سه شنبه ۵ تير ۱۳۸۶ - ۱۱ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Tue, Jun 26, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك (بادبادك )
خانواده
خداحافظ تهران
297222.jpg
پرستو قادرى

مادربزرگم دائم به ريخت ناريخت اين شهر بى در و پيكر ايراد مى گيرد. هر غروب روى بالكن نيم مترى مقابل اتاقش مى رود و به ديوارهاى ساختمان روبه رو چشم مى دوزد و زير لب مى غرد: «امان از بى آسمانى».
بى آسمان، بى ابر، بى آب. تهران شهر سيمان زده گرفتار در چنبره آهن و فولاد است. صدا... سردى... آهن... بوق... ترافيك... صدا... سردى... آهن...
و دل مادربزرگ اين ها را برنمى تابد. تو دل پيرزن يك آرزو غنج مى زند: كه نوه اش، ستاره آسمان تاريك دلش را بردارد و پناه ببرد به كوه پايه هاى زاگرس همان جا كه روزى خانه اش بود.

هزينه زندگى در تهران آن قدر زياد است كه بتواند انگيزه اى مهم براى مهاجرت از اين كلان شهر باشد. البته در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته ترفند بالا بردن هزينه زندگى در پايتخت به عنوان راهكارى براى پيشگيرى از مهاجرت استفاده مى شود، اما در تهران چنين نبوده است. اين اتفاق بى هيچ سياستگذارى اى رخ داده است. افزايش نرخ تورم كه براى تهران عادتى ديرينه شده، موجب شده است بسيارى از قشرهاى جامعه تاب تحمل گرانى را نياورند.
گرانى افسارگسيخته
«كورش تهذيب پيشه»، جامعه شناس شهرى در اين باره مى گويد: «دولت بايد از شرايط پيش آمده استفاده ديپلماتيك بكند. حالا فرصت اعطاى تسهيلات ويژه در شهرستان ها است. بسيارى از افراد خسته از فشارهاى زندگى در تهران كه فقط براساس عادت در اين شهر مانده اند و بدون داشتن كار يا امكانات قابل اعتنا به پائين ترين و محقرترين سطح زندگى در حاشيه پايتخت تن داده اند و آمادگى پذيرش زندگى با امتيازهاى خاص و درحد معقول در شهرستان هاى خود را پيدا كرده اند.»
وى مى افزايد: «اعطاى زمين به نرخ دولتى، تسهيلات بانكى با نرخ سود كمتر از آنچه در تهران مقرر شده، اعطاى مجوز استخدام به افراد بومى در شهرستان هاى صنعتى، تجارى يا دانشگاهى، پائين نگه داشتن هزينه هاى خوراك، پوشاك، تحصيل، تفريح و درمان كه مهم ترين هزينه هاى هر خانوار را تشكيل مى دهد مى تواند به انگيزه اى براى ايجاد مهاجرت معكوس تبديل شود.» راحتى زندگى در شهرستان ها چنان است كه اغلب ديده يا شنيده ايم كه ساكنان شهرهاى كوچك و بزرگ وقتى چند روزى ميهمان تهران مى شوند بى قرارى مى كنند، تحمل ترافيك هاى سنگين، آلودگى صوتى و هوا را ندارند و خيلى زودتر از آن كه فكر مى كنند دلشان هواى شهر و ديار خود را مى كند.
بيان واقعيت ها
تبيين سهولت زندگى در شهرستان با اتكا به نقاط قوتى نظير يك دستى بافت جمعيتى، وجود افراد معتمد محل، فضاى صميمى و يكدلانه در محله ها و ميان افرادى كه هر يك به نوعى آشنا يا فاميل هم هستند و پرهيز از اتلاف وقت مفيد زندگى در راستاى نبود ترافيك، براى نشان دادن ارجحيت هاى زندگى در شهرستان ها مفيد است. اين نكته را دكتر «غلامعلى آشفته»، استاد جامعه شناسى دانشگاه پيام نور بيان مى كند و مى افزايد: «رسانه ها موظف هستند براى مردم بيان كنند كه اگرچه در تهران امكانات تفريحى، پارك، سينما، سالن هاى تئاتر و ديگر جاذبه هاى زندگى شهرى وجود دارد اما به واقع، مردم اين شهر به دليل گرفتارى در چنبره مشكلات گوناگون و كمبود وقت در روزهاى زندگى شان فرصت استفاده از اين امكانات را ندارند.»
وى با تأييد بالاتر بودن سطح رفاه در تهران، تصريح مى كند: «شايد در تهران هر خانواده اى به عنوان مثال يك خودروى شخصى داشته باشد، اما اين خودرو چندان براى تأمين رفاه خانواده به كار نمى آيد بلكه وسيله اى براى رفع نيازهاى ضرورى است. زيرا در اين شهر محل كار افراد با محل زندگى شان گاه فاصله هاى ۶۰-۵۰ كيلومترى دارد و پيمودن اين مسافت نيز به بيش از ۲ تا ۳ ساعت زمان در هر نوبت رفت و آمد نياز دارد. پس خودروى شخصى به ناچار در خدمت اياب و ذهاب اين چنينى قرار
مى گيرد.
اين در حالى است كه در شهرستان ها هرگز چنين نيست. معضل دورى راه معمولاً وجود ندارد. محل كار تا زندگى فاصله اى اندك دارد چنان كه در بيشتر شهرها، مردم هنوز هم به روال سال هاى دور از ذهن ما، بعد از ناهار در منزل استراحت بعدازظهر دارند. خانواده ها بيشترشان غذا را گرد هم
مى خورند و اعضاى خانواده حضور يكديگر را لمس مى كنند.»
در حسرت زندگى
همه اينها درست برعكس تهران است. اينجا ديگر خبرى از سفره هاى دسته جمعى غذا به هنگام صبحانه و ناهار و شام نيست. خانه ها در برودت فضاى پاركينگ شبانه منجمد شده اند و افرادخانواده آن قدرخسته و كلافه از شلوغى، ازدحام خيابان، سر و صداى محيط كار، ترافيك و آشفتگى زندگى شهرى قدم به خانه مى گذارند كه تقريباً نيمه جان و بى نفس تنها به لختى خواب
مى انديشند.
«كتايون سحرآور»، كارشناس ارشد مهندسى شهرى مهاجرت معكوس را راهكارى براى نجات مفهوم زندگى مى داند و مى گويد: «اصل زندگى در پيچ و خم مسير پرفراز و فرود تبديل تهران از يك روستا در حدود ۲۰۰سال پيش به كلان شهر پايتخت مدرن ايران چنان پرسرعت طى شده كه مجموعه تغييرات، غيرمنطقى و غيراصولى رخ داده است. در سال هاى گذشته مردم با انگيزه يافتن شغل ، فرار از خشكسالى، دستيابى به امكانات درمانى، تحصيلاتى و بهداشتى و تأمين زندگى فوج فوج راهى اين شهر شدند. قطار توسعه يافتگى هم با سرعت در مسير پيشرفت امكانات اين شهر مى تاخت، به همين دليل شتاب در تحولات باعث شد تا آينده نگرى فراموش شود و كار به جايى رسيد كه اينك شهرى با ظرفيت ۳ ميليون نفر جمعيت پذيراى حدود ۸ ميليون نفر است.»
جايزه به مهاجران
وى معتقد است: افراد متخصص، بازنشسته و داراى موقعيت اجتماعى مطلوب كه همواره خواستار زندگى به صورت اوقات مفيد و بدون اتلاف وقت در ناكاستى هاى شهرى هستند درسال هاى گذشته با ميل و اشتياق راهى شهرستان ها شده اند. «سحرآور» در اين باره مى گويد: «بايد از تخصص، تجربه و مهارت اين گونه افراد در توسعه شهرستان ها استفاده كنيم. اين افراد بايد به جامعه معرفى شوند و حتى براى تشويق بقيه به چنين گروه هايى بايد جايزه تعلق بگيرد.»
على قادرى، مرد ۵۴ ساله تهرانى است كه با وجود داشتن امكاناتى نظير خانه و مغازه به قائم شهر مهاجرت كرده است.درباره اقدام خود مى گويد: «فرزندانم را سر و سامان داده و سال هاى كار و تلاش خود را سپرى كرده ام. ديگر تحمل سر و صدا، ترافيك و زندگى پيچيده در مشكلات تهران را نداشتم. با همسرم كه بيمار قلبى نيز هست، مشورت كردم و تصميم گرفتيم به شهرستان مهاجرت كنيم. اينك، بسيار راحت زندگى مى كنيم. هيچ دغدغه اى نداريم. براى طى مسافت تا مطب پزشك، بيمارستان، اداره ها، بانك ها، محل هاى خريد و بازار حداكثر يك ربع وقت نياز داريم. هرگز در ترافيك گرفتار نمى شويم و چنان آسوده زندگى مى كنيم كه باورمان نمى شود تا چندى پيش همين روزها و ساعت هاى آبى و سبز را چگونه مفت و ارزان به خاكسترى دودآلود، شلوغ ، پر از اتلاف وقت و انرژى و اعصاب در خيابان هاى تهران مى فروختيم.»
طرح سند مهاجرت ملى كه حدود يك سال پيش به وسيله كميته هاى بررسى كننده آماده شده است، جزو برنامه هاى كلان دولت براى ايجاد مهاجرت معكوس است. تاكنون نيز بسيار از اين طرح شنيده ايم اما ديگر وقت آن رسيده است پس از طى مراحل تدوينى، مراحل اجرايى و عملياتى اين طرح آغاز شود.
پيش از اين در جرايد اعلام شده بودكه كميته هاى بررسى كننده جهت تهيه اين سند شامل اشتغال، مسكن، فرهنگى، كشاورزى و صنعت هستند كه هر كدام وظيفه امكان توسعه در هر زمينه در استان هاى مهاجر فرست را به عهده دارند.
«محمد پيرى عكاشه»، جامعه شناس در اين باره معتقد است كه اجراى اين طرح همت ملى مى خواهد و ايجاد زمينه هاى آموزشى پيش از اجراى آن جزو ضروريات است.
وى مى گويد: «جامعه مهاجران بايد شناسايى شوند و آسيب هاى اين مهاجرت كه اغلب براى آنان فايده اى چشمگير در پى نداشته است، برايشان تبيين شود. بايد دوباره به مهاجران منزلت اجتماعى را كه در شهر و ديار خود داشته اند يادآور شويم و به آنان اطمينان دهيم كه شأن يكايك آنان بالاتر از شرايطى است كه در حاشيه ها و بيغوله هاى تهران به عنوان افرادى سربار جامعه تحمل كرده اند. كافى است اين جمعيت به خاطر بياورد كه در شهر و ديار خود داراى چه پيشينه اى بوده است و اين اطمينان را هم به دست بياورد كه حمايت هاى دولتى پشتوانه ساختن زندگى بهتر براى آنان در شهر پدرى خودشان است.»
قلب تپنده
تهران قلب تپنده مراكز علمى، تجارى، بازرگانى، اقتصادى، هنرى و سياسى در كشور است. تمركز همه امكانات و بسترهاى لازم براى انجام هر فعاليتى در هر زمينه اى در پايتخت كشورمان موجب شده است تا همواره كانون جلب جمعيت باشد.
«غلامحسين كرمى»، كارشناس ارشد مهندسى شهرسازى با بيان اين موضوع مى گويد: «عده اى با بهانه درس خواندن به تهران مى آيند و پس از فارغ التحصيلى، همين جا درپى كار مى گردند و ديگر برنمى گردند. گروهى، پول و سرمايه به بازار مى آورند و جمعى مى آيند تا نيروى كارگر باشند.» وى جابه جايى بخشى از سازمان ها و نهادهايى را كه ضرورتى براى حضورشان در تهران وجودندارد، راهكارى اصلى مى داند كه تاكنون تنها بارها و بارها درباره اش سخن گفته شده است.
اين كارشناس معتقداست شايد نشود به راحتى پايتخت را منتقل كرد، اما جابه جايى مراكز جمعيت ساز نظير دانشگاه ها، پادگان ها، برخى شركت ها كه اصل فعاليت شان در شهرستان هاست، عمده عمليات گمركى، حمل و نقل كالا و صادرات كه بيشتر گرفتار چرخه هاى حمل و نقل بيهوده با مبدأ يا مركزيت تهران است، امكان پذير است.
يك مقام آگاه در وزارت اقتصاد مى گويد: «بسيارى از كالاها از شهرستان ها به تهران مى آيد و بعد از تهران به ديگر شهرستان ها ارسال مى شود. همين موضوع درباره واردات كالاها و ارسال آنها به شهرستان ها اتفاق مى افتد درحالى كه مى شود با توزيع و انتقال امكانات موجود در تهران به شهرستان ها، جلوى اين هرج ومرج ها را كه زمينه ساز مشكلات بنيادين پايتخت شده است، گرفت.»
هرچند كه خاك تهران غريب گير است اما بسيارى از آنها كه به بهانه شغل، تحصيل يا امكانات ديگر دراين شهر ماندگار شده اند، هرروز به شوق هواى ديار خود، خاطره اى چاق مى كنند و روزى را آغاز. با ايمان به اين حقيقت كه همه پرستوهاى مهاجر به محض بازگشت بهار به موطن خود بازمى گردند، كافى است همه شهر و روستاهاى اين سرزمين با شكوفه هاى توسعه آذين بسته شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |