يكشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۶ - ۲۳ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jul 8, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
خانواده
جبهه جديد
برابرحكومت ژنرال ها
300018.jpg
حوادث چند روز اخير مراكز مذهبى پاكستان، بحران سياسى اين كشور را وارد مرحله خطرناكى كرده است. به نظرمى آيد آنچه اين هفته در حوالى مسجد لال(سرخ) اسلام آباد رخ داد، حلقه اى متفاوت از يك نزاع زنجيره اى است.
تصميم مشرف براى وارد كردن ارتش به حريم مدارس دينى و صدور جواز قتل محصلين و مدرسان مركزى كه وى آن را كانون افراط گرايى مى خواند مى تواند جرقه آغاز بحرانى باشد كه هيچ نقطه پايانى بر آن متصور نيست. كافى است به پيام هاى رد و بدل شده از بلندگوى دوطرف اين نزاع توجه كنيد؛ فرماندهان نيروهاى مهاجم اين اولتيماتوم را داده اند كه در صورت مقاومت طلبه ها و اعضاى اين مدارس دينى، از هر اقدامى حتى تخريب سقف اين مراكز بر سر ساكنان آن دريغ نخواهند كرده اند و در مقابل روحانيون و مسئولان مساجد نيز در دستورى شبه فتوا، تهديد كرده اند كه اين حريم شكنى را با قيام هواداران و مقلدان خود در مساجد و مكاتب سراسر كشور پاسخ خواهند داد. بدون ترديد در اين رشته نزاع خونين كه تصاوير كشته ها و قربانيانش، افكار عمومى را در بهت فرو برده است، مسجد لال يك نماد و سمبل است، نمادى كه طيف مخالفان سنت گراى مشرف از آن براى به چالش كشاندن مشروعيت حكومت ژنرال ها بهره مى گيرند.
همه كسانى كه به جنبش ضدحكومتى مسجد لال پيوسته اند، حركت خود را نوعى مبارزه عقيدتى براى اصلاح حكومتى كه آن را فاسد مى خوانند دانسته اند، اين گروه جديد را مى توان حلقه اى نوپديد مخالفان ايدئولوژيك دولت مشرف دانست؛ حلقه اى كه در آن روحانيون و طلاب مسجد لال و دو مدرسه دينى مردانه و زنانه وابسته به آن خواستار جارى شدن قوانين اسلامى در كشور شده اند. آنها دولت را به رواج نوعى بى بند و بارى متهم كرده اند، به باور رهبران اين گروه، دولت مشرف با آنكه فضاى سياسى كشور را بسته اما فضاى اجتماعى را براى جلب رضايت غرب ولنگارانه باز كرده است با همين تفكر در اين مدت، طلاب مسجد لال به اقداماتى دست زده اند كه باعث ناخرسندى بسيارى از مردم در مورد حفظ امنيت در پايتخت شده است. اواخر ماه گذشته، گروهى از اين طلاب به يك درمانگاه طب سوزنى حمله كردند و چند نفر را به اتهام فساد اخلاقى ربودند. شبكه امنيتى مشرف در اين حوادث دچار سردرگمى جدى شد. علت اين درماندگى به دو ابزار مؤثرى بر مى گشت كه گردانندگان مبارزه به كار بستند، اهرم نخست، توسل آنها به حربه عمليات انتحارى بود و دوم پيوستن طيف زنان به جمع طلاب مسجد لال بود چنان كه يك مقام امنيتى مى گويد: دولت بيم آن دارد كه حمله مسلحانه به اين محل باعث اقدامات تند تلافى جويانه از جمله عمليات انتحارى شود زيرا عبدالرشيد غازى از مسئولان مساجد گفته بود هوادارانش آماده عمليات انتحارى هستند.
باز همين منبع در اسلام آباد مى گويد به نظر مى رسد كه عامل درگيرى روز سه شنبه تلاش طلاب زن براى وادار كردن مأموران به تخليه پست هاى بازرسى بوده است. تصاوير شبكه هاى خبرى براى نخستين بار حضور گروه هايى از زنان را در حوالى مسجد لال نمايش دادند كه با چوب و سنگ و دوشادوش مردان برابر سربازان مشرف صف بسته بودند. بى گمان مشاركت زنان در اين نزاع يك اتفاق جديد و موضوعى است كه مى تواند دولت مشرف را در مهار اين بحران با دشوارى هاى جديد روبرو كند.
نبردى كه از باجور آغاز شد
به باور ناظران شبه قاره، ريشه هاى حركت هاى خشمگين اخير اسلام آباد به عملياتى بر مى گردد كه پائيز گذشته دولت مشرف آغاز كرد. درست در پايان ماه اكتبر، مشرف دستور مواجهه اى مسلحانه با مراكز دينى اين كشور را صادر كرد. در اين عمليات هلى كوپترهاى توپدار ارتش به مدرسه اى واقع در منطقه قبيله نشين باجور در شمال شرق پاكستان، حمله برده و با اين ادعا كه اين مدرسه به صورت مجتمعى براى آموزش نفرات وابسته به القاعده و طالبان مورد استفاده قرار داشت منهدم كردند.
سخنگوى ارتش پاكستان آن روز ادعا كرد كه از اين محل، براى تدريس علوم دينى استفاده نمى شد بلكه محل تمركز و آموزش تندروهاى مسلح القاعده و طالبان بوده است.
مشرف نيز مدعى شد كه تعدادى از نفرات مسلح وابسته به شبكه القاعده و رژيم سابق طالبان در مناطق مرزى پاكستان و افغانستان پنهان شده اند و از اين محل براى طراحى و اجراى عمليات در داخل خاك افغانستان استفاده مى كنند. به هر حال همه چيز در عمليات باجور از آغاز يك طرح تهاجمى جديد خبر مى داد خبرهاى بعدى نيز روشن ساخت ارتش پاكستان نيرويى متشكل از حدود ۸۰ هزار تن از نظاميان خود را براى مقابله با كسانى كه تندروهاى مذهبى مى خواند بسيج كرده است. گردانندگان مدارس دينى پيام عميلات ژنرال را دريافت كردند و با حادثه باجور مناسبات آنها با حكومت به كلى تغيير كرد.
بعد از اين، موج بى وقفه اى از تظاهرات و تظاهركنندگان در شهرهاى مختلف به ويژه اسلام آباد به راه افتادند كه با در دست گرفتن پيراهن خونين طلاب باجور براى آغاز قيام جديد هم قسم شدند.
سربازان نبرد سياسى
از شكل و ظاهر جنگى كه از باجور آغاز شده و به مسجد لال خاتمه يافت، اين پيام برداشت مى شود كه رويارويى جماعت طلاب و گردانندگان مكتب خانه ها واقعه و موضوعى متفاوت از نزاع هميشگى احزاب سياسى با مشرف است، آنها به ظاهر بر سر عقايد و باورهاى متعصبانه شان وارد جنگ با دولت شده اند، اما احزاب و گروه هاى سياسى بر سر توزيع و تقسيم قدرت با مشرف در ستيز هستند. خواسته اصلى اين گروه از مخالفان ايدئولوژيك مشرف، پاكسازى فضاى اجتماعى و يا به قول خودشان برقرارى احكام شريعت است، اما خواسته گروه هايى مانند حزب مردم يا مسلم ليگ كاهش نقش ژنرال ها و باز شدن چتر بسته مشاركت سياسى است. اما واقعيت اين است كه درگيرى اين جريان ها و نحله هاى مذهبى نيز امرى مجزا از «پروژه نزاع سياسى» نيست. حتى اگر در معركه درگيرى طلاب هيچ نشان يا علامتى از احزاب نباشد، اما آنها سربازان يك نبرد سياسى هستند. اتاق فرمان اين نزاع در دست كسانى است كه در عين داشتن شاكله مذهبى، بازيگران كهنه كار سياست پاكستان شناخته مى شوند.
اساساً چرا دنبال اين علت ساده نباشيم كه حلقه اتصال اين توده طلبه هاى مدارس به بحر سياست، يك ائتلاف تابلودار حزبى است كه اكنون اكثريت پارلمان اين كشور را در دست دارد: ائتلاف ۶ گانه مجلس عمل متحده. تشكيلاتى كه ملغمه اى پيچيده از احزاب سياسى و جمعيت هاى مذهبى سنت گرا را پديد آورده است. در پشت صحنه رهبرى اين تشكل، ريش سفيدان پرآوازه اى مانند قاضى حسين احمد رئيس ائتلاف ، فضل الرحمان دبير و سميع الحق ايدئولوگ حضور دارند كه هماهنگ با ديگر سران احزاب سياسى، جريان مبارزه عليه مشرف را پيش مى برند.
بنابراين نزاع هاى خونين اخير جزئى از پروسه مبارزه براى كسب قدرت است. اهداف اين گروه ها همگى به انگيزه هاى انتخاباتى آغشته است. به اين دليل كه ائتلاف جبهه عمل متحده يك ركن اصلى در رقابت انتخاباتى است. اين ائتلاف در عين حال كه با اشتياق به سوى فتح كرسى هاى قدرت خيز برمى دارد، اميدوار است در كنار اين اهداف سياسى، آرزوهاى بلندپروازانه ايدئولوژيك خود با نام اصلاحات مذهبى را بر شانه هاى دولت و مجلس آينده مستقر سازد. هرچه به انتخابات سرنوشت ساز پايان امسال نزديك شويم، دامنه و ابعاد اين نزاع خشونت بار وسيع تر خواهد شد. جبهه پرتعداد مخالفان ژنرال بر آن هستند تا از استراتژى رويارويى خيابانى براى تهييج و بسيج سياسى هواداران خود براى انتخابات بهره وافر بگيرد و اين وجه تمايز اصلى پديده رقابت سياسى پاكستان با همه جوامع مشابه است.
روزهاى آينده براى ژنرال ۶۳ ساله كه به سومين دوره رياست مى انديشد ، روزهاى بسيار دشوار و سرنوشت ساز است، اغلب ناظران در پايان اين آزمون سخت، پاسخ اين پرسش خود را مى جويند كه آيا انتخابات آينده تكليف اين دوگانگى و شكاف خونين ميان دولتى غربگرا و جامعه اى سنت گرا را روشن خواهد كرد و آيا گريبان پاكستان در فرداى انتخابات از چنگ اين كشمكش ملال آور ميان افراط گرايان حامى طالبان و ژنرال هايى كه خود را مدافع ميانه روى مى خوانند خلاص خواهد شد.
ائتلاف جهانى عليه يك جنبش
300021.jpg
ريچارد بكر ـ ترجمه: پوراندخت مجلسى
اواسط ماه ژوئن مبارزان سازمان حماس (جنبش مقاومت فلسطين) پس از ۵ روز نبرد با قاطعيت نيرو هاى امنيتى دولت خود گردان فلسطين و سازمان الفتح را شكست داد و كنترل غزه را در دست گرفت. غزه باريكه كوچكى است در ساحل درياى مديترانه كه داراى ۱‎/۵ ميليون نفرجمعيت فلسطينى است كه اكثر آنها پناهندگانى هستند كه در اين باريكه كه از متراكم ترين مناطق
پر جمعيت جهان است زندگى مى كنند.
درطول برخورد هاى مسلحانه اى كه در نقاط مختلف پيش آمد، از جمله در غزه، خان يونس و رفح و جاهاى ديگر بيش از ۱۰۰ تن از شبه نظاميان ويا شهروندان معمولى كشته شدند و صد ها نفر ديگر هم، زخمى. طبق گزارش خبرنگاران، ايهود باراك وزير دفاع جديد اسرائيل اكنون براى يك تهاجم نظامى عمده به غزه طى هفته هاى آينده آماده مى شود. لندن تايمز از قول يكى از مشاوران باراك در اين باره گزارش كرده است « سؤال در اين مورد(حمله به غزه) اين نيست كه آيا انجام خواهد شد يا نه، بلكه سؤال اين است كه چه وقت و چگونه؟».
دولت هاى آمريكا و اسرائيل نقشى پيچيده در آشوب هاى اخير بين سازمان هاى فلسطينى ايفا كرده اند. از زمان توافق «صلح» در سال۱۹۹۳ ، تحريك و بر دامن زدن به جنگ داخلى در غزه وكرانه باخترى، سياست ثابت رهبران همه جناح هاى قدرت در تل آويو وواشنگتن بوده است. به اين اميد كه اين سياست تنها راه توقف ماشين قدرت جنبش مقاومت فلسطين- حماس - ديده شده است. اما تصميم آغاز نزاع هاى خانگى ميان فتح وحماس از هنگامى به اولويت نخست برنامه هاى آمريكا واسرائيل تبديل شد كه حماس در انتخابات ۲۰۰۶ به طور غير منتظره اى اكثريت مجلس قانون گذارى فلسطين به دست آورد و دولت جديدى را تشكيل داد. اين حادثه همه محاسبات واشنگتن را به هم ريخت زيرا ايالات متحده همه شانس خود را در سبد حزب فتح چيده بود. آن روز ها كاخ سفيد فشار هاى سنگينى را حتى بر اسرائيل اعمال مى كرد تا انتخابات ۲۰۰۶ را هرچه زودتر انجام دهد چون تصور مى كرد كه الفتح برنده مى شود.
گرسنگى به عنوان ابزار «دموكراسى»
آمريكا و اسرائيل و اتحاديه اروپا كه ژست پايه گذاران نخستين بناى «دموكراسى» را گرفته بودند در فرداى ژانويه ۲۰۰۶ با شوكى بزرگ روبه رو شدند، پيروزى حماس در انتخابات همه را بهت زده كرد. حال براى مقابله با ضد آمريكايى ترين گرايشى كه اين بار سكان نخستين دولت مشروع در سرزمين هاى اشغالى را در دست گرفته است چاره اى جز تحريم نبود.
به اين ترتيب يك ائتلاف منطقه اى وجهانى براى انزواى دولت مولود دموكراسى فلسطينيان شكل گرفت. در پرتو اين سياست تحريم ، در نخستين گام در آمد فلسطينى ها را از مالياتى كه خود فلسطينى ها در مناطق اشغالى مى پرداختند قطع كردند همينطور راه كمك هاى جامعه بين المللى به مناطق فقر زده فلسطين مسدود شد. پيام اين تصميم هاى سخت وخشونت بار به فلسطينى ها اين اقدام بود كه: در جهت اشتباه رأى مى دهيد ؟ پس ما هم غذا، دارو و ساير مواد مورد نياز شما را قطع مى كنيم. بدين ترتيب ارتباط غزه با ساير مناطق جهان قطع شد. البته پيش از اين مدت ها بود كه ممنوعيت رفت و آمد زمينى و دريايى فلسطينى ها در رأس اقدامات برنامه ريزى شده اسرائيل براى نابود كردن اقتصاد هم ساحل غربى و هم غزه، قرار داشت. ساكنان غزه پيش از اين هم از استاندارد هاى بسيار پائينى از زندگى برخوردار بودند و برنامه هاى تحريم اقتصادى اسرائيل برضد ساكنان غزه موجب شده بود شهروندان اين منطقه متكى به كمك هاى خارجى شوند.
هدف اين سياست تل آويو و واشنگتن روشن بود آنها به اين اميد بودند كه با تنگ كردن حلقه اين محاصره اقتصادى مردم فلسطين رارو درروى دولت تشكيل شده به رهبرى حماس قراردهند. وقتى اين برنامه مؤثر نيفتاد، يك راه پيش روى سياستگذاران آمريكا باقى مى ماند : درگيرى نظامى بين نيرو هاى فلسطينى فتح و حماس.
فتح و حماس بزرگ ترين احزاب فلسطينى حاكم بر سرزمين هاى اشغالى هستند، حزب فتح از اواخر دهه ۱۹۶۰ خود را حزب غالب بر عرصه فلسطين مى شناسد. رهبر تاريخى اين حزب ياسر عرفات بود كه در سال ۱۹۳۳ در مورد پيمان اسلو با اسرائيل و آمريكا به مذاكره پرداخت. شكست پيمان اسلو، كه قرار بود چيز هايى را كه شباهتى با آزادى داشت براى فلسطينى ها به ارمغان بياورد ، در نهايت نتيجه اى خلاف پايه گذارانش ببار آورد و به ظهور حماس منجر شد.
تصور اين وضع براى فتحى ها بسيار سخت بود كه حماس كه يك سازمان مذهبى و با پيمان اسلو از ابتدا مخالفت كرده است با رأى مردم قدرت را دركل قلمرو دولت خود گردان از آن خود كند. روند افول فتح كه پس از پيمان اسلو خود را تنها حاكم مطلق برفلسطين مى ديد در سراسر دهه ۱۹۹۰ ادامه يافت. سياست جذب مهاجرت اسرائيل دراين سال ها بويژه در ساحل غربى به اوج رسيد و شرايط براى مدعى رهبرى فلسطينى ها وخيم تر شد. در همين دوران محبوبيت حماس هر روز افزايش يافت. دليل اين امر علاوه بر سرخوردگى از ناكارآمدى مجريان پيمان اسلو، اين بود كه به نظر مردم بعضى از رهبران فتح از نفوذ و قدرت حزب خود براى ثروت اندوزى استفاده مى كردند.
اتاق فرمان در دست اليوت آبرامز
در گزارش۲۲ ژوئن ۲۰۰۷ روزنامه گاردين آمده است كه آمريكا پس از نااميدى ازبرنامه تحريم وبايكوت جنبش حماس بر اساس يك برنامه ۱‎/۲۷ ميليارد دلارى در پى به قدرت رساندن افراد گارد رياست جمهورى به اندازه ۲۰هزارفرد زبده بوده است با اين هدف كه : «نيرو هاى فلسطينى دگرگون شده و به قدرتى تبديل شوند كه بتوانند براى رئيس جمهور فلسطين اعتبار كسب كنند تا او در پناه امنيت ايجاد شده، امكان گرفتن تصميم هايى نظير، ابطال كابينه تحت رهبرى هنيه و تشكيل يك كابينه جديد را داشته باشد.»
اين گزارش حاكى از آن بود كه اوايل امسال آمريكا ميليون ها دلار كمك براى دولت محمود عباس فرستاده است. جاناتان استيل گزارشگر گاردين نام اين كار را استراتژى «كودتاى دشوار» گذاشته است و از اليوت آبرامز به عنوان مبتكر آن نام برده است. اومشاور امنيتى جورج بوش در امورخاورميانه است. شهرت اين شخص به خاطر نقش او در جنگ هاى آمريكا عليه نيكاراگوئه و السالوادور در دهه ۱۹۸۰ است كه بيش از ۱۳۰ هزار كشته به جاى گذاشت.
اما طرح از قدرت برانداختن حماس وبه قدرت رساندن فتح همراهان ديگرى هم از منطقه داشت . دولت هايى مانند مبارك كه بازيگر پنهان منازعه غزه است. يكى از عوامل رويارويى حماس و الفتح، در خواست مقامات دولت خود گردان فلسطين از اسرائيل بوده است براى اين كه اجازه دهد آنها «محموله هاى بزرگى از سلاح و تجهيزات از كشور هاى عربى دريافت كنند». اين درخواست طبق گزارش گاردين شامل زره پوش، صد ها راكت آر پى جى ضدتانك، هزاران نارنجك دستى و ميليون ها گلوله بوده است.
تيم مورد اعتماد غرب
حماس از مدت ها قبل ردپاى يك تهاجم يا كودتا از سوى دولت خود گردان فلسطين را دريافته بود به همين دليل امثال خالد مشعل رهبر سياسى حماس، آن را به عنوان « اقدامات اضطرارى» قلمداد كرده اند . با اين همه آنچه در ماه ژوئن در غزه گذشت يك تراژدى كامل است. خونريزى بين الفتح و حماس شگفتى و يأس زيادى را در بين فلسطينى ها و حاميان آنها درساير كشور هاى اسلامى و سراسر جهان ايجاد كرده است؛ اگرچه اين امر براى رهبران آمريكا و اسرائيل بسيار رضايت بخش بوده است و خوشحال كننده. سخنان زيپى ليونى وزير خارجه رژيم صهيونيستى اسرائيل، نشان دهنده عمق رضايت اسرائيل و آمريكاست : « ما بايد از اين دو دستگى براى رسيدن به هدف خود سود ببريم» (گاردين ۱۹ ژوئن).
بلافاصله پس از اين كه حماس غزه را به تسخير خود در آورد محمود عباس ابطال « دولت ائتلافى» را كه از حماس، فتح و بعضى احزاب سياسى كوچك تر و مستقل در مارس ۲۰۰۷ در مكه (عربستان) بنياد شده بود، منحل اعلام كرد و به جاى آن يك «كابينه اضطرارى» تشكيل داد كه اعضاى حزب حماس به كلى از آن حذف شده اند. براى پست نخست وزيرى، سالم فياض را انتخاب كرده است كه فهرست انتخاباتى او از «حزب راه سوم» به زحمت توانست نمايندگى ۲‎/۴ در صد آرا را در انتخابات ۲۰۰۶ به دست آورد. فياض مانند خود محمود عباس، در يكى از مؤسسات بين المللى كار مى كرده است. او از حمايت مردمى كمى برخوردار است ولى انتصاب او با استقبال گرم واشنگتن رو به رو شدزيرا فياض پس از ابومازن ازنزديك ترين فلسطينى هابه آمريكا واروپاست ودر اغلب لابى هاى غرب چهره اى شناخته شده است. فياض در چينش اعضاى كابينه به سراغ عناصر به شدت لائيك وغربگراى فتح رفته است، شايد به همين دليل اغلب گروه هاى فلسطينى از جمله اسماعيل هنيه، نخست وزير منتخب مردم، دولت اضطرارى را مردود دانستند.
پيام همرزمان جهادى
با همه اين اوضاع تلخى كه پديد آمده استراتژى منتقدان ومخالفان فتح مقابله مسلحانه با كابينه اضطرارى نيست. سازمان حماس، سازمان جهاد اسلامى، جبهه خلق براى آزادى فلسطين و ساير سازمان ها ايده جنگ بين فلسطينى ها را رد كرده اند. آنها حماس، الفتح و همه سازمان هاى ديگر فلسطين را دعوت به گفت و گو كرده اند و هنوز حاضرند براى حفظ اتحاد عليه اشغالگران اسرائيلى از بسيارى ازخواسته هاى خود چشم پوشند. گويى آنها پيام تكان دهنده همرزمانشان را در گوش سپرده اند.
بيش از ۹هزار زندانى سياسى فلسطينى هم اكنون در زندان هاى اسرائيل هستند كه بين آنها افراد سرشناس و برجسته مبارز و رهبران همه سازمان هاى سياسى و سازمان هاى مقاومت نظامى، ديده مى شوند. به خاطر ثبات قدم و استوارى آنها در مقابله با شكنجه هاى سيستماتيك و بد رفتارى، اين زندانيان نفوذ زيادى در جامعه فلسطينى دارند. نمايندگان انستيتوى نلسون ماندلا كه اخيراً از زندانيان فلسطينى در اسرائيل ديدار كرده اند پيام احمد سعادت دبير كل يكى از احزاب مبارز فلسطينى كه در زندان اسرائيل است را نقل كرده اند: «لازم است همه جناح ها
گفت و گو هاى جامع و گسترده اى در باره اتحاد داشته باشند، اتحادى بر پايه راه هايى كه فلسطينى ها در پيش رو دارند و بدون دخالت خارجى ها، بويژه اسرائيل و آمريكا». او در پيام خود اصرار ورزيده است بر اين كه حماس و فتح براى از بين بردن اختلافات خود به جاى برخورد هاى خونين و اشغال پرخاشگرانه سازمان ها و نهاد ها در غزه و ساحل غربى، به مذاكره و منطق روى بياورند .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |