دوشنبه ۱۸ تير ۱۳۸۶ - ۲۴ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Mon, Jul 9, 2007
فرهنگ و انديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
ماجرا
قاب عكس
رودررو
خانواده
كتاب انديشه
كتاب انديشه
تاريخ فلسفه قرن هفدهم
ـ اميل بريه
ترجمه اسماعيل سعادت
انتشارات هرمس
فارس: كتاب «تاريخ فلسفه قرن هفدهم»، بخش چهارم از مجموعه هفت جلدى تاريخ فلسفه اميل بريه، با ترجمه اسماعيل سعادت توسط انتشارات هرمس منتشر شد. اين كتاب از ۱۰ فصل برخوردار است: خصوصيات عمده قرن هفدهم، فرانسيس بيكن و فلسفه تجربى، دكارت و فلسفه او، پاسكال، اسپينوزا، مالبرانش، لايب نيتس، جان لاك و فلسفه انگليسى، بل و فونتنل. تاريخ فلسفه، تأليف اميل بريه، فيلسوف و مورخ فرانسوى فلسفه، جامع ترين و عميق ترين كتابى است كه تاكنون درباره تاريخ فلسفه در زبان فرانسه نوشته شده است. كتاب حاضر بخش چهارم مجموعه ۷ قسمتى تاريخ فلسفه بريه است كه ترجمه آن را اسماعيل سعادت در دست گرفت. هر يك از بخشهاى اين مجموعه خود كتابى مستقل است و مطالعه آن مستلزم مطالعه بخش هاى ديگر نيست.
ما چگونه ما شديم
300246.jpg
تئودور آدورنو ـ ترجمه: فرهاد سلمانيان

آنچه در پى مى آيد ترجمه مقاله اى از تئودور آدورنوست كه وجه اهميت آن بيان اهداف مكتب فرانكفورت به قلم يكى از اصلى ترين اعضاى آن است .
اين مقاله براى نخستين بار در روزنامه ايران تقديم علاقه مندان مى گردد.

مؤسسه تحقيقات اجتماعى گروهى از دانش آموختگان متعلق به حوزه هاى تخصصى گوناگون را كه در علائق تعيين كننده و مهم نظرى با يكديگر اتفاق نظر دارند، گرد هم آورده است. هدف اين مؤسسه تدوين نظريه اى در مورد جامعه حال حاضر است كه دريچه اى به اصول محورى حركت جامعه بگشايد؛ البته همزمان بدون آن كه به خاطر اين كار، كوچك ترين بخشى از عينيت موضوع، به پاى مفهوم انتزاعى آن اصول قربانى شود. اين گرايش نظرى نه مى تواند و نه مى خواهد خاستگاه خود را در فلسفه هگل انكار كند. اين نكته در عمل بيانگر يكى از ديدگاه هاى محورى اين مؤسسه است كه مى خواهد ميراث هگل را آن چنان اساسى از آن خود كند كه هيچ گاه به تملك دانشگاهيان گرفتار جمود درنيايد. هر چند كه مانند موارد معدود ديگر نيز مؤسسه تحقيقات خود را متعهد به الزامات فلسفه هويت و وحدت در روش هگل مى داند.
اگر امروز هر گونه تفكرى كه از داعيه هاى مادى برنخاسته باشد، مشروع نيست، به همان نسبت عكس آن يعنى هر گونه گردآورى شواهد و واقعيت ها كه از جانب تفكر راهبرى نشود و قادر نباشد از بطن خود توليد تفكر كند، مشروع نيست. پرسش از اين واقعيت كه زمانى در خدمت رهانيدن تفكر بود، به تدريج در معرض خطر استحاله قرار گرفته است و مؤسسه تحقيقات اجتماعى سعى در مقابله با آن را دارد و نماينده حق و تكليف نسبت به تفكر غيرتقليدى است؛ تفكرى كه از هر گونه مرجعيت تحكم آميز و اصول-محور مستقل گردد و حاضر باشد در ادامه و پيامد خود، از موجود محض و امر قابل تحقيق فراتر رود. نماى واقعيت عصر حاضر آن چنان بدون گسست و پيوسته در خدمت تاريك نمايى امور اساسى است كه گويا تمامى فرهنگ گرفتار نوعى خاموشى دائمى شده است. به همين دليل در اين ميان تنها كسى مى تواند از امور اساسى سخنى به ميان آورد كه سطح بى خدشه و بى نقصان امور را به رسميت نشناسد، بلكه بى خدشگى ظاهرى را بر مبناى آن چيزى توضيح دهد كه در ژرفاى آن پنهان است. وضع موجود را تنها كسى مى تواند دريابد و درك كند كه از ديد وى امكانى ديگر و وضعى بهتر انجام پذير باشد.
تفكرات راهبردى موجود براى كار مؤسسه تحقيقات اجتماعى براساس شمار بسيارى از مقاله هاى ماكس هوركهايمر تدوين شده اند كه از آن جمله مى توان به تحليل مسأله پوزيتيويسم در مقاله «جديدترين حمله به متافيزيك» و تحليل هاى برنامه ريزى شده او در مقاله «نظريه سنتى و نظريه انتقادى» ياد كرد. در كنار اين مطالعات فلسفى به خصوص مطالعات تاريخى وى در مورد پيدايش جامعه شهروندى و توسعه آن دسته از حركات انسان قرار مى گيرند كه امروزه در حكومت هاى اقتدارگرا به مانيفست تبديل شده اند، اهميت زيادى دارد.
حوزه پژوهش هاى مؤسسه به مسائل فلسفه اجتماعى (پديدارشناسى هگل)، اقتصاد (مسائل برنامه ريزى اقتصادى و نظريه بحران)، روان شناسى اجتماعى، جامعه شناسى حقوق و جامعه شناسى سياسى نيز گسترش مى يابد. توصيفى انتقادى و جامع از دلايل اجتماعى فروپاشى جمهورى وايمار و مطالعه اى گروهى در مورد يهودى ستيزى نيز در دستور كار مؤسسه و در مراحل مقدماتى است.
مؤسسه در آلمان نيز توجه خاصى به مسائل خاور دور نشان داده است. يكى از همكاران مؤسسه طى همكارى با مؤسسه گسترش مناسبات صلح جويانه به تحقيقات وسيعى در زمينه تاريخ، اقتصاد و ساختار اجتماعى كشور چين پرداخته است كه با توجه به اهميت فزاينده ديوان سالارى در كشورهاى ديكتاتورى از تازگى خاصى برخوردار است: نتيجه آن كه چين بهترين الگوى تمام عيار مقررات اجتماعى است كه از نظر بوروكراسى تثبيت شده است.
اين مؤسسه تلاش دارد پديده هاى فرهنگى را بر مبناى مفهوم اجتماعى آن ها توصيف كند، به نحوى كه اين مفهوم نفس آن پديده ها را از آن خود مى كند، بدون اين كه آن ها را در جريان هاى صرفاً اجتماعى «دسته بندى نمايد». در اينجا به جز پژوهش هاى فلسفى بايد به رويكرد تاريخ هنر نيز انديشيد. بخشى از اين پژوهش ها به ادبيات قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم و افرادى چون بودلر، شاعر فرانسوى، ايبسن و هامسون، شاعران نروژى و بخشى ديگر به مسائل موسيقى، موسيقى واگنر و جاز، مربوط مى شوند. مطالعات جامعه شناختى موسيقى مؤسسه كه به اهميت اجتماعى موسيقى توده پسند پرداخته اند، با در نظر گرفتن پرسشگرى هايى در روان شناسى اجتماعى و در اصل ملاحظه تغييرات روانى ژرف در «توده ها» در مقطع امروزى انجام مى شوند. اين تحقيقات در رابطه اى بسيار تنگاتنگ با دفتر تحقيقات راديو در دانشگاه كلمبيا صورت مى گيرند و تماماً به موضوع آمريكا مربوط مى شوند.
بخش انتشاراتى مؤسسه «مجله تحقيقات اجتماعى» نام دارد كه از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ به زبان آلمانى منتشر مى شد. حتى در زمان ممنوعيت پخش مجله در آلمان، اين مجله هنوز كاركرد و تأثير خود را داشت. اين مجله به خوانندگان متعددى اين آگاهى را داد كه انسداد سياسى به معناى قربانى شدن همزمان عقل نيست. آخرين شماره اين مجله اين تصور را ايجاد كرد كه پس از آماده شدن در تحريريه و با فروپاشى فرانسه ديگر امكان انتشار نخواهد داشت؛ هر چند كه مؤسسه تا زمان اشغال پاريس توسط آلمان، شعبه خود را در «اكول نرمال سوپرير» حفظ كرد. اين شماره از مجله حاوى تحليلى از حكومت اقتدارگرا، مقاله اى به همان نسبت اساسى در نقد اقتصاد سياسى و تفسيرى اجتماعى از رمانتيك نوين آلمان در آثار اشتفان گئورگه و هوگو فون هوفمانشتال بود.
از سال ۱۹۴۰ انتشار نسخه آلمانى اين مجله قطع شد و حال تحت عنوان «مطالعاتى در فلسفه و علوم اجتماعى» منتشر مى شود. همچنين آخرين كتاب هاى منتشر شده اين مؤسسه نيز كه به موضوع هايى چون اعمال مجازات و بازار كار و تأثير بيكارى بر خانواده مربوط مى شوند، به زبان انگليسى چاپ شدند. مورد اخير به يكى از حوزه هاى علائق مؤسسه تعلق دارد كه از سال ها قبل توجه ها را به خود معطوف داشته است: مسأله عوامل رابطه كه سيستم اجتماعى را به يكديگر پيوند مى دهند. مهم ترين واقعه مربوط به اين تلاش ها انتشار مجموعه بزرگ «اقتدار و خانواده» (۱۹۳۶) بود. اين كتاب نخستين الگو از همان نوع همكارى حوزه هاى تخصصى گوناگون را به نمايش مى گذارد كه اين مؤسسه در راستاى آنها همكارى و تلاش مى كند.
لازم است سخنى كوتاه نيز در مورد تاريخچه مؤسسه بيان شود. اين مؤسسه ريشه در بنياد هرمان وايل دارد، در سال ۱۹۲۵ تأسيس شده و در خدمت مقاصد آموزشى و پژوهشى دانشگاه فرانكفورت است. نخستين مدير آن كورت گرلاخ بود كه پس از مرگ زودهنگام وى كارل گرونبرگ مديريت آنجا را بر عهده گرفت و سپس ماكس هوركهايمر جانشين او شد كه همزمان كرسى آموزش فلسفه اجتماعى دانشگاه فرانكفورت را نيز داشت. در سال ۱۹۳۳ ناسيونال سوسياليست ها مؤسسه را بستند و از سال ۱۹۳۴ مؤسسه به دانشگاه كلمبيا در نيويورك پيوست. در كنار فعاليت تحقيقى، اعضاى مؤسسه در محدوده دانشگاه كلمبيا به تدريس مشغول شدند. در پايان بايد يادآور شد كه از سال ۱۹۳۳ تا كنون از سرمايه صندوق مؤسسه، ادامه همكارى روشنفكران بسيارى در اروپا و آمريكا امكان پذير شده است. مؤسسه به اين مفهوم نيز استقلال خود را به مثابه يك تكليف و وظيفه درك كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |