وصال روحانى
دوره جديد مسابقات دوچرخه سوارى «دور فرانسه» از ۱۷ تيرماه در شهر لندن آغاز مى شود، اما اين كه مهم ترين رقابت جهانى اين رشته در ادامه روند بسط و نفوذش در سطح جهان به انگليس گسترش يافته و اين بار از پايتخت اين كشور به حركت درمى آيد، جاى تعجب ندارد و آن چه اسباب نگرانى شده، اين است كه «دور فرانسه» در يكى از بدترين شرايط و حالات طى تاريخ ۱۰۴ ساله برپايى خود بسر مى برد و در حالى به سوى شروع دوره جديدش مى شتابد كه يك بار ديگر با غوغاى منفى و زشت دوپينگ آكنده شده است. نه اين كه استفاده از مواد غيرمجاز نيروزا يك پديده تازه و نكته اى جديد در دوچرخه سوارى و مختص اين پيكارها باشد و به واقع از همان زمان ها كه اين رشته ورزشى سنگين مطرح تر و پرمتقاضى تر شد، توسل به اين تقلب ها نيز در آن متداول تر گشت.
پايان عصر سكوت
|
|
|
مسأله اين است كه در عصر مدرن ميزان اين رويكرد و حجم دوپينگ در سطح جهان پيوسته بيشتر شده و در برخى ادوار و سال ها، وضعيت به سياهى شب شده است و امروز و شرايط كنونى در طليعه تابستان ۲۰۰۷ و در فاصله كمى تا شروع صد و چهارمين دوره اين رقابت ها چيزى در همين سطح و درجه است. تفاوت ديگرى كه در مسأله به وجود آمده، اين است كه اين بار بسيارى از عوامل و عناصر مجرى و طراح دوپينگ و منجمله ركابزنان، مربيان، سرپرستان، پزشكان و مكانيك ها مايل اند حرف دل شان را بزنند و دست به افشاگرى بزنند و ديگر برخلاف گذشته موج اشتياق به سكوت و پنهان نگه داشتن قضايا، جارى و ملموس نيست، ۱۰ روز پيش بود كه بيارنى رئيس دوچرخه سوار مشهور دانماركى و فاتح «دور فرانسه» ۱۹۹۶ اعتراف كرد در آن ايام از مواد نيروزا سود مى جسته و تقلب مى كرده است. به فاصله چند روز مديران توردوفرانس هم وى را از مقامش خلع كردند و حالا برخلاف تمامى ۱۱ سال گذشته، رئيس فاتح «دور فرانسه ۹۶» محسوب نمى شود. اين كامل كننده طيف رسوايى ها، تخلف ها و تقلب هاى گسترده در دوچرخه سوارى در يكى دو سال گذشته بود كه يك بار ديگر اين ورزش را به ايام تيره ،۸ ۹ سال پيش بازگرداند و از اين طريق اسباب تأسف شد.
رسوايى بزرگ در اسپانيا
در يكى دو سال گذشته آن قدر سؤال و ابهام و مشكل جديد در اين ورزش ظهور كرده و بيشتر پرسش ها بى پاسخ مانده كه مثل سال هاى ۱۹۹۸ و ۹۹ و همچنين ۲۰۰۲ اعضاى جامعه جهانى دوچرخه سوارى مى پرسند آيا اين ورزش دوباره سربلند مى كند و آيا رقابت هاى «دور فرانسه» مى تواند همانى باشد كه در سال هاى اوج و سلامتى اش بوده است؟ اوايل تابستان سال پيش بود كه از يك رسوايى بزرگ دوپينگ در اسپانيا پرده بردارى و آن ماجرا «عمليات پوئرتو» نامگذارى شد ولى هنوز كه هنوز است تكليف آن ماجرا مشخص نشده است و حكمى روشن و قاطع براى هيچ يك از درگيران و كسانى كه مرتبط با موضوع شناخته شوند، صادر نگشته است. تنها در همان زمان اسامى فزون تر از ۵۰ دوچرخه سوار مرتبط با آن عمليات انتشار يافت و مجريان «دور فرانسه ۲۰۰۶» از حضور اكثر قريب به اتفاق افراد متهم در آن پيكارها جلوگيرى كردند كه بارزترين آنها ايوان باسو دوچرخه سوار مشهور ايتاليايى و فاتح جيرو ديتالياى ۲۰۰۶ و يان اوله ريش قهرمان آلمانى «دور فرانسه» ۱۹۹۷ و صاحب ۵ عنوان نايب قهرمانى آن پيكارها بودند و به فاصله تنها يك روز به شروع آن مسابقات از شركت هر دو نفر در رقابت ها ممانعت به عمل آمد.
چه فايده كه تنها سه چهار روز بعد از اتمام آن مسابقات و رسيدن عنوان قهرمانى به فلويد لنديس آمريكايى، مشخص و اعلام شد كه اين ركابزن ۳۱ ساله به طرز خيره كننده و با ابعادى وسيع دوپينگ كرده و حجم تستوسترون پيدا شده در بدن وى طى تست ها، سرسام آور بوده است. از همان تاريخ لنديس محروم و معلق شده و باوجود قريب به يك سال حضور و مبارزه او در محاكم قضايى براى رفع اتهام هاى وارده، وى هنوز هم بلاتكليف است و تنها اين نكته مشخص است كه به خاطر معلق بودن، حق حضور در رقابت هاى امسال تور و به تبع آن دفاع از عنوان سال پيش اش را ندارد.
دفاع از خود
به واقع تمام فاتحان و چهره هاى بالانشين تور از ۱۹۹۶ به بعد يا با اتهام هاى گسترده و ظن و گمان دوپينگ روبه رو بوده و يا مثل بيارنى ريس كار را تمام نموده و خود اعتراف به خلاف كرده اند. يا اوله ريش همان طور كه پيش تر گفتيم پرونده اش همچنان در دست اقدام و بررسى است و البته از فرط نا اميدى نسبت به حل موضوع از مدتى پيش اعلام بازنشستگى كرده و اگر هنوز به وسيله وكلايش براى احراز برائت و رفع اتهاماتش مى كوشد تنها با نيت دفاع از خود و رد مسائلى است كه در ارتباط با وى عنوان شده است. ماركو پانتانى فاتح ايتاليايى تور ،۱۹۹۸ يك سال پس از قهرمانى هاى چشمگيرش در «دور فرانسه» و «دور ايتاليا»ى آن سال، در يك آزمايش دوپينگ خونى جواب مثبت پس داد و سپس ۳ سال پيش پيكر بى جانش در يك هتل در كشور زادگاهش در حالى پيدا شد كه براثر زياده روى در استفاده از مواد مخدر دار فانى را وداع گفته بود و لابد بيهوده نبود كه او را «دزد دريايى» خوانده بودند. لنس آرمسترانگ آمريكايى كه از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ در ۷ دوره متوالى «دور فرانسه» قهرمان شد و ركورد جديدى را به ثبت رساند، هميشه با اتهام دوپينگ «وسيع و سازماندهى شده» مواجه بوده است و خيلى ها معتقدند كه اگر وى هيچ گاه محكوم و از عناوينش خلع نشد، به سبب نفوذ آمريكايى ها در مجامع تصميم گيرى دوچرخه سوارى و همچنين زرنگى خود آرمسترانگ و وابستگانش بود كه طورى رويكرد او را به مواد نيروزا لاپوشانى مى كردند كه مدرك محكمه پسند و قابل استنادى به دست مسئولان امر نيفتد. پس از او نيز نوبت به هموطن متقلب اش فلويد لنديس رسيد كه حتى آن قدر هنر (!) نداشت كه تخلف خود را پنهان نگه دارد.
يكى دو سال طول مى كشد
پت مك كوييد رئيس اتحاديه بين المللى دوچرخه سوارى (ICU) مى گويد: «اين اسباب تأسف و افسوس است كه تمام اين اتفاق هاى بد در يك دوره و به طور تقريبى، همزمان روى داده اند. بديهى است كه به اين شكل تأثير گذارى منفى اين نكات بيش از پيش شده باشد.
به واقع يكى دو سالى طول خواهد كشيد تا اين مسائل از يادها برود و همه چيز به نقطه صفر و اوليه بازگردد و خلاقيت و احترام به جامعه اين ورزش بازگردد و مردم نيز با نگاهى مطمئن و بدون ترديد به آن بنگرند و فضاى اين ورزش را منفى ندانند.»
دو شبكه بزرگ تلويزيونى آلمان خاطر نشان كرده اند كه قراردادهاى قبلى شان درباره پخش تلويزيونى توردوفرانس را تجديد نخواهندكرد، مگر اين كه به آنها تضمين كافى درمورد نبود دوپينگ در اين رقابت ها داده شود و اين تنها متاعى است كه به واقع هيچ تضمينى درمورد آن نمى توان داد. جالب تر اين كه قراردادهاى قبلى اين شبكه ها براى پخش مسابقات تا سال بعد را شامل مى شود و معلوم نيست كه آنها چگونه مى خواهند از زير تعهد موجود و چيزى كه قولش را از قبل داده اند، بگريزند.
افزايش تماشاگران تلويزيونى
هر اتفاقى بيفتد، در علاقه تماشاگران و مردم عادى به دوچرخه سوارى و مسابقات بزرگ آن تغييرى روى نداده است. به عنوان مثال در رقابت هاى امسال جيروديتاليا كه با حاكميت كامل ركابزنان كشور ميزبان همراه بود، تعداد تماشاگران تلويزيونى در هر روز ۳۰۰ هزار نفر بيشتر از سال قبل بود. كريستين پرودوم مدير رقابت هاى «دورفرانسه» در فاصله قدرى بيش از ۲۰ روز تا شروع دوره ۲۰۰۷ اين پيكارها مدعى است همين ميزان استقبال و همين مقدار افزايش علاقه عمومى نسبت به اين رقابت ها نيز رؤيت خواهدشد. درحالى كه سازمان آلمانى «مان» به عنوان يكى از اسپانسرهاى اصلى تيم CSC از حمايت از اين تيم دست برداشته و اين امر را به خاطر مرتبط بودن تيم با بيارنى ريس قهرمان دوپينگى سال ۹۶ توردوفرانس صورت داده است. برايان نيگارد در مقام سخنگوى اين تيم مدعى شده است كه تعداد زيادى از ديگر سازمان هاى متقاضى براى حمايت از CSC ابراز تمايل كرده و براى آن صف بسته اند.
نخستين موج بزرگ و اسفبار دوپينگ در دوچرخه سوارى به سال ۱۹۹۸ ديده شد.
در آن سال و همزمان با برگزارى رقابت هاى «دورفرانسه» مسئولان امر در وسايل و اماكن مربوط به تيم فستينا مقدار زيادى مواد و قرص هاى نيروزا كشف كردند و يك رسوايى بزرگ به بار آمده شدت و حدت و نوع انعكاس آن قضيه به شكلى بود كه به بدترين سوء تبليغ براى دوچرخه سوارى تبديل شد و ريختن مأموران پليس به محل هاى استقرار تيم فستينا و پيداكردن سرنگ هاى متعدد تزريق مواد نيروزا كه مورداستفاده قرار گرفته و سپس دور ريخته شده بود و همچنين پيداشدن بسته هاى حاوى قرص هاى نيروزا در دور و بر اردوگاه فستينا، انعكاس رسانه اى چشمگيرى يافت وچيزى از دوچرخه سوارى باقى نگذاشت و مجريان تور تا يك قدمى تعطيل كردن كامل مسابقات پيش رفتند و خيلى ها اعتقاد داشتند كه آن كار بايد صورت مى گرفت.
چيزى باقى نماند
ژان مارى لوبلان، سلف پرودوم و كسى كه قبل از اين مقام فرانسوى اداره توردوفرانس را دردست داشت، در آستانه تابستان ۲۰۰۷ مى گويد: «در آن سال ها شرافت و جوانمردى از اصول و نيازهاى اوليه ورزش دوچرخه سوارى محسوب مى شد اما شوك فستينا و چيزى كه در ارتباط با آن تيم روى داد، آن شرافت را مخدوش ساخت و تمام باورهاى ما را تغيير داد و شرايط را سياه كرد.
ديگر چيزى به عنوان جوانمردى و عدالت باقى نماند و همه چيز سست و بى ارزش شد.»
كمتر از ۱۰ سال بعد از آن واقعه و به خاطر اتفاق هايى كه در يكى دو سال گذشته شكل گرفته است و شرحش را آورديم، دوچرخه سوارى به دوران تيره ۱۹۹۸ و ۹۹ رجعت كرده است و بوى آشكار و زننده دوپينگ از بسيارى از مسابقات بزرگ دوچرخه سوارى برخاسته است.
به بخشى ديگر از حرف هاى پرودوم كه نوعى دفاع و حمايت از جامعه دوچرخه سوارى با وجود خدشه هاى مورد بحث است، رجوع مى كنيم: «نمى دانم تصورتان چيست؟ اگر فكر كرده ايد كه دوپينگ تنها منحصر و مختص اين ورزش است و ديگر رشته ها اين مشكل را ندارند، اشتباه بزرگى كرده ايد. اصلاً منكر معضلات عظيم در دوچرخه سوارى نيستم و ما بايد در واقع كلى كار و تلاش كنيم تا ايرادات موجود درباره دوپينگ كمرنگ شود اما ديگر ورزش ها هم از اين ايرادها دارند و زياد هم دارند.»
حمايت از متقلب
بدتر اين كه مقام هاى رسيدگى كننده به تخلفات دوپينگ در ورزش دوچرخه سوارى نيز خالى از اتحاد نظر و گاه سلامتى هستند و شوراى تجديدنظر ورزش آمريكا به جاى محكوم كردن هرچه بيشتر فلويد لنديس دوچرخه سوار متقلب اين كشور و بيرون راندن او از جامعه ورزش انواع تلاش ها را در ماه هاى گذشته به كار گرفته است تا خلع وى از مقام قهرمانى «دور فرانسه» را منتفى سازد و اين عنوان را به او بازگردانده و راهكارها و مواد قانونى مرتبط با اين قضيه را جست وجو مى كرده است.
اين در حالى است كه آزمايش هاى صورت گرفته روى لنديس در زمان برگزارى پيكارهاى «دور فرانسه» ثابت كرد كه وى از حجم توصيف ناپذيرى از ماده نيروزاى تستوسترون سود جسته است. او در پايان مرحله شانزدهم «تور» چيزى حدود ۱۶ دقيقه از پيشتاز وقت آن مسابقات عقب افتاده بود، اما به لطف تستوسترونى كه گفتيم در دور هفدهم به كلى جبران مافات كرد و به صدر جدول پريد و چشم ها را خيره و بهتر بگوييم بشدت متعجب ساخت.
روشن نشدن تكليف عمليات پوئرتو اين احتمال را قوت بخشيده است كه در آستانه مسابقات امسال «دور فرانسه» هم تعداد ديگرى از ورزشكاران خاطى و مظنون حق شركت در اين پيكارها را از دست بدهند. شكى نيست كه بسيارى از ركابزنان مطرح دنيا با دكتر «يوفه ميانو فوئنتس» مركز ثقل و عامل محورى «عمليات پوئرتو» در اسپانيا مرتبط بوده اند و برخى گزارش هاى موثق تعداد اين گونه ورزشكاران را ۵۸ تن قيد نموده است. با اين كه وظيفه نهادهاى قضايى و ورزشى اين بوده كه هرچه زودتر تكليف اين ورزشكاران را مشخص و صدور رأى كنند، تأخيرى كلان در اين موضوع اين باور و ابهام منطقى را به ذهن آورده است كه مبادا هيچ جديتى در اين زمينه وجود ندارد و تلاش ها بيشتر حول فراموش كردن موضوع و رهايى بخشيدن شمارى از خاطيان از زير بار مجازات هاى مقرر و معمولى است.
به سوى پيراهن سبز
اريك زابل ديگر دوچرخه سوار مشهور آلمانى كه با وجود بالا رفتن سنش هنوز در صحنه حاضر است، اعتراف كرده كه در سال ۱۹۹۶ از ماده ممنوعه EPO سود جسته است. زابل كه هم تيمى سابق ريس و اوله ريش است، ۷ بار در پيكارهاى «دور فرانسه» صاحب پيراهن سبز شده كه ويژه افراد پيشرو در رشته اسپيرنت (سرعت) است. اين يك ركورد در اين زمينه به حساب مى آيد و با اين وجود زابل مشتاق است كه امسال هم در پيكارهاى «دور فرانسه» حضور يابد و يك بار ديگر در آنجا به سوى پيراهن سبز خيز بردارد و با وجود اعتراف او به دوپينگ در سال هاى گذشته، كسى هم ظاهراً جلودار او نيست. با اين حال هيچ كس نمى تواند پس از وقايع و افشاگرى هاى دوسه سال گذشته و به واقع ۱۰ ، ۱۲ سال اخير با اطمينان و بدون ترديد به تلاش هايى از اين دست بنگرد و وجود ريا و تزوير را در محيط اين ورزش بسيار محتمل نشمرد. عده اى مى گويند حتى از سال هاى دور و روزهاى نخست نيز دوچرخه سواران عادت داشتند كه به گونه اى دوپينگ و به شكلى خود را براى شركت در دشوارترين و مهم ترين مسابقه دوچرخه سوارى جهان مهيا سازند. در عين حال گرفتن مچ خاطيان هيچ گاه آسان نبوده است وهميشه راه هاى فرارى براى آنان وجود داشته است.
كبوتران نامه رسان
از همه جالب تر و بدتر حرف هايى است كه خسوس مانزانو زده است. مانزانو كه خود يكى از دوچرخه سواران حاضر در مسابقات «دور فرانسه» و برخى تورهاى عمده ديگر اين ورزش بوده است و بعداً تبديل به يك عامل خبر رسانى و فروشنده اخبار و اطلاعات درباره تخلف هاى جارى در دوچرخه سوارى شد، مى گويد؛ در تمامى اين سال ها برخى افراد مطلع در بين تست كنندگان ركابزنان و بهتر بگوييم برخى از عوامل اجراى آزمايش دوپينگ، درآستانه انجام اين تست ها به اطلاع دوچرخه سواران «هدف قرار گرفته شده» مى رساندندكه چه قضايا و اتفاق هايى برايشان در راه است و به آنها تذكر مى دادند كه هواى خود را داشته باشند و كارى كنند كه در تست ها سرافكنده نشوند. نام اين افراد را كه اخبار مربوط به چگونگى فعاليت تست كنندگان را به اطلاع دوچرخه سواران مى رساندند، «كبوتران نامه رسان» گذاشته بودند ولى جالب تر اين كه به ادعاى مانزانو هيچ كس به طور دقيق اسامى اين كبوتران و واسطه ها را نمى دانست و امروز هم نمى دانند. مانزانو در آخر مى گويد: «يك سرطان پيشرفته در دوچرخه سوارى ريشه دوانده و آن، دوپينگ به طور گسترده به وسيله بيشتر ورزشكاران شاغل در اين رشته است. آن را بايد سركوب كرد، اماخب، همه مى دانيم كه سرطان معمولاً قابل مهار و درمان نيست.»