يكشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۶ - ۱۶ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jul 1, 2007
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(ايران اقتصادى)
ويژه ۲ (ايران اقتصادى)
ويژه ۳ (ايران اقتصادى)
ويژه ۴ (ايران اقتصادى)
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
بررسى مدل مطلوب تحزب در نظام اسلامى ايران
حزب يا شبكه نيروهاى انقلاب؟
احسان صالحى
التزام به شىء التزام به لوازم آن نيز مى باشد.اين گزاره اگر به عنوان پنجره اى به مقوله احزاب باشد، متضمن لزوم وجود احزاب در نظامهاى مبتنى بر دموكراسى است با اين توضيح كه طبق نظريه هاى توسعه سياسى احزاب از لوازم و اجزاى لاينفك نظامهاى دموكراتيك و مدرن بوده و درچارچوب خاستگاهها و كاركردهاى تعريف شده خود به فعاليت مى پردازند.
در اين بين نوع رويكرد نظام اسلامى كه شكل نوينى از دموكراسى را به جهان نمايانده و در قالب مردمسالارى دينى (جمهورى اسلامى) تجلى يافته است، در مواجهه با احزاب قابل بررسى است و از آنجا كه در اين قالب، نظام حكومتى برپايه و محور دين و تعاليم آن و سيره و سنن نبوى (ص) و ائمه اطهار (ع) بنا مى شود، محور اين تحليل و نظام ارزشى حاكم بر آن نيز آموزه هاى شيعى است.
298290.jpg
جبهه گيريهاى با نگاه اسلامى در برابر احزاب نوعاً به دليل انحرافات احزاب و يا احساس نوعى تفرقه و تكثر در اثر ايجاد احزاب و كاركردهاى آنان كه در مقابل وحدت و همگرايى مورد نظر شارع مقدس است بروز مى يابند.اين نوشتار ضمن بررسى محتوايى احزاب از ديدگاههاى مختلف و نهايتاً از منظر معيارهاى اسلامى مدلى بومى و منطبق با هنجارهاى دينى از احزاب ارائه مى كند.
تعريف احزاب سياسى:
در اين زمينه نظريات متعددى بيان شده است كه بعضاً در تضاد با يكديگر قرار دارند.اين تضاد به دليل گزينش محورهاى متفاوت در راستاى عامل وحدت زا در درون حزب نمود مى يابد.ادموند بريك منافع عمومى را عامل وحدت زا بر مى گزيند و چنين بيان مى دارد: «حزب گروهى از افرادند كه برپايه اصول خاص پذيرفته شده اى اتحاد يافته و با تلاش مشتركشان منافع ملى را ارتقا مى دهند.» در مقابل ژوزف شومپيتر منافع شخصى را عامل وحدت زا در درون حزب مى داند: «حزب گروهى است كه اعضاى آن متحداً در تنازع رقابت آميز براى كسب قدرت فعاليت مى كنند.» برخى نيز در تعريف حزب به بزرگنمايى مشخصه انتخاباتى آن پرداخته اند: «حزب هرگروه سياسى را گويند كه رسميت داشته، داراى سازمان رسمى جهت مرتبط ساختن مركز و مناطق باشد ، در انتخابات حضور يابد و از طريق انتخابات (آزاد يا غير آزاد) نامزدهايى را براى پست هاى دولتى معرفى كند.» (جفرى اندرسون)
ويژگيهاى احزاب سياسى:
ويژگيهاى احزاب سياسى در قياس با تعريف حاكم بر آنان تبيين مى شود و در صورت انتخاب هريك از تعاريف فوق برخى ويژگيهاى احزاب به مثابه يك متغير وابسته دستخوش تحول مى شوند ليكن حداقل هايى نيز وجود دارند كه از آنان به ويژگيهاى احزاب سياسى تعبير مى شود.حداقل هايى همانند: اتفاق نظر بر سر ايدئولوژى و برنامه مشخص در ميان اعضا، سازماندهى مركزى، محلى و منطقه اى، تلاش در جهت نيل به آرمانهاى حزب، تمركزگرايى و...
«واينر» ويژگيهاى احزاب سياسى را چنين
بر مى شمارد: سازماندهى مركزى و رهبرى پايدار و ماندنى، سازمانهاى محلى پايدار و در پيوند هميشگى با سازمان هاى مركزى، عزم رهبران حزب براى دراختيار گرفتن مناصب به كمك تشكيلات و يا به تنهايى، پشتيبانى توده ها.
خاستگاه احزاب سياسى:
عده اى شكافهاى اجتماعى، سياسى، قومى و يا جنسيتى را علت شكل گيرى احزاب مى دانند. (مديسون و توكويل) در مقابل جفرى اندرسون با بيان اين كه تحزب محصول مدرنيته است و قدمت چندانى ندارد، اين نظريه را رد كرده و اين شكافها را شرط لازم و نه كافى در اين زمينه ارزيابى مى كند.به طور كلى سه نظريه گروه مشهور درخصوص خاستگاه احزاب سياسى بيان شده است:
۱- نظريه هاى نهادى (انتخاباتى- پارلمانى): طلايه داران اين نظريه «دوروژه» و «وبر» مى باشند و تشكيلات را بسترى انتخاباتى براى جذب رأى دهندگان جديد كه توسط رجال همفكر در مجالس شكل مى گيرد و طرفداران حزبى را سازماندهى مى كند در نظر مى گيرند.
۲- نظريه هاى تضاد (تاريخى): در اين نظريه ، ظهور احزاب با برخى از انواع بحرانها همانند بحران مشروعيت يا انسجام ملى و يا مشاركت همزمان مى شود، همچنين تقاضا براى مشاركت سياسى و يا حتى براندازى دولت نيز در ارتباط با شكل گيرى احزاب است.(سارتورى)
۳-نظريه هاى توسعه گرايانه: اين نظريه ، احزاب را نهاد ويژه سياست مدرن مى داند (ساموئل هانتينگتون) و احزاب سياسى را محصول نوسازى اجتماعى و سياسى و صنعتى شدن بيان مى كند.«سياق دالدر» احزاب سياسى نوين را به عنوان فرزندان انقلاب صنعتى در نظر مى گيرد.
در كنار اين نظريات، نظريات ديگرى همچون احزاب دولت ساخته (از ساختار دولت و قدرت نشأت مى گيرند) و يا ظهور تقابلى احزاب جديد برخى خاستگاههاى خاص و درجه دوم احزاب را بيان مى دارند.
كارويژه هاى حزب:
فراهم ساختن فرصت براى ظهور استعدادها در ساختار سياسى و بسترسازى براى رشد افراد، رقابت هاى انتخاباتى و هدايت و جهت دهى آراى عمومى، حكومتدارى و برعهده گرفتن مسئوليت حكومت، تدوين سياست هاى عمومى و ارائه برنامه، آموزش و شكل دادن به افكار عمومى، بازتابنده نيازهاى اجتماعى، رابط و عامل پيوند ميان مردم و حكومت و...
آفات مترتب بر احزاب:
در اين بخش به آسيب شناسى مقوله تحزب از پنجره اى كه در بخش اول اين نوشتار گشوده شد پرداخته و نكات منفى و معارض با آموزه هاى دينى را با تعاليم الهى جايگزين مى نماييم.
تمايز ابتدايى احزاب اسلامى با ساير مدلها به ساختار تعريفى آن باز مى گردد.در احزاب اسلامى نه منافع عمومى و نه سود شخصى معيار قابل قبولى براى تعريف حزب نمى باشند بلكه گزينه ديگرى به نام اوامر و رضاى الهى به جاى اين دو مى نشيند.اين تفاوت ساختارى در تلاقى با دو گزينه اول و دوم نمود روشنترى مى يابد.به عنوان نمونه در جايى كه منافع عمومى با اوامر الهى تعارض پيدا مى كنند احزاب اسلامى اوامر و رضاى خداوند را بر منافع عمومى ترجيح مى دهند.
در بخش ويژگيهاى حزب با ديد جامعه شناسانه به سازمانها، ۲ خصيصه «سازمانى» و «ضرورت وجود رهبر در رأس هرم سازمان (حزب)» و از ديد روانشناسانه اجتماعى «عدم رغبت توده ها به اشغال مناصب و تمايل به در اختيار گرفتن آنها توسط نخبگان»، نهايتاً به اليگارشى (اشرافيت) سوق مى يابد.
ربرت ميخلز در كتاب مشهور خود -جامعه شناسى احزاب- با ذكر اين نكته به تفصيل به آسيب هايى كه از اين ناحيه متوجه احزاب است مى پردازد و نهايتاً گرايش به اليگارشيك سازمانى در درون احزاب را
اجتناب ناپذير مى داند.عدم امكان حكومت مستقيم مردم كه نظريه هاى نهادى درخصوص خاستگاههاى حزب را دامن مى زند، ضرورت وجود نمايندگان و سازمانها را مى نمايد و سازمان نيز نيازمند رؤسايى براى هدايت آن.رؤسا نيز با بهانه لزوم بكارگيرى دقت و سرعت در تصميم گيريها، آزادى و دموكراسى در احزاب را تحت الشعاع قرار داده و با تنظيم اساسنامه اى تمركزگرا فعاليت هاى درون حزبى را به سمت نوعى ايگارشيك سازمانى جهت مى دهند.با اين وضع مناصب حزبى (وبه تبع آن حكومتى) در اختيار رؤساى محدود حزب درآمده و آنان به قدرت نفوذ فوق العاده اى بر توده ها نائل مى شوند.به باور ميخلز سخنان جذاب رؤسا، قدرت مالى و سياسى حزب، القاى نوعى فهم برتر در ميان رؤسا نسبت به توده ها و ديوانسالارى از عواملى است كه بر شدت اين انحصار مى افزايند.نظريه گردش نخبگان نيز در مقابل اليگارشى بيان شده است.
نگارنده بر اين باور است كه تحليل پيدايى احزاب بر مبناى الگوى مدرنيته و نوسازى به واقعيت نزديكتر است.با اين حال، آفات مترتب بر احزاب كه ميخلز و ديگران به گوشه هايى از آن اشاره كرده اند، در جامعه مدرن غربى عمدتاً پذيرفته شده و اين جامعه منافع حاصل از پايدارى احزاب سياسى را بيش از مضار آن مى پندارند.بنابراين چنانچه قصد انطباق مدل احزاب به جامعه ايرانى و سپس طرد آن تنها با برشمردن آفات فوق است، اين شيوه، شيوه اى صادقانه نيست.
پرسش اساسى در مقوله نسبت احزاب با جامعه ايرانى
همزيستى روبه افزونى جامعه ايرانى با تجربه مدرنيته در يكصده اخير و پس از مشروطه، فراز و نشيب هاى فراوانى را به خود ديده است.«تجربه ناكام تحزب» در اين ميان اما بيت الغزليست كه مخالفان و موافقان پاگيرى «تحزب» بر آن متفق القولند.در بررسى اين ناكامى، گروهى اين مسأله را نشانه نوعى نقص در روند مدرنيزاسيون و توسعه سياسى دانسته و جمعى ديگر با رديف كردن نمونه هاى ديگرى از تفاوتها و بعضاً تضادهاى موجود ميان جامعه ايرانى و غربى (نظير الگوى جامعه طبقاتى در انگليس)، مدل احزاب را غيربومى و ساخته شده براى قالبى به جز قالب جامعه ايرانى مى دانند كه براى ايجاد درهم رفتگى ميان اين دو، يا بايد قالب را تغيير داد و يا مدل را.
طى سالهاى گذشته، طيف فكرى حاكم بر مصدر اجرايى كشور، تلاش فراوانى براى تغيير اين قالب، با ارائه رفتارهاى ساختارشكنانه و در مقابل تقديس تفكر و فرهنگ غربى بكار بست چه آنكه به نيكى دريافته بود كه تغيير مدل تحزب براى ايجاد انطباق بر قالب جامعه ايرانى، شير بى يال و دم و اشكمى را پديد خواهد آورد كه تمنيات اين گروه در آن نهفته نيست.
اين جريان، الگوى ايده آل از يك حزب با خاستگاه و كارويژه هاى نزديك به غرب را در تأسيس حزبى دولت ساخته پى گرفت و پاشنه آشيل اين جريان را در گره خوردن بى ميلى جامعه ايرانى با احتراز فرد محبوب و مقوم اين جريان از ورود سازمانى و سيستماتيك به فرآيند تحزب رقم زد.
سوم تير، پايان احزاب؟
گروهى از تحليلگران از پديده سوم تير به عنوان پايان احزاب ياد مى كنند چه آنكه پيش از اين در هيچ انتخاباتى، احزاب چنين دستچين شده، كانديداهاى خود را به سبد آراى عمومى عرضه نكرده بودند و با وجود فاصله عميق از استانداردهاى تعريف شده از سوى غرب در اين حوزه، پيشرفت نسبى، قابل ملاحظه بود.با اين حال برنده انتخابات نهم، كانديدايى غير حزبى بود كه اگرچه بارها بر رويكرد مسالمت جويانه خود با احزاب تأكيد كرده اما چه در كوران رقابتهاى انتخاباتى و چه پس از آن تا به امروز، همواره از سوى مخالفان، به
حزب ستيزى متهم شده است.
298287.jpg
شايد اگر ادامه حيات كژدار و مريز احزاب در ايران مدنظر باشد، خط قرمز كشيدن بر اين مقوله و برگزارى مجلس ختم براى آن، دور از واقع و ناشى از نوعى ذوق زدگى باشد چراكه در حال حاضر نيز احزاب با وضعيتى نسبتاً مشابه و بلكه از حيث كمّى، مقتدرتر در صحنه سياسى كشور حضور دارند بنابراين آنچه مى تواند و بايد مورد بحث قرار گيرد، حيات كيفى و هوشمند احزاب است.
شبكه نيروهاى انقلاب
حال كه جامعه ايران -خوب يا بد- به تحزب روى خوش نشان نمى دهد و احزاب سياسى موجود نيز نشان داده اند كه تمايلى به تن دادن به قواعد مكتوب و مفيدى همچون نظارت، پرسشگرى، حلقه وصل و...نداشته و توقع آن دارند كه يك شب مانده به برگزارى انتخابات خيل عظيم توده هاى مردمى پشت درب ساختمان مركزى حزب زانو زده تا ليست يا فرد مورد نظر حزب را بالفور نصب العين قرار داده و صبح اول وقت، برگه هاى رأى را بر اين اساس به صندوق ها بريزند!، چه مدلى مى توان جايگزين اين مدل غيربومى در ساختار نيمه عاريه سياسى ايران نمود؟
شبكه نيروهاى انقلاب يا همان ايده اى كه حزب جمهورى اسلامى بر آن مبنا شكل گرفت، احتمالاً مدلى كم نقص تر، مفيد تر و نزديك تر به مبانى اسلامى و انسانى خواهد بود.
در مدل حزب جمهورى همانگونه كه در نامه نگاشته شده از سوى آيت الله خامنه اى و حجت الاسلام رفسنجانى به امام (ره) درخصوص پايان فعاليت حزب نيز منعكس است، غرض از ايجاد چنين تشكيلاتى ، انسجام بخشى به نيروهاى انقلاب بوده و هنگامى كه به تدريج بر دامنه كشمكش ها افزوده مى شود، پايه گذاران آن، ترجيح مى دهند، با اعلام ختم فعاليتها، ادامه فعاليت در مسيرى مغاير با فلسفه وجودى آن -انسجام و وحدت- قرار نگيرد.در بخشى از نامه مذكور آمده است:
«در طول جنگ تحمـيـلـى، حـزب جمهـورى اسلامى در سـراسر كشور به وظيفه اسلامـى خـود براى بسيج مردم و شركت فعال در جبهه هاى نور عمل كرد و جمعى از كـادرها و اعضاى آن در اين جهاد مقدس به افتخار شهادت نايل آمدند.تعبد افراد اين حـزب به اسلام و اعتقاد راسخ آنان بـه ولايت فقـيـه، كـه خـود عامل مـهـمـى در كينه توزى ضدانقلاب بود، ايجاب مى كـرد كه در مـراحل و مقاطع مـخـتـلـف انـقـلاب، بـا كـسـب رهنمـودهايى از آن مقام معظـم، حـركت حزب را تنظيم و سياست هاى آن را پى ريزى نمايند.اكنـون به فضل الـهـى نـهـادهـاى جـمـهـورى اسلامى تثبيت شده و سطح آگاهى و درك سياسى آحاد ملت انقلاب را از جهات عديده آسيب ناپذير ساخته و روشن بينى و تـوكل و قوت اراده آن رهبر عاليـقـدر و فـداكـارى و آمادگى مـردم حـزب اللـه توطئه هاى ضدانقلاب داخلى و استكبار جهانى را بى اثر و كم خطر نموده است .لذا احساس مى شود كه وجود حزب، ديگر آن منافع و فوايد آغاز كار را نداشته و به عكـس، مـمـكـن اسـت تـحـزب در شـرايط كـنـونى بهـانـه اى بـراى ايجاد اخـتـلاف و دودستگى و مـوجب خدشه در وحدت و انسجـام ملـت گـردد و حتى نـيـروهـا را صـرف مقابـلـه بـا يكـديـگـر و خنـثـى سـازى يكديـگـر كـنـد .
لـذا، همانطور كه قبلاً نـيـز كـراراً عرض شد، شـوراى مركزى پس از بحث و بررسى مبسوط و مستوفا با اكثريت قاطع به اين نتيجه رسيد كه مصلحت كنونى «حزب جمهورى اسلامى » انقلاب در آن است كه تعطيل و فعاليت هاى آن به كلى متوقف گردد.مراتب براى استحضار و كسب رهنمود عالى معروض مى گردد.
والامر اليكم، و ادام الله بقائكم الشـريـف.
سيدعلى خامنه اى ـ اكبر هاشمى رفسنجانى»
شبكه نيروهاى انقلاب، بيش از آنكه اسير مجادلات روزمره باشد به مثابه تشكيلاتى قوى و متخصص، نه صرفاً با انگيزه كسب قدرت سياسى بلكه با ايده بسط آرمانهاى اسلامى و انقلابى در گوشه گوشه كشور و در مرحله بعدى، صدور انقلاب اسلامى و آرمانهاى آن پيش خواهد رفت.
در اين مدل مساجد، پايگاهها و شعب شبكه مزبور را تشكيل مى دهند و بدون آنكه قيموميت تشكيلاتى افراد را مقيد به تبعيت سازد، تكليف گرايى، موجب سوق بدنه نيروهاى شبكه به سمت نخبگان موجود در آن پايگاه خواهد شد.شبكه نيروهاى انقلاب با محوريت مساجد، همچنين از ويژگى پراكندگى و عمق مردمى نيز به معناى حقيقى برخوردار است و اين مختصه به مثابه آفت زدايى اتوماتيك در مقابل تمركزگرايى و اليگارشى احزاب عمل مى كند.
اين شبكه كه همزمان با سوم تير و پيروزى دكتر محمود احمدى نژاد در اثر تجديد حيات خودجوش آن، در بدنه مردمى و حامى، نضج دوباره گرفته است، پتانسيل فراگيرى دارد.پتانسيلى كه نبايد در اثر كم باورى نسبت به آن هرز رود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |