يكشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۷ جمادى الاول ۱۴۲۸
Sun, Jun 3, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
ويژه ۱(يادمان)
ويژه ۲(يادمان)
ويژه ۳(يادمان)
ويژه ۴(يادمان)
ويژه ۵ (يادمان)
ويژه ۶ (يادمان)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
ناراستى هاى زبان فارسى
293709.jpg
مهرى حقانى
زمين شناسى به جاى معرفه الارض، گذرنامه به جاى پاسپورت، سنگواره به جاى فسيل، زمان سنج به جاى كرونومتر، زندان به جاى محبس، رونوشت به جاى كپى، دادستان به جاى مدعى العموم، رنگين كمان به جاى قوس و قزح، هواپيما به جاى طياره... اين همه از بركت كار فرهنگستان قديم است. فرهنگستانى كه زمانى نقش ماندگار خود را در زنده كردن زبان وتعهد به مسئوليت فرهنگى و تاريخى خود به خوبى انجام داد كه تجدد از هر سو و به هر زبانى ومرامى به كشوروارد مى شد و اگر فرهنگستان با پويايى ودانش روز ازنقش تاريخى خود به خوبى برنمى آمد، هجوم آن همه واژگان جديد دنياى مدرن، سيل ترجمه ها و ورود فناورى هاى نوين تا به حال همين زبان حاضر را نيز به ملغمه اى تبديل كرده بود.
گروهى از استادان ادبيات با انتشار بيانيه اى نسبت به زبان وادبيات فارسى ابراز نگرانى كرده و تأكيد دارند«حفظ ، حرمت و اعتبار خط فارسى بويژه بر دوش استادان و مدرسان ودانشجويان زبان و ادب فارسى» است. اين كه چرا با تحولات گسترده در عرصه فناورى، كامپيوتر و ارتباطات سيار متخصصان ما نتوانسته اند در زمينه تطابق بخشيدن خط فارسى با آنها چاره انديشى كنند، پرسشى است كه پيش روى اساتيد و مراجع زبان و خط فارسى قرار گرفته است.
زبان فرزند فرهنگ
با اين حال به نظر مى رسد اين خودپرسشى است كه بايد از نهادهاى تصميم گير و سياست گذار فرهنگى كشور و ميراث داران ادبيات فارسى پرسيده شود. از سويى به نظر مى رسد پويايى زبان، تنها در تطابق سازى ها معنا پيدا نمى كند. چه گاهى به نوعى وسواس كاذب و اصرار غيرعلمى تبديل مى شود. زبان وخط ريشه در زواياى پيچيده اى از فرهنگ دارد؛ اين كه فرهنگ يك جامعه چگونه تغذيه مى شود، چگونه بازسازى و نوسازى مى شودو منابع تأمين آن كدام است از سوى ديگر به تعيين كننده ترين بخش كه بر هر فرهنگى سايه مى افكند، خواهيم رسيد كه آزادى جريان اطلاعات و انتخاب فرهنگى است. افكار و سلايق موجود در جامعه، زبانى كه سخن مى گوييم، زيبايى شناسى كه بدان ارج مى نهيم، منابعى كه به دانش آموزان معرفى مى كنيم، تبادل فرهنگى و زبانى كه با دنياى بيرون داريم و ده ها عامل ريشه اى ديگر سرانجام در خط و زبان تجلى پيدا مى كنند. بنابراين تلفن همراه يا كامپيوتر واينترنت مشكل زبان وخط فارسى نيست. چيزى فراتر از اين ابزار جديد بايد وجود داشته باشد.
فرهنگستان زبان و ادبيات فارسى اگرچه مرجع مشخصى براى هدايت جريان تحول زبان فارسى به شمار مى رود با اين حال خود نيز متأثر از زواياى بسيار ديگرى است. احمد باستانى استاد ادبيات فارسى در اين باره مى گويد: «فرهنگستان اول در سال هاى ۱۳۱۰ كم و بيش فرهنگستان موفقى بود. بخش دوم كار فرهنگستان در سال۱۳۱۴ آغاز شد. در دفتر واژه هاى نو كه در سال۱۳۱۹ گشوده شد، ۹۰ درصد واژه هايى كه آن روز پيشنهاد كردند، امروز جزو زبان هر روزه يا زبان علمى است. فرهنگستان قديم در شتاب بخشيدن به گرايش زبان فارسى به سوى سادگى و دقت و زنده كردن سرمايه كهن آن وهمچنين آماده كردن آن براى جذب مفاهيم و نام هاى علمى وفنى از زبان هاى اروپايى نقش بزرگى داشته است.»
باستانى مى افزايد: «آموزش و پرورش در اين ميان نقش تعيين كننده اى دارد. اما بايد ديد آموزش و پرورش با چه الگوها، تغييرات يا ترجيحاتى روبه رو بوده است. درباره سازمان تدوين كتب درسى حساسيت زيادى بايد وجود داشته باشد. اين كه چه واژگانى انتخاب مى شودكه منشأ فرهنگى و قومى داشته باشد و جدا از تندروى ها باشد. زيرا از سويى نيز، گرايش به پارسى باستان ، گرايش به عربى يا غيرفارسى هر دو مى تواند نشانه تندروى باشد. سازمانى مثل سازمان تدوين كتب درسى بايد دور از كشمكش ها و بيشتر براساس اصول زبان شناسى فارسى عمل كند. آموزگاران بايد آموزش هاى زيربنايى قومى ببينند. استادان ادبيات در اين سال ها آنقدر درگير زندگى روزمره بوده اند كه بيشتر به كميت كلا سها توجه كرده اند تا كيفيت درس ها. استادانى هم داريم كه دلمشغولى هاى زيادى دارند. اما در اصل متوليان زبان فارسى همين استادان ادبيات فارسى هستند.»
زبان گفتار و نوشتار
با اين حال بزرگترين گرفتارى نثر فارسى جدايى اندك اندك زبان گفتار و نوشتار از يكديگر است كه گاهى به دو زبان جدا از هم مى رسند. درهر زبان اين جدايى تا حدودى هست اما در زبان فارسى به صورت يك بيمارى كهنه درآمده است. به گفته يك استاد ادبيات «اين پسرفت از زمانى آغاز شد كه زبان به جاى آن كه حامل معانى و بيان باشد بازيچه دست زبان بازان شد و مسابقه هولناك بر سر آوردن واژه هاى غريب وتراشيدن عبارت هاى قالبى و دراز كردن زنجيره مترادف ها و سجع سازى هاى خنك درگرفت كه حاصل آن فرسودگى زبان و سطحى شدن آن و از دست رفتن حدود روشن معناها و پيچيدگى و دشوارى بيهوده آن بودكه دامنه اش تا به امروز كشيده شده، با اين حال در همه اين سال ها زبان پارسى از دو ناحيه توانست تا اندازه زيادى از گزند در امان بماند. يكى كار استادان و شاعرانى چون نظامى، سعدى وحافظ و ديگر نگهبانان زبان گفتار بودكه سينه به سينه آن را حفظ كرد. در موقعيت كنونى يعنى در عصر ارتباطات كه تعامل فرهنگ ها جنبه گسترده اى پيدا كرده ودر اين ميان فرهنگ و زبان قوى تر، قدرت بيشترى دارد، بايد مجال بيشترى به دانايان ادبيات و زبان داد تا وظيفه تاريخى خود را به انجام برسانند.»
زبان سرگرمى
رسانه ها نيز ديگر جريان سازان و خط دهندگان مسير عامه مردم هستند. در حقيقت فرهنگ وعناصر تفكر بايد ارتقا دهنده سطح فرهنگ عمومى باشد نه اين كه سطح فرهنگ عمومى، تعيين كننده سطح تفكر جامعه. در اين ميان احمد باستانى مى گويد: «تلويزيون به عنوان يك رسانه عمومى نقش مهمى در اين ميان دارد. رواج بد لحنى و بدكاربرى زبان بويژه در ميان قشر جوان و نوجوان كشور يكى از اين موارد است. هر چند واژه هايى چون «قات زدن» يا «دو دره كردن»، دوام چندانى ندارد، اما رسانه ها مى توانند ذوق ودانش بيشترى در آنچه به مخاطب ارائه مى شود به كار ببرند. سرگرمى بهانه خوبى براى نزول زبان و بدسليقگى نيست. در حقيقت سرگرمى ما نيز مى تواند در مرتبه بهترى قرار گيرد.»
فاضل شهامت پرور ويراستار ادبيات در اين باره مى گويد: «رسانه ها در شكل گيرى زبان معيار نقش برجسته اى دارند و بيش از هر نهاد ديگرى تأثيرگذارند با اين حال رسانه ها نيز تا حد زيادى ابتكار ودانش لازم را فداى معيارهاى عمومى مى كنند. در زبان معيار واژگانى داريم كه در زمان هاى دراز بايد پاسخگوى نيازهاى جامعه باشند. رسانه هاى صوتى وتصويرى حتى از طريق فيلم هاى سينمايى به راحتى مى توانند واژگان نادرست را وارد زبان كنند. زبان معيار ما به شدت دستخوش تغييرهايى بوده كه به دست رسانه ها صورت گرفته. در اين باره چه مطبوعات وچه رسانه هاى تصويرى نقش فعالى ايفا نكرده اند.»
در زمان مشروطيت دهخدا در به كار گرفتن زبان و اصلاحات عاميانه براى طنز سياسى نوآورى كرد. بعدها هدايت وجمال زاده زبان ساده را ابزار داستان نويسى به شيوه اروپايى كردند. خدمتى كه داستان نويسى جديد و تا حدودى ادبيات سياسى به ما كرده، روى آوردن زبان از نثر سنتى به زبان زنده يعنى زبان گفتار بود. اينجاست كه در حقيقت تأثير جريان هاى فكرى، ادبيات و حتى سياست بر زبان مشخص مى شود. با اين حال دكتر احمد باستانى به نوعى فقدان زبان معيار هم اشاره مى كند: «هم اكنون در قلمروهاى علمى و فنى نوعى تنگنا و آشفتگى وجود دارد. در همه زبان هاى بارور جهان، حوزه هاى گوناگون علمى، فلسفى، ادبى و فنى هر يك اصطلاحات و شيوه بيان خاص خود را دارند، بويژه در جهان امروزكه اين قلمرو به حوزه هاى بسيار پخش شده است. اما زبان ما كه در بيشتر حوزه هاى علمى، فلسفى وهنرى زبان ترجمه است تركيبى از زبان نوشتارى گذشته و زبان مأخذ است.»
از سويى نگاه به جمعيت جوان و بررسى گفتار و نوشتار آنان مؤيد اين نكته است كه اينترنت ساعات زيادى از وقت و زندگى جوانان را گرفته است. فاضل شهامت پرور مى گويد: «بسيارى از جوانان ديگر حوصله و مجال توجه به زبان و ادبيات راندارند. آنها هنگام سخن گفتن چند كلمه انگليسى و چند اصطلاح اينترنتى ميان جملات فارسى به كار مى برند. ما نياز به نوعى بازسازى و نوسازى فرهنگ و تمدن خود داريم. اين مسأله از مجلات ادبى گرفته تا مدرسه، خانواده ها، رسانه ها و دانشگاه ها را در بر مى گيرد. پويايى زبان بدون پويايى فرهنگ يك ملت به دست نمى آيد.»
امضاكنندگان بيانيه «خط فارسى را دريابيد» در قسمتى از مطلب خود به اين نكته اشاره مى كنند كه «فقدان چاره انديشى جامع موجب شده كه بسيارى از كاربران كامپيوتر و فناورى هاى نوين، با وجود عشق و علاقه فراوان به خط و فرهنگ ملى، از سر ناچارى به الفباى انگليسى رو آورند و به عنوان مثال ميليون ها نفر مشترك تلفن هاى همراه، در ميليون ها پيام كوتاهى كه روزانه ارسال مى كنند، از خط بيگانه استفاده كنند. به نظر مى رسد مشكلات موجود در فرستادن پيام به فارسى وگرانتر بودن تعرفه خط فارسى در اين زمينه بى تأثير نبوده.»
با اين حال بايد گفت اگر فناورى هاى جديد در ابتداى امر همواره سكون و آرامش موجود را به هم مى زنند و به دوره اى از انطباق نياز دارند با اين حال مشكلات زبان كنونى و ادبيات رايج تنها در ارتباطات سيار خلاصه نمى شود. در مقايسه اين نكته كه در فضاى كامپيوتر نيز به تدريج زبان فارسى جايگاه خود را در سيستم هاى متفاوت باز كرد و هم اكنون استفاده عمومى وجود دارد، شايد پيام كوتاه بيشتر يك فضاى تفننى به نظر برسد . فناورى هاى جديد حكم نوعى ابزار و ظرف را دارند كه در برگيرنده ظرفيت هاى موجود هستند. اما اين كه روند تحول در زبان فارسى چگونه باشد و چه كنيم تا از مرگ تدريجى نجات يابد به نگاهى ريشه اى تر نيازمند است. از يك سو استادان ادبيات و زبان شناسى نقش مهمى در اين زمينه دارند و از سويى پويايى فرهنگى و امكان توليد و ابتكار هر چه بيشتر فرهنگى است كه زبان را بارور مى كند. حتى ترجمه نيز مى تواند عامل كامل كننده و اعتلا دهنده زبان باشد. بنابراين فناورى هاى جديد مشكل كنونى زبان نيستند، بايد ديد منابع تغذيه كننده از كجا تأمين مى شوند وچه كسى به زبان فارسى و ادبيات آن اهميت مى دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |