يكشنبه ۲۴ تير ۱۳۸۶ - ۳۰ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jul 15, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
روزهاى طلايى گهواره تا دبستان
301761.jpg
مهرى حقانى

شايد اگر پس از آن كه «آمادئوس موتزارت» نخستين نت موسيقى خود را نوشت، پدرش يادداشت نمى كرد: «اين قطعه، ۳ روز قبل از پنجمين سالگرد تولد پسرم نوشته شده است» ما هيچ گاه نمى دانستيم كه نخستين نت موسيقى اين موسيقيدان برجسته در ۵ سالگى اش نوشته شده است. اما او در حقيقت از ۳ سالگى به همراه خواهرش تحت آموزش پدر قرار گرفته بود و پس از نگارش نخستين نت موسيقى، پدر از وظايف ديوانى اش كاست تا هر چه بيشتر به آموزش و پرورش فرزند نابغه اش بپردازد.
اين همه در حالى است كه ۷ سال از گرانبهاترين و ارزشمندترين دقايق عمر كودكانمان، اغلب به رهاشدگى طى مى شود. آموزش پيش دبستانى، مهد كودك ها و كودكستان ها به معناى تحميل زودرس آموزش نيست بلكه به معناى پرورش و شناخت استعدادها، خلاقيت، نوآورى و آموزش مهارت هاى زندگى به كودكان در پربارترين و بنيادى ترين سال هاى عمر آنان است و البته شق ديگرى نيز وجود دارد و آن تجهيز و ارتقاى مهدكودك ها و تخصصى تر كردن وظايف آنهاست.
نخستين كودكستان جهان در سال۱۸۳۷ در آلمان داير شد. در ايران نيز به صورت پراكنده در سال۱۲۹۸ خورشيدى ميسيونرهاى اروپايى و اقليت هاى مذهبى نخستين كودكستان ها را تأسيس كردند. در سال۱۳۰۳ نخستين كودكستان به نام «باغچه اطفال» به همت جبار عسكرزاده داير شد. او محبت و مهربانى را سرلوحه فعاليت هاى آموزش خود قرار داد. با اين حال اين نخستين بارى بود كه آموزش كودكان به شكل نو و مدون صورت مى گرفت. نخستين آيين نامه كودكستان ها در سال۱۳۱۲ به تصويب شوراى عالى فرهنگ رسيد. تعداد كودكستان ها در كشور در سال۱۳۲۲ ، ۷ كودكستان در سال۱۳۳۱ ، ۷۴ كودكستان و در سال۱۳۵۰ به ۴۳۱ كودكستان رسيد. نخستين خانواده هايى كه كودكانشان را به اين كودكستان ها مى سپردند، خانواده هايى بودند كه سطح سواد و يا نگرش مناسبى نسبت به كودكان داشتند. اين روند بسته به معيارهاى آموزش همگانى و سطح رفاه عمومى به تدريج شكل مى گرفت. با اين حال برداشتى كه همواره از كودكستان يا مهدهاى كودك در كشور ما وجود داشته است دچار نوعى بد سليقگى بوده است. عده اى آن را يك بخش غيرضرورى قلمداد مى كرده اند وعده اى واژه مهدكودك را مترادف محل نگهدارى كودكان والدين شاغل تا هنگام پايان كار روزانه آنها قلمداد مى كنند. اما حقيقت وجودى چنين مراكزى پيش از آغاز رسمى دوران تحصيلى همگانى به آموزش و پرورش آينده نگر برمى گردد. در حقيقت ۷ سال آغازين دوران كودكى، بزرگترين سرمايه پرورش و شناخت استعدادهاى بالقوه آنهاست. حدود ۵۰ درصد از رشد هوش كودكان در ۴سال اول تولد اتفاق مى افتد، حدود ۳۰ درصد هم بين ۴ تا ۸ سالگى تكميل مى شود و در فاصله ۸ تا ۱۷ سالگى تنها ۲۰ درصد از رشد هوشى كودكان تحقق پيدا مى كند. بنابراين تا سن ۶ سالگى يعنى سن ورود به مدرسه تقريباً دوسوم توانايى هوشى كودكان شكل گرفته است. امكان رشد ذهنى كودكان در اين مراكز موجب مى شود تا در آينده جايگاه بهترى در جامعه داشته باشند اين در حالى است كه برخى صرفه جويى هاى اقتصادى در اين دوره، در درازمدت به صرفه نيست و در آينده به زيان كودكان تمام خواهد شد.
* نگهدارى يا پرورش
ضرورت و چرايى مهدكودك ها، كودكستان و مراكز پيش دبستانى از ديدگاه هاى نوين آموزشى در جهان است. افسانه ايزديار كارشناس علوم تربيتى اين مسأله را بدين گونه تشريح مى كند: «نخست بايد ديد انسان هاى موفق چه خصوصياتى دارند و دوم اين كه چگونه مى توان اين خصوصيات را در افراد ديگر پرورش داد. ديدگاه هاى جديد آموزشى بر اين نكته تأكيد دارند كه هر چه سن تقويت اين ويژگى ها از سنين پايين تر شروع شود، افراد آينده درخشان ترى خواهند داشت. به همين دليل است كه كشورهاى پيشرفته، هر سال سن آموزش و پرورش را پايين تر مى آورند. كودكستان ها هم بخشى از محيطى است كه با بازى و آموزش، كودك را آماده پذيرش نقش هاى بعدى مى كنند و از سويى به پرورش استعدادهاى نهفته كودكان كمك مى كنند. يكى از توصيه هاى اساسى به خانواده ها اين است كه ۷ سال اول زندگى كودكان، سال هاى سرنوشت ساز و بنيانى رشد شخصيت، يادگيرى ها و شناخت استعدادهاى آنهاست. بنابراين، از اين فرصت برگشت ناپذير نبايد به آسانى گذشت. مغز در اين سال ها بيشترين آمادگى براى فراگيرى را دارد. بچه ها در اين زمان حتى مى توانند يك يا ۲ زبان ديگر را فرا گيرند. در دنياى جديد اين مسأله مطرح است كه نبايد۷ سال از عمر يك فرد را بى هيچ برنامه اى به امان خدا سپرد و بعد درحالى كه از ظرفيت هوش وتوان ذهنى او در سال هاى پيش هيچ شناختى حاصل نشده، به يك باره او را به دست مدرسه سپرد.»
* مهدكودك هاى استاندارد
با اين حال تنها چيزى بيش از ۱۰درصد كودكان زير ۶ سال ايران به پيش دبستانى راه پيدا مى كنند و اين نرخ با ۷۰درصد استانداردهاى جهانى در زمينه تحت پوشش قرار گرفتن كودكان در اين مراكز، فاصله زيادى دارد با اين حال برخى آموزش هاى همگانى اين اميدوارى را نشان مى دهد كه آموزش پيش دبستانى ديگر واژه اى چندان غريبه به نظر نمى رسد. از سويى با توجه به ضرورت هاى گفته شده در مورد ضرورت مهدكودك تا پيش دبستانى مسأله ديگرى نيز وجوددارد. اين كه مراكز فعال موجود تا چه اندازه براساس استانداردهاى علمى، فعال و كارا اداره مى شوند و آيا از عهده اهميت موضوع و برآورده شدن هدف هاى گفته شده برمى آيند؟ خلاصه شدن كاركرد يك مهدكودك در حد نگهدارى و مراقبت هاى اوليه از كودكان، چنين مركزى را از حدود يك مهدكودك استاندارد براى پرورش كودكان خارج مى كند. چنان كه دكتر امير هوشنگ رحمانى- روانشناس- اشاره مى كند: «نخست بايد ديد مهد كودك چند مربى دارد. آيا مربيان كودكان را دوست دارند و چه اهداف و مقاصدى را براى كودكان در نظر گرفته اند. مرحله بعدى، تحصيلات آموزشى مربيان و همچنين تجربه آموزشى آنان است. مرحله بعدى محيط و جو كلى مهدكودك است. اين كه در يك مهد كودك چند كودك وجود دارد. آيا جو مهد كودك آرام به نظر مى رسد. سيستم گرمايشى و سرمايشى مناسب دارد و پس از اين مسائل، آيا تلاش براى جذابيت بخشيدن به مهد يا آمادگى انجام شده است؟ مسأله مهم ديگر توجه به برنامه آموزش مهدها، نظم، چارچوب ارائه شده و آزادى عمل موجود است. اين كه آيا نشانه اى از كار كلاسى و آموزش هاى مرتبط وجود دارد. آيا از بازى ها و اسباب بازى هاى تخيلى يا فكرى استفاده مى كنند و يا اين كه هر روز امكان بازى در محيط خارج را پيدا مى كنند. مسأله ديگر تجهيزات محيط خارجى مهد كودك يا آمادگى است. نكته منفى در چنين مراكزى، وجود تلويزيون در مهدكودك است. در عوض وسايل ساده موسيقى، نقاشى، بازى با شن، وسايل آب بازى، سالن هاى نمايش، وسايل ساده كاردستى، بازى با اشيا و رنگ ها قاعده اصلى كار است. ميزان استفاده از موسيقى در طول روز و بازى هاى خواندنى و حركتى نقطه مثبت ديگر است.»
* ناراستى هاى يك مهدكودك
نحوه برخورد با كودك در آغاز ورود به مهد كودك، نحوه نگهدارى كودك و نحوه برخورد با كودكان زير ۳ سال ازمهم ترين هاست. نخستين برخوردها يا شيوه معرفى محيط جديد به كودكان نيز مى تواند براى هميشه در خاطره كودك باقى بماند و يا اين كه اثر ناخوشايندى بر روى نحوه روبه رو شدن با محيط و آموزش هاى جديد داشته باشد. حتى با توجه به روحيه كودكان توصيه مى شود به عنوان نمونه براى بچه هاى وابسته تر، اندكى زودتر وارد مهدكودك شوند. يعنى به زمان بيشترى براى انطباق نياز است. در برخى مهدكودك ها مادر اجازه ديدن اتاق كودك در حين بازى كودك را نمى يابد، فقط بايد به خود اطمينان بدهد كه همه چيز خوب است و يا به گفته هاى مربى بسنده كند. پدر حتى اجازه ديدن فضاى داخلى مهد را نيز ندارد. پس مهد جايى است كه كودك را تنها در اختيار مربى قرار مى دهد. ميزان اطلاعات والدين در همين حد است و جايى براى انتقاد يا پيشنهاد وجود ندارد. چنان كه امير هوشنگ رحمانى مى گويد: «حتى در بسيارى از مهدكودك ها، سكوت و رعايت آن به بچه ها ياد داده مى شود. براى رعايت سكوت و آرامش، كودكان دست به سينه نشستن و بى تحرك بودن را حتى دركلاس هاى زير ۳ سال ياد مى گيرند.
گاهى به دليل كوچكى اتاق و تعداد زياد بچه ها، هر بچه جاى اختصاصى دارد و بايد در طول روز در همان محل بنشيند. كودك براى حرف زدن از مربى اجازه مى گيرد. گاهى فضاى يك اتاق تمام فعاليت روزانه كودكان را به خود اختصاص مى دهد. ارائه آموزش هاى يكسان و انتظارات يكسان از كودكان سبب مى شود كودكان نتايج عمل خود را مقايسه كنند وخود به خود احساس حقارت و ناتوانى كنند. از سويى بايد نسبت به حس عاطفى كودكان، براى رشد عاطفى آنان برنامه خاصى در نظر گرفته شود. آموزش مستقيم به كودك نيز از ديگر اشتباهات در اين سنين است. آموزش بايد در ميان بازى باشد و كودك به برداشت هاى غيرمستقيم برسد. چنين ضعف هايى مى تواند موجب پرورش كودكانى مجبور، اقتدارپذير، بدون خلاقيت و تابع شود.»
* مربى محورى
و اين تمام مشكلى است كه در سيستم آموزش كشور تا به حال وجود داشته است. رشد كمى حافظه، معلم محورى، عدم اعتماد به نفس، بى توجهى به توانايى هاى ديگر كودكان و استعدادهاى عملى و هوشى آنان مانند يك رشته پيوسته به هم در سيستم آموزشى تا رده هاى بالاتر ادامه پيدا مى كند. اگر در مهد كودك ها، اراده اى براى برنامه ريزى و حذف نكات منفى وجود نداشته باشد، خود به خود هدف اصلى وجود آموزش پيش دبستانى و نقض خواهد شد، خلاقيت، استعداد و استقلال كودكان آسيب مى بيند و آنها بدون هيچ گونه برنامه پرورشى و تقويت اراده و نوآورى تنها ساعاتى از عمر خود را در خانه هاى مهد مى گذرانند. هر چند كه به گفته دكتر رحمانى كودكان جدا از مهدكودك ها نيز، در آغوش مادران خانه دار به شيوه كودك محورى بزرگ مى شوند و متأسفانه اغلب مسئوليت پذيرى و اتحاد، صبورى، همكارى، پذيرش ديگران و احترام به حقوق يكديگر را نمى آموزند.
با اين حال معدود مهد كودك هايى نيز هستند كه به مسائل تربيتى و كاركردهاى نوين آموزشى و پرورشى آشنا هستند.
مهسا چوبينه كار از تجربه خود در يكى از اين مهدها مى گويد: «كودك در روزهاى اوليه و ماه نخست به تدريج از مادر جدا مى شد و در عين حال مى توانست تمام نقاط مهد را ببيند. كودك مى توانست هر جا كه مايل بود را براى بازى انتخاب كند و مادر تا زمانى كه كودك به مربى خود انس بگيرد مى توانست در مهد بماند. بچه ها در مهد آزادى عمل داشتند و حتى مى توانستند تقاضاى محبت بيشترى داشته باشند، مى توانستند اسباب بازى كه دوست داشتند را يك روز در هفته به همراه بياورند. از سويى مربيان مهد آموزش هاى لازم در مورد كودكان را در حد تخصصى و يا آموزش هاى مقدماتى داشتند. در حقيقت سعى شده بود تا آنها بچه ها و روحيه آنها، استعداديابى، نحوه رشد خلاقيت و تخيل با آنها را بدانند.»
اين همه در حالى است كه هماهنگى و هدفمندى خاصى بين نهادهاى درگير وجود ندارد. بهزيستى، آموزش و پرورش، وزارت كار و همچنين بخش خصوصى هر كدام به طور جداگانه عمل مى كنند. از سويى دانش آموختگان رشته هاى مرتبط با آموزش پيش دبستانى كمتر به تأسيس مهدكودك و كودكستان علاقه مندند. چون حمايت خاصى از متخصصان مرتبط وجود ندارد در حقيقت اين كه چند درصد نيروهاى فعال درمهدكودك ها آموزش تخصصى ديده اند يا چند درصد مكان هاى مورد استفاده براى مهد كودك ها از استانداردهاى لازم برخوردارند بايستى در صدر اهميت قرار گيرد و از سويى اين كه مردم تا چه اندازه نسبت به كاركرد واقعى مهدكودك ها آگاهى دارند، سوى ديگر اين مسأله است.
گنجاندن برنامه هايى براى آموزش مهارت هاى زندگى، شناساندن هنجارها و ارزش هاى اجتماعى و تمركز بر رشد ذهنى، استفاده از هنر، موسيقى، نقاشى و ورزش تأكيد بر جنبه هاى كيفى وغيرمستقيم آموزشى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |