|
نگاهى به نگرانى هاى هنرمندان صنايع دستى
دست ها در جست وجوى بازار
|
|
|
داوود پنهانى خانه قديمى پدربزرگ هزار رنگ بود. از كاسه گلى گرفته تا نقش و نگار هاى متعدد جا گرفته بر روى ديوار. گليم داشت، قابهاى خاتم كارى در اتاقش اين سو و آن سو آرام گرفته بودند، روى تاقچه جامى گذاشته بود كه خودش مى گفت:« قلمزنيش كار دست يك استاد برجسته اصفهانى ست.» جام زيباى فلزى هم گل داشت هم نقش باغ ، بلبلى هم بر شاخه اى آواز مى خواند. از فرش و خاتم گرفته تا نقش هاى معرق در قاب هاى زيبا. خانه پدربزرگ انگار تاريخ بود با نقش هاى تو در تو در اتاقهاى بازمانده از قديم. ديوار هاى آجرى و گچ برى هاى زيبا، كاشى ها و آبنماى حوض وسط حياط قديمى. اتاقهاى پنج درى، چنار كهنسال و درخت انار گوشه حياط . آنچه اين خانه قديمى را در پيوند با همه خانه هاى ديگر متفاوت كرده بود، فقط ديوار هاى ستبر آجرى نبود. درآن خانه به شكلى كلاسيك مى توانستى پيوند ريشه اى هنر ايرانى را با جريان زندگى روزمره به آسانى مشاهده كنى. آن خانه با همه صنايع دستى با ارزشش، با نقش هاى پررنگ و خاطره اش در كودكى هاى ما براى هميشه باقى ماند. آن حال و هواى خانه هاى قديمى اكنون مدتى است جاى خود را به سبك هاى ديگرى از زندگى داده است. سبك هاى متفاوتى كه پيوند چندانى با هنر و سنت ايرانى ندارد. حالا آن صنايع زيبا و با ارزشى كه به وفور در خانه هاى ايرانى پيدا مى شد جاى خود را به وسايل بى روح و نه چندان زيباى ديگرى داده است.صنعت دستى كه نمود كاملى براى نشان دادن حضور فرهنگ و هنر در بطن زندگى روزمره ما بود، به خاطر حضور متمادى و خيلى عادى خود در بافت فرهنگى ما اما مجال آن را نيافت كه به عنوان يك صنعت با توليد انبوه خود را معرفى كند. حضور ساده و ملموس اين صنعت در بافت زندگى ما آنچنان عادى شده بود كه هيچ كس فكر نمى كرد ممكن است زمانى برسد كه آثار دستى فرهنگ ايرانى سمت زوال پيش برود. كسى فكر نمى كرد بتوان از طريق اين صنعت به درآمدسازى فكر كرد. توليدات اين صنايع برجسته و با ارزش هيچگاه از كارگاههاى كوچك و نمور استادان نام آور و صاحب ذوق بالاتر نرفت. شايد از اين رو بود كه برخى از توليدات صنايع دستى ايرانى با مرگ يك استاد براى هميشه متوقف مى شد و به كام مرگ مى رفت.در سالهاى اخير با اين كه تلاش هاى بسيارى براى نجات صنايع دستى ايرانى صورت گرفت و برخى از توليدات اين عرصه به شكلى جدى تر به عرصه توليد انبوه نيز رسيد. با اين حال همچنان مشكلات زيادى براى درآمد زايى در اين عرصه مشاهده مى شود. اين همان نكته اى است كه «حسين هاتفى فارمد» معاون هنرهاى سنتى و صنايع دستى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى ايران با گلايه از آن به لزوم فرهنگ سازى براى زنده نگه داشتن اين صنعت در كشور اشاره كرده و با افسوس مى گويد: «صنايع دستى جايگاه واقعى خود را در ميان مردم ما از دست داده و امروزه بيشتر به عنوان يك كالاى فانتزى و تزئينى ديده مى شود . بايد نقش و جايگاه صنايع دستى در اقتصاد كشور تبيين شود و تأثير اين حوزه در مسائل اجتماعى و اقتصادى جوامع به خوبى بيان شود. حضور صنايع دستى در عرصه هاى مختلف بين المللى نشانه فرهنگ، تمدن و هنر ايرانى و غناى تاريخى و تمدنى ملت بزرگ و متمدن ايران است.»
هنر دستى، صنعت ملى به گفته كارشناسان با سرمايه گذارى مناسب بر روى توليدات صنايع دستى در كشور مى توان به درآمدهاى فراوان دست يافت. كارشناسان بر اين اعتقادند كه با توسعه و رونق اين صنايع مى توان دغدغه اشتغال در كشور را تا حدودى رفع كرده و از سويى از مهاجرتهاى بى رويه روستاييان به شهرها جلوگيرى كرد. اين در حالى است كه مهمترين دغدغه صنعتگر صنايع دستى هنوز هم فروش محصولى است كه با رنج فراوان به دست مى آيد و در صورت كمك و حمايت سازمانها، بانكها و ارگانهاى مختلف با جايگزين كردن صنايع دستى به جاى كالاهاى ديگر مى توان اين دغدغه را كاهش داد. « سيد مهدى صحرائيان» يكى از استادان صنايع دستى در اين زمينه مى گويد: «با درنظر گرفتن تعداد فعالان در حوزه توليد ، توزيع و فروش محصولات صنايع دستى آمار افراد شاغل در اين صنعت به بيش از ۱۵ ميليون نفر مى رسد و همچنين حدود ۸۷ درصد از فعالان توليد اين صنعت، روستايى و عشاير هستند. براساس محاسبات به عمل آمده نرخ توليد ارزش افزوده دربخش صنايع دستى ۲۰۰ تا ۲۹۵ درصد است و در اين صورت اقلام صادراتى رشته هاى مختلف اين صنعت ۱۰۰درصد قابل عرضه هستند. درحالى كه فقط ۱۳ تا ۵۰ درصد اقلام صادراتى توليدات ماشينى قابل عرضه هستند.»وى در ادامه گفت:« بالا بودن نرخ توليد ارزش افزوده در محصولات صنايع دستى موجب شده است ارزش هر تن كالاى صادراتى صنايع دستى به ميانگين ۲۶هزار و ۹۰۰ دلار برسد، در حالى كه در دوره برنامه سوم توسعه ميانگين ارزش افزوده هر تن كالاى صادراتى فقط ۳۸۴ دلار بوده است. در سال هاى ۷۳ تا ۸۴ سهم محصولات صنايع دستى ۲۲ درصد صادرات غير نفتى بوده و ارزش افزوده ايجاد شده در بخش صنايع دستى بيش از ۲۷ ميليارد دلار بوده است .» به گفته اين كارشناس در سال هاى ۷۹ تا ۸۴ كه توريسم تجارى جاى خود را به توريسم زيارتى مى دهد، همچنان صادرات توريستى صنايع دستى نرخ رشد ۱۰۷ درصدى خود را حفظ كرده است. بنابراين به نظر مى رسد چنانچه تمهيدات ويژه اى كه در مطالعات استراتژى توسعه صنايع دستى پيش بينى شده عملياتى شود، نرخ رشد صادرات توريستى صنايع دستى بتواند با نرخ بالاى رشد دوره هاى برنامه چهارم و پنجم عمرانى مجدداً برابرى كند. تحقيقات كارشناسان نشان مى دهد صنايع دستى ايران از تمامى پتانسيل هاى لازم براى صادرات ۱۰ ميليارد دلارى و اشتغال مستقيم و غير مستقيم ۲۰ ميليون نفرى برخوردار است . به تعبيرى بهتر با سرمايه گذارى مناسب و برنامه ريزى جدى تر در اين عرصه مى توان در برنامه ۵ ساله عمرانى ، سهم اين صنعت را در تركيب توليد ناخالص داخلى به حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد افزايش داد. ايجاد بازارچه هاى مرزى و فروشگاه هاى برون مرزى ، ايجاد فروشگاه در مناطق توريستى، تفريحى و زيارتى و...، شهرك صنايع دستى در مراكز استانها، بازارچه هاى صنايع دستى در شهرهاى مختلف، فروش از طريق اينترنت، شناسايى كاربردهاى جديد صنايع دستى، استفاده از صنايع دستى در هتل ها و مناطق گردشگرى، ايجاد فروشگاه هاى زنجيره اى در استان ها، ارتباط فروشگاه هاى زنجيره اى، انجام تبليغات با دانشگاه ها، حمايت از صادر كنندگان موفق و نمونه، بسته بندى صنايع دستى، تهيه مواد اوليه مرغوب و ارزان، بررسى سليقه و نيازهاى بازار هدف، برگزارى نمايشگاه هاى مختلف داخلى و خارجى، ايجاد تعاونى ها، اتحاديه ها و ارائه آموزش هاى بازاريابى، اينترنت و... به هنرمندان صنايع دستى براى آشناسازى با تكنولوژى و بازار جهانى، ايجاد كميته هاى كاربردى محصولات صنايع دستى در راستاى بازار شناسى مناسب با فرهنگ هاى مختلف، اعزام گروه هاى بازاريابى به كشورهاى مختلف، ايجاد تشكل هاى صادراتى، تصويب قانون كپى رايت براى جلوگيرى از كپى شدن محصولات صنايع دستى در ساير كشور ها، هماهنگى ميان توليد كننده و صادر كننده و برنامه ريزى براى توليدات انبوه كالاهاى صادراتى ازجمله پيشنهادهايى است كه از سوى كارشناسان براى بهبود وضع فروش و بازار صنايع دستى در كشور ارائه شده است.
مشكلات و موانع با تمام اين گفته ها و با پذيرش اين نكته كه در صورت انجام بازاريابى هاى مناسب مى توان به سودآورى صنايع دستى ايرانى و كسب جايگاه جهانى آن اميدوار بود. با اين حال در حال حاضر علاوه بر مشكلات مربوط به بازاريابى و سرمايه گذارى هاى كلان در حوزه اين صنعت، هنوز هم از مسائل ديگرى نيز رنج مى برد. مشكلاتى كه «احمد زاويه» استاد دانشگاه هنر در مورد بخشى از آن كه آموزش است چنين مى گويد:« آموزش رشته هاى صنايع دستى از سال ۶۲ تاكنون ترميم وبازنگرى نشده است و دائم در خود شكسته و با وجودى كه براى احياى آن تلاش شده، ولى اتفاقى نيفتاده است.» وى با بيان اين كه آموزش در رشته هاى صنايع دستى در سه محور دانش افزايى، عمل گرايى و عمل گرايى خلاقانه تعريف مى شود،ادامه مى دهد :« در مورد صنايع دستى بايد سبك هاى آموزشى جارى مى شد، در حالى كه اين روش امروز وجود ندارد. هنوز در موزه هاى كشورمان تفاوتى ميان اثر تاريخى و هنرى قائل نيستيم، در حالى كه ميان اين دو اثر تمايز وجود دارد. همچنين در بخش صنايع دستى با فقدان پژوهش هاى تاريخى مواجه هستيم. در موضوع عمل گرايى به مهارت، فناورى و مواد اوليه نياز است، در حالى كه اين حوزه ها ضعيف بوده و ارتباط ما با گذشته قطع شده است.»به گفته او از دوره قاجار تاكنون با توسعه محصولات صنعتى بسيارى از هنرمندان از دور فعاليت خارج شده اند و ارتباط اين رشته ها با معمارى ايران قطع و حتى اين نوع معمارى منسوخ شده است. يكى ديگر از خطراتى كه در حال حاضر صنايع دستى ما و بازار هاى فروش داخلى و خارجى آن را با خطر مواجه كرده ، ورود سيل عظيم محصولات چينى به بازار است. در صورت بى توجهى به اين مورد به طور قطع در آينده همين بازار محدود داخلى و خارجى مان نيز با مشكل مواجه مى شود.
|