يكشنبه ۳ تير ۱۳۸۶ - ۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jun 24, 2007
ويژه ۸ (سالگرد انتخابات سوم تير)
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( سالگرد انتخابات سوم تير )
ويژه ۲ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۳ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۴ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۵ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۶ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۷ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۸ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
دانش
ماجرا
رودررو
خانواده
در گفت وگو با دكتر محمد على فتح اللهى
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور عنوان شد
انقلابى هاى «تاكسيدرمى» شده
نوشتارى از مهدى كلهر، مشاور امور اطلاع رسانى و رسانه رئيس جمهورى

در ميان نامزدهاى رياست جمهورى دولت نهم به غير از دو نفر كه به لحاظ سنى و سوابق جزو نسل اولى هاى انقلاب اسلامى محسوب مى شدند بقيه را مى توان يا از آخرين نسل اولى ها يا بهتر بگوييم نسل دومى به حساب آورد. به غير از يكى دو نفر از نامزدهاى نسل دومى ، بقيه خود را اصولگرا مى دانستند. صدا و سيما جهت حضور جدى مردم درانتخابات رياست جمهورى در سال ۱۳۸۴ طبق يك برنامه از پيش طراحى شده، ساعاتى را براى ارائه برنامه هاى نامزدهاى رياست جمهورى دولت نهم تخصيص داد و براى جذاب تر شدن برنامه ها، تعدادى ميزگرد يا مناظره با نمايندگان نامزدها (يك هفته قبل از هررأى گيرى) تدارك ديد. در اين برنامه ها افرادى به نيابت از كانديداى موردنظر، در برابر ساير نمايندگان نامزدها قرار مى گرفتند. البته در برخى از اوقات نيز نامزد رياست جمهورى به دلايلى از جمله دست نيافتن به يك مناظره كننده هم خط، هم سليقه، هم فكر و يا... از صندلى مربوط به خود استفاده نمى كرد كه اين امر، يكى دوبار براى دكتر احمدى نژاد اتفاق افتاد. دراين شب ها نماينده يكى از نامزدهاى اصولگرا كه چهره اى انقلابى و با سوابق مشهور به انقلابى بودن داشت، در برابر مناظركننده مقابل خود اظهار داشت: «قرار نيست كه هر ۲۵ سال يك بار انقلاب كنيم!...» خود اين نماينده نيز كه از آخرين نسل اولى ها و يا از اولين نسل دومى ها محسوب مى شود، سال ها به عنوان يك چهره حرفه اى انقلاب اسلامى در مسندهاى مختلف مديريتى و به خصوص در عرصه انديشه و قلم كوشيده و پوشيده و تراشيده!! بود. نگارنده اين سطور، جمله «قرار نيست هر ۲۵ سال يا هر از ۸ سال ... انقلاب كنيم!» را از زبان نماينده آقاى هاشمى رفسنجانى در اولين مناظره از دور دوم انتخابات رياست جمهورى شنيد و متناسب با آن پاسخى را ارائه كرد اما شنيدن آن جمله در هفته اول انتخابات از زبان يكى از هم سن و سالان ، برايم بسيار سؤال برانگيز مى نمود به ويژه آن كه بنده سال ها اين فرد را به عنوان مفسر و مدافع انقلاب اسلامى مى شناختم كه نمايندگى يكى از انقلابيون نامدار را برعهده داشت .
296658.jpg
البته جا دارد به اين نكته اشاره كنم كه آقاى هاشمى رفسنجانى در آخرين برنامه تبليغاتى خود در دور دوم، اظهارات نمايندگان خويش را به عهده نگرفت و مسئوليت آن اظهارات را به خود آنان مربوط دانست. اما معانى و پيام هاى بسيارى كه در پشت اين شعار به ظاهر صلح جويانه، به ظاهر متواضعانه، به ظاهر عذرخواهانه، به ظاهر حكيمانه يا به ... وجود داشت، مرا به فكر فرود برد و بيش از هر چيز ديگرى، ذهنم را به خود مشغول كرد، به خصوص كه شبيه اين اظهارنظر، قبل و حتى در دور دوم انتخابات و بعدها در جرايد و مصاحبه ها منعكس شد و در كانون توجه قرار گرفت .
آيا منظوراين دوستان اين بودكه انقلاب اسلامى آمد و تمام اتوبانهاى نيمه كاره را مسدود كرد؟! آيا سدهاى ناتمام را رها كرد؟! آيا نيروگاه هاى برق را از كار انداخت؟! آيا حروف الفبا را عوض كرد؟! آيا اعداد اعشارى را مثلاً به دوازده تايى (مثل فرانسه) تبديل كرد؟! آيا ساختمان هايى كه قبلاً ساخته شده بود ، ويران ساخت يا برعكس، ساخت و ساز و پيشرفت در تمام رشته هاى علوم را با جديت پى گرفت و به پيش برد؟
سؤالى جدى پيش رويمان بود، چرا پيام دشمن از زبان دوستان انقلاب تكثير مى شود؟!
آيا اين دوستان، انقلاب را معادل شورش و بلوا و آشوب قلمداد كرده اند؟ آن هم كسانى كه در تمام لحظات انقلاب، چه در مبارزات داخلى و چه در مبارزات خارج از كشور،
پا به پاى انقلاب حضور داشتند و خود را مدعى انقلاب مى دانند.
همين افراد بارها و بارها در سخنرانى ها و مقالات تصريح كرده بودند كه انقلاب اسلامى با تمام انقلاب هاى جهان متفاوت است چرا كه هرگز اقدام به انتقام، كشتار، تلافى كور و خشمگينانه نكرد درحالى كه در ساير انقلاب هاى جهان حداقل تلافى يك به يك و چشم به جاى چشم ، منصفانه ترين نوع انتقام يا عادلانه ترين نوع اجراى قصاص و تقاص است. اين درحالى است كه در برابر صدها هزار شهيد، جانباز، مفقود، شكنجه ديده، تعداد اعدامى هاى رژيم سابق حتى به پانصد نفر نيز نمى رسد. تنها برخى از سران و شكنجه گران كه خون ده ها و بلكه صدها نفر را به گردن داشتند قصاص شدند. اساس اين انقلاب بر اصل پيروزى خون بر شمشير استوار بوده است. اين تفاوت آشكار را تمام جهان و بلكه دشمنان اين انقلاب نيز باور داشته و اذعان كرده اند كه اين انقلاب، انقلاب شمشير نيست، بلكه انقلاب مظلوميت و تسلط بر قلوب انسان ها است و به همين جهت بوده و هست كه براى انحراف اذهان عمومى در جهان، يك اسلام آمريكايى يعنى اسلام تروريستى، خشن و طالبانيستى ساختند و ترفندها و توطئه هاى پى درپى خويش را به جايى رساندند كه نه فقط همين دوستان، بلكه مرحوم مغفور، خواجه حافظ شيراز هم مى داند كه القاعده هويتى آمريكايى و صهيونيستى دارد.
آياهمين دوستان نبودندكه قبل ازانقلاب وسال ها پس ازانقلاب، تشيع را انقلابى ترين مكتب و اصيل ترين مذهب براى انقلاب مى خواندند؟
آيا سال ها در شعارها از زبان مردم شنيده نمى شد «تا انقلاب مهدى نهضت ادامه دارد» ، «خدايا، خدايا تا انقلاب مهدى از نهضت خمينى محافظت بفرما» و هنوز هم در دعاها و شعارهاى مردم از خدا طلب نصر بر رزمندگان اسلام نمى شود؟ آيا منظور مردم از اين دعا كه «خدايا، خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار»، اين بود كه خداى ناكرده حضرت امام (ره) انقلاب اسلامى را رها كرده و يك كشور ضد انقلاب يا غيرانقلابى را تحويل حضرت ولى عصر (عج) بدهد؟!
آيا همين نسل اولى ها و نسل دومى ها نبودند كه راجع به مزيت هاى اسلام و به خصوص شيعه، جوشش مداوم آن وانطباق اسلام عزيز با مسائل ومشكلات روز وعدالت جويى و عدالت خواهى مستمر، سخن گفتند و كتاب و مقاله نوشتند؟ آيا همين دوستان نبودند كه شيعه را ، حقيقت جو و عدالت خواه و نه مصلحت انديش و سازشكار مى خواندند و شعار مرگ بر سازشكار را سر مى دادند.
آيا همين دوستان نبودند كه در سخنرانى هايشان مى گفتند هر چه داريم از عاشوراى حسينى است و «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» كه هر روز عاشوراست و هر سرزمينى كربلاست و ظلم ستيزى و عدالت خواهى جوهره شيعه است و هر كسى در صحنه است بايد حسينى باشد و با ظلم و ظالم بستيزد و هركس در صحنه نيست بايد فرياد عاشورا را به گوش ديگران برساند و كارى زينبى كند وگرنه يزيدى است؟ و آيا همين دوستان نبودند كه مى گفتند معنى انتظار آن نيست كه در گوشه اى بنشينيد و ذكر و ورد بخوانيد و بگذاريد ظالمان هرچه مى خواهند بر سر مظلومين بكوبند؟ بلكه معنى انتظار ستيز عملى با ظالمان، اجراى عدالت و نيل به عزّت و حكمت است.
آيا همين دوستان نبودند كه قبل و حتى سال ها پس از انقلاب وقتى زيباترين واژه سياسى يا حتى مقدس ترين واژه را از آنان طلب مى كردى از انقلاب اسلامى نام مى بردند. تداعى اين واژه براى آنان تداعى نسيم رحمت، نور، عزت، امنيت، استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى بود چنانچه امام بزرگوار (ره) گفته بود: انقلاب اسلامى «انفجار نور بود» و به حقّ كه جهان ظلمت زده را روشن كرده است.
چه بلايى به سر اين انقلاب يا انقلابى هاى ديروز آمده بود كه مشفقانه!! مى فرمودند «قرار نيست هر ۲۵ سال يك بار انقلاب كنيم. همان يك بار براى ...» و چه شده بود كه اين فرمايش از زبان بعضى از نمايندگان اصولگراها خارج شد.» اين سؤال برايم مطرح شد كه اين كانديداى اصولگرا به چه اصلى پاى بند است؟ آيا آنها به اصل انقلاب اسلامى وتداوم آن تا انقلاب مهدى (عج) و هم چنين آياتى نظير آن كه «خداوند سرنوشت هيچ قومى را بدون تغيير در نفس و نفوس آنان تغيير نخواهد داد» يا «خداوند منت نهاده و وعده فرموده تا مستضعفين را وارث زمين گرداند» پايبندند؟آيا همين دوستان آيات شريفه قرآن كريم را درباره قوم بنى اسرائيل در مقابل فراعنه باور ندارند كه اگر بنى اسرائيل پس از وارث زمين شدن، استكبار بورزند براساس اصل ثابت ولايتغير خداوندى، توسط مستضعفين بعدى به زير كشيده شده و عمارت را به ديگران خواهند پرداخت؟ آيا اين دوستان خودشان را وارثان مطلق و بلامنازع زمين يافته اند كه دستور «انقلاب بس» صادر مى كنند!! يا شايد بر اين باورند كه مصداق عباد صالح و مخلصين خداوند هستند؟! آيا اين دوستان مسير رشد و تكامل تاريخ را به انتها رسيده مى دانند؟!
آيا ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا انقلابى صورت بگيرد وهزاران هزار شهيد، جانباز، آزاده و... اقشار آسيب پذير برجاى بماند تا آنها سركار بيايند و به حكومت برسند و دستور انقلاب بس صادر كنند؟!
آيا انقلابى با پشتوانه ده ها هزارسال نهضت انبيا(ع)، صلحا، علما، شهدا و... به انجام رسيد تا دوستان به جاى خدمت و اداى دين به مردم، به حكومت مشغول شوند و به رتق و فتق امور دوستان و خانواده هاى محترم و اقوام بپردازند و ديگر ... مردم پاك، شجاع و ايثارگر بيايند شاه و شاهنشاهى را به زير بكشند و حماسه هاى ۱۵ خرداد، ۱۹ دى، ۱۷ شهريور، ۲۱ و ۲۲ بهمن و... را با خون خود رقم بزنند و اين دوستان آهسته، آهسته بر مسند قدرت بنشينند و بگويند حالا ديگر انقلاب و انقلابى گرى بس است. همان نمايش نامه و تئاتر ابوذر كافى است. لطفاً ابوذر بازى در نياوريد و ديگر....!! يا بگويند: بعضى ها مرز جدّى و بازى را نمى فهمند!! انقلاب و انقلابى گرى به درد فيلم و سريال مى خورد كه در كنار خانواده محترم در برج هاى آن چنانى بنشينى و براى نمايشنامه و نمايش ابوذر كف بزنى نه براى ابوذرهاى امروزى در گوشه و كنار جهان!!
و يا به زبان حال بگويند! چه مى شد اگر ما در همين مقام كيف و كيفيت، كم و كميت، مال و منيت و... مى مانديم؟ آيا نمى شود در همين نقطه مطبوع و مطلوب بقيه را نگاهداشت. چقدر خوب مى شد اگر بقيه را در همين شرايط «فريز» يا «تاكسيدرمى» مى كرديم. تاكسيدرمى بيانگر حيوان يا پرنده اى است كه از تن و جان تهى است. نه مى بيند و نه مى شنود، زاد و ولد نمى كند و هيچ تحركى هم ندارد. او يك مرده و بلكه از يك مرده هم كمتر است. چون يك مرده به چرخه طبيعت مى پيوندد وتبديل به كود مى شود واز اوگياهان مى رويند و... . اما يك پرنده خشك شده يا «تاكسيدرمى» شده تنها يك دروغ و يك نشانى گمراه كننده است. سال هاست كه دشمن درونى و دشمن بيرونى انقلاب اسلامى ، تعدادى از انقلابى ها را «تاكسيدرمى» كرده بود و به جاى اين كه درون آنها را از كاه پر كند ، از اسكناس هاى آلوده به ميكروبهاى فراوان، پركرده است ، چشم هاى انقلابيون تاكسيدرمى شده را از ينگه دنيا و از بهترين شيشه ها و پلاستيك هايى ساخته اند كه گرچه براق و زيباست ولى هرگز نه مى بيند و نه...
اين جمله كه «قرار نيست هر ۲۵ سال يك بار انقلاب كنيم و...» از يك حقيقت نورانى و پويا نيز خبر مى داد و آن اين كه همين موافقان وضع موجود وحداكثر موافقان اصلاحات آمريكايى و يا ... از هر نوع آن... مى دانستند كه خيل عظيمى از مردم طالب انقلاب در درون نظام هستند و نسبت به شعار اصلاحات و حركت هاى لاك پشتى يا حلزونى خسته شده اند و خواستار يك دگرگونى واقعى و جدى در سطح مديريتى كشور هستند وحالشان از اصلاحاتى كه پيام اصلى آن بى توجهى به مشكلات، معضلات مردم و نارسايى هاى فزاينده كشور و اصالت دادن به گفتمان توسعه و مشاركت مدنى !! بود به هم مى خورد . مردم از شنيدن جملات نامفهومى مانند به زودى برنامه ورود به اصلاحات را پس از آن كه بحران آفرينان بگذارند! به بحث نخبگان مى گذاريم!! و پس از هم انديشى درباره اصل گفتمان!! راجع به برنامه هاى ورود به اصلاحات!! و انطباق با برنامه هاى جهانى گفتمان!! راجع به اصلاحات جامعه مدنى در تمام كشورهاى در حال توسعه و...!! به ستوه آمده بودند و اين در حالى بود كه اين دوستان با اظهار شرمندگى باز هم مى خواستند به مردم بگويند: «آسوده بخوابيد كه ما بيداريم!...» . چند سالى را مردم صبر كرده بودند ولى از اصلاحات ... خبرى نشد. بعدها معلوم شدكه اساساً دولت اصلاحات كه در ابتدا شديدترين انتقادات را، حتى خارج از عرف روزنامه اى و مطبوعاتى به صورتى گسترده عليه دولت قبلى مطرح مى كرد و چهره هاى شاخص انقلاب و خود انقلاب را نشانه مى گرفت ، در آخرين روزها ، خود را ادامه دهنده راه همان دولتى معرفى كرد كه در هفت، هشت سال پيش، او را به شدت مورد انتقاد و يا حتّى اعتراض و ... قرار داده بود.
296661.jpg
اين پيام تخريبى و اميدستيز كه «قرار نيست هر ۲۵ سال يك بار .... » ناخواسته به حقيقتى برآمده از روحيه ملت بزرگ و انقلابى ايران اشاره مى كرد . گرچه با تكرار اين پيام تخريبى مى خواستند از بروز روحيه انقلابى نسل دوم و سوم جلوگيرى كنند اما در لايه زيرين اين پيام تضعيفى و تخريبى، اين حقيقت نيز نهفته بود كه ملت ايران ، هنوز هم انقلابى است و زيرپوست سال هاى غفلت زدگى، دلزدگى و دلمردگى هاى ناشى از ... هنوز انقلاب اسلامى پويا و زنده است و به همين جهت بود كه دشمن از طرق مختلف و نيز از راه هاى گوناگون و حتى با چند واسطه از زبان انقلابى هاى ديروز مى خواست اين حس پوياخواهى و زايش طلبى را خفه كند.
تكرار اين جمله از گوشه و كنار و با ادبيّات مختلف از زبان چند صدايى ها!! گرچه با هدف سركوب حس عدالتخواهى و عدالت گسترى صورت مى گرفت اما نشان از يك حقيقت اميدبخش داشت و آن اين كه ، ملّت ايران از سازشكارى و زدوبندها و تعارفات سياسى خسته شده و از فرصت سوزى و بى عملى و بى تحركى مسئولين جانش به لب آمده است . مردم انتظار داشتند كه مسئولين اصلاح طلب كشور با تلاش صادقانه و مجدانه و برپايه اصول روشن و درخشان انقلاب اسلامى و در راستاى اصلاحات واقعى ، دست به عمل و تحرك بزنند ، اما با تلخكامى شاهد آن بودند كه فرصت ها يكى پس از ديگرى به تعارفات يا نشانى غلط دادن ها مى سوزد و ازدست مى رود.
مردم خواستار يك دگرگونى جدّى و شجاعانه در بطن نظام مبتنى بر اصول و آرمان هاى انقلاب اسلامى هستند و با همين رويكرد در سوم تير ۱۳۸۴ ، شجاعانه و با اراده اى مصمم وارد عرصه انتخابات رياست جمهورى شدند. بر ماست تا اين پيام را فراموش نكنيم و صندلى هاى قدرت و حفظ آن، ما را نيز سرگرم خود نسازد و فرصت هاى خدمت را كه سريع تر از ابرها از كف مى روند از دست ندهيم. اين انقلاب متكى به هيچ فرد؛ گروه يا قشرى نيست. اين انقلاب خدايى است و متعلق به تمام مستضعفين و عدالتخواهان است. بايد مراقب باشيم ، موزه داران و نمايشگاه داران عرصه سياسى در جهان ، ما را «تاكسيدرمى» نكنند.
يادمان باشد قبلاً انقلابيون الجزاير، مصر و... را «تاكسيدرمى» كرده اند. بدون درد و بدون ناراحتى، با يك بيهوشى آرام و شاعرانه و حتى افتخارآميز. اين شيوه «تاكسيدرمى» كردن انقلابيون و يا فرزندان آنان، مربوط به يكى دو قرن اخير نيست ، بلكه اين شيوه بسيار قديمى شيطان در طول تاريخ است كه همواره با كمك مزد بگيران شيطان در عرصه هاى داخلى و خارجى به انجام رسيده است.
رد پاى انقلابيون تاكسيدرمى شده فراوانى را درتاريخ مى توان جست . عمر ابن سعد فرزند سردار بزرگ «قادسيه» سعد ابن ابى وقاص از جمله اين افراد است كه در برابر فرزند گرامى على (ع) و فاطمه (س) ، يعنى حسين بن على (ع) و امام المسلمين ايستاد و با رذيلانه ترين، خبيثانه ترين و وحشيانه ترين شيوه ها، بزرگ ترين، تلخ ترين و سياه ترين جنايت تاريخ را بوجود آورد.
هر لحظه و هر روز بايد به خودمان رجوع كنيم و مراقب باشيم كه درونمان را از پوشال ها و كاه ها پر نكنند ، حتى اگر پوشال ضدعفونى شده باشد!! چه برسد به دلارها و يوروهاى مملو از ميكروب و... كه بوى تعفّن آن خانه و جامعه و تاريخ را پر خواهد كرد و باز بايد به خاطر بسپاريم كه با ديدن هر پرنده درحال پرواز يا نشسته بر صندلى هاى قدرت ، دچار خطا در تشخيص نشويم. آرام جلو برويم، ببينيم آيا حركت مى كند؟ آيا نفس مى كشد؟ آيا مى بيند؟ آيا مى فهمد؟ يا او هم «تاكسيدرمى» شده است و اگر چنان بود ، به او دل نبنديم بلكه يك جوجه ضعيف تازه پا را بر او ترجيح دهيم زيرا آن جوجه روزى پرواز خواهد كرد ولى يك پرنده «تاكسيدرمى» شده هرگز. او يك نشانه گمراه كننده است.
در گفت وگو با دكتر محمد على فتح اللهى
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور عنوان شد
استبداد حزبى
درسوم تيرشكست
مردم خسته از افراطى گرى در عرصه سياست
محمدعلى فتح اللهى در گفت وگوى تحليلى با ايسنا در آستانه فرارسيدن دومين سالگرد سوم تير و انتخاب دكتر احمدى نژاد به عنوان رئيس جمهور، درباره چگونگى گرايش مردم به احمدى نژاد در انتخابات رياست جمهورى نهم اظهار كرد: مردم در آن زمان از افراطى گرى در عرصه سياست خسته شده بودند، متأسفانه افراطى گرى نه تنها در صحنه سياست وجود داشت، بلكه به صحنه هاى ديگر نيز كشيده شده بود. اين فرايندى بود كه ساليان زيادى در دستگاه اجرايى كشور ايجاد شده بود.
وى ادامه داد: دولتمردان و قوه مجريه ما بيش از آن كه به حل مسائل مردم كشور بپردازند، درگير مسائل سياسى بودند و فضاى جامعه به طور كلى بيش از اندازه سياسى بود؛ البته سياست نه به معناى چارچوب و اصولش، بلكه سياست روزمره و احساساتى، و اين امر براى مردم ايران خوشايند نبود؛ چنان كه مردم بارها نسبت به اين امر اعتراض كرده بودند؛ مثلاً تحصنى كه در مجلس ششم ايجاد شد نه تنها مورد استقبال مردم قرار نگرفت، بلكه تبعات منفى نيز در فضاى عمومى جامعه به وجود آورد.
در جامعه ما نبود عدالت بسيار چشمگير بود
296646.jpg
وى افزود: در جريان انتخابات مشاهده مى كرديم كه بيشتر كانديداها به ظاهر براى حل مشكلات داراى برنامه بودند و چون فهميده بودند مردم از سياست خسته شده اند از طرح مسائل سياسى پرهيز مى كردند. در جامعه ما نبود عدالت بسيار چشمگير بود؛ چراكه شعار آزادى كه مطرح مى شد در چارچوب عدالت نبود و به تحقق آن منجر نشد. در حقيقت اين مسأله يك نقض غرض محسوب مى شد؛ چراكه در جامعه اين انتظار وجود داشت كه در سايه مطرح شدن آزادى اجتماعى، شاهد ايجاد عدالت باشيم و اين امر در خط مشى دولت جلوه گرى كند؛ ولى متأسفانه مسئولان متوجه اين قضيه نبودند.
مسابقه بين كانديداهاى انتخابات رياست جمهورى نهم
وى با اشاره به اين كه « در زمان انتخابات رياست جمهورى نهم، با توجه به تعدد كانديداها شاهد نوعى مسابقه بين آن ها بوديم» گفت: با توجه به شعارهايى كه كانديداها مطرح مى كردند در اوايل نمى توانستيم نتايج انتخابات را به طور قاطع پيش بينى كنيم ولى هرچه به زمان انتخابات نزديك تر مى شديم بهتر مى توانستيم آراى مردم را پيش بينى كنيم. معاونت سياسى دفتر رئيس جمهور گفت: از قبل نيز مشخص بود كه انتخابات به مرحله دوم كشيده مى شود وهيچ يك از نامزدهاى مطرح شده نمى تواند آراى مطلق را كسب كند؛ البته صحبت كردن از اين كه چه كسانى به مرحله دوم انتخابات راه پيدا مى كنند سخت بود و همه مباحث در چارچوب بحث ها و گمانه زنى ها مطرح مى شد؛ ولى همانطور كه گفتم هرچه به زمان انتخابات نزديك تر مى شديم، به ويژه در يك هفته آخر، خيلى از مسائل روشن بود و همان طور كه پيش بينى شد، انتخابات به مرحله دوم كشيده شد. در فاصله يك هفته بين انتخابات مرحله اول و دوم مسائل زيادى بيان شد، خيلى حرف ها از پس پرده بيرون آمد و ما با يك تحول بزرگ مواجه شديم و خيلى حرف ها در حد فهم عمومى جامعه مطرح شد.
كانديداهاى سياست گريز
فتح اللهى افزود: در فضاى انتخاباتى قبل از ۲۷ خرداد ماه، كمتر شاهد ايجاد فضاى سياسى در اين عرصه بوديم و به نحوى كانديداها همه سياست گريز بودند؛ چون مى دانستند اگر بخواهند بحث سياسى زيادى را مطرح كنند رأى كمترى مى گيرند؛ البته معنايش اين نيست كه رأى مردم ايران بدون پشتوانه سياسى بود، بلكه مردم ما از روى شعور و آگاهى سياسى رأى دادند؛ ولى بعد از انتخابات ۲۷ خرداد ماه تا انتخابات ۳ تير فضا سياسى تر و مسائل سياسى پشت پرده بيان شد.
وى گفت: در اين يك هفته آن چه بسيار تعيين كننده بود، نوع نگاه كانديداها به مردم و جايگاه آن ها در مديريت دولتى و تأثيرگذارى شان در اتخاذ تصميم ها بود.
تأثيرگذارى مردم و حضور آن ها در عرصه سياست
فتح اللهى با بيان اين كه «ما از اول انقلاب در ارتباط با نقش مردم در عرصه سياست با تحليل هاى مختلف و نظرهاى گوناگونى مواجه بوديم» گفت: مثلاً در اول انقلاب دولت موقت اولين حرفى كه به مردم زد اين بود كه «مردم از شما متشكريم. شما قيام كرديد. انقلاب كرديد و حال دولت انتخاب شده است، شما برويد در خانه بنشينيد و ما به شما خدمت مى كنيم.» من در اينجا نمى خواهم در مورد بد و يا خوب بودن عملكرد دولت موقت صحبت كنم، بلكه مى خواهم توجه شما را به نوع نگاهى كه اين دولت به مردم داشت جلب كنم. آن ها اين طور نگاه مى كردند؛ حال كه شاه از كشور بيرون رفته مردم بايد در خانه بنشينند و ديگر نيازى نيست كه در صحنه حضور داشته باشند و در جريان امور قرار بگيرند. لازم نيست مردم سياستگذار باشند. ولى اين نگاه مورد تأييد امام(ره) نبود. ايشان در مورد تأثيرگذارى مردم و حضور آن ها در عرصه سياست نگاه ديگرى داشتند. حضرت امام(ره) مى فرمودند كه مردم نه تنها در پيروزى انقلاب نقش بسيار مهمى دارند، بلكه در اصلاح امور، توسعه، سازماندهى و دفاع از كشور تعيين كننده هستند و ما شاهد تعارض بين اين ديدگاه و دولت موقت بوديم. اين تعارض ديدگاه نمى توانست دوام پيدا كند و اين امر يكى از عوامل كنار رفتن دولت موقت بود. امام(ره) آن موقع از دولت موقت به تلخى ياد مى كنند و در ادامه مى فرمايند كه اگر مى خواهيم اشتباهى را كه در گذشته رخ داده جبران كنيم بايد سال ها براى آن تلاش كنيم، چون فرصت مناسبى از دست ما رفته، ما شور و حال اوليه انقلاب را كه بهترين فرصت براى ايجاد ساختار مديريتى بود از دست داده ايم. نگاه دولت موقت به نوع تأثيرگذارى مردم در عرصه سياست به نوع نگاه نظام شاهنشاهى به نقش مردم برمى گردد؛ چراكه در آن نظام مردم افرادى منفعل بودند و ما از اول انقلاب نيز تاكنون دچار كشمكش بين ساختار و طرز تفكر معيوب به ارث رسيده قبل از انقلاب به انقلاب هستيم.
مردم در سوم تير: ما تصميم گير هستيم و انتخاب مى كنيم
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور ادامه داد: مردم در انتخابات رياست جمهورى انتظار تغيير در ساختار مديريتى و ايجاد تحول در اين زمينه را داشتند و به سمت كانديدايى رفتند كه چنين برنامه اى را داشت.
وى گفت: ما در بحث جنگ تحميلى شاهد حضور باشكوه مردم در صحنه جنگ بوديم و در آن جا به واقع مردم از اين كه در اداره امور نقش داشتند، خوشحال بودند؛ اما متأسفانه بعد از پايان جنگ بار ديگر نگاه دولتمردان وقت مانند نگاه دولتمردان دولت موقت شد؛ اما مردم در فاصله يك هفته بين انتخابات ۲۷ خرداد تا سوم تير خواستند به اين مسأله و مشكل تاريخى پاسخ مناسبى دهند و مرحله جديدى را ايجاد و به نوعى نقش تعيين كننده خود در مسائل مديريتى را به مديران اثبات كنند، هم چنين به آن ها بگويند «ما تصميم گير هستيم و انتخاب مى كنيم». مردم در اين انتخابات نشان دادند تنها نقش رأى دهنده ندارند، بلكه در پائين آوردن و بالابردن افراد و تغيير ساختار مديريتى نقش مهم و تعيين كننده اى دارند و نقش شان فراتر از تأييد كلى يك نظام است. مردم در واقع انتخابات سوم تير را يك فرصت طلايى احساس كردند كه با استفاده از آن مى توانستند پيامى را منعكس كنند. آن ها به واقع از اين فرصت به بهترين نحو استفاده كردند و خواسته شان در سطح داخل و بين المللى انعكاس پيدا كرد. مردم در اين انتخابات نشان دادند كه مى توانند خيلى از معادلات را به هم بزنند؛ معادلاتى كه خيلى از تحليلگران به هم زدن آن را پيش بينى نمى كردند، هم چنين اين كه مردم ايران غيرقابل پيش بينى هستند.
در گذشته ديوارى بين دولت و ملت ايجاد شده بود
وى ادامه داد: بعد از انتخابات سوم تير، شعارها، آرمان ها و اهداف انقلاب بيش از پيش انعكاس پيدا كرد؛ البته پس از سوم تير حرف هاى جديدى مطرح نشد، بلكه حرف هاى انقلاب كه مدتى به فراموش سپرده شده بود و توانايى بروز را به علت فضاى موجود نداشت، دوباره مطرح شد و انعكاس بيشترى پيدا كرد كه دليل آن حركت و قدرت گرفتن مردم بود. مردم در سوم تير پيام دادند كه بايد تعيين كنندگى و دخالت شان در مسائل مديريتى را جدى تر گرفته و تعريف جديدى از آن ارائه شود. دولت جديد نيز سعى كرد كه به اين خواست تاريخى پاسخ مناسبى دهد. در گذشته ديوارى بين دولت و ملت ايجاد شده بود، مردم يك خواسته داشتند و خدمتگزاران نيز يك خواسته ديگر و با وجود اين كه مسئولان اعلام مى كردند قصد خدمت دارند، مى ديديم كه برنامه ريزى آن ها جدا از خواست مردم است كه ناشى از همان ديوار بود.
اگر رابطه دولت و ملت را تقويت كنيم شايد نيازى به NGO نباشد
فتح اللهى گفت: در حقيقت وقتى مى گوييم نهادهاى مدنى را بايد تقويت كنيم، در اين تفكر، جدايى بين مردم و دولت ديده شده است؛ در حالى كه اگر رابطه دولت و ملت را تقويت كنيم شايد نيازى به NGO نباشد. انتخاب سوم تير ماهيتى سياسى داشت و داراى پيام جديد و مهمى بود كه بيشتر متوجه مسئولان بود و اين خود باعث ايجاد يك مقطع مهم در تاريخ كشور ما شد.
نوع رفتار مردم با درك خواسته هايشان قابل پيش بينى است
وى در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ايسنا كه با توجه به گفته هاى شما، به نظر مى رسد اين مطلب را كه مردم ايران مردم غيرقابل پيش بينى هستند، تأييد مى كنيد؟ گفت: من نگفتم مردم ايران غيرقابل پيش بينى هستند، بلكه مردم در اين انتخابات تصميم سازى كردند و از مسئولان خواستند آن ها را جدى تر بگيرند. به نظر من اگر خواسته هاى مردم را درك كنيم، مى توانيم رفتار آن ها را پيش بينى كنيم. مردم ما شفاف ، روشن و بر اساس بصيرت و آگاهى تصميم گيرى مى كنند و درخيلى از جاها نوع رفتار مردم با درك خواسته هايشان قابل پيش بينى است.
نخبگان سياسى و روشنفكران ما دچار مظلوميت هستند
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور هم چنين در پاسخ به اين پرسش كه برخى معتقدند در اين انتخابات مردم از روشنفكران جلو زدند و تحليل روشنفكران از نوع رفتار مردم متفاوت از رفتار واقعى آنان در صحنه انتخابات بود، گفت: به نظر من نخبگان سياسى و روشنفكران ما دچار مظلوميت هستند. ما نخبه و روشنفكر زياد داريم؛ ولى متأسفانه عده اى خاص كه خود را نخبه و روشنفكر جا زده اند، خود را سخنگوى نخبگان و روشنفكران نيز مطرح مى كنند كه مظلوميت روشنفكران و نخبگان واقعى ما را مضاعف مى كند. اگر نخبگان نتوانند نيازهاى واقعى مردم را تشخيص دهند، بايد در نخبه بودن شان شك كرد. به نظر من روشنفكران و نخبگان واقعى قبل از انتخابات متوجه خواست جامعه ايران شده بودند و پيش بينى مى كردند كه مردم در انتخابات ۲۷ خرداد يا ۳ تير چه نوع واكنشى نشان مى دهند؛ اما اين احساس از طرف برخى كه انحصار روشنفكرى را در دست گرفته و با يك بلندگو دائم افكار خود را تبليغ مى كنند، درك نشده بود. آن ها متوجه خواست مردم نبودند؛ در صورتى كه بخش وسيعى از روشنفكران ما متوجه شده بودند كه مردم در انتخابات جدى هستند، چه مى خواهند و دوست دارند در برخى زيرساخت ها تغيير ايجاد كنند.
سوم تير تحت تأثير
انديشه جامعه روشنفكرى ايجاد شد
فتح اللهى گفت: من فكر مى كنم اين انتخابات و جريان حاصل از آن مايه بركت باشد؛ چراكه زمينه اى را فراهم كرد و مى كند كه نخبگان و روشنفكران واقعى از سلطه افرادى خاص كه به صورت استبدادى اين حيطه را در دست گرفته اند، خارج شوند.همان طور كه گفتم بدنه نخبه واقعى ما تا حد زيادى نتايج اين انتخابات را پيش بينى مى كرد و از اين امر نيز به شدت استقبال كرده بود. آن ها در واقع در حركت مردم مؤثر بودند و بايد دانست كه تصميم مردم هيچ وقت نمى تواند بدون تأثيرپذيرى از نظرات نخبگان و روشنفكران جامعه شكل بگيرد. روشنفكران و نخبگان در راستاى حركت دادن مردم براى ايجاد جريان سوم تير نقش بسيار زيادى داشتند. جامعه ما تحت تأثير انديشه نخبگان اين تصميم جدى را در انتخابات سوم تير گرفت. در جامعه ما نخبگان و روشنفكران نفوذ فوق العاده اى دارند؛ البته اين قضيه فارغ از روشنفكرانى است كه خود را جدا از مردم مى دانند.
وى گفت: داعيه جدايى از مردم و متوجه نشدن خواست هاى آن ها، روشنفكرى نيست. روشنفكرى كه از مردم جدا باشد فقط نامش روشنفكر است و در عمل اين گونه نيست. روشنفكر واقعى ضمن تعامل با جامعه مردم را خوب مى شناسد و حتى رفتارشان را خوب پيش بينى مى كند. من تأكيد مى كنم كه جريان سوم تير تحت تأثير انديشه جامعه روشنفكرى ما و حركت مردم ايجاد شد و تصميمات كنونى دولت نيز برگرفته از نظرات جامعه روشنفكرى و نخبگان ماست.
خواست مردم از مسئولان اين بود كه موانع مشاركت را در صحنه هاى مختلف برطرف كنند
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه جريان سوم تير به چه ميزان توانست خواست هاى مردم را محقق كند؟ گفت: خواست مردم در انتخابات سوم تير همان طور كه گفتم اين بود كه در صحنه نقش تعيين كننده اى داشته باشند. اگر قرار است اقتصاد اين مملكت درست شود، خود مردم آن را درست كنند و اين گونه نباشد كه مسئولان فكر كنند مردم فقط تأييدكننده صرف هستند و آن ها بايد خدمت كنند. خواست مردم اين نيست. خواست مردم از مسئولان اين بود كه موانع مشاركت را در صحنه هاى مختلف برطرف كنند؛ به نحوى كه خود مردم اين توانايى اصلاح امور را به دست آورند و فعال باشند نه منفعل. مردم مى خواستند خود طبيب باشند و دولت نهم نيز اين ديدگاه را قبول دارد. بارها رئيس دولت گفته است كشور را مردم بايد بسازند. دولت وظيفه دارد موانع را رفع و تسهيلات لازم را فراهم كند.
مردم محرم دولت هستند
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور ادامه داد: اكنون مشاهده مى كنيم كه دولت در راستاى كاهش تصدى گرى قدم برمى دارد و به مردم نقش جدى در عرصه مديريت داده است. شما جلسات هيأت دولت را در استان ها و مناطق مختلف مشاهده مى كنيد. شايد برخى بگويند اين مصوبات را مى توان در تهران با يك قيام و قعود ساده به تصويب رساند و لازم نيست سفرى صورت بگيرد ولى ديدگاه دولت اين نيست. وقتى اعضاى هيأت دولت در يك استان جمع مى شوند در واقع براى نظر مردم آن استان، اهميت قائل مى شوند، يك نوع رابطه تنگاتنگ بين مردم استان و حاكميت ايجاد مى شود. اگر دقت كنيد متوجه مى شويد انسى كه بين مردم تهران با حاكميت وجود دارد از ديگر نقاط بيشتر است؛ چراكه دولت نزديك آن هاست. در سفرهاى استانى هم مردم به واقع احساس مى كنند مشاركت شان بيشتر شده و خيلى از موارد را با چشم مى بينند. خيلى از پيشنهادها را دولت از مردم دريافت مى كند. سفرهاى استانى سفرهاى سخت و طاقت فرسايى است، ولى دولت مصمم است با تحقق آن فضاى جديدى را ايجاد كند و به خواست مردم پاسخ دهد.
فتح اللهى ادامه داد: يكى ديگر از كارهاى عمده دولت نهم اين بود كه مردم را در تصميم گيرى سياسى دخيل كرد كه نمونه آن بحث هسته اى بود. دولت مسأله هسته اى را به ميان مردم آورد؛ در صورتى كه در دولت قبل اين چنين نبود و مردم از بسيارى از تصميمات در مسأله هسته اى آگاه نبودند و فقط مى ديدند كه مسئولان با خارجى ها بحث و گفت وگو مى كنند و نتيجه كار را نمى دانستند؛ ولى مردم در اين دوره در جريان جزئيات قرار گرفتند و دولت نيز بر اساس نظر مردم عمل كرد. مردم مى دانند دولت بدون در نظر گرفتن خواست آن ها تصميمى نمى گيرد. اين سياست دولت باعث شد كه مسأله دستيابى ايران به انرژى صلح آميز هسته اى به يك خواست عمومى تبديل شود و خود را در اين راستا نشان دهد. گره زدن مسائل سياسى كشور با مردم در واقع در راستاى خواست مردم بود. مردم در واقع علاقه مند هستند خودشان در جريان امور باشند و اين دولت آن ها را محرم خود قرار مى دهد.
دولت نهم حتى از كسانى كه به او رأى نداده بودند، با توجه به شايستگى هاى شان استفاده كرد
وى در بخش ديگر گفت وگو با ايسنا با بيان اين كه «اين دولت مشى غيرحزبى را در پيش گرفته است» گفت: ما در اتخاذ تصميمات، اجرا و اداره امور ، مشى غيرحزبى داريم؛ ولى مردم را دخالت مى دهيم. در اوايل شكل گيرى اين دولت برخى احزاب تصور مى كردند، مى توانند روى تصميم گيرى و بدنه مديريتى اين دولت تأثير بگذارند؛ ولى با گذشت زمان متوجه اشتباه شان شدند. اين دولت سعى كرد براى اولين بار حتى از كسانى كه به آن رأى نداده بودند، با توجه به شايستگى هاى شان استفاده كند. ما در هنگام انتخاب فرمانداران و استانداران مشاهده مى كرديم بسيارى از مردم حتى كسانى كه به ما رأى نداده بودند نظرات خود را بيان مى كردند. آن ها متوجه شده بودند كه اين دولت به نظر مردم احترام مى گذارد.
مردم در انتخابات سوم تير مى خواستند استبداد احزاب را بشكنند
وى در پاسخ به اين پرسش كه برخى به مشى غيرحزبى بودن دولت انتقاد وارد كرده و بعضى از اعضاى دولت نيز در راستاى نفى احزاب موضع گرفته و حتى اعلام كرده اند كه برخى نهادهاى ديگر مى توانند نقش حزب را ايفا كنند، گفت: به نظر من دولت نهم به اين قضيه توجه دارد كه حركت بدون احزاب امكانپذير نيست. دولت چه بخواهد و چه نخواهد احزاب تأثيرگذار هستند و وجود دارند. آن ها به عنوان گروه هاى ذى نفوذ در جامعه ما كه در حال گذار هستيم نقش دارند. دولت مخالف احزاب نيست، بلكه مخالف استبداد احزاب است. در مقطعى در اين كشور شاهد بوديم كه استبداد احزاب جايگزين استبداد دستگاه ها شده است؛ اما اين دولت دوست ندارد چنين فضايى حاكم شود. ما اين امر را نفى مى كنيم اما اين امر به معناى نفى وجود احزاب نيست. مردم در انتخابات سوم تير مى خواستند استبداد احزاب را بشكنند. وجود احزاب نه تنها بدون اشكال است بلكه يك واقعيت است، ولى اين كه بخواهيم سلطه احزاب را بپذيريم، با خواست مردم مغاير است. سلطه گرى احزاب از وجود ديوار حائل بين مردم و دولت است. وقتى بين اين دو، حائل وجود داشته باشد، احزاب سلطه گر مى شوند.
وى در ادامه گفت وگو با ايسنا با بيان اين كه « احزاب به صورت نهادينه در كشور ما شكل نگرفته اند و احزاب جدى كم داريم» گفت: اگر احزاب ما فراگير و قدرتمند شوند و ديدگاه شان مورد قبول مردم باشد، كسى نمى تواند جايگاه شان را تغيير دهد. در واقع مسأله در نوع نگاه دولت به احزاب است. در حال حاضر دولت معتقد است احزاب ما تأثيرگذارى ندارند و دولت ساخته هستند و در مقاطعى اين احزاب وابسته به دولت بودند. ولى اگر احزاب از مردم نشأت گرفته باشند يعنى از پائين به بالا شكل بگيرند و وابسته به مردم باشند مى توانند نقش تعيين كننده اى داشته باشند. دولت وجود احزاب را مثبت مى داند و وظيفه خود مى داند كه از احزاب دفاع كند ولى با استبداد احزاب مخالف است.
اين دولت مى خواهد روى جديدى از مديريت را به مردم نشان دهد
وى در پاسخ به اين سؤال كه اين دولت به چه ميزان توانسته در تحقق شعار دولت اسلامى موفق باشد، گفت: در اين ارتباط مى توان بحث زيادى كرد. در واقع بحث دولت اسلامى از زمان پيروزى انقلاب اسلامى شكل گرفت و بازگشت به آرمان هاى انقلاب در حقيقت يك نوع حركت در مسير ايجاد دولت اسلامى است. دولت اسلامى دولتى است كه مردم را به عنوان يك حقيقت زنده و تصميم گير تلقى كند و وظيفه خود را رفع موانع و ايجاد تسهيلات براى مردم بداند. رابطه ارباب رعيتى در دولت اسلامى معنا ندارد. دولت سعى كرده كه در اين راستا حركت كند و باعث ايجاد پيوند مثبت بين دولت با مردم باشد در واقع در راستاى آشتى حركت كرده است. دولت اسلامى يعنى اين كه ديوار بين مردم و دولت برداشته شود و نبايد اين احساس وجود داشته باشد كه مردم جدا از دولت هستند. دولت قبل به خاطر بوروكراسى كه ايجاد كرد باعث ايجاد مشكل براى مردم شده است و مردم چنين دولتى را نمى خواهند. آن ها نمى خواهند گرفتار ساختار دولتى باشند. در دولت اسلامى، دولت براى گرفتن تصميمات، از مردم الهام مى گيرد. اين دولت مى خواهد روى جديدى از مديريت را به مردم نشان دهد.
جامعه مدنى در واقع به معناى ايجاد فاصله بين دولت و مردم است
وى گفت: به نظر من بحث جامعه مدنى كه در جامعه مطرح شد در واقع به معناى ايجاد فاصله بين دولت و مردم است. در واقع به نظر من بحث توسعه NGOها نيز به اين مسأله يعنى جدايى دولت و مردم، دامن مى زند. در حال حاضر تفكر جدا ديدن مردم و دولت به بن بست رسيده است.
نياز اين دولت به رايزنى و گفت وگو با نخبگان بيش از دولت هاى گذشته است
296649.jpg
معاون سياسى دفتر رئيس جمهور با بيان اين كه «بعد از انتخابات و تشكيل دولت به نوعى ما شاهد يك هيجان و التهاب در صحنه سياسى كشور بوديم و ساختار قبل نيز بايد دچار تغيير مى شد» گفت: در اين ميان نقش نخبگان بسيار زياد بود و دولت نهم براى تحقق خواسته هايش نياز بيشترى به نقش نخبگان احساس مى كرد و اين كه گفته مى شود اين دولت با نخبگان ارتباطى ندارد امر درستى نيست؛ چراكه اين دولت به خاطر نقش هايى كه مى خواهد ايفا كند، نيازش براى رايزنى و گفت وگو با نخبگان بيش از دولت هاى گذشته است و بيش از گذشته نيز در اين راستا قدم برداشته است.
فتح اللهى در ادامه به عزم دولت براى توسعه بومى و ملى اشاره كرد و گفت: ما سعى داريم توسعه بومى و ملى را در زمينه هاى مختلف در سرلوحه كارهاى خود قرار دهيم.
نخبگان نبايد فقط در دولت محدود شوند
وى همچنين به عزم دولت براى توسعه كار فرهنگى اشاره كرد و گفت: اين امر نيازمند مشاركت فعال كارشناسان و بدنه نخبه كشور است. ما سعى داريم در اين عرصه ابتكاراتى را بر اساس ارزش هاى انقلاب و همچنين چشم انداز بيست ساله مد نظر قرار دهيم.
وى همچنين به حضور جوانان مان در عرصه هاى علمى از جمله فناورى هسته اى اشاره كرد و گفت: در اين قضيه نيز بيشترين مسئوليت بر عهده نخبگان است.
وى ابراز اميدوارى كرد كه ما در آينده شاهد نقش آفرينى بيشتر جامعه نخبگان در توسعه بومى و ملى كشورمان باشيم و اظهار داشت: استفاده از نخبگان به اين معنا نيست كه آن ها صرفاً در دولت حضور داشته باشند همه چيز در دولت خلاصه نمى شود و اين تصور كه اگر فرد حكم داشته باشد، مى تواند كار كند و اگر حكم نداشته باشد نمى تواند كار كند اشتباه است. لزومى ندارد كه همه نخبگان در دولت حضور داشته باشند. نخبگان نبايد فقط در دولت محدود شوند. نخبگان بايد به كل جامعه پيوند بخورند و نتايج و بركات فعاليت هاى آن ها به كل جامعه تسرى پيدا كند.
دولت يك عده افراد خاص كه خود را از جامعه جدا مى دانند، روشنفكر نمى داند
وى با بيان اين كه «در اين راستا نيز دولت نهم سعى دارد كه ارتباط خود را با بدنه اجتماع بيشتر گسترش دهد» گفت: اين گسترش ارتباطات با بدنه اجتماع به معناى افزايش ارتباط با نخبگان نيز هست و به طور طبيعى دولت تحت تأثير جامعه نخبه است. ما نه تنها نمى خواهيم، بلكه نمى توانيم كه به تأثيرگذارى نخبگان در جامعه بى تفاوت باشيم. هيچ دولتى از نظرات نخبگان مستغنى نيست؛ چراكه آن ها تأثيرات خود را خواهند گذاشت. البته همانطور كه گفتم دولت يك عده افراد خاص كه خود را از جامعه جدا مى دانند، روشنفكر نمى داند، دولت به كل جامعه نگاه مى كند و از آن تأثير مى پذيرد. من فكر مى كنم كه مثلث بدنه اجتماعى جامعه، ساختار دولت و نخبگان به هم گره خورده است و تحت تأثير هم قرار دارند و اين يك اتفاقى است كه افتاده و غيرقابل بازگشت است. نمى توان ساختار نخبگان را از بدنه دولت و جامعه حذف كرد.
برنامه هاى آينده دولت نهم
وى در پاسخ به اين سؤال كه دولت نهم براى آينده خود چه برنامه اى دارد نيز گفت: دولت نهم برآمده از سوم تير، چند مطلب مهم را براى آينده خود دارد؛ در صدد توسعه بومى و ملى و اسلامى كردن اقتصاد، سياست، فرهنگ، مسائل اجتماعى و فناورى و علمى و اقتصادى است. مسأله ديگر دولت اجرايى شدن اصل ۴۴ قانون اساسى است و در اين ارتباط سعى دارد كه طرح عملياتى در نظر بگيرد و به نظر من اگر تمام وقت خود را صرف اجرايى كردن اين اصل كند ارزشش را دارد. عملياتى كردن اين اصل باعث ايجاد تحول در عرصه اقتصاد كشور مى شود و به نحوى اداره امور كشور به دست مردم خواهد افتاد. دولت به عنوان يك بازيگر نقش رفع موانع و ايجاد تسهيلات را بر عهده دارد و اجرايى كردن امور وظيفه مردم است.
وى گفت: برنامه ديگر دولت فعال كردن هرچه بيشتر نخبگان است. به نحوى كه آن ها تأثيرگذارى بيشترى در جامعه داشته باشند و مظلوميتى كه در حال حاضر جامعه نخبه ما دچار آن است را برطرف كند، همانطور كه گفتم جامعه نخبه ما در حال حاضر مظلوم است و دولت مى خواهد اين مظلوميت را از بين ببرد. در اين راستا به دنبال اين است كه ارتباط مناسب تر و بهتر يا به عبارتى ديگر مستقيم با بدنه جامعه نخبه كشور برقرار كند.
آزادى را در رابطه با عدالت مى بينيم
فتح اللهى در ادامه گفت وگوى خود با ايسنا در پاسخ به اين سؤال كه آزادى در گفتمان سوم تير چه جايگاهى دارد؟ گفت: ما آزادى را در رابطه با عدالت مى بينيم، آزادى بايد منجر به عدالت شود؛ چراكه اين دو يك رابطه مستقيم با هم دارند. قبل از انتخابات بحث آزادى مطرح بود ولى هدف آن ايجاد عدالت نبود. وقتى كه شعار عدالت و آزادى مطرح مى شود ، مردم بايد در اين راستا حضور بيشترى در صحنه داشته باشند و قدرت خود را نشان دهند و پشتوانه اجرايى شدن عدالت و آزادى در تمام ابعاد باشند.
وى گفت: من فكر مى كنم بعد از انتخابات سوم تير دولت نهم آزادى توأم با عدالت را هدف خود قرار داده و در اين راستا قدم هاى خوبى را نيز برداشته است. اين دولت معتقد است كه آزادى و عدالت دو بال هستند كه بايد منجر به توسعه ملى، پيشرفت بومى شود.
وى در پايان تأكيد كرد: انتخابات سوم تير مفهوم آزادى را كامل و آن را با مسأله عدالت توأم كرد و اميدواريم كه دراين مسير پيروزى حاصل گردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |