شنبه ۲ تير ۱۳۸۶ - ۸ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sat, Jun 23, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( جامعه )
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
يك رقيب تازه نفس در مصاف نيروهاى غربگرا
يك رقيب تازه نفس در مصاف نيروهاى غربگرا
گارد جوانان روسيه
296424.jpg
ترجمه: آزاده حاج اسفنديارى
موج حملات با رويكردى نظامى آغاز شد. ساعاتى پس از آن كه استونى مجسمه «سرباز شوروى» را كه نمادى به جاى مانده از جنگ جهانى دوم بود، از تالين پايتخت پائين كشيد، جنگ واقعى عملاً شروع شد.
آژانس هاى خبرى، بانك ها و ادارات دولتى مورد حمله بى امان ميليون ها ايميل (نامه الكترونيكى) قرار گرفتند كه اكثراً از كشور روسيه فرستاده مى شد. حمله اين ايميل ها عملكرد سرورها و پهناى باند رايانه ها را مختل مى كرد. با تحت فشار قرار گرفتن بازارهاى آزاد الكترونيكى، كارشناسان برجسته امنيت اينترنتى ناتو به سرعت يك سيستم دفاعى را عليه نخستين حمله گسترده يك ابرقدرت به فضاى سايبر همسايه كوچك و بى دفاعش به كار انداختند.
اين حملات در مسكو در مقايسه با ساير شهرها، چهره و رويكردى غيرمدرن تر داشت. افراد فعال عضو جنبش جوانان كرملين به نام ناشى (nashi) كه به كنفرانس خبرى سفير استونى حمله كردند، با دخالت محافظان شخصى سفير و پرتاب گاز اشك آور متفرق شدند. همچنين عده ديگرى نيز با قراردادن موانعى در اتوبان روسيه ـ استونى آن را مسدود كردند. روى يكى از اين موانع نوشته شده بود: «شما به سمت كشور فاشيست استونى در حركتيد.» در اين هنگام ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه، خاطره پيروزى شوروى بر آلمان نازى را با رژه نظامى گسترده و هشدار نسبت به «تهديدى جديد عليه امنيت جهانى» (همانند اوضاعى كه در دوران رايش سوم حاكم بود) گرامى مى داشت.
انعكاس رويدادهاى تاريخى هنوز فروكش نكرده است. كرملين حالت تدافعى به خود گرفته است. ارتشى كه در مواقع ضرورى به جنگ دشمنان واقعى يا خيالى روسيه فرستاده مى شود، نسل جديدى از داوطلبان جديد پرشور مبارز به نام ليگ جوانان روسيه پوتين است. اين گروه ها اسامى مختلفى مانند Nashi (از آن ما) يا گارد جوانان و يا «همگام با هم» دارند. اين ايدئولوگ هاى جوان كه به شدت از سوى كرملين حمايت مى شوند، از چند سال گذشته به يك باره پديدار شده اند و جمعيت آن ها در حال حاضر به يكصدهزار نفر مى رسد.
اين جوانان، افراد با صداقت و داراى حسن نيتى هستند كه لشگرى بسيار قوى تشكيل داده اند. آنها براى فعاليت هاى خود هيچ دستمزدى دريافت نمى كنند و فقط به رئيس جمهور خود ـ پوتين ـ وفادارند. آنان گروه هاى مخالف خود را فاشيست هاى خائن خطاب مى كنند و از دشمنان خارجى خود مانند كشورهاى استونى، گرجستان و لهستان متنفرند و خود را وقف شكوهمندى جماهير شوروى مى كنند. نيكلاى پانچنكو، يك كميسار (رهبر) ناشى مى گويد: «ما بايد روسيه را دوباره قدرتمند كنيم. زمان سرنگونى امپراتورى آمريكا فرارسيده. ما اجازه نخواهيم داد كه آمريكا، روسيه را به يكى از مستعمرات خودش تبديل كند.»
با نگاهى به عصر طلايى كمونيست ها در روسيه، مى توان فهميد كه به خاطر دغدغه ذهنى گروه حاكم براى بالابردن سطح آگاهى سياسى نسل جوان روسيه، گروه جوانان شوروى، (كامسامول) komsomol را تأسيس كرد. انگيزه كرملين براى پيروزى به روح و قلب جوانان روسيه از وقايع بعد از انقلاب مخملى در اوكراين، گرجستان و قرقيزستان بين سال هاى ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ نشأت گرفته است. در حال حاضر كرملين نگران وقوع انقلاب رنگى بعدى در روسيه است.
سرگئى ماركوف، عضو فعال در تأسيس ناشى در سال ۲۰۰۴ مى گويد: نقش حياتى و مهم جوانان در اين انقلاب ها به ما فهماند كه بايد كارى كنيم. برنامه بسيار ساده بود. ما گروه ناشى را در شهرهاى نزديك مسكو نيز فعال كرديم تا اعضاى آن بتوانند در صورت لزوم شب هنگام نيز در ميدان سرخ مسكو حاضر شوند. برنامه ما به وجود آوردن يك ايدئولوژى براساس پايبندى و وفادارى كامل به رئيس جمهور و برنامه هاى او بود.
با نزديك شدن زمان برگزارى انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى در روسيه، گروه ناشى و جنبش هاى وابسته به آن داراى هدف واحدى هستند، آنان با هر كسى كه به خود اين اجازه را دهد تا پوتين و گروه حاكم او را به چالش بكشد مبارزه مى كنند. ناشى اخيراً با هدف معرفى بيشتر اين افراد، اطلاعيه اى با عنوان «گالرى خائنين» صادر كرد. در اين گالرى، تصاوير رهبران مخالفى همچون ميخائيل كاسيانوف، نخست وزير سابق روسيه و ادوارد ليمونوف نويسنده راديكال چاپ شده است.
اين افراد به عنوان دشمنان مردم معرفى شده اند كه قصد نابودى كشور و تسليم آن به جاسوسان خارجى و فتنه گران را دارند. در اين اطلاعيه نام افرادى همچون بوريس برژوفسكى، اليگارش تبعيد شده دوره يلتسين و ميخائيل خودوركوفسكى، ميليونرى كه بعد از آغاز كمك هايش به اپوزيسيون روسيه در سال ۲۰۰۴ سرنگون شد، نيز به چشم مى خورند.
ماه گذشته اين گروه سازمان يافته ترين و برجسته ترين گردهمايى خود را برگزار كرد. نزديك به ۱۵هزار داوطلب در حالى كه لباس هاى قرمز رنگ پوشيده بودند با رفتن به نقاط مختلف مسكو، بروشورها و حدود ۱۰هزار سيم كارت ويژه تلفن هاى همراه را توزيع كردند. اين كارت ها براى استفاده كننده ها اين امكان را فراهم مى كردند تا پيام هاى خود را به كرملين بفرستند و داوطلبان گروه ناشى نيز بى درنگ به آنها پاسخ مى دادند. گيرندگان اين پيام ها نيز آموزش ديده بودند تا از اين كارت ها براى گزارش هرگونه نشانه اى مبنى بر شكل گيرى انقلاب نارنجى استفاده كنند و در صورت وقوع انقلاب، اين كارت ها فوراً پيام هايى حاوى دستورالعمل هايى مبنى بر نحوه عملكرد افراد و مكان گردهمايى آنها را مى فرستادند. تاتيانا ماتياش ۲۲ ساله، يكى از فعالان ناشى مى گويد: ما براى مردم مسكو توضيح داديم كه همگى ما بايد خود را براى مقابله با يك انقلاب به طرفدارى از غرب و سرمايه گذارى شده از سوى آمريكا آماده كنيم و در صورت تعطيلى راديو و تلويزيون مردم بايد بدانند كه براى نجات سرزمين مادرى خود چه كنند.
گارد جوانان در بخش چليابينسك براى عقب نماندن از ناشى، اخيراً يك جلسه آموزشى با هدف چگونگى مبارزه با انقلاب نارنجى احتمالى را در شهر خود برگزار كرد. هزار داوطلب در حالى كه دستمال هاى نارنجى به سرشان بسته بودند قصد حمله به ايستگاه تلويزيون محلى را داشتند. گارد جوانان براى دفاع از آنها وارد صحنه شد و در پايان روز عده اى از افراد گارد با در دست داشتن چوب هاى بيسبال قصد تخريب يك چادر نارنجى رنگ را داشتند، درست همانند همان چادرى كه ۳ سال قبل در ميدان كى يف ـ پايتخت اوكراين ـ برافراشته شده بود. چندى پيش در منطقه Sosnovy Bor در ۱۲۰كيلومترى سنت پترزبورگ، داوطلبان ناشى در حالى كه از مدارس روستايى اين منطقه ديدن مى كردند، فيلمى تحت عنوان lessons Courage (درس هاى شجاعت) را نيز به نمايش گذاشتند. فيلم با نمايش تصاويرى از جمعيت جوانان ناشى كه تى شرت هاى سفيد يك دست همراه با ستاره هاى قرمز رنگى بر روى آنها، پوشيده بودند شروع شد و در ادامه، تصوير پوتين در كنار تصوير يك گرگ و تصاوير موش هايى كه نمادى از كارمندان فاسد دولت بودند، پخش شد. پانچنكو به دانش آموزى گفت: «پوتين شبيه گرگ تنهايى است كه توسط موش ها محاصره شده است.»
روسيه بيش از حد به فساد كشيده شده است و زمان آن رسيده تا همه چيز تغيير كند و اكنون زمان روى كار آمدن رهبرانى قدرتمند مانند ما است.
فضا و حال و هواى شبه نظامى بر گروه حكمفرماست. ناشى هر سال در تابستان ها كمپ هاى عضوگيرى خود را در سراسر روسيه برپا مى كند. واسيلى يا كى منكو رئيس ناشى مى گويد: «اعضاى جديد فيلم هاى تبليغاتى تماشا مى كنند و آموزش هاى نظامى مى بينند.» كارمندان و سياستمداران ارشد مانند يورى بالويفسكى، معاون وزير دفاع و رمضان قديروف رئيس جمهور چچن، براى آنها سخنرانى مى كنند.
فعالانى كه صد عضو جديد را به عضويت ناشى درمى آورند مى توانند تا سطح كميسار ارتقا پيدا كنند اما پيش از آن بايد يك دوره سه روزه شامل حمله هاى شبه نظامى و آزمايش هاى جسمانى را سپرى كنند.
لئونيد كوزاى ۲۳ ساله، رهبر ناشى در سنت پترزبورگ مى گويد كه او و دوستانش مجبور بودند قدرت بدنى، استقامت و رهبرى تيمى را به نمايش گذارند. همچنين ناشى از نيروهاى پليس داوطلب خواست كه يونيفورم سياه بپوشند و پليس را در گشتزنى در خيابان ها و در صورت لزوم در برخورد با اوباش يارى دهند.
در اوايل ماه مه ناشى دست به يك تمرين شبه نظامى در كمپى در نزديكى podolsk در ۲۵ كيلومترى خارج از مسكو زد. حدود ۵۰ فعال با لباس هاى نظامى به طور منظم راهپيمايى كردند. آنها با تفنگ هاى كلاشينكوف و هفت تيرهاى ماكاروف تمرين مى كردند و حدود يك ساعت نيز تيراندازى به هدف را تمرين كردند .
گروه هايى كه فضاى شبه نظامى كمترى دارند مى توانند به بخش هاى ناشى با عنوان splamern (فعالان وحدت گرا) ملحق شوند. در اين بخش ها دوره هاى روانشناسى براى رهبران تيم برگزار مى شود. يك دانشجوى رشته روانشناسى مى گويد ما در حال فراگيرى روش هايى هستيم تا با كمك آنها به مردم بياموزيم كه چگونه در شرايط سخت و بحرانى آرامش خود را حفظ كنند. هدف دشمن عصبى كردن ما است و ما ملزم به مبارزه با دشمن و دفاع از دولت فعلى خود هستيم.
والرى نوود ورسكاى مخالف كهنه كار، ناشى را به زندان جديد پوتين به تقليد از گروه جوانان هيتلر تشبيه مى كند. اين شباهت كمى مبالغه آميز باشد. ممكن است ناشى و ساير گروه ها وفاداران متعصبى براى پوتين باشند اما سخنورى و روش هاى آنها تا حد زيادى شبيه تقليد شيطنت آميزى از جنبش هاى دموكراسى در اوكراين و جاهاى ديگر است. بخش اعظم فعاليت آنها از سوى ولاديسلاو ساركوف، دست راست پوتين در مسائل سياسى و رسانه هاى گروهى دارد. وى ملاقات هاى منظمى با رهبران گروه به منظور سازماندهى فعاليت هاى تبليغاتى و سياسى دارد. به گفته ايليا پوناماروف تحليلگر مؤسسه مطالعات جهانى سازى، كرملين درباره سرمايه خود هم در كمك هاى نقدى و هم در كمك به تجارت داخلى به منظور حمايت از برنامه هاى مختلف، بسيار دست و دل باز است.
اين مؤسسه تخمين زده كه فعاليت هاى رابط ها به تنهايى ۲۲۰ ميليون دلار هزينه دارد و همانند komsomol قديمى، حقوق و مزاياى عضويت نيز قابل توجه و چشمگير است. اعضاى اين گروه ها به راحتى مى توانند وارد دانشكده هاى مديريت شوند و پست هاى بالاى مديريتى را در مؤسسات و شركت هاى دولتى برجسته اى مانند گاز پروم و روز نفت، شبكه هاى تلويزيونى خصوصى و حتى در كرملين به دست آورند.
رهبران غربى به طرز فزاينده اى از موقعيت جديد روسيه احساس نگرانى مى كنند.
اين رهبران از تماشاى منظره هزاران پليسى كه در حال ضرب و شتم جمعيت معترضان مرتبط با گروه هاى مخالف سياسى هستند ابراز نگرانى مى كنند. در حال حاضر روابط روسيه و آمريكايى ها روبه سردى است و رايس در سفر اخير خود به مسكو سعى به بازبينى و بررسى مجدد اين روابط داشت.
پوتين در سخنرانى خود به مناسب «روز پيروزى» درصدد مقايسه آمريكا با آلمان نازى برآمد.
او همچنين نسبت به تهديد كشورهايى كه حيات انسانى را منكوب مى كنند و اراده خود را بر جهان تحميل مى كنند، هشدار داد.
پوتين به شدت برنامه هاى آمريكا براى ايجاد پايگاه موشك ABM در اروپاى شرقى را محكوم كرد. يك ديپلمات اروپايى مقيم مسكو مى گويد: همه از روشى كه روسيه در پيش گرفته به شدت ترسيده اند اما هيچ كس نمى داند كه در اين زمينه چه كار كند. درحالى كه كرملين به طور خصمانه اى، دشمنان داخلى و خارجى خود را تحت پيگرد قرار مى دهد و جنبش جوانان خود را به عنوان عاملان بالفعل تصورات ملى گرايانه خود آموزش مى دهد، همسايگان روسيه با نگرانى فزاينده اى نگران اين موضوع هستند كه كدام يك از آنها هدف بعدى روسيه هستند.
منبع: نيوزويك
واقعيت بحران فلسطين
296427.jpg
پرسش هاى بسيارى پيرامون رخدادهاى اخير در فلسطين كه به تسلط كامل حماس بر غزه و سيطره نيروهاى وابسته به جريان عباس- دحلان بر كرانه باخترى انجاميد، مطرح مى شود. شكى نيست كه همه فلسطينى ها امروز در بحران به سر مى برند؛ بحرانى كه با حوادث اخير شروع نشد، بلكه ريشه دار است و چه بسا مى توان ريشه اين بحران را در ۲ نكته خلاصه كرد:
نكته اول: تفاوت كامل ميان ۲ برنامه و مشى موجود در عرصه فلسطين است كه يك برنامه را جنبش مقاومت اسلامى حماس راهبرى مى كند و بر جهاد و مقاومت براى بازستاندن حقوق مردمى و برپايى كشور مستقل فلسطينى و قوام بخشيدن به ساختار سازمانى، شاخه نظامى و برقرارى مناسبات با همه طرف هاى فلسطينى، عربى، اسلامى و بين المللى استوار است. اين مشى همچنين بر تداوم پايبندى جنبش حماس به همه ارزش ها و اصول ملى با وجود فشارهاى داخلى و خارجى و بدون امتياز دهى تأكيد كرد.
برنامه و مشى ديگر به وسيله جنبش فتح رهبرى مى شود و با رويكردهاى بيشتر كشورهاى عربى همنوايى و همسويى دارد و بر صلح با اسرائيل استوار است. اين برنامه صلح با اسرائيل را گزينه اى راهبردى مى داند كه در هر شرايطى نبايد از آن عدول كرد. در رأس اين برنامه ها آقاى محمود عباس كه از حمايت آمريكا و اسرائيل و اتحاديه اروپا برخوردار است، قرار دارد.
حماس به همراه بيشتر ملت فلسطين معتقد است كه برنامه فتح (عباس) شكست خورده و واقع گرايانه نيست و از زمان امضاى قرارداد اسلو در سال ۱۹۹۴ جز ويرانى، دو دستگى داخلى، يهودى سازى كامل قدس، تثبيت هرچه بيشتر شهرك هاى صهيونيست نشين در كرانه باخترى، تكميل ساخت ديوار نژادپرستانه حائل و گسترش ارتباط تنگاتنگ سران امنيتى و سياسى اين جريان با رژيم صهيونيستى و آمريكا و دريافت كمك هاى فزاينده از آنان، ره آوردى نداشته است. البته در اين مدت برنامه و مشى مقاومت به رهبرى جنبش حماس گسترش يافته و نيرومندتر گشت و توانست نوار غزه را به طور كامل همان گونه كه حزب الله پيشتر موفق به آزادسازى جنوب لبنان شده بود، آزاد كند.
نكته دوم: مربوط به انتخابات (۲۰۰۶‎/۱‎/۲۵) اخير در فلسطين است كه در آن حماس به پيروزى چشمگيرى نائل آمد و توانست بيش از ۶۰درصد كرسى هاى مجلس قانونگذارى را از آن خود كند، اين پيروزى قاطع به مثابه افول پر سر و صداى برنامه جنبش فتح در ميان توده هاى مردم فلسطين و سيلى محكمى بود كه بر گونه آمريكا و اسرائيل و مزدوران منطقه اى اش نواخته شد. همين امر سبب شد تا همه اين طرف ها جنگ تمام عيارى را بر ضد حماس و ۲ دولت دهم و يازدهم (وحدت ملى) به راه اندازند و ملت فلسطين را به خاطر رأى به اين گزينه دموكراتيك بشدت مجازات كنند و پيامد آن اعمال تحريم هاى بين المللى (سياسى، تبليغاتى و اقتصادى) به سركردگى آمريكا بر ضد حماس و فلسطينى ها بود.
به موازات اين تحريم هاى جائرانه جريان خيانتكار جنبش فتح به رياست محمد دحلان و باند تبهكارش در سرويس هاى امنيتى در يك طرح برنامه ريزى شده و سازمان يافته به ترويج ناامنى در سرزمين هاى فلسطينى و بخصوص در نوار غزه مبادرت ورزيدند و كار به جايى رسيد كه نوار غزه هر روز شاهد ترور مسئولان و رهبران حماس، انتشار مواد مخدر، سرقت و آدم ربايى (خبرنگاران خارجى) بود و همه اين اقدام ها با پوشش و چتر حمايتى يك جريان خائن صورت مى گرفت. پس از آن محمود عباس اختيارات و صلاحيت هاى هيأت دولت اول و دوم را كه به رهبرى حماس تشكيل شد، محدود و محدودتر ساخت و در اين رابطه همه صلاحيت هاى وزارت كشور را سلب كرد، به گونه اى كه وزيران كشور هر دو دولت در عمل براى پايان دادن به وضع ناامن و نابسامان قادر به انجام هيچ كارى نبودند؛ زيرا دستگاه هاى امنيتى كه بايد حامى و مروج امنيت باشند، به عامل ترويج ناامنى تبديل شدند تا ناكامى و ناكارآمدى جنبش حماس را در همه سطوح به نمايش بگذارند و سپس آن را سرنگون كنند.
حماس به نوبه خود يك سال و نيم برابر اين وضع صبر پيشه كرد و ۱۳ پيمان و موافقتنامه از جمله پيمان مكه را با فتح به امضا رساند كه همگى به شكست انجاميد و دايره فساد وخرابكارى هاى برنامه ريزى شده اين جريان در نوار غزه گسترش يافت و نتيجه اين كه درگيرى ها هر از چند گاهى شعله ور شد و ده ها كشته و مجروح بر جاى گذاشت و روند زندگى مردم غزه را به جهنم غيرقابل تحمل تبديل كرد.
اين اوضاع تداوم پيدا كرد و هيچ بارقه اميدى نسبت به پايان آن نبود؛ زيرا جريان خائن در جنبش فتح از سوى محمود عباس، آمريكا و اسرائيل و نيز طرف هاى منطقه اى به طور كامل حمايت مى شود و از طرفى همه درخواست ها از محمود عباس براى پايان بخشيدن به اقدامات جنايتكارانه اين باند بى ثمر ماند و به بيانى خيلى ساده، دست ايشان هم در كار بود.
همه اين مسائل جنبش حماس را به ناچار وادار به اتخاذ تصميمى قاطع براى پايان دادن به خونريزى موجود كرد و حماس در يك عمليات برق آسا به حضور اين جريان آلوده پايان داد و سيطره خود را بر نوار غزه گسترانيد تا بار ديگر امنيت و ثبات به اين منطقه بازگردد و بدين سان درگيرى هاى مسلحانه خيابانى خاتمه يافته و آرامش براى همه شهروندان حكمفرما شد.
حماس در اقدام بعدى عفو عمومى اعلام كرد تا اين عفو سران و اعضاى اين جريان را كه در خلال رخدادهاى اخير بازداشت شده بودند، شامل شود وبدين گونه راه را براى بازگشت اين عده به دامان وطن بگشايد و فرصت توبه را به آن ها داده باشد.
بدين ترتيب برگ سياهى از تاريخ ملت فلسطين كه عاملش جريان فاسد مرتبط با اسرائيل و آمريكا بود، بسته شد. اينك و پس از فرار سران اين جريان به كرانه باخترى، مشاهده مى شود كه اين جريان فسادگرى خود را به اين منطقه منتقل كرده و به نابودى هر آن چه كه به جنبش حماس مربوط مى شود، دست زده است. اين باند خشونت مساجد، مؤسسه هاى خيريه، نهادهاى مدنى و آموزشى وحتى منازل رهبران و اعضاى حماس از جمله منزل دكتر دويك رئيس مجلس قانونگذارى را به آتش كشيدند و افزون بر آن صدها تن از اعضا و مسئولان حماس را ربوده و در مقرهاى وابسته به رئيس تشكيلات خودگردان (عباس) در رام الله شكنجه كردند. همه اين اقدامات غيرانسانى در برابر ديدگان و با اطلاع محمود عباس صورت گرفته است. او به جاى مهار اين فتنه و پايان دادن به فساد اين گروهك ياغى در كرانه باخترى در يك اقدام غيرقانونى دولت وحدت ملى را منحل و به جاى آن دولت اضطرارى تعيين كرد، بدون اين كه آن را به مجلس قانونگذارى معرفى كند و با اين عمل خود بر شدت بحران افزود. ما معتقديم كه برون رفت از اين بحران به دو طريق امكانپذير است: راه اول اين كه محمود عباس از همه تصميمات غيرقانونى خود (انحلال دولت وحدت ملى) عقب نشينى كند تا اين دولت (وحدت ملى) در صورت پافشارى بر انحلال آن همچنان براساس قانون اساسى به پيشبرد امور تا تعيين دولت بعدى انجام وظيفه كند. راه دوم مشاركت صادقانه همه طرف ها در يك گفت وگوى فراگير ملى و جدى با نظارت جهان عرب و اسلام با هدف بررسى علل پيدايش اين بحران و اجراى توافقات پيمان مكه است كه شامل موضوعاتى نظير امنيت ملى، مشاركت سياسى و اصلاح ساختار سازمان آزاديبخش فلسطين و ورود حماس و جهاد اسلامى به اين سازمان مى شود و در گام بعدى مى توان به چاره انديشى نتايج مترتب بر حوادث اخير پرداخت. اما چنانچه محمود عباس به مخالفتش با انجام گفت وگوها و حمايتش از جريان ناسالم در تشكيلات خودگردان ادامه دهد و سرويس هاى امنيتى هم چنان به تعقيب مجاهدان و حمله به نهادهاى حماس در كرانه باخترى بپردازند بى شك بحران به سمت پيچيدگى بيشتر پيش خواهدرفت و بعيد نمى دانم كه درآن صورت آن چه كه درغزه اتفاق افتاد دركرانه باخترى نيز روى دهد، به طورى كه حماس ناچار شود تكليف را در كرانه باخترى نيز مانند غزه يكسره كند؛ زيرا صبر و سكوت در برابر توطئه اى كه اين جريان حمايت شده از آمريكا و اسرائيل درصدد اجراى آن است جايز نيست؛ چون اين جريان خيانت پيشه قصد ريشه كنى كامل حماس را دارد تا درگام بعدى اسلوى جديدى را با صهيونيست ها به امضا رسانده و باقى مانده فلسطين را هم به آنها بفروشد و حقوق حقه و ارزش هاى ملى فلسطينيان و در رأس آن حق بازگشت به سرزمين آبا و اجدادى را پايمال كند.
* نماينده حماس در تهران


|   شناسنامه   |   آرشيو   |