سه شنبه ۵ تير ۱۳۸۶ - ۱۱ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Tue, Jun 26, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك (بادبادك )
خانواده
چالش هاى رهبر اليزه با مجلس جديد
چالش هاى رهبر اليزه با مجلس جديد
پيروزى دلهره آور ماه ژوئن
297204.jpg
حسين قنبرى گرمى
ظهور شيراك دوم و پيدايى رهبر قدرتمند جديد در اليزه ، آرزوهايى بود كه راستگرايان فرانسه براى انتخابات پارلمانى فرانسه درسر پرورانده بودند اما اين روياها در كوران سرد انتخابات ماه ژوئن رنگ باخت. چپ گرايان كه نبرد سخت ۶ مه را باخته بودند اين بار همه قواى خود را بسيج كردند تا مانع تكرار فاجعه - واژه اى كه سوسياليست ها براى انتخابات رياست جمهورى به كار مى برند - شوند . رقيبان نيكولا ساركوزى مى دانستند كه دراين جدال نيز امكان پيروزى قاطع را ندارند با همين درك واقع بينانه همه توان خود را صرف اين كردند كه از پيروزى مطلق حريف جلوگيرى كنند.
براى پياده كردن اين سياست رهبران چپ از يك هفته قبل از انتخابات دور دوم از همه كسانى كه در دور اول پاى صندوق هاى رأى حاضر شدند خواستند تا با حضور مجدد خود مانع از اين شوند كه ساركوزى با در اختيار گرفتن كرسى هاى مجلس به قدرت مطلق فرانسه تبديل شود.
همه كسانى كه در اين مرحله دست به كار مبارزه با پديده حاكميت راستگرايان بر فرانسه هستند با تهديدى به نام يكدستى حكومت روبه رو شدند، يعنى همان حكومتى كه فرانسوا فيون نخست وزيرجديد فرانسه ومتحد ساركوزى در همه ميتينگ هايش آن را از مردم طلب مى كرد . نتيجه اين كشاكش در نهايت به آنجا منجرشدكه در هر دو دور اول ودوم انتخابات پارلمانى، حدود ۴۰ درصد واجدان شرايط از رأى دادن امتناع كردند . رهبران حزب UMP - جنبش اتحاد مردمى ساركوزى - براين گمان بودند كه با جلب رأى بسيار بالا ركورد سال ۱۹۹۳ كه راستگرايان به ۴۷۳ كرسى دست يافتند راخواهند شكست اما در ظاهر شركت ضعيف مردم در انتخابات، اين محاسبه حزب حاكم UMP را برهم ريخت.
طبق آمار موجود ، حزب حاكم UMP در مجلس آينده حدود ۳۴۰ كرسى در اختيار خواهد داشت كه نسبت به انتخابات مجلس سال ۲۰۰۲ كه صاحب ۳۵۹ كرسى بود سير نزولى داشته است .
درست است كه در ساختار قدرت فرانسه رئيس جمهورى نقش اول را دارد، اما نهاد پارلمان تنها نقطه اى است كه مى تواند اقتدار رئيس قوه مجريه را به چالش كشاند. وجود يك اپوزيسيون چپ قوى در مركز قانونگذارى چيزى است كه جناح منتقد يكسان سازى قدرت در فرانسه آن را تدارك ديده اند . اما براى شهروندان فرانسوى آنچه انگيزه شركت در اين مبارزه ضد ساركوزى شد طرح هاى اجتماعى است كه دولت در نظر دارد به دست يك پارلمان همسو به تصويب رساند. اصلاحات مورد نظر ساركوزى به اندازه كافى رأى دهندگان را ترسانده بود تا نگذارند مجلسى مناسب براى تصويب اين طرح هاى مربوط به قانون كار و نظام مالياتى تشكيل شود . نتايج آخرين نظرسنجى فرانسه به روشنى اين نگرانى اقشار كارگرى وكارمندى فرانسه را گوشزد كرد. نظرسنجى كه حكايت از آن داشت كه ۶۰ درصد فرانسوى ها مخالف تعرفه هاى پزشكى و افزايش ماليات بر ارزش افزوده هستند.
اكنون سوسياليست ها از نتايج نبرد دوم خود خرسند به نظر مى آيند، اكثريت پارلمان در اين دوره نسبت به دوره پيش در سال ۲۰۰۲ از تعداد كمى برخوردار است. افزايش ۲۵ درصدى كرسى هاى سوسياليست ها در اين دوره نسبت به دوره قبل براى آنها يك نقطه اميد است .افزون براين نمايندگانى كه براى بار نخست وارد مجلس شدند مى توانند مانعى در برابر سياست ها و برنامه هاى رئيس جمهورى فرانسه باشند . راستگرايان طرفدار دولت اكثريت كرسى هاى مجلس را در اختيار گرفتند اما اكثريت آنها يك اكثريت شكننده و آسيب پذير است.
اما مبارزه ماه ژوئن، حوادث مهم ديگرى هم داشت كه شايد مهم ترين آن از دست رفتن متحد قدرتمند ساركوزى باشد. رهبر اليزه طعم نخستين ناكامى اش را چشيد. شكست آلن ژوپه در بوردو كه شهردار آن شهر نيز هست، ضربه سختى به دولت نوپاى ساركوزى بود. وى كه نفر دوم دولت فرانسوا فيون، نخست وزير فرانسه و از اركان كابينه ساركوزى به شمار مى رفت بايد از كابينه خداحافظى كند . قبل از انتخابات مجلس ، فيون از كابينه اش خواسته بود در صورتى كه هر يك از اعضا موفق به پيروزى در مبارزات پارلمانى نشوند بايد استعفا دهند . با استعفاى ژوپه ساركوزى و نخست وزيرش يك ماه پس از پيروزى در انتخابات رياست جمهورى بايد به فكر ترميم كابينه خود باشند .
برآورد نخبگان پاريس از معادلات سياسى فرانسه
پيش از هر چيز لازم است نتيجه كشمكش عصر جديد فرانسه و رويارويى جناح چپ وراست را از زبان نخبگان فرانسه بشنويد . درست است كه هركدام ازاين چهره هايى كه نظرات آنان را از نگاه مى گذرانيد به يكى از دو اردوگاه چپ وراست تمايل دارند اما سخنان ونظراتشان چندان با واقعيات سياسى فرانسه و برداشت افكار عمومى اين كشور فاصله ندارد.
كلود بارتولونو از حزب سوسياليست مى گويد :اين انتخابات فرصتى تازه براى زنده نگه داشتن اپوزيسيون و نوسازى حزب سوسياليست فراهم كرد . لازم است مجموعه چپ ها با همديگر در برابر خواسته هاى ضد اجتماعى ساركوزى مقاومت كنند و نبايد منتظر سال ۲۰۱۲ براى تغييرات باشيم .
ژان پل هوشون از چهره هاى آشناى سياست براين باور است كه : درست است ساركوزى رئيس جمهور شد اما اين بار فرانسوى ها نشان دادند كه خواستار اجراى برنامه ها و اصلاحات دولت به اين صورت نيستند .
ماريل دو سارنه از حزب تازه تأسيس جنبش دموكراتيك معتقد است : اما اين انتخابات مانعى بر سر راه UMP و متحدانش است در حالى كه تا هفته پيش از انتخابات سخن از ۴۰۰ تا ۴۵۰ نماينده راستگرا بود ونيروهاى ساركوزى مى گفتند نمى توان پارلمانى با حضور تنها ۲ حزب داشت .
لوران فابيو از سران حزب سوسياليست در برآوردى واقع بينانه تر مى گويد : يك تناقض وجود دارد . ما (حزب سوسياليست) شكست خورده ايم اما از پويايى حرف مى زنيم .
از سوى ديگر حزب راست كه برنده انتخابات است كمى رنگ پريده و مضطرب نشان مى دهد . شهروندان فرانسوى خواستار تمركز قوا در دست يك حزب نبودند اما اكنون شاهد آن هستيم .
راما ياد از حزب UMP نتيجه انتخابات را براى ساركوزى مثبت مى خواند ومى گويد: خوشحال هستيم از اين كه مى بينيم اپوزيسيون به جاى خيابان ها راه مبارزه در پارلمان را انتخاب كرد. با آنكه حريف كابوس تمركز قوا را در دستان يك فرد بسيار وحشتناك تر از آنچه هست نشان داد، اما مردم فرانسه به اندازه كافى عاقل هستند كه بدانند چكار كنند . آرا به طور كامل منطقى ومتوازن است.
فرانسوا بايرو از حزب جنبش دموكراتيك كه در انتخابات رياست جمهورى مرد محبوب فرانسه نام گرفت اين گونه تحليل مى كند : از ۶ حوزه اى كه حزب ما در دور دوم در آنها حضور داشت در ۴ حوزه رأى آورديم و اين نشان مى دهد راه سياسى كه ما به عنوان چشم انداز فرانسه دموكرات و ساختن دموكراسى متفاوت و خلاق ترسيم كرده ايم استمرار دارد.
شايد در رديف نخبگان، هيچ كس به اندازه ژان مارى لوپن سياستمدار افراطى پاريس و رهبرى از جبهه ملى، خود را بازنده نمى بيند: ما مى دانيم كه بازى تمام شده و ساركوزى با شيوه اى از رأى گيرى كه بخشى از فرانسوى ها نمى توانند نماينده اى داشته باشند بازى را برده است . اين عقب نشينى بزرگى براى حزب ما (جبهه ملى) بود.
خوشبينى هاى معمار دولت ساركوزى
ساركوزى رشته رهبرى مبارزه را به دست يك كهنه كار سياسى به نام فرانسوا فيون سپرده است فردى كه افزون بر رياست كابينه ساركوزى، كار هدايت جبهه راستگرايان را در رويارويى با حريفان سوسياليست بر عهده دارد . اما آهنگ حركت اين شريك ساركوزى با خوشبينى مفرط آغشته است . ناظران سياسى از نگاه خوشبينانه اين دولتمرد به عنوان خطرى براى رهبرى جديد اليزه ياد مى كنند.
فرانسوا فيون در آخرين ساعات رأى گيرى در برنامه اى زنده اعلام كرد كه فرانسوى ها به طرح اصلاحات فرانسه رأى دادند و اشاره كرد كه اين مجلس به رئيس جمهور اجازه خواهد داد تا طرح هايش را اجرا كند. فيون اميدوار است كه تركيب بدست آمده در پارلمان بر خلاف برآوردها، مانعى در برابر دولت براى اجراى برنامه هايش نخواهد بود و اظهار داشته است كه اصلاحات مد نظرساركوزى از ماه بعد شروع خواهند شد .
اما با وجود حرف هاى پيروزمندانه فيون وبراساس برآورد كارشناسان ، فرانسوى ها كاملاً آنچه حزب UMP مى خواست را انتخاب نكردند ورئيس جمهورى و كابينه اش نمى توانند از اين انتخابات چنين نتيجه بگيرند كه توانستند حمايت كامل مردمى را كسب كنند و دستشان براى اجراى خواسته هاى راستگرايانه شان باز است .
سوسياليست ها؛ پيش به سوى فراكسيون قدرتمند
حزب سوسياليست در مبارزه پارلمانى ماه ژوئن، پيروزى نسبى خود را مديون يك اشتباه بزرگ وزير اقتصاد دولت ساركوزى يعنى ژان لويى بالو مى داند؛ فردى كه در فاصله دور اول ودوم انتخابات اعتراف كرد كه دولت قصد افزايش ماليات بر ارزش افزوده را در برنامه خود دارد . اين گفته مرد اقتصادى ساركوزى، يك فرصت طلايى براى حزب سوسياليست فراهم آورد. مرد اقتصادى دولت در واقع مشت ساركوزى را در تصويب قوانين ضد منافع گروه هاى اجتماعى گشود. پس از اين گاف بزرگ، چندين ميتينگ و همايش با عنوان «رأى بر ضد ماليات بر ارزش افزوده ۲۴‎/۵ درصدى» برپا شد كه هركدام موانعى را بر سر كانديداهاى حزب حاكم ايجاد كرد.
اظهارات ژان لويى بارلو در باره افزايش ماليات بر ارزش افزوده آنگاه كه به طور مستقيم از كانال هاى تلويزيونى پخش مى شد، آب سردى بود كه بر پيكر جنبش اتحاد مردمى UMP ريخته شد.توضيحات متناقض رهبران UMP بر شدت وخامت اثرات روانى اين ماجرا افزود . فرانسوا فيون نخست وزير دولت در پايان دادن به اين امواج شوك آور ناتوانى خودرا نشان داد . ساركوزى پس از اين كه اين مسأله نزد حزب حاكم تبديل به شوك انتخاباتى شد بى درنگ در مصاحبه اى اعلام كرد كه وى هيچ نوع افزايش مالياتى را كه به كاهش قدرت خريد مردم بينجامد نخواهد پذيرفت. اما براى شنيدن اين اظهارات بسيار دير شده بود. ترس از مانيفست اقتصادى و حكومت مطلق ساركوزى ، حتى حزب تازه تأسيس جنبش دموكراتيك را نيز بر آن داشت تا آراى خود را به سمت نامزدهاى سوسياليست روانه كند .
درچنين فضايى ، جناح چپ وقتى عصبانيت ونگرانى آحاد شهروندان را از سياست اقتصادى ساركوزى ديد، نفس راحتى كشيد بطورى كه حتى سگولن رويال اعلام كردكه سال بعد كانديداى مقام دبير اولى كنگره خواهد شد و وعده داد كه چپگرايان بزودى اين شانس را خواهند داشت تا دوباره امور مهمى را در صحنه سياسى فرانسه به دست گيرند.
منابع : فيگارو ، اومانيته ، لا كوروا ، ليبراسيون
آرايش جناح هاى قدرت در پارلمان فرانسه
297207.jpg
مجلس جديد فرانسه داراى ۳۲۳ نماينده از حزب حاكم ساركوزى موسوم به جنبش اتحاد مردمى UMP، ۲۰۵ نماينده از حزب سوسياليست، ۲۱ نماينده از حزب ميانه نوين، ۱۸ نماينده از كمونيست ها، ۵ نماينده از حزب جديد فرانسوا بايرو يعنى حزب جنبش دموكراتيك، ۴ نماينده از حزب سبزها و يك نماينده از چپگرايان مهاجر است.ميانگين سن نمايندگان اين دوره ۵۵ سال است كه مسن ترين آنها ۷۸ ساله از حزب UMP است كه از سال ۱۹۷۳ در همه دوره ها در مجلس حضور داشته است.۱۱ نماينده ديگر نيز بالاى ۷۰ سال سن دارند. از ميان اين افراد، ديديه ژوليا با ۷۳ سال از حزب UMP از سال ۱۹۶۷ و ژان پير سواسون و ژان تيبرى هر كدام با ۷۲ سال سن از سال ۱۹۶۸ تاكنون عضو مجلس بوده اند.جوان ترين اعضاى پارلمان اين دوره نيز اوليويه دوسوت از حزب سوسياليست، تنها با ۲۸ سال سن و سيلويا پينل با ۲۹ سال از چپ راديكال هستند.در مجموع ۲۱ نماينده بين ۳۰ تا ۴۰ سال، ۱۳۶ نماينده بين ۴۰ تا ۴۹ سال، ۲۳۹ نماينده بين ۵۰ تا ۵۹ سال و ۱۶۷ نماينده بين ۶۰ تا ۶۹ سال سن دارند . در اين دوره از انتخابات، ۱۶ نماينده با اصالت غير اروپايى كه ۱۵ نفر از آنان در حوزه هاى خارج فرانسه و شانزدهمى در داخل فرانسه و نماينده حزب سوسياليست هاست كه از پاريس به مجلس راه يافته است.همچنين سالم كاست كه الجزايرى الاصل و نامزد حزب UMP بود در دور نخست توانست ۳۶‎/۶۲ درصد آرا را به خود اختصاص دهد اما در دور دوم با شكست مواجه شد.
از ميان ۵۷۷ نماينده ۴۴۵ تن در دوره پيش نيز در پارلمان حضور داشته اند و دوباره انتخاب شدند، تنها ۱۳۲ نماينده يعنى ۸۴ مرد و ۴۸ زن براى نخستين بار به مجلس راه يافته اند.بيشتر تازه واردهاى مجلس از چپگرايان هستند تا راستگرايان، به طورى كه ۵۴ نفر از آنان از حزب حاكم جنبش اتحاد مردمى UMP و ۷۰ نفر از سوسياليست ها هستند.همچنين يك نفر از حزب ميانه نوين، يك نفر از جنبش دموكراتيك، يك نفر از سبزها و ۵ نفر از كمونيست ها . اين دوره از مجلس داراى ۱۵۰ معلم و كارمند دولت، ۵۰ رئيس شركت، ۶۰ نفر از بخش خصوصى، ۱۱۰ نفر با شغل آزاد مانند وكيل يا پزشك، ۲۰ كشاورز، حدود ۳۰ كارمند، ۵ كارگر و حدود ۵۰ نفر بازنشسته است. اما شايد يكى از پرسش ها در باب آرايش سياسى پارلمان فرانسه اين باشد كه چه كسانى پرچم رهبرى را در دو جبهه در دست خواهند داشت.هم اكنون دو جناح براى پيشبرد مبارزه سياسى خود در مجلس بر حضور چهره هايى حساب باز كرده اند كه به عنوان ليدر دو جريان به پارلمان راه يافته اند.تركيب اين رهبران روز ۱۷ ژوئن و درپاى صندوق هاى رأى روشن شد. در صدر ليست دو جناح، نام كسانى نشست كه آرايشان توانست سايه سنگينى بر روى انتخابات بيندازد. برنارد دبره، كلود گواسگن و فرانسوا دو پانافيو از حزب UMP كه توانستند به ترتيب ،۶۴‎/۹ ۶۵‎/۸ و ۶۴‎/۷ در صد آرا و دانيل هافمن ريسپال ،لوران فابيو و ژان مارك ايرو
۶۹‎/۱۲ ، ۶۷‎/۵۴ و ۶۶‎/۱۵ درصد آرا را به خود اختصاص دادند . در صدر جريان سوسياليست ها اكنون دو چهره پر نفوذ يعنى فرانسوا اولان و رويال براى انسجام حزبى تلاش مى كنند. فرانسوا اولان اظهار داشته است كه پس از برگزارى انتخابات كنگره در پائيز ۲۰۰۸ از مقام دبير اولى حزب سوسياليست كه از ۱۰ سال پيش آن را در اختيار دارد كناره گيرى خواهد كرد. رويال بعد از جدايى اولان قصد دارد تا سولفرينو را نيز از كرسى رياست حزب سوسياليست دور كند. رويال اكنون در تدارك بازسازى جريان چپ است و مى گويد زمان آن رسيده كه حزب سوسياليست فرانسه خود را به طور همزمان با ايده ها و مردان و زنان جهان امروز تطابق دهد و جوانان بتوانند در رأس اين حزب قرار گيرند.
اكنون اگر چه حزب سوسياليست از لحاظ تعداد نخستين جايگاه اپوزيسيون مجلس را اشغال كرده است، اما چپگرايانى با گرايش هاى سياسى مختلف نيز سربرآورده اند.در اين ميان كمونيست ها در رتبه نخست هستند.نامزدهاى كمونيست حاضر در مبارزه پارلمانى، به طرزى گسترده با هم متحد شدند.
توضيح نمايندگان كليميان درباره يك گزارش
روزنامه ايران نهم خرداد سال جارى گزارشى با عنوان «يك روز با يهوديان ايران»، كه شامل مشاهدات گزارشگر اعزامى شبكه تلويزيونى استراليا بود، به چاپ رساند. در پى آن، آقايان موريس معتمد، نماينده محترم كليميان در مجلس شوراى اسلامى و دكتر سيامك مره صدق، رئيس محترم انجمن كليميان ايران با ارسال نمابرى، نكته اى تصحيحى را درباره مناصب افراد مطرح در گزارش يادآورى كرده اند كه به همراه توضيح «ايران» تقديم مى شود: «ضمن عرض تشكر از بذل توجه آن جريده محترم به امور اقليت هاى دينى و چاپ مقاله اى در اين رابطه در تاريخ ۱۳۸۶‎/۳‎/۹ بدين وسيله اشعار مى دارد كه در هيچ كدام از سازمان هاى كليميان ايران مقامى به عنوان رهبر جامعه كليميان ايران وجود ندارد و چنين پستى در اساسنامه هيچ كدام از سازمان هاى كليمى ايران پيش بينى نشده است. لذا مستدعى است مراتب فوق جهت اطلاع خوانندگان آن نشريه به نحو مقتضى مندرج گردد.»
توضيح «ايران»: ضمن تقدير از نامه جناب آقاى معتمد و آقاى دكتر صدق، چاپ گزارش مذكور، به روشنى گوياى علاقه و اشتياق روزنامه ايران نسبت به انعكاس صداى آحاد هموطنان بويژه جامعه اقليت هاى دينى است. ايراد وارده مقام هاى محترم كليميان درباره سمت يكى از افراد مطرح در گزارش را با اصل سند تطبيق داديم و مشخص شد كه متأسفانه گزارشگر تلويزيون استراليا اين اشكال را در تنظيم گزارش خويش بر جاى نهاده است.
بى مهرى فرانسه به جنبش زنان
297210.jpg
پيروزى ساركوزى در انتخابات رياست جمهورى براى دو گروه بزرگ در جامعه فرانسه حادثه اى ناگوار محسوب شد، نخست طيف مهاجران كه از رئيس جمهورى جديد تصوير يك چهره ضد خارجيان را در ذهن دارند وبه دليل سياست هاى خشن او درايام وزارت كشور(برضد مهاجران مسلمان و عرب) به هيچ روى حاضر به همكارى با او نيستند ودوم طيف زنان كه براى نخستين بار در فضاى مردسالارانه فرانسه زير پرچم يك كانديداى زن به صحنه آمدند تا از آنچه حقوق از دست رفته خويش مى خوانند دفاع كنند.
شكست رويال يك ناكامى بزرگ براى اين دو قشر در صحنه سياسى فرانسه بود. به همين دليل پس از انتخابات رياست جمهورى، آرزوى بزرگ نخبگان اين كشور شكل گيرى مجلسى بود كه نماينده واقعى گروه هاى ناراضى فرانسه باشد ؛ اما فرداى روز انتخابات ، نتايج خلاف اين به دست آمد.
هيچ نسبتى ميان شمار نمايندگان زن و مرد وجود نداشت . براساس نتيجه اين انتخابات زنان از اين پس ۱۰۷ كرسى را در اختيار خواهند داشت يعنى حدود ۲۰ درصد كرسى ها . اين رقم درمقايسه با دوره پيش كه تنها شمار آنان به ۷۶ نفر مى رسيد تاحدى ترقى به حساب مى آيد اما درقياس با كل كرسى هاى مجلس ونيز استانداردهاى پارلمانى اروپا يك ناكامى است . به لحاظ سهم احزاب وشمار كرسى هاى به دست آمده از مجموع ۱۰۷ زن اين دوره ۴۶ نفر راستگرا و ۶۱ نفر چپ گرا هستند كه حزب UMP با ۴۵ نماينده و سوسياليست ها ۵۳ نماينده دارند كه تعدادى از آنها در صدر فهرست برندگان انتخابات قرار گرفتند. براين اساس در فرداى انتخابات، موجى از نقد وانتقادها دررسانه ها ومحافل فمنيستى پاريس به راه افتاد.نكته مشترك سخن منتقدان مجلس جديد فرانسه اين بود كه با اين تعداد، يعنى ۱۰۷ نماينده زن، كشورى كه مدعى رهبرى دموكراسى اروپا تا رسيدن به مرحله برابرى سهم مردان و زنان است فاصله زيادى دارد آنها با صداى بلند اين اعتراض را سردادند كه رقم حضور زنان در پارلمان اين كشور چندان شايسته يك كشورى كه مهد دموكراسى شناخته مى شود نيست . از زمان تصويب قانون تساوى در سال ،۲۰۰۰ شمار نامزدهاى زن و مرد كه از سوى هر حزب براى انتخابات مجلس معرفى مى شوند بايد برابر باشند . اما احزاب بزرگ فرانسه اين قانون را به طور كامل رعايت نمى كنند .
در مجلس فعلى تنها ۷۶ زن حضور دارد البته در اين دوره با راهيابى ۱۰۷ نماينده زن به مجلس ۱۸‎/۵۴ درصد كرسى ها در اختيار آنان قرار گرفت ولى با اين وصف فرانسه از رتبه ۸۶ به رتبه ۵۸ كشورهاى داراى بيشترين تعداد نمايندگان زن رسيده است يعنى پايين تر از ونزوئلا و بالاتر از نيكاراگوئه. در اتحاديه اروپا نيز فرانسه پس از كشورهايى مانند لتونى، لهستان ، پرتغال و استونى در رده پانزدهم قرار دارد.
همه مدافعان حقوق زنان درفرانسه اميد بسته بودند كه سوسياليست ها با سپردن رهبرى خود به دست يك زن تغيير جدى در تركيب جنسيتى سياست اين كشور بوجود آورند چنانكه سگولن رويال يكى از اهداف خود را شكستن فضاى مرد سالارانه سياست در فرانسه اعلام كرده بود اما شكست او در برابر نيكولا ساركوزى كه نماد مردان اقتدارگراى فرانسه بود ضربه جدى براين تصورات وارد كرد. به عبارتى با دو انتخابات اخير كه در يكى نماينده نسل زنان فرانسه - رويال - شكست خورد ودر ديگرى سهم بالاى پارلمان به مردان رسيد روشن شد كه فضاى سياست هنوز وهمچنان در فرانسه مردانه است. حتى اين شايعه برزبان ها افتاد كه احزاب مرد سالار فرانسه به عمد زنانى را در حوزه هايى نامزد انتخابات مى كنند كه به سختى مى توانند از اين حوزه ها رأى كسب كنند. مدافعان حقوق مهاجران نيز به همين ميزان از نتايج دو انتخابات ناراضى هستند واين نگرانى خود نسبت به آينده را به وضوح در رسانه هاى اين كشور ابراز كرده اند. نامزدهاى مهاجر كه به نامزدهاى اختلاف مشهور شده بودند در بيشتر حوزه هاى انتخاباتى شكست سختى خوردند. اما نامزدهاى مهاجران كه اغلب براى نخستين بار در انتخابات شركت داشتند دراين شكست انگشت اتهام را به سمت برخى ازنخبگان فرانسه ازجمله فرانسوا اولان نشانه رفته اند.
در حزب جنبش اتحاد مردمى UMP حدود ۱۰ نامزد مهاجر توانستند به دور دوم راه يابند اما هيچ يك از آنها در اين دور نتوانستند آراى لازم را كسب كنند . در ميان اين نامزدها
(اقليت ها) تنها ژرژ پو لانژون از حوزه آنتيل بود كه موفق ظاهر شد. وى كه از سوى حزب سوسياليست و با عنوان حمايت از برابرى و نمايندگان اقليت ها پشتيبانى مى شد توانست از حوزه ۲۱ پاريس راهى مجلس شود، اما در مجموع مهاجران نيز با دريافتى مشابه نسل زنان به نتيجه انتخابات مى نگرند وبراين باورند كه ساختار سياسى اين كشور هنوز بر پاشنه سلطه وهژمونى نژادى مى چرخد وتا مرحله احياى حقوق اقليت ها فاصله زيادى وجود دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |