يكشنبه ۳ تير ۱۳۸۶ - ۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jun 24, 2007
ويژه ۲ (سالگرد انتخابات سوم تير)
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( سالگرد انتخابات سوم تير )
ويژه ۲ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۳ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۴ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۵ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۶ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۷ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۸ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
دانش
ماجرا
رودررو
خانواده
گفت و گو با مسعود زريبافان
مسئول ستاد مردمى حمايت از دكتر احمدى نژاد
گفت وگو با مهرداد بذرپاش رئيس كميته اقشار ستاد انتخاباتى محموداحمدى نژاد
گفت وگوى «ايران» با دكتر عليرضا على احمدى
رئيس كميته برنامه ريزى و امور راهبردى
ستاد انتخاباتى دكتر احمدى نژاد
گفت و گو با مسعود زريبافان
مسئول ستاد مردمى حمايت از دكتر احمدى نژاد
سوم تير
منطقه ممنوعه را باز كرد
296670.jpg
مسعود زريبافان عضو شوراى شهر دوره دوم تهران ، در زمان انتخابات نهم رياست جمهورى در سال ،۸۴ مسئوليت ستاد مردمى حمايت از دكتر احمدى نژاد را بر عهده داشت. پس از رياست جمهورى نيز مدتى در كسوت دبيرى هيأت دولت قرار گرفت. او زياد اهل مصاحبه باخبرنگاران نيست
اما اين بار به مناسبت سالگرد ۳ تير حاضر شد در گفت وگو با خبرگزارى فارس بخشى از خاطرات و
ديدگاه هايش در مورد آن مقطع تاريخى را عنوان كند.
برخى چنين وانمود مى كنند كه پديده سوم تير يك اتفاق بود و برخى نيز نتيجه انتخابات نهم رياست جمهورى را يك پروسه مى خوانند، نظر شما در اين خصوص چيست؟
وقتى سخن از اتفاق به ميان مى آوريد معنايش اين است كه گويا هيچ پيش درآمدى براى آن قائل نيستيد. من حماسه سوم تير را به ثمر نشستن روندى مى دانم كه از ۹ اسفند ۸۱ با انتخاب دومين شوراى شهر تهران آغاز شد. با يك نگاه تحليلى مى توان گفت كه پديده سوم تير يك امر قابل پيش بينى بود زيرا مردم نگاه خود را به طرز فكر، نگرش مديريتى و مرام رفتارى دكتر احمدى نژاد متوجه و معطوف كرده بودند. ابتدا در سطح تهران و به تدريج در نقاط ديگر، گرايشهاى فزاينده به آقاى احمدى نژاد در اقشار مختلف مردم به وجود آمد. علائق و گرايش هاى مردمى به دكتر احمدى نژاد، براى ما كه از همكاران نزديك ايشان بوديم، كاملاً مشهود بود. مردم شور و شوق فراوانى از خود نشان مى دادند، به ايشان ابراز علاقه مى كردند و رويكرد مديريتى ايشان را مورد ستايش قرار مى دادند. بنابراين با چنين بسترى از استقبال عمومى نمى توان سوم تير را يك اتفاق قلمداد كرد.
از آقاى احمدى نژاد درخواست شد كه در انتخابات رياست جمهورى كانديدا شود يا اين كه خود ايشان به اين تصميم رسيد؟
با وجود فشار ها و ممانعت هايى كه بر سر راه ورود دكتر احمدى نژاد به عرصه رياست جمهورى وجود داشت، ايشان در پاسخ به خواست و تشويق مردم، پا در ركاب خدمتى بزرگتر در عرصه ملى گذاشت و بر اساس تكليفى كه بر دوش خود احساس مى كرد، مستقل از گروه ها و جريانهاى سياسى و در آخرين فرصت هاى پيش رو به ثبت نام در انتخابات رياست جمهورى نهم مبادرت ورزيد. البته جريانات سياسى اصلاً آقاى احمدى نژاد را به ثبت نام در انتخابات تشويق نمى كردند و سعى مى كردند مانع از اين كار شوند اما خواست مردم چيز ديگرى بود.
بعضى نظرسنجى ها مؤيد رأى آوردن آقاى احمدى نژاد نبود و احتمالاً به خاطر همين تفكر، عده اى بعد از انتخابات، اتهاماتى زدند. جريان اين نظرسنجى ها چه بود؟
اغلب نظرسنجى ها در ايران، بويژه در حوزه مسائل سياست داخلى از پشتوانه علمى لازم برخوردار نبوده و بيشتر تحت تأثير گرايشهاى سياسى تهيه كنندگان و سفارش دهندگان قرار داشته است؛ به نحوى كه در يك مورد خاص، دو نظرسنجى مشابه، با دو نتيجه گيرى متفاوت منتشر شده است. گذشته از اين مهم، تجربه نشان مى دهد كه نظرسنجى ها هر چه از انتخابات فاصله داشته باشد، كمتر قابل استناد است و هر چه بيشتر به زمان رأى گيرى نزديك شود، احتمال واقعى شدن آن به طور نسبى افزايش پيدا مى كند، بنابراين نظر سنجى هايى كه با فاصله بيش از يك ماه به انتخابات، تهيه مى شود، قابل استناد نيست زيرا در يك فضاى غير انتخاباتى با افراد خاصى مصاحبه مى شود و اين جهت گيرى در نظرسنجى، نتيجه گيرى را غيرواقعى و فاقد ارزش علمى و غير قابل استناد مى سازد. نظرسنجى انتخابات رياست جمهورى در سال ۷۶ مثال روشنى در اين زمينه است زيرا نظرسنجى ها نشان مى داد كه آقاى ناطق رأى مى آورد اما ديديم سرانجام آقاى خاتمى انتخاب شد. بنابراين هيچكس نبايد به خود اجازه دهد به خاطر برآورده نشدن منويات قلبى اش، رأى مردم را به سخره گرفته و آنها را هدف تهمت و افترا قرار دهد.
شما در ستاد مردمى حمايت از دكتر احمدى نژاد، منشأ استقبال فزاينده از ايشان را در چه عواملى مى دانستيد ؟
مردم ديدند كه مردى مخلص از جنس خودشان در مديريت شهرى، يك روش موفق مديريتى، دلسوزانه و كارآمد را بروز داده و تعامل مثبت و سازنده اى را با مردم برقرار كرده است. اين رويكرد مديريتى براى مردم بسيار جذاب بود، لذا از آن استقبال كردند.
چه تحليلى از تخريب هايى كه عليه آقاى احمدى نژاد در انتخابات انجام شد، داريد؟ شما در ستاد چطور با آن مواجه مى شديد؟
از همان روزى كه شوراى شهر تهران، دكتر احمدى نژاد را انتخاب كرد، تخريب ها شروع شد. به سايت ها و روزنامه هاى آن زمان نگاه كنيد و ببينيد چه هجمه اى را شروع كردند و چه اتهاماتى را وارد آوردند. از آن موقع مى خواستند با اتهامات و تخريب ها مانع از صدور حكم شهردارى ايشان بشوند كه با پيگيرى هاى شوراى اسلامى شهر و صدور حكم، اين مسائل كمرنگ تر شد تا اين كه مجدداً در انتخابات رياست جمهورى، هجمه هاى رنگارنگ تبليغاتى عليه دكتر احمدى نژاد در ابعاد جديدتر و گسترده ترى بروز كرد. اگر تخريب هاى اول را جريانات ضد انقلاب و جرياناتى كه با طرز فكر اصولگرايى فاصله داشتند، انجام مى دادند، متأسفانه در زمان انتخابات رياست جمهورى برخى از تخريب ها را افرادى كه حتى در داخل جريان اصولگرايى بودند ولى با آقاى احمدى نژاد موافق نبودند، انجام دادند.
روز ۲۷ خرداد چه شد؟ ارزيابى شما از روند شمارش و اعلام نتايج آرا چه بود؟
معمولاً در شمارش آراى صندوق هايى كه آراى كمترى دارند، سريع تر شمرده مى شوند، صندوق هايى كه رأى بيشترى در آنها ريخته مى شود مربوط به مناطق پرجمعيت است و به طور طبيعى شمارش اين صندوق ها به درازا مى كشد و نتيجه آن ديرتر اعلام مى شود. البته بخش عمده رأى دكتر احمدى نژاد نيز به اينگونه مناطق و صندوق ها مربوط مى شد. لذا طبيعى بود نتايج شمارش اوليه با نتايج بعدى تفاوت كند. بنابراين ما پيش بينى مى كرديم كه نتايج اوليه تغيير كند؛ چون در ميان مردم بوديم و مى دانستيم مردم چطور رأى مى دهند و واقف بوديم كه صندوق هاى اصلى هنوز شمارش نشده است. بعضى ها فضاسازى مى كردند و اين منصفانه نبود. همه ما بايد در برابر خداوند متعال جوابگو باشيم. اينطور نيست كه كسى بگويد من رأى ام بالا بود، خوابيدم، بلند شدم و ديدم رأى من تغيير كرد. اين حرف يعنى متهم كردن مجموعه مردم هوشمند در سراسر كشور و نظام اسلامى و بايد در قبال آن پاسخگو بود. ما چون اعتقاد داشتيم كه در حال انجام تكليف هستيم، در همان شب انتخابات هم هيچ اضطرابى نداشتيم و به نظر مردم اطمينان داشتيم. گاهى ديده بوديم كه در زمان تبليغات بعضى كانديداها، تعداد قليلى در جلسه آنها حاضر مى شوند ولى وقتى آقاى احمدى نژاد به آن شهر ها مى رود، تعداد كثيرى از مردم براى شنيدن سخنان ايشان حضور پيدا مى كنند. آقاى دكتر احمدى نژاد فرصت بسيار كمى براى تبليغات داشت و فشرده كار مى كرد به همين دليل برنامه ها گاهى با تأخير انجام مى شد و مى ديديم مردم در شرايط سخت، ساعت ها منتظر مى ماندند. مثلاً در خوزستان مردم ساعت ها در گرما منتظر آقاى احمدى نژاد بودند ولى چنين وضعيتى براى ديگران مشاهده نمى شد. در اصفهان ما با تأخير و در حالى كه شب از نيمه گذشته بود به مسجد سيد اصفهان رسيديم. آنجا مملو از جمعيت بود و جايى براى سوزن انداختن وجود نداشت. نور كم بود، صوت خراب بود و خيلى ايراد ها بود ولى مردم با عشق مانده بودند تا ايشان را ببينند و سخنش را بشنوند. لذا روز ۲۷ خرداد و ۳تير براى ما روشن بود كه چه اتفاقى در حال روى دادن است.
در مرحله دوم چه اتفاقى افتاد؟ ديديم وضعيت دوگانه اى به وجود آمده بود. تحليل شما چيست؟
جريانى كه عاليجناب سرخ پوش را مطرح كرده بود، ناگهان طرفدار او شد و پشت سر شخصى قرار گرفت كه قبلاً او را با تمام وجود تخريب مى كرد. اين جريان با اين چرخش ناگهانى و با شدت و وقاحت تمام، شروع به تخريب احمدى نژاد كرد و اتهامات بى اساسى را به وى وارد ساخت اما مردم اين حرف ها را باور نداشتند چون دكتر احمدى نژاد را چهره اى معنوى، مردم دوست، مهرورز و كارآمد مى دانستند.
بودجه ستاد را از كجا مى آورديد؟
بودجه اى كه تهيه كرديم از دوستان و افرادى بود كه مى آمدند و كمك مى كردند؛ گاهى رقم هاى ناچيز. مثلاً ديديم كسانى را كه ۵۰۰ تومان و هزارتومان كمك مى كردند. اين ها را ما با عشق مى گرفتيم، حتى كسانى را داريم كه يك حلقه يا انگشتر طلاى خودش را مى داد. ما بركت كارمان را در همين ها مى دانستيم و اين ها را جمع مى كرديم. افراد از حقوقشان و از پولى كه جمع كرده بودند كمك مى كردند. حتى طلبه هايى داريم كه از شهريه ماهانه خود، تبليغات مى كردند. دانشجويى كه در مضيقه بود ولى پول خودش را جمع كرده بود و عكس دكتر احمدى نژاد را كپى مى كرد و آن را بر در و ديوار مى چسباند. بيشتر تبليغات ما مردمى بود و به دست خود مردم انجام مى شد. البته كسانى هم بودند كه پيشنهاد رقمهاى بالا دادند و ما نپذيرفتيم و خود آقاى احمدى نژاد هم منع كرده بود و گفته بود راضى نيستم كه هيچ پول شبهه ناك و ناپاك وارد عرصه فعاليت هاى انتخاباتى من شود. حتى كسانى بودند كه مبلغ كلانى در قالب چك ارائه دادند و چون پى برديم كه آنها به دنبال اغراض خاصى هستند، پولشان را به آنها بازگردانديم. تبليغات ما كاملاً مردمى بود. خانم هايى بودند كه در منطقه زندگى خود، مراسم دعا و نيايش برگزار مى كردند و اهميت و ضرورت رأى دادن به دكتر احمدى نژاد را به ديگران مورد تأكيد قرار مى دادند. مردم حتى بعضى از پوسترهاى تبليغاتى ارزان قيمت را كه به صورت بسيار ساده بود، با ابتكار و خلاقيت خودشان تهيه و توزيع مى كردند. ابتكارات مردم در امر تبليغات، از كارى كه ما مى كرديم خيلى قوى تر، عميق تر و اثرگذارتر بود. تجربه نشان مى دهد كه اگر تلاش ها، مبناى اعتقادى داشته باشد، اثرگذارى آن نيز افزايش مى يابد. تبليغات ستاد ما نيز چون بسيار ساده و مردمى بود و اسراف نداشت، با كمترين هزينه همراه بود.
سرودى كه براى دكتر احمدى نژاد ساخته شد جريانش چه بود؟
اصلاً ما در جريان چگونگى ساخت اين سرود نبوديم و موقعى از آن مطلع شديم كه افرادى با مراجعه به ستاد، لوح فشرده آن را عرضه كردند. آنها جمعى از دانش آموزان شرق تهران بودند، آنها چند روز بعد آمدند و گفتند ما سرود دوم را هم تهيه كرديم. اينگونه موارد در كل كشور، زياد اتفاق افتاد كه ما فقط نمود ها و آثارش را مى ديديم.
جريانات مرحله دوم انتخابات را توضيح دهيد. در ستاد انتخابات وزارت كشور در شب شمارش آرا چه گذشت؟
اين اخبار به ما مى رسيد كه اغيار و عوامل وابسته به بيگانگان قصد بلوا و آشوب دارند و مى خواهند آرامش مردم را بر هم بزنند و شيرينى نتيجه انتخابات را در كام آنها تلخ كنند. در برابر اينگونه خبرها، تدبيرى به كار گرفته شد كه در زمان منع تبليغات، هيچ كار تبليغى و سياسى نشود و ما هم اعلام كرديم كه هيچ اقدامى تا اعلام نتايج شمارش آرا صورت نگيرد. آن پيام ارزشمند كه در شب اعلام نتايج در مرحله دوم منتشر شد، جلوى همه توطئه ها را گرفت.
به نظر مى رسيد حتى ضد انقلاب آماده شده بود تا به نام كانديدا ها اقدامات تخريبى انجام دهد و درگيرى به راه بيندازد. خيلى سخت است كه اين را به افراد داخل نظام نسبت دهيم. من معتقدم كه اين كار ضد انقلاب و نيروهاى خارجى بود، اما با آن پيام هوشمندانه و بهنگام و تمكينى كه همه ستاد ها از آن كردند و تدبير نظام، توطئه ها در آن شب خنثى شد.
به نظر شما ۳ تير در تاريخ ايران ماندگار مى شود؟
۳ تير ادامه ۹ اسفند ۸۱ و انتخاب دكتر احمدى نژاد به رياست جمهورى، ادامه انتخاب شوراى اسلامى دوم شهر تهران است.
۳ تير بازگشت نظام به ارزش هاى اوليه انقلاب و ارزش هاى ناب اسلام و انقلاب اسلامى و در واقع پيروى از خط راستين امام و رهبرى است و قطعاً طعم شيرين آن در كام و ذهن مردم جاودانه خواهد ماند و در تاريخ ثبت خواهد شد. در ۳ تير، مدار بسته مديريتى در سطح كلان كشور باز شد و با اراده و خواست مردم، ظرفيت هاى جديدى در عرصه مديريتى كشور نمايان گرديد و منطقه ممنوعه اى كه برخى مسئولان براى ديگران ايجاد كرده بودند، پشت سر گذاشته شد. اين يك تحول بسيار بزرگى بود. ايجاد رويكرد جديد در عرصه مديريتى كشور، باور به توسعه همه جانبه، عدالت محور، رفع فقر و محروميت و تبعيض، به حساب آوردن مردم، پاى درد دل آنها نشستن و تهديد تلقى نكردن آنها از ثمرات سوم تير است.
كسى كه حاضر مى شود خود را هر لحظه در مواجهه با مردم قرار دهد، با كسى كه هميشه با فاصله از مردم قرار دارد، خيلى متفاوت است. كسى كه حاضر است با مردم روى زمين بنشيند، با آنان حرف بزند و با آنها غذا بخورد، خيلى فرق دارد با كسانى كه با تشريفات آنچنانى و از فاصله هاى زياد با مردم حرف مى زدند. بعد از ۳ تير اين فاصله از بين رفت و خيلى هايى كه تا قبل از ۳ تير با «كبكبه و دبدبه» با مردم صحبت مى كردند، خودشان را به مردم نزديكتر كرده و مردمى تر نشان دادند و اين يك تغيير اساسى است.
اين تصور واهى كه برخى از مسئولان، خود را تافته جدا بافته از مردم و مردم را شهروندان درجه ۲ تلقى كنند، از بين رفت و كسى روى كار آمد كه مى گويد ما نوكر مردم هستيم و مردم ولى نعمت ما هستند. در ادبيات اول انقلاب ببينيد؛ بعضى ها خود را در زمره رهبران معرفى مى كردند، ولى امام خمينى(ره) همان موقع مى فرمودند: ما خدمتگزار مردم هستيم. «به من رهبر نگوييد، بگوييد خدمتگزار. » ما بايد از دستاوردهاى سوم تير پاسدارى كنيم و اجازه ندهيم لطمه بخورد و كمك كنيم كه آقاى احمدى نژاد همين رويه را ادامه دهد و به نتيجه برساند. مردم با تصميم خود در ۳ تير نشان دادند، كسانى كه از نمد فرصت هاى مديريتى كشور براى خود كلاهى بافته اند، بيزارند و به دنبال كسانى هستند كه خودشان را فداى مردم كنند نه آنكه مردم را فداى خودشان كنند و ابتدا همه چيز را براى خودشان، دوستانشان و فاميلشان بخواهند و اگر چيزى اضافه آمد به مردم بدهند. دكتر احمدى نژاد نشان داد كه مى خواهد همه چيز را براى خدا و اسلام و خدمت مخلصانه و كارآمد به مردم به كارگيرد نه براى خودش و نزديكانش.
گفت وگو با مهرداد بذرپاش رئيس كميته اقشار ستاد انتخاباتى محموداحمدى نژاد
رقابتى ترين انتخابات
296673.jpg
مهرداد بذرپاش كه در انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى مسئوليت «كميته اقشار ستاد انتخاباتى دكتر احمدى نژاد» را برعهده داشته است، در سالگرد سوم تير در گفت وگو با ايسنا، دربيان خاطرات خود از روزهاى آغاز رايزنى ها براى حضور احمدى نژاد در فعاليت هاى انتخاباتى، اظهار داشت: «هشت ماه پيش از انتخابات رياست جمهورى، جامعه اسلامى دانشجويان از آقاى احمدى نژاد با عنوان شهردار تهران، دعوت كرده بود تا در نشست ساليانه شان كه در اصفهان برگزار مى شد؛ سخنرانى كند. در آن سفر من همراه ايشان بودم. در ذهن من؛ نخستين بار آنجا اين فكر شكل گرفت كه آقاى احمدى نژاد مى تواند رئيس جمهور خوبى براى كشورمان باشد.»
وى افزود:« پس از آن جلسه وقتى با جوانان و دانشجوهايى كه آنجا بودند دور هم جمع شده بوديم؛ اين بحث طرح شد كه ايشان مى تواند به عنوان رئيس جمهور جوان با نگاهى جديد و متفاوت از افراد ديگر وارد عرصه انتخابات شود. آنجا بود كه اين فكر به طور جدى در ذهنم مطرح شد. وقتى از اصفهان برمى گشتيم به آقاى احمدى نژاد گفتم كه دوستان ما اين را مى گفتند نظر شما چيست؟! ايشان هم پاسخ داد كه آرزو بر جوانان عيب نيست!. البته من به صورت جدى طرح موضوع كرده بودم؛ كه ايشان لبخندى زد و گذشت.»
بذرپاش اضافه كرد: « كم كم بحث جدى شد. تصميم گرفتيم ستاد ها را راه اندازى كنيم. وقتى دنبال افراد سياسى اسم و رسم دار مى رفتيم؛ هر كسى تصميم ديگرى براى خود گرفته و كار ديگرى آغاز كرده بود. به خاطر دارم در دور اول انتخابات وقتى در سه هفته اى كه به عنوان ايام تبليغات رسمى اعلام شده بود با برخى افراد تماس مى گرفتيم، با بهانه هاى گوناگون مواجه مى شديم. مثلاً مى گفتند در فلان شهرستان هستم و. . . . ولى الآن الحمدلله بسيارى از آنها داعيه دار هستند! خيلى از افرادى كه در دور اول براى تبيين يك ديدگاه حتى حاضر نبودند مصاحبه اى حداقلى بكنند امروز به گونه اى ديگر حرف مى زنند. تعدادى از دوستان حاضر نبودند به ميدان بيايند و كمكى بكنند.»
ستاد انتخاباتى احمدى نژاد؛ تخريب وسيع، منابع محدود
وى همچنين در بيان مشكلات پيش روى ستاد انتخاباتى احمدى نژاد در دوران فعاليت انتخاباتى شان خاطرنشان كرد: « در آن مقطع ستادى نداشتيم و هزينه اى هم نداشتيم كه براى اين امور صرف كنيم. منابع مالى ستاد بسيار محدود بود. تخريب ها هم بسيار بود و ما در قبال آنها رسانه اى براى پاسخگويى نداشتيم.» بذرپاش در ادامه مهم ترين مشكل ستاد انتخاباتى احمدى نژاد را ملاحظات بسيار زياد وى در تبليغات دانست و اضافه كرد: «هر تحركى كه مى كرديم ايشان مى گفت اين كار را نكنيد. دور اول پس از اين كه آرا داشت جابه جا مى شد با تماس تلفنى
۵۰۰ - ۴۰۰ نفر از جوانان را هماهنگ كردم كه به وزارت كشور براى اعتراض بروند كه بگوييم ما فعاليت ها را زير نظر داريم. آقاى احمدى نژاد به من زنگ زد و گفت آقاى بذرپاش همه بايد برگردند. گفتم من كه نمى توانم با تلفن آنها را خبر كنم كه برگردند. شما اگر مى توانيد آنها را خبرشان كنيد. به هر شكل تلاش كرديم كه اين ها را برگردانديم.»
دشوارى كار ستاد انتخاباتى احمدى نژاد به خاطر ملاحظات وى
وى كه پيش از اين رياست گروه مشاوران جوان رئيس جمهور را برعهده داشت، اضافه كرد:« بعضى از ملاحظات آقاى احمدى نژاد براى تبليغات كار را دشوار مى كرد. به خاطر دارم؛ پس از يكى از ديدارهاى مناطق آقاى احمدى نژاد حدود ۴۰۰ نفر از دانشجويان را در يكى از خانه ها در ميدان وليعصر جمع كرده بودم. هوا بسيار گرم بود و اين دانشجو ها به صورت فشرده در آن خانه نشسته بودند. ۳-۲ ساعت منتظر شديم كه آقاى احمدى نژاد براى گفت وگو با اين دانشجويان به ميان آنها بيايد. توجه نداشتيم كه اين خانه مربوط به چه كسى است. در واقع چندان مطلع نبودم. يكى از دوستان به ايشان گفته بود كسى كه اين خانه را در اختيار بچه ها گذاشته است بى توقع نيست! با وجود هماهنگى هاى زيادى كه شده بود وقتى آقاى احمدى نژاد نزديك وليعصر رسيد اطلاع داد كه من به آنجا نمى آيم! من هم بسيار خسته و عصبانى شده بودم. گفتم آقاى دكتر! ما كه نمى دانستيم اينجا اين مسأله را دارد! اين بار بياييد سخنرانى كنيد تا دفعه ديگر. ايشان به هيچ وجه نپذيرفتند. سريع تر در نزديكى آنجا خانه اى پيدا كرديم كه براى يكى از دوستان بود. خواستم جلسه را تعطيل كنم. ديدم كه خيلى بد است اين دانشجو ها چند ساعت در گرما منتظر مانده اند. بالاخره پياده دانشجو ها را به آنجا منتقل كرديم. از آنجا كه خيلى ناراحت، خسته و عصبانى بودم، در آن جلسه شركت نكردم. شب آقاى احمدى نژاد با منزل تماس گرفت كه از من دلجويى كند و گفت اگر قرار است ما روى آرمان ها و اعتقاداتمان بايستيم نبايد هيچ جا كوتاه بياييم. اگر در يك مورد كوتاه بياييم در مورد از اين بزرگتر ها هم كوتاه مى آييم؛ از آدمى كه خانه اش را در اختيار گذاشته و در قبال آن توقعاتى دارد نبايد كمك خواست.»
وى همچنين خاطرنشان كرد: « شب هايى كه طرفداران كانديدا ها به خيابان ها مى رفتند و تبليغات و پوستر پخش مى كردند، احساس مان اين بود كه در ميدان وليعصر و ونك و بالاتر از آن وضعيتمان خوب نباشد. استتار شده به آنجا رفتيم. قبل از آن تصورم اين بود كه از هر ۲۰ ماشين يك ماشين تبليغ آقاى احمدى نژاد را مى كند، اما وقتى از نزديك ديدم، تفاوت پيش بينى با واقعيت برايم بسيار جالب بود. ۶ شب آخر منتهى به دور اول به آنجا رفتيم. كاملاً به طرز محسوسى شب به شب طرفداران آقاى احمدى نژاد بيشتر مى شدند. حتى وقتى به چهره بعضى جوانان نگاه مى كرديم با خود مى گفتيم اين كه نمى تواند طرفدار آقاى احمدى نژاد باشد! دور دوم انتخابات هم كه دو كانديدا با هم رقابت مى كردند به اين شكل بود.»
روزهاى آخر تبليغات انتخابات، اوج تخريب ها
بذرپاش افزود: «آن دو روز آخر كه دوستان به ميادين شهر رفتند هم سازماندهى خوبى شد. بدنه اصلى مجموعه ما همه جوان و دانشجو بودند. در هر ميدان حدود ده نفر را با شاخه اى گل گذاشتيم. آنها با مردم گفت و گو مى كردند. گفت و گوهاى داغى هم انجام مى شد. اين كار ما نسبت پخش تبليغات و پوسترهاى آنچنانى بيشتر جواب مى داد. روزهاى آخر تبليغات همه، كار ها را تمام شده مى دانستند. بعضى روزنامه ها هم تمام نفرات خود را بسيج كرده بودند؛ مصاحبه با اين هنرمند، گفت و گو با فلان خواننده و. . . از سويى تخريب هم در اوج خود انجام مى شد.»
وى با بيان اين كه پس از انتخابات هم رئيس جمهور از هيچ كس به خاطر اين تخريب ها شكايت نكرد، خاطر نشان كرد: « تنها تخريب هاى SMS را دنبال كرديم. پيگيرى ها و شكايت ها در مورد SMSهاى تخريبى به يك سازمان دولتى رسيد. سازمانى كه پسر يكى از كانديدا ها رئيس آنجا بود! رديابى هايى كه كرديم به ۲۰ شماره موبايل رسيد. موبايل هايى كه سند مالكيتشان به اسم آن سازمان بود. تخريب هاى زيادى به اين شكل انجام شد.»
بذرپاش ادامه داد:« بعضى تخريب ها اينگونه بود كه جوانانى را با قيافه هاى خاصى درست كرده و عكس هاى آقاى احمدى نژاد را روى سينه هاى آنها چسبانده بودند. آنها با چاقو در ميدان وليعصر و پارك ساعى زنان را تهديد مى كردند. اين حركت اينقدر مضحك بود و مشخص بود كه از كجا سازماندهى مى شود كه نيازى به توضيح نداشت. به انواع روش ها تخريب ها انجام شد.»
وى همچنين خاطرنشان كرد: « در مقطع تبليغات در روزهاى آخر دور اول انتخابات ميان بچه هاى مذهبى تر كه براى آنها استفتاء مراجع مهم بود بحث «اصلح نامقبول» و «صالح مقبول» را مطرح كردند. آقاى احمدى نژاد را با كانديداى ديگر قياس مى كردند و مى گفتند آقاى احمدى نژاد «اصلح» است، اما چون مقبوليت او كمتر از كانديداى ديگر است به ديگرى رأى دهيد. چون اين مسأله به طور گسترده مطرح شده بود شك و ترديدى ميان بچه هاى مذهبى ايجاد كرده بود. من چون مرتب در مساجد سخنرانى مى كردم بسيار با اين بحث ها روبه رو مى شدم. مى گفتند نظرسنجى ها پائين است و ممكن نيست آقاى احمدى نژاد رأى بياورد.»
آسوده خاطر شدن مجموعه نظام بعد از سوم تير
بذرپاش در ادامه تأكيد كرد: «پس از سوم تير، عملاً مجموعه نظام آسوده خاطر شد از اين جهت كه لوكوموتيو حركت اجرايى كشور در مسير درستش قرار گرفته و ديگر نگران مسير اشتباه لوكوموتيو نيست. درست است كه كم و كاستى هايى در دستگاه اجرايى همواره وجود دارد. اما خيال مجموعه نظام و انقلاب راحت است كه اين لوكوموتيو در ريل خود قرار گرفته است و اكنون همه تلاش ها معطوف به تسريع در سرعت اين مجموعه است. بعضى ها هم كه مانع تراشى مى كنند فقط مى توانند سرعت آن را بكاهند، اما نمى توانند آن را از ريل خارج كنند. اما در دولت هاى قبلى اين اطمينان ديده نمى شد. شايد حتى رئيس جمهورهاى قبلى هم تلاش مى كرد آن را به سمت خود برگرداند، اما فضاى شك و ترديد بر مجموعه حاكميت نظام كاملاً مستولى بود كه آيا حركت هايى كه انجام مى شود و شعار ها در مسير خودش است؟»
وى با بيان اين كه اقبال مردم به شعارهاى انقلابى دستاورد بزرگى براى سوم تير بود، كه توجه به آن لزوم يادآورى حماسه سوم تير را نشان مى دهد، گفت: « دولت هاى بعدى هم كه روى كار بيايند ناگزيرند شعارهايى چون ساده زيستى مسئولين، مبارزه با فساد، عدالت طلبى و. . . را در برنامه خود قرار دهند. با سوم تير به هر صورت اين ها به عنوان مطالبه در ذهن مردم شكل گرفت. هر چند ممكن است بخشى از اين شعار ها صد در صد تحقق نيابد، اما اين مطالبه در ذهن مردم شكل گرفته است. با سوم تير فضا به سمتى رفت كه مطمئنيم مردم از دولت هاى آينده نيز توقع پيگيرى اين شعار ها را خواهند داشت.»
انتخابات نهم رقابتى ترين انتخابات جمهورى اسلامى ايران
وى همچنين با بيان اين كه رقابتى ترين انتخابات پس از انقلاب را ما در انتخابات نهم رياست جمهورى تجربه كرديم تصريح كرد: «طيف كانديدا ها در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى گسترده بود. حتى كسى را داشتيم كه كليت نظام را قبول نداشت و اعتقادش خروج از حاكميت بود. شعار ها و حرفهايى هم در اين باره مى زد تا كسى كه شعارهاى انقلاب را با همه وجودش فرياد مى زد و حتى حاضر نبود در وضعيت ظاهرى خود و شعارهايش تغييرى ايجاد كند، تا رأيى بياورد.» بذرپاش ادامه داد: «مقام معظم رهبرى پس از انتخابات در جلسه سخنرانى عمومى فرمودند به خانواده خودم عرض كردم، آقاى احمدى نژاد با شعار ها و حرفهايى كه مى زند اگر هم رأى نياورد و رأى مردم بر انتخاب ايشان نباشد، اما همين كه شعارهاى انقلاب را در جامعه نشر مى دهد و مطرح و يادآورى مى كند حائز اهميت است. الحمدلله به واقع اين باور در ميان دوستان نيز وجود داشت. تحليل هاى ظاهرى اين بود كه آقاى احمدى نژاد رئيس جمهور نمى شود. حتى در ميان دوستان ما مطرح بود، اما نيت غالب اين بود كه حتى اگر ايشان رأى نياورد وقتمان صرف نشر اين ادبيات در جامعه شده و اين به خودى خود، حائز اهميت و ارزشمند است.» بذرپاش زنده شدن روحيه توكل و توجه به الطاف خفيه الهى را از ديگر دستاوردهاى انتخابات سوم تير دانست و ادامه داد: « توكل تنها اميدى بود كه در دل دوستداران اين جريان براى به ثمر نشستن اهداف آن وجود داشت. آنها از همه مظاهر مادى كه مى تواند كمكى براى آنها باشد دل بريده بودند. در سوم تير صفت توكل برجسته گشت و اين بسيار مهم است.»
اهتمام احمدى نژاد به تحقق عدالت
وى تأكيد كرد: «چشم انداز اصلى جريان حامى احمدى نژاد تحقق عدالت بود. اقبال مردم به سمت اين شعار و گزينش آن بسيار ارزشمند است. اين نگاه از عمق فطرت دينى و ملى ما ايرانيان بر مى آيد كه همواره در امتداد حركت انبياى الهى حركت كرده ايم. عدالت شعر محورى انبياى الهى است كه براى آن قيام كرده اند. شعار عدالت در سوم تير نيز برجسته شد، و اين خاستگاه تاريخى، دينى و مذهبى ملت ايران است.» بذرپاش تحقق شعار «مى شود و مى توانيم» را بيانيه مأموريت جريان حامى احمدى نژاد دانست و گفت: «بايد اصلى ترين مأموريت اين جريان كه در قالب شعار «مى شود و مى توانيم» تجلى پيدا كرد، مردم هم بر آن صحه گذاشتند را گرامى داشت. چرا كه اين بيانيه، بيانيه مأموريت امام(ره)، انقلاب و شهدا و مردم بوده است. همواره به خاطر زنده شدن آن عهد و پيمان، بايد سوم تير را گرامى داشت.»
انتخابات نهم و رأى مردم به داعيه دار مبارزه با فساد
وى تصريح كرد: «همه مردم، مبارزه با فساد در همه ابعاد و به طور خاص فساد اقتصادى را جست وجو مى كردند. در اين انتخابات مردم كسى را برگزيدند كه اين ادعا را داشت و اين كمك بزرگى به مطالبه شناسى مسئولين مى كند تا دقت خود را صرف تحقق آن مطالبه كنند.» بذرپاش در عين حال تأكيد كرد: «بايد جرأت و جسارت سوم تير را ارج نهيم. احمدى نژاد مطالبات اقتصادى مردم و مبارزه با فساد را فرياد زد و مى دانست كه اگر وارد اين عرصه شود دست هايى بيكار نمى نشينند و سنگ اندازى مى كنند. همواره فاصله اى ميان مطالبات و آنچه كه امكان تحقق دارد وجود دارد. او مى دانست اگر وارد اين عرصه شويم الزاماً اين فاصله كم نمى شود و ممكن است بيشتر هم شود. كسى كه اين مسأله را مى داند، متوجه است كه ورود به اين عرصه ممكن است محبوبيتش را بكاهد و تخريب شود. اما جرأت مى كند و از روى اين اعتقاد فضاى كشور را به صحنه مطالبه گرى مردم از مسئولان و كار و تلاش مسئولان تبديل مى كند.» وى خاطرنشان كرد: «فضاى كشور در اين صورت فضاى كار و تلاش مى شود و مسئولين فقط براى اين كه از مطالبات عقب نمانند مرتب بايد بيشتر و بيشتر كار كنند و فرصتى براى كارهاى سياسى پيدا نمى كنند و فضا، فضاى سازندگى مى شود و الا اگر رئيس جمهورى بخواهد كارى ندارد كه ۲۰ روزنامه يا خبرگزارى راه اندازى كند. فضاى افكار عمومى و رسانه ها را با خود همراه كند.»
گفت وگوى «ايران» با دكتر عليرضا على احمدى
رئيس كميته برنامه ريزى و امور راهبردى
ستاد انتخاباتى دكتر احمدى نژاد
بازگشت انقلاب به مسير اصلى
« از نگاه توده مردم و طرفداران واقعى انقلاب ، جنبش سوم تير، يك جريان اصيل، تاريخى، ريشه دار و توفنده است» اين تحليل دكتر عليرضا على احمدى، رئيس دانشگاه پيام نور از انتخابات سوم تير ۸۴ است.او كه عضويت هيأت علمى دانشگاه علم و صنعت ايران و معاونت اين دانشگاه را نيز در كارنامه خويش دارد، معتقد است دكتر احمدى نژاد شناخت خوبى از احزاب و تشكل ها دارد و نمى خواهد محدوديت هاى محافل سياسى دامنگير جريان اداره مملكت شود. دكتر على احمدى كه يكى از ياران نزديك دكتر احمدى نژاد در كوران رقابت هاى انتخابات رياست جمهورى نهم و رئيس كميته برنامه ريزى و امور راهبردى ستاد انتخاباتى وى بود در گفت وگو با «ايران» به بررسى و تبيين تحولات تعيين كننده اى پرداخت كه مردم با رأى حماسى خود در سوم تير آن را از فرد منتخب خويش مطالبه كردند.
296664.jpg
آقاى دكتر! عده اى در تحليل خود پيرامون انتخابات سوم تير آن را يك «پديده» مى دانند و برخى هم يك «اتفاق». تحليل شما از اين انتخابات چيست؟
از اين كه اين فرصت را در اختيارم گذاشتيد تشكر مى كنم و اميدوارم نكاتى كه در اين فرصت محدود بيان مى شود مفيد واقع شود. به نظر من انتخابات سوم تير ماه، پديده اى بود در امتداد حركت تاريخى ملت ايران كه ۱۴ قرن سابقه دارد و نيز حركتى بود براى بازگرداندن انقلاب اسلامى به مسير اصلى.
جريان مردمى كه از سال ۴۲ به رهبرى حضرت امام خمينى(ره) شروع شده بود و تحقق اسلام ناب محمدى(ص) را هدف خود مى دانست، در ساليان اخير دچار گرد و غبارها و انحرافاتى شده بود و مردم ما در انتخابات سوم تير اين فرصت را پيدا كردند كه گرد و غبارها را كنار بزنند و جريان را به مسير اصلى با شفافيت بيشتر برگردانند. برخى خواص در چند دوره اخير انتخابات رياست جمهورى و مجلس از طريق جريان هاى سياسى سعى در كنترل رأى مردم و هدايت آن به سمت دلخواه خود داشتند. اما در جريان انتخابات رياست جمهورى دوره نهم، اين خواص، كنترل و نفوذ خود را از دست دادند و آنچه در ضمير واقعى مردم بود به عرصه آمد و خود را نشان داد. بار ديگر توده هاى مردم متدين و انقلابى، مسيرى را كه ساليان سال همراه آن بودند، اما دچار انحرافاتى شده بود شفاف كردند و جريان اصلى دوباره ادامه پيدا كرد. بنابراين از حيث توده مردم و طرفداران واقعى انقلاب اسلامى، ۳ تير يك جريان اصيل، تاريخى، ريشه دار و توفنده اى است كه در حال حاضر در سفرهاى استانى دولت نيز تداوم قابل لمس است. در سفرهاى استانى كه همراه دولت در بطن مردم قرار مى گيريم، به خوبى مى بينيم كه جريان اصلى انقلاب در كشور كمافى السابق مسير اصلى خود را طى مى كند و مردم با همان روحيه مذهبى و انقلابى كاملاً در صحنه هستند و اين روحيه در استقبال ها كاملاً محسوس است.
پس از نگاه كلان، انتخابات سوم تير تداوم همان جريان مردمى و همان جريان اسلام ناب محمدى(ص) است كه استمرار دارد و به دنبال آن، يكى از سربازان امام خمينى(ره) و مقام معظم رهبرى، مديريت اجرايى كشور را به دست گرفته و مى بينيد كه به چه نحوى در زندگى مردم كشور تأثيرگذار است.
فى الواقع، ديدگاه شما اين است كه همان روند تكاملى انقلاب ادامه دارد؟
يقيناً همين طور است.
منظور شما از كنترل خواص بر فضاى سياسى كشور قبل از سوم تير چيست؟
خواص به دليل اين كه در چند دوره اخير فضاى سياسى كشور را كنترل كرده بودند، هنگامى كه ديدند پديده اى كه شكل گرفته، خارج از آن چيزى است كه طراحى كرده اند (چون انتخاب آقاى احمدى نژاد از سوى مردم مسأله اى نبود كه جريان هاى سياسى قبلاً پيش بينى كرده باشند.) لذا اردوگاه هاى سياسى به تلاطم افتادند. نظم آنها به هم ريخت و مردم اراده واقعى خود را نشان دادند و نتيجه آن انتخاب چهره خدمتگزار مردمى بود كه مردم در شهردارى تهران نمود كارهاى ايشان را ديده بودند.
تنها كانديدايى كه هيچ اشاره اى به شعارهاى قبلى نظير توسعه سياسى و... نداشت، آقاى احمدى نژاد بود. حتى در شعارهاى برخى از كانديداهاى مطرح جريان اصولگرا به نوعى رنگى از شعارهاى گذشته ديده مى شد، اما آقاى احمدى نژاد با رويكرد و ادبيات و گفتمان جديدى آمد. فكر مى كنيد در جامعه چه اتفاقى افتاد كه مردم از آن فضا و گفتمان گذشته برگشتند و به شعارهاى احمدى نژاد روى آوردند؟
در شكل گيرى رفتارهاى اجتماعى عوامل مختلفى دخيل است. در انتخابات نهم دكتر احمدى نژاد حرف هايى زد كه محرومان و دردكشيده هاى جامعه به خوبى درك مى كردند و بيشترين مخاطبان جزو پابرهنگان بودند. البته حرف هاى آقاى احمدى نژاد حرف جديدى نبود، بلكه فقط ايشان توفيق داشت كه حرف هاى امام خمينى (ره) را دوباره مطرح كند.
مردم به دليل اين كه ساليان سال حرف هاى
امام (ره) را شنيده بودند و با دل و جان پذيرفته بودند، وقتى ديدند شخصيتى آمده كه به زبان خودشان حرف مى زند و مطالبات و خواسته هايى كه از امام (ره) آموخته را مطرح مى كند، دل هاى آنها به هم گره خورد. به اضافه اين كه مردم از ظاهرسازى ها و حرف هايى كه براى زندگى آنها خاصيتى ندارد و تكرارى است خسته شده بودند. وقتى يك نفر نداى فطرت آنها را يادآور شد، مجذوب شدند. نيروهاى مخلص جامعه، وقتى اين ندا را شنيدند همه به تكاپو افتادند. نيروهايى بودند كه الزاماً عضو تشكل ها نبودند و در حصار گروه ها و احزاب قرار نداشتند، اما اينها ديدند يك نفر از جنس خودشان پيدا شده، حرف براى گفتن دارد. آمدند و كمك كردند و يك شبكه مردمى خيلى زودتر از ستادهاى انتخاباتى در سراسر كشور شكل گرفت. آوازه عملكرد دكتر احمدى نژاد در شهردارى تهران هم در بسيارى نقاط كشور پيچيده بود. از طرف ستاد انتخابات آقاى احمدى نژاد به روستايى دورافتاده در استان چهارمحال و بختيارى رفتيم كه در زمستان بايد با هلى كوپتر به آنجا رفت. مردم آنجا آقاى احمدى نژاد را مى شناختند. يا براى تبليغ به خوزستان رفته بوديم. خواستيم برخى از صفات احمدى نژاد را براى آنها بگوييم، ديديم افراد دكتر احمدى نژاد را به خوبى مى شناختند و نيازى به معرفى ايشان در آن جمع نبود. بنابراين يك جريان مردمى كه فطرت آنها مورد خطاب قرار گرفته بود و آقاى احمدى نژاد را مظهر خواستهاى خود يافته بودند، خود جوش به تكاپو افتادند و سراسر كشور داراى جلوه ها و اطلاع رسانى هاى خاص خود شد. علاوه بر فعاليت هايى كه رسماً از طرف ستاد انجام مى گرفت، علماى قم و تعداد محدودى از جريان هاى سياسى تشكيل ستاد داده بودند و همراهى مى كردند. تمام اين ها دست به دست هم داد و آن چيزى شد كه نمود آن را در آراى مردم ديديم و در سفرهاى استانى نيز ملاحظه مى كنيم.
درباره محيط ستاد انتخاباتى آقاى دكتر احمدى نژاد صحبت كنيد. براى مردم جذاب است كه بدانند تفاوت محيط ستاد آقاى دكتر احمدى نژاد با ديگر ستادها در آن زمان چگونه بود؟
ويژگى عمده ستاد آقاى احمدى نژاد حضور پرشور جوانان از قشرهاى مختلف بود. فضاى ساده و صميمانه اى وجود داشت. اوصاف و خبرهايى از ستادهاى ديگر داشتيم، اما اصلاً در اين ستاد از اين خبرها نبود. عمدتاً غذا نان و پنير بود كه از پول توجيبى اعضاى ستادها تهيه مى شد.
اغلب خود مردم هزينه كردند و الان هم ادعايى ندارند كه ما چنين خرجى كرديم و كسى دست ما را نگرفت و پستى به ما نداد. فضا هم بسيار معنوى بود. اميد و اتكا تنها به خدا بود. دو روز قبل از رأى گيرى مرحله اول انتخابات براى كار شخصى به خيابان انقلاب رفته بودم، تلفن همراهم زنگ خورد و بنده خدايى بود كه مى گفت سفارش هايى دارد. گفت به بچه ها سلام برسانيد و بگوييد دعاى كميل بخوانند و صبح جمعه دعاى ندبه را بخوانند و با وضو سرصندوق ها بروند و به خواست خداوند نتيجه لازم را خواهيد گرفت و...
واقعاً احساس مى كرديم همه عوامل دست به دست هم داده كه اين اتفاق به ثمر برسد. خدا هم كمك كرد و جريان به سرانجام مطلوب رسيد.
با توجه به پراكندگى جمعيت و وسعت زياد كشور و حاكم بودن ديدگاه هاى مختلف، به هر حال از نظر مادى و معنوى براى يك فعاليت سياسى در اين حجم، نيازمند يك انسجام هستيم، از نظر مادى ستاد را به چه صورت اداره مى كرديد؟
آقاى دكتر احمدى نژاد به شدت سفارش داشتند اگر وسع مالى تان رسيد براى تبليغ كاغذى چاپ كنيد. اگر مقدور نبود اين كار را انجام ندهيد. حتى كار به جايى رسيد كه بچه ها به صورت رنگ آميزى روى ديوار و دست نويس شعارها را مى نوشتند و پخش مى كردند. آقاى احمدى نژاد حتى از چاپ عكس رنگى اكراه داشتند. بعضى ها خودشان كارهايى در خارج از ستاد انجام دادند و عكس هاى رنگى چاپ كردند ولى آقاى احمدى نژاد اين كار را قبول نداشتند و مى گفتند صحبت هايى كه مى شود را اگر انعكاس دهيد مناسب تر است. مى گفت در شرايطى كه مردم دچار مشكلات روزمره خود هستند درست نيست كه هزينه هاى سنگين تبليغاتى انجام دهيد. البته اگر كسى هم مى خواست ناپرهيزى كند پولى وجود نداشت.
در نظرسنجى هاى مختلفى كه در ايام انتخابات از رسانه هاى رسمى منتشر مى شد، معمولاً دكتر احمدى نژاد در رتبه هاى بالا قرار نداشت. آيا وقتى اين نظرسنجى ها به دست شما مى رسيد موجب يأس و نااميدى شما نمى شد. تحليل اعضاى ستاد از اين نظرسنجى ها چه بود؟
من خودم شخصاً درباره همه كانديداها تحقيق كردم و به اين جمع بندى رسيدم كه تنها آقاى احمدى نژاد است كه در اين برهه از انقلاب مى تواند خواسته هايى را كه فكر مى كنيم بايد محقق شود و ارزش هايى كه مؤمنان و جامعه اسلامى دنبال آن هستند مى تواند محقق كند. با اين ديدگاه براى ما تكليف بود كه در صحنه باشيم. دكتر احمدى نژاد هم از هيچ كس دعوت نكرد كه شما بياييد و اين كار را انجام دهيد. هر كس آمد و به مجموعه وصل شد، خودش آمد. دليل اين كار دكتر احمدى نژاد اين بود كه بدهى به كسى نداشته باشد. لذا براساس تحليل خود و به صورت تكليفى ايستاده بوديم.
البته ما با تحقيقاتى كه انجام داديم شك كرديم كه واقعاً آن آمارها نظرسنجى باشد. اين ها را نظرسازى مى دانستيم. خودمان نظرسنجى كرديم و ديديم آقاى احمدى نژاد در خيلى از موارد نفر اول يا دوم است.
با چه ساز و كارى نظرسنجى ها را انجام داديد؟
از معلمان و نيروهايى كه در شهرستانها داشتيم كمك گرفتيم. در هفته آخر با وجود همه آن نظرسنجى ها تقريباً براى همه مسجل بود كه آقاى احمدى نژاد بالا مى آيد. همين امر منجر شد به اين كه چهارشنبه قبل از انتخابات، آقاى چمران بيانيه اى به حمايت از دكتر احمدى نژاد امضا كردند. در حالى كه قبل از آن احتياط مى كردند و موضع علنى نمى گرفتند اگرچه عملاً به دوستان كمك مى كردند.
برنامه نداشتن براى قرار گرفتن در جايگاه كلان كشور از جمله انتقادهايى است كه به آقاى احمدى نژاد وارد مى كردند. اين اتهام چقدر واقعى بود؟
من وقتى آقاى احمدى نژاد شهردار شدند در نقش مشاور ايشان در مديريت برنامه ريزى شهرى بودم. به پيشنهاد دكتر احمدى نژاد برنامه ۵ ساله شهردارى تهران را شوراى شهر تصويب كرده بود. كار برنامه ريزى شهردارى شروع شد و من مسئول طراحى كلان پروژه هاى برنامه ريزى كلان شهر تهران از سوى شوراى شهر تهران شدم و افرادى از پژوهشگاه ها و دانشگاه هاى مختلف قرارداد بستند كه كارهايى را انجام دادند. مثلاً برنامه ريزى راهبردى شوراى شهر، برنامه ICT شهر تهران، برنامه يكساله شهر تهران و برنامه اى كه وزارت مسكن با شهردارى مشتركاً دنبال مى كردند كه توسعه كالبدى شهر تهران بود. درحال حاضر هم با افرادى كه طراحى پروژه ها را به اتمام نرسانده اند تسويه نشده است و برخى از آن برنامه ها در شوراى شهر جديد در حال بررسى است. پس آقاى احمدى نژاد از زمان شهردار شدن روحيه برنامه ريزى داشتند. هيچ يك از شهردارهاى قبل از دكتر احمدى نژاد با اين گستردگى و عمق، كار برنامه ريزى شهرى را دنبال نكرده بودند و در زمان ايشان چشم انداز و برنامه ساليانه شهردارى تهران طراحى شد. همين روند توجه به برنامه را ما از پائيز ۸۳ به صورت خودجوش همزمان با تشكيل فضاى انتخاباتى شروع كرديم. ما به طور رسمى از اوايل زمستان ۸۳ برنامه ريزى را در راستاى اين كه دكتر احمدى نژاد گزينه منتخب ماست جهت داديم و از حالت انفرادى و جمع كوچك به جمع گسترده ترى تسرى داديم. در حدى كه در يك مقطع زمانى بيش از ۱۵۰ نفر از متخصصان حوزه و دانشگاه و مديران اجرايى دستگاه هاى مختلف مرتب تشكيل جلسه مى دادند. ستاد راهبردى و كميته هاى مختلف برنامه ريزى داشتيم و برنامه ها را با توجه به رهنمودها و مواضع دكتر احمدى نژاد تحليل مى كرديم. مواضع ايشان هم جدا از جريان اصلى انقلاب و رهنمودهاى امام خمينى (ره) و مقام معظم رهبرى نبود. به كارگيرى توان تخصصى مديران و نخبگان در مجموعه ما منجر به كارهاى زير شد: تشكيل سيستم هاى راهبردى و كميته هاى زيرمجموعه آن، شناسايى مسائل استراتژيك كشور از قبيل توليد رقابتى و موانع آن، تورم لجام گسيخته، كاهش ارزش پول ملى، كاهش قدرت خريد مردم، بهره سرمايه بالا، اقتصاد شبه ربوى و نرخ بالاى ارز، بزرگ بودن دولت، پروژه هاى عمرانى ناتمام، فساد مالى و اقتصادى، عدم توازن ميان درآمدها و هزينه ها، عدم رونق فعاليت كشاورزى و مشاغل روستايى و مهاجرت به شهرها، نارسايى شبكه توزيع كالا و خدمات و قاچاق كالا و خدمات، اشتغال نيروهاى متخصص و دانشگاهى، اشتغال نيروهاى غيرمتخصص در شهرستان ها و استان هاى محروم، فقدان ديدگاه منسجم مبتنى بر ارزش هاى اسلامى در حوزه اقتصادى و ...
اوايل پائيز ۸۴ به جمع بندى رسيديم و سپس جهت گيرى ها را مشخص كرديم.
مبارزه با فقر از طريق توانمندسازى قشرهاى آسيب پذير امكانپذير است. تز ما اين بود كه اگر مى خواهيم به عدالت برسيم بايد قابليت سازى كنيم. عدالت از طريق توانمندسازى قشرهاى مختلف جامعه از طريق دسترسى برابر به فرصت هاى آموزشى و مبارزه با فساد اقتصادى و پيشگيرى از پديده شوم رانت خوارى و قاچاق كالا و ارز، سوء استفاده از معاملات دولتى و برخورد با مسأله حرام اندوزى، رباخوارى و نظارت بر بهره سيستم بانكى رخ مى دهد.
مطالبات مردم فهرست شد. براى بخش ها و قشرهاى مختلف كميته هاى مختلف تشكيل شد. براساس آسيب شناسى اى كه وجود داشت جهت گيرى ها مشخص شد. براى نخستين بار، برنامه اى كه براى پاسخگويى به مطالبات قشرهاى مختلف مردم تهيه كرديم. جدا از بحث وزارتخانه ها، احصاى مطالبات مردم و برنامه ريزى براى آن، براى نخستين بار رخ داد.
ويرايش دوم «برنامه رجاء» در بهار ۸۴ است. ويرايش اولش در اسفند ۸۳ اتفاق افتاد. ما هم راهبردهاى كلان و استراتژيك را داشتيم و هم برنامه هاى بلندمدت براى قشرهاى مختلف. اين ها را آماده كرديم، رسيديم به مرحله اى كه بايد تدوين مى كرديم براى وزارتخانه ها و استان ها.
خب حالا وزير و استاندارش كيست و چه برنامه اى بايد داشته باشد؟ هر چه تلاش كرديم كه در آن مقطع بتوانيم به جمع بندى برسيم كه چه كسانى مى توانند مجرى برنامه ها باشند، ديديم آخرش به فرد نمى رسيم. آمديم بانك اطلاعات شايسته سالارى را ترتيب داديم كه مسئولان آن مشخص بودند. يكى يكى تحقيق مى كرديم براى تعيين وزرا و ليست ارائه مى كرديم.
اين كه وزراى فرهنگى و اقتصادى و حتى در رده هاى پائين تر، معاونان و مديران كل چه كسانى مى توانند باشند، در حد گسترده اى نيروهاى حزب اللهى كه در تشكل هاى مختلف بودند را راه انداختيم تا نيروهاى متعهد را براى وزارت مشخص كنند.
تا زمانى كه انتخابات با عنايات الهى و رأى مردم و انتخاب نهايى آقاى دكتر احمدى نژاد برگزار شد و ما همان برنامه ها را در اختيار دولت قرار داديم.
آيا آقاى احمدى نژاد در بحث انتخابات كار تشكيلاتى را به همان سبكى كه در دموكراسى هاى غربى وجود دارد قبول داشت؟
296667.jpg
اينجا يك پارادوكس وجود دارد. غرب وقتى دموكراسى خود را مشخص كرد، تشكيلاتى براى اجراى اهداف دموكراسى ايجاد كرد و احزاب و گروه ها جزو لاينفك دموكراسى هستند. در ايران اسلامى نيز تز ولايت مطلقه را پذيرفتيم ولى ادامه آن را درست تدوين نكرده ايم. امام خمينى(ره) به دليل قدرت معنوى و نفوذى كه داشتند و اصحاب انقلاب از شاگردان و مريدان بلافصل حضرت امام(ره) بودند، مملكت را اداره مى كردند. وقتى كه جريان مى آيد به نسل ها و رهبران بعدى منتقل مى شود، متفاوت مى شود و شما مى توانيد برخورد اشخاص مختلف با مسأله ولايت فقيه و نحوه برخورد و رفتار آنها را ببينيد و مقايسه كنيد با زمان حضرت امام خمينى (ره) كه آنها همه شاگردان حضرت امام (ره) بودند. اكنون اعتقاد است ولى علقه متفاوت است. لذا خلأ سازماندهى انسجام و پرورش كادرهاى سياسى براى اداره مملكت وجود دارد. دانشگاه ها و حوزه هاى علميه خود را براى انجام چنين كارى آماده نكرده اند.
اين سؤالى است كه بايد به آن پاسخ دهيم كه مكان تربيت اين مديران كجاست. جامعه اسلامى براى تربيت نيروها و براى اين كه قشرهاى مردم را سازماندهى كند بايد راهبرد و ابزار داشته باشد. معتقدم سازماندهى نخبگان را لازم داريم و بايد براى اين كه خدمات اثربخش تر باشد با سرعت و غناى لازم بتوانيم پيش ببريم اين را نياز داريم، اما دكتر احمدى نژاد اين مسأله را به سبكى كه منجر به ايجاد تشكيلاتى از سنخ احزاب و گروه هاى سياسى و دموكراسى هاى غربى شود، قبول ندارد و معتقد است كه مستقيم بايد با مردم كار كرد.
من هم معتقدم كار مستقيم با مردم منافات با تربيت كادر ندارد. دكتر احمدى نژاد معتقد است اگر تشكيلاتى شكل بگيرد به مسائل درونى و بقاى خود فكر مى كند ممكن است و از فكر خدمت به مردم فاصله بگيرد. بنابراين بهتر است كه از مزاياى آن بگذريم، و عده اى نباشند كه به اصطلاح هوادار ما باشند و ادعاى حكومت كنند.
چرا دكتر احمدى نژاد با تشكيلات سياسى به مفهوم مصطلح و امروزى آن ميانه خوبى ندارد؟
در جامعه ما حتى حزب به آن مفهوم غربى هم نداريم. گروه هايى داريم كه محفل هستند. نگرانى دكتر احمدى نژاد جداى از واقعيت نيست. من خودم با چپ، راست و ميانه كار كرده ام و هيچ كجا من را ارضا نكرده است.
آقاى دكتر احمدى نژاد شناخت خوبى از احزاب و تشكل ها دارند و نمى خواهند محدوديت هاى محافل سياسى دامنگير اداره ممكلت شود. اما قسمتى كه بايد سازماندهى نخبگان را داشته باشد و نخبگان بتوانند به دولت كمك كنند، بايد روى آن تأمل و كار بيشترى كرد. كما اين كه از اين باب خلأهايى براى اداره كشور داريم كه جاى بحثش اينجا نيست.
اين هم كه اظهار نگرانى براى آينده مى شود، من باور دارم كه اين انقلاب و كشور، حساب و كتاب و صاحب دارد و تكليف ما شناخت وظيفه و عمل كردن به آن است.
من تكرار مى كنم كه با برنامه ريزى هاى ستاد انتخابات، آقاى احمدى نژاد انتخاب نشد. خيلى ها با نداى وجدان آمدند و وقت گذاشتند و تلاش كردند كه پيام را به توده مردم برسانند. دكتر احمدى نژاد رسانه اى در اختيار نداشت. روزنامه همشهرى كه متعلق به شهردارى بود عليه احمدى نژاد موضع مى گرفت. ما دنبال شخصيت هايى با چهره شناخته شده بوديم كه در تلويزيون براى دكتر احمدى نژاد تبليغ كنند. يادم هست با يك نماينده مجلس قبل از دور اول تماس گرفته شد و آن شب كه من به تلويزيون رفتم قرار نبود من بروم ، قرار بود ايشان برود. من در بنگاه در حال خريد ماشين بودم كه تماس گرفتند و گفتند فلانى نيامد، من بدون اطلاعات و آمار به جام جم رفتم و ۲ تا ۳ دقيقه اول اصلاً آمادگى نداشتم، ولى با جمله اين كه شما برويد خيابان آسفالت كنيد، غيرتم به جوش آمد و راه افتادم و بحث كردم. مى خواهم بگويم كسانى كه وجهه داشتند نمى آمدند ولى وقتى ورق برگشت آمدند.
شما گفتيد كه آقاى احمدى نژاد قبل از انتخابات برنامه كاملى داشت و حتى براى مدير آن دولت هم فكر شده بود، اما چرا هنگام انتخاب وزرا، رئيس جمهور آن همه با مشكل مواجه بود؟
آقاى احمدى نژاد بايد كسانى را كه معرفى مى كرد كه مجلس به آنها رأى دهد و بديهى است اطرافيان آقاى دكتر احمدى نژاد چهره هاى مشهورى نبودند و اگر مى خواست از اطرافيان خود به مجلس معرفى كند رأى آوردن كار آسانى نبود. ضمن اين كه اعضاى ستاد، توقع وزير شدن نداشتند. آقاى احمدى نژاد با ما عقد اخوت براى اين كار نبسته بود و با فراغ بال براى اين كه كانديدا براى پست وزارت معرفى كنند چترى بازكردند. در جلسات راهبردى كه در مجلس قديم براى تعيين وزرا تشكيل مى شد، بنده دفترچه اى داشتم كه در آن اسم وزارتخانه ها را نوشته بوديم. افرادى كه از جاهاى مختلف معرفى شده بودند و نيز از بانك اطلاعاتى كه از قبل آماده كرده بوديم، اسم ها را براى وزارتخانه هاى مختلف ليست مى كرديم. زمانى براى يك وزارتخانه ۲۰ نفر افراد شناخته شده داشتيم كه مى توانستند به عنوان وزير معرفى شوند. اما دشوارى كار اينجا بود كه آقاى احمدى نژاد بايد از مجلس رأى مى گرفت و معلوم نبود مجلس چه ميزان ليست موجود را قبول دارد. پيام هاى مختلفى داده مى شد. من كه به عنوان وزير تعاون معرفى شدم. بعد از عدم رأى مجلس، دكتر احمدى نژاد به من جمله اى گفت كه بماند...
البته اگر تجربه ما بيشتر بود افراد بهترى وارد صحنه مى شدند. ما قيد و بندى به جناح ها نداشتيم و كانديداهاى مختلفى داشتيم، اما كسى كه اسم او اول مى شد رقبا به صورت جهت دار او را مشكل دار جلوه مى دادند. ابتدا خيلى باز انتقادها را پذيرفتيم، ولى در ادامه هر چقدر خبر مى آمد كمتر اهميت مى داديم.
در مرحله دوم انتخابات ائتلاف گسترده اى عليه دكتر احمدى نژاد شكل گرفت، تخريب ها چه تأثيرى بر ستاد داشت و چه ويژگى در احمدى نژاد مى ديدند كه آن قدر از آمدن او مى ترسيدند؟
طيفى كه به حمايت از كانديداى مقابل آمده بودند يك دست نبودند و انگيزه هاى مختلفى داشتند. يك عده مؤمنانى بودند كه به خاطر لباس روحانيت طرفدار رقيب آقاى احمدى نژاد بودند. اخوى بنده كه دكتر و طلبه است و شيوه زندگى او با كانديداى مورد نظر تطابقى ندارد به من مى گفت، با اين كار شما روحانيت از صحنه خارج مى شود.
عده اى ديگر بودند كه تجربه، سابقه مديريت و ممارست كانديداى محترم مقابل را ديده بودند و حالا جوانى مى خواست بيايد، نگران بودند كه اين جوان تا بخواهد تجربه كسب كند و مدير درجه يك كشور شود، ممكن است براى مملكت عواقب بدى داشته باشد، اين وضع آنها را نگران مى كرد و نگرانى هاى خود را به ما مى گفتند و به آنها پاسخ مى داديم كه شرايط جنگ را مگر نديديد كه چطور اداره شد. مى گفتيم كه دكتر احمدى نژاد درست است كه لباس روحانى ندارد ولى مريد رهبرى و طرفدار ولايت فقيه هستند و راحت تر مى تواند اهداف روحانيت و نظام را تعقيب كند. اساساً از لحاظ مديريتى هر تغييرى در جامعه موجب مقاومتى در برابر آن تغيير خواهد شد و بخشى از آن طبيعى است و وظيفه كسى كه مى خواهد تغيير را مديريت كند اين است كه اطلاع رسانى و رفع نگرانى كند. بخشى از آن تخريب ها هم تضاد ميان تفكر اسلام و تفكر التقاطى و انحرافى كسانى بود كه از انقلاب ضربه ديده و منافع آنها به خطر افتاده بود. مى ديدند فرزندى از انقلاب آمده كه مصلحت انديشى نمى كند و افكار خود را عملى مى كند، بنابراين صف كشيدند و موضع گرفتند. عده ديگر خارج از كشور بودند و مى ديدند كه جريان انقلاب اسلامى روح تازه و سرعت بيشترى مى گيرد و نمى خواستند كه اين اتفاق بيفتد. مجموع اين عوامل موجب آن موضع گيرى ها شد. اما اين كه آن موج تخريبى چه نتيجه اى براى دكتر احمدى نژاد داشت، اولاً مظلوميت دكتر احمدى نژاد را براى مردم روشن تر كرد. يادم هست شبى كه دكتر احمدى نژاد در صدا و سيما برنامه داشتند، پشت صحنه آقاى چمران و بنده به همراه چند نفر ديگر حضور داشتيم، برق چند شهر را قطع كردند. دوستان ما از شهرستان ها تماس مى گرفتند و موضوع را اطلاع مى دادند و به دنبال آن، از طريق صداوسيما اين اتفاق را اطلاع رسانى كرديم براى پيشگيرى و كسى جواب نداد. يادداشتى خدمت آقاى احمدى نژاد داديم و ايشان هم در لحظات آخر اين موضوع را اعلام كرد و اين مسأله تأثير زيادى داشت.
فضاى كلى رسانه ملى هم در حمايت از دكتر احمدى نژاد نبود. مظلوميت خاصى حاكم بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |