|
|
|
|
|
|
|
|
|
• مادرشوهر سابق زنى پس ازاطلاع ازازدواج دومش،عكس هاى خصوصى اورا درميان ساكنان محل زندگى اش پخش كرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نقشه عجيب مادرشوهر براى انتقام از عروس سابق
گروه حوادث- زنى ۲ ماه پس از ازدواج دومش با مراجعه به يكى از محاكم دادگسترى از مادرشوهر سابقش شكايت كرد. شاكى در شكايتش مدعى شد، مادر شوهر سابقش پس از اطلاع از ماجراى ازدواج دومش، عكس هاى خصوصى او را در ميان ساكنان محل زندگى اش پخش كرده است. به گزارش خبرنگار ما، شيما ۳۲ ساله در حالى كه خشم و غضب در چهره اش موج مى زد با مراجعه به شعبه اول داديارى مجتمع قضايى بعثت به قاضى پرونده گفت: ۱۷ سال پيش در حالى كه دختر ۱۵ ساله اى بودم. در يكى از خيابان هاى تهران، با پسر جوانى آشنا شدم چندماه بعد به دليل علاقه شديد به همديگر با موافقت خانواده هايمان از دواج كرديم.اما مدتى پس از ازدواج آزار و اذيت ها و بدرفتارى هاى شوهرم شروع شد. من به دليل علاقه زيادى كه به او داشتم تحمل كردم. زيرا فكر مى كردم با آمدن فرزند زندگى مان بهتر مى شود. ولى متولد شدن دو فرزندمان هم نتوانست به اين اختلاف پايان دهد. بدين ترتيب بعد از ۱۲ سال زندگى مشترك به طور توافقى از هم جدا شديم.بعد از آن شوهرم دست بردار نبود. او به دليل كينه اى كه از من به دل داشت در يكى از مجتمع هاى قضايى باشكايت از من و تشكيل پرونده، مرا متهم به داشتن رابطه پنهانى با مرد غريبه اى كرد. اما اين مسأله ثابت نشد.وى افزود: يكسال و نيم قبل در حالى كه پنج سال از جدايى ما مى گذشت ، دوست برادرم با وجود اين كه از زندگى قبلى ام با خبر بود، از من خواستگارى كرد. من نيز قبول كردم. بعدهم با همسرم توافق كرديم درباره ماجراى ازدواج اولم به خانواده او چيزى نگوييم. سپس ما با حفظ اين راز ازدواج كرديم. اما هنوز دوماه از ازدواج مان نگذشته بود كه مادر شوهرم، در حالى كه به شدت خشمگين بود، به سراغم آمد با نشان دادن عكس هاى ازدواج اولم، گفت: اينها را مادر شوهر سابقت به مغازه دارهاى محل داده است.شيما در ادامه گفت: چند روز بعد، مادر شوهر سابقم، به خانه پدر و مادر شوهرم رفت و به آنها گفت: پسرش مرا به دليل اعتيادم طلاق داده است.داديار محمدنژاد، با شنيدن صحبت هاى اين زن، مادر شوهر سابق او را به دادگاه احضار كرد. اما اين زن به دادگاه گفت: خانواده شوهر دوم عروس سابقم به من مراجعه كرده و درباره عروسشان به تحقيق پرداخته اند. من هم واقعيت ها را به آنها گفتم.بدين ترتيب داديار پرونده براى روشن شدن صحت گفته هاى شاكى و متهم پرونده از مأموران كلانترى خواست، با انجام تحقيقات كامل در اين باره گزارشى به دادگاه ارائه دهند تا در اين باره تصميم نهايى گرفته شود.
|
|
|
|
|
جدال ۴ خانواده براى يك ازدواج
گروه حوادث: جدال خونين ۴ خانواده بر سر ازدواج با يك دختر با مرگ جوان رهگذرى پايان يافت. عامل جنايت در حالى كه از ۲۲ تير سال ،۸۴ پس از وقوع حادثه، متوارى شده بود، سرانجام دوشنبه گذشته به وسيله مأموران پليس ورامين دستگير شد.متهم پس از دستگيرى در بازجويى گفت: يكى از بستگان ما به خواستگارى دخترى رفته بود ولى خانواده آن دختر بدون اطلاع ما جوان ديگرى را به دامادى انتخاب كردند.از همان زمان با هم اختلاف داشتيم. در جريان يكى از درگيرى ها داماد را كتك زديم. دادگاه به دنبال شكايت داماد، ما را به پرداخت ديه محكوم كرد.روز حادثه بار ديگر با هم درگير شديم. آنها برادرم را كتك مى زدند كه من براى ترساندنشان چند تير هوايى شليك كردم ولى متأسفانه يكى از گلوله ها به سر يك جوان رهگذر اصابت كرد.بر اساس اين گزارش متهم با صدور قرار بازداشت موقت تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى ورامين قرار گرفت.
|
|
|
|
|
بازى مرگ در زمين فوتبال
گروه حوادث: پسرى كه هنگام بازى فوتبال به خاطر تركيدن توپ، همبازى خود را با ضربات كارد به قتل رسانده بود، در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد. در جلسه ديروز متهم ۱۸ ساله، ابتدا «دلدارى» نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست گفت: دو سال قبل چند نوجوان در بوستان نرگس ورامين مشغول بازى بودند كه ناگهان بر سر تركيدن توپ نزاع سختى ميان دو نفر از بازيكنان درگرفت. در اين درگيرى احمد با فرو كردن كارد در قلب دوست ۱۶ ساله اش به نام «قاسم» او را به قتل رساند.در ادامه جلسه محاكمه، متهم براى دفاع از خود در جايگاه قرار گرفت و گفت: هنگام بازى احمد - مقتول - با شوت محكمى توپ را پاره كرد. من كه توپ را با پس اندازم خريده بودم به شدت عصبانى شدم. به همين خاطر هنگام جر و بحث و درگيرى با مقتول ناگهان چاقويى را كه براى «لايى» كردن توپ همراه داشتم از جيبم درآورده و ضربه اى به او زدم. اما حالا پشيمانم و از خانواده او تقاضاى بخشش دارم.
|
|
|
|
|
عمليات سايه به سايه براى دستگيرى متهم به قتل فرارى
گروه حوادث: عامل جنايت هنگام فرار از كشور شناسايى و دستگير شد. متهم ساعت ۱۰ شب ۱۶ ارديبهشت ماه در جريان يك درگيرى با ضربات كارد مرد ۴۰ ساله اى را به قتل رسانده است. به گزارش خبرنگار ما، شب حادثه ساكنان مجتمع مسكونى و اهالى محل با شنيدن صداى درگيرى از آپارتمان طبقه زيرزمين سراسيمه بيرون دويدند. همان موقع آنها پسر جوانى را ديدند كه با ظاهرى آشفته و پريشان به سرعت مجتمع را ترك كرد. همسايه ها هنگامى كه خود را به آپارتمان مورد نظر رساندند با مشاهده آثار به هم ريختگى وسايل راهرو دريافتند حادثه ناگوارى رخ داده است. بنابراين مأموران كلانترى ۱۴۷ گلبرگ را در جريان قرار دادند.دقايقى بعد گروهى از مأموران خود را به محل حادثه رساندند. آنها با ورود به يكى از اتاق خواب ها با پيكر خون آلود و بى جان مرد ۴۰ ساله روبه رو شدند.آنها در نخستين بررسى ها دريافتند قربانى حادثه در جريان يك درگيرى خونين با اصابت چند ضربه كارد به سينه و پهلويش از پا درآمده است.از سوى ديگر از آنجايى كه هيچ نشانه اى از ورود به زور روى قفل در آپارتمان ديده نمى شد و آثارى از وسايل پذيرايى روى ميز آشپزخانه وجود داشت اين احتمال قوت گرفت كه عامل حمله مرگبار از آشنايان خانوادگى صاحبخانه بوده است.اين در حالى است كه اظهارات همسايه ها نيز از فرار پسر جوانى حكايت داشت كه مشخص مى كرد تهاجم مرگبار از سوى پسر ناشناس صورت گرفته است.با به دست آمدن اين سرنخ ها بازپرس جنايى تهران نيز در جريان ماجرا قرار گرفت و به همراه گروهى از كارآگاهان پليس جنايى خود را به محل جنايت رساندند.به دستور بازپرس پرونده با اطلاعات به دست آمده از مشخصات ظاهرى عامل جنايت تصوير رايانه اى او طراحى شد.با بررسى و مطابقت چهره طراحى شده پليس دريافت وى پسر خوانده قربانى حادثه است.بدين ترتيب همسر قربانى تحت بازجويى قرار گرفت. وى در اين باره گفت: حسن مدتى قبل به عنوان مستأجر در ساختمان ما زندگى مى كرد. كم كم به هم علاقه مند شديم و او از من خواستگارى كرد. چون مى دانستم پسر ۲۵ ساله ام به نام محمدحسين با اين موضوع مخالفت مى كند به صورت پنهانى به عقد هم درآمديم.پسرم پس از اطلاع از اين ماجرا خيلى عصبانى شد، اما تصور نمى كردم كه مرتكب چنين عمل جنون آميزى شود.بنا به اين گزارش در حالى كه تجسس هاى گسترده پليس آگاهى براى به دست آوردن ردى از عامل جنايت ادامه داشت، مأموران دريافتند كه متهم فرارى به مشهد رفته است.كارآگاهان با دريافت نيابت قضايى به اين شهرستان رفته و مخفيگاه متهم را به محاصره خود درآوردند اما در جريان عمليات دستگيرى متوجه شدند وى قبل از حضور پليس پا به فرار گذاشته و به جزيره قشم گريخته است.گروه ويژه پليس جنايى كه تجسس هاى همه جانبه اى را براى دستگيرى متهم آغاز كرده بود سرانجام با گذشت ۲۲ روز از ماجراى قتل، محمدحسين را در حالى كه قصد فرار به يكى از كشورهاى حاشيه خليج فارس را داشت دستگير كردند.به گزارش خبرنگار جنايى ما دستور ويژه اى براى انتقال متهم به تهران صادر شده و قرار است تحقيقات تكميلى درباره علت و انگيزه جنايت صورت گيرد.
|
|
|
|
|
حمله مسلحانه به خودروى حمل پول درغرب تهران
• مادرشوهر سابق زنى پس ازاطلاع ازازدواج دومش،عكس هاى خصوصى اورا درميان ساكنان محل زندگى اش پخش كرد
گروه حوادث- مردان مسلح پس از حمله به خودروى حمل پول در شهرك قدس (غرب)، ۲ مأمور محافظ را مجروح كرده و پس از سرقت ۳ ميليون تومان از محل حادثه گريختند. به گزارش خبرنگار ما ساعت ۸ صبح ديروز يك خودرو پژو پرشيا نقره اى رنگ مقابل بانك صادرات شعبه «زرافشان شمالى» توقف كرد. اين در حالى بود كه دقايقى قبل، خودرو حمل پول بانك پس از تحويل گرفتن پول هاى نقد به همراه مأموران قصد ترك محل را داشت كه ناگهان ۳سرنشين مسلح پژو پياده شده و به تيراندازى پرداختند. متهمان سپس به طرف خودرو مخصوص حمل پول بانك رفته و پس از شليك به سمت دو مأمور بانك مقاديرى وجه نقد را به سرقت برده و از محل متوارى شدند. در اين ميان دو مأمور بانك نيز با اصابت گلوله مهاجمان از ناحيه شكم و زانوى پا هدف قرار گرفتند.اين در حالى بود كه از ۷ ميليون تومان پول نقد داخل خودرو ۳ ميليون تومان آن از سوى متهمان سرقت شده است.
سرهنگ مهدى احمدى، رئيس مركز اطلاع رسانى نيروى انتظامى تهران بزرگ در گفت وگو با خبرنگار ما با بيان اين كه شماره پلاك خودرو متهمان سرقتى است اظهار داشت: مأموران محافظ خودرو حمل پول در برابر خواسته سارقان مقاومت كرده بودند و به همين دليل از سوى آنها هدف شليك قرار گرفتند.وى افزود: يكى از مأموران كه از ناحيه زانوى پا مجروح شده، پس از انتقال به بيمارستان به دليل سطحى بودن جراحات مرخص شد، اما مأمور ديگر كه از ناحيه شكم مجروح شده بود، تحت عمل جراحى قرار گرفت و سپس به بيمارستان ديگرى منتقل شد.
|
|
|
|
|
پايان مرگبار رابطه شيطانى
|
|
|
گروه حوادث: مردى كه پس از اطلاع از ورود مرد غريبه اى به خانه اش، با ضربه هاى مرگبار او را از پاى درآورده و همسرش را نيز به شدت مجروح كرده بود، از سوى كارآگاهان جنايى دستگير شد. ساعت ۲ و نيم بعدازظهر سه شنبه - ۸ خرداد - مردى هراسان در تماس با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ از وقوع جنايتى در سرآسياب ملارد خبر داد.بلافاصله گروهى از مأموران كلانترى و كارآگاهان جنايى شهريار به سرپرستى سرهنگ يعقوبى - رئيس دايره جنايى - در محل جنايت حاضر شدند.مأموران پس از ورود به خانه، داخل اتاق با جنازه غرق در خون پسر جوانى روبرو شدند كه با ضربات كارد از پا درآمده بود.در گوشه ديگر آپارتمان نيز زن جوان نيمه جانى را ديدند كه از ناحيه پهلوى چپ مجروح شده و روى كاناپه افتاده بود كه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد. * دستگيرى متهم به قتل در گوشه ديگر خانه نيز كارآگاهان با مرد جوانى مواجه شدند كه لباس هايش خون آلود بود.نادر - متهم به قتل - در بازجويى ها منكر قتل شد و گفت: امروز وقتى به خانه آمدم با جسد پسر جوانى داخل اتاق و پيكر غرق در خون همسرم در پذيرايى روبرو شدم. فكر مى كنم همسرم پس از قتل پسر جوان، خودكشى كرده است.كارآگاهان كه متوجه تناقض گويى هاى متهم شده بودند، به بازجويى هاى خود ادامه دادند تا اين كه ساعت ۲ بامداد ديروز او لب به اعتراف گشود و به قتل پسر ۲۵ ساله كه م ـ ص نام داشت و مجروح كردن همسرش اعتراف كرد. * جنايت چگونه رخ داد مرد ۳۵ ساله درباره انگيزه ارتكاب جنايت گفت: حدود يك سال قبل پى بردم همسرم با پسر جوانى رابطه پنهانى دارد. چند بار براى قطع اين رابطه خانه ام را عوض كردم، اما او باز نشانى ما را پيدا مى كرد. يك بار هم چند ماه قبل سرزده به خانه آمدم كه مقتول را در حال خروج از ساختمان ديدم. براى حفظ آبرو با او درگير نشدم و صبر كردم تا از ساختمان خارج شود، سپس به طرفش رفته و از او خواستم رابطه اش را با همسرم قطع كند. او نيز قول داد، اما متأسفانه رابطه پنهانى آنها ادامه داشت.همسايه ها هم متوجه رفت و آمدهاى مرد غريبه به خانه ام شده بودند. بنابراين تصميم گرفتم اگر رابطه آنها ادامه يافت، هر دو را به قتل برسانم. به همين دليل از همسايه ها خواستم در صورت آمدن پسر جوان به خانه، مرا در جريان قرار دهند.ديروز در حال رانندگى بودم كه به من تلفنى خبر دادند پسر جوان وارد خانه شده است. سريع خودم را به خانه رساندم. خواستم آرام در را با كليد باز كنم، اما در از داخل قفل بود. خودم را به پنجره رساندم و داخل خانه را نگاه كردم. همسرم در حال غذا خوردن با مرد غريبه بود. با ديدن اين صحنه كنترلم را از دست دادم. محكم در را كوبيدم، اما همسرم در را باز نكرد. بنابراين در را شكسته و وارد شدم. از مرد غريبه خبرى نبود. داخل اتاق خواب شدم، او در آنجا مخفى شده بود. همان موقع با كارد او را زدم.سپس به سراغ همسرم رفتم و كارد را در پهلويش فرو كردم. خواستم دومين ضربه را به او بزنم كه التماس كرد قبل از مرگ اجازه بدهم پسرمان را ببيند. من هم قبول كردم. در اين هنگام مأموران وارد خانه شدند و همسرم را به بيمارستان منتقل كردند. * مقصر جنايت من هستم مأموران سپس راهى بيمارستان شده و همسر متهم را تحت بازجويى قرار دادند. او با اعتراف به رابطه با مقتول گفت: ۲سال قبل از طريق يكى از دوستانم با پسر جوانى آشنا شدم. ابتدا به او نگفتم ازدواج كرده ام. او مى خواست به خواستگارى ام بيايد. وقتى متوجه علاقه او به خودم شدم، موضوع ازدواجم را به او گفتم.مقتول وقتى پى برد من همسر دارم، خواست از همسرم طلاق بگيرم و با او ازدواج كنم.همسرم در اين ماجرا مقصر نيست، من در زندگى مشتركم با او هيچ كمبودى نداشتم.به گفته سرهنگ كريمى، فرمانده انتظامى شهريار، در حال حاضر مأموران در حال تحقيق از متهم و ادعاهايش هستند.
|
|
|
|
|
۱۴ گلوله براى خاموش كردن آتش خشم شوهر
سارى- خبرنگار «ايران»: زن جوان وقتى از آزار و اذيت شوهرش به تنگ آمد، با شليك ۱۴ گلوله به زندگى او پايان داد. اين حادثه مرگبار غروب ۳۰ ارديبهشت در حوالى پارك جنگلى سارى رخ داد. سرهنگ قنبرزاده، معاون اجتماعى و ارشاد نيروى انتظامى مازندران در باره جزئيات اين حادثه به خبرنگار ما گفت: وقتى يكى از ساكنان منطقه در تماس با پليس ۱۱۰ ماجراى شليك هاى مرگبار در خانه همسايه اش را اطلاع داد، به دستور سرهنگ «حسين آزرده» رئيس آگاهى استان گروهى از كارآگاهان به محل مورد نظر اعزام شدند. در جريان نخستين بررسى ها مشخص شد زن ۳۰ ساله اى به نام سكينه در پى اختلافات ريشه دار با شوهر ۳۲ ساله اش به نام «رضا» او را به گلوله بسته است.براساس تحقيقات انجام گرفته زوج جوان ۸ سال قبل ازدواج كرده بودند و ۲ فرزند ۷ و ۵ ساله داشتند.وقتى مأموران در بازرسى از محل جنايت ۲ اسلحه كمرى كشف كردند، بررسى هاى دقيق تر از قتلگاه مرد جوان در دستور كار پليس قرار گرفت.دقايقى پس از آغاز عمليات تجسس پليس، عامل شليك مرگبار كارآگاهان را به محل پنهان كردن تعداد زيادى اسلحه راهنمايى كرد.مأموران بدين ترتيب ۴ قبضه كلت كمرى، يك قبضه مسلسل، يك اسلحه شكارى و يك اسلحه دوربين دار به همراه تعداد زيادى فشنگ كه به طور ماهرانه اى در يكى از اتاق ها جاسازى شده بود را كشف كردند.به گفته رئيس آگاهى مازندران، متهم پرونده به دنبال بروز درگيرى با شوهرش از سوى او مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود. مرد جوان كه بسيار عصبانى بود از همسرش خواسته بود كلت كمرى او را بياورد. زن جوان نيز پس از آوردن اسلحه ناگهان اقدام به شليك كرده بود.متهم ۳۰ ساله پرونده نيز پس از انتقال به دادسراى عمومى و انقلاب سارى در اين باره گفت: شوهرم خيلى خشمگين بود. دقايقى قبل از مرگ با چوب ضربه اى به سرم زد. خون از سرم جارى شد. او در حالى كه فحش و ناسزا مى گفت از من خواست اسلحه را برايش بياورم. نمى خواستم اين كار را انجام دهم اما خيلى ترسيده بودم. به اجبار اسلحه را از مخفيگاه بيرون آوردم و به طرف محل ايستادن شوهرم حركت كردم. وقتى به ۲ مترى او رسيدم به چشمانش نگاه كردم. خون جلوى چشمانش را گرفته بود. از نگاهش وحشت كردم. ترس سراپاى وجودم را فراگرفته بود. بى اراده اسلحه را بالا آوردم. لوله تپانچه را به طرف سينه اش نشانه رفتم. در همين لحظه به طرفم حركت كرد. بى اختيار ماشه را چكاندم و ديگر چيزى نفهميدم. مطمئن هستم اگر من او را نمى كشتم او اين كار را مى كرد. متهم به قتل در ادامه گفت: از نخستين روز ازدواجمان با هم اختلاف داشتيم. بارها با ضربات چاقوى او مجروح شده و به بيمارستان رفته بودم ولى دلم نمى خواست مرتكب جنايت شوم.
|
|
|
|
|
جوان زباله جمع كن مهندس قلابى بود
گروه حوادث- تحقيقات پليسى از جوان زباله جمع كن كه با معرفى خود به عنوان مهندس كامپيوتر دختران را اغفال مى كرد، در اداره مفاسد اجتماعى كرج آغاز شد. به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته مأموران اداره مبارزه با مفاسد اجتماعى كرج در جريان اجراى طرح ارتقاى امنيت اجتماعى در حال بازرسى سفره خانه هاى سنتى اين شهر متوجه رفتار مشكوك دو دختر جوان و پسرى شدند.مأموران هنگامى كه به طرف آنها رفتند پسر جوان ناگهان از جا برخاسته و پا به فرار گذاشت اما بلافاصله دستگير شد. ۲دختر جوان در بازجويى اظهار داشتند.چندى قبل در يكى از بوستان هاى كرج با پسر جوانى كه خود را مهندس كامپيوتر معرفى كرد آشنا شديم به دليل اين كه رشته تحصيلى ما هم كامپيوتر است از او خواستيم به صورت خصوصى به ما تدريس كند.مأموران سپس به بازجويى از پسر جوان پرداختند.او در ابتدا خود را مهندس كامپيوتر معرفى كرد اما در ادامه تحقيقات دچار تناقض گويى شد.متهم كه هيچ راهى براى فرار از بيان حقيقت نداشت سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: تا سوم دبستان بيشتر درس نخوانده ام.منبع درآمدم هم زباله جمع كنى است.چند روز قبل با لباس شيك در حال گردش در پاركى بودم كه با دو دختر جوان آشنا شدم.با اعتراف هاى مهندس قلابى مأموران ۲ دختر جوان را آزاد كرده و تحقيقات براى شناسايى ديگر طعمه هاى پسر جوان آغاز شد.
|
|
|
|