|
اسباب بازى را به بازى گرفته ايم
|
|
|
حسن فرامرزى «والدين تا چه حد با كاركرد و تأثيرات ذهنى و فرهنگى اسباب بازى ها آشنا هستند؟»، «به چه اسباب بازى هايى، اسباب بازى هاى هدفمند وخلاق مى گوييم؟»، «والدين در خريد اسباب بازى ها بايد به چه نكاتى توجه كنند؟»، «آيا اسباب بازى ها از الگوهاى جنسى تبعيت مى كنند، به عبارت ديگر، پسرانه- دخترانه كردن اسباب بازى ها تا چه حد صحيح است؟» واقعيت آن است كه وقتى بحث اسباب بازى ها رامطرح مى كنيم سؤالات زيادى به ذهنمان هجوم مى آورد؛ سؤالاتى كه به نظر مى رسد اغلب پاسخ روشنى به آنها داده نشده است. اما شايد براى اين تعلل بتوان يك پاسخ قانع كننده داد. اين كه متأسفانه كمتر موضوع اسباب بازى ها را جدى گرفته ايم، در صورتى كه اسباب بازى ها چه در سطح سرگرمى و چه آموزشى و هدفمند، ماكت كوچكى از زندگى آينده را براى كودك ترسيم و او را از فضاى انتزاعى و آبستره ذهنش خارج مى كند. دكتر «خوش آبى»، روانپزشك با اشاره به اين كه اگر بخواهيم در اين زمينه به صورت مستند و مستدل با اتكا به اعداد و ارقام فعاليت هاى پژوهشى سخن بگوييم، متأسفانه به نتايج چندانى بر نمى خوريم، مى گويد: «آنچه را كه مى گويم مبتنى بر تجربه و دريافت هاى شخصى ام است. گمان ما بر اين است كه اسباب بازى، وسيله اى براى رشد ذهن و تمركز و خلاقيت كودكان است. اما اين تصور و نظر هنوز از سوى خانواده ها پذيرفته نشده و همچنان ديدگاه سنتى حاكم است.» وقتى از او مى خواهم ديدگاه سنتى را تشريح كند، مى گويد: «اين كه اسباب بازى براى كادو خريدن و سرگرم كردن بچه هاست و به عبارتى چون كودك داريم نياز به اسباب بازى داريم.» و مى افزايد: «امروزه اين موضوع ديگر جا افتاده است كه اسباب بازى تنها وسيله اى براى سرگرم كردن نيست و نوعى از اسباب بازى ها كه كاركرد كمك آموزشى دارد، در كنار تفريح بچه ها مى تواند نقش ارزشمندى در پرورش تخيلات و استعداد هاى ذهنى داشته باشد.» دكتر خوش آبى در پاسخ به اين سؤال كه آيا در خريد اسباب بازى براى كودكان بايد از الگوى جنسيت «تفنگ براى پسرها و عروسك براى دخترها» پيروى كرد، مى گويد: « هيچ گاه خريد تفنگ را براى بچه ها به دليل رواج خشونت توصيه نمى كنيم. در حال حاضر مسئولان بسيارى از مهد كودك ها روى اين مسأله كار كرده اند و از ورود تفنگ يا ديگر اسباب بازى هاى خشن به مهدكودك جلوگيرى مى كنند.» از طرفى الگوى جنسيتى در اسباب بازى ها از سوى يونيسف به نقد كشيده شده است. نظر كارشناسان براى اين است كه تا حد امكان تبعيض هاى موجود را در اين زمينه كمتر كنيم و فرصت هاى برابر را در اختيار دختران و پسران قرار دهيم.» او مى گويد: «چرا دختران ما هميشه بايد با عروسك بازى كنند؟ چه اشكالى دارد آنها با ماشين و هواپيما بازى كنند؟ مگر دختران ما نمى خواهند رانندگى كنند و سوار هواپيما شوند؟ از طرفى چرا پسرها نبايد عروسك داشته باشند و تمرين كنند به عروسك غذا بدهند. يا از همان سنين كودكى، رفتارهاى مشاركتى در خانه را ياد بگيرند؟» اين روانشناس معتقداست براى تغيير الگوى انتخاب عروسك از خانواده ها بايد از متن خانواده و مهدهاى كودك شروع كنيم: «خانواده ها و مهد هاى كودك به عنوان محيط هاى انفرادى- اجتماعى تأثير شگرفى براى تغيير اين الگو دارند. از سويى كارشناسان و صاحب نظران نيز بايد در اين زمينه فعال تر عمل كنند.» او مى گويد: «اسباب بازى ها از ۶ ماهگى كودك تا سنين بالاتر طراحى شده اند، براى نمونه سال اول كه كودك در مرحله حسى- حركتى به سر مى برد از اسباب بازى هايى استفاده مى شود كه اين حس را در كودك تقويت كند.» * آگاهى والدين از كاركرد اسباب بازى كم است به عقيده «جمشيد هاديان» مهندس صنايع و مدير يكى از مؤسسات انتشاراتى، كه از توليد كنندگان اسباب بازى هاى آموزشى است والدين آگاهى كمى درباره كاركرد اسباب بازى دارند. هاديان به اتفاق يكى از دوستانش از سال ۱۳۶۰ فعاليت خود را در اين زمينه آغاز كرده است: «آن زمان رويكرد غالب بر آموزش، شروع آن از مدرسه بود و بيشتر والدين تصور مى كردند آموزش براى كودك از ۷ سالگى شروع مى شود. در آن زمان تصميم گرفتيم چنين مركزى را داير كنيم. براى ما مهم بود كه آموزش پيش از دبستان شروع شود. ما به كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته شده بود روى آورديم. بويژه تئورى هاى «ژان پياژه» درباره مراحل رشد ذهنى كودك. بعد از اين مرحله، سعى كرديم از اسباب بازى هايى درحد استاندارد جهانى استفاده كنيم كه براى مثال حجم، رنگ، شكل، تفاوت و ارتباط هايش و تطابق چشم و دست را به كودك مى شناساند.» او درباره توليد كنندگان اسباب بازيهاى هدفمند و كمك آموزشى مى گويد: «شركت هاى محدودى اقدام به اين كار كرده اند، با اين كه اين شركت ها بيشتر تك كالايى يا دوكالايى اند.» هاديان در پاسخ به اين سؤال كه اسباب بازى هاى توليدى تان، الگوگيرى يا ابداعى است، مى گويد: «خيلى از اسباب بازى ها را الگو گرفته ايم اما آنها را با شرايط اقليمى و بومى اينجا تطبيق داده ايم. مثلاً براى مقاطع ۲ تا ۴ سال، يك سرى فلش كارت (كارت هاى ديدآموز) طراحى كرده ايم كه ۱۳ نوع مختلف است و با آن مى توان مفاهيم مختلف را انتقال داد.» اين توليد كننده اضافه مى كند: «۵۰ درصد فعاليت و انرژى ما صرف اين شده كه با برگزارى كلاس هاى آموزشى، مراجعه به مهدهاى كودك و حضور در نمايشگاه ها، فرهنگ انتخاب اسباب بازى را به نوعى در جامعه رواج دهيم. با اين كه بيشتر والدين آگاهى كمى در اين زمينه دارند، اما هر جا كه برنامه اى برگزار كرده ايم مورد استقبال فوق العاده قرار گرفته است.» هاديان، نقش آگاه سازى رسانه ها را در اين زمينه مهم مى داند و مى گويد: «به خاطر هزينه هاى تبليغاتى بالا در تلويزيون، ما قدرت مانور رسانه اى نداريم و تلويزيون بايد كمى جامع تر به قضيه نگاه كند. * نوع اسباب بازى را به بچه ها تحميل نكنيد دكتر «آرين دخت احمدى»، روانشناس معتقد است: «اسباب بازى ها بايد جهت داده شوند و از آنها براى بالا بردن سطح فكرى و حيطه هاى شناختى، كودكان استفاده شود. براى اين كه بچه ها نياز دارند مقوله هايى را بشناسند و بتوانند خطاى خود را در محيط با آن تطبيق دهند.» او معتقد است «الگو بردارى كودكان در رفتارهاى پرخاشگرايانه بالاست، آنها مثل آينه رفتار مى كنند و ما مى توانيم اين تصوير را از طريق وسايلى كه بچه ها دوست دارند مثل اسباب بازى هايى كه از ماهيتى خشن برخوردارند، تعديل كنيم، نه اين كه او را تشويق به استفاده از اين اسباب بازى ها كنيم. به عبارت ديگر نبايد در اين زمينه برخورد ممانعتى داشته باشيم.» دكتر احمدى مى گويد: «والدين بايد به اين نكته مهم توجه كنند كه بچه ها حق انتخاب دارند و در خريد اسباب بازى نبايد سليقه و ذائقه خودمان را به بچه تحميل كنيم، ما بايد اسباب بازى ها را به او معرفى و نام و كاربرد آن را به كودك گوشزد كنيم. او در هر سنى مى خواهد با هر دو نوع اسباب بازى بازى كند. ما نبايد به حالت پرخاش رفتار كنيم بلكه هر دو نوع اسباب بازى بايد در اختيار او قرار داده شود تا آزادانه تصميم بگيرد.» دكتر احمدى معتقد است، مراكز مربوطه و كارشناسان بايد برنامه هايى براى جبران ميزان كم آگاهى والدين در اين زمينه طراحى كنند، ضمن اين كه تبليغات غير مستقيم از طريق فيلم هاى سينمايى يا سريال هاى تلويزيونى كه ارتباط بيشترى با مردم برقرار مى كنند بسيار مؤثر است.
|