|
دست بالا از آن چه كسى است
درآمدى بر گفت وگوى سه جانبه ايران، آمريكا و عراق
|
|
|
حسين قديانى بازتاب گفت وگوهاى سه جانبه ميان ايران، عراق و آمريكا در رسانه هاى اصلاح طلب متأسفانه اغلب تكرار تحليل هاى رسانه هاى غربى است. اين تبليغات مى خواهد به مخاطب نشان دهد كه اين مذاكرات اگر آمريكا را تنها از باتلاق عراق نجات مى دهد، اما براى ايران در مواجهه اش با كل جهان نجات دهنده است و آن را از انزواى مورد ادعاى آنها رها و به سمت تعامل مى كشاند. گويى براى جمهورى اسلامى تنها يك راه به رهايى وجود دارد و آن مذاكره با آمريكا (ولو با محوريت موضوع عراق) است. مذاكره اى كه اگر امروز در باره اوضاع عراق است، لاجرم در آينده بايد در باره موضوعاتى نزديك تر به مسائل درگير ميان دو كشور صورت پذيرد و ايران وقتى نفس راحت مى كشد كه با آمريكا نه در باره عراق كه درباره خود آمريكا پاى ميز مذاكره بنشيند. اما اين ادعا چقدر با واقعيت منطبق است: ۱- براى پاگرفتن مذاكرات اخير، آن كشورى كه نخست از كانال هاى غيررسمى و سپس رسمى پيغام فرستاد، آمريكا بود. آمريكا كه مى ديد بدون درنظر گرفتن ايران امكان برقرارى امنيت را در عراق ندارد، براى مذاكره با جمهورى اسلامى تا حد «توسل» نيز پيش رفت و نه يك بار و ۱۰ بار كه به گفته اخير رئيس جمهور نزديك به ۴۰ بار براى مذاكره با ايران از هر راهى كه مى شد رفت و از هر كليدى كه فكر مى كرد، استفاده كرد. آمريكا به خوبى مى دانست كه قفل عراق، كليدى جز ايران ندارد. پس تا اينجاى كار، مذاكره نياز آمريكا بود نه نياز ايران. اين در حالى است كه رسانه هاى غربى ادعا مى كنند كه ايران و آمريكا تنها به دليل درخواست عبدالعزيز حكيم و ديگر مقام هاى عراقى پاى ميز مذاكره نشستند. از ياد نبريم كه بسيار قبل تر از درخواست سياسيون عراقى، اين خود آمريكايى ها بودند كه براى مذاكره با ايران سر و دست مى شكستند. ۲- از ديگر محورهاى تبليغاتى اين رسانه ها، سرزش اصلاح طلبان ايران است كه آنقدر تعلل كرديد كه ميوه مذاكره با آمريكا در سبد اصولگرايان افتاد! جالب اين جاست كه اصلاح طلبان خود نيز بر همين باورند و براين فرصت از دست رفته، افسوس مى خورند! آن ها كه در ساليان اخير بسيار مقدس زدايى كردند و تابو شكستند و اى دريغا سر مى دهندكه چرا قرعه اين تابوشكنى نيز به نام ايشان صادر نشد. حال اين كه اين مذاكره تابوشكنى نبود و جمهورى اسلامى تنها به خاطر ملت و دولت عراق حاضر به شركت دراين مذاكره شد. مرورى بر حواشى و متن اين مذاكرات (كه در اصل گفت وگويى سه جانبه ميان ايران ، آمريكا و عراق بود) نشان مى دهد كه ايران تنها براى نشان دادن نمايش هاى دروغين آمريكا به سياستمداران اين كشور درخواست گفت وگو را پذيرفت. پذيرفت تا به آمريكايى ها نشان دهد متهم اصلى در جريان ناامنى هاى دامنه دار بين النهرين، اشغالگران اند، نه شيعيان و نه سنى ها. چه اين كه عراق هم شيعيان ميانه رويى دارد ، هم سنيان معتدلى و برعكس برخى كشورها ، در عراق كمتر مى توان «غالى» يا «سلفى» پيدا كرد. پس مجبوريم ريشه ناامنى هاى موجود در عراق را به حضور آمريكا و انگليس نسبت دهيم. اتفاقاً بهترين توجيه براى باقى ماندن اشغالگران در عراق، ادامه يافتن همين كشتارها و جنايت هاست. با اين حساب زياد كار سختى نيست پاسخ دادن به اين پرسش كه چه كسانى از عراق ناامن و ناآرام سود مى برند. ۳- اصلاح طلبان البته مى بايست در وراى اين گفت وگوها افسوس بخورند ولى نه از بابت آنچه كه هم اينك افسوس مى خورند. افسوس اصلاح طلبان بايد از اين باشد كه چرا در جريان محاكمه آمريكا توسط ايران كه در لابه لاى اين مذاكرات صورت گرفت، غايب هستند. چرا آنها نتوانستند كج رفتارى ها و كژگفتارى هاى كاخ سفيد را در حضور خودشان به آنها گوشزد كنند و آ مريكا را نه حامل دموكراسى به خاورميانه كه عامل ناامنى در منطقه بخوانند. ۴ - دلايل عدم مذاكره مستقيم ميان ايران و آمريكا البته هنوز هم به قوت خود باقى است اما اين كه چرا جمهورى اسلامى حاضر به شركت در اين نشست شد به اهميت موضوع عراق در نگاه ملت و دولت ايران بر مى گردد. روشن است كه عراق عمق استراتژيك ايران است و اينجا ايران نقش مادرى دلسوز را بازى مى كند كه براى آسايش خاطر فرزند خود حاضر است هزينه هايى البته عقلانى و منطقى را بپردازد. اين اعتراف همگان است كه بدون درنظرگرفتن جايگاه والاى ايران، نه تنها درعراق كه در سراسر خاورميانه، پيشبرد هيچ صلحى ممكن نيست. پس در اين وادى آن كس كه به نوعى مجبور به كوتاه آمدن و پذيرفتن نقش آن ديگرى شد، آمريكا بود نه ايران. زين رو بايد به نويسنده نيوزويك حق داد كه مى نويسد: «دراين مذاكرات ، دست بالا با ايران بود. ايران بدون آن كه الگوبودنش در مبارزه با آمريكا دستخوش تغيير شود، با آمريكا وارد گفت وگو شد. گفت وگويى كه سود آن به جيب دوست ديرينه ايران يعنى ملت عراق مى رود.» اتفاقى كه اين روزها در عالم ديپلماسى افتاد تعريفى جز «گفت وگوى سه جانبه ايران، عراق و آمريكا» ندارد. با اين حال، رسانه هاى غربى از همان عنوان «مذاكره ايران و آمريكا» استفاده مى كنند. خود همين مسأله مؤيد اين مهم است كه در اين وادى، كدام كشور است كه به ديگرى نياز دارد تا خود را از مشكلات بزرگ و كوچكش نجات دهد.
|