چهارشنبه ۱۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Wed, Jul 4, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ادبيات
ماجرا
كميته چهارجانبه درمأموريتى براى مقابله با انقلابيون غزه
مشخصه هاى جنگ سرد جديد
299154.jpg
مهين صمدى
دنيا مناقشات سختى را پشت سر گذاشته است؛ قرار بود هزاره سوم، عصر تفاهم وهمزيستى باشد اما برخلاف همه پيش بينى ها، جهان جديد در محاصره مجموعه اى از بحران ها ومناقشات قرار گرفت.
بحران هاى هزاره سوم گونه ها واشكال متفاوت پيدا كرده اند، برخى از آنها به جنگى خونين تبديل شده وسرزمينى چون عراق را به مرز نابودى كشانده اند، برخى ديگر به صورت رويارويى سياسى واستراتژيك مانند تقابل ايران وآمريكا يا ايران وروسيه نمود پيدا كرده اند.
دامنه وعمق هيچ كدام از اين منازعات با بحران عراق قابل قياس نيست اما ناظران روابط بين الملل اين روزها نگاه خود را بيش از همه به بحران روسيه وآمريكا معطوف كرده اند. رويارويى واشنگتن وروسيه از آن رو اهميت بيشتر پيدا كرده است كه در ذهن اين ناظران يك جنگ سرد جديد را تداعى كرده است.
البته مناقشه اين دو بازيگر جهانى هنوز مراحل ابتدايى خود را مى گذراند و جنگ سرد جديدى كه از آن سخن گفته مى شود شكل نهايى خود را پيدانكرده است.لذا دراين نوشتار به استفاده از تحليل رسانه هاى مسكو بويژه مطالب آژانس مسكو نيوز كوشيديم تا مشخصه هاى جنگ سرد جديد را بازگو كنيم.
با آنكه در صحنه روسيه نسبت به بروز رشته مناقشات جهانى با غرب هراس وجود دارد وتلاش مى شود دامنه اين مناقشات كنترل وهدايت شود اما اعتقاد غالب اين است كه گذر زمان بار ديگر باعث مى شود اين دو قدرت - آمريكا وروسيه - بار ديگر رودروى يكديگرقرار بگيرند وبه سوى رقابتى جهان گستر گام بردارند.اين رقابت ها در عرصه هاى نظامى، ايدئولوژى و سياست ها است.اكنون نيز دو رقيب وجود دارد با كشورهايى كه نقش حامى را ايفا مى كنند.برخى از اشكال و شگردهاى جنگ سرد امروز نيز ادامه دارد؛ خطابه هاى تند، اقدامات تحريك آميز، زير سؤال بردن اعمال و رفتار طرفين و تلاش براى به وجود آوردن مناقشات و نزاع هاى تازه.شركت كنندگان در اين جدل ها به يكديگر اعتماد ندارند.نزاع هاى سياسى وجنگ روانى در انگليس، فرانسه و آلمان به همراه تغييرات قريب الوقوع در روسيه و آمريكا اين گفت وگوها و بحث ها را پيچيده مى كند.
با همه اين اوصاف جنگ سرد جديد يك جنگ سرد متفاوت است.واشنگتن در مرحله جديد جنگ سرد راهبردهاى تازه اى را به كار بسته است. آمريكا پيشنهاد استقرار سپر دفاع موشكى را مطرح مى كند به طورى كه اين پروژه دفاعى بيشتر ارزش سمبليك دارد تا ارزش نظامى.
درهمان حال نومحافظه كاران كاخ سفيد برنامه اعمال فشار جهانى عليه روسيه را طراحى مى كنند و در تصويب عضويت روسيه در سازمان تجارت جهانى تأخير مى اندازند. در اتفاقى همراستا با سياست كاخ سفيد در صحنه اروپا رهبرانى كه به دنبال روابط نزديك با روسيه بودند جاى خود را به رهبران جديدى مى سپارند، كه از نوعى بى اعتمادى به روس ها برخوردارند.
اين بى اعتمادى با اقدامات و كشمكش برخى اعضاى جديد اروپا با روسيه عميق ترشده است مانند ممنوعيت واردات گوشت لهستان به روسيه توسط مسكو، تنش ايجاد شده ميان روسيه و استونى به دليل جابه جايى مجسمه يك سرباز شوروى سابق و متوقف شدن تأمين نفت ليتوانى توسط روسيه موضوعاتى است كه اروپايى ها را خواسته ونا خواسته وارد اين نزاع با آمريكا كرده است.
در اين سوى صحنه اتفاق هاى ديگرى نيز نگاه مردان كرملين را نسبت به اساس سياست هاى غرب تغيير داده است.وآن تور عضو گيرى ناتو و برنامه تشويقى است كه نهادهاى غربى براى جذب كشورهاى اقمار شوروى سابق بسته اند. در رأس اين كشورها ماجراى عضويت گرجستان و اوكراين درناتو- دو كشورى كه روسيه علايق ويژه به آن دارد - بيش از همه مسكو را نگران كرده است.
در دوره جنگ سرد جديد از ديوار برلين ودو پاره شدن اروپا خبرى نيست.اروپا به ظاهر مستقل باقى مى ماند اما وابستگى به چتر ارتش آمريكا عليه شوروى سابق جاى خود را به وابسته فزاينده به منابع انرژى دشمن سابق غرب داده است.
از سوى ديگر با رشد اتحاديه اروپا، واحد پول يورو، قدرت اقتصادى آلمان، شركت هاى اروپايى و بازارهاى مالى لندن، اروپا خود رابه عنوان قدرتى معرفى كرده است كه بايد به آن اعتناى ويژه كرد اما اروپاى جديد در عين حال كه قصد ندارد وابسته باشد اما اين موضوع را درك مى كند كه آينده اقتصاديش به منابع انرژى روسيه وابسته است.
در حال حاضر آلمان ۴۰ درصد از گاز مورد نياز و ۳۰درصد از نفت خود را از روسيه وارد مى كند.به طورى كه رقم واردات گاز آلمان از روسيه تا سال ۲۰۲۵ به ۶۰ درصد خواهد رسيد.
در حقيقت به همان اندازه كه روسيه به بازار اروپا نياز دارد، اروپا نيز به همان مقدار به نفت و گاز روسيه نيازمند است.اما اين روسيه است كه در مواجهه با اروپا توانايى اين را داشته به تكيه براهرم مهم انرژى كنترل نزاع ها را در دست بگيرد.آنچه بيشتر اروپا را آزار مى دهد درك اين موضوع است كه هيچ پيشنهاد و راه چاره اى كه در كوتاه مدت راه گشا باشد وجود ندارد.اروپا فاقدراه جايگزين براى توسعه سياست هاى امور انرژى و يا سيستم هاى دفاعى است.
در اين ميان آمريكايى ها بويژه پس از جنگ عراق به اين موضوع پى برده اند كه نسبت به گذشته و در زمان جنگ سرد پيشين، در حال حاضر از قدرت كمترى براى رهبرى در دنيا برخوردارهستند.اين ماجرا كه افكارعمومى قدرت آينده آمريكا را از دريچه جنگ عراق مى نگرد و حدود و توانايى ارتش آمريكا در حال حاضر در جنگ عراق و افغانستان به نمايش گذاشته شده است به شدت كاخ سفيد را آزار مى دهد .
شايد آمريكاى پس از جنگ عراق وافغانستان با وابستگى هاى فزاينده اى در امور واردات نفت، بدهى هاى فزاينده، كسر درآمد تجارت خارجى روبه رو باشد اما اين كشور بيشتر از نبود يك اراده سياسى براى حفظ شرايط خود به عنوان يك ابر قدرت جهانى رنج مى برد.
از نگاه تحليلگران روابط بين الملل مشكل جدى استراتژيست هاى آمريكا دراين جنگ سرد جديد اين است كه برخلاف جنگ سرد كلاسيك توان پيش بينى رفتار وبازى حريف را ندارند.
سال ها متفكران مغرور آمريكايى مى گفتند كه واشنگتن هنر معجزه آسا درتحليل رفتار حريفانش دارد وحتى مدعى بودند كه اقدامات كشورهاى ديگر فقط عكس العملى از سياست هاى آمريكا است اما اكنون به نظر مى رسد اين قضيه معكوس شده است.
آمريكايى ها پيش بينى رفتارهاى تند عليه سياست هاى واشنگتن از طرف مخالفان شان درآمريكاى لاتين يا خاورميانه را پيش بينى مى كردند، اما منتظر سياست تهاجمى و تند از طرف رئيس جمهور روسيه نبودند.به همين دليل از نطق رئيس جمهور روسيه شگفت زده شدند وقتى پوتين در اجلاس امنيتى مونيخ سياست هاى آمريكا را با سياست هاى رايش سوم مقايسه كرد.
بر اين مجموعه تحولات تغييرات مهم و چشمگير ديگر را كه به قدرت يابى چين مربوط مى شود اضافه كنيد واين كه روسيه دراين مرحله مصمم است در برخى عرصه ها هماهنگ با جبهه پكن مقابل آمريكا واروپا ظاهر شود.بدون ترديد رشد قاطعيت چين و روسيه تزريق يك اعتماد به نفس جديد به كشورها وملت هاى ديگر است واين احساس را بوجود مى آورد كه دوران قربانى شدن به پايان رسيده است.احساس اين موضوع كه چين و روسيه آينده نه متعلق به شرق و نه متعلق به غرب است بلكه كشورهاى خاصى هستند كه در مسائل استراتژيك با آمريكا واروپا رقابت دارند بسيارى از ذهنيت ها را درروابط بين الملل بهم مى ريزد.
براساس نظرسنجى اخير مركز اتحاديه اروپا - روسيه مشخص شده است كه روس ها در حال حاضر خود را جدا از اروپا مى پندارند.بيش از نيمى از افرادى كه در اين نظرسنجى شركت كرده اند معتقدندكه اتحاديه اروپا يك تهديد جدى به حساب مى آيد، اين در حالى است كه ۷۱ درصد نيز خود را جدا از اروپايى ها مى دانند.
آن چه غرب را هراسناك كرده است دو پديده برنامه هاى رقابت بلند پروازانه وموفق چينى ها در فضا وطرح «ملى شدن منابع و اقتصاد» در اقدامات مسكو است.
در مجموع مى توان گفت؛ مسائلى مانند پروژه همكارى هاى گسترده چينى ها با كشورهاى خاوردور ونيز ورود پكن به سرزمين هاى بكر آفريقا از يك سو و وابستگى فزاينده كشورهاى اروپايى در امور نفت و انرژى به روسيه؛ افزايش كنترل كرملين بر ذخاير امور انرژى آسياى مركزى،از سوى ديگر باعث شده تا كارشناسان آمريكايى امكان كنترل و پيش بينى اقدامات مسكو را ازدست بدهند.
درحالى كه در پايان جنگ سرد پيشين مشخص شد كه اختلافات بزرگ نيازمند يكسرى راه حل ها و توافق هاى بزرگ است اما براى جنگ سرد جديد هنوز راه حل وچشم اندازى از تفاهم ديده نمى شود. دراين ميان شايد پديده ظهور نوع خاصى از غرور ملى وناسيوناليسم در چين ويا روسيه ونيز تغيير كادر رهبران مصالحه جو دراروپا و غرب اميدها به يافتن راه حل ها و توافق ها را كمرنگ ترسازد.
كميته چهارجانبه درمأموريتى براى مقابله با انقلابيون غزه
شرم الشيخ عليه فلسطين
299157.jpg
عبدالبارى عطوان
در هر زمانى كه نشستى جهت بررسى تحولات منطقه و در رأس آن فلسطين برگزار شده است؛ محقق ساختن منافع اسرائيل و بررسى چگونگى تأمين امنيت مورد نظرتل آويو در منطقه در رأس جدول كارى اين نشست قرار گرفته است.چنانكه در شرايط كنونى نشست هاى دوره اى درمصر و شرم الشيخ اين هدف را دنبال مى كند.
اهداف دور تازه اين نشست ها كه با حضور محمود عباس (ابومازن) رئيس تشكيلات خودگردان، ملك عبدالله دوم پادشاه اردن، حسنى مبارك رئيس جمهور مصر و ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل برگزار شد همانند نشست هاى سابق چيزى جز تن دادن به خواسته هاى اسرائيل و پيش شرط هاى تل آويو نبوده و تنها چيزى كه در اين نشست به صورت ريشه اى بررسى نمى شود قضيه فلسطين است؛ قضيه اى كه امروز در شرايط بسيار حساس و خطرناكى قرار گرفته است.اگر در سابق دشمنان خارجى قضيه فلسطين را تهديد مى كردند امروز دشمنان داخلى نيز به صف دشمنان خارجى پيوسته اند.
بنابراين شايد امروز لازم باشد كه نگاهى عميق تر به نحوه عملكرد اين نشست ها بيندازيم.اين نشست ها در سطح كلان با سياست كميته چهارجانبه اى كه خود را نهاد تصميم گير درباره بحران خاورميانه مى داند هماهنگ مى كند.
...اهداف اصلى نشست چهارجانبه شرم الشيخ از همان آغاز مشخص بود.شايد در سابق نشست شرم الشيخ براى حمايت از قضيه فلسطين برگزار شده باشد اما اين نشست اين بار به اين هدف و حتى تحت اين نام برگزار نشده است.نشست چهار جانبه شرم الشيخ با هدف حمايت از ابومازن براى رويارويى با حماس انجام گرفته است.اگر بخواهيم دقيق تر در اين باره سخن بگوييم بايد بگوييم كه نشست چهارجانبه شرم الشيخ براى نخستين بار به صورت رسمى و علنى درپى تشكيل محور و يا ائتلاف مشترك اعراب و اسرائيل جهت رويارويى با حماس و يا بنا بر اعتقاد تحليلگران غربى ائتلاف اعراب و اسرائيل براى رؤيارويى با سوريه و ايران در آينده نزديك است.
فتح به بهانه رويارويى با جنبش حماس كه آن را جنبشى انقلابگر مى نامد دانسته يا نادانسته استراتژى جديدى رابراى بسيج اعراب وغرب عليه حماس پيش گرفته است.در استراتژى جديد شرم الشيخ بسيارى از ابومازن حمايت مالى و نظامى خواهند كرد به گونه اى كه اين حمايت هاى مالى و نظامى منجر به تبديل كرانه باخترى به منطقه اى سرسبز و پر رونق خواهد شد.منطقه اى كه تمامى بحران هاى اقتصادى، امنيتى و سياسى آن به پايان خواهد رسيد و در مقابل نوار غزه به فلوجه ديگرى تبديل خواهد شد.فلوجه اى كه مردم آن از شدت گرسنگى به جان يكديگر خواهند افتاد.
گويا امروز با توجه به اين استراتژى جديدى كه فتح سركردگى آن را به عهده گرفته بسيارى از اصول و ضوابط قضيه فلسطين تغيير كرده است. امروز قضيه فلسطين از نگاه اين كميته چهارجانبه ديگر قضيه مبارزه و رويارويى با شهرك هاى غيرقانونى صهيونيست نشين، ديوار حايل، پايان دادن به ايست هاى بازرسى اسرائيلى كه منجر به جدا شدن تمامى مناطق فلسطينى از يكديگر شده است و بالاخره بازگرداندن بيت المقدس و اراضى اشغال شده مردم فلسطين نيست، امروز مشكل و بحران اصلى در قضيه فلسطين حماس است.فتح اين بار خود را براى مبارزه با دشمن اشغالگر آماده نمى كند، بلكه مى خواهد به جنگ حماس رود و به ريشه كنى اين جنبش اقدام كند.
...سناريوهايى كه در عراق و لبنان و امروز در فلسطين دنبال مى شود سناريوهايى كاملاً شبيه به يكديگر هستند. آمريكايى ها امروز از طريق همپيمانان عرب خود همان سخنى را به فلسطينى ها مى گويند كه در سابق به عراقى ها گفته اند.امروز به فلسطينى ها گفته مى شود كه مشكل اصلى عدم حل و فصل شدن قضيه فلسطين، حماس است و در سابق نيز به مردم عراق مى گفتند كه صدام اساس و اصل تمامى بحرا ن ها در اين كشور است.ما امروز نگران آن هستيم كه فلسطينى ها پايانى چون پايان عراقى ها و شايد هم بدتر داشته باشند.عراقى ها امنيت، ثبات و وحدت ملى خود را از دست داد ه اند و اين كشور امروز بيشتر به گورستانى براى طوايف مختلف عراق تبديل شده است.هزاران تن از مردم عراق براى حفظ جانشان به كشورهاى همجوار پناه آورده اند اما فلسطينى ها چه؟ فلسطينى ها امروز تمامى دستاوردهاى خود در نيم قرن گذشته را در معرض خطر مى بينند.امروز وحدت، عزت و هويت مقاومت اسلامى فلسطينى ها در صورت ادامه اين بحران و محقق شدن استراتژى ابومازن به خطر خواهد افتاد.
مقامات مسئول جنبش فتح مدعى هستند كه حماس يك جنبش طغيانگر است كه از چارچوب قانون فلسطين خارج شده است و كودتايى عليه اين قانون انجام داده است.اگر بخواهيم كمى منصف، واقع بين و واقع نگر باشيم مى توانيم اين مسأله را اين چنين بيان كنيم، آيا زمانى كه نيروهاى امنيتى وابسته به تشكيلات خودگردان از همان آغاز عليه دولت منتخب و مردمى حماس قيام كردند و به عناوين مختلف دولت حماس را درانجام هر اقدامى جهت بهبود وضع فلسطين متوقف ساختند اين افراد كودتاى نظامى عليه دولت منتخب مردمى فلسطين انجام نداده اند و آيا اين اقدام مستحق خشم رسمى كشورهاى عربى و كشورهاى جهان نيست و چرا رهبران منطقه و جامعه جهانى نسبت به اين اقدامات جنبش فتح واكنشى رسمى نشان ندادند بلكه رسماً از جنبش فتح به واسطه حمايت هاى نظامى، سياسى و مالى در اين زمينه حمايت كردند؟
اما بازگرديم به كنفرانس شرم الشيخ وكنفرانس هاى چهار جانبه.كنفرانس كسانى كه از پيروزى جنبش حماس در گذشته و امروز در هراسند.كنفرانس شرم الشيخ كنفرانس كسانى است كه نسبت به كرسى رياست خود احساس نگرانى و ترس دارند.كنفرانس شرم الشيخ، كنفرانس كسانى است كه به دنبال تأمين امنيت اسرائيل هستند، در اين كنفرانس همان كسانى شركت كرده اند كه در سابق با پيروزى دموكراتيك جنبش حماس در يك انتخابات مردمى آزاد مخالف بودند و امروز نيز همين افراد دور هم جمع شده اند تا براى حل و فصل بحران فلسطين تصميم گيرى كنند.چگونه ممكن است كسانى كه از آغاز بحران فلسطين تا به امروز تصميمى مثبت اتخاذ نكرده اند، امروز تصميمى مثبت كه به سود منافع مردم فلسطين است اتخاذ كنند؟ اصلاً آيا اين افراد صلاحيت تصميم گيرى درباره قضيه فلسطين را دارند؟
مردم فلسطين بايد نسبت به تمامى اين وقايع هشيار باشند و هشيارانه عمل كنند. اين مردم امروز نبايد به دشمنان خود اجازه دهند كه از آنها به عنوان برگه اى جهت محقق ساختن اهداف خود استفاده كنند.
امروز دشمنان منطقه مى خواهند از فلسطين به عنوان برگه اى براى اعمال فشار به كشورهايى چون ايران و سوريه استفاده كنند.كنفرانس شرم الشيخ نيز در راستاى محقق ساختن اين اهداف انجام مى گيرد.مردم فلسطين نبايد اجازه دهند كه طرح هاى امريكا براى هدف قرار دادن ايران و سوريه از طريق قضيه فلسطين محقق شود.تمامى مسئولان كشورهاى عربى كه با تشكيل كميته تحقيق در زمينه حوادث اخير غزه مخالفت كردند دليل مخالفت خود را اين چنين عنوان مى كنندكه اين كميته مى تواند بر وحدت ملى و آينده فلسطين تأثير منفى گذارد اما ما به آنها مى گوييم بهتر است كه بار ديگر فريب طرح هاى آمريكا را نخورند و اين بار از قضيه فلسطين براى محقق ساختن اهداف آمريكا در منطقه استفاده نكنند.امروز همان اتهاماتى كه در سابق در قضيه عراق و لبنان مطرح شده است مطرح مى شود و ايران به عنوان مسئول اصلى بحران در فلسطين آن هم از طريق حمايت مالى از حماس معرفى مى شود در حالى كه ايران همان كمك معنوى و مالى را به حماس ارائه داده است كه عربستان، قطر و مصر نيز به آن اقدام كرده اند.اظهارات احمد ابوالغيظ، وزير امور خارجه مصر مبنى بر متهم ساختن ايران در حمايت ازحركت اخير حماس عليه تشكيلات خودگردان و نيز تهديد امنيت ملى مصر كلام بسيار بى پايه وتاحدى خنده دارى است و نشان مى دهد كه دولت مصر در راهبرد آينده آمريكا عليه ايران مشاركت دارد زيرا اتخاذ اين چنين موضعى جز در راستاى محقق ساختن اهداف كاخ سفيد قابل تفسير نيست.ايران هرگز پل هوايى براى ارائه سلاح و كمك هاى مالى به حماس در نوار غزه برقرار نكرده است بلكه تمامى سلاح ها و اموالى كه وارد نوار غزه شده است و يا در اختيار جنبش حماس قرار داده شده است از طريق مرزهاى مصر انجام مى گيرد.
...اگر جنبش حماس توانست بر نوار غزه مسلط شود و اين منطقه را از وجود نيروهايى كه مزدور مى خواند پاكسازى كند به خاطر آن است كه رهبران جنبش فتح هفته ها پيش از آنكه اين بحران در مناطق نوار غزه از سر گرفته شود از اين منطقه خارج شدند و در هتل هاى گرانقيمت مصر مستقر شدند، به خاطر آنكه آنها از پيش از طرحى كه قرار بود در نوار غزه انجام گيرد باخبر بودند و خروج آنها نيز از نوار غزه كاملاً سازماندهى شده و برنامه ريزى شده بود.ابومازن بايد به عنوان يك رهبر فلسطينى سياست هاى خود را تعريف كند.رهبر فلسطين هرگز اين حق را ندارد كه با اولمرت، دشمن فلسطين، به گفت وگو بنشيند اما همزمان از انجام هر گونه گفت وگويى با اسماعيل هنيه، نخست وزير فلسطين يا خالد مشعل، رهبر سياسى جنبش فلسطين خوددارى كند.رهبر فلسطين حق ندارد كه قانون اساسى فلسطين را بر اساس خواسته ها و اهداف شخصى خود تغيير دهد.
در جمعبندى نهايى اين تحليل به اين نتيجه مى رسيم كه مهمترين اقدامى كه امروز مردم فلسطين براى خروج از بحران بايد انجام دهند آن است كه ائتلاف با اسرائيل و آمريكا را كنار گذارند و يك ائتلاف متحد فلسطينى قوى در داخل و خارج را تشكيل دهند.اى كاش مى توانستيم به نشست هاى زنجيره اى شرم الشيخ و رهبران كشورهاى عربى دل ببنديم و بگوييم كه اين نشست ها در راستاى منافع ملى فلسطين انجام مى گيرد و مى توانيم به آرا و پيشنهادات اين گونه نشست ها عمل كنيم اما متأسفانه چنين چيزى وجود ندارد و اين نشست هاى زنجيره اى به چيزى جزنسخه دوم راهبرد منطقه اى آمريكا تبديل نشده اند، راهبردى كه تاكنون به واسطه آن فقط خواسته هاى اسرائيل در منطقه تأمين شده است .
منبع: القدس العربى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |