سه شنبه ۱۲ تير ۱۳۸۶ - ۱۸ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Tue, Jul 3, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
تماشا
بررسى عوامل دخيل در پايدارى ازدواج
تماشا
مرحمت فرموده «فرهنگسازى» نكنيد
تهمينه مهربانى
يك جورى از فرهنگسازى حرف مى زند (و مى زنند) كه انگار يك جور كارخانه وارداتى شكلات سازى در حومه تهران بزرگ ساخته شده! (الحق كه فرهنگ هم مثل خيلى چيزهاى ديگر بايد از تهران بزرگ به ديگر نقاط كشور و شايد هم به كشورهاى ديگر صادر شود.) اما عاجزانه، شما را به همه مقدسات قسم مى دهيم فرهنگسازى نكنيد! همين قدر كه ساختيد، ممنون. دست شما درد نكند.
بگذاريد اين «مردم عوام» با همان فردوسى و سعدى و عاشورا و على و حسين شان فرهنگ شان را نه اين كه بسازند، «دوباره» به ياد بياورند. اين قوم كهنسال از هزاران بعد عبور كرده و بى آن كه براى «ايسم»ها و مكاتب عرفانى وارداتى و تئورى هاى عجيب و غريبى كه حتى اسم شان را هم نمى تواند تلفظ كند، تره خرد كند، همچنان «خوب حرف مى زند»، «بر مبناى اخلاق و دين» زندگى مى كند، «حلال و حرام» سرش مى شود، «محرم را از نامحرم» تشخيص مى دهد، فرصت نمى كند (به شكر خدا) تلويزيون تماشا كند و روزنامه و مجله هم كه صدالبته نمى خواند و به همين دلايل ( و دلايلى بسيار كه شما اسم شان را هم نشنيده ايد) بسيار «بافرهنگ» است. كافى است به خودمان زحمت بدهيم و سرى به آن شهر كويرى دور از مركز بزنيم تا ببينيم كه زنان «همچنان» شرم و حيا سرشان مى شود و مردها موقع حرف زدن با آدم، نگاه شان را مى دزدند و بچه ها هنوز بلدند چشمشان كه به بزرگترها مى افتد، بگويند، «سلام!». هنوز آدم هاى بى فرهنگى توى اين كشور زندگى مى كنند كه قناعت را مى شناسند، فرش زير پايشان (يا گليم يا جاجيم يا حصير) نشانه كامل ذوق و فرهنگ بصرى است، ترانه ها و لالايى هايشان پر است از مضامين «نجيب» و «شريف». هنوز همسايه و هم محله اى و همشهرى و خويشاوندى و تعصب روى «آشنا» و اين جور حرف هاى بى معنا، برايشان معنا دارد و وقتى با شما حرف مى زنند از ده تا جمله شان، نه تا «قدم تان روى چشم»، «مرحمت داريد»، «تشريف بياوريد» و اين جور جملات «بى كلاسى» است. طفلك ها «پاك» يادشان رفته كه اين روزها اگر از ده تا كلمه، نه تاى آن «چالش»، «آلترناتيو»، «پروسه»، «همپوشانى»، «پلوراليسم» و اين جور حرف ها نباشد، «اصلاً» به درد نمى خورد و بايد افراد بى كلاس را انداخت به دريا، «مخصوصاً» اين كه اصلاً فارسى بلد نيستند!
***
خدا رحمت كند رفتگان شما را، ما هم يكى از آن رفتگان درخشان «بى كلاس» داشتيم كه معتقد بود آدم «سعدى خوان» آدم بدى نمى شود. البته اين دستورالعمل مال دوره ابتدايى ما نبود. بعدها كه دبيرستان رفتيم، وادارمان كرد بخش اعظم اشعار شعراى بزرگ را حفظ كنيم و معتقد بود كه براى عقل مان خوب است و حالا هم كه به دردمان نخورد، بعدها به درد مى خورد. البته اين بزرگوار، چندان هم به ما لطف نكرد، چون نخستين بار كه شنيديم بزرگى به جاى «درباره»، گفت «در رابطه با» چنان حالمان بد شد كه انگار يك كسى به ما دشنام داده بود! البته بعدها پوست مان كلفت شد و «سعدى»هاى جديد، چنان بلايى بر سر زبان فارسى آوردند كه اين روزها اگر كسى با زبان فاخر فارسى حرف بزند، حال آدم «بد» مى شود.
از « فرهنگسازى» به عنوان مهمترين، فاخرترين، پرمعناترين و در عين حال «پوست كلفت ترين» عنصر انتقال فرهنگ ياد مى كنيم كه اگر پوست كلفت نبود، حالا ما بايد زبان شاعر و نويسنده صد سال قبل مان را هم نمى فهميديم چه رسد به فردوسى و سعدى و باقى بزرگان.
و اما مى رسيم به عنصر فرهنگى چشم نواز ديگرى به نام معمارى. كافى است نگاهى به جدول هاى «راه راه!»، درخت ها و پرنده ها و عناصر فرهنگى فلزى! ديگرى از اين دست كه به سرعت برق و باد به ساير شهرها صادر مى شود و طرفه آن كه، ناگهان در ميدان فلان شهرى كه درخت خرما و ايضاً نخل تزئينى، مثل بوته از زمين سر مى زند و براى باليدن و رشد كردنش «هيچ» زحمتى لازم نيست، دو سه تا از اين نخل هاى فلزى سبز و زرد و بنفش تهران را مى بينى كه با ذوق بيننده «چه ها» كه نمى كند! مساجد تازه ساز و مصلى ها را ملاحظه بفرماييد.
با معمارى درخشان دوره صفويه «مو نمى زند». همه چيز متناسب و قرينه و چشم نواز! ميدان ها و خيابان ها و فروشگاه ها و برج ها و... «وغيره ها» كه جاى خود را دارند. همگى نشانه اى از ذوق و شعور و رنگ آميزى و تناسب و ملاحت ايرانى و اسلامى. اوج سادگى و بدون نشانه اى از تفاخر!
به دكوراسيون دفاتر مسئولان به هنگام مصاحبه ها دقت كنيد. حيف تان نمى آيد از صندلى هاى مقرنس! و پرده هاى چين و واچين!؟ و رنگ هاى تند و تلخ و بى تركيب كه از مجموعه شان چه تركيبى كه پديد نمى آيد! در چنين دكور (ببخشيد چيد مان!) بسامانى، از «سادگى» و «سامان» و «سليقه» و «ذوق» حرف زدن، يعنى اوج فرهنگسازى!
و اما پوشاك! در اين يكى آن قدر كار « فرهنگسازى» مشعشع بوده كه تمام طراحان مد دنيا مانده اند كه چه! و حيف كه يادمان رفت از آنها ژورنال بسازيم و صادر كنيم.
باقى زمينه هاى فرهنگى هم مثنوى هفتادمن كاغذ است. همين دو سه تا براى «فرهنگسازى» از نوع «شكلات سازى» گمانم كافى باشد!
كليد بهشت
298929.jpg
دادند به حكمت و به لطفى به شما
از اين همه سوره، سوره كوثر را
كوتاه ترين سوره قرآن يعنى
كوتاه ترين راه رسيدن به خدا
بيژن ارژن
كم بوده كسى با تو برابر باشد
يا مثل تو ساده و مطهر باشد
هر غنچه تلاش كرد زهرا (س) باشد
هر چشمه دلش خواست كه كوثر باشد
فرامرز عرب عامرى
آنان كه ز چرخ مهر بر سر كردند
آئينه جان و دل منور كردند
تا رفت سخن ز قدر ايام بزرگ
اين قرعه به نام روز مادر كردند
مشفق كاشانى
اين اشعار زيبا و رباعى ها و دوبيتى هاى ديگرى در كتاب «كليد بهشت» جمع شده و با چاپى نفيس در آستانه ولادت حضرت زهرا(س) بانوى دو عالم و روز مادر در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است.
سيد جمال هاديان طبايى زواره در بخش فصل گشايش كتاب نوشته است: بانوى بزرگوار! امسال نيز در آستانه ميلاد شما، چون هر سال، در تدارك هديه اى براى مادر بودم، چيزى نيافتم كه برازنده قدر و عظمت مهر و وفايش باشد اما بارقه اى بر ذهنم نقش بست تا با عنايت شما و همت جمعى از سخن سرايان خوش قريحه و هنرمندان خوش ذوق ميهن مان، دفترى پديد آورم از مرواريد هاى غلتان كلام و به پيشگاه مطهرتان، مادرم و همه مادران ايران زمين تقديم كنم.
بررسى عوامل دخيل در پايدارى ازدواج
خوشبختى همين نزديكى هاست
298932.jpg
مريم وادى پور
بررسى هاى لحظه به لحظه، تظاهرات، چهره، ژست ها و حتى تنفس و ريتم قلبى زوج ها نشان داده است كه برخلاف باور اغلب مردم، موفقيت ازدواج بيش از آن كه به سازگارى زوجين با يكديگر مرتبط باشد، به چگونگى ارتباط آنها هنگام برخورد با مسائل گوناگون وابسته است.
اين ارتباط ها به طور كلى سه دسته است.
۱- زوج هاى همراه: اين زوج ها در آرامش روى مشكلات خود كار كرده و به رضايتى بالغانه مى رسند.
۲- زوج هاى دورى گزين: اين زوج ها با قبول نداشتن توافق، به ندرت اختلاف هاى خود را نمايان مى سازند.
۳- زوج هاى دمدمى: روابط اين زوج ها پرسر و صدا است. شادى ها و مناقشات روزمره جلوه زندگى آنان است.
تحقيقات نشان داده است ازدواج هر سه گروه به يك نسبت پايدار و از شانس موفقيت يكسانى برخوردار است. جامعه شناسان و روانشناسان ثابت كرده اند كه در خانواده هاى موفق، نسبت لحظات خوب به لحظات بد حداقل ۵ به يك است. لحظات خوب مى تواند بسيار ساده باشد مانند يك لبخند يا قدم زدن در پارك.
برعكس برخى رفتارهاى منفى خاص مى تواند مانع ايجاد و تداوم رابطه خوب شود و به ارتباط آسيب مى رساند.
مراقب چهار مسير تباهى زندگى باشيد
اين رفتارها را «چهار مسير تباهى» ناميده اند كه به ترتيب شدت عبارت است از: عيب جويى، تحقير، حالت تدافعى و ديوار سنگى.
اين رفتارها چرخه هايى از نزاع وخصومت هاى پايان ناپذير را شكل مى دهد كه در صورت نداشتن آگاهى، خروج از آنها بسيار سخت خواهد بود.
۱- تقسيم برابر كارهاى خانه
زوج هاى خوشبخت آنهايى هستند كه همسرانشان در كارهاى خانه با آنها شريكند، اين امر را باور دارند و براى آن ارزش قائلند. در بين زوج هاى شاغل، مشاركت نكردن در انجام كارهاى خانه، اغلب منجر به تعارضات زناشويى مى شود. برخى محققان نتيجه گرفته اند: «به نظر مى رسد تقسيم برابر كارهاى خانه و مراقبت از كودكان، رضايت زناشويى را، حداقل در كوتاه مدت افزايش مى دهد.»
۲- انتظارات واقعى از ازدواج
انتظارات واقعى و متجانس زوج از ازدواج، عامل مهمى در تعيين آينده ازدواج است. بسيارى از افراد مطلقه انتظارات غيرواقعى از ازدواجشان داشته اند. براى مثال اميدوار بوده اند كه ازدواج، احساس تنهايى و مشكلات روانشناختى آنها را حل كند. بسيارى از ازدواج ها تنها به اين دليل فرو مى پاشد كه بدنه شان ضعيف تراز آن است كه در مقابل دگرگونى هاى زندگى پايدارى كند. زوج هاى خوشبخت، ازدواج خود را پيوسته از نو شكل مى دهند. حتى در دوره سالمندى وجود ديگرى را تضمين شده نمى دانند. انسان ها از طريق زندگيشان ازدواج را مى سازند.
۳- داشتن فرزند
تولديك فرزند بر پيوند زناشويى تأثير مى گذارد. برخى از تحقيقات نشان داده كه تولد فرزند و والد شدن، از رضايت زناشويى مى كاهد، يا تعارضات را افزايش مى دهد.
در سال هاى اخير با وجود افزايش مشاركت پدران در خانواده، پس از تولد فرزند، همچنان موانعى در اين راه وجود دارد. تغيير اين نگرش كه بچه دراى كار زنان است، بسيار دشوار است.
مردها انتظار دارند كه همسرانشان از ابتدا كفايت لازم را براى بچه دارى داشته باشند و هر چه مردها بيشتر سعى مى كنند كه نقش فعال در مراقبت فرزندانشان ايفا كنند، باز خوردهاى منفى يا چند پهلويى بيشترى از والدين خود مى گيرند.
تحقيقات نشان داده است كه تولد فرزند نخست، شانس طلاق را در سال اول تولد به طور چشمگيرى كاهش مى دهد. اما پس از تولد نوزاد، آمار طلاق به صورت صعودى افزايش مى يابد.
يكى از جالب ترين و مشوش كننده ترين يافته هاى تحقيقات نشان مى دهد كه شانس جدايى والدين داراى فرزند پسر كمتر از والدين داراى فرزند دختر است. آنها اين يافته را به درگير شدن بيشتر پدرها به امور پسرانشان نسبت داده اند. اين فرض با شواهد ديگرى تأييد مى شود كه هر چه درگيرى پدرها در امور مراقبتى فرزندانشان افزايش مى يابد شانس طلاق كمتر مى شود.
۴- طول زمان ازدواج
اين واقعيتى ثابت است كه هر چه زمان بيشترى از ازواج سپرى مى شود، شانس جدايى زوج ها از يكديگر كمتر مى شود. در بررسى ها يى كه اخيراً انجام شده، عناصر صميمت، تعهد، ارتباط، همراهى و ديدگاه هاى مذهبى به طور شايع در زوج هاى با بيش از ۳ سال زندگى مشترك، تشخيص داده شده است.
مهارت هاى مثبت ارتباطى شامل، در ميان گذاشتن افكار واحساسات، توضيح مسائل به يكديگر و گوش دادن با احترام به نظرات ديگرى، اغلب در بين اين زوج ها متداول است و آنان درجه بالايى از توافق بر نقاط قوت رابطه شان دارند.
۵- تعهد مذهبى
افرادى كه در خانواده هاى مذهبى رشد كرده اند، در مجموع ازدواج هاى پايدارترى دارند. از نتايج پژوهش هاى اخير چنين برمى آيد كه اعمال مذهبى، حتى وقتى در معيارهاى سنجش ساده اى مانند دفعات حضور در مكان هاى مذهبى به كار مى رود، نسبت معكوس با شانس جدايى و طلاق دارد.
شواهد زيادى وجود دارد مبنى بر اين كه افراد با تعهد قوى مذهبى، نظرات مخالفى درباره طلاق دارند. جوانانى كه تعهد مذهبى آنها قويتر است تمايل بيشترى به ازدواج و زندگى مشترك دارند. اين جوانان تحت تأثيرات اعتقادات مذهبى والدينشان قرار دارند و اين نشان دهنده اثرات بين نسلى اعتقادات مذهبى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |