چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ - ۲۷ جمادى الاول ۱۴۲۸
Wed, Jun 13, 2007
فرهنگ و انديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
محيط زيست
ماجرا
رودررو
خانواده
مسأله توضيح در فلسفه علم
چرا كندى در روز ۲۲دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟
ياسر خوشنويس
295212.jpg
آنالوطيقا (۸)

درباره بس ون فراسن
بس ون فراسن متولد ،۱۹۴۱ استاد فلسفه در دانشگاه پرينستون است. وى با انتشار كتاب «تصوير علمى» در ،۱۹۸۰ مكتب جديدى در فلسفه علم با عنوان «تجربه گرايى سازنده» پايه ريزى كرد كه بحثهاى بسيارى را موجب شد و مدافعان و منتقدان خاص خود را دارد. وى طرفدار سرسخت ديدگاههاى تجربه گرايانه در فلسفه علم و معرفت شناسى است و در سال ،۲۰۰۲ كتاب «موضع تجربى» را در تحليل وضعيت تجربه گرايى معاصر منتشر نمود. وى با وجود ديدگاههاى تجربه گرايانه اش، يك كاتوليك است. سرگرمى مورد علاقه او صخره نوردى است.
براى مطالعه بيشتر
براى يك شرح كاملتر از نظريه توضيح همپل و ون فراسن نگاه كنيد به: فلسفه علم، آلكس روزنبرگ، فصل دوم. اين كتاب به وسيله آقاى دشت بزرگى و اسدى امجد ترجمه شده و انتشارات طه آن را منتشر كرد. مقالات مورد اشاره از همپل و ون فراسن ترجمه نشده اند. مقاله همپل را مى توانيد در نشانى زير بيابيد:
WWW.//cla.calpoly.edu/fotoole/321.1/hempel.html
ون فراسن رأى خود را درباره تبيين در مقاله «پراگماتيك تبيين» مطرح كرد و سپس آن را در كتاب «تصوير علمى» (۱۹۸۰) تكميل نمود. نظر وى مورد انتقادات جدى قرار گرفته است و ون فراسن نيز به آنها پاسخ داده است. خصوصاً مقاله سمون و كيچر با عنوان «ديدگاه ون فراسن درباره توضيح» (۱۹۸۷) در اين زمينه داراى اهميت است.

پرسشهايى كه با چرا آغاز مى شوند، نقش مهمى در علوم دارند. مثال كلاسيك در اين مورد اين است: «چرا سيب از درخت افتاد؟» و پاسخ نيوتن بدين ترتيب بود: «هر دو جسم به يكديگر نيرويى وارد مى كنند كه با مقدار جرم آنها تناسب دارد. سيب و درخت دو جسم هستند. بنابراين به يكديگر نيرو وارد كردند و سيب به طرف زمين كشيده شد». آيا پاسخ نيوتن پاسخ مناسبى به پرسش چرا بود، به طور كلى شرايط لازم براى يك پاسخ مناسب به اين پرسش كه «چرا الف؟» چيست؟ در چنين پرسشى الف يك گزاره است كه صادق دانسته شده است و علت رخداد آن مورد سؤال است.
پاسخ كلاسيك به پرسش بالا از آن كارل همپل است. پاسخ دادن به پرسش «چرا الف؟» را توضيح دادن گزاره الف مى ناميم. همپل در مقاله «مطالعاتى درباره منطق توضيح» كه با همكارى اپنهايم در سال ۱۹۴۸ منتشر نمود، شرايط زير را براى يك توضيح مناسب مطرح كرد:
۱- گزاره هاى توضيح دهنده (يعنى پاسخ پرسش چرا) بايد منطقاً مستلزم گزاره توضيح خواه (گزاره الف) باشند.
۲- گزاره هاى توضيح دهنده بايد دست كم شامل يك قانون كلى باشند.
۳- گزاره هاى توضيح دهنده بايد آزمون پذير باشند.
۴- گزاره هاى توضيح دهنده بايد صادق باشند.
به عقيده همپل، توضيح دادن يك رويداد، يك استدلال منطقى بود كه در آن يك قانون كلى مطرح مى شد و رويداد مورد بحث ذيل آن قانون قرار مى گرفت. براى مثال، كسى مى پرسد: «چرا رنگ شعله چراغ زرد شد؟» پاسخ مناسب به نظر همپل اين است: «هرگاه نمك سديم روى شعله قرار بگيرد، رنگ شعله زرد مى شود. ماده اى كه روى شعله قرار گرفت، نمك سديم بود. بنابراين رنگ شعله زرد شد». همچنين همپل روى شرط چهارم تأكيد داشت. از آنجا كه توضيح ارائه يك استدلال منطقى بود، اين استدلال براى تمامى انسانها و در تمامى زمانها يكسان نوشته مى شود و اگر استدلال معتبرى باشد همواره معتبر است و اگر معتبر نباشد، هيچگاه معتبر نيست. بنابراين استدلالهايى توضيحى كه مقدمات آنها نظريه هاى علمى كاذب باشد، اصلاً توضيح نيستند. با توجه به اين شرط، پاسخ نيوتن پاسخ مناسبى به پرسش چرا سيب افتاد، نبود. چون اكنون مى دانيم كه نظريه نيوتن صادق نيست و نظريه نسبيت اينشتين جايگزين آن شده است. اگر مى خواستيم شرط صدق را نگاه داريم، بايد قبول مى كرديم كه بخش بزرگى از توضيحهايى كه در طول تاريخ علم مقبوليت يافته بودند و بعداً رد شده بودند، اصلاً تبيين نبوده اند. اين نكته بسيار عجيب به نظر مى رسيد. مدل همپل مسائل ديگرى را نيز به همراه داشت و در طول دهه هاى ۵۰ تا ۷۰ بحث هاى زيادى درباره شرايط همپل صورت گرفت.
سياق پرسش چرا
به موقعيت زير دقت كنيد: بابك از اميد پرسيد: «چرا اين لامپ روشن است؟» اميد پاسخ داد: «هرگاه از لامپى جريان الكتريسيته عبور كند، لامپ روشن مى شود. از اين لامپ الكتريسيته عبور مى كند. بنابراين لامپ روشن است.» اميد به خاطر اين پاسخ كتك سختى از بابك خورد!
اگر نظريه الكتريسيته فيزيك معاصر را صادق بدانيم، پاسخ اميد به بابك تمامى شرايط لازم براى يك توضيح خوب را مطابق با نظر همپل داشت، اما چرا ارائه اين توضيح به كتك خوردن اميد انجاميد؟ اجازه دهيد موقعيت مورد بحث را با جزئيات بيشترى مطالعه كنيم:
بابك پدر اميد بود و از او پرسيد: «چرا اين لامپ روشن است؟» مقصود او از اين لامپ، لامپ راهروى بيرونى خانه بود. هنگامى كه اميد در پاسخ به پرسش پدرش، به نظريه فيزيكى ارجاع داد، پدر پاسخ او را بى ادبانه تلقى كرد و او را به سختى كتك زد تا ديگر بلبل زبانى نكند. يك پاسخ مناسب براى پرسش پدر، پاسخ فيزيكى نبود، بلكه اميد بايد پاسخى از اين نوع مى داد: «چون ميهمان داريم.» يا «چون من فراموش كرده ام لامپ را خاموش كنم.»
نكته كليدى در مثال مورد بحث، موقعيت شخص پرسنده و شخص پاسخگو است كه نشان مى دهد شخص پرسنده چه نوع جوابى را انتظار دارد. اگر بابك معلم بود و اميد دانش آموز، پاسخ اميد مناسب بود، اما در خانه و هنگامى كه بابك پدر اميد باشد، پاسخ فيزيكى مناسب نيست. اين تناسب با موقعيت را «سياق (Context) پرسش چرا» مى ناميم.
بَس ون فراسن در مقاله اى كه در سال ۱۹۷۷ منتشر كرد، اين نكته را مطرح كرد كه در پاسخ به يك پرسش چرا بايد سياق را در نظر گرفت. شايد مثال لامپ روشن قدرى سطحى به نظر برسد. مثالى كه در اين مورد مشهور شده، قدرى جدى تر است: «چرا كندى در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟» كالبدشناسانى كه در سياق فيزيولوژى صحبت مى كنند، به اين پرسش به نحو زير جواب مى دهند: «چون گلوله اى به سر كندى اصابت كرد و به بافتهاى مغزى او صدمه زد.» متخصصان پليس كه در سياق كشف جرم هستند، سعى مى كنند قتل كندى را از طريق انگيزه قاتل توضيح دهند. در اين ميان، يك طالع بين كه در سياق اخترگويى صحبت مى كند، چنين پاسخ مى دهد: «چون كندى متولد برج حمل سال ۱۹۱۵ بود، طالع او چنين مى گفت كه بايد در ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ بميرد.» ون فراسن توضيح مى دهد كه هنگامى كه مى پرسيم «چرا الف؟» بايد همراه با سؤال مشخص كنيم كه چه نوع پاسخى را انتظار داريم، يك پاسخ فيزيولوژيك يا يك پاسخ طالع بينى؛ به عبارت ديگر بايد سياق پرسش چرا را مشخص كنيم. چون پاسخ پرسش بسته به اين كه در چه سياقى مطرح شود، فرق خواهد كرد.
جنبه پرسش چرا
اجازه دهيد پرسش مرگ كندى را مجدداً مورد بررسى قرار دهيم: «چرا كندى در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟» ون فراسن توجه مى دهد كه اين سؤال به خودى خود مبهم است و براى اين كه بفهميم واقعاً درباره چه چيزى سؤال شده است، بايد موقع ادا شدن سؤال به شخص پرسنده دقت كنيم تا متوجه شويم كه از چه چيزى سؤال مى كند. سؤال فوق مى تواند به اشكال زير مطرح شود:
الف: «چرا كندى در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟» و نه كس ديگرى مثل وزير دفاع يا رئيس مجلس سنا يا ...
ب: «چرا كندى در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟» و نه روز ۲۳ دسامبر يا ۲۴ دسامبر يا ...
ج: «چرا كندى در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۶۳ كشته شد؟» و نه اين كه زخمى شد يا مورد استقبال قرار گرفت يا ...
به بخشى از گزاره الف كه مورد سؤال قرار مى گيرد، جنبه (Aspect) پرسش چرا مى گوييم. همين طور به حالتهاى جايگزين كه مى توانستند اتفاق بيفتند و اتفاق نيفتاده اند، مجموعه تقابل (Contrast Class) مى گوييم. براى نمونه، مجموعه تقابل پرسش حالت الف، مجموعه {وزير دفاع، رئيس مجلس سنا و ...} است. ون فراسن تأكيد مى كند كه در هر پرسش «چرا الف»، هم بايد سياق پرسش را مشخص كنيم و هم مجموعه تقابل را كه نشان دهنده جنبه پرسش است. بنابراين گزاره كوتاه «چرا الف؟» هنگامى واضح خواهد شد كه به صورت گزاره نسبتاً طولانى «چرا الف، و نه اعضاى مجموعه تقابل ب در سياق ج؟» مطرح شود. يك پاسخ مناسب نيز پاسخى است كه در سياق ب، از طريق يك داستان علّى نشان دهد كه بايد الف رخ مى داد و نه اعضاى مجموعه تقابل ج.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |