پشت سرنهادن همه آنها قهرمان شد، اما در قبضه شدن رقابت ها از سوى يك كشور و بيرون ماندن بقيه از صحنه ترديدى وجود نداشته و اين يك ايراد بزرگ بوده است.
گروه ۱۴
وقتى مسابقات امسال به مرحله يك هشتم نهايى رسيد، باز هم قرق شدن رقابت ها از سوى كشورهاى بزرگ محسوس بود.
صعود ۴ تيم از انگليس و حضور ۳ تيم از هر يك از كشورهاى ايتاليا و اسپانيا در اين مرحله سبب مى شد سهم بقيه اندك باشد و جام شمول و وسعتى را نداشته باشد كه لازمه آن است. وقتى كشورهاى درجه دوم قاره حتى يك نماينده در اين مرحله ندارند و فضا و فرمول و شكل برگزارى مسابقات، ازدياد تيم هاى متعلق به ليگ هاى بزرگ را طلبيده، بديهى است كه جام باشگاه هاى اروپا شمول لازم را نداشته و به رقابتى بدل شود كه تنها براى كشورهاى اصلى قاره پولساز و مفيد است. حتى «گروه ۱۴» سازمانى كه ۱۸ باشگاه بزرگ اروپا را در خود جاى داده، به منظور شكل گيرى اين منافع و تقويت موضع اين باشگاه ها و به تبع آن تضعيف ليگ هاى كوچك تر و كشورهاى درجه دوم تشكيل شده و اينك چنان پرنفوذ شده كه يوفا مجبور است حرف شان را بخواند و در كاريابى كه انجام مى دهد، ملاحظات خاص مربوط به آنها را مرعى دارد. با وجود تمام حرف هاى شيرين و وعده هاى مثبت پلاتينى، اين كه او واقعاً بتواند بساط فعلى را به طور اساسى تغيير دهد، در معرض ترديد قرار دارد و مى توان به آن شك كرد.
مربيان نامدار تيم هاى بزرگ اروپا نظراتى متفاوت درباره شكل و روال فعلى برگزارى اين رقابت ها دارند، اما قدر مسلم اين كه از بابت حضور تقريباً هر ساله شان در جام بهره هاى مالى كلانى مى برند و از ابتداى فصل مطمئن اند كه بابت حضور صرف در مرحله اول مسابقات نيز درآمد مشخص خواهند داشت كه حتى اگر به حذف در پايان مرحله گروهى منجر شود، به دست كم هفت ميليون يورو مى رسد. چنين چيزى در مورد تيم هاى كوچك تر وجود ندارد واين ظلمى است كه پلاتينى با راه دادن فاتحان ليگ هاى چند كشور درجه دوم و سوم اروپايى به جام نيز قادر به حل و رفع آن نخواهد بود.
يك نوع بى احترامى
در اين ميان اقدام ها و اظهارنظر برخى مربيان نامدار بيشتر يك نوع بى احترامى به تيم هاى كوچك تر قاره محسوب شده است. وقتى رافا بنيتس مربى اسپانيايى ليورپول تمام حواسش را متمركز بر جام قهرمانان اروپا كرده و با دل شستن از جام هاى داخلى، تنها قهرمانى در اروپا را مى طلبد با اين دلگرمى است كه حتى چهارم شدن در ليگ داخلى براى كسب مجوز حضور در جام برايش كافى است و زمانى كه الكس فرگوسن مربى اسكاتلندى منچستر يونايتد فتح ليگ داخلى را مهم تر مى شمرد و جام قهرمانان قاره را مهم ترين رقابت نمى انگارد، با اين دلگرمى است كه تحت هر شرايطى در جام باشگاه هاى اروپا حاضر خواهد بود و اين اتفاقى است كه از ۱۹۹۳ به بعد پيوسته به وسيله تيم وى شكل گرفته است .
اما جواب تيم هاى كوچك تر را چه كسى مى دهد؟ تيم هايى را كه حتى وقتى قهرمان ليگ كشورشان مى شوند، تضمينى بر حضور در جامى ندارند كه بايد قانوناً پذيراى آنان باشد و فتح ليگ كشورشان نيز تضمينى بر شهرت شان نيست و به اندازه چهارم شدن آرسنال در ليگ انگليس و والنسيا در ليگ اسپانيا سروصدا نمى كند.
گلزن آرژانتينى رئال زاراگوزا از دستاوردهاى تيمش مى گويد
ميلى تو: هدف ما تنها فوتبال تهاجمى است
293154.jpg
درحالى كه ليگ فوتبال اسپانيا در ماهها و هفته هاى اخير زيرسايه ۳ تيم رئال مادريد، بارسلونا و سه ويا و تلاش اين مثلث براى كسب مقام قهرمانى قرارداشته است، رئال زاراگوزا هم به كسب نتايجى خوب و مثبت نايل شده و اگر رتبه فعلى اش (پنجمى) را براى خود حفظ كند. صاحب بالاترين مقامش از فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹به بعد خواهدشد.
در اين اوجگيرى نسبى و توفيق قابل ذكر، برادران آرژانتينى «ميلى تو» (ديه گو و گابريل) سهم قابل توجهى داشته اند.
ديه گو با گل هاى زيادش (۲۰ مورد) مشكلات تهاجمى زاراگوزا را حل كرده و در نقاط بالاى جدول گلزنان ليگ ايستاده و گابريل هم مركز خط دفاعى اين تيم را تقويت كرده است.
ببينيم ديه گو يعنى بازيكنى كه در نوك حمله مى ايستد و موجب و بانى گلزنى هاى زاراگوزا است، راجع به دستاوردهاى اين تيم چه نظراتى دارد.
اين دومين فصل حضور شما دررئال زاراگوزا است. تا چه حد جا افتاده ايد؟
بسيارخوب وزياد. همگان اينجا از من استقبال كرده اند و رفتارها با من مساعد بوده است. در باشگاه و در شهر (زاراگوزا) احساس راحتى مى كنم.
زاراگوزا امسال از سطح پيش بينى ها و تصورات بالاتر رفته و به نتايجى بهتر از آن چه تصور مى شد، رسيده است. آيا خودتان باور داشتيد كه چنين شود؟
ما از ابتدا روى ليگ اسپانيا و نتايج مان در آن زياد حساب نمى كرديم و هنوز باورمان همين است. يك تيم بايد واقع بين باشد تا بپذيرد كه اگر رقبايش بيشتر و بهتر سرمايه گذارى كردند و از نفرات نامدارترى سود جستند، در مقابل شانس شان هم براى درخشش و كسب عناوين برتر، بيشتر از آن تيم است. اين درمورد ما صدق مى كند و به همين خاطر از ابتداى فصل هم گفتيم كه ايده آل ما قرارگرفتن در رده هاى پنجم و ششم جدول و كسب يكى از ۶ رتبه نخست و راهيابى به دوره بعدى جام يوفاست و امروز كه در همين مرحله و در راستاى همين هدف و در يك قدمى آن قرار داريم، بايد ابراز شادمانى كنيم و راضى باشيم زيرا بيش از اين براى ما ممكن و متصور نبوده است.
ويكتور فرناندز دوباره از ابتداى تابستان سال گذشته به باشگاه شما بازگشت و باز هم سرمربى تيم شد. نقش او در احياى نسبى تيم چقدر بوده است؟
بديهى است كه ما با روش كار فرناندز و آن چه از ما مى خواهد، به طور كامل آشنا باشيم. ما فلسفه و روش كار دلخواه وى را به سرعت دريافته و به اجرا درآورده ايم و مردم نيز از بازى هاى ما لذت برده اند. سيستم موردنظر او بازى هاى تهاجمى است و وى هميشه مايل به پيشروى به سوى دروازه رقبا و گلزنى است. براى او نه تنها شكست بلكه حتى تساوى هم مفهومى ندارد و هر هفته كه به ميدان مى رويم، تنها از ما پيروزى را مى طلبد.
همين مربى (فرناندز) شما را از بهترين سانتر فورواردهاى جهان توصيف كرده و لابد اين مسأله موجب خوشحالى زياد شما شده است.
البته اين تعريف و افتخارى بزرگ براى من است و بايد از فرناندز بابت بيان اين مسأله تشكر كنم. او مرا و شيوه بازى ام را به خوبى مى شناسد و بنابراين حرف او معنا و مفهوم دقيق تر و حرفه اى ترى را مى يابد. با اين حال در هر تيمى توفيق هاى فردى بايد با كارگروهى عجين شود تا نتيجه بدهد و همه چيز به بار بنشيند و اين دو لازم و ملزوم يكديگر هستند.
جزو گلزنان برتر اروپا در فصل جارى هستيد و اين به سبب گل هاى زياد و باارزشى است كه در اين فصل زده ايد. آيا اين مسأله ذهن تان را زياد به خود مشغول كرده است؟
اين هم مسأله ديگرى است كه به من رضايت و سرور بخشيده است و خوشحال مى شوم كه گل هايم در دو هفته باقى مانده از فصل جارى ليگ اسپانيا از اين هم بيشتر شود. كفش طلاى اروپا كه ويژه بهترين گلزن ليگ هاى اروپايى است افتخارى است كه هر مهاجمى در اين قاره آن را جست وجو مى كند و هر چند امسال شامل حال من نمى شود اما از فصل بعد براى تصاحب آن كوشش بيشترى خواهم كرد، با اين حال در نظر داشته باشيد كه هيچ مهاجمى و حتى نامدارترين فرد به توفيقى فردى نمى رسد مگر اين كه يارانش بيشترين كمك را به او برسانند و تيم او نيز به لحاظ بازى گروهى خوب عمل كند.
دو سال پيش به جنوا يارى رسانديد تا فاتح مسابقه هاى «سرى B» باشگاه هاى ايتاليا شود، اما اتهام تقلب و تبانى موجب ناكامى و سقوط آن تيم شد. از خاطرات تان درباره آن قضيه و اوقات تان در ايتاليا بگوييد.
به خاطر مسأله اى كه اشاره كرديد دوران حضورم در ايتاليا به دوره اى مثبت تبديل نشد و در نتيجه خاطراتم از آن جا مثبت و روشن نيست؛ ولى هر چه بود، همان اتفاقات سبب شد سر از اسپانيا درآورم.
در زاراگوزا با برادرم (گابريل ميلى تو) همبازى شدم كه از رؤياها و اهدافم بوده است و هميشه مى خواستم در يك باشگاه حرفه اى و مطرح شكل گيرد.
شايد اين يك تجربه خاص و عجيب است كه بازى كردن در كنار برادرتان را در يك ليگ اروپايى و خارجى تجربه كنيد و نه ليگ كشورتان.
همبازى شدن در يك باشگاه حرفه اى چيزى بود كه هر دوى ما از دوران خردسالى مان مى خواستيم، اما اين مسأله در آرژانتين عملى نشد و كار به اسپانيا كشيد و بنابراين بايد از زاراگوزا به خاطر تحقق بخشيدن به اين خواسته تشكر كنيم. آنها ارتباط كارى ما را به يك چيز خاص بدل كرده اند.
زاراگوزا مى خواهد در فصل تعطيلات با خريدهايى تازه تبديل به تيمى قوى تر و مدعى جام هاى قهرمانى شود. خواست شما چيست؟ در اينجا مى مانيد و به زاراگوزا در راه نيل به هدف فوق يارى مى رسانيد و يا به باشگاه ديگر (و احتمالاً بزرگترى) خواهيد رفت؟
هيأت مديره فعلى باشگاه مدت كمى است كه سكاندار شده ولى اين نكته مشخص است كه مى خواهند تيم را تقويت كنند و جاه طلب نيز هستند. احساس و برداشت من اين است كه در زاراگوزا اعتبار لازم به كار من داده مى شود و مى توانم به باشگاه در راه كسب عناوين تازه يارى برسانم و اين چيزى است كه خود من هم مى خواهم.
با اين حال برخى اخبار در اسپانيا حاكى از احتمال انتقال شما به بارسلونا در پايان فصل است.
نمى توانم در اين باره حرفى مشخص و قطعى بزنم و حقيقت امر آن است كه خودم نيز چيز زيادى در اين باره نمى دانم.
با اين حال اگر اين اتفاق بيفتد احساس غرور خواهم كرد، زيرا بارسلونا باشگاهى بزرگ است. البته در حال حاضر تنها به زاراگوزا و منافع آن مى انديشم، زيرا فصل جارى ادامه دارد و هنوز دو مسابقه در پيش داريم و بايد با حفظ رتبه و مقام مان بازيگر جام يوفا در فصل آينده باشيم.
اين پرنده مدال هاى بيشترى مى خواهد
293151.jpg
«يله نا ايزين بايه وا»ى روسى به هر ركورد و موفقيت قابل عنوان و معتبرى در پرش با نيزه زنان رسيده و حاكميت او بر اين رشته به حدى بوده كه او را «سرگى بوبكا»ى پرش با نيزه زنان نامگذارى كرده اند و با وجود اين او مى گويد هرگز از انگيزه هايش كاسته نشده است و همچنان مى خواهد در اين رشته بدرخشد و به مدال ها و مقام هاى تازه برسد و انگيزه و دليل ادامه تحرك او كودكان و نوجوانان ورزشدوست جهان هستند كه وى را الگوى خود قرار داده اند و مى خواهند در حرفه خود به اندازه وى موفق باشند.
ايزين بايه وا كه قهرمان دنيا، دارنده مدال طلاى المپيك و ركورددار جهان در پرش با نيزه زنان است و با اين وجود ۲۴ سال بيشتر ندارد، در اواخر بهار ۲۰۰۷ مى گويد: «به عناوين زيادى رسيده ام و شايد چيزى باقى نمانده باشد كه تاكنون به آن نرسيده باشم. با اين حال اين وظيفه را براى خود قائل هستم كه همچنان بدرخشم و قوى باشم و براى ميليون ها جوان ورزشكار در سطح جهان كه نگاه و اميدشان به ماست. يك الگوى كامل جلوه كنم و دستاوردهاى بزرگ تازه اى داشته باشم.»
انتقال از ژيمناستيك به دووميدانى
ايزين بايه وا نه تنها تا به حال ۲۰ بار ركورد جهانى پرش با نيزه زنان را در هواى آزاد و داخل سالن شكسته، بلكه نخستين و تنها زن تاريخ است كه توانسته در اين رشته مانع ۵ متر را تسليم خود كند و از آن فراتر رود. او كه از شهر وولگوگراد روسيه مى آيد، پرش با نيزه را از ۱۵ سالگى اش شروع كرد و تا آن زمان به ژيمناستيك مى پرداخت و زمانى تغيير رشته و عرصه داد كه مربيان به وى گفتند قد بيش از حد بلندش براى اين رشته مناسبت ندارد و به نفع اوست كه آينده اش را در رشته اى ديگر بجويد. امروز او حاكم مطلق رشته خود است و استيلايى را بر پرش با نيزه زنان دارد كه فقط مى شد از «بوبكا»ى اوكراينى و افسانه اى در پرش با نيزه مردان در سال هاى اوج وى (سال هاى ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵) نشان كرد. با اين وجود ايزين بايه وا مى گويد: «نمى دانيد كه من هر روز چند نامه و پيام و اى ميل از سطح جهان و از خردسالان و نوجوانان كشورهاى مختلف دريافت مى كنم و در آنها چقدر از من تمجيد و تشكر مى شود و از من مى خواهند كه به آنها در شروع راه قهرمانى شان راهنمايى هايى را ارائه بدهم و بگويم چه بكنند تا موفق تر باشند و به پرنده هاى بهترى بدل شوند. همين مسأله موجب مى شود بيشتر به مسئوليت هاى خود پى ببرم و اهميت كارم را دريابم. همين مسأله و نظاير آن است كه موجب شده حتى يك لحظه هم توقف پيشه نكنم و همچنان به كار و تمرين و تلاش بپردازم و گرنه بايد الآن به كارم پايان مى دادم، زيرا انگيزه خاصى به لحاظ كسب رتبه و مقام نزد من نمانده است. با شرايط كنونى بايد باز هم ركورد بشكنم و به عناوين و مدال هاى بيشترى برسم تا اين نوجوانان و جوان ها راضى تر شوند و الگوى كارى خود را همچنان در اوج ببينند و به تبع آن فعاليت بيشترى را انجام دهند تا روزى مانند من شوند».
ضررهاى استقرار در ايتاليا
ايزين بايه وا اين روزها در يك كمپ تمرينى در فورميا، شهرى واقع در جنوب ايتاليا مستقر و مشغول كار و تمرين است و خيال هم ندارد كه زودتر از سال ۲۰۱۲ (و بهتر بگوييم بعد از المپيك آن سال در لندن) بازنشسته شود و فقط زمانى راضى و حاشيه نشين مى شود كه بتواند به دستاورد بزرگ بوبكا (۳۵ بار شكستن ركورد جهانى در اين رشته) نائل شود. بوبكا ۶ بار قهرمان جهان شد و در المپيك سئول در سال ۱۹۸۸ نيز طلاى اين رشته را برد و اگر در المپيك ها كارنامه اى رنگين تر را براى خودش جور نكرد، به سبب برخى بداقبالى ها و مسائل ديگرى بود. ايزين بايه وا با اشاره به بوبكا مى گويد: «بوبكا نيز مانند من از خانواده اى متوسط و حتى از دل جامعه اى فقير مى آمد، ولى ثابت كرد كه اگر آرزومند و قوى باشيد و تلاش كنيد، هر كارى امكانپذير است. او در آغاز مورد توجه و شناسايى هيچ كس قرار نداشت، ولى كارى كرد كه همه دنيا به او احترام بگذارد. همه تلاش من نيز متمركز بر اين بوده كه به اندازه هاى او برسم و همانند او باشم تا همه دنيا با ديده احترام به من نگاه كند».
قدم بعدى و عاجل ايزين بايه وا، دفاع از مقام اش در مسابقات امسال دووميدانى قهرمانى جهان است كه مردادماه در اوزاكاى ژاپن برگزار مى شود و استقرار در ايتاليا و تمرين زيرنظر ويتالى پتروف كه مربى بوبكا هم بوده است، در همين زمينه صورت مى پذيرد. با اين حال ورزشكار تواناى روسى مى گويد زندگى در ايتاليا ضررهاى ويژه خود را نيز دارد و خوردن بيش از حد غذاهاى اين كشور و توجه مفرط رسانه هاى ايتاليا و اروپاى غربى به وى از آن جمله است. با اين وجود ايزين بايه وا توانسته است با برقرارى اعتدال در زندگى ورزشى و اجتماعى اش و دو بار كسب عنوان برترين «دووميدانى كار» زن سال (از ديدگاه فدراسيون بين المللى اين ورزش) بر اعتبار دووميدانى بيفزايد و آن را بيش از پيش در مركز توجه جهانيان قرار دهد. خود او مى گويد: «به عنوان يك ورزشكار درجه اول جهانى بايد هميشه مراقب خود و تصويرى از خويش باشيد كه در سطح جهان از شما متصاعد و در اذهان ايجاد مى شود و آن را تا سرحد امكان كم نقص سازيد. بايد نمايش ورزشى تان قوى و محكم و در عين حال توأم با وقار و انسانيت باشد و رفتارتان، يك تبليغ مناسب براى آن ورزش جلوه كند و اين مسأله كوچك و فاقد اهميتى نيست».
تبليغ به نفع «سوچى»
بخشى از تلاش ايزين بايه وا در اين روزها متمركز بر تبليغ به سود شهر سوچى به قصد به پيروزى رسيدن اين شهر روسى در انتخابات تعيين ميزبان المپيك زمستانى ۲۰۱۴ است و در اين زمينه فعاليت هاى زيادى داشته و در مجامع مختلف به سود سوچى و بهتر بگوييم به نفع كشورش نطق و سخنرانى كرده است. به اعتقاد او اين شهر زيبا و «تابلووار» واقع بر كرانه درياى سياه و مستقر در جنوب روسيه صلاحيت اين ميزبانى را دارد. به اعتقاد جهانيان اما، خود ايزين بايه وا ورزشكارى است كه پس از گشودن فصلى جديد در پرش با نيزه، مى تواند با سرگى بوبكا همپا و همراه شود.
منبع: Herald Tribune
ورزش ايران و جهان
ساخت۵۲ سالن ورزشى در اصفهان

۵۲ سالن ورزشى در ۲۱ شهرستان استان اصفهان ساخته مى شود. اين ۵۲ سالن از مصوبات هيأت دولت است كه براى توسعه فضاهاى ورزشى اين استان در نظر گرفته شده است. طرح هاى نيمه تمام ورزشى بالاى ۷۵ درصد پيشرفت فيزيكى استان نيز با اختصاص مبلغ ۳۰ ميليارد ريال تا چند ماه آينده به بهره بردارى مى رسد.

مشكل استقلال و پرسپوليس

«باشگاه هاى استقلال و پرسپوليس ثبات مديريتى ندارند.»
كيومرث هاشمى، سخنگوى كميته انتقالى فدراسيون فوتبال گفت: اين نبود ثبات مديريتى موجب شده است، اين دو تيم با مشكلات مختلف دست و پنجه نرم كنند. وى افزود: به دنبال اين هستيم كه اين دو باشگاه به يك ثبات مديريتى برسند، اما درباره مسائل مالى، بيشتر باشگاه ها با اين مشكل مواجه هستند و تنها مختص به استقلال و پرسپوليس نيست.

ثبات و پايدارى مربيان و مديران
293190.jpg
«ايرادها و اشكال هاى ليگ ششم كمتر شده است.» «عبدالحميد احمدى» رئيس انجمن خبرنگاران و عكاسان ورزشى افزود: در اين دوره باشگاه ها، بازيكنان، مربيان و مديران تا حدودى از ثبات و پايدارى بيشترى در ليگ ششم برخوردار بودند. هرچند هنوز براى رسيدن به نقطه مطلوب راه درازى در پيش است. وى عمده اشكال ليگ ششم را عدم ارائه بازى هاى خوب، زيبا، تكنيكى و مهارتى به معناى واقعى كلمه خواند و در باره داوران گفت: در مجموع كار داوران جوان خوب و متناسب با سطح ليگ حرفه اى ايران بود، اما در بخش حاشيه ها، بخش مديريتى ضعف داشت.

مغرور نشويم

«نبايد از نتايج خوب ورزشكاران دووميدانى در مرحله اول ليگ اين رشته مغرور شويم.» بيژن شادمهر، كارشناس و عضو كميته فنى فدراسيون دووميدانى افزود: ما نبايد از نتايج خوب خيلى خوشحال و از نتايج ضعيف مانند رقابت هاى جوانان نا اميد شويم و بايد همين گونه كه كار را جدى گرفته ايم، ادامه دهيم و در صورت توسعه نيروهاى جوان برآييم. وى گفت: حفظ انگيزه در قهرمانان كنونى نيز مهم است و بايد در اين زمينه تلاش شود.

صعود داويدنكو در «پاريس بارانى»

بارندگى شديد در روند اجراى مسابقه هاى تنيس اوپن فرانسه ۲۰۰۷ ، كه در پاريس جريان دارد ، وقفه و تأخير انداخته است. روژه فده رر «سيد» يك (شانس دار اول قهرمانى ) اين رقابت ها از كشور سوئيس در حالى كه ۴-۶ و ۱-۴ از مايكل راسل آمريكايى پيش بود، به سبب ريزش باران مجبور به نيمه كاره گذاشتن مسابقه اش شد و تنها نيكولاى داويد نكوى روسى بود كه از روز بارانى پاريس عبور نمود و در ۳ ست متوالى استفانو گال وانى ايتاليايى را مغلوب و به دور دوم صعود كرد.

بى نظمى در ليگ فوتبال

«ليگ فوتبال فصل ۸۶-۸۵ بى برنامه و بى نظم بود.» محمدرضا ساكت، مديرعامل باشگاه فولاد مباركه سپاهان اصفهان گفت: مشكلات موجود به بى ثباتى در مديريت موقت فدراسيون فوتبال مربوط مى شود . وى تنها نقطه مثبت در ليگ را حضور دو تيم شهرستانى (سپاهان و استقلال اهواز) در ميان ۵ تيم اول جدول دانست و افزود: قطب جديد فوتبال مانند سايپا با قهرمانى متولد شد.

اسپرز تنها يك برد ديگر مى خواهد

سن آنتونيو اسپرز با پيروزى ۷۹-۹۱ بر يوتاجز در چهارمين مسابقه از ۷بازى پيش بينى شده ميان دو تيم در فينال كنفرانس غرب ليگ حرفه اى بسكتبال آمريكا (A.B.N) با نتيجه كلى ۱-۳ از رقيب پيش افتاد و تنها يك برد ديگر براى صعود مى خواهد . مانو جينو بيلى آرژانتينى با كسب ۲۲ امتياز براى اسپرز مرد اول اين ميدان بود.
صعود ۳ فرنگى كار ايرانى در رده بندى جهانى
293238.jpg
در جديدترين رده بندى برترين كشتى گيران فرنگى جهان، ۳ ملى پوش ايرانى به واسطه قهرمانى در رقابت هاى آسيايى جايگاه خوبى در اوزان خود به دست آوردند. حميد سوريان با ۲ امتياز كمتر از روشن بايرام اف آذربايجانى (۳۰) در رده دوم وزن ۵۵ كيلوگرم قرار گرفت. سامان طهماسبى نيز پس از الكسى ميشين روس و براد ورينگ آمريكايى نفر سوم وزن ۸۴ كيلوگرم است و قاسم رضايى نيز همين رتبه را در ۹۶ كيلوگرم به دست آورده است. نوزادزه (گرجستان) و نابى (استونى) در اين وزن اول و دوم هستند.
293193.jpg
گفتنى است نحوه امتيازدهى به هر كشتى گير براساس نتيجه گيرى در رقابت هاى المپيك، جهانى، قاره اى و تورنمنت هاى درجه يك است. اين تورنمنت ها عبارتند از: ياريگين، تاشكند، كى يف، ياشار دوغو، على اف، اوماخانوف، مدويد، زيلكوفسكى، تختى، ديويد شوتز، بلوگلازوف، دانكلوف، نيكولاى پتروف، پادوبنى، زومباتلى، وهبى امره، كارتوزيا، پينلاسيفسكى، سركيسيان و يادگار امام(ره).
پلاتينى: «گروه ۱۴» بايد منحل شود
گروه ورزشى- ميشل پلاتينى رئيس فرانسوى يوفا از اتحاديه باشگاه هاى بزرگ فوتبال اروپا (موسوم به «گروه۱۴») درخواست كرده است كه اعلام انحلال كند و شكايات زيادى را كه از اين نهاد و فيفا به دادگاه هاى مختلف ارائه كرده است ، پس بگيرد! پلاتينى افزود: «بله مى توانيم به دادگاه برويم و بجنگيم اما اين درست نيست و فايده اى هم به حال آنها ندارد و شايد موجب به تمسخر گرفته شدن هر دو سوى ماجرا از سوى مردم و ناظران شود.»
چرا سايپا قهرمان شد؟
293196.jpg
مجيد جلالى
قهرمانى سايپا حاصل يك فصل تلاش بود. كمتر كسى نسبت به شايستگى هاى اين تيم ترديد دارد در اين بين وجود على دايى نيز عاملى براى توجهات بيشتر شده بود. اين كه او در كنار بازى كردن به خوبى و در سخت ترين روزها تيمش را هدايت كرده جالب توجه است. دايى و هم تيمى هايش در سايپا به غير از مقطعى در نيم فصل دوم در بسيارى از روزها صدرنشين ليگ بودند و سرانجام به آنچه كه استحقاقش را داشتند رسيدند. اما چرا اين اتفاق رخ داد؟ چرا سايپا در ميان مدعيانى چون پرسپوليس، استقلال تهران، سپاهان و استقلال اهواز قد علم كرد و جام را بالاى سر برد؟ مجيد جلالى كارشناس خوب فوتبال ايران كه در تمام طول فصل باصراحت از قهرمانى سايپا مى گفت و حتى در روزهايى كه سايپا ۴ امتياز عقب افتاد نيز بر عقيده اش پافشارى مى كرد در يادداشتى دلايل اين مهم را چنين به رشته تحرير درآورده است:

بازگشت به دوره هاى قبل ليگ برتر و بررسى چگونگى قهرمان شدن تيم ها نتايج جالبى را به دنبال دارد كه در همه موارد به يك عامل مشترك مى رسيم. در واقع اين اصلى ترين عامل بود. پرسپوليس، سپاهان، پاس، فولاد و استقلال همگى با گذراندن دوره هاى ۳ تا ۵ ساله به اين عنوان رسيدند. اگر هم برنامه هايى اين چنين نبود ثبات مديريت يا مربيگرى وجود داشت. به عنوان مثال استقلال فصل گذشته پس از سپرى كردن سه سال ثبات در مربيگرى قهرمان شد. قبل از آن هم فولاد برنامه پنج ساله اى را طى كرد. اين تيم حتى با وجود اين كه مربيانش را عوض كرد اما به خاطر داشتن يك طرح ثابت نتيجه اش را گرفت. پاس هم چهار سال با يك مدير كار كرده بود. در سپاهان نيز وضعيت به همين صورت بود. به هر حال بايد براى قهرمانى در ليگ داراى شاخصه هايى بود. بايد ثبات و برنامه از پيش تعيين شده داشت و با حمايت هاى كنارى و در نهايت آرامش كسب نتيجه كرد. آرامش هميشه از ثبات مى آيد.
در جمع بندى هايى كه داشتم دو تيم را در ليگ برتر براى قهرمان شدن شايسته تر ديدم. يكى سپاهان و ديگرى سايپا. اين دو تيم شاخصه هاى بيشترى نسبت به ديگر تيم ها داشتند. متأسفانه بيشتر تيم ها دچار تغيير و تحول شده بودند و تيمى مانند فجرسپاسى با وجود آرامشى كه داشت سرمايه گذارى در حد قهرمانى نكرده بود. سايپا در نيم فصل اول امتيازهاى فراوانى جمع كرد و مشخص بود تلاش استقلال براى سبقت از اين تيم در آخرين روزها نتيجه نمى دهد. استقلالى ها زير فشار مديريتى قرار داشتند و حتى مربى خارجى كه آورده بودند را هم نمى پذيرفتند. به نظر من سايپايى ها در هفته هاى آخر به خوبى حاشيه ها را جمع كردند و با آرامش به كارشان پرداختند. برخى ها رفتن لورانت را نوعى بى ثباتى مطرح مى كنند اما فراموش نكنيم در بحث مديريت، اين باشگاه كماكان وضعيت خوبى داشت. آنها در دو سال اول تلاش كردند خود را در ليگ حفظ كنند و در بقيه موارد همواره مدعى بودند. به نظر من رفتن لورانت نوعى توفيق اجبارى براى سايپايى ها بود زيرا كه على دايى جو صميمى را در تيم به وجود آورده بود.
نقش دايى
به طور حتم ارتباطات دوستانه ميان بازيكنان از سوى على دايى آن هم در نخستين سال مربيگرى اش نقش او را پررنگ تر از ديگر مربيان مى كند. دايى در خيلى از بازى ها تنها به صرف رهبرى تيم به ميدان مى رفت و مطمئن باشيد اگر او جنبه هاى فنى خود را تقويت كند مى تواند رشد قابل توجهى داشته باشد. البته از كنار نكات فنى بارز سايپا هم نبايد بى تفاوت بگذريم. سايپا مهره هايى در تيم داشت كه به هماهنگى بالايى رسيده بودند. آنها در عمق دفاع حريف، خوب كار مى كردند. هافبك هايى مانند يزدانى، صادقى و شريفى نسب از توان ارسال هاى عمقى بالايى برخوردار بودند و در خط حمله نيز مؤمن زاده، دايى و خليلى به خوبى از آن بهره گرفتند. من بسيارى از بازى هاى سايپا را بررسى كردم. آنها در ميانه كار به اين نتيجه رسيدند كه مى توانند از قدرت سرزنى دايى هم استفاده كنند، كه به مشكل برخوردند. در واقع تغيير شيوه بازى يك اشتباه بزرگ بود اما آنها با آناليز خوب توانستند به روش قبلى بازگردند و به موقع هم دست به كار شدند.
افت كيفى ليگ
در اين فصل كيفيت فنى ليگ قابل توجه نبود تا تيم ها بازى هاى سطح بالايى به نمايش بگذارند. اغلب تيم ها مشكلات حاشيه اى و درگيرى هاى درونى داشتند. تيمى كه همه راه ها را صاف كند و به سمت قهرمانى برود وجود نداشت. شايد سپاهان مى توانست چنين شرايطى داشته باشد، اما اين تيم هم در شروع فصل امتيازات خوبى جمع نكرد و البته اين موضوع هم بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. اين كه چرا در فوتبال ايران تيم ها توان مقابله با حريفان در دو يا سه جبهه را ندارند؟ من چند تا عامل را علت افت كيفى ليگ برتر مى دانم: ۱) وضعيت نامناسب فدراسيون فوتبال
۲) نبود ثبات مربيگرى در تيم ها. بيشتر مربيان در طول فصل دنبال كسب نتيجه و حفظ جايگاه خود بودند.
۳) بهترين مهاجمان و هافبك ها از فوتبال ايران رفتند و جاى آنها پر نشد. ۴) نبود برنامه ريزى خوب كه دست مربيان را بسته بود. ۵) كيفيت بد زمين هاى فوتبال.
به عقيده من اگر قصد داريم در فصل آينده ليگ روبه پيشرفتى داشته باشيم و نه تنها براى سرگرمى مردم با جنجال هاى كاذبش بازى ها را برگزار كنيم بايد در بخش هاى مختلف «كارگروه» تشكيل بدهيم تا با تحقيق مناسب ضعف ها را برطرف كنيم.
۳ طلا بر سينه ازبك ها
از قهرمانى آسيا تا جام على اف
ازبك هايى كه در قرقيزستان ناپديد شده و به چشم نيامدند، جام على اف را قهرمانانه با فتح ۳ مدال طلاى اوزان ۵۵ ، ۷۴ و ۱۲۰ كيلوگرم درحالى به آخر رساندند كه ايرانى ها حتى يك نماينده هم در سكوى طلايى نداشتند.
در قرقيزستان وقتى دلاورمردان كشتى ايران با
۳ طلا، ۲ نقره و ۲ برنز و ۶۴ امتياز بر بام آسيا صعود كردند، منصور برزگر مدير تيم هاى ملى كشتى گفت: حالا آسيا براى ما كوچك شده است. قهرمان سابق جهان هيچ گاه اشاره به واقعيت ها نكرد و از غيبت ستارگان بزرگ تيم ازبكستان دلشاد منصوراف، سسلان تگيف و آرتور تايمازوف خيلى راحت گذشت.
اين خودفريبى چندان نپاييد و در جام معتبر على اف آنجا كه ۴ قهرمان بزرگ و مدال دار ما فقط
۳ مدال برنز دريافت كردند، ازبك هاى هميشه مغلوب در آسيا (منهاى سال هاى ۲۰۰۰-۱۹۹۹ كه قهرمان آسيا شدند)، درخشش كامل نشان دادند و در حقيقت با بردن سه مدال طلا قهرمان حقيقى جام على اف معرفى شدند. ازبك ها با همين سه سردار نام آشنا در دوحه قطر هم سه فيناليست معرفى كردند، سسلان تگيف ۷۴ كيلويى تسليم بلاشرط اصغر بذرى دلاور مازندرانى شد، ولى به يقين در اين ۵ ماه گذشته اتفاق هايى رخ داده كه اصغر بذرى تسليم تگيف ازبكى مى شود و ۲ تن ديگر مثل دوحه گوى سبقت را از همه مى ربايند و بر مدال طلا بوسه مى زنند.
بايد ديد كه بعد از جام على اف چه خط مشى و برنامه اى در دستور كار تيم ملى قرار مى گيرد و چگونه در اين ماه هاى سرنوشت ساز، برزگر و حيدرى برنامه ريزى نهايى را انجام مى دهند. فراموش نكنيم كه در پيكارهاى باكو، ميزبان نقشى بى تفاوت ندارد. همين آذربايجانى ها كه به لطف ياران قرضى روسى ۲ مدال طلاى جام على اف را بردند، در خانه قوى و قوى تر مقابل روسيه، ايران و آمريكا صف آرايى مى كنند.
حسين حصارى
خيلى كوتاه... محض اطلاع
پاس تهران، همدانى شد
باشگاه پاس تهران امتياز تيم فوتبال خود را به استان همدان واگذار كرد. بهروز مرادى استاندار همدان ضمن بيان اين خبر گفت: به احتمال فراوان اين تيم سال آينده با نام شهداى الوند در ليگ برتر فوتبال شركت مى كند.
گاييچ با ۳ روز تأخير مى آيد
با هماهنگى هايى كه فدراسيون واليبال انجام داده است، سفر زوران گاييچ، سرمربى تيم ملى واليبال، به تهران ۳ روز به تأخير افتاد. بدين ترتيب تمرين هاى تيم ملى با تأخير آغاز مى شود. گاييچ نيمه شب سه شنبه ۱۵ خردادماه وارد تهران مى شود و روز چهارشنبه آينده با شركت در كلاس توجيهى تمريناتش را با تيم كشورمان آغاز مى كند.
والى زاده، برترين گزارشگر راديويى شد
خسرو والى زاده، همكارمان در راديو و خبرگزارى ايرنا اخيراً در جشنواره سراسرى راديو افتخاراتى كسب كرد. وى عناوين برتر گزارشگر ورزشى در كل شبكه هاى راديويى و كارشناس مجرى برتر در شبكه راديويى ورزش را از آن خود كرده است. گروه ورزش اين موفقيت را به والى زاده تبريك مى گويد.
ركوردشكنان دووميدانى جايزه مى گيرند
جوايز ركوردشكن هاى نخستين مرحله ليگ دووميدانى روز شنبه پرداخت مى شود. كميته فنى فدراسيون دووميدانى مبلغ ۵۰ ميليون ريال را براى شكستن ركورد آسيا، ۳۰ ميليون ريال براى ركورد ايران و ۳۰ ميليون ريال براى ورودى المپيك به عنوان جايزه تعيين كرده است.
پيروزى تيم ملى بسكتبال در ديدار دوستانه
تيم ملى بسكتبال ايران كه در تركيه اردو زده است، در ديدار دوستانه مقابل تيم بسكتبال يولوپ استانبول با نتيجه ۸۰ بر ۶۰ اين تيم را شكست داد.
مسن ترين فاتح اورست
پيرمرد كوهنورد ژاپنى به عنوان مسن ترين فرد فاتح قله اورست شناخته شد. «ياماسى گاوا» با ۷۱ سال سن توانست قله ۸ هزار و ۸۵۰ مترى اورست را فتح كند. اين فاتح، دبير بازنشسته دبيرستان است.
سيدرضايى قهرمان مرحله هفتم تور آذربايجان
«سيدمعزالدين سيدرضايى» از تيم آذربايجان غربى، فاتح مرحله هفتم بيست و دومين دوره رقابت هاى تور بين المللى دوچرخه سوارى آذربايجان شد. سيدرضايى مسافت ۱۵۷ كيلومترى بين دو شهر شرفخانه و جلفا را در زمان ۱۵:۱۴‎/۲۱:۳ ساعت ركاب زد و بر سكوى نخست ايستاد و بعد از وى اوچينى كوهى از ژاپن و عليرضا حقى از پيكان دوم و سوم شدند.
۳ مدال ديگر براى جانبازان
ملى پوشان تيم دووميدانى جانباز و معلول ايران در دومين روز رقابت هاى بين المللى آزاد هلند صاحب يك مدال طلا و يك نقره و يك برنز ديگر شدند. در پرتاب نيزه كلاس اف ۳۸ جواد مردانى طلا و در وزنه اف۳۸ نقره گرفت. در پرتاب ديسك اف،۳۵ محسن كاندى صاحب مدال برنز شد.
هندبال ساحلى آسيا با حضور ۳ تيم
دومين دوره رقابت هاى هندبال ساحلى آسيا با حضور تنها ۳ تيم برگزار مى شود. اين رقابت ها چهارم تا هشتم تير ماه در بندرعباس برگزار خواهد شد و تيم هاى ايران، ژاپن و پاكستان به صورت دوره اى با هم رقابت خواهند كرد.
برنامه پخش مستقيم فوتبال
شبكه ۳ برنامه پخش مستقيم رقابت هاى فوتبال اروپايى و داخلى را اعلام كرد كه زمان آن به اين شرح است: * ۸۶‎/۳‎/۹ (اتريش - اسكاتلند، ساعت ۲۲)
* ۸۶‎/۳‎/۱۱ (پرسپوليس - سپاهان و صباباترى - پيكان، ساعت ۳۰:۱۶)، انگلستان - برزيل (۳۰:۲۲) * ۸۶‎/۳‎/۱۲ (استراليا - اروگوئه، ۳۰:۱ بامداد)
* ۸۶‎/۳‎/۱۳ (مكزيك - ايران، ساعت ۳۰:۳ بامداد)
* ۸۶‎/۳‎/۱۶ (اميد ايران - اميد عربستان، ساعت ۱۹)

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   ميراث فرهنگى   |   ماجرا   |   رودررو   | 
|   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |