|
|
|
روز پايانى دور مقدماتى رقابت هاى انتخابى المپيك
|
|
|
|
مكزيك ۴ - ايران صفر
|
|
|
|
پشتوانه ها اميدوار كننده بودند
|
|
|
|
تنفس در سرزمين قهوه
|
|
|
|
مارسى؛ از ناكامى تا موفقيت
|
|
|
|
آفريفاى جنوبى از «كسل كاپ» تا جام ملت هاى آفريقا
|
|
|
|
امشب در دور مقدماتى «يورو ۲۰۰۸»
|
|
|
|
|
ورزش ايران و جهان
افزايش بودجه فدراسيون هاى ورزشى
معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان تربيت بدنى از افزايش ۵ ميليارد تومانى بودجه فدراسيون ها در سال جارى خبر داد. مهندس على آبادى گفت: در سال ۸۵ اعتبار فدراسيون ها ۱۲ ميليارد تومان بود كه امسال آن را به ۱۷ ميليارد تومان افزايش داديم تا از اين طريق كاهش ۵ ميلياردتومانى اعتبار كميته ملى المپيك جبران شود. با اين وضعيت نه تنها از بودجه فدراسيون كاسته نشده كه افزايش هم يافته است. ضمن اين كه قصد داريم با عنايت رئيس جمهورى بودجه ورزش در سال آينده را به ۱۲۰ ميليارد تومان برسانيم.وى در جمع اعضاى هيأت رئيسه فدراسيون بسكتبال ضمن قدردانى از جهش خيره كننده اين رشته در سال هاى اخير خواستار حراست از اين سطح و رسيدن به رتبه هاى دوم يا اول بازى هاى آسيايى سال ۲۰۱۰ گوانگ ژو شد. على آبادى همچنين از مسئولان اين فدراسيون خواست روى بسكتبال بانوان سرمايه گذارى بيشترى صورت گيرد. رئيس سازمان تربيت بدنى گفت: با شناسايى زمين براى احداث سالن هاى اختصاصى چهارهزار نفرى براى بسكتبال، واليبال و مشتزنى در مركز شهر تهران بلافاصله اقدامهاى عملى صورت مى گيرد.
آغاز عمليات ساخت ۲۹ سالن در كرمانشاه
مدير كل تربيت بدنى كرمانشاه از آغاز عمليات ساخت ۲۹ سالن با يكصد ميليارد ريال اعتبار در اين استان خبر داد. مهدى گردانى گفت كه ساخت اين سالن ها از مصوبه هاى سفرهاى استانى رئيس جمهورى است. وى خاطرنشان كرد: از مجموع ۲۹ سالن ورزشى، ۲۸ سالن مربوط به شهرستان ها و يك سالن نيز در بخش بيستون ساخته مى شود. ضمن اين كه براى هر سالن كه يك هزار و ۲۲۰ مترمربع زيربنا دارد دو ميليارد و ۵۰۰ ميليون ريال اعتبار ملى و ۹۰۰ ميليون ريال اعتبار استانى اختصاص يافته است. مديركل تربيت بدنى كرمانشاه ساخت مجموعه المپيكى در ۱۲۰ هكتار زمين را از ديگر مصوبات دولت براى اين استان اعلام كرد.
جودو جام فجر با حضور ستارگان جهان
شانزدهمين دوره مسابقه هاى بين المللى جودو جام فجر (انتخابى كسب سهميه المپيك پكن) روزهاى ۳۱ خردادماه و يكم تيرماه در تهران با حضور ستارگان جودو آسيا برگزار خواهد شد. تاكنون پنج تيم اسامى ورزشكاران خود را براى حضور در اين جام اعلام كرده اند. تيم ژاپن با سه جودوكار در ۳ وزن ۶۰-، ۸۱- و ۱۰۰- كيلوگرم شركت مى كند كه تاكاماتسو جودوكار ژاپنى دارنده مدال نقره دوحه قطر جزو تيم اعزامى است. تيم ارمنستان با تيم كامل خود مى آيد، اما دو ستاره به نام «آرمن بازاريان» قهرمان اروپا و داونكيان دارنده مدال طلاى رقابت هاى هامبورگ را در تركيب خود دارد. تيم پنج نفره قزاقستان نيز با تركيب تساباتوف، ابراهيموف، مارانيكوف (دارنده مدال برنز دوحه)، رسيكول و اسلان آكتيف (دارنده مدال نقره دوحه) مى آيد. تيم هاى ويتنام، ازبكستان، سيرالئون و قرقيزستان نيز اسامى ورزشكاران خود را ارسال كرده اند و ۱۶ تيم ديگر از حضور قطعى خود خبر داده اند.
|
|
|
|
|
روز پايانى دور مقدماتى رقابت هاى انتخابى المپيك
آيا معجزه اى در كار است؟
گروه ورزشى - امروز دور مقدماتى از مرحله انتخابى مسابقه هاى فوتبال المپيك پكن در قاره آسيا به پايان مى رسد. تاكنون شش تيم جواز حضور در مرحله بعدى اين رقابت ها را كسب كرده اند و چهره شش تيم ديگر نمايان مى شود. در اين ميان تيم ايران از كمترين شانس ممكن براى صعود برخوردار است. تيم كشورمان در حالى ميزبان عربستان، صدرنشين گروه چهارم است كه پس از شكست سنگين (۱-۳) در زمين استراليا عنوان شده بود آخرين بازى ايران در اين تورنمنت جنبه تشريفاتى دارد اما وينكو بگوويچ سرمربى تيم ايران ادعاى ديگرى دارد. وى مدعى است AFC در آئين نامه خود به هنگام برابر شدن امتياز تيم ها اولويت را به تفاضل گل و سپس تعداد گل هاى زده داده است. با اين شرايط بايد گفت روى كاغذ همچنان تيم كشورمان شانس صعود دارد. در صورت باخت استراليا به اردن و پيروزى پرگل ايران مقابل عربستان، تيم المپيك كشورمان مى تواند به جمع تيم هاى حاضر در مرحله بعدى رقابت هاى انتخابى المپيك پكن راه يابد. شايد تنها يك معجزه در چنين اوضاع و احوالى به كمك تيم اميد ايران بيايد. اما آيا معجزه اى رخ مى دهد؟ شرايط تيم اميد ايران پيش از مسابقه امروز بى شباهت به ديدارهاى قبل نيست. اين تيم تمرين هايش را با پنج بازيكن شروع كرد و در بهترين حالت نيز تنها ۱۰ بازيكن و دو دروازه بان در اردو حضور يافتند. ديگر از محمد پنجعلى هم به عنوان مربى تيم خبرى نيست. مشكلات پشت پرده رأى به جدايى ميان او و بگوويچ داده است. بهتر از اين جريان ها، بى تفاوتى بازيكن ها نسبت به حضور در اردو جاى بحث دارد. اين كه بازيكنى در ابتداى دوران جوانى و فوتبالى اش چندان تمايلى براى پوشيدن پيراهن تيم ملى ندارد چيزى نيست كه به سادگى بتوان از كنار آن گذشت و جاى تأسف دارد كه مسئولان فدراسيون فوتبال و كميته ملى المپيك همچنان اين ماجراها را ناديده مى گيرند. وينكو بگوويچ پيش از بازى با عربستان مى گويد: «عربستان همواره حريف ديرينه ايران بوده و بازى هاى اين دو تيم شبيه به يك دربى فوتبالى است. اما باشگاه ها به اين مسأله توجهى ندارند. من تا آخرين روز هم نتوانستم يك تيم كامل را در اختيار داشته باشم. متأسفانه در ايران فوتبال ملى براى باشگاه ها كم ارزش شده است.» از سوى ديگر تنها اميد تيم ايران بى انگيزه بودن ياران حريف است كه از قبل صعود خود را مسجل كرده اند.
|
|
|
|
|
مكزيك ۴ - ايران صفر
سفرى كه هيچ نمى ارزيد
|
|
|
صرف نظر از خستگى ناشى از سفرى هزاران كيلومترى و چشم پوشى از ضعف و اشكالاتى كه در پخش ديدار دوستانه تيم هاى ملى ايران و مكزيك، در عصر ارتباطات و تكنيك هاى پيشرفته ديده شد يا رنج و تحمل بيدارى تلخ صبحگاهى كه مردم از لذت تماشاى بازى و نتيجه اى آبرومندانه محروم ماندند و نمايشى بريده بريده و مثله شده از ۹۰ دقيقه بازى را ديدند حتى دريغ خوردن و گذشته از بدترين شكستى كه در سه بار رويارويى با مكزيك نصيب تيم ملى كشورمان شد، اما نمى توانيم چشم روى هم بگذاريم و با ناديده گرفتن همه اين كاستى ها و مصائب، دم فروبنديم و نگوييم كه اين سفر دور و دراز براى تيم ملى فوتبال در آستانه رقابت هاى جام ملت هاى آسيا، به شندرغاز و پشيزى نمى ارزيد و جز رنج سفر براى بازيكنانى خسته از مسابقه هاى يك فصل طولانى و قبول هزينه اى سنگين، هيچ عايدى و دستمايه اى براى فوتبال ما نداشت. پيش از اين سفر بسيارى گفتند و بارها نوشتند كه اين بازى در كشورى كه هزاران كيلومتر از ايران دور است و با لشكرى شكست خورده و مجهز نشده به درد تيم ملى نمى خورد و تداركى مناسب براى آماده سازى نيست. اما آنها كه مى پندارند، علمى مى انديشند و فنى عمل مى كنند و منحصر به فردند، اين مشورت هاى مفت و مجانى را نپذيرفتند تا حالا اگر وجدانى بيدار دارند، از كرده خود پيشمان باشند و باور كنند كه تيم ملى از اين سفر يك پاپاسى بهره نبرد و با اين شكست سنگين و تلخ علاوه بر اين كه غرورش شكست، اعتماد به نفس خود را هم از دست داد. شايد تنها دلخوشى هواداران فوتبال اين باشد كه در اين سفر لژيونرها و بيشتر افراد ثابت در تركيب تيم ملى غايب بودند تا سرخورده و مأيوس پا به آوردگاه جام ملت هاى آسيا نگذارند. گر چه از غيبت بزرگان و بازيكنان اصلى تيم ملى در مكزيك، كمى با خوش خيالى ياد كرديم، اما بزرگترين ايرادى كه به اين سفر وارد مى شد، اعزام تيمى بود كه نه هويت ملى داشت نه با سرمايه هاى اصلى به ميدان مكزيكى ها رفت تا آزمون و تجربه خوبى براى ورود به جام ملت ها باشد. در تيمى كه به مكزيك رفت، به جز دروازه بانان كه گويا سرمربى تيم ملى نگاهى عاشقانه و دلبستگى عاطفى شديدى به آنها دارد تا ديگر شايستگان ليگ برتر را به چشم نبيند، شايد پنج، شش نفرى باشند كه مى توانند ذخيره هاى خوبى براى نشستن روى نيمكت تيم ملى باشند. جلال حسينى، رجب زاده، عنايتى، صادقى، مبعلى، ستار زارع و ابراهيم صادقى كه در اين ديدار به بازى گرفته شدند هيچ كدام نتوانستند خودنمايى كنند زيرا تيمى كه بدون تمرين راهى مكزيك شد و زندى در فرانكفورت و نكونام در مكزيكوسيتى به آن پيوستند نمى توانستند در كنار هم تيم يكدستى باشند و بازى گروهى پخته و دلپسندى ارائه دهند. نمى خواهيم به شيوه انتخاب بازيكنان ايرادى بگيريم و دعوت از نصرتى مصدوم كه هنوز مرد ميدان نيست، رودباريان كه تقريباً يك فصل را بدون تمرين و بازى گذرانيده است يا بازيكنانى كه از تيم هاى ته جدولى و باشگاه هاى اماراتى برگزيده شده اند را به رخ كادر فنى تيم ملى بكشيم اما در مقام مقايسه، حداقل بين آنها كه از امارات به تيم ملى پيوستند، شكوه بايد كرد كه سامره بهترين گلزن ليگ امارات و فرهاد مجيدى آيا در اين انتخاب جايى نداشتند؟ و اگر كمى جدى تر به قضيه بنگريم آيا براى اين سؤال پاسخى وجود دارد كه چرا مثل نكونام و زندى، مهره هايى چون مهدوى كيا و كريمى كه در آخرين بازى هاى خود درخشيدند، رضايى، تيموريان و هاشميان كه روزهاى فراغت پايان فصل فوتبال را مى گذرانند يا خطيبى كه مثل نصرتى به آسيب ديدگى مختصرى اشاره مى كرد، چرا از اين سفر معاف شدند؟ از انتخاب روزهايى به نام فيفا اين طور برمى آيد كه بازيكنان باشگاهى بايد در خدمت تيم ملى باشند، اما معلوم نيست چرا هر وقت نوبت فوتبال ما مى رسد همه چيز جابه جا مى شود و تغيير مى كند. آيا در سفر بيهوده سرمربى تيم ملى به اروپا اتفاقى افتاده است؟ آيا بازيكنان آماده و سرحالى كه در اروپا و در ليگ هايى معتبر بازى مى كردند و خبر جزئى ترين حركت آنها به سرعت برق و باد به ايران مى رسيد نيازى به بازبينى داشتند؟ حداقل از اين سفر زيانى كه حاصل تيم ملى شد غيب طولانى سرمربى، بلاتكليفى مربيان و برپانكردن اردويى بود كه بازيكنان ملى، حداقل تعدادى از آنها تن به تمرين و بازى هماهنگى بدهند. بى دليل نبود كه اين بى توجهى ها سبب شد در سرزمين آزتك ها، در مقابل مكزيك، يك دروازه بان هراس زده، چهار مدافع نامنسجم و سازمان نيافته، ۳ هافبك ناآشنا و غريبه، دو مهاجم سرگردان در مقابل تيمى سريع و هماهنگ قرار بگيرند و آبروى تيم ملى ايران را در گرو اين برنامه ريزى غلط كادر فنى قرار دهند. * بازتاب هاى شكست * سايت كنفدراسيون فوتبال آسيا: ايران در مقابل مكزيك خيلى زود دروازه اش باز شد و در نهايت اين بازى دوستانه را ۰-۴ به حريف باخت. * مكزيك - خبرگزارى جمهورى اسلامى: ناهماهنگى تيم كه از ميان لژيونرها فقط جواد نكونام را در اختيار داشت، موجب شد تا تعويض هاى قلعه نويى ثمربخش نباشد. * آسوشيتدپرس: مكزيك در يك ديدار دوستانه تيم ملى فوتبال ايران را در هم كوبيد. * تلويزيون عربى الكاس: فوتبال ايران با ذخيره هايش در مكزيك دست به خودكشى زد. از تيم ايران به عنوان تيم اول آسيا در رده بندى فيفا، انتظار بيشترى مى رفت. ضريب اشتباه هاى اين تيم زياد و به لحاظ تاكتيكى و تكنيكى با نام بزرگ فوتبال ايران فاصله داشت. مكزيك ۴ - ايران صفر * دروازه تيم ايران در بازى دوستانه مقابل مكزيك چهار بار فرو ريخت. گل نخست در دقيقه دوم و در پى شليك سنگين كاستيلو، دفع ناقص رحمتى و دخالت بورگتى به ثمر رسيد. گل دوم به دنبال يك ضربه ايستگاهى و با ضربه نهايى خئيم لوزانو به ثمر رسيد. در نيمه دوم نيز با آن كه تيم ايران بهتر آغاز كرد، اما مكزيكى ها پس از ۲۰ دقيقه احتياط به بازى سرعت دادند تا در دقايق ۸۱ و ۸۴ دو بار ديگر به وسيله فرانسيسكو فونسكا و جراردو تورادو به گل دست يابند و پيروزى ۰-۴ ياران خود را تكميل كنند.
|
|
|
|
|
پشتوانه ها اميدوار كننده بودند
۲ طلا، ۴ نقره و ۲ برنز و نايب قهرمانى
حسن رنگرز كه طلاى فراموش شده فيروزعلى زاده را ۳۲ سال بعد براى ايران تكرار كرد، در نخستين قدم در منصب سرمربيگرى كشتى جوانان نشان داد يك فرمانده توانا، شجاع و كاربلد در عرصه هاى رقابتى است. تيم جوان كشتى فرنگى كشور مان در جام جلفائيان كه در ارمنستان برگزار شد با كسب ۲ مدال طلا، ۴ نقره و ۲ برنز و ۶۶ امتياز پشت سر لشكر پر شماره كشور ميزبان و بالاتر از روسيه نايب قهرمان شد كه اين يك نمايش تحسين انگيز و جلب كننده براى پشتوانه هاى كشتى فرنگى در آستانه مسابقه هاى جهانى فيليپين به شمار مى آيد اگر چه به اشتباه. سايت فدراسيون كشتى خبر از ۳ طلا، ۴ نقره و ۲ برنز داد كه درست نبود. در حالى كه خبرگزارى ها ارمنستان را با ،۶۸ ايران را با ۶۶ و روسيه را با ۶۵ امتياز در رده بندى عنوان هاى اول تا سوم معرفى كرده اند خبر قهرمانى عادل يارى تبار كه در سايت فدراسيون كشتى آمده به جهت شكست او در دور دوم نمى تواند تأييد شود ولى قهرمانى داودگيل نيرنگ در ۹۶ كيلوگرم كه در دور پايانى حريف روسى را در دو وقت ۰-۲ و ۰-۲ شكست داد و طلاى امير على اكبرى در ۸۴ كيلوگرم كه در يك ديدار خانگى همتاى ايرانى خود بابك قربانى را شكست داد، جلب كننده است.بر اساس گزارش هاى تأييد شده مدال بگيران ديگر از اين قرار معرفى شده اند: * ۵۰ كيلوگرم: رضا اسدپور بعد از برترى ۰-۴ مقابل همتاى ارمنستانى از ناحيه كتف آسيب ديد و ادامه نداد و در نتيجه دوم شد.* ۵۵ كيلوگرم: محمدپاپى وقتى حريف گرجستانى را در دو وقت دوم و سوم ۰-۶ در هم شكست صاحب عنوان سوم شد. * ۶۰ كيلوگرم: امير دريكوندى در دوره دوم تسليم حريف گرجى شد و از ادامه رقابت كناره گرفت * ۷۴ كيلوگرم: عادل يارى تبار بعد از ناكامى مقابل رافائل سامورگاچف از جدول حذف شد * ۸۴ كيلوگرم: ۲ ايرانى حاضر در فينال يعنى على اكبرى و بابك قربانى يك ديدار خانگى برگزار كردند كه على اكبرى با شكست حريف مدال طلا را برد. * ۹۶ كيلوگرم: داود گيل نيرنگ با پيروزى بر حريف روسى با حساب ۰-۲ و ۰-۲ مدال طلا و قهرمانى را از آن خود ساخت. * ۱۲۰ كيلوگرم: بشير باباجان زاده در يك فينال نفسگير طلا را با نقره عوض كرد و در سه وقت مسابقه سواى پيروزى در وقت دوم با حساب ۰-،۱ در وقت هاى اول و سوم ۱-۱ و ۱-۱ تن به شكست داد و دوم شد. حسين حصارى
|
|
|
|
|
تنفس در سرزمين قهوه
دنيا درتسخير ارتش «په له»
|
|
|
مهستى وهاب زاده برزيل؛ سرزمين قهوه،نيشكر ، فقر يافوتبال؟ برزيل را با كدام يك از اين نشانه ها مى شناسند؟ برزيل كشورى است سرشار از استعداد، هوش ، زكاوت، شور و هيجان و مهارت. در حالى كه قهوه برزيلى در همه نقاط جهان طرفداران فراوانى دارد يا نيشكر مى تواند بسيارى از مشكلات روزمره مردم را برطرف كند، فوتبال كماكان مهم ترين عامل براى شناساندن اين سرزمين به جهان پهناور است. برزيل نزديك به ۵۰ سال است بازيكنانى نظير گارينشا، په له، جرزينهو، توستائو، سوكراتس و زيكو را تربيت كرده است. اما درظاهر جانشينان په له به مانند ارتشى هستند كه پايانى ندارند. با ركورد فتح ۵ جام جهانى ، برزيل دنبال كسب ششمين جام در سال ۲۰۰۶ بود كه ناكام ماند. افزون برآن با استعدادهاى برجسته كنونى نظير رونالدينيو، كاكا و روبينيو كه در حال حاضر رهبرى اركستر تيم هاى اروپايى را برعهده دارند از آنها انتظار بيشترى مى رود تا مجدداً به اسطوره هاى فوتبال تبديل شوند. اما برزيل چگونه اين همه بازيكن و تيم فوق العاده اى را تربيت مى كند؟داستان حكمروايى برزيل در جهان فوتبال با جايگاه ويژه اين ورزش در زندگى روزمره مردم شروع مى شود. كارلوس آلبرتو پرى يرا معتقد است فوتبال سمبل هويت ملى برزيليان است و درباره تيم ملى اين موضوع نمود بيشترى پيدا مى كند. كارلوس آلبرتو تورس نيز فوتبال را در كشورش يك مذهب مى داند. او كاپيتان تيم ملى برزيل در سال ۱۹۷۰ بود كه به جام جهانى دست يافت. در برزيل همه مردم در هر زمانى از فوتبال حرف مى زنند؛ نه فقط با نزديك شدن به جام جهانى . شايد اين تفاوت عمده اروپا و برزيل است ، در قاره سبز مردم پس از جام جهانى به كارهاى روزمره مشغول هستند، اما در اينجا همه مردم ، ۲۴ ساعته فوتبال را تنفس مى كنند! پرى يرا مى گويد: « هيچ كس نمى داند واقعاً چرا اين طورى شديم؟ خيلى از جامعه شناسان و روانشناسان از سراسر دنيا به دنبال آن بودند ولى كسى نتيجه دقيق را نگرفت. شايد به اين خاطر است كه شرايطى مثل جنگ،استقلال كشور يا بلاياى طبيعى نداريم. اين طورى راحت تر به فوتبال فكر مى كنيم.» اما الكس بلوس ، يكى از روزنامه نگاران معروف منطقه براين باور است كه در برزيل به دليل نبود سمبل ها و قهرمان هاى ملى مثل چه گوارا شيوه زندگى مردم به گونه اى شده كه آنها به قهرمان هاى فوتبالى روى مى آورده اند. علت، هرچه باشد فوتبال براى برزيل به عنوان آينده، فرهنگ و فرصت براى برقرار كردن ارتباط با جهان است.لئوناردو برنده جام جهانى ۹۴ آمريكا دراين باره حرف هايى براى گفتن دارد: «ما همه چيز را از دهه ۳۰ ميلادى شروع كرديم. دهه ۵۰ نيز آغاز به حقيقت پيوستن رؤياهاى مان بود. همه دنبال اين بودند تا برزيل بهترين تيم دنيا شناخته شود. باخت به اروگوئه در فينال جام جهانى ۱۹۵۰ به عنوان يك تراژدى ملى ياد مى شود اما اين موجب نشده است تا اشتياق خود رابراى پيروزى از دست بدهيم. حتى سبب شد برزيلى ها به دنبال برطرف كردن نقاط ضعف، كمبود، تحقيقات، آمادگى جسمانى و تاكتيك هاى مناسب بروند.» به لطف اين پيشرفت هاى مثبت در بازى هايى كه برزيل انجام مى داد تا سال ۱۹۷۰ شاهد فوتبال تاكتيكى طلايى پوشان بوديم. آنها با تمركز بيشتر روى فيزيك بازيكنان ۳ جام از۴ جام را در سال هاى ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۰ از آن خود كردند. يك كشور خاص برزيل كشور بزرگى است. با ۱۸۳ ميليون نفر جمعيت. نيز تعداد وصف ناپذيرى فوتباليست هاى بالقوه، طورى كه مى توان گفت در برزيل همه فوتباليست هستند، فوتبال در اين كشور چيزى فراتر از يك بازى است. آرى، يك راه حل براى زندگى يا فرار از مشكلات.بسيارى از بزرگترين فوتباليست هاى برزيل در محله هاى كوچك فقيرنشين كه «فاولاس» نام دارند زندگى بسيار سختى داشته اند و فوتبال راهى است براى فرار از فقر روزافزون. كاوال كانتى يكى از قديمى هاى فوتبال اين كشور مى گويد: «فوتبال تنها راه خارج شدن از اين بدبختى است.»بچه هاى محله هاى فقيرنشين برنامه خاصى براى آموزش ندارند. آنها در «فاولاس»، جايى كه سوداگران مرگ و قاچاقچيان زندگى شان را تحت كنترل خود درآورده اند ورزش را تنها راه فرار از اين منجلاب مى دانند. در برزيل تنها فوتبال است كه ارزش دارد اما چه چيزى آنها را حرفه اى كرده است؟ احتياج اين تنها راهى است كه آنها پيش روى دارند. كارلوس آلبرتو تورس كه چندى پيش از فيفا جايزه اى را به خاطر گل زيبايش در جام جهانى ۱۹۷۰ برابر ايتاليا دريافت كرده است به گذشته ها اشاره مى كند و مى گويد: «تازه فهميدم چه سختى هايى كشيده ام.» در برزيل بچه ها فوتبال را با شيوه اى متفاوت از همتاهاى اروپايى خود ياد مى گيرند. لئوناردو در اين باره تشريح مى كند: «در كشور ما بچه ها به صورت آزاد بازى مى كنند و اين قانونمند نيست. ما به بچه هاى ۸ ساله نمى توانيم بقبولانيم از يك سيستم خاص تبعيت كنند.» «پرى يرا» هم ادامه مى دهد: «ما بچه ها را توى قفس نمى گذاريم. آنها را آزاد گذاشته ايم تا زمانى كه براى تربيت شدن آمادگى داشته باشند. به اين ترتيب ابتكار و خلاقيت آنها از بين نمى رود و گم نمى شود.» در اروپا وقتى پيش از جام جهانى در اتوبوس به رقص و پايكوبى مى پردازند آن افراد را به بى توجهى متهم مى كنند. اما اگر در برزيل راجع به اين موضوع صحبت نكنند و لبخند نزنند به ترسيدن محكوم مى شوند. ايده ها در برزيل با اروپا و ديگر نقاط جهان فرق دارد. با وجود اين كه برزيليان مى دانند سيستم ها در فوتبال امروز بسيار مهم است، اما خيلى به آنها اهميت نمى دهند. البته موفقيت در اين كشور تنها از استعداد و آزادى بازيكنان نيست بلكه پشت لبخند رونالدينيو ساعت ها تمرين طاقت فرسا نهفته است. به گفته كارشناسان در مدارس فوتبال انگليس تنها ۴ ساعت تمرين فشرده در طول هفته وجود دارد در حالى كه رونالدينيو در ۱۵ سالگى ۲۰ ساعت در هفته تمرين مى كرد. پرى يرا توضيحات بيشترى مى دهد: «بچه ها از سن ۱۰-۱۲ سالگى به باشگاه هاى فوتبال مى آيند و براساس سن شان طبقه بندى مى شوند. ديگر افسانه بازيكنان ساحلى و خيابانى در حال از بين رفتن است. بايد بازيكنان را به باشگاه ها برد و آنجا تربيت شان كرد.»به گفته برايان كر سرمربى سابق ايرلند، «برزيل در فوتبال يك پديده بين المللى است. تنها در بازى آنها دو مدافع عقب مى ايستند و بقيه رو به جلو حركت مى كنند. بيش از نيم قرن است شكل فوتبال برزيل حرف اول را در دنيا مى زند.»تورس به نكته جالبى اشاره دارد: «در اينجا وقتى به مدارس فوتبال سر مى زنى همه بچه ها آرزو دارند يك روز رونالدو، په له يا زيكو شوند. ما در كشورمان يك اصطلاح داريم ومى گوييم هر روز يك فوق ستاره متولد مى شود!» شهر نابرابريها سائوپائولو با ۲۰ ميليون نفر جمعيت، شهرى متشكل از تضادهاى فراوانى است. شهرى است كه برخى از مالكان كارخانه هاى بزرگ صنعتى براى رسيدن به اموراتشان با هلى كوپتر در آن سفر مى كنند. درحالى كه ميليون ها نفر براى گذران زندگى درحال جنگ هستند. براى جوانانى كه در محله هاى فقيرنشين زندگى مى كنند بزهكارى بهترين راه براى گذراندن امور زندگى است. يكى از همين نوجوانان مى گويد: «يك روز بلند مى شوى و تصميم مى گيرى براى زندگى كار كنى. تنها راهى كه دارى دزدى و آدم ربايى است يا بهتر بگويم هرچيزى كه سرراه تو قرارمى گيرد.»اما بسيارى از همين بچه ها سعى مى كنند فوتبال را براى رهايى از منجلاب درنظر بگيرند. چنانكه انبوهى از ستاره هاى فوتبال برزيل از ميان چاله ها و گودال هاى محله هاى فقيرنشين كشف شدند.ولى همين فوتباليست ها هم از دست آدم ربايان درامان نبوده اند. طورى كه بارها شاهد دزديده شدن خانواده هاى بازيكنان بوده ايم. در برزيل فوتبال يك عرق ملى است. در كشورى كه ۳ ميليون كودك كارمى كنند و ۱/۳ ميليون نفر از اين تعداد به مدرسه نمى روند، فوتبال به كمك بچه ها مى آيد تا آنها از خيابان ها جمع شوند و به كلاس ها بروند.طرح ويژه اى به نام «مكانى براى اميد» بچه هاى فقير محله هاى پست ريودوژانيرو و سائوپائولو را دور هم جمع مى كند و براى آنها كلاس هاى متعددى تشكيل مى دهد. دركنار كلاس هاى فوتبال، كلاس هايى نظير آموزش موسيقى، تئاتر، كامپيوتر و امكاناتى نظير كتابخانه و دسترسى مجانى به اينترنت برايشان تدارك ديده اند. فقر و آرزوها براى هزاران پسر در سراسر برزيل فوتبال وسيله اى براى حلم و بردبارى است. البته اين تنها يك آرزوى شخصى براى ستاره ها نيست بلكه تنها راهى است براى بيرون كشيدن خانواده ها از ورطه فقر. از بين اين بچه ها هزار و ۵۰۰ نفر در تيم شهر ريو، به نام فلامنگو تعليم داده مى شود. كوارسما، ادميلسون و فابريزيو هم در همين كلاس كشف شده اند. په له و زيكو نيز از ميان بچه هايى بودند كه در خيابان هاى آب گرفته و نامناسب راه خود را براى ستاره شدن پيدا كردند. درواقع چطور مى شود براى تغيير زندگى با درآمد ۱۰۰ دلار در ماه به ۱۰ هزار دلار، آن هم در كوتاه مدت، آماده شد؟ لوسيو و ايرانيلدو نمونه هاى ديگرى هستند كه هر دو براى فلامنگو بازى مى كردند. يكى از آنها از محله هاى فقيرنشين ريو برخاسته بود.ايرانيلدو حتى زمانى كه فوتبال را شروع كرد از سوءتغذيه رنج مى برد. او از دهكده جنگلى ناحيه آمازون به نام توكانتين آمده بود. هردو آنها براى فشار بازى هاى ليگ برتر كاملاً ناآماده بودند. بايد توجه داشت افزون بر فشار فيزيكى، از نظر روحى هم ستاره ها با مشكلات فراوان مواجه اند. آنها بايد در هر صورت جوابگوى هواداران باشند.وقتى به برزيل فكر مى كنيم ناخودآگاه متوجه فوتبال مى شويم. اين حالت در هيچ كشور ديگرى وجودندارد. همه جمعيت برزيل علاقه مندان سرسپرده فوتبال هستند و درطول ۴ دهه اخير، بزرگ ترين فوتباليست ها از اين كشور برخاسته اند، مردانى مافوق تصور.
|
|
|
|
|
مارسى؛ از ناكامى تا موفقيت
«امون»دستور حمله مى دهد
|
|
|
وصال روحانى درست است كه قبول شكست دوباره در فينال جام حذفى فوتبال فرانسه (و اين بار در برابر سوشو) براى مردان المپيك مارسى بسيار سخت بوده، اما به هر حال رتبه دومى در اين جام نيز توفيق كمى نيست و موفقيت بزرگ تر، دوم شدن در مسابقات امسال ليگ فرانسه بوده كه مارسى را صاحب مجوز شركت در جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا (در معيت ليون، قهرمان مطلق ليگ) كرده است. با احتساب شرايط بسيار بد مارسى در اواسط فصل هر دو موفقيت اسباب شگفتى است. ۱۲ ماه پيش مارسى فينال فصل گذشته جام حذفى فرانسه را به پارى سن ژرمن باخته بود و بنابراين نمى شود به هواداران اين تيم به خاطر غصه خوردن براى ناكامى دوباره در اين مرحله خرده اى گرفت، با اين حال نبايد از خاطر برد كه مارسى كارش را در اين فصل از كجا و با كدام شكل و وصف شروع كرد و به كجا رسيد. يك واقعه مهم كه كمك كرد مارسى با دوم شدن در لوشامپيونا شكست دوباره اش در ديدار نهايى جام حذفى را از ياد ببرد، كسب يك پيروزى حساس در زمين سن اتى ين بود و اين نتيجه و دستاوردى بودكه براى نخستين بار در ۱۴ سال اخير حاصل مى آمد. شايد اگر به خاطر بياوريم كه پيروزى با ارزش در برابر سن اتى ين فقط به فاصله ۷ روز پس از شكست دربرابر سوشو حاصل آمد بيشتر درمى يابيم كه فصل اخير فوتبال فرانسه تا چه حد براى اين تيم بندرنشين پرنوسان بوده است و از اين طريق تصوير بهتر و كامل ترى از «فصل مارسى» به دست مى آوريم. شايد بتوان گفت كه نايب قهرمان شدن در لوشامپيونا پاداشى بر تلاش ديرهنگام مارسى در اين فصل بوده است، اما يك واقعيت روشن تر و بزرگ تر اين است كه مارسى در طول فصل هرگز به تداومى نرسيد كه لازمه و نشانه نخست تيم هاى بزرگ است. البرامون مربى مارسى در فاصله كمى تا شروع تابستان ۲۰۰۷ و در حالى كه از شروع تعطيلات تيم مارسى يك هفته مى گذرد، مى گويد: «درست است كه شكست دربرابر سوشو در فينال جام حذفى فرانسه هنوز هم مانند طنين تلخ يك ناقوس در گوشم صدا مى كند اما فكر مى كنم معيار اصلى براى سنجش ارزش هاى يك تيم حاصل كار و جايگاهش در ليگ باشد و نه آن چه در جام ها صورت مى دهد و در اين مورد ما با دوم شدن در ليگ فرانسه كارنامه قبولى گرفته ايم. لازمه درخشش در ليگ و ايستادن در رده هاى اول و دوم آن، ارائه يك نمايش پرثبات و كار و تلاش پيوسته در طول فصل است و بايد هر بار كه ناكام مى شويد، بپاخيزيد و دوباره حركت را آغاز كنيد و با يك يا دو اتفاق مساعد به هيچ جا نمى رسيد. به همين سبب است كه مى گويم ما در اين فصل ليگ خوب كار كرده ايم.» ابرهاى نااميدى امون كه حرف هاى فوق را مى زند، مهاجم پيشين همين باشگاه (مارسى) است و او را بايد بابت ايجاد يك روحيه مثبت تازه در تيمى كه قبل از اقدامات وى تا حدى از يادها رفته و ابرهاى نااميدى بر سرش سايه افكن شده بود، ستايش كرد. او پيشتر نيز در ۳ نوبت صاحب پست مربيگرى موقتى مارسى شده بود، اما سرانجام تابستان سال پيش تصميم گرفته شد كه او به طور ثابت و قطعى سرمربى اين باشگاه شود وقراردادى دوساله با مارسى ببندد كه چنين نيز كرد. برداشت موجود از امون اين بود كه وى مردى قابل تكيه و مثبت است اما كمتر كسى او را يك استراتژيست برجسته در عرصه فوتبال تلقى مى كرد و آگاهى هاى تاكتيكى او را فوق العاده مى دانست. امون كه ۵۳ سال دارد، در اين مورد مى گويد: «متوجه اين طرز برداشت و تلقى از خود شده ام، ولى قسمت هايى از آن را قبول ندارم. عده اى مى گويند من مهربان تر از آنم كه بتوانم يك مربى قاطع و عالى باشم اما به نظر من اين توصيف و بررسى احمقانه است. من مى توانم در قبال شاگردانم سختگير باشم و آن قدرها هم حساس و ضعيف نيستم كه از عهده كارهاى بزرگ برنيايم. امروز خوشحالم كه توانايى ام مورد اثبات و تحسين قرار گرفته است، زيرا تنها چيزى كه قدرت تحمل آن را نداشتم، ادامه كار در يك تيم به عنوان كمك مربى بود. اين تصور كه به طور مثال بايد ۵ سال ديگر نيز فقط دستيار اين و آن باشم، مرا به اندازه كافى آزار مى داد.» امون يا تاپى؟ يكى از ۳ مقطعى كه امون به عنوان مربى موقتى مارسى اين تيم را هدايت كرد، به فصل ۲۰۰۲ - ۲۰۰۱ مربوط مى شد. در آن زمان شايع بود كه تيم را نه امون بلكه برنارد تاپى مدير مشهور باشگاه مارسى تعيين و ارنج مى كند و امون گوش به فرمان اوست. حتى اگر آن فرضيه صحت داشته باشد، شكى نيست كه امروز چه كسى در ولودروم (ورزشگاه اختصاصى باشگاه، واقع در بندر مارسى) فرمان مى راند و كدام شخص سرنخ ها را در دست دارد و آن فرد، خود امون است.در شروع فصل، مارسى بسيار خوب ظاهر شد به طورى كه در ۶ بازى نخست خود ۱۶ امتياز گرفت. همان مسأله موجب شد امون كه مربى سابق نيس است ، مورد احترام شاگردانش و رؤساى باشگاه قرار گيرد و به او آزادى و اختيار عمل لازم براى اجراى خواسته هاى فنى اش نيز ارزانى شود و همان كارى را بكند كه خود صلاح مى دانسته است. دور از اتهام يك اتهام وارده به بسيارى از تيم هاى لوشامپيونا در اين فصل اين بوده كه بيش از حد به دفاع و گل نخوردن فكر مى كنند، اما در چنين فضايى امون و مارسى توانسته اند ارائه گر بازى هايى تهاجمى و زيبا باشند و حساب خود را از تيم هاى متهم شده جدا كنند. حتى در ماه هاى فوريه و مارس كه نتايج مسابقات مارسى چندان مساعد و موافق با ميل امون و هواداران نبود، او حاضر نشد سيستم تهاجمى تيمش را كنار بگذارد و از روش ۳-۲-۱-۴ دست بردارد. در سيستم دلخواه او فقط يك هافبك وسط دفاعى وجود دارد كه به طور معقول اين پست را لوريك كانا اشغال مى كند. دور و بر او دست كم دو هافبك تهاجمى ديده مى شوند كه فرانك ريبرى معروف و سمير نصرى هستند. در خط حمله مامادونيانگ و توى فيلو موليدا در ۲ سو مى ايستند و گوش ها و خطوط كنارى زمين در تسخير آنها است و پيشانى خط حمله نيز به وسيله ميكاييل پاگيس يا جبرييل سيسه مهاجم سابق ليورپول پوشش داده مى شود. امون مى گويد: «از نظر من فوتبال بايد تهاجمى و زيبا و يك نوع نمايش باشد كه تماشاگران را جذب كند و اسباب دلسردى ناظران نشود. اين امر بخصوص وقتى صدق مى كند كه در خانه خودتان و در حضور ۶۰ هزار تماشاگر خودى بازى مى كنيد و بديهى است كه آنها انتظار دارند كه هجومى باشيد و گل بزنيد. حتى وقتى در زمين حريفان به ميدان مى آييم، نخستين توصيه من به شاگردانم پيدا كردن هرچه سريع تر شيارهاى موجود در خط دفاعى رقبا و ضربه زدن به آنها از اين طريق است. من نهايت تلاش خود را خواهم كرد تا حتى پس از رفتنم از باشگاه نيز اين نگاه مثبت و روش تهاجمى نزد ما بماند و مورد اجرا قرارگيرد و اين سيستم از يادها نرود.» محبوب تراز ريبرى در اين سيستم و در تيمى كه امون با اين اوصاف در زمين چيده، يك بازيكن خاص اضافه بر فرانك ريبرى جلوه اى خاص داشته و او سمير نصرى عرب تبار است كه به عنوان برترين بازيكن جوان سال گزينش شده است. درست است كه ريبرى ۲۵ ساله در جام جهانى درخشيده و عامل اصلى به پا خيزى مارسى در سال هاى اخير بوده، اما به لحاظ محبوبيت نزد هواداران مارسى، نصرى به تازگى گوى سبقت را از ريبرى ربوده است. نصرى ۱۹ سال بيشتر ندارد و از آن جا كه نرم و فنى و فاقد خشونت بازى مى كند، عده اى او را با زين الدين زيدان معروف و بازنشسته قياس كرده اند و چه تشابهى از اين بالاتر كه نصرى هم مانند زيزو در بندر مارسى رشد كرده و مانند او خواهان اوج گيرى در فوتبال اروپاست. رئال مادريد هم كه در ۵ سال آخر فوتبال حرفه اى زيدان او را در استخدام خويش داشت، از روند پيشرفت نصرى غافل نمانده است و به وسيله واسطه ها و دلال هاى خود بازى او را زير نظردارد. ولى زيزو به نصرى گفته است تا اطلاع ثانوى در مارسى بماند تا آنجا پخته تر شود و سپس در بهترين شرايط دست به انتقال به تيمى بزرگ تر بزند. خود نصرى مى گويد: «اكنون كه همراه با مارسى به مجوز شركت در جام قهرمانان اروپا دست يافته ام، ترجيح مى دهم در تيم بمانم و اين توفيق را با اين تيم تجربه كنم. فكر مى كنم امر فوق العاده اى باشد و شيرينى زيادى را براى ما به ارمغان بياورد.» قهرمانى و سپس دردسر در فصل۹۳-۱۹۹۲ و به واقع در دومين فصل بدل شدن جام قهرمانى باشگاه هاى اروپا به «جام قهرمانان قاره» بود كه مارسى عنوان اولى را به خود اختصاص داد اما بعداً غوغاى تبانى مارسى با رقبا و افشاگرى بر ضد اين تيم و اعلام تخلفاتش موجب شد مارسى را به دسته دوم ليگ فرانسه بفرستند و دست كم ۱۰ سال كم ثمر و پرفراز و نشيب را بگذراند و با وجود بازگشت به دسته اول، يك بار ديگر هم به گروه دوم باشگاه هاى اين كشور تنزل كند.مارسى كه اين روزها سرانجام آن ايام بد را تا حدى از ياد برده، بسيار بعيد مى داند كه بتواند در فصل آينده قهرمانى سال۱۹۹۳ خود در جام باشگاه هاى اروپا را تكرار كند، اما حتى تنها حضور در اين رقابت ها نيز با توجه به وضعى كه تيم در اواسط فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ داشت، يك موفقيت قابل توجه خواهد بود. جدايى ريبرى قطعى شده و بايرن مونيخ بيش از هر باشگاهى به تصاحب وى نزديك تر است وجبرئيل سيسه كه هنوز در استخدام ليورپول و يك بازيكن قرضى در ولودروم است، گران تر و خرج سازتر از آن است كه مارسى بتواند او را حفظ كند. مارسى در برخى نقاط و پست هاى ديگر خود نيز محتاج بازبينى وتقويت خود است. ما نمى ترسيم كارهاى فراوان ديگرى نيز فراروى مارسى است، اما دست كم اين تيم مطمئن است كه به يمن وجود امون و افكارش مسيرى روشن تر از سال هاى اخير را پيش رو دارد و با اين كه همچنان در حسرت جام هاى قهرمانى است، اما در حركت آشكار تيم به سمت جلو و به سوى پيشرفت ترديدى وجود ندارد. خوزه آنيگو مدير ورزش مارسى كه دو فصل پيش در مقطعى سرمربى تيم نيز بود در آخرين روزهاى بهار به نسبت سرد و توفانى سال۲۰۰۷ اروپا مى گويد: «ما بايد درجام قهرمانان اروپا شركت كنيم و بنابراين بايد هم ستاره هاى خود را حفظ كنيم و هم نفراتى جديد و قوى را به تركيب خود بيفزاييم، اما اگر اين طور هم نشود، از هيچ كس نمى ترسيم.»
|
|
|
|
|
آفريفاى جنوبى از «كسل كاپ» تا جام ملت هاى آفريقا
«پرى يرا» از روزهاى روشن مى گويد
|
|
|
كارلوس آلبرتو پرى يرا مربى برزيلى و مشهور تيم ملى فوتبال آفريقاى جنوبى مدعى است كه تيمش پيشرفت محسوسى داشته و نشانه آن را پيروزى ۰-۲ اخير اين تيم در برابر مارى تيوس در جام «كسل كاپ» (مسابقه هاى قهرمانى ملت هاى جنوب آفريقا) مى داند. پرى يرا كه در ۳ مقطع متفاوت سرمربى تيم ملى برزيل بوده و از ابتداى سال ۲۰۰۷ هدايت تيم ملى آفريقاى جنوبى را در دست گرفته است، در بازى با مارى تيوس از نعمت حضور وجود تعدادى از نفرات مشهور فوتبال اين كشور بى بهره بود و با وجود اين با دو گل از تكوموديسه بازيكن عضو باشگاه سوپراسپورت يونايتد به آن چه مى خواست، رسيد. در آن روز ۱۳ بازيكن تيم آفريقاى جنوبى براى نخستين بار پيراهن ملى را به تن كرده بودند و همين مسأله و كسب پيروزى با چنين اوصافى موجب شادى مردى شد كه برزيل در سال ۱۹۹۴ با مربيگرى وى در جام جهانى آمريكا به رتبه نخست رسيد. پرى يرا كه پس از ناكامى زرد و آبى پوشان برزيل در جام جهانى ۲۰۰۶ ترجيح داد در كشورش نماند و پس از چند ماه كش و قوس و مذاكره هاى دامنه دار با سران فوتبال آفريقاى جنوبى سرانجام سرمربى اين كشور شد، از حالا بايد تيمى را بسازد كه قابليت درخشش در جام جهانى ۲۰۱۰ را داشته باشد و اين مسابقه هايى است كه در خاك آفريقاى جنوبى برگزار مى شود. از نو پرى يرا كه در هفته هاى اخير از عارضه شكستگى استخوان قفسه سينه هم رنج مى برده و در همين ارتباط يك هفته هم در بيمارستانى در ژوهانسبورگ بسترى بوده است، مى گويد: «در سفرى كه به سوازيلند داشتم شرايط موجود را از نو سنجيدم و هم شاگردانم را مورد بررسى قرار دادم و هم معناى كلى فوتبال منطقه را و خوشحالم كه بگويم ويژگى ها و وضع موجود، اسباب رضايت و اميدوارى است. من در بازى با مارى تيوس تا توانستم به نفرات جوان روى آوردم و بيشتر آنها در سطح ملى بزرگسالان بسيار كم تجربه بودند با اين حال نوع بازى آنها و توفيقى كه كسب كردند، مرا نسبت به آينده خوشبين تر ساخت. اعتقاد دارم كه حتى اگر مسأله ميزبانى جام جهانى بوسيله آفريقاى جنوبى و يا حضور من در اين كشور در كار نبود، باز هم آينده فوتبال آفريقاى جنوبى با اين بازيكنان و نفرات درخشان مى بود. افرادى كه به تازگى در بازى هاى كسل كاپ مورد استفاده قرار گرفته اند، به قدرى با استعداد هستند كه بعدها مى توانند در جام ملت هاى آفريقا ۲۰۰۸ ميلادى نيز به كار آيند و بديهى است كه در كوران جام جهانى ۲۰۱۰ ميلادى هم قرار گيرند. ما يك مسابقه در دور مقدماتى جام ملت ها در برابر چاد در پيش داريم كه از بيشتر اين نفرات جوان در آن ديدار نيز بهره گيرى خواهد شد.» درصدر آفريقاى جنوبى اينك در گروه يازدهم انتخابى جام ملت هاى آفريقا ۲۰۰۸ ميلادى بالاتر از كنگو و زامبيا در صدر جاى دارد و بازى اش با چاد در شهر دوربان واقع در كرانه اقيانوس خواهد بود و تيم پرى يرا مصمم است از امتيازات ميزبانى در اين ديدار به نهايت سود جويد. ديدارهاى كسل كاپ كه اين بار به طور مجتمع و فشرده برگزار مى شود، بيش ترين كمك به آفريقاى جنوبى و مربى نامدارش در راه آماده سازى خويش براى جام ملت هاى آفريقاست.نكته مهم ديگر اين است كه آفريقاى جنوبى به دليل قرار داشتن در نيمكره جنوبى در شروع فصل زمستان قرار دارد به طورى كه سرماى آن، مقدارى از حجم فعاليت ها را كاسته است، اما پيروزى مورد بحث بر مارى تيوس سبب شده است كه «بافانابافانا» (لقب تيم ملى آفريقاى جنوبى)، همراه با موزامبيك و زامبيا به نيمه نهايى كسل كاپ برسد و روزهاى آخر به فتح جام بينديشد. كارى كه نمى تواند آسان باشد زيرا آنگولا هم مى كوشد با پيروزى در مسابقه هاى انتخابى گروه سوم در خاك بوتسوانا، جواز حضور در مرحله نيمه نهايى را كسب كند. ۵ تغيير آفريقاى جنوبى به نوبه خود در مسابقه هاى گروهش با اقتدار نسبى ظاهر شد و اگر هم لغزشى داشت، بى درنگ در مسابقه بعدى جبران مى كرد. ديدار شاگردان پرى يرا با مالاوى كه دو روز پيش از نبرد شان با مارى تيوس انجام پذيرفت، به ضربات پنالتى كشيده بود و در نتيجه پرى يرا در قياس با آن روز ۵ تغيير را در تركيب تيمش اعمال كرده بود و بهره آن را هم با گل هايى كه شاگردانش زدند و بردى كه به دست آوردند، گرفت.درست است كه درمقاطعى از مسابقه ژان فرانسوا اموموتو دروازه بان مارى تيوس زياد به خطر نيفتاد، اما حتى در آن مقطع نيز خط دفاع اين تيم براى دفع حملات مردان پرى يرا پركار و به طور دائم در زحمت بود و در نهايت، زرنگى و ضربات دقيق موريسه به كار آمد و سند پيروزى تيمى را صادر كرد كه باتركيب سال هاى اخيرش بسيار تفاوت داشت و معلوم نيست كه در ديدارهاى مهم تر چه كارى از آن ساخته است.آفريقاى جنوبى كه در دور پايانى جام هاى جهانى ۹۸ و ۲۰۰۲ حاضر بود ( ولى از گروهش بالا نرفت) در جام ۲۰۰۶ به كلى غايب بود و امتياز ميزبانى جام ۲۰۱۰ ميلادى، دست كم مشكل صعود به دور پايانى را از پيش رو برداشته است. مشكل كسب نتايج خوب و آبرومندانه در آن مرحله را نيز پرى يرا بايد حل كند. * منبع: Times
|
|
|
|
|
امشب در دور مقدماتى «يورو ۲۰۰۸»
نگاه ها به ديويد بكام است
گروه ورزشى - امشب در ادامه دور مقدماتى فوتبال جام ملت هاى اروپا ۲۰۰۸ و همچنين مسابقات تداركاتى «ملى» در سطح جهان، بازى هاى متعددى انجام مى شود. يكى از مورد توجه ترين ديدارها در تالين مركز استونى است. آنجا كه انگليس بايد حتماً استونى را ببرد تا شانس صعود از گروه پنجم انتخابى قاره را از دست ندهد. با اين حال بازگشت ديويد بكام معروف پس از قريب به يك سال دورى وى از ديدارهاى ملى، اميدهاى انگليس را بيشتر كرده، اين تيم جمعه شب گذشته در مسابقه اى دوستانه با همت وى با برزيل ۱-۱ مساوى كرد.
|
|
|
|