شنبه ۲ تير ۱۳۸۶ - ۸ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sat, Jun 23, 2007
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( جامعه )
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
• ۳سال پس از قتل «شهرام» كارآگاهان مطلع شدند متهم به قتل در ورزشگاه آزادى مشغول به كار شده است
• پليس درتعقيب مرد شكاكى است كه همسر دوم خود رابا ضربات كاردبه قتل رسانده
• پدر۴۸ ساله اى پس ازقتل فرزند يك سال ونيمه اش بااسلحه شكارى خودكشى كرد
رد۲زن و يك مرد در ناپديد شدن مرد بازارى
پايان غم انگيز
زندگى پدر و فرزند
گروه حوادث ـ مرد ۴۸ ساله اى در اقدامى جنون آميز پس از قتل فرزند يكسال و نيمه اش با اسلحه شكارى خودكشى كرد.
مسئول امور فرهنگى پليس قائمشهر علت وقوع اين حادثه را «جنون آنى» اعلام كرد و افزود: اين مرد به دليل مشكلات روانى ۲ ماه در بيمارستان بسترى بود.او كه «س.ب» نام داشت، سال ها در كشور دانمارك به كار و تحصيل مشغول بود و در رشته مهندسى راه و ساختمان تحصيلات خود را به پايان رساند و در زمان اقامت در آن كشور ازدواج كرد و به اين ترتيب همسرش را به دانمارك برد كه حاصل ازدواجش، يك فرزند پسر ۱۱ ساله است.همچنين وى پس از مدتى تصميم گرفت به ايران برگردد، اما با مخالفت همسرش روبه رو شد و درنهايت پس از جدايى به ايران بازگشت.به اين ترتيب «س.ب» پس از بازگشت به ايران دچار مشكلات روحى شده و تحت نظر پزشك قرار گرفت و پس از بهبودى نسبى ازدواج كرد. حاصل ازدواج دوم او نيز دو فرزند دختر و پسر است. اين در حالى است كه با بازگشت همسر اول و پسر نامبرده به ايران، مشكل افسردگى اين مرد ۴۸ ساله شدت يافته بود.تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
پليس در تعقيب مردى كه همسر دومش را به قتل رساند
گروه حوادث: تحقيقات براى دستگيرى مردى كه به خاطر سوء ظن همسر دوم خود را با ضربات كارد به قتل رسانده بود، از سوى كارآگاهان جنايى كرج آغاز شد.
اين مرد چندى قبل نيز همسر اولش را با ضربات كارد بشدت مجروح كرده بود كه او پس از انتقال به بيمارستان به طرز معجزه آسايى از مرگ نجات يافت.به گزارش خبرنگار ما، اوايل خردادماه امسال زنى هراسان در تماس با مركز فوريت هاى پليس ۱۱۰ از قتل دخترش خبر داد.
بلافاصله پس از اين تماس، گروهى از كارآگاهان دايره ويژه قتل كرج به سرپرستى سرهنگ رحمانى همراه بازپرس كشيك قتل و مأموران اداره تشخيص هويت در محل جنايت حاضر شدند.در بررسى هاى اوليه مشخص شد، مقتول زن ۲۸ ساله اى است كه با ضربات متعدد كارد به قتل رسيده بود.درادامه تحقيقات كارآگاهان دريافتند نوزاد ۱۰ ماهه مقتول هم پس از اين جنايت به طرز مشكوكى ناپديد شده است.خانواده زن جوان در نخستين تحقيقات مدعى شدند دامادشان عامل جنايت است. با به دست آمدن اين سرنخ مأموران به سراغ همسر مقتول كه تنها مظنون جنايت بود رفته و دريافتند او پس از اين جنايت ناپديد شده است.در ادامه ردپاى متهم در خانه يكى از بستگانش به دست آمد. اما وقتى مأموران براى دستگيرى او به آنجا رفتند متوجه فرار مرد جوان شدند.كارآگاهان بدين ترتيب دريافتند متهم پس از قتل به خانه يكى از بستگانش رفته و نزد آنها به قتل همسرش اعتراف كرده است. او پس از اين كه فرزندش را به ساكنان خانه سپرد به محل نامعلومى گريخت.
۳ هزار خوشه گندم كليدخوشبختى زوج جوان
گروه حوادث ـ زن جوانى كه مهريه اش را به اجرا گذاشته بود با دريافت ۳ هزار خوشه گندم و هديه روز تولدش به خانه شوهر بازگشت.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل زن جوانى با مراجعه به اداره پنجم اجراى اسناد رسمى تهران با ارائه دادخواستى خواستار دريافت مهريه اش شد و گفت: چند سال پيش زمانى كه همراه خانواده ام براى گذراندن تعطيلات تابستانى به جنوب كشور رفته، در ويلايى مشرف به گندم زار پهناورى اقامت كرديم.در همان روزها با پسر جوانى كه اهل همان منطقه بود، آشنا شدم. ديدار ما در كنار گندم زار هر روز تكرار مى شد، تا اين كه او به من پيشنهاد ازدواج داد. زن ادامه داد: رامين پسرى ساده و اصيل بود و من به او علاقه مند شده و پيشنهادش را پذيرفتم.
درآن روزها در اوج احساسات زلالمان تصميم گرفتيم براى به خاطر داشتن اين روزهاى طلايى، خوشه هاى زرد گندم را به عنوان مهريه تعيين كنيم.با طرح موضوع ازدواج و تعيين نوع مهريه، خانواده من و همسرم از اين تصميم ناگهانى ما غافلگير شدند، اما سرانجام با اصرار پذيرفتند و مقدمات ازدواج ما فراهم شد و من با ۳ هزار خوشه گندم به عقد پسر مورد علاقه ام درآمدم.زن جوان گفت: سال اول زندگى مشتركمان روزهاى شيرينى را پشت سر گذاشتم، اما كم كم اخلاق همسرم تغيير كرد، تلاش هاى من براى اين كه اين موضوع را به او بفهمانم بى فايده بود و من در سكوت به تلخى گريه مى كردم تا اين كه تصميم گرفتم براى يادآورى آن روزهاى طلايى مهريه خود را به اجرا بگذارم.هنگامى كه زن مهريه اش را اجرا گذاشت، كارشناسان اين اداره با صدور اجرائيه از مرد خواستند با تقاضاى اين زن و اصرار وى عين مهريه را بپردازد.مرد جوان وقتى از اقدام همسرش آگاه شد در حالى كه اين مهريه عجيب را در كارتن گذاشته بود به همراه هديه تولد همسرش در اين اداره حاضر شد و با او آشتى كرد.او در حالى كه مى گريست با ابراز پشيمانى از تغيير رفتارش در ماه هاى اخير به همسرش قول داد با تغيير اخلاق زندگى آرامى را براى او همچون گذشته فراهم كند.بدين ترتيب هر دو دست در دست هم با اشك شوق راهى خانه شدند.
متهم به قتل فرارى در
ورزشگاه آزادى به دام افتاد
• ۳سال پس از قتل «شهرام» كارآگاهان مطلع شدند متهم به قتل در ورزشگاه آزادى مشغول به كار شده است
• پليس درتعقيب مرد شكاكى است كه همسر دوم خود رابا ضربات كاردبه قتل رسانده
• پدر۴۸ ساله اى پس ازقتل فرزند يك سال ونيمه اش بااسلحه شكارى خودكشى كرد
گروه حوادث: راز جنايت در منطقه جنگلى دهكده المپيك تهران پس از ۳ سال در جريان تجسس هاى كارآگاهان پليس جنايى تهران فاش شد.در اين ماجرا مرد ۲۵ ساله اى به نام «شهرام » در اثر اصابت جسم سختى به سرش از پاى درآمد و موتوسيكلتش نيز به سرقت رفت.
* كشف جسد
296523.jpg
غروب ۱۸ خردادسال ۸۳ چند پسربچه هنگام بازى در حاشيه منطقه جنگلى دهكده المپيك تهران ناگهان با پيكر بى جان مرد جوانى مواجه شدند كه لابه لاى درختچه ها افتاده بود.آنها كه با ديدن جسد شوكه شده بودند پليس را در جريان ماجرا قرار دادند. مأموران تجسس كلانترى با اطلاع از اين ماجرا به سرعت خود را به محل رسانده و تحقيق در اين باره آغاز شد.پليس در نخستين بررسى ها دريافت كه مرد جوان پس از اصابت ضربه اى به سرش از پا درآمده است.اين در حالى بود كه رد چرخ هاى يك دستگاه موتوسيكلت نيز تا چند قدمى محل كشف جسد ديده مى شد. با اين يافته ها پليس احتمال داد كه عامل يا عاملان جنايت قربانى خود را با موتوسيكلت به اين منطقه كشانده و سپس او را به قتل رسانده اند.قربانى جنايت هيچ لباسى بر تن نداشت و مشخص بود كه عامل يا عاملان جنايت براى اين كه هويت قربانى شناسايى نشود، لباس ها و مدارك شناسايى او را با خود برده اند.
* بازپرس ويژه قتل در صحنه جنايت
بازپرس كشيك قتل دادسراى جنايى تهران كه پس از اطلاع از ماجرا همراه گروهى از كارآگاهان دايره ۱۰ پليس آگاهى در محل جنايت حضور يافته بود در بررسى ها دريافت از مرگ قربانى چند روز گذشته است.سپس به دستور بازپرس پرونده جسد براى تعيين علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.
* شناسايى هويت مقتول
در حالى كه بررسى هاى پليس جنايى براى يافتن هويت قربانى جنايت ادامه داشت آنها در جريان شكايت مردى قرار گرفتند كه مدعى بود پسرش «شهرام» ۵ روز قبل سوار موتوسيكلت خود از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است.وقتى با راهنمايى پليس، شاكى پرونده به پزشكى قانونى مراجعه كرد، با ديدن جسد، او را شناسايى كرد.
* مقتول اعتياد داشت
پدر مقتول در نخستين تحقيقات گفت: پسرم «شهرام» از مدتى قبل به مواد مخدر اعتياد پيدا كرده بود. روز حادثه او سوار بر موتوسيكلتش به فلكه دوم صادقيه رفت تا مقدارى مواد تهيه كند.با ارائه نشانه هايى كه اين مرد از موتوسيكلت مسروقه پسرش در اختيار پليس قرارداد مأموران آگاهى مشخصات آن را براى مأموران پليس سراسر كشور ارسال كرده و دستور توقيف موتوسيكلت و راكبش نيز صادر شد.
در حالى كه يك ماه از كشف جسد مى گذشت، مأموران پليس شهرستان خرم آباد، هنگام گشت به سرنشين يك موتوسيكلت هوندا قرمزرنگ مظنون شده و او را بازداشت كردند.وى در حالى كه خود را «اسماعيل - ۲۸ ساله» معرفى مى كرد، مدعى شد كه موتوسيكلت را از كرمانشاه دزديده است.بدين ترتيب متهم به همراه موتور سرقتى براى انجام تحقيقات به آگاهى كرمانشاه منتقل شد.
* فرار متهم
«اسماعيل» كه به عنوان دزد بازداشت شده بود، هنگام انتقال به كرمانشاه گريخت. بدين ترتيب با فرار متهم، مشخصات او و موتوسيكلت كشف شده به پليس سراسر كشور اعلام شد.مأموران آگاهى تهران با مشاهده اين اطلاعات روى خروجى شبكه ماهواره اى خود دريافتند او همان عامل جنايت منطقه جنگلى دهكده المپيك تهران است.از آنجايى كه به هنگام دستگيرى متهم در خرم آباد از او عكس هايى تهيه شده بود، اين تصاوير در اختيار كارآگاهان پليس تهران قرار گرفت.
* شناسايى ودستگيرى متهم
با گذشت ۳ سال از قتل «شهرام» كارآگاهان چندى قبل اطلاعاتى به دست آوردند كه نشان مى داد «اسماعيل» - متهم فرارى - براى كار به تهران آمده و به عنوان كارگر ساده در ورزشگاه آزادى مشغول كار شده است. بدين ترتيب او در يك عمليات غافلگيركننده شناسايى و دستگير شد.اسماعيل متهم ۲۸ ساله پرونده وقتى با ارائه دلايل و مستندات مأموران پليس آگاهى روبرو شد و راز خود را فاش شده ديد، لب به اعتراف گشود و ماجراى قتل «شهرام» را بازگو كرد. وى در اين باره گفت: روز حادثه در فلكه دوم صادقيه ايستاده بودم كه مقتول سوار بر موتوسيكلت كنارم آمد. او دنبال مواد مخدر بود. من هم گفتم مى توانم از دوستانم كه در دهكده المپيك هستند برايش مواد بخرم. اما وقتى به آنجا رسيديم آنها را پيدا نكرديم. «شهرام» كه فكر مى كرد من قصد اذيت كردنش را داشتم به طرفم حمله كرد. من هم با كلاه مخصوص موتورسوارى ضربه اى به سرش زدم. سپس جسدش را همان جا رها كرده و با موتور به طرف خرم آباد به راه افتادم.
رد۲زن و يك مرد در ناپديد شدن مرد بازارى
جزئيات تازه از سرنوشت نامعلوم يك مرد در خانه وحشت
296526.jpg
گروه حوادث: تحقيقات درباره سرنوشت جوان ۲۷ ساله بازارى كه نيمه هاى يك شب بهارى در جريان ملاقاتى مرموز با يك زن ناپديد شده، از سوى قاضى دادگاه و كارآگاهان جنايى وارد مرحله تازه اى شد.
به گزارش خبرنگار ما، كارآگاهان پس از بررسى ابعاد مختلف پرونده به وجود يك زن ديگر به نام مريم كه براى شهريار - جوان ناپديد شده - از طريق تلفن همراه پيام هاى كوتاه ارسال مى كرد پى بردند.
بر اساس اين گزارش، ديروز شهرام برادر جوان گمشده كه براى پيگيرى پرونده ناپديد شدن برادرش به دادگاه آمده بود در گفت وگويى با خبرنگار ما درباره ماجراى مفقود شدن برادرش در خانه وحشت گفت: برادرم - شهريار - يكى از توليدكنندگان پوشاك ورزشى در بازار تهران بود و از اعتبار ويژه اى هم در ميان همكارانش برخوردار بود. او چند سال قبل از مفقود شدن ازدواج كرده بود و زندگى آرام و راحتى داشت. وى درباره شب حادثه گفت: ساعت ۱۱ شب ۲۱ خرداد سال ۸۱ هنگامى كه از محل كارم به خانه بازگشتم برادرم را هنگام مكالمه با تلفن همراه ديدم.
او پس از پايان مكالمه تلفنى اش گفت: امشب يكى از دوستانم قصد دارد به تايلند برود و بايد براى خداحافظى، به ديدنش بروم. پس از اين جلسه نيز به خانه برمى گردم تا همسرم را به بيمارستان برسانم.
شهرام در ادامه افزود: به دليل آن كه ساعتى از شب گذشته بود، شهريار را به محل ملاقات در خيابان قصرالدشت در نزديك همان خانه مرموز كه به خانه وحشت معروف است بردم. اما كسى در آنجا نبود. به همان خاطر برادرم از من خواست با خودروام يك دور در آن خيابان بزنيم كه پس از چند دقيقه گشتزنى در خيابان هاى اطراف مجدداً به محل قرار بازگشتيم كه ناگهان يك زن بلندقد و عينكى كه مانتو و روسرى به تن داشت و در پياده رو ايستاده بود نظر برادرم را جلب كرد. بدين ترتيب شهريار با ديدن او از خودرو پياده شد. من هم به او گفتم منتظرش مى مانم. اما او قبول نكرد و گفت من خودم با آژانس برمى گردم. نيم ساعت بعد وقتى به خانه برگشتم به دليل آن كه به رفتار و حركات شهريار مشكوك شده بودم، با تلفن همراهش تماس گرفتم اما تلفن او خاموش بود و همين مسأله موجب تشديد نگرانى ام شد.وى گفت: بعد از گذشت ۲۴ ساعت به دليل آن كه هيچ خبرى از شهريار نشد، به اتفاق پدرم به كلانترى ۱۰۸ رفتيم و از پليس براى يافتن برادرم تقاضاى كمك كرديم.
در حالى كه تحقيقات پليس در اين باره آغاز شده بود، من هم براى يافتن برادرم، به سراغ دوستان او رفتم و از آنان درباره اين كه آيا شهريار با زنى رابطه داشته يا نه سؤال هايى پرسيدم و دوستان او ابتدا اظهار بى اطلاعى كردند. اما چند روز بعد به من گفتند زن جوانى كه گفته مى شود پرستار است، اخيراً با شهريار ديده شده است و او گاهى اوقات به ديدنش مى آمد.يكى از دوستان شهريار هم پس از اطلاع از موضوع با در دست داشتن يك فتوكپى شناسنامه و كارت شناسايى نزد من آمد و گفت: زنى كه با شهريار ارتباط داشت، چند روز قبل از ناپديد شدن او درباره شهريار از من سؤال هايى پرسيد بعد هم گفت عازم سفر است و از من خواهش كرد تا مدارك را به او بدهم. من هم با گرفتن فتوكپى و مدارك آن زن فهميدم كه نامش رفعت است. همچنين در بررسى هاى بعدى نيز متوجه شدم محلى كه شهريار با من خداحافظى كرده با خانه «فرامرز» شوهر سابق رفعت ۱۰۰ متر فاصله داشته است.من با جمع آورى اين اطلاعات براى يافتن برادرم به خانه فرامرز رفتم اما او از ماجرا اظهار بى اطلاعى كرد. فرامرز در مراحل بازجويى در اداره آگاهى تهران درباره همسر سابقش - رفعت- گفت: چند ماه قبل او را به خاطر اعتياد شديدش طلاق دادم. اين در حالى است كه بستگان فرامرز به من گفته بودند كه رفعت زن خوبى بوده و شوهرش از او در كار خريد و فروش موادمخدر استفاده مى كرده است و در حقيقت شوهر او رفعت را طعمه قرار مى داد تا به هدف شوم خود برسد.
شهرام در ادامه به تهديدهاى تلفنى كه ۲۰ روز قبل از مفقود شدن برادرش با او برقرار شده بود اشاره كرد و ادامه داد: وقتى براى برگزارى مراسم ختم به اصفهان رفتيم، تلفن همراه شهريار براى چند ساعتى نزد خواهرم ماند. خواهرم به دليل تماس هاى پى درپى كه به تلفن شهريار مى شد، مجبور شد جواب دهد كه زن و مرد ناشناسى در جريان اين تماس ها به طور جداگانه او را تهديد به قتل مى كردند. ضمناً براى برادرم نيز پيام هاى كوتاه فرستاده مى شد كه اين موضوع را با قاضى پرونده در ميان گذاشتيم. در بررسى پرينت مكالماتى كه با تلفن همراه شهريار برقرار شده بود نيز فهميديم كه در ۱۱ روز از خانه زن جوانى به نام مريم ۳۸ بار تماس هاى تهديدآميز با برادرم برقرار شده است.بدين ترتيب مريم با دستور قضايى بازداشت شد. اما او منكر هرگونه آشنايى و رابطه با رفعت و شهريار شد. بعد هم قاضى الهى زاده به اين دو زن - رفعت و مريم - به دليل اين كه مدرك مستندى وجود ندارد كه آنها برادرم را ربوده و يا از سرنوشت او اطلاعى داشته باشند قرار منع تعقيب صادر كرد كه ما به قرار صادره اعتراض كرديم و پرونده براى رسيدگى نهايى به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.وى در ادامه گفت: فرامرز پس از تحقيقات و بازجويى هاى اوليه در حالى كه با قرار وثيقه آزاد است بار ديگر از سوى كارآگاهان براى بازجويى فراخوانده شد. اما او با فروش خانه و نقل مكان از خانه اى كه گفته مى شود برادرم شب را در آنجا به صبح رسانده و هرگز از آن خارج نشده ناپديد شده است. تاكنون نيز فرامرز خود را به كارآگاهان معرفى نكرده است. در نتيجه دستور دستگيرى وى از سوى قاضى پرونده صادر شده است.
قاضى دادگاه در اين رابطه به خبرنگار ما گفت: پرونده با اعتراض شاكيان پرونده نسبت به قرار منع تعقيب دو زن به نام هاى رفعت و مريم به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شده است كه پس از اعلام نظر آنها در اين زمينه دستورات قضايى جديد صادر خواهد شد. بنابراين ممكن است با درخواست شاكيان پرونده دستور گودبردارى آن بخش از خانه قديمى كه دست نخورده باقى مانده است صادر شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |