يكشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۶ - ۲۳ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jul 8, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
خانواده
نيازهاى حركتى كودكان را با برنامه اى كامل پاسخ دهيد
اسماعيل محمد امينى

خبرهاى خوب و بدى در ارتباط با فعاليت هاى جسمانى كودكان به چشم مى خورد. خبر خوب اين كه منافع و فوايد فعاليت هاى جسمانى هيچ گاه مانند امروز قابل فهم نبوده و هيچ گاه گروه هاى متعدد به شيوه هاى گوناگون، اين گونه مبلغ تربيت بدنى نبوده اند. تحقيقات پژوهشى بى شمار و همچنين تحقيقاتى كه از طريق سازمان هاى مربوط به تربيت بدنى و متخصصان تربيت بدنى صورت گرفته است اهميت تربيت بدنى را در سلامتى و آمادگى جسمانى كودكان و بزرگسالان در سراسر عمر، متذكر شده است. استانداردهاى ملى تربيت بدنى به روشنى نشان داده است كه عمده ترين هدف تربيت بدنى، آموزش دانش و مهارت هاى ورزشى و شناساندن ارزش فعاليت هاى جسمانى به دانش آموزان است.
با اين همه برنامه هاى مدرسه كه پتانسيل لازم را در انتخاب شيوه زندگى جوانان و بزرگسالان در ارتباط با تربيت بدنى و فعاليت هاى جسمانى داشته است، مى رود تا كاهش پيدا كند و يا به كلى حذف شود تا اهداف آموزشى تحقق پيدا كند.
خبر خوب
هرگز در گذشته مقوله نياز به فعاليت هاى جسمانى و آموزش تربيت بدنى در خارج از مجموعه فرهنگى مورد حمايت نبوده است. در كنار استعمال دخانيات، نبود فعاليت هاى جسمانى، عمده ترين نشانه در به خطر افتادن سلامتى است. سازمان عالى جراحان جهان نخستين گزارش خود را در ارتباط با تربيت بدنى و سلامتى در سال ۱۹۹۶ منتشر كرد. در اين گزارش آمده است كه كاهش بيمارى كرونرى قلب، ديابت، فشارخون، سرطان قولون روده اى، بهبود سلامتى روانى، بهبود رشد عضلات، استخوان ها و مفاصل بخشى از فوايد فعاليت هاى جسمانى محسوب مى شود. همچنين فعاليت هاى جسمانى همراه با وزنه بردارى براى رشد و بهبود طبيعى اسكلت بندى در طول دوران كودكى و نوجوانى بسيار مؤثر است. نتايج ۳۰ پژوهش نشان داده كه انجام فعاليت هاى جسمانى منجر به فوايد بسيارى براى كودكان و نوجوانان مى شود.
خبر بد
گرچه نياز به فعاليت هاى جسمانى و آموزشى براى يك زندگى فعال جسمانى خارج از مجموعه فرهنگى مورد حمايت قرار گرفته است، اما اين مسأله در داخل مجموعه فرهنگى - آموزشى به چشم نمى خورد. متأسفانه در اين مسير دو مانع بزرگ براى كسب اين اهداف وجود دارد. اين موانع خبرهاى ناخوشايندى را براى ورزش نشان مى دهد. يكى از موانع نبود فرصت كافى براى كودكان است. چالش ديگر اين است كه بسيارى از افراد اعتقاد دارند همان چارچوب فعاليت بدنى كه براى بزرگسالان در نظر گرفته مى شود براى كودكان هم در نظر گرفته شود.
دومين مانع در ارتباط با تربيت بدنى كودكان نبود اطلاعات درباره چارچوب مؤثر براى كودكان و نوجوانان است.
تحقيقات نشان مى دهد كودكان، بسيارى ازاوقات را صرف فعاليت هاى جسمانى كرده و ميزان ضربان قلب خود را افزايش مى دهند و اين درحالى است كه آنها برافزايش ضربان قلب خود به مدت طولانى توجه ندارند. بنابراين، شاخص هاى موجود درخصوص ميزان ضربان قلب در فعاليت هاى جسمانى تنها گوياى بخشى ازداستان سطح فعاليت هاى جسمانى كودكان است.
چه اقدام هايى بايد انجام گيرد
برنامه هاى ورزشى بايد درمحيطى ارزشمند مانند مدرسه، بخشى از برنامه تحصيلى را دربرگيرد كه سياستگذاران با اين موضوع موافق هستند.
برنامه هاى تربيت بدنى زمانى كه توسط متخصصان تربيت بدنى آموزش داده مى شود از تأثير و كارايى بيشترى برخوردار مى شود. اين نكته از اهميت زيادى برخوردار است كه نبايد تأثيرى را كه يك فرد متخصص تربيت بدنى مى تواند دركلاس ايجادكند، ازنظر دور داشت.
مربيان ورزشى در واقع بايد فعاليت هاى جسمانى را احيا كنند و با تحقق اين فعاليت ها درمدارس، به برنامه ها و تلقى هاى خود انرژى دوباره اى ببخشند.
برنامه ها و تلقى هاى انرژى بخش تربيت بدنى نيز به اين معنى است كه متخصصان تربيت بدنى مطمئن شوند مى توانند نيازهاى حركتى دانش آموزان را در يك برنامه جامع حركتى تأمين كنند. اين برنامه هيچ كدام از رشته هاى ورزشى خاص را تأكيد نمى كند اما از دانش آموزان مى خواهد در برنامه هايى شركت كنند كه مهارت ها آموزش داده مى شود و فعاليت هاى حركتى، آمادگى جسمانى و فعاليت هاى تفريحى موردتشويق قرارمى گيرد.
در كمين بحران
299979.jpg
محسن جندقى
براى يك مسافرت ساده اتومبيل را با يك سرويس مناسب به جاده مى اندازيم. حتى با توجه به آمار بالاى تصادفات رانندگى تمام حواس پنج گانه را با ششمين حس جمع وجور مى كنيم كه خداى ناكرده اتفاقى رخ ندهد. براى راحت شدن خيال خود نيز صدقه مى اندازيم تا بلا دور شود. شايد بتوان با پيش بينى هايى كه از قبل مى كنيم مانع رخ دادن حوادثى شويم كه به دست خودمان يا ديگران اتفاق مى افتند اما تصور كنيد در يك روز بارانى كه مثل هميشه از بارش آن خوشحال مى شويد آب، منزل شما را فراگيرد وجريان آن به قدرى شديد باشدكه مجبور شويد به ارتفاعات برويد. شايد خوشتان نيايد كه در آن لحظه كلمه سيل را به كار ببريد اما اين چيزى را تغيير نمى دهد وخسارات فراوانى روى مى دهد.
اولين چيزى كه در زمان روى دادن بلاياى طبيعى جلب توجه مى كند ميزان خسارات و تلفات آن است و كمتر به مسائل روحى- روانى كسانى كه با اين بحران ها مواجه شدند توجه مى شود.
در يك ماهه اخير در نقاط مختلف كشور بلاياى طبيعى نسبتاً قابل توجهى به وقوع پيوسته است. عبور توفان گونو از سواحل درياى عمان و ايجاد سيل در اين مناطق، وقوع زلزله در استان هاى قم، تهران، اصفهان، وقوع سيل در۴ استان قم، اصفهان، سيستان و بلوچستان و اراك كه منجر به كشته شدن ۱۹ تن از هموطنانمان شد از جمله بلاياى طبيعى يك ماه اخير محسوب مى شود.
فكر مى كنيد در زمان وقوع بحران و بلاياى طبيعى خانواده با چه بحران روحى درگير مى شود؟
احساس گناه
به طور كلى بحران به ۲ صورت رخ مى دهد. بحران انسانى و بحران طبيعى كه انسان دخالتى در آن ندارد. تصادف، جنگ، تجاوز و طلاق از جمله بحران هاى روحى انسانى به شمار مى رود. در اين نوع بحران ها انسان دخيل است و بسيارى از آن ها قابل پيش بينى خواهد بود. اما در بلاياى طبيعى به علت عدم پيش بينى و ناگهانى بودن وقوع بحران موضوع فرق مى كند.
دكتر شمس الدين كهانى روانشناس بالينى در اين باره مى گويد: «بحران هايى مانند سيل و زلزله خسارات عميقى به بار مى آورد و مرگ برخى از انسان ها را در پى دارد، روى افراد مواجهه با بحران تأثير منفى مى گذارد. مطالعات نشان داده كه بلاياى طبيعى اثرات روانشناختى ايجاد مى كند كه عمده ترين آن افسردگى، اضطراب، خشم و احساس گناه است. به طور مثال فردى كه اكثر افرادخانواده خود را از دست داده مدام از خود مى پرسد كه چرا خودش فوت نكرده است و كاش او نيز كشته مى شد. يا اين كه چرا نتوانسته به ديگر اعضاى خانواده با تلاش بيشتر كمك كند و به همين علت احساس گناه مى كند.»
شايع ترين اختلال
در زمان ايجاد بحران و وقوع بلاياى طبيعى شايع ترين اختلال، «PTST» است. دكتر كهانى در اين باره توضيح بيشترى مى دهد: «در واقعه زلزله بم ۷۵ درصد بازمانده ها علائمى مانند برانگيختگى و كابوس داشتند. اين اختلالات كه پس از واقعه و وقوع بحران ها به وجود مى آيد را PTST مى گويند. اين اختلالات با علائم شايعى مانند كابوس و برانگيختگى و خشم بى مورد همراه است كه حتى امكان دارد تا سال ها پس از وقوع بحران نيز همراه فرد باشد.»
تحمل اختلالات افرادى كه با بحران مواجه مى شوند گاهى اوقات آنقدر مشكل ايجاد مى كند كه اطرافيان نيز از اين مسأله آزار مى بينند.
همچنين امكان دارد فرد با توجه به اين اختلالات به خود و ديگران آسيب برساند و به همين علت نبايد با بى تفاوتى با چنين افرادى برخورد كرد. البته با توجه به اصل «پيشگيرى بهتر از درمان است» مى توان كارى كرد كه در زمان وقوع بحران هايى مانند بلاياى طبيعى اين اختلالات كاهش يابد.
دكتر كهانى در اين باره مى گويد: «مطالعات نشان داده هر چه ظرفيت روانشناختى و مهارت هاى مقابله با بحران را به افراد ياد دهيم، عوامل فشارزا كمتر مى توانند تأثيرات منفى روى فرد ايجاد كنند.
در زمان ايجاد بحران افراد به ۲ نوع تقسيم مى شوند. گروه اول افراد «هيجان محور» هستند كه نافعالند و نمى توانند كار مثبتى را در زمان وقوع بحران انجام دهند اما گروه دوم كه مسأله محور هستند در مواقعى كه بلاياى طبيعى رخ مى دهد مى توانند با بحران هاى روحى مقابله كرده و با آموزش هاى لازم فعال شوند. براى اين كار سيستم هاى حمايتى بايد آموزش هاى لازم را به افراد دهند تا آنها با استرس و بحران به وقوع پيوسته كنار آيند.»
آموزش قبل از بحران
به اعتقاد دكتر كهانى بايد تمام مردم آموزش هاى لازم را براى مواجهه با بحران ببينند كه توانايى مقابله با آن را داشته باشند. البته سيستم حمايتى مانند دولت ها در زمان وقوع بحران بايد بستر لازم مادى، عاطفى و... را فراهم آورند كه افراد درگير با بحران احساس تنهايى نكنند و همين كه بدانند كسى به فكر آنهاست مى تواند كمك روحى مناسبى برايشان باشد.
كهانى در اين باره بيشتر توضيح مى دهد: «قطعاً آموزش هاى لازم براى مقابله با بحران از عمق فاجعه خواهد كاست. بايد امكاناتى فراهم شودكه در زمان وقوع بلاياى طبيعى مانند سيل و زلزله قبل از اعزام كمك هاى حمايتى مردم با توجه به آموزش هاى قبل از بحران راه هاى مقابله با آن را اجرا كنند. تمام اقشار جامعه بايد اين آموزش ها را فراگيرند تا در زمان وقوع بحران بتوانند به صورت فعال عمل كنند. دولت مى تواند با تشكيل ارگان، سازمان يا ستادى براى مقابله با بحران، آموزش همگانى را قبل از وقوع بحران اجرا كند.
هميارى خودجوش
در زمان عبور توفان گونو از جنوب استان سيستان و بلوچستان در بخش زرآباد بندر كنارك حالت فوق العاده اى به وجود آمده بود. در اين منطقه به علت طغيان رودخانه هاى اطراف عملاً راه هاى زمينى و دريايى براى كمك به سيل زدگان مسدود شده بود به طورى كه تا ۱۰ روز كمك ها تنها به وسيله بالگرد كه با محدوديت مواجه بود صورت گرفت. در اين زمان مردم خودساخته «زرآباد» با وجود تحمل خسارات بسيار و حتى خراب شدن خانه ها و مزارع و تلف شدن دام و احشام و كمبود آب و غذا موفق شدند روحيه خود را بازيابند و با تشكيل نيروهاى مردمى به كمك افراد آسيب ديده بپردازند و حتى تأسيسات عمومى را نيز ترميم كنند. اين امر موجب شد در منطقه اى كه با ايجاد سيل فراوان همگان انتظار فاجعه اى را داشتند افراد باكمترين آسيب روحى و روانى مواجه شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |