چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ - ۲۷ جمادى الاول ۱۴۲۸
Wed, Jun 13, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
محيط زيست
ماجرا
رودررو
خانواده
گزارشى از نمايشگاه عكس خرمشهر
۵۰ سال حماسه در قاب عكس
كامبيز بزرگى
دستى ۲ كبوتر را در باد رها مى كند. كبوترى هنوز در دستان او رها نشده و كبوترى ديگر بر فراز گنبد مسجد بال مى زند. آسمان صاف و تميز است. زندگى تا آفاق شهر ادامه دارد و هوا سرشار از اميد و عشق به يك شهر گرم و فراموش ناشدنى است. آن سوتر دريا مى آيد؛ با موج هايى كه گويى به تيك تاك ساعت شبيه هستند. انگار ماهيان دريا سال هاست كه بوى باروت و نعره تانك ها را به فراموشى سپرده اند. همه چيز بر مدار ثانيه هايى آرام عبور مى كند. همه چيز در چهره آفتاب سوخته ماهيگير قديمى اين دريا نهفته است؛ چهره اى كه از ثانيه هاى مسلسل و تنفس باروت مى آيد و هم اكنون ملودى دريا و ترنم موزون ماهيان را تا اعماق ريه هايش نفس مى كشد. نگاه مرد بندر، آرام اما غريب مى نمايد. او مانند صفاى جنوب ساده، پاك و بى رياست. اما خطوط چهره اش از حماسه اى فراموش ناشدنى خبر مى دهند. او در عكس حرف نمى زند. اما انگار چشم هايش مى گويند: خدا و حماسه هميشه شهر ما را زنده نگاه خواهند داشت.
295182.jpg
آرى در چشمان اين مرد جنوبى عزت نفس انسان ايرانى موج مى زند. او يك عكس است. يك تصوير از شهرى كه با خاطرات ۷۰ ميليون ايرانى پيوندى ناگسستنى دارد. او هم اكنون آزاد است. آزادتر از كبوترانى كه در كنار وى از دستان مردى ديگر به پرواز درآمده اند. اينجا پايتخت دفاع مقدس ايران است. اينجا خرمشهر است و صداى حماسه جنگ در اعصار و قرون و هزاره هاى سرزمين كهنسال ايران طنين انداز مى شود. نمايشگاه عكس خرمشهر، حماسه مقاومت در حالى به روزهاى پايانى خود گام مى گذارد كه همواره نگاه بسيارى از اهالى فرهنگ و هنر را به سوى خود مى خواند. اين نمايشگاه در طبقه سوم مؤسسه فرهنگى- هنرى صبا پذيراى مخاطبان بود. اين در حاليست كه دو نمايش ديگر نيز به صورت همزمان در طبقات ديگر مؤسسه صبا پذيراى مخاطبان بود. اين در حاليست كه دو نمايش ديگر نيز به صورت همزمان در طبقات ديگر مؤسسه صبا بر پا شده بود. نمايشگاه نقاشى و هنر جديد (هنر مفهومى) دو موتيف ديگر از خرمشهر بودند كه همواره با عنوان نمايشگاه هنر ايثار، نگاه مخاطبان را به سوى خود خواندند. اما نمايشگاه عكس خرمشهر در نوع خود بى نظير بود. اين نمايشگاه اگر چه بعد از يك ربع قرن و بسيار دير برپاشد، از زواياى مختلف هنرى به روايتى مستند از تاريخى ترين شهر ايران در دوران دفاع مقدس مى پرداخت. نحوه چيدمان عكس ها از ديوار سمت راست شروع مى شد. و ما روى اين ديوار باعكس هايى با ريتم آرام و ملايم روبه رو هستيم. چيدمان عكس ها روى ديوار اول خرمشهر را در دوران قبل از جنگ به تصوير مى كشند. در اين تصاوير زندگى آرام وملايم مردم سوژه را به سمت عكسى هنرى هدايت كرده است. اهالى خرمشهر در اين تصاوير به زندگى روزمره خود مشغول هستند.
عكاسان در اين تصاوير بيش از هر چيز از اله مان هاى زيباشناختى، تركيب هاى بصرى گرم و رنگ هاى شاد و طبيعى استفاده كرده و زندگى مردم خرمشهر را قبل از دوران جنگ به تصوير كشيده اند. اما ديوار دم نگارخانه به عكس هاى خرمشهر در دوران انقلاب مى پردازد. ما در اين تصاوير، بيشتر با تجمع مردم و تمركز آنها در نقطه مفهومى عكس و جلوه هاى عميق بصرى آن رو به رو هستيم.
عكاس در چنين عكس هايى تلاش كرده، نه زندگى فردى اهالى خرمشهر بلكه زندگى گروهى و اجتماعى آنها را به تصوير بكشد. اين عكس ها به نوعى دو مفهوم تپش و تأمل را در خود نهفته دارند. به لحاظ چيدمان عكس هاى روى ديوار، ريتم به نوعى حركت و تپش رسيده است. اين تپش پيوسته با ريتم تند عكس ها در ديوار سوم همراه شده است. ما روى ديوار سوم گالرى با عكس هاى ۴۵ روز مقاومت خرمشهر روبه رو هستيم. در اين عكس ها، آشفتگى و پراكندگى حرف اول را مى زند. خانه ها و منازل ويران شده اند. در جايى باتركيبى بى شمار از جنازه هاى عراقى روبه رو مى شويم و در جايى ديگر با تركيبى بى شمار از شقايق هاى خرمشهر كه همواره دشت را به زيبايى سمبل و نمادهاى بصرى در آورده اند. آن سوتر، پل خرمشهر دو تكه شده است و در گوشه اى دو نوجوان ۱۲ ، ۱۳ ساله با تفنگ هاى كلاشينكف خود به فضايى تكيه داده اند و با تأمل خاصى فكر مى كنند. ريتم چيدمان عكس ها روى ديوار سوم بشدت تند است. عكس هاى اين بخش از خرمشهر كه دوران جنگ را بازتاب مى دهد، بيش از حد به سوى اله مان هاى مستند و گزارشى مى رود. به تعبيرى بسيارى از عكس ها در ژانر خبرى و ژورناليستى جاى دارند. ما در اين عكس ها با روايت محض از تاريخ روبه رو هستيم. انگار عكاس از همه قيد و بندهاى سليقه خود مى گذرد و دل به واقعيت پيرامونش مى سپارد. براى نمونه وقتى با عكس گمرك خرمشهر رو به رو مى شويم به حقيقتى غريب پى مى بريم. فضاى اين عكس وسيع و گسترده است. عراقى ها در زمين گسترده اين فضا، اشياى تيز و ماشين هاى قراضه را به صورت عمودى در دل خاك كاشته اند. به اعتقاد كارشناسان، اين فضا جايى براى ورود چتر بازان و نشستن هواپيما بوده است. از اين رو نيروهاى عراقى با اين كار مى خواستند، از فرود هواپيما و پائين آمدن چتربازان ايرانى جلوگيرى كنند. وقايع خرمشهر در دوران جنگ همواره سرشار از پديده هاى غريب است. براى نمونه خندقى كه عراقى ها دورادور خرمشهر كشيده اند و به صورت گودالى است كه روى آن را با آهن و خاك پوشانده اند. اين خندق در نگاه اول به يك راه آهن شبيه است. در عكسى ديگر اين خندق فروريخته و ما به عمق پى مى بريم.
روى چيدمان ديوار چهارم اما به عكس هاى كنونى خرمشهر مى رسيم. شهرى كه جنگ را پشت سر گذاشته است و زندگى در آن موج مى زند. مردم در پياده روهاى شهر در حال رفت و آمد هستند. حركت ملايم ماشين ها از تمركز عكاسان در اين تصاوير خبر مى دهد. ريتم چيدمان در اين بخش از نمايشگاه آرام و ملايم است: گنبد مسجد خرمشهر از زيبايى برق مى زند و شايد بيش از همه عكس ها دو كبوترى كه در آسمان خرمشهر به پرواز در مى آيند، نگاه ها را با خود مى برد. اينجاست كه با خرمشهر خاطره انگيزه روبه رو مى شويم. به پايتخت جنگ ايران زمين كه هم اكنون آرام و ملايم خاطره حماسه را مرور و خاطره رشادت ها را درگوش هاى ايران كهنسال زمزمه مى كند.
* خرمشهر در سراسر ايران
نمايشگاه عكس خرمشهر در حالى جمعه ۲۵ خرداد به كار خود پايان مى دهد كه در ديگر استان هاى كشورمان نيز حضور خواهد يافت.
مدير كل تبليغات و مراكز فرهنگى بنياد شهيد و امور ايثارگران در اين باره گفت: زبان هنر در ترويج فرهنگ ايثار و مقاومت تأثير گذار و قدرتى دارد كه غير قابل انكار است و برپايى نمايشگاه عكس «خرمشهر، حماسه مقاومت» بار ديگر اين موضوع را ثابت كرد و ما سعى داريم اين نمايشگاه را پس از تهران در استان هاى مختلف كشور بر گزار كنيم. زيرا در حوزه فرهنگسازى و ترويج ايثار و مقاومت، زبان هنر زبانى در اوج فرهنگ دينى و ملى ماست.
وى ادامه داد: مسئولان بنياد پس از مشورت در زمينه برپايى نمايشگاه بزرگ هنر ايثار، براى راهيابى و جذب اقشار مختلف مردم با سليقه هاى مختلف، تصميم به استفاده از بيان هنرى در اين زمينه گرفتند، كه امروزه بهترين پل ارتباطى براى مردم، هنر است.
وى درباره نمايشگاه بزرگ هنر ايثار توضيح داد: اين نمايشگاه داراى ۳ بخش جداگانه است كه به گفته همه هنرمندان از لحاظ بار هنرى، قابليت برپايى جداگانه را نيز داشتند اما نمايشگاه «پرواز - پايدارى» در نمايشگاه بزرگ هنر ايثار نقطه آغاز فعاليت بنياد در زمينه هنر جديد بود. اين نمايشگاه از حالت كليشه اى و سنتى ارتباط با مخاطب كه بسيار نيز محدود بود، فراتر رفته و مخاطبان فراوانى را جذب خود كرده است.
در زمينه عكس و عكاسى جنگ نيز تا به امروز بسيار پراكنده و غير مدون كار شده بود اما نمايشگاه حاضر با عنوان «خرمشهر، حماسه مقاومت» حاوى عكس هاى يك دوره تاريخى ۵۰ ساله از شهر خرمشهر است كه تاكنون در زمينه عكاسى از يك شهر در ايران بى سابقه بوده است.
«يارنسب» افزود: موضوع عكس ها در ۳ بخش كلى يا مقطع كلى «خرمشهر پيش از جنگ تحميلى». «مقاومت در خرمشهر. اشغال و آزادسازى» و «بازسازى و زندگى پس از جنگ در خرمشهر» است كه عكس هاى رسيده به دبيرخانه بى نظير بوده اند. بنابراين نگاه عكاس ها به سوژه و ظرافت و نابى موضوع عكس در همه عكس ها، مشهود و جذاب است و با وجود خشونت هاى جنگ، اين نكات ريز به دقت به تصوير درآمده اند.
مدير كل تبليغات و مراكز فرهنگى بنياد شهيد و امور ايثارگران درباره بخش نقاشى اين نمايشگاه اشاره كرد: از دهه ۶۰ تا كنون كمتر در حوزه نقاشى با موضوع ايثار و شهادت اثرى خلق شده بود اما با سفارش به ۶۰ نقاش شاخص در اين هنر و دريافت ۱۲۰ تابلوى نفيس از ايشان به نظر مى رسد كه گام خوبى نيز در اين زمينه برداشته شد.
وى در مورد برنامه هاى آينده بنياد در مورد آثار اين نمايشگاه توضيح داد: هر كدام از آثار اين ۳ نمايشگاه به صورت انفرادى، قابليت تسرى و تعميم به مراكز استانى دارند. قصد ما برنامه ريزى براى برپايى چنين نمايشگاهى در استان هايى مانند تبريز، اصفهان، خراسان و ... است كه توان اجرايى و هنرى اهداف بنياد را داشته باشد.
«اسكندر يارنسب» تصريح كرد: در حوزه عكس بايد بپذيريم كه عكس هاى موجود از انقلاب و دفاع مقدس فراوان هستند كه متولى مشخصى ندارند و در بين عكاسان جنگ و نهادهاى مرتبط پراكنده هستند كه اين خود نوعى سر درگمى و آشفتگى به وجود آورده است. در مورد متولى ويژه ساماندهى اين عكس هاى گرانبها كه در حال تخريب هستند بايد در سطح كلان فرهنگ و هنر تصميم گيرى شود. بنياد در اين زمينه تلاش فراوان مى كند تا بتواند باقى مانده عكس ها را از آرشيو مؤسسات مختلف خارج كند ولى اين مسيرى نيست كه بنياد به تنهايى توان طى آن را داشته باشد.
وى در ادامه افزود: ما در اين زمينه آماده مصرف بودجه هستيم به نحوى كه در اين نمايشگاه عكس نيز حق و حقوق مالى هنرمندان رعايت شده است. تلاش در زمينه ساماندهى و برپايى نمايشگاهى شايسته عكس هاى دوران انقلاب نيز گام دوم ما در زمينه عكس خواهد بود.
«يارنسب» در مورد احتمال تمديد مهلت نمايشگاه بزرگ هنر ايثار، بيان كرد: مؤسسه صبا از نظر زمانى داراى محدوديت است كه گمان نمى رود مهلت برپايى نمايشگاه تمديد شود.
وى در پاسخ به اين انتقاد كه برپايى نمايشگاه «خرمشهر، حماسه مقاومت» كه با استقبال خوبى هم روبه رو شده در فضاى كوچك و در طبقات فوقانى نمايشگاه مناسب نبوده، گفت: ما در كل از اين كه اين نمايشگاه با ۳ بخش اصلى در اين فضاى محدود برپا شده، رضايت نداريم ولى ما فضاى نمايشگاهى بزرگ و با شرايط ايده آل براى برپايى چنين نمايشگاهى نداريم و فضاى مؤسسه صبا اكنون بهترين مكان براى ما است ولى در تلاش هستيم كه فضاى مستقلى براى نمايشگاه هاى هنرى بنياد تدارك ببينيم.
* روايت دبير نمايشگاه از تصاوير خرمشهر
مجتبى آقايى دبير نمايشگاه عكس خرمشهر، حماسه و مقاومت در ارزيابى اين نمايشگاه گفت: اين نمايشگاه با عنوان كلى هنر ايثار برگزار شد و از چند جنبه قابل بررسى است. اول اين كه موضوع خرمشهر با يك نگاه جامع پس از ۲۵ سال به وسيله معاونت فرهنگى بنياد شهيد برگزار شد و هنرهاى عكاسى، نقاشى، و هنر جديد كنار هم قرار گرفتند. بنابراين هر كدام از هنرمندان موضوع مقاومت را دستمايه آثار خود قرار داده بودند و اين به نوبه خود تنوع موضوعى را ارائه كرده بود.
295188.jpg
و به لحاظ موضوعى قرار گرفتن اين موضوعات در كنار هم كارى تازه و بى بديل بود.
وى يادآور شد: برگزارى نمايشگاه در نگاه كلى، تخصصى نبود بلكه موضوع و مضمون در اولويت قرار داشت و سعى شد يك بيان هنرى از حماسه خرمشهر ارائه شود. از منظر ديگر ما نبايد ارزيابى نمايشگاه را به زمان برگزارى نمايشگاه محدود كنيم. ما در جامعه عكاسى خود بيش از ۱۰۰ عكاس شهيد، جانباز و مفقودالاثر داريم اين هنرمندان به دليل نگاه مستقيم و حضور در بطن جنگ، بى بديل ترين سندهاى جنگ را ارائه كرده اند و هيچ گفتار و نوشتارى نمى تواند سنديت عكس را انعكاس دهد.
بنابراين مطرح كردن قابليت هاى زيباشناسى اى كه از عكس هاى خرمشهر ارائه شده، كار هر هنرمندى نيست و شمار شهداى جانباز و مجروح در جنگ، نشانگر حضور عكاسان بوده است. آنها بيش از هزاران هزار سند از آثار جنگ تهيه كرده اند و وظيفه خود را انجام داده اند.
ما نياز داريم كه آثار انقلاب را دوباره نگاه كنيم و در كتاب مكتوب كرده و به صورت جامع و مدون در اختيار داشته باشيم.
شوراى سياست نمايشگاه در ابتدا اين امر را مد نظر قرار داد و قريب ۶ هزار اثر را جمع آورى كرديم.
آقايى ادامه داد: اين نگاه (مدون كردن) بر نمايشگاه حاكم بود. عكس هايى كه ما براى نخستين بار در نمايشگاه نشان داديم، عكس هاى شاخصى هستند. خرمشهر امروز هم به وسيله يك گروه ۴۰ نفره به تصوير كشيده شد. نمايشگاه هم برخلاف عرف تنها يك مسابقه نبود، بلكه يك نگاه كاربردى در آن وجود داشت. بنابراين كار در ۲ حوزه رقابتى و غيررقابتى انجام شد.
دبير نمايشگاه عكس خرمشهر در ادامه افزود: من يك نقد جدى دارم. متأسفانه مراكزى وجود دارند كه آثار هنرمندان را جمع مى كنند و بدون پرداخت حق كپى رايت آثار را نشان مى دهند و از آن بهره بردارى مى كنند. اما اگر هنرمندان ادعاى حق و حقوق خود را بكنند با بى مهرى روبه رو مى شوند. همين سازمان در ايام سوم خرداد، عكس عكاسان جنگ را به نمايش گذاشتند كه برخى از آن ها تنها به اشاره به نام عكاس بسنده كردند و حقوق مادى را در نظر نگرفتند.
ما در نمايشگاه خرمشهر، عنوان كرديم كه هر عكسى كه كپى آثار را دريافت مى كند به نمايشگاه راه پيدا كند، و اين يك ويژگى مثبت نمايشگاه بود. اما به لحاظ مكان برگزارى، فضا بد و متوليان ضعيف عمل كردند ما عكس ها را سه رديف و چهار رديفى روى ديوار نصب كرديم. اى كاش فقط كمبود امكانات بود، اما بى مهرى عوامل مؤسسه فرهنگى صبا نبود. زيرا بسيارى از عكس ها هنگام جمع كردن صدمه ديدند.
* خرمشهر از نگاه تصويرگران خرمشهر
295194.jpg
اميرعلى جواديان عكاسى است كه براساس شنيده ها نخستين عكس هاى جنگ را رونمايى كرد به اعتقاد او نمايشگاه عكس خرمشهر، نمايشگاه كاملى بود و برگزاركنندگان آن سعى داشتند كه عكس ها يك روند زمانى را در زمان قبل و پس از جنگ و دوران حماسه خرمشهر، گردآورى كنند. وى فضاى محدود نمايشگاه را از مشكلات اين نمايشگاه مى داند و مى گويد: فضاى طبقه سوم مؤسسه صبا براى نمايشگاه عكس استاندارد نيست زيرا نمايشگاه عكس به فضاى خاصى نياز دارد در حالى كه عكس ها در چند رديف روى ديوار نصب شده بودند. وى در پاسخ به اين سؤال كه چرا بيشتر عكس ها سياه و سفيد هستند؟ مى گويد: در آن دوره عكس ها بيشتر براى كار خبر بود و چون شرايط امروزى از جمله اينترنت و ... وجود نداشت. عكاسى بيشتر به صورت سياه و سفيد انجام مى شد. زيرا بايد مى شد آن را مخابره كرد و مطبوعات هم عكس سياه و سفيد چاپ مى كردند. امير على جواديان در ادامه از برپايى نمايشگاه عكس خرمشهر در استان هاى كشور مى گويد و آن را نكته اى مثبت ارزيابى مى كند. وى حتى قابليت اين آثار را به دليل كيفيت مستند و تاريخى آن شايسته حضور در كشورهاى ديگر و برپايى نمايشگاه هاى خارجى مى داند.
كورش ابوطالب امام از عكاسان حرفه اى جنگ و دوران دفاع مقدس نيز درباره آثار خود در نمايشگاه مى گويد: ايده من در ارائه اين عكس ها پرداختن به روزهاى پراهميت خرمشهر بود. اين طبيعى است كه وقتى زمان مى گذرد، برخى چيزها فراموش مى شوند. من مى خواستم عكس هايى را به نمايشگاه بياورم كه روزهاى پرخاطره خرمشهر را يادآورى مى كنند.
وى افزود: يك سرى از عكس هاى من مربوط به دوران جنگ و روايتى هستند از خرمشهر اما سرى ديگرى را هم ماه گذشته از خرمشهر بعد از جنگ گرفتم. من هر ساله در چهارم خرداد به ياد شهيد بهروز مرادى و در سالگرد شهادت وى نمايشگاه عكسى برپا مى كنم. البته اين امر تنها يك دلمشغولى براى خودم است و با امكاناتى كه دارم كار مى كنم. البته با شرايطى كه دارم روى ويلچر عكاسى مى كنم. اين در حالى است كه از جانب هيچ كس حمايت نمى شوم و هيچ پرونده اى به عنوان ايثارگر ندارم. زيرا اعتقاد دارم كه قداستى در مفهوم جانباز و ايثارگر هست كه شايد درك نشود. وى درباره برپايى نمايشگاه در استان هاى ديگر مى گويد: اين نمايشگاه به استان هاى ديگر هم مى تواند برود. من يك مدت كارهاى مقايسه اى مى كردم و عكس هاى دوران دفاع مقدس را با هم تطبيق مى دادم. يعنى عكس هاى امروز را با عكس هاى قبل مقايسه مى كردم. اين نمايشگاه من به شهرهاى دورافتاده هم مى رفت و كسانى كه دور از تهران هستند از آن ديدن كردند. بنابراين نمايشگاه حتى خرمشهر هم قابليت رفتن به جاهاى ديگر را دارد.
295191.jpg
كورش ابوطالب امام در پايان به خاطرات جبهه و عكاسى در آن دوران اشاره مى كند و مى گويد: من در دوران جنگ با روحيه بالا و شوخ طبعى كار عكاسى مى كردم. يك بار به اسكله نفت آبادان رفتيم . شهيد بهروز مرادى كلاشينكفى به دست داشت و در حال درگيرى با نيروهاى عراقى بود. من جايى در نزديكى او موضع گرفتم تا عكاسى كنم. كلاه آهنى به سر داشتم و به فكر عكس گرفتن بودم.
اين را بگويم كه شهيد بهروز مرادى هميشه اشياى جنگ را جمع مى كرد. او مى گفت كه اين اشيا روزى به درد موزه جنگ و ثبت تاريخى مى خورند.
او در آن لحظه از سر شوخ طبعى و مزاح به من گفت. كاش سرت را بالا مى آوردى تا عراقى ها كلاه آهنى ات را با تير مى زدند. من گفتم چرا؟ و او گفت؛ براى اين كه آن را به عنوان ثبت تاريخى به موزه جنگ مى برديم .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |