جلال برزگر
3 دور مذاكره هسته اى ميان نمايندگان ايران و اتحاديه اروپا پس از صدور قطعنامه هاى تحريم شوراى امنيت عليه ايران، در شهرهاى آنكارا، مادريد و ليسبون در۲ ماه گذشته اگرچه از سوى برخى محافل خبرى غرب مذاكره براى مذاكره يا مذاكره فرعى براى ارزيابى اين كه بالاخره مذاكرات اصلى مى تواند جريان يابد ياخير؟ و از اين رو كم اهميت تلقى شده، اما ميزان اهميت اين مذاكرات چيزى نبوده و نيست كه اين دسته از محافل خبرى يا ديگر محافل و مجامع سياسى بين المللى توانسته باشند آن را كتمان كنند.
خارج از كادر نگاه اپوزيسيون يا پوزيسيون جهانى فعاليت هاى هسته اى ايران هم اگر نگاه كنيم، واقع آن است كه ايران و غرب در ماجراى هسته اى آخر حرف و مقصود نهايى خود را بيان كرده، پاى آن ايستاده و در مسيرش حركت كرده اند. ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت و حتى صدور قطعنامه تحريم حربه اى بود كه غربى ها در طول ۴ سال كشمكش هسته اى با ايران همواره بدان تأكيد كرده بودند، حال آنها اين مسير را رفته و تهديد خود راعملى كرده اند، هر چند شايد از پس چانه زنى هاى بسيار و كش و قوس با روسيه و چين و حتى ميان آمريكا و اروپا بتوانند به يكى دو قطعنامه ديگر هم برسند كه اين روند با وجود برقرارى مذاكره بين ايران با غرب و نماينده گروه ۱+۵ روالى آسان نخواهد بود.
از طرف ديگر ايران هم ساخت و مونتاژ سانتريفيوژها براى غنى سازى و نصب و راه اندازى آنها را با موفقيت ادامه داده و تحت نظارت بازرسان آژانس اتمى وارد مرحله صنعتى توليد سوخت هسته اى شده و تأييديه بازرسان آژانس براى فعال بودن ۱۳۰۰ سانتريفيوژ و انجام عمل غنى سازى اورانيوم با غناى پائين و موردنياز در مصارف صلح آميز را در اختيار دارد.
اگر قبول داشته باشيم كل اعمال فشار غرب براى ممانعت از دستيابى ايران به دانش و توان استراتژيك هسته اى بوده است، مى توان سود و زيان طرف هاى درگير در اين بازى خاص را سنجيد و ارزيابى كرد و نتيجه آن كه تحريم و اعمال فشار در متوقف كردن برنامه هسته اى ايران موفق نبوده است، حتى اين اعمال فشارها نتوانسته باعث خروج ايران از معاهده NPT (معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى) و قرار گرفتن ايران در موقعيتى غير از آنچه از ابتدا اعلام كرده است بشود كه همان ادامه فعاليت صلح آميز در چارچوب NPT و ضوابط بين المللى و تحت نظارت دوربين ها و بازرسان آژانس است.
در چنين شرايطى برخى با استناد به نظر گوريل ها حوصله شطرنج ندارند بر اين باورند كه يك گزينه غرب بر هم زدن صفحه بازى و دست يازيدن به اقدام نظامى است كه هر آن بايد انتظار آن را داشت، اين نظر نيز اگرچه در عرصه جهانى مصداق هايى دارد ولى در مورد ايران با پرسش هايى جدى مواجه است مثل اين كه وقتى صحبت از غرب مى كنيم كدام غرب مورد نظر است؟ آيا بايد همه كشورهاى غربى منجمله اروپايى ها را جزو گوريل هاى قدرتمند بى حوصله تصور كرد؟ مسلماً در ماجراى جنگ عراق، موضع اغلب كشورهاى اروپايى مانند فرانسه، آلمان، اسپانيا و ديگران مؤيد چنين نظرى نيست و صرف نظر از اختلافات موجود در داخل آمريكا اگر آمريكا را عصبانى ترين گوريل بازى هم محسوب كنيم، كل سياست جنگ افروزانه آمريكا در منطقه در حال حاضر در جامعه جهانى به چالش كشيده شده است و تازه خود آمريكايى ها هم با اين هشدار از داخل و خارج مواجه هستند كه علاوه بر قدرت بازدارندگى ايران، حمله ايذايى احتمالى به تأسيسات هسته اى ايران، از كجا معلوم كه نتيجه اى مطابق خواست آنها داشته باشد؟ شايد همين اقدام موجب دور تازه اى از سرعت و شتاب در برنامه هسته اى ايران شود كه احتمال چنين وضعى بسيار زياد است. در همين حال جريان ها و افراد شناخته شده اى در غرب و جامعه جهانى مانند البرادعى مديركل آژانس مى گويند اصلاً دانش يك ملت قابل بمباران نيست و آنها كه چنين فكرهايى در سر دارند را بايد ديوانگان جهان جديد محسوب كرد.
|
|
|
با اين اوصاف ساده انگارى خواهد بود كه فكر كنيم به اين دلايل روشن ، غرب و در رأس آن آمريكا از خواسته اصلى خود كه بازداشتن ايران از دستيابى به توانمندى استراتژيك فناورى كامل هسته اى است منصرف شود، آنها اصرار خود را ادامه داده و سعى دارند جبهه خويش حول روش هاى ديپلماتيك اعمال فشار مانند قطعنامه هاى تحريم را به هر حال سرپا نگه دارند و اين يعنى ادامه يك كشاكش و ملتهب نگه داشتن وضعيت بين المللى هسته اى ايران. به زعم ناظران و بازيگران عرصه سياست وقتى هزينه هاى يك روش سياسى بالا رفته و دستاوردها كاهش يافته باشد، مى توان راه ها و احتمالات ديگر را هم مورد آزمايش قرار داد. باز شدن باب گفت وگو توسط غرب با ايران آن هم در ميانه يك جدال واقعى و سنگين ديپلماتيك دقيقاً از همين روست كه اهميت پيدا مى كند.
اين باب از طرف غرب از اين رو بازشده است كه چاره اى باشد برراههاى بسته و امكانى ديگر موردسنجش قرارگيرد و ازطرف ايران به اين علت مورداستقبال است كه از ابتدا روش مذاكره ازسوى ايران به عنوان تنها گزينه حل و فصل موضوع معرفى و تبليغ و حمايت شده است.
شايد بتوان گفت صحنه روشن تر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد. در ميان يك جدال سنگين ديپلماتيك يك طرف (ايران) براى كاهش هزينه هاى دستيابى به يك توانمندى استراتژيك از مذاكره استقبال مى كند و يك طرف نيز در مسيرى ناگزير به اين سمت كشيده مى شود. جريانى دراين جبهه (غرب) بيشتر به نتيجه مذاكره اميددارد (اروپا) و طرفى نتيجه را تنها باب ميل خود مى خواهد (آمريكا). طبيعى است در چنين شرايطى باب باز شده گفت وگو اگرچه بين دو نماينده و تيم هاى كارشناسى همراه آنها و باعنوان مذاكرات مقدماتى هم باشد خودبه خود بسياراهميت پيدامى كند، چون مسيرهاى پرطمطراق ديگر براى متوقف كردن ايران، اصالت و كارايى خود را ازدست داده و ايران هم براى روشى ديگر خارج از ضوابط شناخته شده جهانى، اولويت قائل نشده است.
در اين وضعيت ۳دوره مذاكره على لاريجانى و خاوير سولانا مذاكره كنندگان ارشد هسته اى دوطرف در شهرهاى آنكارا، مادريد و ليسبون در فاصله كمتر از ۲ ماه همچون حلقات به هم پيوسته يك زنجيره و گام به گام معبر مذاكره را درميانه جدال ديپلماتيك پيش برده و درنوع خود مذاكراتى موفق ارزيابى مى شوند، هرچند اين موفقيت به معناى اعجاز و معجزه يك باره نيست. اگرچه برخى محافل رسانه اى غرب سعى دارند اين سرى از مذاكرات را بى نتيجه و كم اهميت نشان دهند اما واقع آن است كه لاريجانى و سولانا كه هر سه دور مذاكره خود را سازنده خوانده و در فواصل كوتاه قرار و مدارهاى بعدى را گذاشته اند هيچكدام افراد بى كارى نيستند كه ندانند در جبهه هايى كه نمايندگى آنها را برعهده دارند چه مى گذرد؟ سولانا در مذاكرات نمايندگى گروه ۱+۵ را هم برعهده دارد، او مى داند كه آمريكايى ها هم خواهان شنيدن ايده ها و بحث هاى مطرح در مذاكرات و فرضيه سازى و حداقل تصور شرايط مختلف ازجمله پذيرش بالاجبار حقوق ايران به شكلى آبرومند براى خود هستند. نوع ديگر اين تمرين پذيرش و كنار آمدن را آمريكايى ها خود به طور مستقيم درعراق و درگفت وگو با ايران در دستور كار دارند.
از خانم رايس بعيد است تصوركند ايرانى ها امروز دارند براى پذيرش تعليق و توقف فعاليت هاى هسته اى مذاكره مى كنند، اگر به فرض چنين باشد اساساً بايد به هوش و درايت اين خانم و دوستانش شك كرد كه البته حتماً آنها هم مثل ديگران دريافته اند مذاكره امروز ايران اصلاً براى تعليق و توقف نيست و با ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت و پيشرفت هاى هسته اى كشور كار از اين حرف ها گذشته است، با اين وجود على رغم تبليغات غربى ها درباره توقف فعاليت ها قرار مذاكرات به سرعت تمديد مى شود كه اين خود خبر از واقعيت هاى مهمى دارد و در رأس آن اين كه بالاخره چگونه مى شود به راه حل ميانه اى رسيد؟ راه حلى كه البته ايران براى آن انواع پيشنهادهاى اعلام شده و نشده را درآستين دارد، از كنسرسيوم مشترك غنى سازى درخاك ايران گرفته تا بازگشت موضوع از شوراى امنيت به آژانس اتمى و صدور مجدد اجازه بازرسى هاى بيشتر و هرآنچه باعث اعمال حق هسته اى تهران و رفع نگرانى هاى آنها باشد.
در اين ميان مذاكرات سه گانه آنكارا، مادريد، ليسبون بين لاريجانى و سولانا را هم به دليل قرار ادامه آنها در سه هفته آينده در شهرى ديگر و هم بنا به علل متعدد ديگر بايد موفق و روبه جلو دانست، البته طرفين تاكنون على رغم سازنده و موفقيت آميز خواندن هر ۳ دور مذاكره به عمد نخواسته اند درباره مصداق هاى موفقيت ها صحبت كنند تا شايد اين مصداق ها به قولى سوخت نشوند؛ اما يكى از جلوه هاى موفقيت اين مذاكرات كه خود را نشان داد، توافق تازه ايران و آژانس اتمى در پى ريزى طرح همكارى تازه براى رفع ابهام هاى باقى مانده در برنامه هسته اى ايران است.
* چرا از سه گانه مذاكراتى موفق صحبت مى كنيم
مذاكرات هسته اى سه گانه آنكارا، مادريد، ليسبون از آن رو نگاه همه ناظرين بين المللى را به خود جلب كرده بود كه تلاش براى جست وجوى راه سوم در ميانه جدال ديپلماتيك هسته اى بود، اين مذاكرات كه ازطرف شركت كنندگان سازنده و رو به جلو توصيف شده است در متن خود ايده و طرحى را پرورش داد كه خود به مثابه كاتاليزورى مى تواند دورهاى بعدى مذاكره را متأثر كرده و به آن سرعت بخشد.
اين ايده به تصميم تبديل شده همان گفت وگوى ايران با آژانس و طرح و قرار تازه براى تعيين نقشه كارى براى رفع ابهام هاى باقى مانده بين ايران و آژانس اتمى است.
با زدوده شدن اين ابهام ها و قيد آن در گزارشات آتى البرادعى يك مانع مهم در مسير حصول توافق در مذاكرات هسته اى و به جريان افتادن مذاكرات وسيع تر بين ايران و غرب از بين خواهد رفت. از سوى ديگر اين مذاكرات مرحله به مرحله يكديگر را تكميل كرده اند و به نظر مى آيد اين روند ادامه پيدا كند، از بين رفتن آمادگى روسيه و چين براى صدور قطعنامه تازه در شوراى امنيت عليه ايران تا زمان برقرارى مذاكرات و روى ميز بودن طرح و ايده ها براى حل وفصل مرضى الطرفين موضوع و همچنين ايجاد ترديد نزد اروپايى ها براى ادامه مسير قطعنامه از ديگر دستاوردهاى اين مذاكرات است. خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و نماينده گروه ۱ + ۵ در كنفرانس خبرى ليسبون در پاسخ به اين سؤال خبرنگار «ايران» كه گفته مى شود انگليس پيش نويس جديد قطعنامه تحريم عليه ايران و بدين ترتيب اخلال در روند مذاكرات را آماده كرده شما چه نظرى داريد؟ پاسخ داده است: تمام تلاش ما بر محور ادامه مذاكرات متمركز است و من درباره چنين پيش نويسى چيزى نشنيده و گزارشى دريافت نكرده ام، وى پيش از اين و پس از مذاكرات مادريد هم گفته بود: هرگونه اقدام منفى شوراى امنيت عليه ايران در مرحله كنونى نبايد صورت گيرد. حال اگر دوستان سولانا در گروه ۱+۵ بخواهند از قطعنامه اى ديگر به عنوان چاشنى مذاكرات استفاده كنند، اولاً اين اقدام مورد تأييد نماينده آنها در مذاكره با ايران نيست و در ثانى امتحان مسيرى آزموده است كه هر تأثيرى بر ايران داشته باشد در بخش هسته اى كه هدف آنهاست، بى تأثير است و شايد تنها به افزايش تعداد سانتريفيوژها در ايران كمك كند. ادامه يافتن مذاكرات بيش از سه دور نشان از آن دارد كه با وجود اختلاف مواضع حصول تفاهم براى مذاكره كنندگان امرى ناشدنى تلقى نمى شود و به نظر آنها هر حلقه زنجيره مذاكرات مى تواند با تكميل و تحكيم حلقات قبل آنها را به سوى نتيجه رهنمون شود. در اين ميان حتماً طرح و ايده هايى روى ميز مذاكره قرار دارد كه در طول مذاكرات بيشتر پردازش يافته و فربه مى شوند، هر چند تيم هاى مذاكره از آنها در قالب كلى مذاكره سازنده ياد كرده و تا تكميل نهايى از اعلام آن سرباز بزنند، نبايد فراموش كرد كه اين اتفاق در بطن يك منازعه سياسى و ديپلماتيك تمام عيار شكل گرفته و در حال پيشرفت است و دور تازه تعامل ايران با آژانس هم به عنوان تسريع كننده و هم به عنوان يك نتيجه در مقطع فعلى از بطن آن بيرون آمده است. بايد توجه داشت كه البرادعى و سولانا و لاريجانى هر يك به نوعى تصريح كرده اند، تعامل تازه ايران و آژانس بخشى از يك فرآيند گسترده تر سياسى خواهد بود كه بين لاريجانى و سولانا به نمايندگى از ايران و غرب در حال مذاكره است.
اين سخن بدان معناست كه با كار به روى نقاط و نظرات مشترك، طرح و فرآيند سياسى گسترده اى ميان طرفين در حال پى ريزى است.
مى توان حدس زد در اين «طرح گسترده» رفع نگرانى هاى غرب از برنامه هسته اى ايران و در عين حال حفظ حقوق هسته اى ايران مدنظر قرار دارد. حركت در جهت پى ريزى يك طرح گسترده سياسى با كار به روى نقاط مشترك ضمن توجه به نگرانى ها و مطالبات طرفين از يكديگر و آغاز برنامه ريزى براى تدوين نقشه كارى جديد بين ايران و آژانس، ماحصل كلى و ملموس سه ديداركارى ديپلماتيك بين نمايندگان ايران و غرب آن هم در ميانه يك منازعه سنگين سياسى است. همين موارد براى مهم و بى نتيجه قلمداد نشدن اين نشست ها و حتى تاريخى و نقطه عطف دانستن آنها كافى نيست؟ البته روشن است اگر در آينده ناشكيبايى برخى باعث ايجاد اخلال در روند مذاكرات شود، از اين نشست هاى كارى و اهميت آن كمتر ياد خواهدشد، اما حتى اگر چنين شود، غرب باز هم براى آزمودن راهكار مذاكره از مذاكرات آنكارا، مادريد، ليسبون و ادامه هاى آن ياد و دوباره از آنها آغاز خواهد كرد.