محسن جندقى
شايد انتخاب يك بازيگر سينما و تلويزيون براى صفحه جوانى كه پس از مد ت ها راه اندازى شد، خلاقانه و جالب نباشد اما پژمان بازغى را نه فقط به خاطر بازيگربودنش، بلكه به علت جوان بودنش انتخاب كرديم.
فكر مى كنيد مهندس صنايعى كه بازيگرى مى كند نمى تواند خوب صحبت كند. حداقل اين گفته درباره بازغى صدق نمى كند چرا كه او به غير از مهندس و بازيگر بودن، سخنور خوبى نيز هست. شايد بازغى از آن دسته بازيگرهاى ترگل ورگل به نظر برسد اما او اصلاً دوست ندارد چمدان ها را ببندد و مثل بعضى ها به خارج برود. اگر او حتى نتواند بازيگرى كند شايد يك راننده تاكسى يا گارسون شود. ديدن بازغى در لباس گارسونى كه سفارش غذاى شما را يادداشت مى كند ديدنى خواهد بود.
فكر مى كنى براى يك جوان ايرانى با توجه به روحياتش سفر به دوبى به او مى چسبد يا كيش؟
بياييد ابتدا يك مسأله را روشن كنيم. هدف از سفر به دوبى، تركيه و ... چيست؟ آيا هدف رسيدن به يك نتيجه منفى است؟ اگر اين گونه است كه بحثى نيست اما اگر هدف غير از اين است مى توان از آن سخن گفت. اگر كسى صرفاً به علت گردشگرى به كشورهاى ديگر سفر مى كند آيا كشور خودمان را مى شناسد؟ متأسفانه بسيارى از جوانان ما ايران را نمى شناسند اما تمام سوراخ سمبه هاى دوبى و تركيه را بلد هستند.
اصلاً دوبى و تركيه مى روى چه كار مى كنى؟ اصلاً هدف گم شده است. بسيارى آنقدر فكرشان محدود است كه هدف را آزادى و آزادى را ديسكوهاى اروپايى مى دانند. من به تمام رشته هاى دانشگاهى و دانشجويان آن احترام مى گذارم اما آيا دانشجوى پزشكى اى وجود ندارد كه تنها به علت كلاس گذاشتن اين رشته را انتخاب كرده است. هر كس هر سفرى مى تواند بهش بچسبد اما بايد ديد مرز تفريح و به قولى عشق و حال براى جوان در كجا قرار دارد.
اصلاً جوان يعنى چه؟ نمى خواهيم بحث رده سنى را مطرح كنيم. منظورمان كلمه جوانى است كه در جامعه صحبت از آن مى شود؟
جوان يعنى ماجراجو، حادثه جو، سرشار از انرژى و صد البته بى تجربه و يا با ارفاق ،كم تجربه. مى توان از اين انرژى استفاده بهينه كرد و مى توان با آن كارى نداشت تا رها شده و ضربات جبران ناپذيرى به جامعه وارد خواهد آمد.
يعنى جوان نمى تواند به اصطلاح خود را خالى كند؛ فرياد بكشد و ...؟
من به فوتبال علاقه دارم و به همين علت سرو كله ام در ورزشگاه آزادى پيدا مى شود. واقعاً خوشحال مى شوم كه مى بينم چند هزار جوان در آن جا جمع مى شوند و با دادو بيداد و فرياد خود را خالى مى كنند. چرا جوان نتواند فرياد بكشد؟ اما آيا عربده كشى در محيط هاى اجتماعى درست است. اصلاً اين حق جوان است كه فرياد بكشد. اما هر زمان و هر جايى؟ حتى عربده كشى هم ضوابط خود را دارد. مى توانى بروى ورزشگاه داد و فرياد كنى. البته توهين را قبول ندارم چرا كه تيم مورد علاقه ات محروم مى شود!
چرا همه جوانان را طورى نگاه مى كنند كه انگار متهم هستند؟
چه كسى جوانان را اين گونه نگاه مى كند؟ ببينيد من نمى گويم كه جوانان بايد مثل بچه ها مراقبت شوند تا دست از پا خطا نكنند اما همان طور كه گفتم ما تجربه نداريم در عين حال داراى انرژى زيادى هم هستيم. اين موضوع بايد به مسير درست هدايت شود. چه كسى جوانى را كه كار منفى انجام نمى دهد به چشم متهم مى بيند؟
آيا جوان نمى تواند توقع داشته باشد. يعنى يك جوان حق ندارد خانه داشته باشد، ازدواج كند، برايش كار فراهم شود...
يك سؤال دارم. آيا مى شود تمام جوانان بچه پولدار باشند؟
معلوم است كه تنها يك درصد محدودى از جوانان بچه پولدار هستند، اما آيا به خاطر اين اصل بايد بقيه جوانان به علت نداشتن پول به خلاف روى بياورند. اگر منطقى فكر كنيم مى بينيم به غير از بچه پولدار بودن و خلاف كردن راه سومى نيز وجود دارد. اين افسانه نيست كه بسيارى فقير بوده اند و ابتدا با واردشدن به كارهاى معمولى پولدار شده اند. جوان بايد قبل از اين كه از جامعه توقع داشته باشد، از خود متوقع باشد. خانه مى خواهد؟ ماشين مى خواهد؟ كار مى خواهد؟ براى به دست آوردن اين ها چه تلاشى كرده است؟
يعنى كار هست و جوان بيكار بى شمار داريم؟
ببينيد من مهندسى صنايع خواندم و در دانشگاه پى به استعدادم بردم. بازيگرى را ادامه دادم و به سينما رسيدم. اگر نخواهند كه بازيگرى هم كنم مى روم دنبال كار ديگر. شايد خيلى ها فكر كنند اگر ممنوع التصوير شوم از كشور خارج مى شوم اما به راحتى دنبال كار ديگرى مى روم. بله كار بسيار است و بيكار هم زياد اما در جامعه ما همه مى خواهند دكتر ـ مهندس باشند. فكر مى كنيد اگر كارگر ايرانى باشد آيا به افغانى ها به طور وسيع در ساختمان ها كار مى دهند؟ جوان ما خجالت مى كشد كه به او بگويند «آجر بالا بنداز». جوان ما خجالت مى كشد كه گارسونى كند. البته همه اين ها تقصير جوان نيست، بلكه فرهنگ جامعه نيز تأثير زيادى در به وجود آمدن اين قضيه دارد. اگر فرهنگ بود و يك جوان كه در رستوران كار مى كرد همسايه او را طورى نگاه نمى كرد كه جوان فكر كند چه خلافى مرتكب شده است. اگر فرهنگ بود به كارگر ساختمان «آجر بالا بنداز» نمى گفتند ما بايد ابتدا فرهنگ سازى كنيم. فرهنگ سازى در عين سختى، راحت است.
چطور اين فرهنگ را بسازيم؟
تا وقتى كه ما «تصميم كبرى» مى خوانيم نمى توانيم به ساختن فرهنگ اميدوار باشيم. من ۲۴ سال پيش تصميم كبرى مى خواندم حالا هم اين درس خوانده مى شود.
يعنى در اين سال ها هيچ چيز تغيير نكرده است؟
بهترين راه براى فرهنگ سازى مدارس هستند. مدرسه بچه ها را مى سازد و نقش زيادى در فرهنگ سازى دارد. در آمريكا يكى از موارد فرهنگ سازى دانشجويان آن هستند. اصلاً گارسونى يك كار دانشجويى است و به اصطلاح كلاس دارد اگر در ايران كارگر ساختمان بودن كلاس داشت خيلى ها مى رفتند به اين كار مشغول شوند؟
اگر مدارس ما به روز شود خيلى جلو مى افتيم. حتى مى توانيم در بازى هاى رايانه اى تجديد نظر بكنيم. چرا هميشه بايد در بازى هاى كامپيوترى همديگر را بكشيم و بازى هاى بزن بزن را ببينيم. چرا بازى هايى با ذائقه ايرانى ساخته نمى شود؟ فكر مى كنيد از اين بازى ها استقبال نمى شود؟ مگر نمى گوييم دين ما بهترين دين است. به راستى هم همين طور است. اسلام يك دين «uptodate» (به روز) است و مى توانيم كوچكترين مسائل را در اين دين پيدا كنيم. يعنى ما توانايى ساختن فيلم يا انيميشنى كه قضاوت هاى اسلامى و دينى ما را به تصوير بكشد، نداريم؟
مى توانيم از همان بچگى بازى هايى كه در آن دادوستد را مى آموزد ياد بگيريم. بازى هاى بى محتوايى كه فلان و فلان سريال را تبليغ مى كند چه فايده اى دارد؟ و سينما و تلويزيون در اين فرهنگ سازى چقدر نقش دارند؟
نقش بسيار مهمى را ايفا مى كنند فكر مى كنيد چرا اكنون هر بچه اى كه در ماشين مى نشيند تذكر مى دهد كه: «بابا كمربند يادت نره؟» خيلى ها فكر مى كردند كه هيچ روزى را نمى ديدند كه بيشتر مردم، بستن كمربند اتومبيل را رعايت كنند اما اين اتفاق افتاده است.
آيا خودت به عنوان بازيگر توانسته اى آن گونه كه دوست دارى بازى كنى و آن حس را منتقل كنى؟
همواره پس از پايان هر فيلم هنگامى كه به بازى خودم نگاه مى كنم مى گويم اگر دوباره اين صحنه گرفته مى شد بهتر بازى مى كردم. اين خيلى طبيعى است كه اگر يك صحنه چندين بار فيلمبردارى شود بازى بازيگر به مراتب بهتر مى شود.البته در برخى فيلم ها فكر مى كنم كه توانسته ام حس خود را منتقل كنم.
بيشتر دوست دارى چه ژانرى را بازى كنى؟
اجتماعى. خيلى دوست دارم دردهاى جامعه را با بازى خودم انعكاس بدهم و تأثير هر چند كوچك براى رفع آن داشته باشم.