در جريان انتخابات نهم رياست جمهورى ، على اكبر جوانفكرمسئول كميته رسانه ستاد انتخابات محمود احمدى نژاد بود و از آن به بعد همواره يكى از
نزديكان محمود احمدى نژاد محسوب مى شود. او خاطرات و ناگفته هاى زيادى از انتخابات حساس سوم تير ۸۴ دارد. آنچه مى خوانيد تنها گوشه اى از
ناگفته ها و تحليل هاى جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور است
كه در گفت وگويى ۲ ساعته با خبرگزارى فارس عنوان كرده است.
آقاى جوانفكر، شما نقش رهبرى را در گفتمان عدالت كه بسترساز رويداد سوم تير بود، چگونه ارزيابى مى كنيد؟ چه شد كه سوم تير به وجود آمد؟
تشكر مى كنم كه فرصتى فراهم شد تا به مناسبت يك مقطع مهم وحساس در تاريخ بالنده انقلاب اسلامى يعنى سوم تير، به بحث در باره ابعاد مختلف اين پديده بپردازيم.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در مسائل مربوط به اداره كشور همواره معيارها و اصول ثابت و روشنى را مدنظر دارند كه مبتنى بر احكام و ارزش هاى اسلامى و برخوردار از پشتوانه هاى عميق فكرى و عقلى است و ما به سهم خود بايد مراقبت كنيم كه تاثيرات منفى تحولات سياسى دامنگير اين جايگاه مهم و تعيين كننده نشود.
عدالت و عدالت خواهى، گفتمان اصيل انقلاب اسلامى است و اين مهم نه فقط در يك مناسبت مهم و منتهى به حماسه سوم تير، بلكه در همه سالهاى پس از انقلاب مورد تأكيد حضرت امام (رض) و همچنين رهبر معزز انقلاب بوده است. اين تأكيد مستمر ريشه در ضرورت و قطعيت عدالت براى جامعه اسلامى است و مى توان اين طور استنباط كرد كه با وجود ابتناء انقلاب بر گفتمان عدالت، سياست ها و برنامه هاى دستگاه اجرايى كشور به عنوان اساسى ترين نهاد قدرت ، در ادوار گذشته در مسير تحقق و بسط عدالت و نهادينه سازى آن قرار نداشته كه اين همه از سوى مقام رهبرى به عنوان ركن ركين انقلاب برآن تأكيد و پافشارى شده است. دكتر احمدى نژاد با آگاهى از اهميت و ضرورت اجراى عدالت و با شناختى كه از ناهنجاريهاى منتج از رويكردهاى حاكم بر نظام اجرايى كشور داشت به اين باور رسيده بود كه دولت در مسير تحقق آمال و آرمانهاى ملت ايران قرار ندارد و با گذشت زمان اين انحراف ، عميق تر و گسترده تر شده است . بنابراين آقاى احمدى نژاد ، ايجاد تحول و تغييرات بنيادين در بسيارى از زمينه ها را امرى گريز ناپذير مى ديد و با تأكيد بر همين ضرورتها بود كه به صحنه آمد و مورد استقبال مردم نيز قرار گرفت .
آيا مى توانيد به نمونه هايى از ناهنجاريهاى ناشى از رويكردهاى دولت هاى گذشته اشاره كنيد؟
وقتى به صحنه كشور و به فضاى جامعه نظر مى انداختيم، عطر دل انگيز اسلام شامه ها را نوازش نمى داد. رقابت تلخ ميان بانكها و بنگاههاى پولى، علاوه بر آن كه انگيزه هاى مادى گرايى را در جامعه تشويق و تقويت مى كرد، فضاى زندگى مردم را نيز به حرام خوارى آلوده مى ساخت. شعارهاى اغواگرانه و رنگارنگ و تبليغات پر هزينه مبتنى بر پرداخت ۶ درصد سود بيشتر يا بالاترين سود بانكى همه فضاى جامعه را پر كرده بود و صدا وسيما به عنوان رسانه ملى نيز مبلغ همين رفتار ناهنجار بود. آيا رقابت بر سر پرداخت سود بيشتر بانكى، مفهومى جز تشويق و ترغيب رباخوارى و نزول خوارى به جامعه القا مى كرد؟!
اين رويكرد حاكم بر سياستهاى پولى كشور مبتنى بر عقايد اسلامى و آرمان هاى انقلابى ملت ايران نبود زيرا جمع زيادى از مردم گرفتار تبعات آن مى شدند و يك جمع محدود و فرصت طلب نيز درآمدهاى سرشار را به جيبهاى پرناشدنى خود مى ريختند. بيگانه كردن مردم از يكديگر، ترويج بدبينى و سوء ظن افراد نسبت به يكديگر و نيز جا افتادن اين فرض كه همه مى خواهند سر يكديگر كلاه بگذارند، از آثار رويكردهاى مادى گرايانه در سياستها و برنامه هاى دستگاه اجرايى بود. ما شاهد رواج اخلاقياتى بوديم كه هيچ نسبتى با فرهنگ ايرانى و آموزه هاى اسلام عزيز نداشت. آحاد جامعه نسبت به يكديگر داراى وظايف اخلاقى و انسانى هستند اما وقتى نگرش مادى بر فضاى زندگى مردم حاكم مى شود، اين وظايف به فراموشى سپرده مى شود و مصلحت ها و منافع شخصى بر تعهدات اسلامى و وظايف انسانى رجحان پيدا مى كند.
هر جامعه انسانى، پيچيدگى هاى خاص خود را دارد و درهمه حال بر محيط پيرامونى خويش اثر مى گذارد يا از آن تأثير مى پذيرد، بنابراين نمى توان يك حكم كلى را در باره آن صادر كرد. با وجود فضاى ناسالمى كه در كشور حاكم شده بود، مردم هر جا احساس تكليف مى كردند، وارد عمل مى شدند و نقش مهم و سازنده خود را به نتيجه مى رساندند. مانند زلزله بم كه مردم با تمام وجود به صحنه آمدند و نقش خود را ايفا كردند. در اين جا بحث بر سر جهت گيريهاى حاكم بر نظام مديريتى كشور و سمت و سوى هدايت جامعه است. حال اينكه جامعه در برابر آسيب ها و تهديدها چگونه از خود مقاومت نشان مى دهد و تا چه حد مى تواند آسيب پذير باشد، موضوع ديگرى است.
برخى معتقدند رويكرد مردم به آقاى احمدى نژاد، محصول يك حادثه و اتفاق بود و به يكباره بوقوع پيوسته است، نظر شما در اين باره چيست؟
آقاى احمدى نژاد بر اساس يك برداشت دقيق و تحليل جامع از فضاى كشور وارد عرصه شد و به روشنى مى دانست كه نياز و خواست جامعه چيست. اين طور نبود كه نداند چه مى كند و همين طور وارد صحنه شده باشد و مردم هم اتفاقى به ايشان رأى داده باشند. گفتمان عدالت كه از رويكردهاى اصلى رئيس جمهور محسوب مى شود ، يك بستر زمانى را با هدايت داهيانه رهبر معظم انقلاب ، طى كرده تا به اين جا رسيده است. بنابراين رأى مردم به احمدى نژاد رأى به عدالت بوده است و اين امر منطقاً نمى تواند اتفاقى باشد. مردم براى پيروزى آقاى احمدى نژاد در انتخابات خودشان تبليغات ، نذر و نياز و دعا كردند و روزه گرفتند. اينها محصول يك اتفاق نيست . مردم ايشان را باور كردند و هنوز هم با همه وجود به ايشان باور دارند و اين باور به ارزش هايى كه مردم به آن اعتقاد دارند بر مى گردد. مردم اين ارزش ها را در رفتار و گفتار آقاى احمدى نژاد متبلور مى ديدند كه به ايشان رأى دادند. اين يك اتفاق نبود.
كسانى كه حماسه سوم تير را يك اتفاق وانمود مى سازند، بيش از هر چيز تحت تأثير حادثه دوم خرداد سال ۷۶ هستند . دكتر احمدى نژاد در دوران انتخابات ، در معرض اقدام هاى تخريبى طيف روزنامه نويسان اصلاح طلب و عمليات روانى طالبان قدرت قرار گرفت اما مردم او را با وجود آتش سنگين و پرحجم تبليغاتى كه ازهمه سو باريدن گرفته بود، برگزيدند و با آگاهى از ظرفيت ها و توانمنديهاى فكرى و اجرايى دكتر احمدى نژاد ، به يك انتخاب عالمانه مبادرت ورزيدند. كسانى كه حماسه سوم تير را يك حادثه يا يك اتفاق وانمود مى سازند ، به طور مستقيم ملت ايران را نشانه گرفته اند و با اين گفتار خود ، ملت فهيم و رشيد ايران را مورد توهين قرار مى دهند.
در اين انتخابات بحث نظر سنجى يك مقوله قابل تأمل بود. يعنى اين كه تا قبل از مرحله اول انتخابات، اكثر نظر سنجى ها آقاى احمدى نژاد را در جايگاه خوبى نشان نمى دادند و اين مبناى تحليل بسيارى از افراد در خارج و حتى داخل كشور قرار گرفته بود. آيا اين را يك برنامه از پيش تعيين شده مى دانيد؟
تجربه نشان داده كه جريان هاى حزبى و گروهى در كشور ما «بزن و برو» عمل مى كنند. در يك مقطع سياسى يا زمانى، دست به حركتى مى زنند و مى خواهند در همان مقطع نيز ميوه آن را بچينند. رفتار، كاركرد و سوابق احزاب در جامعه ، مؤيد همين رويكرد است . اينها وقتى احساس مى كنند كه قرار است تصميمى از طرف مردم گرفته شود ، وارد صحنه مى شوند و با انتقاد از وضع موجود سعى در جلب توجه مردم به سمت خودشان مى كنند.
مسأله اى كه درباره نظر سنجى اشاره كرديد، ادامه همان رويكرد است كه مى خواهند در يك حركت سريع و ضربتى ، افكار عمومى را تحت تأثير قرار دهند و ميوه سياسى خود را بچينند و به دنبال كارشان بروند؛ لذا شروع به نظرسازى مى كنند. نظرسنجى هايى كه مى بينيد غالباً غيرعلمى و بدون پشتوانه منطقى است و هدفشان هم اين است كه افكار عمومى را به سمتى كه مى خواهند، متوجه كنند. تجربه نشان داده در يك مقطع زمانى طيفى از نيروهاى سياسى ، به عنوان نظرسنجى آمارى را ارائه مى دهد و در همان مقطع، يك طيف ديگر ، نتايج يك نظر سنجى با نتايجى ۱۸۰ درجه مخالف آن رو مى كند ، اصولاً نظرسنجى ها در كشور ما هنوز به مرحله علمى و قابل اعتماد نرسيده است. در بعضى از موارد، جامعه آمارى نظر سنجى ها اشكال اساسى دارد ، جمع بندى هايى كه به لحاظ علمى بايد صورت گيرد، مترتب بر بسيارى از نظرسنجى ها نيست و در واقع گروه هاى سياسى ، ديدگاه خود را به نتيجه و جمع بندى حاصل از نظر سنجى تحميل مى كنند. آقاى احمدى نژاد بدون توجه به اين نظرسازيها، در سفرهايى كه به نقاط مختلف داشتند، اقبال عمومى را مبناى قابل قبولى براى سنجش جايگاه خويش در افكار عمومى مى ديدند. مثلاً در اصفهان در روزهاى منتهى به انتخابات، حضور بسيار گسترده مردم در مراسم سخنرانى ايشان به حدى بود كه چندين نفر مجروح شدند و يكى از اعضاى ستاد انتخاباتى ما در اصفهان جان خود را در ازدحام مردم از دست داد. اين استقبال گسترده و فزاينده ، چشم انداز كار ما را روشن مى ساخت زيرا گرايش مردم به سمت آقاى احمدى نژاد به طور جهشى در حال افزايش بود. ما چشم خود را روى واقعيت هاى جامعه و آن چيزى كه عينيت داشت ، نمى بستيم و اگر آقاى احمدى نژاد در آخرين روزها به استقبال مردم اشاره مى كردند، براساس اقبالى بود كه از ايشان در جاهاى مختلف كشور صورت مى گرفت.
از تخريب هاى انتخابات سوم تير عليه آقاى احمدى نژاد بگوييد. چه تدبير رسانه اى براى مقابله با تخريبها انديشيده بوديد؟
در ارتباط با آقاى احمدى نژاد، فعاليت رسانه اى را يك كار پيچيده و دشوار نمى ديديم. نه در مقطع انتخابات، بلكه در مقطع شهردارى تهران هم همين طور بود. ريشه اين مسأله هم به اين امر برمى گشت كه ما از ابتدا از ورود به صحنه چالش هاى سياسى و رسانه اى واقعاً پرهيز كرديم. در دوران مديريت ايشان در شهردارى تهران اين جمع بندى روشن را داشتيم كه ورود به عرصه تنازعات بى حاصل سياسى و تبليغاتى ، فرصت سوزى به زيان مردم است و فرصت هاى جديد را در اختيار جويندگان موقعيت هاى خاص قرار مى دهد و ما نمى خواستيم كه چنين وضعيتى پيش بيايد و اصولاً معتقد بوديم كه جامعه نيز از اتخاذ چنين رويكردهاى تنش زايى در بخشهاى مديريتى كشور خسته شده است. شما مى بينيد كه ما همچنان به اين اصل مهم در اطلاع رسانى و انجام امور تبليغاتى پايبند مانده ايم . ما در عرصه رياست جمهورى نيز به بسيارى از فضا سازى هاى رسانه اى پاسخ نمى دهيم چون آشكارا به نظر مى رسد كه آنها مى خواهند ما را وارد عرصه اى از تنش ها بكنند و ما هم بايد از آن پرهيز مى كنيم. وقتى مى گوييم مردم ما فهيم و هوشمند هستند، بايد نشان دهيم كه به اين اصل ، اعتقاد عملى داريم. در دوران مديريت شهرى و پس از آن در انتخابات و دولت نهم ، همواره مردم را به عنوان عناصر فهيم و باهوش باور داشتيم و بر اساس همين باور بود كه شهامت حضور در يك كارزار به ظاهر نابرابر را پيدا كرديم زيرا معتقد بوديم كه مردم از ميان همه هياهوها ، حقيقت را پيدا مى كنند. بنابراين اصل كار خود را بر برخورد اثباتى گذاشتيم و ديدگاه خودمان را مطرح كرديم و كارى نداشتيم كه ديگران چه مى گويند. پذيرش واقعيت هاى پيش رو براى طيف مقابل ما بسيار سخت و دشوار مى نمود و آنها دچار سستى و از هم گسيختگى عجيبى شده بودند و فرصت كافى براى تأمل و تفكر در رويكردهاى خود نداشتند لذا در دوران انتخابات با يك سرى خودزنى هاى وحشتناك در طيف مقابل مواجه شديم. اينها اينقدر درگير تكبر و خودبزرگ بينى و خود برتر بينى شده بودند كه احساس نمى كردند با سرعت زياد ، در سراشيبى سقوط در افكار عمومى قرار گرفته اند يا اگر چنين احساسى هم داشتند ، كار ديگرى از دستشان ساخته نبود. جريانى كه پررنگ و پر هياهو عليه دكتر احمدى نژاد كار مى كرد، پايگاه خود را در ميان مردم از دست داده بود و زمان به زيان آنها مى گذشت. احزاب اصلاح طلب و رسانه هاى وابسته به آنها تمامى حيثيت و اعتبار خود را در انتخابات سوم تير از دست دادند. آنها حتى به تبليغات خصمانه خود عليه دكتر احمدى نژاد بسنده نكردند و به صدور بيانيه عليه ايشان پرداختند. يك رسانه خبرى و ارتباط جمعى ، رسالت اطلاع رسانى را فراتر از همه چيز مى داند و آن را با اهداف زودگذر سياسى معامله نمى كند اما دست اندركاران اين رسانه ها همه سرمايه هاى مادى و انسانى خود را به كار گرفتند تا يكى را به قدرت برسانند ، مانع از به قدرت رسيدن رقيب شوند و در ادامه رقيب را از قدرت به زير بكشند. آنها نشان دادند كه به معيارها و اصول كار حرفه اى و انتقال بى طرفانه اخبار و اطلاعات به جامعه پايبند نيستند.
به نظر مى رسد آقاى احمدى نژاد از ابزار سنتى در امر اطلاع رسانى، مانند تبليغات چهره به چهره و منابر در مسجد و حسينيه ها ، بيشترين بهره را برد، اين امر چگونه اتفاق افتاد؟
به خاطر باورها و اعتقادات و جهت گيرى هايى كه آقاى احمدى نژاد داشت، همه نگاه هاى اين مجامع به طور طبيعى به سمت آقاى احمدى نژاد نيل مى كرد و اين رويدادى كاملاً طبيعى بود كه حسينيه ها به سمت آقاى احمدى نژاد بروند. در شهردارى تهران، اين جزو باورهاى آقاى احمدى نژاد بود كه به مناسبت ماه محرم به مساجد و هيأت ها كمك مى كردند ، به هر حال اين جزو باورهاى ماست و ما در حال زندگى با آن هستيم. چطور ممكن است ما مسجد داشته باشيم و مساجدمان غريب باشند. بايد مساجد احيا شوند. چطور ممكن است نظام اجرايى كشور خودش را از اين پايگاه مهم دينى و اجتماعى برى بداند. در سال هاى بعد از انقلاب متأسفانه اين پايگاه هاى مهم مذهبى فراموش شدند و در انزوا قرار گرفتند. برخلاف تبليغات مسموم اصلاح طلبان، حمايت آقاى احمدى نژاد از مساجد، تكايا و حسينيه ها با هدف بهره بردارى سياسى نبود و ايشان در دوران رياست جمهورى نيز حمايت از مساجد و حسينيه ها و تكايا را در گستره ملى به انجام رساند.
چرا آقاى احمدى نژاد در آخرين لحظات اقدام به ثبت نام در انتخابات كرد؟
دكتر احمدى نژاد اگر احساس تكليف نمى كرد، وارد اين عرصه نمى شد. ايشان باور داشتند كه بايد در كشور يك تحول اساسى صورت بگيرد ولى واقعاً اگر كسى وجود داشت كه مى توانست اين خلأ را پر كند و نياز جامعه اسلامى را برآورده سازد ، آقاى احمدى نژاد به اين تكليف نمى رسيد كه وارد صحنه بشود. اصلاً اينطور نبود كه ايشان از قبل ، خودشان را براى انتخابات رياست جمهورى آماده كرده باشند. باور ما اين بود كه هر كس با كارنامه درخشان مديريتى و با جهت گيرى هاى مردم گرايانه و عدالتخواهانه وارد عرصه انتخابات شود، مردم از او استقبال مى كنند. مردم به دنبال كسى بودند كه آن گفتمان را در اعتقادات و باورهاى او متجلى ببينند و براى سپردن سكان اجرايى كشور او را توانمند و كارآمد بيابند كه در عمل آقاى احمدى نژاد را زيبنده پذيرش اين مسئوليت خطير يافتند.
تخريب ها فقط در چارچوب روزنامه ها بود؟
نه. خيلى از تخريب ها بعد به صحنه رسانه اى كشيده مى شد ولى كاملاً روشن بود كه در يك جايى عده اى در حال طراحى و فضاسازى هستند تا در دل مردم وحشت ايجاد كنند.
فكر مى كنيد اين مركز در داخل بود يا خارج؟
اين كار در داخل سازماندهى مى شد اما برخى از سرخط هاى اصلى از بيرون به داخل مى آمد. مثلاً مى ديديم كه عده اى معلوم الحال با پوشيدن لباس مشكى و سوار بر موتور و با قيافه اصطلاحاً حزب اللهى به صحنه مى آمدند و در برابر مردم رفتارى از خود نشان مى دادند كه منزجركننده بود و مى خواستند دكتر احمدى نژاد را از چشم مردم بيندازند. معلوم بود كه اين ترفند، در جايى طراحى و سپس اجرايى مى شد و بعد به صحنه رسانه اى راه مى يافت و در سطحى وسيع سعى مى كردند با استفاده از رسانه هاى وابسته، افكار عمومى را از رئيس جمهور شدن دكتر احمدى نژاد و تبعات آن بترسانند . شكل هاى ديگرى از تخريب را هم ديديم كه مى آمدند در سطوح رسانه اى نسبت هايى مى دادند به آقاى احمدى نژاد كه بعد از انتخابات هم ادامه پيدا كرد و ديديم كه برخى از اين سرخط ها ، دستاويز رسانه هاى خارجى نيز قرار گرفت . بنابراين معلوم بود كه پيوندى بين اين جريانهاى ضد احمدى نژاد در داخل و خارج وجود دارد و اين امر درعرصه رسانه اى ادامه پيدا مى كرد كه خيلى هم معنى دار بود. يا درست در همان زمانى كه قرار بود برنامه تبليغاتى آقاى احمدى نژاد از سيما پخش شود به ما خبر دادند كه ممكن است برق برخى از مناطق كشور و تهران قطع شود و اين امر نيز نمى توانست اتفاقى باشد.
از روز ۲۷ خرداد و شمارش آرا تعريف كنيد.
دكتر احمدى نژاد در مسجد جامع نارمك كه نزديك منزلشان بود رأى دادند و مردم هم استقبال زيادى از خودشان نشان دادند و همانجا هم مصاحبه اى با ايشان انجام شد. بعد بچه ها تقسيم شدند و هر كس سرگرم حوزه كارى خودش شد و با توجه به ممنوع بودن تبليغات در ۴۸ ساعت آخر انتخابات ، يك فضاى تنفسى ايجاد شده بود كه هركس در فضاى آرام ترى بتواند مباحث انتخاباتى را دنبال كند.
باور ما اين بود كه مردم گرايش بسيار زيادى به سمت آقاى احمدى نژاد دارند و طبيعى بود كه منتظر نتايج آرا بوديم تا به نفع آقاى احمدى نژاد اعلام شود. ما واقعاً هيچ اضطرابى نسبت به اين مسأله نداشتيم كه آقاى احمدى نژاد رأى نمى آورد. هم خود ايشان و هم حاميانشان ، بر اساس تكليف به صحنه آمده بودند. كسى كه با احساس تكليف مى آيد اصلاً برايش مهم نيست كه رأى بياورد يا نياورد، پيروز شود يا شكست بخورد؛ چون در هر حالت به تكليف عمل كرده است. كم كم از جاهاى مختلف ، افراد مختلف تماس مى گرفتند و اقبال عمومى را در پاى صندوق ها مى ديدند و مى گفتند آقاى احمدى نژاد رأى بالايى دارد اما كسى نمى گفت كه ايشان نفر اول است يا دوم. فقط اطمينان ما اين بود كه دكتر احمدى نژاد نسبت به ساير رقبا رأى بالايى دارد. حتى در نخستين لحظات كه آرا به سمتى ديگر گرايش داشت باز هم نگرانى نداشتيم تا اينكه نتايج نهايى آرا اعلام شد و معلوم شد كه آقاى احمدى نژاد به دور دوم راه يافته است. بلافاصله در خيابان آيت الله كاشانى يك جايى را پيدا كرديم و يك فرد داوطلب شده بود كه اين فضا را در اختيار ما قرار دهد. وقتى از طريق خبرگزارى ها اعلام كرديم كه آقاى احمدى نژاد مصاحبه مطبوعاتى دارد، همه مطلع شدند و آمدند. در آن كنفرانس خبرى آقاى احمدى نژاد مى خواست رويكردها و اهداف خود را مورد تأكيد مجدد قرار دهد و مردم را به حضور فعال در مرحله دوم انتخابات فرابخواند.
|
|
|
درباره نحوه اعلام نتايج شمارش آرا در مرحله اول نظرتان چيست؟ به نظر مى رسيد آرا با رويكرد خاصى اعلام مى شد.
ما هم اين احساس را داشتيم ولى نگرانى نداشتيم چون مى دانستيم فضاى افكار عمومى به نفع آقاى احمدى نژاد است. براى برخى دوستان در ستاد انتخاب كشور سخت بود كه بخواهند انتخاب مردم را بپذيرند. نه تنها براى آنها، بلكه براى رسانه هاى طرفدار آنها هم خيلى سخت بود كه بعد از اين همه تبليغات سنگين و مسموم عليه دكتر احمدى نژاد، رأى مردم ، معطوف به ايشان شده بود. ولى بالاخره ناگزير بودند كه اين حقيقت را اعلام كنند. هر چند در ابتدا سعى مى كردند آمار را به نحو ديگرى بنمايانند، ولى ناگزير از تن دادن به واقعيت بودند و آراى آقاى احمدى نژاد هم طورى نبود كه احتمالاً كسى بخواهد دستكارى كند. پس بايد در مقابل خواست مردم سر تعظيم فرود مى آوردند.
چه برنامه رسانه اى براى مرحله دوم داشتيد؟ مباحثى كه عليه آقاى احمدى نژاد مطرح مى كردند را با توجه به اينكه گسترده تر هم شده بود، چطور
مى خواستيد پاسخ دهيد؟
ما همان مشى اوليه را در مرحله دوم انتخابات هم ادامه داديم. جمع بندى ما اين بود كه بعضى ها در عرصه رسانه اى با حركتى كه عليه آقاى احمدى نژاد در پيش گرفتند ، بيشترين آسيب را به خودشان مى زنند و با تخريب آقاى احمدى نژاد در واقع خودشان را بيشتر از چشم مردم مى انداختند.
ما سعى نكرديم به سمت مقابله برويم و با آنها به چالش بپردازيم .اگر مجموعه فعاليت هاى رسانه اى ستاد آقاى احمدى نژاد را مرور كنيد به روشنى به اين نتيجه مى رسيد كه ما به هيچ وجه وارد اين عرصه نشديم. احساس مى كرديم روندى كه آنها آغاز كرده اند ، منتج به انزجار بيشتر مردم نسبت به خود آنها خواهد شد و اين برداشت هم رهاورد همان مردم باورى بود كه قبلاً اشاره كردم ، يعنى مردم را فهيم و هوشمند مى دانستيم و معتقد بوديم كه آنها از ميان هياهوهاى فراوان و گرد و غبارهايى كه اصلاح طلبان به خشم آمده ، برپا كرده بودند ، دست به انتخاب درست خواهند زد.
اين نكته نيز قابل تأمل است كه حتى اگر ما مى خواستيم به مصاف اصلاح طلبان و رسانه هاى پرتعداد آنها برويم، فاقد امكانات لازم بوديم و اين هم واقعيت ديگرى بود كه خودش را به ما تحميل مى كرد. اگر حتى مى خواستيم در كار رسانه اى تغيير رويكرد بدهيم، ابزار و امكانات لازم را در اختيار نداشتيم. البته همانطور كه گفتم ما اصلاً به چنين چالشى اعتقاد نداشتيم. آقاى احمدى نژاد مدير مسئول روزنامه همشهرى هم بودند، شما اگر روزنامه همشهرى را در ايام انتخابات مرور كنيد ، درخواهيد يافت كه حتى در همين روزنامه هم مطالبى به زيان آقاى احمدى نژاد منتشر مى شد و ايشان به هيچ وجه راضى نبودند از روزنامه اى كه متعلق به اموال مردم است براى انتخابات استفاده شود.
روزنامه همشهرى اطلاع رسانى مى كرد اما هرگز به نفع آقاى احمدى نژاد تبليغ نكرد. اما در طيف مقابل در همان زمان روزنامه ايران كه روزنامه دولت بود، بررسى كنيد و ببينيد چه حركتهايى انجام دادند. دست آنها از لحاظ رسانه اى پر بود ولى چون رويكردهاى اشتباهى داشتند، نتوانستند نتيجه مطلوب بگيرند و دائماً در مسير اشتباه پافشارى مى كردند و در باتلاقى گير كرده بودند كه هر چه بيشتر دست و پا مى زدند بيشتر فرو مى رفتند.
در آن زمان واكنش خود آقاى احمدى نژاد به رويكردهاى تخريبى چه بود؟
با شناختى كه از آقاى احمدى نژاد دارم، مى دانم كه ايشان فردى بسيار پايبند به موازين اخلاقى و مبانى دينى است و واقعاً تكليفى وارد صحنه شد و در هيچ موضوعى نديديم عصبانى شود يا به كسى توهين كند. در بعضى سخنرانى ها طيف مقابل افرادى را مى فرستادند براى اينكه سخنرانى آقاى احمدى نژاد را برهم بزنند و هياهو به راه بيندازند ولى ايشان بدون اينكه ناراحت شود صبر مى كرد تا آن فرد حرفش را بزند و وقتى حرفش را مى زد، مى گفت اگر آرام شدى بگذار من حرف بزنم و سعى مى كرد پاسخ قانع كننده اى بدهد. هيچ گاه در مقام پاسخگويى تند و تحكمى بر نيامد و همين امر مخالفان ايشان را مات و تلاش آنها را خنثى مى كرد.
ما همين رويكرد و مرام آقاى احمدى نژاد را در دانشگاه اميركبير هم ديديم. آن چيزى كه در دانشگاه اميركبير اتفاق افتاد يك صحنه از ده ها صحنه اى بود كه در ايام انتخابات اتفاق افتاد ولى در زمان انتخابات نهم چون نمى خواستند آقاى احمدى نژاد مطرح شود، اينها را مخفى مى كردند؛ اما وجود داشت. آنها افرادشان را مى فرستادند تا جنجال و هياهو راه بيندازند ولى آقاى احمدى نژاد با صبر و مدارا و طمأنينه دوباره آرامش را به فضا بر مى گرداندند.
بعضى ها هم نسبت هاى ناروا به آقاى احمدى نژاد مى دادند كه ايشان اصلاً واكنش تند نشان نمى داد و با لبخند از كنارش رد مى شد. ايشان خودش را آماده كرده بود كه در برابر انواع حرفهايى كه عليه او زده مى شود آرامش خود را حفظ كند. طبيعى است كسى كه مى خواهد وارد چنين عرصه اى بشود و مديريت اجرايى كشور را برعهده بگيرد حتماً بايد اين ظرفيت ها را در خودش ايجاد كند كه ايشان ايجاد كرده بود.
از شب شمارش سوم تير و شمارش آرا بگوييد. در آن زمان افرادى مى آمدند و با مصاحبه هاى قاطع مى گفتند كه آقاى هاشمى برنده انتخابات مى شود. آيا نگران نبوديد؟ نقش پيام رهبرى را در آن شب چگونه ارزيابى مى كنيد؟ خودتان چه تصميمى گرفته بوديد؟
در مرحله دوم ما يك نگرانى داشتيم و آن هم متأثر از شكست سنگينى بود كه طيف مقابل در نتيجه عملكرد بسيار بد خودشان، متحمل شده بودند. جمع بندى روشنى كه در مرحله اول انتخاب داشتيم اين بود كه اصولگرايان ناگريز از اين هستند كه به صحنه بيايند و از آقاى احمدى نژاد حمايت كنند و كسانى كه به ديگر كانديداهاى اصولگرا رأى داده بودند طبيعى بود كه به ايشان رأى دهند و رأى ايشان يك جهش جدى خواهد داشت. آنها هم مى دانستند كه اين اتفاق خواهد افتاد. اگر به آراى آقاى هاشمى رفسنجانى در مرحله اول يا دوم انتخابات مراجعه كنيد مى بينند در مرحله دوم تحول چشمگيرى در رأى ايشان اتفاق نيفتاد. به همين جهت ما اين نگرانى را داشتيم كه اينها به روش هاى ديگرى متوسل شوند و آرامش را با حركتهاى ايذايى از مردم سلب كنند. لذا ما سعى كرديم رفتارمان به گونه اى باشد كه تا مى توانيم اجازه ندهيم آنها چنين فضايى را در اختيار بگيرند.
وقتى كه نتايج مرحله دوم انتخابات اعلام شد طبيعى بود طرفداران آقاى احمدى نژاد شروع به ابراز خوشحالى و برپايى جشن كنند. ما فضا را از اين بابت نامساعد مى ديديم. با اينكه متن مردم از نتيجه انتخابات بسيار خوشحال بودند و تقاضاهاى زيادى مى كردند كه ما مراسم جشن برپا كنيم، اما ترجيح داديم از مردم دعوت كنيم تا با حضور در مساجد، سجده شكر به جا بياورند و همين هم اتفاق افتاد و مردم در مساجد اقدام به توزيع شيرينى كردند و اين كار در سطح گسترده اى انجام شد كه بازتاب قابل ملاحظه اى در رسانه هاى داخلى و خارجى داشت .معلوم بود كه دشمنان انتظار داشتند با اعلام نتايج ، درگيرى و تنش ايجاد شود و به همين جهت از همان ابتدا سعى كرديم اين را در خودمان نهادينه كنيم كه بيشتر به سمت مساجد روى بياوريم. آنچه كه مردم در انتخابات نهم رياست جمهورى نشان دادند، شبيه انگيزه خود آقاى احمدى نژاد براى ورود به عرصه انتخابات بود. وقتى آقاى احمدى نژاد تكليفى وارد شد مردم هم در برابر آقاى احمدى نژاد احساس تكليف كردند و به ايشان رأى دادند. مردم نذر و نياز كردند، روزه گرفتند و انواع و اقسام توسل ها را داشتند تا اينكه آقاى احمدى نژاد رأى بياورد. اين يك علاقه برآمده از ارزش هاى دينى در مردم بود. اين رويداد خيلى مهمى است. مى دانيد كه در هر انتخابات ، خيلى ها به ستادهاى انتخاباتى مراجعه مى كنند و داعيه دارند و مطالباتشان را طلب مى كنند. ولى واقعاً اين امتياز در تاريخ انقلاب براى آقاى احمدى نژاد ثبت شد و ما به ندرت با چنين چيزى مواجه شديم. البته افرادى بودند كه داعيه اى براى تصدى مسئوليت داشتند و درخواست كردند ولى جواب نگرفتند. مردم مى ديدند و الان هم مى بينند كه آقاى احمدى نژاد همه زندگى خودش را وقف خدمت به جامعه و مردم كرده است.
شما فكر مى كنيد انتخابات ۳ تير در تاريخ ماندگار شود؟
هر چند تلاش گسترده اى براى اين است كه ۳ تير ماندگار نشود و به عنوان يك حادثه قلمداد شود اما ۳ تير را مردم رقم زدند و اين در تاريخ ثبت مى شود و ادامه مى يابد.
جريان ۳ تير به انقلاب اسلامى وصل است و يك حماسه ريشه دار است. دوم خرداد يك حادثه بى ريشه بود و با وجود هياهوهاى فراوانى كه پيرامون آن صورت گرفت ، ناگزير از ذهن ها خواهد رفت اما سوم تير در انقلاب و خون شهدا ريشه دارد و از نهضت انبيا و صلحا جان مايه خود را به دست مى آورد.۳ تير مقطعى در درون انقلاب است كه مردم هم آثارش را مى بينند.
اقتدارى كه امروز ملت ايران در دنيا دارد، بى نظير است. اين ادعا نيست. به هر جاى دنيا كه سفر كنيد مى توانيد اين عزت ايران را ببينيد. اين افتخار ملت ايران است. احمدى نژاد در همه جاى دنيا چهره اى شناخته شده و مترادف با انقلاب اسلامى است و اين خيلى ارزشمند است. اين همان رويشى است كه رهبر انقلاب بارها بر آن تأكيد كردند. احمدى نژاد يك رويش تازه در درون انقلاب است و اين رويش تازه، انقلاب اسلامى را بهارى كرده و دوباره همه نگاهها معطوف به انقلاب اسلامى و ملت ايران شده است.
همان اشتباهى كه برخى ها در درون انقلاب براى مقابله با جريان انقلاب اسلامى انجام دادند، امروز همان اشتباه را در رفتار دشمنان خارجى انقلاب اسلامى هم مى بينيم كه همه آنها شروع به خودزنى كرده اند. آنها خودشان را از چشم ملت ها مى اندازند و انقلاب اسلامى را هر روز در چشم ملتها درخشنده تر مى كنند. قطعاً گذشت زمان به نفع جريان ۳ تير يعنى به نفع اسلام ، انقلاب ، رهبرى و در يك كلام به نفع ملت پرافتخار و سربلند ايران است.