سه شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۶ - ۲۵ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Tue, Jul 10, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
ويراژ روى
مرزهاى اجتماع
300666.jpg
پرستو قادرى
بشر در طول تاريخ و دوره هاى مختلف زندگى از عزلت و تنهايى چنان به درآمد و به اجتماع پيوست كه هر روز بيش از گذشته در هم تنيدگى اجتماعى را تجربه كرد. حالا، شرايط زندگى ما چنان تعريف شده است كه به طور معمول به خطا رفتن يكى يا جمعى از جامعه اى كه به آن تعلق داريم، منافع همه را به خطر مى اندازد. چنين شرايط و زندگى آفت هاى زيادى دارد كه يكى از آنها هنجارشكن ها هستند. هنجارشكن ها در هر لباسى ظاهر مى شوند. به هيچ اصلى پايبند نيستند و قوانين خاص خود را دارند. آنها گاه از ديوار مردم بالا مى روند و مال هر كسى، اندوخته هر جانى و داشته هاى هر فردى را از آن خود مى دانند. زمانى رخت مردم آزارى به تن مى كنند و با انواع اذيت ها اعصاب و روان مردم را به خطر مى اندازند و بعضى وقت ها هم حريم هاى اخلاقى را در هم مى شكنند. اين جامعه كوچك كه توانايى ايجاد آسيب هاى بزرگ را دارد، حريم امن زندگى آدم هايى كه به اميد هميارى و همدلى ، حيات اجتماعى را بر گزيده اند چنان درهم مى شكنند كه آدمى را به حسرت و عزلت مى نشانند.
احترام گذاشتن به اصول اجتماعى بخشى از فرهنگ هر فرد را تشكيل مى دهد. در بحث كلان نيز جامعه فرهنگ مدار، جامعه اى است كه اصول برگرفته از آداب، سنن و ارزش هاى مذهبى، انسانى، اخلاقى و فكرى در آن نهادينه شده باشد.
دكتر آشفته، استاد جامعه شناسى دانشگاه پيام نور در اين باره مى گويد: «افرادى كه نمى خواهند يا نمى توانند به اصول اجتماعى معتقد و مقيد باشند گروهى از جامعه را تشكيل مى دهند كه با عنوان هنجارشكن شناخته مى شوند.
اگر چه اين تعداد فقط درصد كوچكى از جوامع بشرى هستند اما به هر حال وجود دارند و بر خلاف كوچك بودن جمعيت شان همواره خطرى جدى براى بقا و سلامت جوامع محسوب مى شوند.»
بى خيال اجتماع
آدم هايى كه نمى توانند به قانون احترام بگذارند، حرف، حرف خودشان است و به هيچ اصلى جز خواسته ها ونظرات خودشان پايبند نيستند در همه جا يافت مى شوند. پشت هر چراغ قرمزى مى شود راننده هايى را ديد كه پيش از سبزشدن چراغ در تكاپوى حركت، روى اعصاب راننده هاى ديگر خط مى كشند. در هر كوچه و گذر مى شود خانه هايى را ديد كه سطل هاى زباله را در هر ساعت كه دوست دارند راهى كوچه و خيابان مى كنند، در هر بوستان، سينما يا محيط هاى عمومى ديگر مى شود افرادى را ديد كه بى خيال عرف، رفتارهاى ناپسند انجام مى دهند و روى حريم هاى اجتماعى پا مى گذارند.
جابه جايى ارزش با ضد ارزش
حجت الاسلام سبحانى، امام جماعت يكى از مساجد غرب تهران در اين باره مى گويد: «شناخت ارزش ها و احترام به آنها در هر جامعه اى باعث مى شود تا آن جامعه از گزند خلافكاران و حرمت شكن ها در امان باشد. متأسفانه در سال هاى گذشته روندى ايجاد شد كه جايگاه ارزش ها و ضد ارزش ها در برخى از مسائل به تدريج تغيير كرد. خانواده ها به عنوان اركان اجتماع بايد هوشيار باشند تا براى پرهيز از خطر به بيراهه افتادن فرزندان و ديگر اعضاى خود همواره مراقب اين موضوع باشند. »
برهم ريختگى مرز ارزش با ضد ارزش طى سال هاى گذشته جامعه ما را دچار سردرگمى كرده است. بنيانگذاران هر خانواده اى بايد با اتكا به آموزه هاى دينى و فرهنگى اين سرزمين كهن از اين سردرگمى پرهيز كنند.
وى مى افزايد: «مهمترين فصل پايه گذارى ارزش ها در نهاد هر فردى دوران كودكى او و زمانى است كه در محيط خانه و آغوش پدر و مادر با شور و شوق فراوان آماده فراگيرى اصول دينى، اخلاقى و انسانى است. بايد از اين فصل و فرصت بيشترين استفاده را ببريم.»
اين معلم اخلاق كه بروز ناهنجارى هاى اخلاقى و رفتارى، همچنين ناسازگارى هاى اجتماعى را به دليل ضعف در پايه هاى تربيتى افراد مى داند، تأكيد مى كند: «گاهى وقت ها نيز سرخوردگى هاى اجتماعى باعث ايجاد زمينه برخى ناسازگارى ها مى شود. مثلاً فقر در جامعه اى كه ثروت را به عنوان ارزش معرفى مى كند اسباب سرشكستگى و سرخوردگى افراد فقير را فراهم مى كند. بسيارى از ما ديده يا شنيده ايم كه در محله هاى فقير نشين به محض ورود يك ماشين مدل بالا به سرعت افرادى پيدا شده اند كه روى آن راخط كشيده اند.»
روانشناسان چنين افرادى را آنارشيست يا ضداجتماع مى نامند. دكتر عاطفه آذرمان روانپزشك با بيمار خواندن اين گروه كه هرگز غربال گرى نشده اند تا آمار دقيق آنها مشخص شود، موضوع هنجارشكنى به معناى عام را چنين توضيح مى دهد: «در بسيارى اوقات افراد با ارائه تعاريف شخصى از اعتقادات و باورهاى خود، متوجه هنجارشكنى در جامعه اى كه به آن تعلق دارند، نيستند. به عنوان مثال، در جامعه اسلامى كشور ما، ارتباط بى پروا و بى پرده دختر و پسر يا زن و مردى كه با هم رابطه تعريف شده يا نسبتى ندارند نامشروع است اما عده اى در تلاش هستند با توجيه كردن با ارائه دلايل كاملاً فردى كه فقط مورد قبول خودشان است، اين موضوع را موجه يا مقتضاى قرن حاضر توصيف كنند.»
اين استاد دانشگاه، ويراژ دادن در خيابان، ايجاد صدا به وسيله دستكارى كردن در اگزوز موتوسيكلت يا خودروها، بوق زدن هاى ممتد در اعتراض به نحوه رانندگى ديگران و مثال هايى از اين دست را نمونه هاى عينى هنجارشكنى و بى حرمتى به جامعه توصيف مى كند و مى افزايد: «ارتقاى فرهنگ در لايه هاى مختلف اجتماعى تنها راه رهايى از تولد هر روزه چنين افرادى در جامعه است. اگرچه گروه حريم شكن در هر جامعه اى يافت مى شود اما جوامعى كه توانسته اند با اتكا به آموزش عميق، همه جانبه، گسترده و مستمر همواره متوجه فرهنگ سازى باشند، به صورت كنترل شده تر با اين موضوع مواجه مى شوند. علاوه بر اين نقش رسانه ها در ايجاد روحيه جمع پذيرى و آموزش اصول زندگى اجتماعى غيرقابل انكار است.»
بيمارى همه گير
آمنه خداجو، كارشناس ارشد جامعه شناسى با تأييد تأثير سه عامل مهم ژن (وراثت)، محيط و تربيت بر تولد مولودهاى نامبارك در هر اجتماع به عنوان افراد ضداجتماع، مى افزايد: «در كالبدشكافى گذشته افراد هنجارشكن درمى يابيم كه بالاخره يكى از اين سه عامل يا هر سه با هم، به صورت نامطلوبى در زندگى اين عده وجود داشته است. مفهوم ساده تر اين موضوع شايد چنين باشد كه اگر هر كسى در محيط تربيتى آنان و با پتانسيل درونى آنها قرار مى گرفت، سرانجامى به شومى افراد شرور داشت. البته اين توجيه بار مسئوليت هاى اين عده را سبك نمى كند ولى به ديگران اخطار مى دهد كه حضور آنها غيرقابل پرهيز است. ما بايد مراقب باشيم به دام مرزشكنى هاى آنها نيفتيم.
عادت هاى زشت و ناپسند بعد از شكسته شدن قبح آنها به سرعت در جامعه همه گير مى شود. زمانى نه چندان دور متناسب با شرايط، تاريخ و نحوه تعاملات فردى و اجتماعى در هر جامعه اى، آداب و اصول چارچوب بندى شده وجود داشت. چنانچه عدول از آنها «عدول از قوانين نانوشته اجتماعى» بود. دكتر «احمد بيرشك»، جامعه شناس مى گويد: «بسيارى از آن اصول در دنياى متحول شده امروز دست و پاگير و وقت گير است و مورد پسند بشر امروز كه گرفتار كمبود وقت و ديگر تنگناهاى ناشى از زندگى مدرن است، نيست. با اين حال، ناديده گرفتن و حذف بسيارى از همين آداب و رسوم باعث از بين رفتن زشتى اعمالى شد كه به طور ذاتى و ماهيتى جزو خصال نيك انسانى محسوب مى شد.»
وى مى افزايد: «اين روزها دروغ گفتن با بهانه هاى مصلحتى و اجبارى بودن براى برخى از افراد به عادت تبديل شده است. استفاده از كلمات ركيك و زشت براى عده اى نه تنها آزاردهنده نيست، بلكه بخش ثابتى از تكيه كلام آنها است. زير پا گذاشتن حق ديگران براى تأمين منافع بيشتر، تعدى به حقوق شهروندى و اجتماعى، كم فروشى در انواع كسب و كار، ناراستى، چشم داشتن به مال و ناموس ديگران، تأمين و ارضاى اميال نفسانى، فرار از مسئوليت هاى اجتماعى مثل پرداخت ماليات، گمركات و... براى گروهى از افراد جامعه آن قدر تكرار شده كه ديگر انجام دادن آنها نه تنها زشت و خجالت آور نيست، بلكه عده اى يكايك اين اعمال قبيح را زرنگى و زيركى محسوب مى كنند.»
خيلى وقت ها در عين همراهى و همرنگى با جامعه اى كه در آن زندگى مى كنيم، ضداجتماع هستيم. اين جمله اى است كه دكتر «آشفته» با تأكيد بيان و تصريح مى كند: «اشكال كار در اين است كه گاهى وقت ها فراموش مى كنيم به جامعه پاك نهاد بشرى در ازل متعلق هستيم و به انحرافات تن مى دهيم. اين اتفاق ناخواسته برايمان مى افتد و چاره اش اين است كه همواره به خود زنهار دهيم كه براى پاك و ناب ماندن و به معناى كلى تر، انسان ماندن بايد پلشتى ها را بشناسيم و از آنها دورى كنيم، حتى اگر گاهى پاى ايستادگى در راه راستى، منافع و نعماتى را (به ظاهر) از دست دهيم.»
برخى از كارشناسان معتقدند آنها كه اعمال ضداجتماع خود را بروز مى دهند، ضرر كمترى براى ديگران دارند، ولى آنها كه با افكار و نيات پنهانكارانه، ضد اجتماع پاك انسانى عمل مى كنند، همواره چون بمبى اتمى در پى فرصت براى نابودى هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |