پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶ - ۶ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Thu, Jun 21, 2007
ميراث فرهنگى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه ( اشارت و تنبيهات )
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ميراث فرهنگى
ماجرا
قاب عكس
رودررو
خانواده
مدرسه ابن سينا
متروك مانده است
296241.jpg
مهسا جزينى
در خيابان ابن سيناى اصفهان، محله دردشت، كوچه مسجد پاگلدسته، ساختمانى قديمى اما مرمت شده با گنبد بزرگ آجرى به چشم مى خورد كه شناسنامه آن را اهل محل از گذشته به نوعى با ابن سينا پيوند زده اند. نامى هم كه چندان بى مسمى نيست، اگر بدانيم كه براساس اسناد و كتاب هاى تاريخى و در نوشته هاى اصفهان شناسان و پژوهشگران محلى آن را مدرسه (محل تدريس) ابن سينا و گاه مدفن او نيز دانسته اند. ابن اثير، عروضى سمرقندى صاحب ۴ مقاله و مرحوم منوچهر قدسى از بزرگان اصفهان شناسى نيز در كتاب هاى خود به اين مسأله اذعان كرده اند.
چندى پيش خبرگزارى ها از مخروبه شدن اين محل كه زمانى محل تدريس و رفت وآمد شيخ الرئيس بوعلى سينا بود، خبر داده بودند اگرچه مشاهدات خبرنگار ما چندان بر مخروبه بودن آن گواهى نمى دهد (ديواره كاهگلى آن مرمت شده و گچ كارى بالاى سردر نيز تميز و سفيد است، بخصوص كه بر كاغذى كه روى در سبز رنگ چوبى بنا نصب شده عبارت ميراث فرهنگى حك شده است) كه اين ها به نوعى نشان مى دهد هويت بنا دست كم براى سازمان ميراث فرهنگى آشكار است.
حسن روانفر معاون حفظ و احياى سازمان ميراث فرهنگى نيز با تأييد استنادهاى تاريخى مربوط به محل مى گويد: استحكام بخشى اساسى اين بنا در سال هاى قبل انجام شده است. اين در حالى است كه مرمت چنين بنايى در شرايطى كه به حال خود رها شود نه كافى است و نه مناسب. محل تدريس شيخ الرئيس همچنان براى مردم اصفهان و ايران و حتى شرق شناسان و دوستداران وى ناشناخته است. مدرسه ابن سينا اگرچه مخروبه نيست اما وضع كنونى آن نيز چندان خوشايند و در شأن نيست. كاربرى خاصى نيز ندارد، روى در آن قفلى زده و رها شده است.
محمدحسين رياحى مدرس تاريخ و تمدن در دانشگاه اصفهان و مسئول پژوهش مركز اصفهان شناسى با اشاره به اين كه آن چه به عنوان مدرسه ابن سينا باقى مانده بخشى از بناى بزرگى است كه در گذشته وجود داشته اما طى زمان تصرف و تخريب و به خانه و كاربرى هاى ديگر بدل شده است. او مى گويد: اين مكان در حكم بزرگ ترين نهاد آموزشى جهان اسلام، جايگاهى كه شيخ ۱۵ سال از عمر خود را به تدريس در آن صرف كرده است بايد به يك مكان يا موزه با كاربرى فرهنگى ـ آموزشى براى معرفى ابن سينا تبديل شود. رياحى با اشاره به جايگاه علمى، فلسفى بوعلى سينا در ايران وجهان مى گويد: اگر چنين مكانى در هر كجاى دنيا متعلق به چنين شخصيتى وجود داشت حداقل به صورت نمادين به محل نمايش آثار و گوشه هايى از زندگى او بدل شده بود.
رياحى مى گويد: برخى حتى معتقدند كه خانه علاء الدوله حاكم وقت اصفهان در نزديكى مدرسه ابن سينا بود و شيخ دانشنامه علايى را كه به او تقديم كرده در همين مدرسه نوشته است. به گفته رياحى به علت اين كه ۱۵ سال از عمر بزرگ علمى ابن سينا در اصفهان گذشته مى توان گفت كه حتى شفا و قانون نيز در اين مكان به نگارش درآمده است.
به گفته روانفر تعيين كاربرى اين محل جزو برنامه هاى ميراث فرهنگى قرار دارد، اما تاكنون كاربرى مشخصى براى آن تعريف نشده است. وى به كوچك بودن بنا اشاره مى كند و همين را عاملى مى داند كه نتوان به راحتى براى آن كاربرى مناسب تعريف كرد!
زورخانه در مدرسه ابن سينا
جداى از تصرفاتى كه در بخش هاى ديگر بنا شده و امروز به كل آن را از فضاى كنونى جدا ساخته به گونه اى كه ديگر هيچ وابستگى هويتى اى ميان آنها باقى نمانده است اما در فضاى داخلى همين مكان به جاى مانده نيز تصرفاتى شده است. محسن جاورى مسئول دفتر باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى، گردشگرى و صنايع دستى اصفهان مى گويد: متأسفانه حدود ۹۰ سال قبل عده اى تصميم مى گيرند اين مكان را به زورخانه تبديل كنند به همين علت محتويات داخلى بنا از جمله سنگ قبرى از جنس مرمر كه به گفته شاهدان قديمى بسيار هم زيبا بوده از جا كنده و به وسيله يكى از اوباش محل داخل چاهى انداخته مى شود.
وى با اشاره به نظر اهل فن كه به نوعى اين مكان را مدفن شيخ نيز مى دانند، مى گويد: چند سال قبل به وسيله سازمان ميراث فرهنگى گمانه زنى در اين مكان انجام شد اما متأسفانه چون در زمان تبديل به زورخانه ميزان تخريب و گودبردارى بسيار بوده است ما توانستيم تنها بخش هايى از يك استخوان پا و دست را پيدا كنيم كه اين هم چيز روشنى را ثابت نمى كند و تنها اثبات مى كند كه زمانى شخصى اين جا دفن شده است. وى با اشاره به اين كه سخن از دفن شيخ الرئيس در اصفهان در حالى كه همه همدان را به اين عنوان مى شناسند، ادعاى بزرگى است كه اثبات آن به دست مورخان است، مى گويد: بايد جمعى از كارشناسان در يك كار پژوهشى سنگين ثابت كنند كه آيا اين مكان محل دفن بوعلى سينا بوده يا خير.
شيخ الرئيس بوعلى سينا اواخر دوره آل بويه يا دوره ديلميان در اصفهان مى زيسته و در سال ۴۲۸ هجرى قمرى فوت مى كند.
قلعه «دا و دختر»بازمانده معمارى دوران ساسانى
296244.jpg
منصور محرابى
«دا و دختر» (مادر و دختر)،ازآثارگرانبهاى فرهنگى- تاريخى استان خوزستان است كه به دوران ساسانيان تعلق دارد.
اين قلعه كه در ۳ كيلومترى شمال شهر فعلى رامهرمز بر روى كوه هاى مرتفع گلچين مشرف بر شهر و دشت رامهرمز رخ نمايى مى كند، بقاياى بنايى دژ مانند و به نسبت عظيمى است كه از روزگاران پيشين مردم آن را به نام قلعه «دا و دور» مى خواندند.
لفظ «داوودختر» به زبان محلى( دا و دوًًَُِِّّر )است.برخى از محققان و مردم نگاران مى گويند: نام داوودختر بيانگر قدرت ،اقتدار و نفوذ زنان در برهه اى از تاريخ بوده است.گروهى ديگر نيز مى گويند، شايد اين لفظ تغيير كرده لفظ «دادور» به معناى دادگستر باشد. البته اين نظريات چندان محكم نيست.
امااز آنجايى كه اسلوب و معمارى اين قلعه به اسلوب قلعه رومى تشابه دارد و با عنايت به وجود چند بناى ديگر در اطراف قلعه داوو دختر، چنين به نظر مى رسد كه در محل قلعه اى ديگر و كوچك تر و شايد امن تر وجود داشته كه با اين قلعه در ارتباط بود كه يكى را قلعه مادر و ديگرى را قلعه دختر مى خواندند و در اصطلاحات نظامى اينگونه الفاظ و ارتباطات زياد به چشم مى خورد.
اين قلعه سترگ با مصالح ساختمانى متشكل از سنگ، ملات گچ و در برخى از نقاط آجر و قير ساخته شده است كه سنگ مورد استفاده را از رودخانه «اعلا» و سنگ پى آن را از معادن سنگ اطراف كه در حدود سه كيلومترى شرق و شمال شرق قلعه قرار دارد، آورده اند.گچ موجود در محل نيز به عنوان ملات استفاده شده است و در كف و قسمت بالاى پى لايه هايى از قير طبيعى مشاهده مى شود كه از معادن قديمى كه در سه كيلومترى ضلع شمالى قلعه وجود دارد به اين محل آورده و مورد استفاده قرار گرفته است.
از ديگر مصالح بكار رفته در اين قلعه، آجر است كه در دوران متأخر نيز استفاده شده و بيشترين استفاده آجر در برج هاى ضلع جنوبى آن مشاهده مى شود.
قلعه در ارتفاعى حدود ۶۰۰ متر بر روى كوه قرار دارد. به طورى كه از سينه كش پايين كوه تا قلعه حدود ۳۰ دقيقه راه است كه راه هاى ارتباطى بسيار سخت گذر و خطرناك دارد. هنگام رفتن به طرف قلعه، در سمت شمالى آن استراحتگاهى وجود دارد كه از آنجا راه اصلى ورود به قلعه را مى توان مشاهده كرد. درنخستين پاگرد، محوطه اى حدود ۲۰ متر مربع است كه آثارى از بقاياى برجكى ويران شده در آنجا قرار دارد.از محل برج ويران شده تا قلعه اصلى مسيرى ۱۰۰ مترى است كه به صورت معبرى به عرض ۳ تا ۴ متر براى جلوگيرى از تخريب و فرو افتادن تدريجى ديوارها است. مصالح اين برج سنگ و ساروج و در برخى نقاط آن قلوه سنگ و گچ استفاده شده است كه در استحكام بخش هاى متفاوت ديوار بسيار موثر است. از ۱۰ مترى محل برج تا قلعه يك رديف از پى با مصالح گچ، سنگ و آجر به صورت اتاقك است.
اين قلعه به صورت بنايى مستطيل شكل درست شده كه در يك محوطه تقريباً ۱۰۰۰ مترى قرار گرفته است.پس از متروك شدن و بى توجهى به ترميم آن در ساليان متمادى تمامى سقف هاى آن ريخته است. ضلع غربى و ضلع جنوبى قلعه بوسيله ۴ ستون نگه دارنده (پشت بند)استحكام بخشى شده است.
با توجه به بازديدهاى پى درپى از قلعه و وجود كارخانه و معدن گچ كه انفجارهاى اين معدن در فاصله ۵۰۰ مترى قلعه انجام مى شود و هر انفجار باعث تخريب قسمتى از قلعه است،وضع كلى قلعه در شرايط مطلوبى قرار ندارد.
خوشبختانه با تمام اين مشكلات، حدود و گمانه هاى تعيين حريم قلعه بار ديگر مشخص شده است و ضروريست كه يك برنامه پژوهشى باستان شناسى و عملياتى اجرايى در قلعه «داو دختر» براى روشن شدن زواياى ناشناخته قلعه در نظر گرفته شود كه دست كم بتوان پى ديوار هاى دفاعى و غيره را مشخص و از طبقات زيرين قلعه اطلاعات علمى و لازم را كشف كرد.چنانچه اين كاوش علمى انجام شود، به طور حتم به كاربرى واقعى قلعه ،معابر و سبك معمارى آن مى توان دست يافت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |