|
ذوق و زيبايى در ميناى خانه بندى
|
|
|
نادر بقايى هنر ميناكارى بر روى طلا و نقره (هنر ميناى مليله)، يكى از قديمى ترين هنرهاى تزئينى ايران است كه از گذشته هاى بسيار دور براى تزئين ظروف و زيور آلات استفاده مى شده و پيشينه آن به زمان هخامنشيان و شايد قبل از آن بر مى گردد. چرا كه خاستگاه پيدايش اوليه شيشه در ايران باستان بوده (ماده اوليه تهيه مينا سيليس است و از طريق ايران به كشورهاى ديگر راه يافته است). از اين رو شكى نيست كه برجسته ترين و بزرگ ترين هنرمندان اين رشته ايرانى بوده اند. مصداق اين نكته ميناى نارنجى رنگى است كه بر روى تخت سفرى نادرشاه افشار به زيبايى هر چه تمام تر به كار رفته است كه نمونه آن را در هيچ جاى جهان نمى توان پيدا كرد. يا عكس فتحعلى شاه قاجار در ابعاد بسيار كوچك كه از تكنيك نقاشى مينا بر روى مينا استفاده شده كه در عين ظرافت در ميناكارى در حمايل عكس نيز جواهرات بسيار ظريفى كار شده كه تنها از دست هنرمندان ايران زمين بر مى آيد و بس. در سالهاى اخير متأسفانه به دلايل مختلفى اين هنر اصيل ايرانى مهجور مانده كه مى توان گفت يكى سختى هاى انجام اين هنر نسبت به ديگر هنرهاى فلزى است و ديگر اين كه چون تنها بر روى فلزات گرانبها استفاده مى شود به لحاظ قيمت تمام شده، نسبت به ديگر هنرها قيمت بالاترى دارد. ديگر اين كه هنرمندى كه در زمينه هنر ميناى مليله فعاليت مى كند بايد با هنرهاى دستى ديگرى از جمله اره كارى، قلم زنى، چكش كارى و مليله كارى آشنايى كامل داشته و همچنين زرگرى را نيز به صورت كاملاً حرفه اى انجام دهد تا بتواند در زمينه ميناى مليله، آثار ارزشمندى خلق نمايد كه در نتيجه كمتر كسى رغبت به ياد گيرى و انجام اين صنعت هنرى پيدا مى كند. در سال ۱۳۰۴ پوپ محقق آمريكايى كه به ايران آمده است در يك سخنرانى در جمعى از مسئولان مملكتى و علاقه مندان به هنر به تشريح درگذشته و حال پرداخت و در چند جمله راجع به ميناكارى گفت: قطعات مينا كارى مرصع از اختراعات ايرانى است و نمونه بسيار عالى آن جام خسرو است. اين هنر را در همان آغاز به چين بردند و در آنجا مبدأ و اساس هنر ملى شان شد. در سال ۱۳۱۷ نخستين چاپ كتاب هنر ايران زير نظر پوپ منتشر مى شود. در جلد دوم آن راجع به ميناى خانه بندى به وسيله اروين سركوليس نگارش يافته، وى در اين متن با توجه به نمونه هاى موجود مينا كارى در موزه ها به موضوع ريشه يابى نخستين ميناهاى دنيا و اين كه از بيزانس و يا ايران ساسانى سرچشمه گرفته، مى پردازد. در قسمتى از اين كتاب آمده است اگر نمى توان در مورد ريشه زمانى ميناى حجره اى حدس زده شود اما در اين كه اين هنر مخصوص ايرانى در ايران خلق شده است به سختى مى توان ترديد كرد. نقره كارى با مفتول كه شكل ابتدايى مليله كارى بود در ميان اشكانيان رواج داشته است. ميناكارى هنر درخشان آتش و خاك است و با رنگ هاى پخته و درخشان كه سابقه آن به ۱۵۰۰ سال پيش از ميلاد مى رسد و ظهور آن بر روى فلز در طول سده ششم تا چهارم پيش از ميلاد و پس از سال ۵۰۰ پيش از ميلاد مشاهده مى شود. هنر ميناكارى در ايران بيش از نقاط ديگر تجلى داشته است و يكى از نمونه هاى قديمى آن را از عهد صفويه شارون جهانگرد فرانسوى متذكر شده است كه قطعه مينايى از كارهاى اصفهان بوده مشتمل بر طرحى از پرندگان و حيوانات بر زمينه گل و بته به رنگ آبى كم رنگ و سبز و زرد و قرمز. جداى از اظهارات پوپ، منابع متعددى به گستردگى صنعت فلز كارى در دوران هخامنشيان اشاره دارند و در موزه هاى داخلى و خارجى نيز نمونه هاى زيادى از محصولات فلزى دوره هخامنشيان موجود است، به طور كلى عصر هخامنشيان سبك معين و معلومى دارد. در جام هاى نقره اى كه يكى در موزه بريتانيا و ديگرى در موزه آرميتاژ لنينگراد نگهدارى مى شود پايه اولى از مجسمه مرغ خيالى كه داراى شاخ و منقار است تشكيل شده و ديگر مجسمه بزكوهى است كه بال و ريش دارد. از اين رو شواهد نشان مى دهد كه هنر مينا كارى در اين زمان مرسوم بوده است. در زمان اشكانيان تزئين بر روى فلز، عملى معمول و مرسوم بوده و رسم معمول هنرى اين زمان پايه هاى هنر عظيم و درخشان ساسانى را برافراشته است، از آنچه كه در مقبره شوش پيدا شده و از آثار مكشوفه همدان مى توان دريافت كه فلزكارى در زمان اشكانيان از ارزش زيادى برخوردار بوده است. در اين زمان ترصيع و مينا كارى هم رواج داشته است. به عنوان مثال مى توان از ديوارهاى شوش كه با آجرهاى مينا كارى شده پوشيده شده اند، نام برد، در آنها تصوير گاو و شاه و نيز حيوانات ديده مى شود، دو دستبند طلا كه با ميناى آبى و به روش مليله دوزى كار شده است، هم اكنون در موزه آرميتاژ لنينگراد نگهدارى مى شوند چون به جواهرات ايرانيان شبيه اند، نشان مى دهد كه متعلق به اين سرزمين بوده است و در عهد اشكانيان ساخته شده اند. در آن زمان نشاندن جواهر روى فلز در ايران بخوبى انجام مى شده است. نمونه آن يك جفت گوشواره است كه در موزه لوور نگهدارى مى شود. جواهر در ايران براى حداقل ۸ قرن ادامه داشته است شاهد ديگر، گيره اى است كه روى آن لعل كار شده و هم اكنون در موزه ولف شيم آلمان حفظ مى شود؛ روى اين گيره كه مربوط به دوره اشكانيان است و كيفيت بالايى دارد با زبان پهلوى نام اردشير را نوشته اند. بررسى ادوار گذشته ايران از نظر هنر ميناكارى نشان مى دهد كه اين هنر در عهد ساسانيان از تمام دوره ها متنوع تر و كامل تر بوده است. امروزه نيز افراد فعال و دلسوخته اى در استانهاى خراسان، اصفهان، تهران و خوزستان به اين حرفه مشغولند كه مى توان با حمايت از آنان، به اعتلاى اين هنر كم نظير ايران دست يافت.
|