|
|
|
در گزارش هاى پيشين نوشتيم كه در سال ۱۹۱۵-۱۹۱۴ كه سال اول جنگ بود، دول متفق يعنى انگلستان، امپراتورى روسيه و جمهورى فرانسه نتوانستند دولت هايى را در تهران بر سر كار بياورند كه طرفدار آنها باشد. ناتوانى در اين مورد معلول چند مسأله مهم بود؛ اول اين كه ايران به طور رسمى اعلام بى طرفى كرده بود. دوم اين كه افكار عمومى طرفدار متحدين (آلمان، اتريش، مجارستان) بود و سوم اين كه در مجلس شوراى ملى اگرچه حزب تندروى دموكرات اكثريت نداشت ليكن توانايى آن را داشت كه از ورود طرفداران روس و انگليس به كابينه جلوگيرى كند. در چنين شرايطى جاسوسان آلمانى در غرب و جنوب كشور با نفوذ در عشاير با كمك مليون و اعضاى «حزب دموكرات» قدرتى به هم زده و افراد مسلحى در اختيار داشتند و در مجموع با دست خالى غرب و جنوب ايران را به آتش كشيده بودند و كار به جايى رسيده بود كه مبارز مى طلبيدند و اعلاميه مى دادند و كنسول هاى روس و انگليس را در شهرستان ها تهديد مى كردند تا آنجا كه همزمان با رسيدن مهاجران به قم، كنسول انگليس در شيراز را با تعدادى از انگليسيان به اسارت گرفتند و اين گروگانگيرى در استان فارس تا آزادى گروگان ها، ۹ ماه به طول انجاميد.در اين اوضاع رايزنى هاى فرانسويان و انگليسى ها و روس ها بدانجا رسيد كه راه حل هاى ديپلماتيك را كنار بگذارند و به قوه نظامى، آلمان ها را از ايران بيرون كنند. با اين مقدمات با حركت نظاميان روسى از قزوين به سوى تهران، بحران آغاز مى شود، دولت بى طرف متمايل به آلمان به رياست مستوفى الممالك تصميم به تغيير پايتخت مى گيرد و شاه نيز مصمم به ترك پايتخت مى شود، به وكلاى مجلس تصميم شاه و دولت ابلاغ مى گردد، و تعداد زيادى از وكلاى تندروى مجلس «دموكرات» به قم مى روند، سفراى آلمان و عثمانى و اتريش نيز به مهاجران مى پيوندند ولى شاه در آخرين لحظات از حركت منصرف مى شود. انصراف شاه در ميان مهاجران كه اتحادى بود از دموكرات هاى تندرو و محافظه كاران «اعتدالى» ايجاد ترديد مى كند و چون بازگشت سفراى عثمانى و آلمان و اتريش به پايتخت خالى از خطر نبود. تصميم بر ادامه سفر به سوى غرب گرفته مى شود و ما در اين گزارش از آنچه در قم مى گذرد مى نويسيم. از روزهايى كه براى مهاجران و ملت ايران سرنوشت ساز بود و باز مى گرديم به خاطرات «مورخ الدوله سپهر» منشى ايرانى سفارت امپراتورى آلمان كه همراه با «پرنس رويس» وزير مختار آلمان به قم رفته است.
دنباله خاطرات «مورخ الدوله سپهر» منشى ايرانى سفارت امپراتورى آلمان
جمعه ۱۱ محرم ۱۳۳۴ هـ.ق (۱۹ نوامبر ۱۹۱۵)
امروز ساعت چهار و نيم بعد از ظهر خانم سفير كبير عثمانى با بچه ها و چند نفر اعضاى سفارت از جمله «نزهت بيك» نايب سفارت، وارد قم شدند و نزديك صحن، منزل كردند.
پنج ساعت بعد از ظهر با «پرنس رويس» وزير مختار امپراتورى آلمان به بازديد «شاهزاده معتمدالدوله» حكمران قم رفتيم. امروز صبح تلگرافى به امضاى رياست وزرا (مستوفى الممالك) به حكمران رسيد مبنى بر اين كه شاهزاده «عين الدوله» به عضويت كابينه و «شاهزاده فرمانفرما» به سمت وزارت داخله معرفى مى شوند.
سه ساعت قبل از ظهر ميرزا محمدصادق طباطبايى و ميرزا قاسمخان تبريزى و ناصرالاسلام مدير روزنامه شورى (ارگان حزب محافظه كار اعتداليون) به ملاقات «پرنس رويس» در اداره ژاندارمرى قم آمدند.
«پرنس رويس» گفت من همواره مايل بودم همان طور كه با «دموكرات ها» رابطه داشتيم با «اعتداليون» نيز خصوصيت داشته و در مسائل سياسى با آنها همكارى كنيم، چيزى كه مرا از «اعتداليون» قدرى دور ساخت انتساب شاهزاده فرمانفرما به آن حزب بود كه تمايل به روسيه داشت و چندى قبل شنيدم از سفارت روس خواسته است كه املاكش را در آذربايجان حفظ نمايند آقا ميرزا محمدصادق طباطبايى در جواب اظهار كرد كه: انتساب اين قبيل اشخاص متنفذ، به احزاب مربوط به سياست خارجى نيست و فقط راجع به مسائل داخلى است مانند اين كه دموكرات ها سابقاً شاهزاده «عين الدوله» را با خود همراه كرده بودند تا «اعتداليون» رأى پيدا كنند. «پرنس رويس» وزير مختار آلمان، شرح مفصلى مبنى بر «پليتيك» خارجى ايران و اين كه صلاح ايران در اتحاد با آلمان است و روس ها محض رسيدن به خليج فارس مى خواهند ايران را بلع كنند، انگليس ها هم كه سابقاً طرفدار استقلال ايران بودند امروز مجبور به سكوت هستند، بيان نمود. تمام مطالب او را (آقا سيد محمد صادق) طباطبايى تصديق كرد قرار شد هيأتى مركب از «اعتداليون» و «دموكرات ها» و روحانيون با هم متحد شده به اسم «نجات وطن» و استخلاص شاه از چنگ دشمن، شروع به عمليات نمايند. «پرنس رويس» گفت من يقين دارم كه پارتى (حزب) دموكرات به تنهايى نمى تواند ايران را اداره كند. پس از رفتن آقايان، «پرنس رويس» تمجيد زيادى از ذكاوت و سرعت انتقال ميرزا محمد صادق طباطبايى نمود (طباطبايى بعد از تغيير سلطنت سال ها رئيس مجلس شوراى ملى بود).
شنبه ۲۰ نوامبر ۱۹۱۵ (۱۲ محرم۱۳۳۴)
نيم ساعت قبل از ظهر «شاهزاده ابوالحسن ميرزا حاجى شيخ الرئيس» نواده فتحعليشاه قاجار، به ديدن «پرنس رويس» آمد، معلوم شد از اسلامبول از راه حلب و بغداد تازه وارد قم شده و عازم تهران است. «پرنس رويس» در ضمن صحبت با او گفت: «ژنرال فلدمارشال فن در گلدس آلمان» با يك عده قشون عثمانى مأمور ايران شده و از جنوب «درياچه وان» تا خليج فارس را به او سپرده اند. حاجى شيخ الرئيس گفت من با «فن درگلدس پاشا» دوستى صميمانه دارم.»
از ظهر تا يك ساعت و نيم بعد ازظهر «پرنس رويس» از قم به وسيله تلفن با سفير كبير عثمانى و وزير مختار اتريش كه در حضرت عبدالعظيم بودند مخابره مى نمود. سفير كبير گفت: قشون روس از كرج به «ينگى امام» مراجعت كرده و ما هنوز با دولت ايران مشغول مذاكره اصلاح هستيم.
مسيو شونمان (جاسوس آلمانى كه در غرب كشور عملاً حكومت مى كرد) كه اخيراً از قم به طرف عراق رفته بود امروز به قم مراجعت كرد و در ملاقاتى كه با «دموكرات ها» و ساير احزاب نمود، سعى كرد عموم را با يكديگر متحد سازد. در جواب تلگرافى كه اخيراً كميته دفاع ملى از قم به ولايات مخابره كرده بود امروز تلگراف ذيل رسيد:«از كرمانشاهان مورخه ۲۷ عقرب هيأت وزراى عظام و مجلس مقدس شوراى ملى شيدالله اركانه. در جواب صداى بلند «كميته دفاع ملى» و فرياد طهران پايتخت ايران كه عموم ايرانيان را به يارى و فداكارى مى طلبند با دلى پر از شور و سر به كف، حاضر به فداكارى در راه استقلال وطن، با تمام قوا حركت كرده مى گوييم: هنوز ملت ايران و سرداران و سواران ايلات و طوايف بزرگ و كوچك جانباز ايران، زنده و در مقابل دشمنان وطن كه امروزه با نهايت بى شرمى حمله به پايتخت مملكت ما نموده بعضى از بلاد ما را اشغال كرده اند مثل كوه آهنين ايستاده و در زير سايه فداكارى خودشان جانبازى نموده، دشمن، را ذليل و منكوب، پايتخت را از تهديد و ساير بلاد ايران را از وجود قشون دشمن خالى خواهند كرد. ايل سنجابى كه كوچك ترين ايلات ايران است موقع جانبازى را مغتنم شمرده حركت نموده و عما قريب به فضل الهى و توجه حضرت حجت عجل الله فرجه دشمن را تارومار خواهد كرد تا دشمنان اين آب و خاك بدانند كه ايلات و عشاير بزرگ رشيد ساير بلاد ايران چگونه فداكارى در راه استقلال وطن عزيز خود خواهند نمود.
صمصام الممالك- سردار ناصر»
آخرين خبر از تهران
از طهران خبر رسيد قبل از ظهر وكلاى غير مهاجر در عمارت بهارستان حاضر شده راجع به اوضاع مملكت و تكليف آينده مجلس مذاكراتى به عمل آوردند و بالاخره چهار نفر براى ملاقات با رئيس الوزراء انتخاب شدند:
قرار شد از طرف دولت تكليف آنها در اين دوره معلوم و اطلاع داده شود.
يكشنبه ۲۱ نوامبر ۱۹۱۵ (۱۳ محرم ۱۳۳۴ هجرى قمرى)
محتشم السلطنه وزير امور خارجه امروز تلگراف ذيل را به وزير مختار آلمان از تهران به قم به تاريخ ۲۸ عقرب توشقان ئيل: مخابره كرد.نواب اشرف والا پرنس رويس وزير مختار و ايلچى مخصوص دولت فخيمه آلمان- لازم مى دانم در موقع ورود به قم هر چه زودتر به استفسار و استخبار از سلامتى و احوالات سعادت اشتمال مبادرت نموده احساسات مودت آميز خود را نسبت به نواب والا تجديد و اميدوارم كه بزودى در طهران درك صحبت و ملاقات بهجت علامات نواب مستطاب والا بشود امضاء محتشم السلطنه»
پرنس رويس به شرح ذيل جواب داد:
«از قم ۲۱ نوامبر ۱۹۱۵- طهران جناب مستطاب اجل اكرم افخم آقاى حاج محتشم السلطنه وزير امور خارجه دام اقباله العالى از تلگراف مودت آميز آن جناب مستطاب كه حاكى از حسيات صميمانه عالى بود نهايت امتنان و تشكر را حاصل كرده و خوشبختانه مى تواند از آسايش قم استفاده نموده و بدون آن كه ضرر و صدمه به ايران وارد آيد در اينجا مشغول خدمت به وطن خويش باشد وزير مختار آلمان، «رويس»
تلگراف رئيس الوزراء به آيت الله طباطبايى
خدمت حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا ميرزا سيدمحمد طباطبايى دامت بركاته در موقع حركت شرفيابى ممكن نشد كه متمنى و ملتمس دعا باشم، اميدوارم از نظر شريف فراموش نشده باشم. حال كه لله الحمد به زيارت ايام عاشورا موفقيت حاصل فرموده ايد مقتضى است هر چه زودتر به سلامت معاودت فرموده همراهان و آقايان ديگر را هم به مراجعت طهران، امر و توصيه فرماييد. چون جريان مذاكرات در رفع نگرانى ها اميدبخش است البته تصديق نخواهيد فرمود كه با تقرب زمستان و ضيق مكان و ارزاق، امتداد اجتماعات در آنجا توليد زحمات نمايد «حسن مستوفى الممالك»
همچنين امروز ظهر «مسيوهاز» آلمانى با قريب سى نفر سرباز اتريشى از قم به طرف بروجرد حركت كردند.
ديدار نايب رئيس مجلس با وزيرمختار آلمان
امروز نيم ساعت قبل از ظهر «عدل الملك» دادگر نايب رئيس مجلس به ديدن وزير مختار آلمان آمد از اتحاد بين عموم احزاب و اشخاصى كه به قم آمده اند صحبت شد «عدل الملك» گفت امروز عصر جلسه اى براى همين منظور در منزل «امير حشمت» (مجاهد معروف) تشكيل خواهد يافت هر طور مى فرماييد در آنجا اقدام شود. «پرنس رويس» اظهار داشت خوبست بيان نامه اى به عموم ولايات تلگرافاً صادر فرماييد به امضاى جميع وكلاى متفقين قم، بدون آن كه زياد از روس ها بدگويى يا از آلمانى ها تمجيد كنيد. همين قدر عامه را دعوت به حفظ و حراست وطن و جمع شدن دور سرير شاه نماييد.
همدان را از دست ندهيد
سه شنبه بيست و سوم نوامبر۱۹۱۵ (پانزدهم محرم۱۳۳۴ قمرى). امروز يك ساعت قبل از ظهر، «امير حشمت» در اداره ژاندارمرى قم به ملاقات «پرنس رويس» آمد كه تعليمات لازمه را گرفته به طرف «اراك» و همدان عزيمت نمايد. وزير مختار آلمان گفت هر نوع است بايد همدان را از دست نداد چون اگر روس ها آنجا را بگيرند ايران به كلى از عثمانى جدا خواهد شد و در چنگ دو همسايه، استقلالش از ميان خواهد رفت «امير حشمت» گفت امروز من با دويست نفر حركت مى كنم چهارصد سوار و سيصد پياده هم در سلطان آباد (اراك) است عده اى نيز از كرمانشاهان مى آيند و همگى به نيرويى كه با كنت كانيتس آتاشه (وابسته) نظامى آلمان از بروجرد مى آيد، ملحق خواهند شد.
«پرنس رويس» از امير حشمت خواهش كرد هرگاه روس ها سيم تلگراف يا تلفن را در صفحات همدان قطع نمودند، فوراً به او اطلاع دهد. امير حشمت جواب داد «اطاعت مى كنم تمام مطالب را به اطلاع نواب والا خواهم رساند.» دو ساعت بعدازظهر، امير حشمت وعلى خان سياه كوهى با قريب دويست نفر سوارهاى خود، از قم به طرف «اراك» و همدان حركت كردند اغلب از وكلاى «دموكرات» و «اعتدالى» و «رؤساى مجاهدين» براى بدرقه در منزل امير حشمت جمع بودند.
سفير كبير عثمانى تلگرافى از حضرت عبدالعظيم به قم مخابره نموده «نزهت بيك» نايب سفارت كبرى را به تهران احضار كرد او هم بعدازظهر امروز به طرف تهران عزيمت نمود.امروز مؤتمن الملك رئيس مجلس شوراى ملى تلگراف ذيل را از تهران به عنوان وكلاى مهاجر به قم مخابره نمود:
تلگراف رئيس مجلس به نمايندگان مهاجر
نمايندگان محترم مجلس، امروز رقعه اى (نامه اى) از رياست وزراء رسيد كه عيناً درج مى شود: رياست مجلس شوراى ملى شيدالله اركانه، روز دوشنبه هفتم ماه كه به مناسبت تقرب (نزديك شدن) قشون روس به پايتخت، شاه از تهران تصميم به حركت فرموده بودند، جمعى از آقايان نمايندگان محترم حركت فرموده به قم مشرف شدند، حال كه با جريان مذاكرات اميدبخش، اراده ملوكانه از حركت منصرف شده است البته تصديق خواهيد فرمود كه امتداد غيبت آقايان معزى اليهم، بيشتر از اين اقتضا ندارد و لازم است در چنين موقعى كه دولت مشغول تصفيه مهم ترين مشكلات است، با مراجعت آقايان محترم مجلس شوراى ملى داير و به ايفاى تكاليف مقرره خود مشغول باشند.
با رفع علت رفع معلول از نتايج طبيعى است متمنى هستم عين اين تلگراف را به ساير آقايان كه در بلاد ديگر هستند مخابره فرمايند از طرف خود و عموم آقايان حاضرين مؤتمن الملك.»
براى اطلاعات بيشتر ر.ك به «ايران در جنگ بزرگ»تأليف مورخ الدوله سپهر
كوشش براى بازگرداندن مهاجران
پيش از اين نوشتيم كه مهاجران پس از رسيدن به قم، براى اداره امور مهاجرت، نهادى به نام «كميته دفاع ملى» تشكيل دادند كه اكثريت اعضاى آن از نمايندگان حزب تندروى «دموكرات» بودند، با جدى تر شدن امر مهاجرت، به توصيه وزير مختار آلمان قرار بر اين شد كه يك كميته ائتلافى متشكل از اعتداليون و (محافظه كاران) و تندروها يعنى دموكرات ها و روحانيون مهاجر تشكيل شود. در نتيجه يك هيأت ۴ نفرى، نظارت بر امور مهاجرت را زير نظر گرفت و در نخستين اطلاعيه كميته ۴ نفرى به امضاى سيدحسن مدرس و سه تن ديگر اين مطالب براى اطلاع عموم در تمام كشور صادر شد.
۱ـ از اصفهان دو تن از خان هاى بختيارى (صمصام السلطنه و سردار جنگ) با عرض نامه اى براى احمد شاه آمادگى خود را براى تجهيز نيرو و پيوستن به مليون اعلام داشته اند.
۲ـ دموكرات ها و اعتداليون در شرايطى كه مملكت به واسطه اقدامات اجانب در خطر است عناوين «دموكرات» و «اعتدالى» يا غير آن را كنار گذاشته از اختلافات اسامى كه شايد سبب توليد اختلاف باشد پرهيز كرده همگى تحت عنوان «مدافعين وطن» به انجام وظيفه ملى خود قيام نمايند.
در اين روز آيت الله سيدمحمد طباطبايى نيز در پاسخ پيام مستوفى الممالك طى تلگرافى كه براى رئيس دولت مخابره شد اظهار نمود:«تكليف اسلاميت و ايرانيت در شرايطى كه قشون اجنبى تهران را تهديد مى كرد جز اين نبود كه تهران را ترك كنيم و به هر طرف كه تصميم گرفته شود عازم شويم. حالا كه دولت مشغول اقدامات ديپلماسى شده و جريان امور اميدبخش است، هر ساعت كه مژده ختم مذاكرات و اصلاح امور داده شود از اطاعت اوامر دولت متبوع تخلف نخواهد نمود.»
پاسخ رئيس الوزرا به آيت الله طباطبايى
از طهران به قم حضورى توسط حكومت جليله قم خدمت حضرت حجت الاسلام آقاى آقا ميرزا سيدمحمد طباطبايى و آقايان نمايندگان محترم و آقاى متولى باشى. پس از استعلام از سلامتى آقايان، غرض از مزاحمت معطوف داشتن خاطر محترم آقايان به اهميت فوق العاده موقع مملكت و اشكالات دولت، جلب مساعدت آن ذوات محترم است براى رفع آن اشكالات و اصلاح اوضاع، چنان كه مسبوق هستيد از موقع تقرب قشون روس به طهران تاكنون دولت با نمايندگان دولتين مشغول مذاكرات جدى است و اميدوار است به حصول نتيجه رضايت بخش موفق گردد ولى تصديق مى فرماييد اگر اشخاص و دستجات مختلف در نقاط مختلف برخلاف رأى و مشى دولت اقدامات نمايند اشكالات زياد شده و دولت نائل به مقصود نخواهد شد از قرار «راپورت هاى» (گزارش هاى) واصله در قم بعضى اقدامات مى شود كه به نظر، مخالف مشى و عقايد دولت مى آيد، اين مسأله يعنى تشكيل مركزهاى مختلفه باعث تفرقه قواى مملكت شده ما را به طريق بدبختى سوق مى نمايد تصور مى كنم بر خاطر آقايان پوشيده نباشد كه بايد تمام قوا و عناصر مملكت در خط واحد مشى نمايند. فعلاً دولت لازم مى داند كه براى اصلاح حال و مآل مملكت، آقايان علما اعلام و نمايندگان محترم چنان كه سابقاً اطلاع داده شده به طرف طهران حركت فرمايند و از هرگونه اقدام مخالف صلاح ، در قم جلوگيرى فرمايند، تا دولت با مساعدت آقايان محترم و موافقت نظر آنها، تعقيب مذاكرات را براى اصلاح تمامى اوضاع نموده، نتيجه قطعى را به تمام نقاط مملكت اطلاع دهد. «حسن مستوفى الممالك.»
|
|
|
نخستين برخورد نظامى
از كرمانشاه «كميته دفاع ملى» در نزديكى «طاق بستان» مابين قزاق هايى كه تحت رياست «رمانوف» بودند و ژاندارمرى و قواى ملى كرمانشاهى، زد و خوردى شده و قزاق ها مغلوب و پس از دادن مقدارى اسير، فرار نمودند و يك توپ به دست ژاندارمرى افتاد.
از شيراز مقدارى عساكر (عسكر = سرباز) از بوشهر خارج و به طرف بصره روانه شدند گويا در بصره تحت تضييق و تهديد هستند. از زنجان مابين قواى ملى در تحت رياست ميرزا كوچك خان و برادر ضرغام السلطنه زدو خورد شده، برادر ضرغام دستگير و خوانين متفرق و خود ضرغام هم گويا زخمى شده است. در «اراك» قواى ملى، اداره شعبه بانك شاهنشاهى را ضبط نمودند.
از قم به طهران مقام محترم رياست وزرا عظام، دامت شوكته. تلگراف مبارك زيارت شد اولاً از توجهات و مساعى جميله حضرت اشرف كه صرف منافع و مصالح مملكتى مى فرمايند همگى را كمال تشكر حاصل است و اميدواريم كه در پيشرفت مقاصد دولت، موفقت كامل حاصل فرمايند. ثانياً شرحى كه درخصوص موقع حاضر مملكت و مذاكرات هيأت دولت با دولتين و عدم صلاحيت بعضى اقدامات بر خلاف مشى دولت، مرقوم فرموده بوديد، با حضور همه قرائت شد، لازم است خاطر مبارك را مستحضر و مطمئن سازيم از اين كه آقايان مهاجرين در اين مدت توقف در قم هيچ طريقه اى جز پيروى مشى دولت اتخاذ نكرده و قدمى برخلاف مصلحت مملكتى برنداشته اند اگر تضييقات و تهديدات مركز و استنباط تصميم حركت موكب مبارك همايونى سبب گرديد كه از طهران مهاجرت كرده، گوشه ديگرى اختيار نمايند، ابداً در عقيده وطن دوستى تغيير و تزلزل حاصل نگرديده و مصالح مملكتى را از نقطه نظر دور نداشته اند، بلكه خيلى ميل دارند كه هر چه زودتر دولت از اقدامات و مذاكرات خود نتيجه مطلوبه قطعى گرفته و تكليف عمومى معين گردد. اما اين كه امر به معاودت (بازگشت) مهاجرين فرموده اند شايد بر خاطر محترم حضرت اشرف به خوبى واضع باشد كه قبل از ختم مذاكرات هيأت دولت و تعيين تكليف قطعى، مراجعت بى نتيجه خواهد بود. اگر از يك طرف اين اطمينان از بهبودى اوضاع حاصل مى شود، از طرف ديگر خبر ورود يكصد نفر قزاق به پا يتخت و توالى پياده شده قشون روس به انزلى، كه مثل اخبار عادى در آنجا خوانده مى شود، آن اطمينان را سلب مى نمايد. تا در طهران بوديم آن همه انتشارات داده مى شد كه بعضى قوا بر ضد بعضى جمع آورى و پاره آلات و ادوات ناريه (آتشين) تهيه شده است بعد از اين مهاجرت بر همه معلوم شد كه نه قوايى در ميان بوده و نه آلات و ادواتى تهيه شده است . حالا هم اگر اخبارى در طهران شايع است و راپورت اقداماتى به هيأت دولت عرض مى شود، از همان اراجيف و شايعات بى اصل است اينجا كه هيچ خبر نيست همه با يك صبر و سكوت، نشسته انتظار مى بريم كه هيأت محترم دولت، آخرين تكليف قطعى اين مملكت را و بهترين نتيجه را كه مشوق مراجعت مهاجرين باشد و عدم ظهور واقعه نظير ۷ محرم را اطمينان بدهد، اعلام فرمايند والا مصداق اين شعر مى باشد: كس نداند كه چرا رفت و چرا باز آمد.
ادامه دارد