سه شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۶ - ۲۵ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Tue, Jul 10, 2007
كودك بادبادك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
كاردستى
ارتباطات از قديم تا به حال
وقتى مثل بادكنك ها هوا مى رويم
300600.jpg
حسن فرامرزى

دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم پر از ويژگى ها و خصوصيات مختلف است. يكى از ويژگى هاى مهم دنياى ما «اندازه ها» است. فكر كنيد اگر اندازه ها در دنيا به هم بريزد و تناسبشان به هم بخورد چه اتفاقاتى مى افتد؟
مثالى مى زنم. فرض كنيد شما بيمار شده ايد و به درمانگاه محله تان رفته ايد. دكتر به شما گفته كه بايد سرم بزنيد. شما هم با وجود اين كه از سوزن سرم مى ترسيد، اما به خاطر اين كه سلامتى تان مهم تر است پذيرفته ايد و رفته ايد روى تخت دراز كشيده ايد تا مسئول تزريقات درمانگاه بيايد و سرم را وصل كند اما درنهايت تعجب مى بينيد مسئول تزريقات با يك گالن ۴۰ليترى كه رويش برچسب سرم زده شده و انتهايش به شلنگ كوچكى وصل شده نزديكتان مى آيد. شما اول با لبخند عدم تناسب گالن ۴۰ليترى و رگ هايتان را به او گوشزد مى كنيد. بعد كه مى بينيد اعتنايى نمى كند لحن معترضانه اى به خود مى گيريد و به او گوشزد مى كنيد كه اندازه يك سرم با حجم يك گالن ۴۰ليترى خيلى فرق دارد، اما مسئول تزريقات همچنان با خونسردى به كارش ادامه مى دهد، انگار كه اصلاً حرف هاى شما را نمى شنود. همين موضوع شما را بيشتر نگران مى كند. به دور و برتان هم كه نگاه مى كنيد مى بينيد مادرتان كنارتان نيست. مى خواهيد داد بزنيد و از كسى كمك بخواهيد اما صدايى از دهانتان بيرون نمى آيد. مسئول تزريقات را مى بينيد كه دنبال رگ دستتان مى گردد. نگاه مى كنيد به سوزن سرنگش كه به اندازه يك ميلگرد است. سعى مى كنيد دستتان را از دستش خارج كنيد. در همين هنگام از شدت دردى كه در دستتان احساس مى كنيد از خواب مى پريد، براى اين كه دستتان را به شدت به بالاى تختتان زده ايد.
متوجه شديد براى حفظ سلامتى شما ترجيح داديم اين اتفاق و روبه روشدن با يك سرنگ ۴۰ليترى در خواب برايتان بيفتد. البته به خاطر اين كه دستتان را محكم به بالاى تختتان زديد و دستتان به درد آمد عذرخواهى مى كنيم.
مى بينيد كه اندازه ها چقدر در زندگى ما تأثير دارند. اندازه ها از صبح كه ما از خواب بلند مى شويم تا شب كه به خواب مى رويم، در زندگى ما نقش دارند. فرض كنيد يكى از ما عينكى است، به محض بيدارشدن بايد عينكش را بزند و اندازه عينك او بايد متناسب با نمره چشمش باشد، يا شما كه از خواب بلند مى شويد بايد اندازه شلوار شما متناسب با دور كمرتان باشد. مثلاً نمى توانيد از شلوار پدرتان استفاده كنيد، اگر بخواهيد كفش هاى پدرتان را بپوشيد معلوم نيست آن روز سالم به مدرسه برسيد يا نه.
اندازه ها حتى در نوع رفتارهاى ما (خنديدن، گريه كردن، خوابيدن، كاركردن، پلك زدن و...) نقش دارند.
تصور كنيد دو نفر در زايشگاه همزمان به دنيا مى آيند. بچه اول از همان لحظه اول تولد شروع مى كند به گريه كردن؛ وقتى از زايشگاه مى آيد بيرون، وقتى به خانه مى رسد، وقتى جشن تولد يك سالگى اش را مى گيرند، وقتى به مدرسه مى رود، وقتى دبيرستانش را تمام مى كند و به دانشگاه مى رود، تا زمانى كه عصا در دستش مى گيرد و در پارك قدم مى زند بدون وقفه گريه مى كند. بچه دوم هم از زمانى كه به دنيا مى آيد شروع مى كند به خنديدن؛ وقتى نافش را مى برند مى خندد، وقتى از زايشگاه به خانه مى برندش مى خندد، وقتى جشن تولد يك سالگى اش را مى گيرند مى خندد، به مدرسه كه مى رود مى خندد، به دانشگاه كه مى رود مى خندد تا زمانى كه عصا در دستش مى گيرد و در پارك قدم مى زند بدون وقفه مى خندد. سؤال من از شما اين است كه آيا اين دو بچه اندازه ها را رعايت كرده اند؟ يكى از اول تا آخر عمرش گريه مى كند و يكى از اول تا آخر عمرش مى خندد. در حالى كه ما انتظار داشتيم آنها گريه كنند، بخوابند، بيدار شوند، بخورند، سكوت كنند، گريه كنند، بخندند، فكر كنند، عصبانى شوند، به حرف هاى يكى ديگر گوش بدهند، اعتراض كنند، قهر كنند و عشق بورزند.
من فكر مى كنم اندازه ها حتى به ما امنيت مى دهند، ما بخش مهمى از آرامش خودمان را مديون اندازه ها هستيم. مثلاً اندازه شب معلوم است و نبايد از حد و حدود خودش بيشتر شود براى اين كه زندگى تمام آدم ها به هم مى ريزد. اندازه روز هم معلوم است. اندازه حشراتى كه دور و بر ما زندگى مى كنند خيلى مهم است. ما عادت كرده ايم سوسك را در يك اندازه ۴-۳ سانتى مترى ببينيم، در واقع سوسك چشم هاى ما را عادت داده كه او را ۴-۳سانتى متر ببينيم اما اگر شبى بلند شويد و به دستشويى برويد و خيلى اتفاقى يك سوسك ۱۵۰سانتى مترى در سقف دستشويى ببينيد كه آرام آرام به سمت شما مى آيد، چاره اى جز جيغ كشيدن برايتان مى ماند؟
ما مى توانيم روى اين موضوع فكر كنيم كه كسى وجود دارد كه با تعيين اندازه ها امكان زندگى را برايمان فراهم مى كند. فكر كنيد همين حالا جاذبه زمين صدبرابر كمتر شود. مى دانيد چه اتفاقى مى افتد؟ همه ما مثل بادكنك به هوا مى رويم.
كاردستى
چوب هاى صدادار
300603.jpg
اگر تعطيلات براى تفريح سرى به جنگل زديد، ۲ تكه چوب از توى جنگل پيدا كن. يادت باشد تكه چوب ها حتماً خشك خشك و هم اندازه باشد.
قرار است با اين چوب ها، نوعى وسيله موسيقى بسازيم. براى اين كار علاوه بر دو تكه چوب خشك به اين وسايل نياز داريم.
رنگ سفيد، قرمز، زرد و سبز، قلم مو، ظرف نگهدارى رنگ ها ( مى توانى از قالب پلاستيكى بعضى از اسباب بازى ها استفاده كنى)، قيچى، نخ رنگى.
۱- تمام برگ و پوست هاى اضافى چوب را جدا كن. بعد به چوب ها رنگ سفيد بزن و بگذار خشك شود.
۲- براى تزئين، نقطه هاى سبز و قرمز روى چوب ها بكش.
۳- بعد از خشك شدن رنگ ها، جاهاى خالى را رنگ زرد بزن طورى كه دور هر رنگ نوار سفيدى باقى بماند.
۴- حالا دو تكه نخ ببر و دور سر هر كدام از چوب ها نخ ببند و گره بزن. نخ را دور قسمت پائين بپيچ تا به صورت دسته چوب ها دربيايد و انتهاى نخ را محكم گره بزن.
چوب هايت آماده است. آنها را به هم بزن. صداى بلندى ايجاد مى شود؛ مثل يك وسيله موسيقى.
مانند يك كبوتر
300606.jpg
آفاق ملكى
ما چند سالى بودكه به مسافرت نرفته بوديم. اما امسال پدر قول داده بود كه ما را به يك مسافرت درست و حسابى ببرد تا به قول خودش اينقدر نق نزنيم. حرف سفر كه شد، همهمه به پا شد. ما كه از خوشحالى سر از پا نمى شناختيم هركدام شهرهاى درخواستى خود را با صداى بلند و با داد و فرياد به پدر يادآورى مى كرديم. من هميشه دلم مى خواست دريا را از نزديك ببينم اما هيچ وقت فرصتش دست نداده بود كه به شمال برويم. من فقط دريا را در تلويزيون ديده بودم و همكلاسى هايم كه نقطه ضعف مرا مى دانستند، به محض اين كه فرصت گير مى آوردند در مورد شن بازى لب ساحل و موج سوارى در دريا حرف مى زدند و دل من را آب مى كردند.
خواهرم فرنوش عاشق اصفهان بود و دلش مى خواست شب هاى سى و سه پل را از نزديك ببيند. آخر ما سى و سه پل را هم فقط در كارت پستال ديده بوديم. اما من دريا را بيشتر دوست داشتم و ترجيح مى دادم به جاى اصفهان به شمال برويم. تازه براى خودم يك كلاه آفتابى هم خريده بودم تا وقتى لب ساحل مى نشينم ، پوست صورتم نسوزد.
مادر، اما هيچ وقت اظهار نظر نمى كرد و وقتى من و فرنوش سر مسافرت با هم جر و بحث مى كرديم با لبخند ما را نگاه مى كرد و مى گفت: «بسه ديگه دعوا نكنيد هم شمال مى ريم، هم اصفهان.» اما ما كه تا حرم حضرت عبدالعظيم (ع) آن طرف تر نرفته بوديم مى دانستيم كه حرف مامان هيچ پايه و اساس درستى ندارد.
روز بعد پدر از اداره كه برگشت، باخوشحالى در را باز كرد و در حالى كه يك جعبه شيرينى در دستش بود وارد اتاق شد. من و فرنوش با هم قهر بوديم چون او به هيچ وجه رضايت نمى داد كه من حرفم را به كرسى بنشانم و دائم پافشارى مى كرد كه دلش مى خواهد به اصفهان برويم. اين بودكه از جر و بحث خسته شديم و قهر كرديم.
اما وقتى پدر وارد خانه شد يادمان رفت كه با هم قهريم. هر دو دويديم پيش پدر و پرسيديم: «كى مى ريم؟»
پدركه از خوشحالى سر از پا نمى شناخت، جعبه شيرينى را به مامان داد و گفت: « خانم نذرت قبول شد، امام رضا (ع) ما را طلبيد.»
ناگهان اشك در چشمان مامان حلقه زد. با ناباورى پرسيد؟ «راست مى گى؟» و بابا گفت: « امروز تو اداره قرعه كشى بود، وقتى اسم من را خواندند، شوكه شدم. اصلاً فكرش را هم نمى كردم كه زوار خوشبختى كه امسال به مشهد مشرف مى شوند ما باشيم.»
مامان كه با گوشه روسرى دانه اشكى را كه روى گونه اش غلتيده بود، پاك مى كرد گفت: «نذر كرده بودم اگر امسال بتوانيم به پابوس امام رضا(ع) برويم براى كفترهاى حرمش، گندم بريزم و براى سقاخانه چند كاسه طلايى آب بخرم. نذرم قبول شد، خدا را شكر. بعد در حالى كه آرام اشك مى ريخت زير لب گفت «يا امام رضا(ع)»
خلاصه نه حرف من به كرسى نشست و نه حرف فرنوش!
اما مامان كه هميشه ساكت تر از همه فقط جر و بحث ما را نگاه مى كرد، بدون اين كه آرزويش را به زبان بياورد، به خواسته اش رسيده بود. بابا مى گفت:«امام رضا(ع) در هفته زن به مادرتان عيدى داده.» بابا راست مى گفت هيچ چيز در اين روزها نمى توانست مامان را تا اين حد خوشحال كند. شايد اين بهترين هديه اى بود كه مامان در روز مادر دريافت كرده بود.
من و فرنوش هم خوشحال بوديم كه اولين سفرمان يك سفر زيارتى بود. مادربزرگ مى گفت: «كسانى كه براى اولين بار به زيارت امام رضا(ع) مى روند زودتر از بقيه زوار حاجت مى گيرند. او وقت خداحافظى ما را در آغوش گرفته بود و در حالى كه اشك مى ريخت مى گفت يادتان نرود براى من هم دعا كنيد.»
ديروز وقتى چشمم به ضريح افتاد دلم مى خواست مثل يك كبوتر به طرف حرم پرواز كنم. درحرم امام رضا(ع) بى اختيار به ياد همه كسانى افتادم كه التماس دعا داشتند. بخصوص دوستم نرگس كه سفارش كرده بود براى شفاى مادرش دعاكنم. من هم دستهايم را بلند كردم و گفتم: «يا امام رضا (ع) همه مريض ها را شفا بده.» بعد هم براى مادر بزرگ و همه كسانى كه آرزو دارند به زيارت امام رضا (ع) بروند دعا كردم. اميدوارم زائر بعدى امام رضا (ع) تو باشى دوست عزيزم.
از من بپرس
شب ها موقع خواب مامانم گوش هايم را صاف مى كند و مى گويد اگر گوشت را صاف نكنم به مرور سيخ مى شود. راست مى گويد؟
نه اگر قرار است گوش هاى شما سيخ بايستد و شيپورى بشود خواه ناخواه مى شود و كارى هم نمى توان كرد. اگر گوش هاى شيپورى داشته باشيد و شما دائم آن را صاف كنيد فقط وقتتان را تلف كرده ايد.
اگر گوش هاى شيپورى باعث نگرانى شماست دكترها با جراحى ساده مى توانند آنها را صاف كنند. اين جراحى بعد از ۵ سالگى صورت مى گيرد.
ارتباطات از قديم تا به حال
ارتباطات از دود تا چت
300609.jpg
اشرف پورمند

بدترين نوع مجازات به نظرت چيه؟ محروم بودن از ارتباط با ديگران و تنها و بى خبر بودن، بدون ارتباط مثل موجودى مرده هستيم. همان طور كه مى دانيد احتياج پدر اختراع است و انسان اوليه هم مستثنى از اين قضيه نبوده و به دنبال وسايلى براى ارتباط مى گشته است. ارتباط از ايما و اشاره و دود و كبوتر شروع شده تا به اينترنت و ماهواره رسيده است.
دود و آتش از وسايل اوليه ارتباطات محسوب مى شود. از آتش در شب و از دود آتش در روز براى ارسال پيام استفاده مى شد. نمونه معروف آن، سرخپوستان هستند كه با استفاده از قطع و وصل دود آتش، پيام هاى مختلف مى فرستادند.
فريادزدن و بوق يكى ديگر از راه هاى ايجاد ارتباط در روزگار قديم بوده است كه در جنگل ها كاربرد بيشترى داشت.
كبوترهاى قاصد يا نامه بر از ديگر وسايل ارتباطى دنياى قديم بود. اين پرنده معمولاً از كبوترهاى معمولى بزرگتر است. نوك اين پرنده ها قوى تر و بال آنها بزرگتر از بقيه كبوترها است. كبوترهاى قاصد توانايى زيادى در يافتن مقصد دارند. از حس قوى آنها در جنگ اول جهانى براى ارسال پيام هاى جنگى استفاده زيادى مى شد. اختراع خط از ديگر تلاش هاى انسان براى ايجاد ارتباط بود. ظاهراً سومرى ها عجله زيادى براى برقرارى ارتباط با سايرين داشتند. مصريان نيز خط هيروگليف را اختراع كردند.
ايرانيان باستان با استفاده از اسب و سوار تازه نفس (چاپار) نامه هاى دولتى را با سرعت به نقاط مختلف مى رساندند. انگليسى ها كه معمولاً در كپى بردارى استاد هستند، از اين روش اطلاع رسانى استفاده كردند و سيستم پست خود را بنيان نهادند. بعد از آنها آمريكايى ها از روش چاپار ايرانى كپى بردارى كردند و با استفاده از اسب نژاد پونى، سيستم پستى به نام پونى اكسپرس در سال ۱۸۶۰ ميلادى ايجاد كردند.
از ديگر روش هاى قديمى كه از گذشته تا به حال همچنان باقى مانده، استفاده از نامه است.
نامه توسط اداره پست ارسال و دريافت مى شود. كار اصلى شما اين است كه مشخصات درست گيرنده و فرستنده، ساير مشخصات ضرورى و چسباندن تمبر را بدرستى انجام بدهيد تا از ارسال نامه خود مطمئن شويد. حواستان باشد، داخل پاكت نامه معمولى پول و طلا نگذاريد. پست مالى، پست پيشتاز و اكسپرس، امنيت بيشترى براى ارسال و دريافت اشياى گرانبهاى شما دارد.
همان طور كه خودتان بهتر مى دانيد، نوشتن لغات بر اساس موج الكتريكى، اساس و پايه تلگراف است. در سال ۱۷۹۲ «كلودچاپ» فرانسوى توانست ماشينى براى ارسال ۱۹۶ سيگنال به ساير نقاط اختراع كند. «ويليام كوك» انگليسى آن را كامل تر كرد، اما اين «ساموئل مورس» بود كه علايم تلگراف را به صورت ۳نقطه ابداع كرد.
از ديگر ابزار مهم در ارتباطات راديو است كه مى تواند امواج خود را به فضا هم بفرستد.
«ماركونى» ايتاليايى نخستين مخترع راديو بود. با نصب ترانزيستور توسط «ويليام شوكلى» در سال ۱۹۴۸ اين اختراع كامل تر و اندازه راديو كوچكتر شد.
ماشين تحرير سرعت تحرير مطالب را بيشتر كرد. اين وسيله به ۳ حالت انگشتى، الكتريكى و الكترونيكى وجود دارد. دستگاه داراى صفحه كليدى است كه هر كليد ۲ كار يا ۲ حرف را به روى كاغذ نقش مى زند.
تلفن هم كه ناگفته پيداست مهمترين وسيله ارتباط از زمان اختراعش تا به حال بوده است. كلمات گفته شده در اين وسيله تبديل به پالس الكتريكى مى شود و اين پالس ها در طول سيم حركت مى كنند تا به تلفن ديگر كه مورد نظر است، برسند و در آن دستگاه موج رسيده دوباره تبديل به صدا مى شود.
تلفن بى سيم مشكل حركت كردن با تلفن را براى بعضى ها كه عادت به راه رفتن و حرف زدن دارند، حل كرد. اين آزادى عمل را مديون تكميل شدن فناورى راديويى هستيم. بعد از تلفن بى سيم، تلفن همراه به بازار آمد كه مقبول همگان واقع شد و به علت سادگى كاربرى، خيلى زود توانست جاى خود را در ميان ساير تلفن ها باز كند. تلفن همراه در زمان حركت از منطقه اى به منطقه ديگر همچنان امواج را دريافت و ارسال مى كند.
تلفن تصويرى آخرين پديده در فناورى تلفن است.
اين وسيله بر اساس امواج راديويى و ويديويى كه همزمان ارسال يا دريافت مى شوند، كار مى كند. در اين دستگاه صوت و تصوير به صورت علايم الكترونيكى منتقل مى شود و پس از رسيدن به مقصد، دوباره به شكل صدا و تصوير در مى آيد.
نمابر نوشته و تصوير را از راه خطوط مخابراتى به دستگاه نمابر ديگر در آن سوى زمين ارسال مى كند و براى ارسال و دريافت متن ها و نوشته ها كاربرد زيادى دارد. نمابر وسيله اى ضرورى در روزنامه ها، راديو و تلويزيون و بانك ها است.
با دوربين عكاسى تصاوير مورد نظر را ثبت مى كنيد و با ساير وسايل ارتباطى ارسال مى كنيد. دوربين عكاسى بر پايه دريافت نور كار مى كند. نور از روى موضوع عكاسى بر سطح فيلم كه با ماده شيميايى خاصى پوشيده شده مى تابد و تصوير بر سطح فيلم ثبت مى شود. امروزه كاربرد دوربين هاى ديجيتال كه نياز به فيلم ندارند، رواج بيشترى دارد.
دوربين هاى ويديويى تصاوير را به علايم الكترونيكى تبديل مى كند كه براحتى در صفحه تلويزيون مشاهده مى شوند. اين وسيله صدا را هم بر قسمتى از نوار ويديو به طور همزمان با تصوير ضبط مى كند. دستگاه پخش ويديو توانايى پخش اين علايم الكترونيكى را دارد.
تلويزيون مهمترين وسيله ارتباطى جهان امروز است. اين وسيله به صورت مستقيم و لحظه اى صدا و تصوير را از هر جاى جهان كه اين اطلاعات ارسال مى شود، دريافت مى كند. اين دستگاه بر پايه امواج راديويى كار مى كند.
تهيه و پخش تصوير و صدا در تلويزيون احتياج به كار گروهى دارد. به غير از هنرمندان كه در توليد برنامه ها دخالت دارند، گروهى از نيروهاى فنى كه در كار توليد تصوير، صدا و نور مهارت دارند، براى توليد و پخش برنامه هاى تلويزيونى مشاركت مى كنند.
رادار هم وسيله اى است كه بر اساس ارسال و دريافت امواج مى تواند اشيا را در فاصله هاى دور تشخيص بدهد. رادار در سال ۱۹۳۰ كامل و در جنگ جهانى دوم به عنوان راهنماى هواپيما و كشتى به خدمت گرفته شد. امروزه پليس از رادار براى يافتن خودروهاى پرسرعت استفاده مى كند.
رادار هواپيماها را با ارسال و دريافت لحظه اى امواج هنگام پرواز در آسمان هدايت مى كند. مى توان با رادار از وجود هر نوع مانع، بويژه در شب و هواى ابرى مطلع شد.
كاركرد سونار مانند رادار است، يعنى با ارسال و دريافت امواج از اعماق دريا، اطلاعاتى از قطعه هاى يخى شناور، تصاويرى از اعماق دريا و فاصله سطح تا عمق دريا به دست مى دهد. مخترع سونار، فرانسوى ها هستند.
ماهواره ها در مدارى مشخص در اطراف زمين در گردش اند. اين وسيله در پخش برنامه هاى تلويزيونى، مخابرات، وضع آب و هوايى كمك زيادى به بشر كرده است. ماهواره تنها يك نقطه خاص را پوشش مى دهد.
رايانه هم همان طور كه مى دانيد، در زندگى امروز ما نقش مهمى دارد كه با راه اندازى شبكه جهانى اينترنت و البته سيستم چت توانسته است فاصله ها را كوتاه و به تبادل فرهنگ ها كمك بيشترى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |