|
راهكارهاى اجرايى شدن سياست هاى كلى اصل ۴۴ قانون اساسى
محسن اشرف پور با تغيير شرايط اقتصادى كشور نسبت به سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، ضرورت اصلاح ساختار اقتصادى و رويكرد توجه هرچه بيشتر به وظايف حاكميتى دولت به جاى تصدى گرى، لزوم بازنگرى در اصل ۴۴ قانون اساسى به يك اولويت جدى بدل شد. در همين راستا ابلاغيه مقام معظم رهبرى به عنوان يك تحول اساسى در تغيير نگرش به وظايف دولت، شرايطى را فراهم نمود كه علاوه بر امكان واگذارى شركت ها و فعاليتهاى موجود در صدر اصل ۴۴ قانون اساسى، زمينه توسعه فعاليت هاى بخش خصوصى و تعاونى نيز فراهم گردد. ابلاغيه مقام معظم رهبرى داراى ۵ محور اصلى «سياست هاى كلى توسعه بخش غيردولتى و جلوگيرى از بزرگ شدن بخش دولتى ، سياست هاى كلى بخش تعاونى ، سياست هاى كلى توسعه بخش هاى غيردولتى از طريق واگذارى فعاليت ها و بنگاه هاى دولتى صدر اصل ۴۴ قانون اساسى، سياست هاى كلى واگذارى و سياست هاى كلى اعمال حاكميت و پرهيز از انحصار » است. لكن آنچه بر اهميت اين سياست ها مى افزايد:« نحوه اجرايى نمودن اين سياست ها» است كه نيازمند مجموعه اى از ساز و كارها، ايجاد بسترها و الزامات عديده است. به بيان ديگر ابلاغيه مقام معظم رهبرى، مجوز واگذارى فعاليت ها و شركت هاى مشمول صدر اصل ۴۴ قانون اساسى و توسعه فعاليت بخش خصوصى و تعاونى را در اين زمينه فراهم كرده است. اما اين امر صرفاً به مفهوم فروش اين شركت ها- بدون رعايت الزامات محدودكننده آن- نيست و لازم است انجام آن با توجه به الزامات و ملاحظات اجرايى دقيق و موشكافانه صورت پذيرد. تنها در صورت رعايت اين الزامات است كه علاوه برتحقق رشد و توسعه اقتصادى، از زيان جامعه جلوگيرى شده و از تمركز و تداوم ثروت در دست عده اى خاص و ايجاد انحصارات جديد پيشگيرى مى شود. در اين راستا بسيج تمامى ظرفيت هاى ملى بخصوص همراهى و همدلى ۳بخش دولتى ، خصوصى و تعاونى مى تواند ضمانت اجرايى لازم را جهت تحقق اين امر فراهم سازد. همچنين از آنجا كه ابلاغ سياست هاى راهبردى كاهش تصدى گرى دولت و توسعه بخش غيردولتى، خطاب به رؤساى محترم ۳قوه و مجمع تشخيص مصلحت نظام صورت گرفته است، آنها مسئول اجراى دقيق و مطلوب اين سياستها بوده و لذا هريك داراى وظايف و مسئوليت هاى ويژه اى در قبال تحقق اهداف اين سياست هاى كلى و راهبردى هستند. مجمع تشخيص مصلحت نظام كه نقش اساسى در تدوين و تصويب اين سياستها داشته است، مى تواند علاوه بر نقش نظارتى با ارائه راهكارهاى تكميلى، تداوم و ضريب تضمين اجراى آن را قدرت و قوت بيشترى بخشد. همچنين اجراى دقيق ومطلوب كاهش تصدى گرى دولت و انتقال آن به بخش هاى خصوصى و تعاونى منوط به ايفاى نقش نظارتى مجلس شوراى اسلامى نيز مى باشد و لذا همفكرى نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى با دولت مى تواند بسيار مفيد ومؤثر باشد. تدوين و تصويب قوانين مورد نياز - از جمله قانون تسهيل كننده رقابت و ضدانحصار - جهت اجراى اين سياستها نيز نشان از مسئوليت ويژه نمايندگان محترم مجلس در اين زمينه دارد. قوه قضائيه نيز ضمن اجراى مسئوليت قضايى خود درجلوگيرى از ايجاد فساد، رانت خوارى، زد وبندها و سوءاستفاده هاى مالى و مديريتى مى تواند در اجراى دقيق و عادلانه ابلاغيه مقام معظم رهبرى نقش اساسى را ايفا كند. اما بخش عظيمى از مسئوليتها از بعد اجرايى به دوش دولت است. در اين راستا بررسى تجربه ساير كشورها در رابطه با خصوصى سازى در اين نوع فعاليت ها و استفاده از تجربيات آنها پس ازتطبيق آن با شرايط اقتصادى كشور، ازجمله اقدامهاى لازم است. اجرايى كردن بند (الف) ابلاغيه مقام معظم رهبرى درخصوص سياست هاى كلى توسعه بخش غيردولتى - به عنوان بستر لازم جهت اجرايى كردن بند (ج) - علاوه بر ممنوعيت وارد شدن دولت در فعاليت هاى خارج از صدر اصل ۴۴ قانون اساسى، نيازمند اتخاذ راهكارهاى مناسب جهت توسعه مشاركت بخش غيردولتى در فعاليت هاى اقتصادى است. اقدامهاى اجرايى در اين زمينه شامل ايجاد بسترهاى لازم قانونى ، بسترسازى فرهنگى در خصوصى كاهش قضاوت هاى نادرست در رابطه با بخش خصوصى، اعمال سياست هاى حمايتى منطقى براى ايجاد رشد و بالندگى خصوصى مزيت دار، تشويق بخش خصوصى به نوآورى در توليد، فراهم آوردن زمينه برخوردارى كارآفرينان از امكانات و تسهيلات مختلف است. اجرايى كردن بند(ج) ابلاغيه مقام معظم رهبرى نيز بايد با توجه به الزامات و ملاحظات خاص خود صورت پذيرد. اين اقدام ها مى تواند به صورت تغيير مالكيت، تغيير مديريت و يا هر روش ديگر كه با ملاحظات خاص آن فعاليت و شركت تعيين مى گردد، صورت پذيرد. به طور مثال تغيير مالكيت اين واحدها بايد با اصلاحات نهادى با هدف رفع موانع ورود و خروج در بازار، اصلاح قوانين و مقررات اداره شركت ها، توسعه بازار سرمايه و ايجاد چترهاى حمايتى پس از واگذارى همراه باشد. همچنين اجرايى كردن بند(ج) ابلاغيه مقام معظم رهبرى نيازمند اقدام هاى قانونى خاص خود است كه احتمالاً در ظرف قوانين و مقررات موجود توفيق آن محدود خواهد بود. اقدام هاى قانونى قابل اتخاذ در هر يك از زير بخش هاى سياست هاى ابلاغ شده متفاوت است. به بيان ديگر در برخى از موارد، قوانين فعلى كفايت لازم را براى اجرايى نمودن سياست ها ندارند، لذا قوانين بايد اصلاح شوند و در برخى ديگر مى بايد قانون دائمى يا آئين نامه هيأت وزيران تهيه و اخذ شود. از ديگر الزامات واگذارى سهام موضوع بند(ج) ابلاغيه رهبر انقلاب، قيمت گذارى سهام از طريق بورس است. با توجه به شرايط فعلى بازار سرمايه و از همه مهمتر نوپا بودن اين بازار، اين مهم بايد با ملاحظات خاص خود كه بويژه معطوف به تقويت بازار سرمايه است، صورت پذيرد. به بيان ديگر در مواردى كه بازار سرمايه بستر و زيربناى لازم را براى تسهيل امر خصوصى سازى ندارد، عملاً نمى توان حجم گسترده اى از خصوصى سازى را از طريق بازار سرمايه انجام داد و معمولاً در اين شرايط سعى مى شود از طريق زمان بندى مناسب، امكان جذب اوراق را در بازار سرمايه به شكل بهترى فراهم كرد. اولويت بندى شركت ها جهت واگذارى به بخش غيردولتى از ديگر الزامات و مراحل اجرايى، ابلاغيه رهبر معظم انقلاب مى باشد، به بيان ديگر ابتدا بايد شركت هايى به فروش برسد كه كالا و خدمات تجارى توليد و در بخش هاى رقابتى عمل مى كنند، سپس ساير شركت ها در اولويت فروش قرار گيرند. تجديد ساختار شركت هاى قابل واگذارى، تسويه بدهى هاى آنها به دولت، مقررات زدايى، اتخاذ تدابير لازم جهت كنترل هاى كمى و كيفى شركت هاى واگذار شده از نظر بازدهى، تعداد نيروى كار سوددهى نيز از ديگر اقدام هاى لازم جهت اجرايى كردن بند(ج) ابلاغيه هستند. در انتها شايان ذكر است كه اجراى تدريجى و به دور از شتابزدگى ابلاغيه مقام معظم رهبرى مى تواند زمينه ساز اصلاح ساختار اقتصادى و پيشرفت همه جانبه كشور بوده و به توسعه عدالت اجتماعى از طريق گسترش مالكيت، تغيير نقش دولت از مالكيت و بنگاهدارى به سياستگذارى و نظارت، گسترش بازار سرمايه، تمركززدايى و... منجر گردد. از سوى ديگر تغيير مالكيت واحدهاى دولتى و يا به مفهوم عام آن «خصوصى سازى» به تنهايى براى بهبود عملكرد اقتصادى كافى نيست و تنها هنگامى كه تغيير مالكيت با اصلاحات نهادى با هدف رفع موانع ورود و خروج به بازار، اصلاح قوانين و مقررات اداره شركت ها، توسعه بازار سرمايه و ايجاد چترهاى حمايتى همراه باشد، پيشرفت قابل ملاحظه اى در برنامه هاى توسعه رخ خواهد داد. مأخذ: گزارش معاونت امور اقتصادى وزارت امور اقتصادى و دارايى
|