|
يك سرنخ گمشده در ماجراى قتل مادر
|
|
|
خسرو مبشر
گروه حوادث ـ پسر جوانى كه متهم است به خاطر ناكامى در ازدواج با دختر مورد علاقه اش، سناريوى قتل مادرش را اجرا كرده و قبل از قتل پدرش دستگير شده است. به رغم اعترافات قبلى اش مدعى است در اين جنايت نقشى نداشته است، بلكه مادرش از سوى يكى از آشنايان نزديك خانوادگى شان به قتل رسيده است. جوان زندانى كه در ۱۵ماه اخير ۳ميليون و ۶۰۰هزار تومان از سوى يك ناشناس به حسابش در زندان واريز شده در نامه اى به بازپرس نكات تازه اى را مطرح كرده است. به گزارش خبرنگار ما و براساس محتويات پرونده اى كه در دايره ۱۰ اداره آگاهى و شعبه ۴ دادسراى جنايى تهران تحت رسيدگى است، پسر جوان ۲۲ ساله اى به نام حسام متهم است وقتى با مخالفت هاى خانواده اش با ازدواج با دختر مورد علاقه اش ـ مريم ـ مواجه شده، توطئه قتل اعضاى خانواده را طراحى كرده است. وى در اجراى نقشه اش مادرش ـ مينا ـ را به قتل رساند اما در توطئه قتل پدر ناكام ماند. ظهر روز شنبه ۶ اسفند ۸۴ حسن ـ پدر خانواده ـ به اتفاق دختر خردسالش، پس از پارك خودرو مقابل خانه شان در يكى از فرعى هاى خيابان ميرداماد تهران، از پله ها بالا رفتند. آنها به محض ورود حسام ـ متهم ۲۱ ساله ـ را ديدند كه هراسان و مضطرب با ديدن پدر و خواهرش به طبقه بالاى خانه دويد. لحظاتى بعد پدر با شنيدن صداى فرياد دلخراش دخترش سراسيمه به سالن پذيرايى رفت و در كمال ناباورى با پيكر بى جان و طناب پيچ همسرش كه ميان پتويى پيچيده شده بود مواجه شد. همسايه ها با شنيدن صداى فريادهاى صاحبخانه خود را به آنجا رساندند. دقايقى بعد حسام كه در طبقه بالا مخفى شده بود با چشمانى اشكبار وارد سالن پذيرايى شد و با مشاهده جسد مادرش همراه پدر و خواهرش به شيون و زارى پرداخت. بلافاصله اكيپى از مأموران كلانترى ۱۰۳ گاندى با حضور در محل حادثه به تحقيق در اين باره پرداختند. در تحقيقات اوليه پليس مشخص شد پسر جوان خانواده از مدت ها قبل به خاطر مخالفت خانواده اش در ازدواج با دختر جوانى با آنها اختلاف شديدى داشته است. بدين ترتيب با دستور بازپرس هنرمند، كارآگاهان جنايى تحقيقات خود را براى كشف راز جنايت آغاز كردند. اعترافات اوليه مريم ـ منشى شركت ـ در بازجويى هاى پليسى گفت: از مدتى قبل به عنوان منشى در شركتى كه متعلق به مقتول و همسرش بود مشغول كار شدم. مدتى بعد در جريان رفت وآمدهاى حسام به شركت به هم علاقه مند شديم، به طورى كه قرار گذاشتيم تا با هم ازدواج كنيم. اما از آن جا كه مى دانستم والدين او با اين وصلت مخالفت مى كنند، تصميم گرفتيم فعلاً در اين باره صحبتى نكنيم. دختر ۳۱ ساله در ادامه گفت: ساعت ۱۱ صبح روز حادثه حسام با من تماس گرفت و از من خواست فوراً به خانه آنها بروم. وقتى وارد آنجا شدم متوجه تغيير رفتارش شدم. پس از اطلاع از تصميمى كه گرفته بود درحالى كه بشدت ترسيده بودم از او خواستم از فكر كشتن پدر و مادرش بيرون بيايد. در اين هنگام او گفت ديگر دير شده است. با هم سوار خودرو پژو ۲۰۶ او شده و به يكى از خيابان هاى اطراف رفتيم. بعد هم به خاطر اين كه خواهرش مرا آن زمان كنار حسام نبيند، پياده شدم. پس از رفتن حسام حوالى ميدان ونك با پليس تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم. مأموران هم از من خواستند تا خيلى سريع خودم را به خانه آنها برسانم. حسام كه با اعترافات دخترجوان راز خود را فاش شده ديد، با اعتراف به قتل مادرش كه مديرعامل يك شركت خصوصى بود، در بازجويى هاى اوليه به مأموران آگاهى تهران گفت: به مريم كه ۱۰ سال از من بزرگتر است، علاقه مند شده بودم. اما مادر و پدرم با ازدواج ما مخالف بودند. من ۳ بار از خانه فرار كردم حتى دست به خودكشى زدم. اما موفق به ازدواج با مريم نشدم. بنابراين تحت اين شرايط روحى تصميم گرفتم پدر و مادرم را كه مانع ازدواج مان بودند، از ميان بردارم. در نتيجه، نقشه قتل آنها را طراحى كرديم. يك هفته قبل از ماجراى قتل به يكى از كاركنان شركت پدر و مادرم زنگ زده و خواستم تا برايم مقدارى قرص تهيه كند. او ۲۵۰ هزار تومان از من گرفت و روز بعد ۲ عدد قرص به من داد. قرص ها را داخل چاى پدر و مادرم حل كرده، به آنها خوراندم ولى در كمال تعجب هيچ اتفاقى نيفتاد. بار ديگر براى اجراى نقشه مان با دوستم تماس گرفتم و خواستم براى ما داروى بى هوشى تهيه كند، ۱۰۰ دلار هم بابت اين كار به او دادم. اما او تا روز حادثه داروى بى هوشى را نياورد. در نتيجه در حالى كه در خانه تنها بودم به مادرم زنگ زده و به بهانه اى از او خواستم تا خود را به خانه برساند. من پشت در ورودى پنهان شده بودم. به محض ورود مادرم با طناب آبى رنگى كه از قبل تهيه كرده بودم، به او حمله و او را خفه كردم. قصد داشتم پس از انتقال جسد او به بيابان هاى اطراف شهررى، به سراغ پدرم بروم و او را هم بكشم، اما ماجرا لو رفت. ترك اعتياد در زندان حسام پس از بازسازى صحنه قتل و انجام بازجويى هاى پليسى و قضايى از سوى بازپرس دادسراى جنايى به سالن ۱۰ اندرزگاه ۴ زندان رجايى شهر منتقل شد. در حالى كه او به ماده مخدر «كراك» اعتياد داشت در مدت ۱۵ ماهى كه از زندانى شدن او مى گذشت، به جز برادر بزرگش كسى به ملاقات او نرفت و برادرش نيز هر بار فقط ۲۵ هزار تومان به او مى داد. اين در حالى است كه پدر حسام مى گويد در چند ماه گذشته از سوى كسى حدود ۳ ميليون و ششصد هزار تومان پول به حساب پسرش در زندان واريز و از آن برداشت شده است. حال آن كه او نمى داند اين مقدار پول را چه كسى براى او حواله كرده است. تقوايى امام جماعت بند جوانان زندان رجايى شهر درباره وضعيت حسام به خبرنگار ما گفت: وقتى با او در اندرزگاه ۴ زندان رجايى شهر آشنا شدم، دريافتم به مواد مخدر ـ كراك ـ اعتياد دارد. حسام مدعى بود ۳ ماه قبل از وقوع قتل مادرش، توسط يكى از آشنايان خود به مواد مخدر اعتياد پيدا كرده بود. سرانجام با چندين جلسه گفت وگو با اين جوان ره گم كرده كه اكنون از عملكرد خود پشيمان و نادم است، او موفق به ترك اعتيادش شد. تقوايى در ادامه گفت: او در فرصت هايى مناسب درباره جنايتى كه در خانه شان رخ داده شده بود، حقايقى را مطرح كرد. وى براى ما شرح داد كه قتل مادرش چگونه رخ داده است. حسام معتقد است از سوى فردى فريب خورده است. حال آن كه او چندى قبل مسائل جديدى را درباره پرونده مطرح كرده و تمامى اظهاراتش را در ۱۴ صفحه براى بازپرس هنرمند شرح داده است. او در آن نامه ادعا كرده كه چگونه و توسط چه كسى اين قتل صورت گرفته است. فكر مى كنم بازپرس پرونده مى تواند براى اثبات يا رد ادعاهاى اين جوان، او را دوباره تحت بازجويى قرار دهد تا مشخص شود كه چقدر ادعاهاى اين جوان صحت دارد. تقوايى در ادامه گفت: با پدر متهم نيز درباره پسرش و ادعاى جديد او گفت وگو كرديم. اما پدرش حاضر نشد با پسرش ملاقاتى داشته باشد. او به ما گفت تا زمانى كه برايش مشخص و روشن نشود كه پسرش قاتل نيست، هيچ كارى برايش انجام نمى دهد. به ملاقاتش هم نخواهد رفت. اعتراف دوم حسام ـ متهم به قتل ـ در اسفند سال ۸۵ اعتراف هاى جديدى درباره قتل مادرش ارائه كرد كه اين اعتراف ها مكتوب و با تأييد افسر نگهبان اندرزگاه ۴ زندان رجايى شهر در نامه اى ۱۴ صفحه اى براى هنرمند ـ بازپرس پرونده ـ ارسال شده است. او در اين نامه نوشته: من قاتل اصلى اين ماجرا نيستم، بلكه قاتل يكى از اقوام نزديكمان است كه كينه پدر و مادرم را به دل داشت. او مرا وسوسه كرد تا پدر و مادرم را از ميان بردارم. او با داشتن يك دختر نوجوان زنش را طلاق داد. بعد هم اثاثيه خانه اش را كه مى بايستى به زنش تحويل مى داد با يك كاميون به خانه ما آورد. اما پدر و مادرم قبول نكردند كه اثاثيه آن زن در خانه ما بماند. وى گفت: فرداى آن روز من و خانواده ام به تركيه رفتيم تا آن فرد آشنا به خانواده ام اصرار نكند كه اثاثيه همسرش را در خانه ما بگذارد. وقتى از سفر بازگشتيم متوجه شديم آشناى خانوادگى مان كه ۶۰ ميليون تومان بدهى داشت و قرار بود با منشى شركت پدر و مادرم ازدواج كند، با دختر ديگرى ازدواج كرده است. او به همراه مادرم شركت نصب و خدمات آسانسور را راه اندازى كرد. مادرم مدير عامل آن شركت بود و پدرم براى كمك به مرد آشنا، ۶۰ ميليون تومان از بدهى هايش را داد. حسام درباره قتل مادرش افزود: وقتى تجديدى آورده بودم با دوستانم به شمال رفتم، و آن فرد آشنا كه از خانواده ام كينه به دل داشت و به دنبال پول پدر و مادرم بود، يك شيشه شربت به من داد و گفت: پدر و مادرت را به شمال دعوت كن و اين شربت را در غذايشان بريز، اما من اين كار را نكردم. ۳ روز بعد به تهران بازگشتم و هنگام بازگشت از نظر روحى حالم خيلى بد بود. با ماشين پرايدم به داخل دره افتادم كه پليس و رانندگان عبورى مرا از مرگ نجات دادند و به بيمارستان آمل بردند. حسام در ادامه نوشته است، پس از مدتى مادرم به سوريه رفت و آن فرد آشنا دخترى به نام مريم را به عنوان منشى در شركت استخدام كرد و او خواهرم را از مدرسه به شركت مى آورد و من هم در فصل تابستان با كمك معلم خصوصى تمام درس هايم را پاس كردم. اما يك روز آشناى خانوادگى با كليدى كه داشت وارد شركت شد و مشاهده كرد كه من و مريم- منشى شركت- با هم كراك مى كشيم. او آن روز چيزى به ما نگفت. ضمناً از آن جا كه مى دانست مادرم نفوذ زيادى روى پدرم دارد براى اين كه مادرم را از پدرم جدا كند به من گفت كه به مادرم بگويم كه پدر با منشى شركت رابطه پنهانى دارد تا مادرم از او جدا شود. من هم همين كار را كردم كه آن موقع جنجالى در خانه ما به پا شد و مادرم مريم را از شركت اخراج كرد. من از آن پس در خيابان با مريم قرار مى گذاشتم. حسام در ادامه نامه ادعا كرده: يك روز آن آشناى خانوادگى به من پيشنهاد كرد كه با قرص پدر و مادرم را بكشم. سرانجام به فردى به نام «ع» مبلغ ۶۵۰ هزار تومان دادم تا براى من قرص مخصوص تهيه كند. كه او هم قرص هاى قلابى برايم آورد. وى درباره روز حادثه گفت: ساعت ۱۵:۹ دقيقه صبح روز شنبه به مادرم زنگ زدم و گفتم به خانه بيا، پرسيد چرا؟ گفتم مى خواهم راجع به موضوع مهمى حرف بزنم. مادر ساعت ۱۰ و ۱۰ دقيقه صبح به خانه آمد. اما آشناى خانوادگى زودتر از مادرم به خانه ما آمده بود. آن دو با هم مشغول صحبت بودند و من در اتاق ديگرى كراك مصرف مى كردم. قرار بود منشى اخراجى شركت ساعت ۳۰:۱۰ دقيقه صبح به خانه ما بيايد. چند بار تماس گرفتم. بالاخره ساعت ۱۱ صبح آمد. مادرم با ديدن او متحير و شوكه شد. بعد با او جروبحث كرد و به آشپزخانه رفت و يك كارد برداشت . من هم پشت سرش بودم مى خواستم مانع شوم ولى كارد به زانوى من خورد. مادرم تعادلش را از دست داد. دستش را به طرف در آشپزخانه برد تا تعادلش را حفظ كند ولى در همان لحظه آشناى خانوادگى طناب را به گردن مادرم انداخت و فشار داد! من هم با ديدن اين صحنه بيهوش شدم. وقتى به هوش آمدم آشناى خانوادگى و منشى شركت در حمام آب به صورتم مى پاشيدند. وى ادامه داد: وقتى به هوش آمدم، منشى شركت پتويى آورد و جنازه مادرم را داخل آن گذاشت. آشناى خانوادگى نيز با سيم بر النگوهاى مادرم را بريده از دستش درآورد. و ضمناً قرار شد پس از كشتن پدرم، جنازه ها را به بيابان هاى شهررى ببريم. اظهارات بازپرس پرونده هنرمند، بازپرس پرونده نيز در اين باره گفت: پرونده مزبور در شعبه ۱۰ اداره آگاهى تهران است و افسر پرونده در باره اين جنايت تحقيق مى كند. البته در اين پرونده حسام متهم رديف اول، مريم- منشى شركت به عنوان متهم رديف دوم هستند. حسن پدر متهم نيز با اتهامى غير از موضوع قتل مواجه است. فرد ديگرى نيز در اين پرونده مطرح است. وى در ادامه گفت: حسام در بازجويى هاى صورت گرفته در اداره آگاهى و بازپرسى صراحتاً به قتل مادرش اعتراف كرده است و حتى صحنه قتل او را نيز بازسازى كرده است. بازپرس هنرمند افزود: از نظر بازپرس پرونده، او متهم رديف اول و عامل قتل است. اما اين كه گفته مى شود او ادعاى جديدى مطرح كرده است، آن هم قابل پيگيرى و بررسى است. ادعاى جديد متهم محمد مصطفايى وكيل مدافع اولياى دم نيز درباره ادعاى جديد متهم به قتل مبنى بر اين كه قاتل فرد ديگرى است، گفت: چند ماه پيش حسام در نامه اى چند ادعاى جديد مطرح كرده است كه اين نامه در پرونده اتهامى او ضبط است و بازپرس پرونده نيز با دستورى از افسر پرونده خواسته درباره ادعاى جديد متهم به قتل به دقت تحقيق كند. اما با گذشت چند ماه هنوز اداره آگاهى متهم را براى بازجويى و تحقيق مجدد فرا نخوانده است تا مشخص شود كه ادعاى او تا چه ميزان صحت دارد. البته طبق قانون بايد بازپرس پرونده براى آخرين دفاع و تفهيم اتهام درباره ادعاى جديد متهم به قتل، از او بازجويى و تحقيق كند كه اين كار تاكنون صورت نگرفته است. وى درباره اتهام مسائل غير اخلاقى پدر متهم به قتل نيز گفت: اين فقط يك ادعاست، آن هم ادعاى يكى از متهمان پرونده كه وجاهت قانونى ندارد و قابل اثبات نيست. به گفته وكيل مدافع اولياى دم، بازپرس پرونده به استناد ماده ۴۲ قانون آئين دادرسى كيفرى نمى تواند در اين زمينه تصميم بگيرد در نتيجه او مى تواند پرونده متهم رديف سوم را بدون صدور كيفر خواست و قرار مجرميت به دادگاه ارجاع كند تا دادگاه در اين زمينه تصميم بگيرد. مصطفايى در پاسخ به سؤالى مبنى بر اين كه متهم به قتل در يك ادعاى جديد قاتل را يكى از آشنايان خانوادگى خود معرفى كرده نيز گفت: اين ادعايى است كه بايد درستى يا نادرستى آن توسط بازپرس پرونده اثبات شود. حرف هاى پدر متهم حسن همسر مقتوله نيز در نامه اى به رئيس قوه قضائيه خواستار تسريع در روند رسيدگى به پرونده قتل همسرش شد. وى در نامه اش به رئيس قوه قضائيه نوشت: در رابطه با قتل همسرم كه گفته مى شود توسط پسرم انجام گرفته مدت ۱۰ روز به اتهام واهى مبنى بر مسائل غير اخلاقى با منشى شركت در زندان به سر بردم و در اين باره متحمل هزينه سنگين معنوى و روحى شدم. اما شنيده ها نيز حاكى از آن است كه حسام - متهم- ادعا هاى جديدى داشته كه تاكنون در اين زمينه تحقيق نشده است. حدود ۱۵ ماه است كه اين پرونده بلاتكليف مانده است. در ضمن، متهمى كه به طور مرتب ملاقاتى نداشته است و فقط هرچند ماه يك بار برادر بزرگ او به ديدنش رفته و هر بار نيز مبلغ ۲۵ هزار تومان به او مى داده است، چگونه در اين مدت ۳ ميليون و ۶۰۰ هزار تومان به حسابش واريز و از آن برداشت شده است. سؤال اينجاست كه اين پول را چه كسى به زندانى داده است و چرا در اين زمينه بررسى نمى شود. حال آن كه اين سرنخ خوبى است كه قاتل اصلى جنايت شناسايى شود.
|