( ادامه از صفحه ويژه ۴)
چه زمانى فهميديد آقاى احمدى نژاد رئيس جمهور شده است؟
همان شب.
آن شب چگونه گذشت، چه خاطراتى از آن داريد؟
من قبل از اين كه انتخابات تمام شود، يعنى زمانى كه رأى گيرى همچنان جريان داشت، برايم محرز شد.چون اولاً خودم رفتم جامعه گردى كردم. ما آن شب مى خواستيم روزنامه را تيتر بزنيم و نمى شد من در اتاق اوهام خودم بخواهم مثلاً سرنوشت روزنامه را جورى رقم بزنم كه از واقعيات صحنه دور شوم. خودم رفتم حوزه هاى انتخابيه را گشتم.
كجا ها مثلاً؟
همه جا، از شمال شهر شروع كردم تا جنوب شهر. چند نفر از دوستان را هم فرستادم و آنها هم جداگانه رفتند و دائم از آنها گزارش مى گرفتم. يك وسيله مقايسه هم داشتم؛ مثلاً در فلان حوزه انتخابيه كه معمول اين بوده كه كسانى بالاى
۵۰ درصد رأى داشته باشند. درآمد و شدها معلوم مى شد كه چه كسى دارد رأى مى آورد. اين هم خودش يك جورى كسب اطلاع بود. بايد متوجه مى شديم گاهى با پرسش كردن، گاهى كسانى كه از روى دست طرف خوانده بودند و سايه حركت دستش نشان مى داد كه دارد به چه كسى رأى مى دهد. همين ها ارزيابى هايى است كه اغلب هم درست درمى آيد.
ديدم از آن جاهايى كه رقيب آقاى احمدى نژاد، بيشترين اميدها را به آن دارد، رقابت، رقابت نزديك است. در نقاطى كه آقاى احمدى نژاد برترى داشت، اين فاصله آن قدر زياد و كوبنده بود كه اصلاً جايى براى رقابت نمى گذاشت. مثلاً ۹۰ به ،۱۰ يعنى افراد جورى مى آمدنددر محيط رأى دادن كه اصلاً هركس كه وارد مى شد از قيافه آن معلوم بود كه مى خواهد چه كارى انجام دهد. اين همان چيزى است كه در مقاله اى در آن زمان نوشتم كه روح جامعه به حركت درآمده است. به قول «ميشل فوكو» در جامعه ايرانى يك روحى به نام روح ايرانى وجوددارد كه وقتى اين به جنبش درمى آيد، هيچ چيز جلودارش نيست. كار خودش را مى كند همان طور كه عصر دوم خرداد معلوم شده بود رأى مردم كجاست. يعنى دلهره را از همان عصر انتخابات انداخت در دل هاى رقباى آقاى خاتمى، در عصر روز سوم تير هم در غروب آن روز همان اتفاق افتاده بود. در اكثر حوزه ها ما با اكثر شهرستانها تماس داشتيم و همه استان ها گزارش خود را مى دادند. تقريباً وقتى ما از اغلب استان ها ارزيابى مى گرفتيم، مى گفتند ۶۵ به ۳۵ ، ۷۰ به ۳۰ و گاه بالاتر، يعنى ديده نشد كه بگويند ۵۰ به ،۵۰ حتى ۶۰ به ۴۰ ، از ۶۵ به ۳۵ كمتر نشد و ۷۵به ۲۵ هم وجودداشت.
ما به يك جمع بندى اجمالى براى خود كرديم و وقتى خواستيم تيتر روزنامه را بزنيم متناسب با آن خيالمان راحت بود. مى توانستيم بنويسيم «احمدى نژاد رئيس جمهور شد» اما اين كار را نكرديم.
چون قانون اجازه نمى داد.
بله، قانون اجازه نمى داد اين كار را بكنيم. ما يك روتيتر درشت داشتيم كه «خبرها از پيروزى چشمگير احمدى نژاد در انتخابات حكايت مى كند» و تيتر زديم: «ملت كار را تمام كرد»
آيا بهترين تيترى بود كه تا آن زمان انتخاب كرده بوديد؟
احساس خود من همين بود. البته اين تيتر محصول فكر جمع بود ولى بالاخره يك جايى بايد تمام مى شد. اين تيتر وقتى خورد، خبرش رفت بيرون. اين خبر وقتى به جاهايى رسيد، برخى از موضع دلسوزى نگران شدند و برخى از سركينه، افتادند دنبال اين كه تيتر روزنامه را عوض كنند. خيلى شديد و به همه محافل هم متوسل شدند و آن شب واقعاً يك شب تعيين كننده اى بود از اين جهت كه احتمال مى دهم اگر روزنامه تيتر خود را پس مى گرفت و كوتاه مى آمد، شايد يك كسانى موفق مى شدند نگذارند سرنوشت انتخابات آن طور كه واقعيت داشت، رقم بخورد. من هنوز هم وقتى يادم مى آيد كه چطورى داشتند صحنه آرايى مى كردند، كسانى كه خودشان مى دانستند اين انتخابات نتيجه اش چى شده ولى به عكس تبليغ مى كردند و مى گفتند رأى طرف ما ۶۰ درصد است و آقاى احمدى نژاد ۴۰ درصد است، احساس بدى پيدا مى كنم. ما بوى بدى ازاين استشمام كرديم، احساس كرديم در تدارك يك كودتا عليه رأى هستند، كودتايى كه مى گويم مى توانست خيلى مدنى اتفاق بيفتد. دارو دسته اى را آماده كرده بودند كه بريزند در خيابان ها و شروع كنند به هياهو و جنجال.
بعضى ها اين كار را كردند؟
حالا، خيلى بردى پيدانكرد اما آن تيترى كه برآمده از واقعيت بود، رفت و توى دل ها نشست. در همان نيمه هاى شب، همان طور دهن به دهن گشت، روى سايت ها و تلفن همراه ها منتقل شد. به نظرم زمينه هاى ذهنى آن كسانى كه اوهام خود را داشتند دنبال مى كردند براى اين كه اوضاع آن شب را بر هم بريزند، آن زمينه ها را از آنها گرفت و ساير قضايا هم كمك كرد به اين كه خودشان در سحرگاهان تسليم شدند و من در تمامى اين مدت در پاى تلفن بيدار بودم و خبر مى گرفتم. شايد ساعت ۲/۵ نيمه شب بود كه با آقاى دكتر احمدى نژاد صحبت كردم.
در روزنامه بوديد؟
خير، در خانه بودم و آن موقع به ايشان گفتم چه احساسى داريد.
آيا شما زنگ زديد به آقاى احمدى نژاد يا ايشان با شما تماس گرفت؟
من زنگ زدم به كسى كه دركنار ايشان بود و او گفت اصلاً بيا با خود دكتر صحبت كن. من مى خواستم نصيحت كنم مواضب باشند رقبا به دروغ جانيندازند كه صحنه چيز ديگرى است. ديدم آقاى دكتر دارد مى خندد و گفت آقا كار تمام شده و اين اقدامات و تحركات مهم نيست. آن قدر اين فاصله آشكار است كه اين جريان راه به جايى نمى برد.
البته روزنامه فردا بدون آن روتيتر و با توضيحى از سوى مديرمسئول منتشر شد؟
بله، بعداً به دلايلى آن روتيتر برداشته شد كه البته به نظر من ضرر هم نكرديم، يعنى ديگر كسى نمى توانست ايراد شكلى به كار بگيرد. خوشبختانه، آنچه كه آن شب اتفاق افتاد، يكى از به يادماندنى ترين شب ها براى بسيارى از كسانى بود كه حاصل اعتماد خود را به تحول و تغيير مثبت و عنصرى كه واجد اين شرايط بود و مى توانست تغيير ايجاد كند، در آن شب چشيدند. اين چنين موفقيتى با آن همه اضطراب ها و نگرانى ها، از خبرهايى كه پى در پى ازشهرهاى مختلف مى رسيد و مخصوصاً رأى برخى از استان ها كه درمرحله اول در ۲۷ خرداد بسيار تعيين كننده بود، حلاوتى به ياد ماندنى داشت.
اين ها خاطرات شيرينى را در ذهن كسانى كه در آن ايام مشغول اين قضايا بودند، ثبت كرده است.
آيا گفت وگوى ديگرى ميان شما و آقاى احمدى نژاد در آن جا رد و بدل نشد؟
يادم نيست و بيشتر همين بحث بود و اگر شما دنبال اين هستيد كه بدانيد درآن گفت وگو قرارمدارى گذاشتيم(!) بايد بگويم كه اساساً براى بنده چنين چيزى مطرح نبود، يعنى نه اين كه مطرح نبود، به اين معنا محاسبه نكرده بودم، بلكه برعكس آن بيشتر مطرح بود و من خود را بيشتر در قالبى تعريف كرده بودم كه گمان مى كردم بعد ازاين اتفاق بايد به همان سياق كارم را ادامه دهم و به عنوان يك مبلغ جريان به پا خاسته تحول طلب و دامن زننده به يك تغيير مثبت، گمان مى كردم درچنين كارى مطلوبيتى دارم و مى توانم كمك به حال باشم.
چقدر به انتخابات دهم فكر مى كنيد. به هر حال پديده ، يكى از ويژگى هايش اين است كه بتواند خود را تا مدت ها حفظ كند.
جوابى كه دل خودم راضى بشود اين است كه ما براى رأى ۲ سال ديگر كار نمى كنيم. بايد به خدمتگزارى درحال بينديشيم و اين كه از سرپنجه كسانى كه اين مسئوليت ها را برعهده گرفته اند چه چيزى قرار است صادر شود. اگر آن چه كه صادر مى شود رضايت خداوند و مردم را درپى داشته باشد، ما نگران ۲ سال ديگر يا ۶ سال ديگر نيستيم، هرچه كه مى خواهد باشد. اما اگر خود ما احساسمان اين باشد كه آن چه كه داريم انجام مى دهيم، نه خشنودى خدا را برمى انگيزد و نه رغبتى را درمردم دامن مى زند، از همين الآن بايد براى همين الآنمان و براى آينده مان نگران باشيم؛ آينده اى كه من مى گويم آينده اى است كه قضاوت كننده آن بالاتر از مردم است، خداى مردم است و خوشبختانه در مجموعه همكارانم در دولت و بخصوص در شخص آقاى رئيس جمهور برداشت من اين است كه انگيزه هاى فراوانى براى خدمت كردن به مردم به صورت لايه هاى متراكم و تودرتو وجوددارد و هرروز يك جلوه اى از آن ظاهر مى شود. هم اين كه ما در اين مسير واقع شده ايم، يعنى مسير توفيق. من موفقيت را اين مى دانم كه اوقات ما به بطالت نمى گذرد و مى دانيم داريم چه كارى را انجام مى دهيم. حالا اين وسط اگر خلق خدا متوجه اين شده باشند، اين يك پيروزى بزرگتر و امتيازى فوق آن امتياز است و الا اينكه شما مى دانيد در مسير موفقيت ها، اجراى تكاليف، برآوردن خواسته هاى برحق مردم و در مسير رهاكردن بسيارى از تعلقات حركت مى كنى، خوشحال كننده است و آن وقت خوشحال هستى كه مى بينى كارنامه كشور كارنامه عزت درحوزه بين الملل است و مى بينى ايرانى در هزاران كيلومتر آن طرف تر از مرزها با سرافرازى به ايرانى بودنش افتخار مى كند، فارغ از وابستگى خود به انقلاب. حتى كسانى كه منتقد كل انقلاب بودند به خاطر عزتى كه ايرانى پيدا كرده است، ابراز مى كنند كه اين مسأله را نمى شود انكاركرد كه ايرانى الآن با غرور بيشترى مى تواند هويت خود را در هرجاى دنيا ابراز كند.
نه فقط اين احساس براى ايرانى ها حاصل شده بلكه براى همه مسلمان هاى دنيا چنين احساسى به وجود آمده است و براى همه آزادگان جهان آدم احساس چنين عزتى مى كند. شما كافى است گاهى وقت ها سرى بزنيد به پيام هايى كه در ذيل خبرهاى مربوط به ايران، رهبرى ما و دكتر احمدى نژاد بخصوص در شبكه هايى مثل الجزيره منتشر مى شود. مردمى كه مخاطب اين شبكه ها هستند، اين پيام ها را گذاشته اند. من ديشب برخى از آنها را مى ديدم، بالاى ۸۰ درصد به گونه اى ايران و رهبرى و رئيس جمهور ما و قيادت ما را بر بقيه جهان اسلام پذيرفته اند كه درباور خود ما نمى گنجد كه اين همه جلوه كرده باشيم. اين حرف ها براى همين ايام است و براى روزهاى اول انتخاب شدن آقاى احمدى نژاد نيست. آقاى احمدى نژاد باوجود برخى مشكلاتى كه خودش هم متأثر است كه گريبان جامعه را گرفته است و آزار مى دهد، وقتى مى رود در استان ها و شهرها، با اقبال بزرگ مردمى مواجه مى شود.
در بعضى از استان ها كه اخيراً رفتيم ركورد حضور مردم شكسته شد، به نسبت جمعيت آنها . مثلاً در استان فارس، در برخى از شهرهاى استان اصفهان و در استان كرمان ركوردها شكسته شد. معنايش اين است كه مردم با وجود بعضى نگرانى هايى كه هنوز هم دارند، اميد بزرگى پيدا كرده اند و مى دانند نمى شود از آن اميدى كه بسته بودند به راحتى دل بريد. عواملى هست كه سبب مى شود آنها دل نكنند. مى دانند كه اين دولت مى خواهد سهام عدالت را توزيع كند و اين كار را شروع كرده و تا آخر امسال ۲۰ ميليون نفر از مردم سهام عدالت را دريافت مى كنند. كارگران در بسيارى از كارخانه ها دارند صاحب كارخانه مى شوند و سهام ترجيحى به آنان فروخته مى شود، حتى بعضى ها تا ۳۰ ميليون تومان.
يعنى هدفگذارى ها به گونه اى است كه درعمل اين اتفاق مى افتد. در اين دوره است كه براى كاستن فاصله از ميان درآمدهاى كارمندان دولت، تدارك ديده مى شود. همان چيزى كه درباره معلمان صورت گرفت و درباره كارمندانى كه كمترين دريافتى ها را داشتند به گونه اى طراحى شد كه بالاترين ميزان افزايش حقوق نصيب اينها شود و همين طور به تدريج بقيه كم شود و كسانى كه حقوق بسيار بالا داشتند، آنها عملاً با كمترين ميزان افزايش مواجه شوند. اقداماتى مانند اين ها پيش روى مردم است و دارند مى بينند و عيبى ندارد كه گاهى وقت ها به دولت غر بزنند، نق بزنند و اعتراض هم كنند اما فرمان را از دست ندهند و الآن همچنان فرمان با همان نگاه قبلى در دست مردم است.
من اخيراً در مصاحبه اى گفتم كه اين دولت ستايشگر بدون منطق نمى خواهد. اين دولت منتقد منصف مى خواهد و انتقادگر بايد كمك دولت كند. منتها اگر انصاف نداشته باشد، راهى نشان نمى دهد. كسى كه دائم نق مى زند، كمكى نمى كند. كار خوب كنى، نق مى زند، كار ضايعى هم انجام دهى، نق مى زند. خوب از اين نمى شود نتيجه گرفت.
پس برخى از منتقدان دولت، منتقد نيستند. كينه ورزى دارند. ازطريق آنها دولت به جايى نمى تواند برسد. مجبور است كه گوشش را به روى آن دسته كه كينه جويانه حرف مى زنند و اعتراض مى كنند، ببندد. اما به تندترين انتقادها كه از موضع انصاف ابراز مى شود، احترام مى گذارد و گوش مى دهد و خودش را تصحيح مى كند.
سرعت اقدام هاى دولت درحوزه اجرا قابل قياس با گذشته نيست. بعضى ها اين سرعت را حمل بر «بى گدار به آب زدن» كرده اند.
ممكن است درجاهايى نتيجه اش هم اين باشد منتها اينجا مصداق همان است كه «ديكته ننوشته غلط ندارد». در استانى كه اخيراً از آن برگشتم، ۳ طرح عمرانى افتتاح شد كه كلنگ يكى از آنها در سال ۷۱ خورده بود. براى يك طرح عمرانى با
۱/۵ ميليارد هزينه، ۱۵ سال خيلى زياد است. ۵۰ درصد اين طرح در يك سال گذشته پيشرفت كرد. در طول ۱۴ سال، ۵۰ درصد در يك سال گذشته ۵۰ درصد بقيه. اگر بنا بود وضع گذشته باشد، اين طور نمى شد كه ۵۰ درصد بقيه هم در
۱۴ سال آينده ساخته شود. اصلاً انگيزه اى نبود براى ادامه پروژه و چه بسا نااميد مى شدند. طرح هاى عمرانى كه در اين مدت دست گرفته شده عمدتاً نيمه تمام هاى گذشته است با ۱۰ يا ۱۵ درصد رشد. دقت كنيد ۱۵ درصد رشد در ۶ سال،
۸۵ درصد رشد در ۹ ماه. درحوزه كارى خود ما اين موارد فراوان است و در وزارتخانه هاى ديگر هم هست و اين خيلى جاى غرور و مباهات دارد كه آقاى دكتر سليمانى، وزير ارتباطات و فناورى اطلاعات، مى تواند بگويد كه در ۱۱ سال ۸ ميليون شماره تلفن همراه واگذار شد و در يك سال ۱۱ ميليون.
حالا آخرين عملكردهاى ديگران را هم اگر بگيريد، باز هم همين شرايط است. مثلاً كسى بگويد بعضى ازاين موانع از سر راه برداشته شده بود و كارها روى غلتك افتاده بود، اما دراين مورد چه مى گويند كه عملكرد عمرانى دولت نهم در سال ،۸۵ ۱۰۰ درصد نسبت به سال ۸۴ پيشرفت داشته است. عملكرد عمرانى معمولاً ۵ يا ۱۰ درصد و در نهايت ۲۰ درصد رشد مى كند نه ۱۰۰ درصد.
برخى مى گويند حركت دولت نهم به بركت پول نفت است.
پول نفت سال هاست كه دراختيار دولت هاى قبلى هم بوده است. از نيمه سال ۷۷ قيمت نفت شتاب گرفت به سمت بالا رفتن و در دولت قبلى سال ها نفت بالاى ۴۵ دلار فروخته شد و دراختيار آنها بود. اما يك تفاوتى دارد، آن دولت اصرار داشت به مردم اين پيام را برساند كه مأموريت مهم آنها توسعه سياسى است و اين دولت اصرار دارد به مردم بگويد من نه مأموريت توسعه سياسى براى خود قائلم و نه مأموريت توسعه اقتصادى. مأموريت من خدمت است و مى خواهم براى مردم جان بكنم. اگر اقتضا كند كار توسعه سياسى را با مدل هاى بومى اش انجام مى دهم و اگر اقتضا كند، كار اقتصادى مى كنم. اگر لازم باشد براى عرصه بين الملل تلاش مى كنم و اگر اقتضا كند، مى روم سراغ فناورى هسته اى و اگر ضرورت اين باشد، مى روم سراغ گسترش تكنولوژى درحوزه ژنتيك،بيولوژيك و مانند آن. اين دولت با آرمان و تكليف پيش مى رود و عصر تكليف گرايى را هم پايان يافته نمى داند و هيچ منافاتى را هم ميان تكاليف با حقوق قائل نيست و معتقد به اين است كه مردم درعين اين كه حقوق بسيارى دارند تكاليفى هم دارند و دولت در عين اين كه تكاليف بسيارى بر دوشش است، حقوقى هم دارد و از همه حقوق خود به نفع همه مردم استفاده مى كند. به تكاليفش عمل مى كند به نفع مردم. اينها آرمان هايى است كه مكرر مى شود آن را اعلام كرد و با افتخار مى توان پيش مردم جار زد كه ما اين كاره هستيم.
فكر مى كنم مادام كه چنين روحيه اى در ميان اهالى دولت وجودداشته باشد، در صحنه اجتماعى و عرصه عمومى آنچه كه اتفاق خواهدافتاد، اتفاقات خوبى است.
آرامش در جامعه برقرار است. نگاه مردم در مجموع نگاه لطيفى است. خيلى از نابسامانى هايى كه قبلاً به تبع برخى از اشتباهات درحكومت بروز كرده بود، فروكش و كاهش پيداكرده و البته عنايات خداوند در همه اين مراحل شامل حال دولت و ملت بوده است. طبيعت هم به اذن الله همراهى نشان داده و خداوند بركات خود را از مأخذ نفت و غيرنفت گسيل كرده است. با فهم و تلاش و كوشش كارگزاران دولت ميزان صادرات غيرنفتى ۵۰ درصد افزايش پيداكرده و اين طور نيست كه فقط صادرات نفتى داشته باشيم و دراين دوره قراردادهاى تازه اى را توانسته ايم براى صدور خدمات فنى از ايران با دولت هاى ديگر ببنديم. مونتاژ خودروهاى ايرانى درخارج از كشور به قراردادهاى متعدد رسيده، ده ها هزار خودرو سمند ما زيرپاى شهروندان ديگر كشورها با غرور به حركت درمى آيد. افتخارمى كنند كه سوار چنين خودرويى مى شوند. در صورتى كه صنعت خودرو رقباى زيادى در ميان كشورهاى اروپايى، آمريكايى و شرق دور دارد. دولت اين فهم و درك را داشته كه چطور بايد از گذشته استفاده كرد. در بستر شرايط خوب فراهم آمده از گذشته تحول را دامن مى زند و از اشتباه هاى گذشته پرهيز مى كند. حالا كسانى وقتى به اين موجود (دولت) مى رسند، اصرار مى كنند كه تو بيمارى و پزشك وقتى اين موجود (دولت) را معاينه مى كند، مى گويد: قلب و مغزش خوب كارمى كند و اعصاب آن سرجايش است و گردش خون و مزاج پاكى دارد ولى عيادت كنندگان مى آيند مى گويند: تو چرا رنگت پريده!
اگر اين موجود خود را ببازد و اسير رختخواب شود، حتماً مريض هم خواهدشد. اما الحمدلله اين دولت بر اثر اين جور فضاسازى هايى كه عده اى اصرار دارند عليه آن انجام دهد، احساس بيمارى نمى كند و كارش را پيش مى برد.
از «بهشت» تا «پاستور»
|
|
كانديداتورى مردى از اهالى خيابان بهشت (شهردارى تهران)، در انتخابات۸۴/۲/۲۳،
|
|
|
سفر به مناطق محروم ۸۴/۳/۸،
|
|
|
شركت در انتخابات مثل همه مردم ۸۴/۴/۳(دور دوم)
|
|
|
تابلو اعلام نتايج ستاد انتخابات : پيروزى قاطع دكتر احمدى نژاد دردور دوم ۸۴/۴/۴،
|
|
|
تنفيذ حكم رياست جمهورى ۸۴/۵/۱۲،
|
|
|
تحويل كليد ساختمان رياست جمهورى در خيابان پاستور ۸۴/۵/۱۲،
|