چهارشنبه ۱۳ تير ۱۳۸۶ - ۱۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Wed, Jul 4, 2007
جوان
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ادبيات
ماجرا
نگاه
گپ
گفت و گوى جوان با هركول هاى ايران
نگاه
آره داداش!
من تختى ام
299160.jpg
توى قطار برقى تهران- كرج نشسته بودم كه ديدم يه پيرمرد وارد شد و جايى براى نشستن پيدا نكرد.
فورى از جا بلند شدم و گفتم: «پدر جان! بيا بشين اينجا!» همون لحظه احساس كردم كه صداى خنده مياد. ديدم ۳ تا جوون رشيد، دستاشون جلوى دهنوشن گرفتن و «كر وكر» مى خندند! گفتم: «هر هر! كجاش خنده داره؟»
يه جوونه ديگه از اون طرف گفت: «اى ول مرام! تختى توى خاكه، ولى اين آقا هنوز زنده ست».
آره داداش! من تختى ام! من زنده م! ولى تو چى هستى؟
تو اصلاً زنده اى؟ اصلاً هستى؟
يادش به خير اون قديما (منظورم از قديم، همون ۱۰ سال پيشه) كه وقتى يه پير مرد يا
پير زن وارد اتوبوس يا مينى بوس مى شد، ۶ تا جوون داش مشتى جلوى پاش بلند مى شدند، دستى به سبيلشون مى كشيدن و مى گفتن: يه آدم پير سرپا باشه و ما نشسته؟! عمراً! صد سال! امكان نداره!
ولى حالا ديگه خبرى از اون آدما و سبيلاشون نيست. يه پير مرد و پير زن براى سوار شدن به قطار برقى، ميون خيل جمعيت بايد مثل فرفره بچرخند، تازه وقتى مى رسند توى قطار، مى بينن كه جوونا همه جاها رو گرفتن و نفرى يه دونه گوشى يا MP3 توى گوششون گذاشتن و خوابشون برده! (چه قدر زود خوابشون مى بره!)
طرف حاضره كه وسط جمعيت خودشو له كنه و همه رو هل بده و حتى توى فشار جمعيت، شلوارش از پاش در بياد ولى صندلى رو از دست نده!
اگه يه تختى هم اون طرف پيدا بشه كه جاشو به بزرگترها بده، همه اونقدر بهش چپ چپ نگاه مى كنند، انگار همين يه نفر بوده كه تختى رو به ملكوت فرستاده!
گپ
گفت و گوى جوان با هركول هاى ايران
جوان يعنى سى دى خام!
299163.jpg
محسن جندقى
اگر چندين سال از آغاز مسابقات قوى ترين مردان ايران نيز بگذرد باز هم نام «برادران فاطمى» مطرح خواهد بود چرا كه مردم رشته ورزشى «قويترين مردان» را با قهرمانى و هنر نمايى محراب فاطمى شناختند.با وجود اين كه حضور محراب فاطمى در مسابقات قويترين مردان ايران اعتبار خاصى به آن مى بخشد اما مدتى است كه او از دنياى ورزش دور شده و به قول خودش به زندگى چسبيده است. البته براى اين كه به حضور نداشتن او عادت نكنيم در مسابقات سال گذشته كه در نوروز ۱۳۸۶ از شبكه ۳ سيما پخش شد به عنوان داور حضور داشت. با محراب فاطمى ۳۳ ساله همراه برادران او مهدى ۳۶ ساله، حسين ۲۷ ساله و على ۲۴ ساله گفت وگوى بى پرده اى انجام داديم كه خواندن آن خالى از لطف نيست. مخصوصاً اگر بدانيد كه ورزش حرفه اى و باشگاه دارى شغل دوم آن ها محسوب مى شود.
*زمانى كه جوانتر بوديد مهم ترين دغدغه شما چه بود؟
مهدى: ورزش قهرمانى . يعنى مى خواستيم با تمرين كردن و ركوردزدن به هدفمان كه قهرمانى بود برسيم .
محراب: ما اصلاً نمى خواستيم كار بيهوده انجام دهيم بلكه تنها با هدف قهرمانى تمرين مى كرديم.
حسين: يكى تحصيلات دغدغه 
اصلى اش است و ديگرى دغدغه ازدواج دارد اما ما تنها به ورزش فكر مى كرديم.
*اين كه نشد دغدغه جوانى. يعنى جوانى كردن شما در وزنه زدن، ركورد بالابردن و مدال گرفتن خلاصه مى شود؟ پس تفريح شما كجاى دوره جوانى تان قرار دارد؟
مهدى: هر كسى با يك نوع تفريح راضى مى شود ما هم وزنه زدن را تفريح مى دانيم.وقتى به ركورد دلخواه مى رسيم بزرگ ترين تفريح را انجام داده ايم و لذت برده ايم.
حسين: اصلاً با اين ورزش به آرامش خاصى مى رسيديم و انگيزه اى مى شد براى ركورد بيشتر زدن.
محراب: البته ورزش «قويترين مردان» يا «پاورليفتينگ» تنها وزنه زدن و ركورد شكستن نيست بلكه بايد خواب و تغذيه مناسب نيز همراه آن باشد.
*تغذيه مناسب يعنى چه؟ به نظر مى رسد بايد چند برابر يك فرد معمولى غذا خورده باشيد كه بدن تنومندى داريد؟
مهدى: ما بيشتر غذاهايى با حجم كم مى خوريم. برنامه غذايى ما صبحانه، وعده ميان صبحانه و ناهار، ناهار سبك، وعده ميان ناهار و شام، شام سبك و شير قبل از خواب است. ما مجبوريم كه از خوردن غذاهاى حجيم خوددارى كنيم چرا كه بدن ديرتر آن را جذب مى كند.
محراب: خوابمان هم روى اصول بود اگر كمى ساعت خواب بالا يا پائين مى رفت همه چيز به هم مى خورد. مثلاً اگر ديرتر از ساعت ۱۱ ـ ۱۲ شب مى خوابيديم، بدخواب مى شديم. البته براى ما خيلى پيش آمده كه بدخواب شويم چرا كه توى رودربايستى گير مى كرديم و ميهمانى مى رفتيم.
*به نظر كسانى كه دغدغه شان ركوردزدن و قويتر شدن بوده، دغدغه جوانان امروزى چيست؟
محراب: بيكارى و سرگرمى.
*مسبب بيكارى كيست؟ آيا درست است كه فقط بگوييم مسئولان به فكر كار جوانان نيستند؟
محراب: اگر منظورتان اين است كه ما به خاطر شهرت و كار در ورزش بيكار نيستيم ، در اشتباهيد ، چون ورزش كار دوم ما محسوب مى شود. از همان بچگى تا الآن ما با پدرمان در كار ساخت و ساز بوديم و هستيم.
مهدى: يعنى منبع درآمد ما تنها باشگاهدارى و ورزش نيست و در كارى مثل ساختمان فعاليت مى كنيم.
*اما همه كه پدرشان در كار
ساخت و ساز نبوده كه بتوانند بر بيكارى غلبه كنند؟
محراب: مسأله بيكارى به خود فرد بستگى دارد. نمى توان گفت كه چون فردى ۱۶ سال درس خوانده و ليسانس گرفته بايد براى او كار فراهم شود. او از همان اولى كه قصد دارد درس بخواند بايد به فكر كار باشد. كسى كه درس خواندن و ليسانس گرفتن را انتخاب مى كند حتماً به فكر بعد از آن هم بوده است.
نبايد منتظر پيدا شدن كار بود بايد دنبال آن دويد. اصلاً خيلى ها را مى شناسم كه ديپلم دارند اما به كسانى كه در مقطع راهنمايى هستند درس ياد مى دهند.
مهدى: اصلاً كسى كه دنبال كار مى گردد بايد ببيند چه چيزى بارش هست. آن موقع مى تواند با برنامه ريزى كارى پيدا كند. در كجاى دنيا مسئولان مى دوند دنبال يك آدم بيكار كه تورو خدا بيا اين كار را انجام بده؟!
*شما قهرمانى هاى بسيارى به دست آورديد. بهترين هديه اى كه گرفتيد چيست؟
محراب (با عصبانيت): من هداياى بسيارى گرفتم اما متأسفانه يكى از اين هدايا را كه براى آن خيلى زحمت كشيدم و ارزش فراوانى براى من داشت تحويل ندادند. هديه اى مثل پرايد كه ارزش مالى زيادى دارد نصيبم شده است اما هديه
۲ سهميه عمره چيز ديگرى بود كه هنوز به من نداده اند . سال ۱۳۸۴ در مسابقات بندرعباس قهرمان مسابقات قويترين مردان ايران شدم و در تلويزيون هم اعلام شد كه ۲ سهميه عمره به من تعلق گرفته كه قصد داشتم همراه همسرم بروم. اصلاً وقتى متوجه شدم هديه نفر اول آن رقابت ها سفر به عمره است انگيزه زيادى پيدا كردم و بدون توجه به وزن سنگينى وزنه ها و كنده ها آنها راحمل مى كردم. بدتر از همه اين كه مقابل ۷۰ ميليون ايرانى گفتند كه ۲ سهميه عمره به من تعلق گرفته است. حالا هر كس مرا مى بيند مى گويد: حاج محراب! به خدا من دوست دارم حاجى شوم اما بعضى ها به قولشان وفا نكردند و نمى دانم آن ۲ سهميه چه شد.
مهدى: به نظر من اگر هم مى خواهند حقش را به او (محراب) بدهند بايد
۳ سهميه عمره برايش در نظر بگيرند چون او دارد بابا مى شود.
*فارغ از اين كه آقا محراب مكه رفته يا نرفته مى خواهم ببينم كه سفرهاى زيارتى اين طورى چه سودى براى جوانان كشور دارد؟
مهدى: جوانان مثل CD خام هستند. اگر در همان سنين جوانى در درون آنها برنامه خوبى ريخته شود به جوان شايسته اى تبديل مى شوند. برخى ها
۷۰ سالشان كه مى شود تازه مى روند مكه تا توبه كنند. اين كه فايده ندارد. خوشبختانه گرايش جوانان به انجام سفر حج زياد شده وقطعاً اين امر در روحيات آنها تأثير خواهد گذاشت. در ميان برادرانم تنها كسى هستم كه به مكه رفته ام واقعاً چنين سفرى براى من تفاوت بسيارى با ساير سفرها داشت.
*بسيارى از جوانان ما در باشگاه هاى پرورش اندام شركت مى كنند آيا گرايش جوانان به اين رشته تأثيرى در چهره شهر داشته است ؟ يعنى جوانان خوش هيكل و خوش تيپ شده اند؟
محراب: بله. از زمانى كه مسابقه قويترين مردان ايران پخش شد خيلى ها به اين رشته علاقه مند شدند و باشگاه هاى بدنسازى و پرورش اندام بسيارى تأسيس شد. مسلماً اين موضوع روى خوش تيپ شدن جوانان تأثير گذاشته و به قولى هيكل ها رو آمده است.
محراب: وقتى كسى تمرين كند و
خوش هيكل بشود لباس به تن او با تناسب خاص قرار مى گيرد و به خوش تيپ كردن او كمك مى كند اما بسيارى از جوانان را مى بينيم كه لاغر هستند و لباس گشاد هم مى پوشند و گردنبندى به خودشان آويزان كرده اند بعد مى گويند خوش تيپ هستيم!البته كسى كه مى خواهد خوش تيپ بماند بايد تمرين مداوم داشته باشد.
*پس چرا شما كه يك سال و نيم است تمرين نكرده ايد استيل بدنتان تغيير نكرده؟!
محراب: درست است كه تمرين نكرده ام اما بعضى ها كلاً بدنشان خوش استيل است يعنى اين بدن ما ذاتى است.
*چرا مى گويند هر كسى بدن تنومندى داشته باشد و قويتر باشد مغزش كوچك است؟
محراب: من اين حرف را قبول ندارم. ورزشكاران به خصوص كسانى كه قدرتى كار مى كنند از ضريب هوشى بالايى برخوردار هستند شما فكر كنيد كه يك ورزشكار اينچنينى بايد براى پيروز شدن در يك ميدان حتى براى صدم ثانيه نيز برنامه ريزى كند. مثلاً در مسابقات قويترين مردان براى حركت دادن وزنه
۲۵۰ كيلويى بايد قدرت خود و فاصله تا پايان مسير را محاسبه كرد تا آسيبى وارد نشود. آيا كسى كه ضريب هوشى پائينى دارد مى تواند چنين كارى انجام دهد؟
مهدى: همان طور كه محراب گفت ورزشكاران اگر باهوش نباشند و مغزشان كوچك باشد كه نمى توانند به قهرمانى و حرفه اى شدن فكر كنند.
*و حتماً قويترين مردان ايران احساساتى هم هستند؟
محراب: چرا كه نه. قويترين مردان ايران و كلاً ورزشكاران روحيه لطيفى دارند. مگر آن ها انسان نيستند؟ رأفت و مهربانى يكى از شاخصه هاى مردان قدرتمند است. همين آقامهدى خودمان ساعت ۲ نصفه شب وقتى ديد اتومبيلى توى جوى آب افتاده و راننده آن احتياج به كمك دارد به تنهايى ماشين را همراه سرنشينانش بلند كرد و به خاطر كمك به شهروند خود افتخار مى كرد.
*آيا حسين رضازاده مى تواند كارهايى را كه شما مى كنيد انجام دهد؟
مهدى: پاورليفتينگ و قويترين مردان با رشته اى مثل وزنه بردارى تفاوت زيادى دارد. نوع ركوردزدن وزنه برداران با ما كلى فرق مى كند. حسين رضازاده نمى تواند وزنه اى كه ما بلند مى كنيم را از زمين بردارد اما ما هم نمى توانيم وزنه اى كه او به راحتى آن را مغلوب مى كند بالاى سر ببريم. دررشته قويترين مردان تحرك زيادى وجود دارد درحالى كه در رشته وزنه بردارى اين گونه نيست.محراب: حسين رضازاده همسايه ماست و با هم رفيقيم. ما درسال ۱۳۷۷ ،
۳ دوره اردوى مشترك داشتيم و اين كه مى گويند با هم مشكل داريم صحيح نيست.
*چرا در رشته اى كه شما فعاليت مى كنيد همه دوپينگ مى كنند؟
محراب: دوپينگ كردن آزاد است و همه از شرايط برابرى برخوردار هستند.
*حتماً خانواده براى جابه جايى وسايل خانه هيچ مشكلى نخواهند داشت؟
مهدى: ما اصلاً يخچال، گاز و ... را بلند نمى كنيم چون بلندكردن وسايل خانه قلق خاصى دارد. ما ۲۵۰ كيلو را به راحتى بلند مى كنيم اما به علت حساس بودن و شكل خاص يخچال آن را بلند نمى كنيم.
*فكر مى كنيد چرا گرايش جوانان به بدنسازى بيشتر شده است؟
محراب: نوروز ۱۳۷۸ اولين مسابقات قويترين مردان ايران از تلويزيون پخش شد پس از آن بود كه خيلى از جوانان به فكر بدنسازى افتادند و پخش هر ساله اين مسابقات موجب شد در آنان انگيزه مضاعى به وجود آيد. البته يكى از اهداف من جذب جوانان به رشته قويترين مردان و پاورليفتينگ بود كه الحمدلله موفق شدم و خيلى خوشحالم كه وظيفه ام را انجام دادم.
مهدى: پخش اين مسابقات باعث شد كسانى كه به اين رشته نيز علاقه داشتند به طور حرفه اى آن را انجام دهند تا مقابل دوربين هاى تلويزيون قرار گيرند.
محراب: اصلاً ما باعث شديم كه فدراسيون پرورش اندام و قويترين مردان تشكيل شود و از فدراسيون وزنه بردارى جدا شود اما حيف...
*گويا دلتان از فدراسيونى ها پر است...
محراب: چرا نباشد. ما اين ورزش را احيا كرديم و مردم فهميدند كه چنين رشته اى در ايران وجود دارد.
البته وقتى مى گويم ما منظورمان خودمان نيستيم كلاً مجموعه بچه هاى قوى ترين مردان به خاطر اين مجموعه فدراسيون تشكيل دادند اما مسئولان آن براى خود شيرينى رفتند ۱۰ رشته ورزشى ديگر را هم مثل مچ اندازى و... به زير مجموعه آن آوردند. اگر براى اعزام تيم
قوى ترين مردان به كشورهاى خارجى و برگزارى مسابقات اين رشته پول نداريد چرا رشته هاى ديگر را به زير مجموعه مى آوريد؟ من اصلاً نمى گويم كه بايد سهمى در فدراسيون داشته باشم اما مى توانم براى اين رشته نگران باشم.
*آقا محراب! با اين قدرت بدنى چرا دنبال رشته ديگرى نرفتى؟
محراب: من كه از اول در رشته
قوى ترين مردان فعاليت نمى كردم. من ابتدا كشتى گير بودم و حتى زير نظر منصور برزگر سرمربى تيم ملى كار مى كردم. در سال ۱۳۷۵ به تيم ملى كه عليرضا حيدرى و عباس جديدى عضو آن بودند نيز دعوت شدم. حتى در ليگ برتر كشتى هم بودم و پول خوبى مى گرفتم اما به چند دليل اين رشته را رها كردم. اول اين كه به ليگ برتر كشتى بى توجهى شد و مدتى انجام نشد و دوم رفتن منصور برزگر به آمريكا كه تنها
۶ ماه طول كشيد. دليل ديگر سختى كار كشتى است. كشتى ورزش سختى است كه تمرين فشرده و سنگينى دارد.
*حتى سخت تر از تريلى كشى؟
مهدى: ببينيد تريلى كشى سخت است اما تنها يكى از شاخه هاى رشته قوى ترين مردان است اما كشتى قدرت بالايى را
مى طلبد و دشوار است.
*از كدام شاخه رشته قوى ترين مردان خوش تان مى آيد؟
محراب: تريلى كشى و كنده.
مهدى: ركورد اين ۲ شاخه هم دست خود محراب است. تريلى ۱۶ تنى را در مسير ۲۰ متر تنها با ۲۴ ثانيه حركت داد و كنده ۱۲۰ كيلويى را ۱۴ بار بالاى سر برد.
تازه محراب ليفت ۳۷۰ كيلو را كه استاندارد است بلند كرده كه تنها مازارس لهستانى و اوكوجرال كانادايى توانستند اين كار را انجام دهند.
*در يكى از نشريات آمده بود كه محراب فاطمى در مسابقات جهانى اصلى مقام سوم را كسب كرده است.
محراب: چرا بايد دروغ بگويم من اين افتخار را كسب نكردم. ببينيد شايد در سال ۳۰ تا ۴۰ تورنمنت قاره اى و بين المللى برگزار شود كه قهرمانان آن امتياز يك مى گيرند و مى توانند در مسابقات انتخابى شركت كنند در آن مسابقات نيز تنها
۱۲ نفر امتياز ۲مى گيرند تا در رقابت هاى اصلى شركت كنند.
مهدى: محراب نيز به عنوان نفر ذخيره و سيزدهم به اين مسابقات رفت و شركت داده شد. يعنى در سال ۲۰۰۳ در مسابقات فنلاند شركت كرد و نفر هفتم شد نه سوم.
*نظر اروپايى ها از اين كه يك ايرانى پابه پاى آنها در مسابقه شركت مى كرد چه بود؟
آنها اصلاً ايرانى ها را قدرتمند مى دانند اما فكر نمى كردند اين رشته در ايران فعال باشد. حسين رضازاده و قهرمانى هاى پياپى او موجب شده تمام مردم جهان ايرانى ها را قدرتمند بدانند.
*آيا رشته قوى ترين مردان ورزش خطرناكى نيست؟
مهدى: تمام رشته هاى ورزشى نوعى خطر در آن است. برخواه دروزنه بردارى يكى از نمونه هاى آن است. همچنين بازيكنان فوتبال هر روز آسيب مى بينند. هر ورزشى خطرهاى مخصوص خود را داراست اما كمى بالا پائين دارد.
*انگار نتوانستند دورى محراب فاطمى را تحمل كنند چون در مسابقات اخير از او به عنوان داور استفاده كردند.
محراب: تجربه خوبى نبود. من همراه ۳ برادر ديگرم به عنوان مربى هم فعاليت مى كنيم. مربيگرى خيلى بهتر از داورى است. خيلى ها مى گفتند چرا مثل «خود نگاه» زياد حرف نمى زدى. چون نمى خواستم خودم را دخالت بدهم. داورى خيلى مشكل است و اگر زمان كمى بالا و پائين برود مسئوليت دارد.
*حتماً تا حالا دعوا نكرده ايد و بچه هاى خوبى بوديد؟
مهدى: يادمان نمى آيد با كسى دعوا كرده باشيم. مخصوصاً بعد از اين كه شناخته شديم همه احترام مى گذاشتند و لطف داشتند. شايد در بچگى دعوا مى كرديم.
محراب: ما را به حاشيه نبريد آقاى خبرنگار.
*آيا دوست داريد پسرانتان هم جزو قويترين مردان ايران شوند؟
محراب: من دوست دارم كه او هم در اين رشته فعاليت كند اما بايد علاقه او را هم مدنظر داشت. اگر روزى پسرم بتواند مرا بلند كند خيلى خوشحال مى شوم.
*اينطور كه شما مى گوييد رشته «قويترين مردان» به راحتى آب خوردن است.
مهدى: نه بابا بعد از وزنه زدن بايد دردكشيدگى عضلات را تحمل كرد. براى يك تمرين ساده بايد نرمش هاى خاصى انجام داد. «قويترين مردان» كار هر كسى نيست.
*با سهميه بندى بنزين به مشكلى برنخورديد؟
محراب: در اطراف كرج و تهران آب وهواى خوبى وجود دارد كه خيلى از تهرانى ها به آنجا نرفته اند. جايى مثل كن سولقان در تهران را خيلى از تهرانى ها
نديده اند . اينجا چيزى از شمال كم ندارد. با سهميه بندى بنزين ديگر كسى شمال نمى رود و مراجعه كنندگان به اين منطقه زياد شده اند.مهدى: البته زياد هم بد نشده است. اگر از خيابان صادقيه مى خواستيم به خيابان فاطمى برويم به علت ترافيك ۱۰ ليتر بنزين مصرف مى شد اما الان با ۲ ليتر هم مى شود به خيابان فاطمى رفت چون ترافيكى وجود ندارد. البته اينكه مى گويند مردم با مسافركشى كار مى كردند نيز حل شده است چون كارت ويژه سوخت به آنها مى دهند.
ميخچه
299166.jpg


|   شناسنامه   |   آرشيو   |