چهارشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۶ - ۳ رجب ۱۴۲۸
Wed, Jul 18, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
اداره بهتر شهراز محله ها
302631.jpg
فاطمه اميرى

سال ها پيش مديران شهر تهران براساس ضرورت و نيازهاى شهروندان، اين شهر را به ۲۲منطقه تقسيم بندى كردند. درواقع اين كار براى اداره بهتر شهر در شرايطى انجام شد كه تهران تا اين حد گسترش نيافته بود. تغيير شرايط زندگى، نيازها و افزايش جمعيت در بسيارى از مناطق، گستردگى شهر تهران به حاشيه ها و لزوم بازنگرى در مديريت اين شهر را موجب شد. طرح انتقال اداره شهرها از منطقه محورى به ناحيه محورى و سپس محله محورى چند سال است كه به عنوان راه حلى براى ارائه حداكثر خدمات به حداكثر شهروندان به پروژه اى با اهميت براى مديران شهر تهران تبديل شده است.
***
مديران شهرى معتقدند: رويكرد محله گرايى و ناحيه محورى در كلان شهرى نظير تهران قادر خواهد بود بسيارى از مشكلات در اداره شهرها را از پيش رو بردارد. بر مبناى اعتقاد اين دسته از كارشناسان شهرى در گذشته تمامى برنامه ريزى ها در ستاد مركزى شهردارى متمركز بود اما با تفويض اختيار به منطقه، ناحيه و محله راه حل بسيارى از مشكلات در همان سطح پيدا و ارائه خواهد شد؛ چرا كه موضوعات در سطح شهرهاى بزرگى مانند تهران به قدرى با هم متفاوتند كه در برخى موارد نمى توان تصميم واحدى براى همه مناطق شهر اتخاذ كرد، اما مى توان به گونه اى عمل كرد كه موضوعات و مشكلات در درون همان محله و با كمك و هميارى مستقيم ساكنان محله، حل و برطرف شود.
* بازگشت به جزيره آرامش
برپايى همايش، «توسعه محله اى با چشم انداز توسعه پايدار» در اسفند سال ،۸۳ شايد فصل اول ماجراى طرح «محله گرايى» در اداره شهر تهران بود. همايشى كه تبديل به فرصتى براى طرح دقيق تر موضوع، ارائه راه حل و پيشنهادهايى شد تا مشخص شود دست كم در شهر تهران، چگونه گام به گام مى توان نزديك به ۳۷۰ محله را به طور مستقيم در اداره شهر دخالت داد. محله هايى كه به گفته دكتر اشرف السادات باقرى، متخصص شهرسازى، در گذشته به مثابه خانه خانواده ها بودند و برپايه تجمع و پيوستگى به شدت نزديك، روابط محكم همسايگى با هويت كاملاً مشخص و الگوهاى مشترك زندگى ميان عده اى از جمعيت به وجود مى آمدند. درحالى كه وابستگى محلى بسيار عميق بود و حريم محله محترم شمرده مى شد.»
درست به فاصله گذشت دو دهه هويت مشخص و ويژگى بارز بسيارى از محله ها دستخوش تغيير و دگرگونى شده است. آنقدر كه ديگر كمتر مى توان در محله ها ويژگى هايى را يافت كه موجب تمايز آنها و تبديل شان به واحد فيزيكى مشخصى در سطح شهر مى شد.
دكتر باقرى مى گويد: به تدريج و با نفوذ سبك معمارى مدرن، محله ها انسجام، پيوستگى و هويت مستقل خود را از دست مى دهند. مفهوم ارزش هاى محله بى اعتبار مى شود و به دنبال درك ناشيانه و برداشت سودجويانه از مدرنيسم و رواج بساز و بفروشى در ساختمان سازى، بافت محله اى از شكل فشرده و بسته خود با برخوردهاى اجتماعى محدود به يك سيستم باز و قابل دسترس با روابط اجتماعى پراكنده تبديل مى شود.»
وضعى را كه اين متخصص شهرسازى تشريح مى كند، شايد بيشتر از همه در محله هاى شمالى شهر تهران با افزايش بساز و بفروش در مقاطع خاصى شاهد بوديم اما محله هاى جنوبى و شرقى هم كه زمانى با هويت خاص، واحد فيزيكى مستقلى و در عين حال مرتبط با ديگر نقاط شهر بودند نيز از اين قاعده مستثنى نيستند.
عود لاجان، وحيديه، تهران نو، اميريه، نارمك و نازى آباد كه روزگارى نام هر كدام مردمى هم سطح از لحاظ وضع معيشتى، اعتقادات، باورهاى مذهبى و ويژگى هاى اخلاقى را به ياد مى آورد، ديگر كمتر داراى اين خصلت ها و هويت هاى متفاوت و مستقل اند. با اين همه آنچه در طرح «محله گرايى» مورد توجه است، بازگشت به مفهوم محله ها، ايجاد جزيره هايى براى آرامش،امنيت و حركت مردم و بازسازى تعامل اجتماعى مثبت است.»
* دير به فكر افتاده ايم
ممكن است در برخى محله ها، هنوز مردم روز خود را با سلام و عليك صبحگاهى آغاز كنند، اما چهره هاى ناآشنا و غريبه حتى در محله هايى با بافت بسيار قديمى و بسته هر روز اين امكان را براى ساكنان قديمى كمتر مى كند. آدم هاى جديد مى آيند و مى روند مردمى كه حضورشان در هر محله موقتى و گذراست. بنابراين تعهدى در قبال مسائل محله ندارند. حساسيتى هم براى رفع و رجوع آنها از خود نشان نمى دهند.
دكتر احمد پور احمد مدرس دانشگاه و داراى دكتراى جغرافيا معتقد است: «در گذشته هم محله اى بودن يك ارزش اجتماعى و توأم با احترام بود. حالا شايد كمى دير به فكر افتاده ايم تا در شرايطى كه بسيارى از محله ها، بافت هاى يكدست خود را از دست داده اند و جمعيتى نامتجانس با شرايطى مالى، اقتصادى متفاوت در آنها جاى گرفته اند، به «محله گرايى» به عنوان پروژه اى نگاه كنيم كه قادر است در مديريت كلان شهرها تحول ايجاد كند. اما دكتر رسول درس خوان،متخصص شهرسازى مى گويد: «مسائل و مشكلات مربوط به كلان شهر تهران، هر روز ابعاد تازه اى به خود مى گيرد. ازدحام و تراكم جمعيت، گستردگى فضاى فيزيكى، آلودگى هاى زيست محيطى، مسائل مربوط به ترافيك و زمان و از طرفى اجبار به حركت در مسيرهاى طولانى و كاهش حركت و تعامل درفضاهاى خرد و چگونگى ارائه خدمات شهرى در سطوح مختلف از جمله مسائلى اند كه متخصصان شهرى را به چاره جويى وامى دارد. اندازه شهر مفهومى است كه پايه اصلى مشكلات مذكور را شكل مى دهد. در مقابل مفهوم شهر با وضعى كه برشمرديم، مفهوم محله با مواردى چون همجوارى، آشنايى با يكديگر، هويت، حريم و خدمات عمومى در ارتباط است.»
در اين شرايط گره گشايى مشكلات شهروندان از سوى اجتماعات محلى به يك ضرورت تبديل مى شود. چنانچه توصيه متخصصان شهرى به مديران شهرى چرخش از كار «براى» اجتماعات محلى به سوى كار «با» اجتماعات و در نهايت كار «توسط» اجتماعات محلى است.
به عقيده اين متخصصان شهرسازى ز ندگى محله اى فراهم آورنده سودمندى و كاركردهايى براى اعضاى خويش است. سودمندى هايى نظير حمايت متقابل، اطلاعات، امنيت و اعتماد.
*فرصت بيشتر، هزينه كمتر و كيفيت بهتر
«انجمن بلديه مركب از اعضايى است كه از محله هاى شهر انتخاب مى شوند.» رويكردى محله اى در اداره شهرها، نكته اى است كه به وضوح در فصل دوم قانون بلديه در سال ۱۳۲۵ هـ . ق به آن اشاره شده است. يك كارشناس مديريت شهرى مى گويد: «در محله مى توانيم آدم ها را به هم بياميزيم. آنها را در ارتباط با هم قرار بدهيم و چون اغلب در محله ها، افراد يكديگر را مى شناسند، با سپردن مسئوليت به آنها مى توانيم از ميزان تخلف ها كه ممكن است در مديريت هاى گسترده روى دهد، كم كنيم. فرد وقتى در محله زندگى اش صاحب مسئوليتى براى اداره همان محله مى شود، خود را در برابر همسايه ها و هم محلى هايش متعهد احساس مى كند. به خاطر احترام و شأن اجتماعى كه داشته و سبب شده مسئوليتى بر عهده اش گذاشته شود، دست به خلاف نمى زند. چون مى داند، هر روز با آدم هاى آشناى دور و بر محل زندگى اش سروكار دارد. آدم ها وقتى از هم شناخت دارند، بيشتر حرمت هم را حفظ مى كنند و اين موضوع به همكارى بيشتر آنها در اداره مسائل محله منجر مى شود. در نتيجه با تفويض اختيار، اداره شهرها راحت تر انجام مى شود. با فرصت بيشتر، هزينه كمتر و كيفيت بهتر و تمام هجوم كار شهر به سازمان مركزى شهردارى نخواهد بود. در واقع محله گرايى تنها فرصت براى اداره بهتر شهرها و تقسيم عادلانه امكانات و برطرف كردن فاصله محله هاى غنى و فقير است.»
* كوچك سازى، كيفيت مى آورد
كوچك سازى تشكيلات اداره شهرها از طريق محله ها، با كيفى سازى خدمات ارائه شده از سوى آنها همراه است. چرا كه بزرگى شهرها، مديريت شهرى را در ارائه خدمات بهتر با مشكل مواجه كرده است.
ابراهيم جمشيدزاده معتقد است، شهردارى ها مهم ترين عامل ايجاد مؤلفه هاى زندگى شهرى اند و وظايف خطيرى براى ارائه خدمت شهرى و توسعه شهرها در قالب يك نهاد مديريت محلى برعهده دارند اما مديريت كارآمد شهرى براى ارائه خدمات بهتر، لاجرم موظف به بهره گيرى از توان مشاركتى شهروندان به خصوص در سطوح محله اى خواهد بود. نقش شهردارى ها در توسعه محله اى در قالب ارائه خدمات شهرى، ايجاد زيرساخت هاى شهرى، ظرفيت سازى محله اى از توان مشاركتى مردم معنا پيدا مى كند.»
رشد نرخ شهرنشينى در طول ۵۰ سال از ۲۸ درصد به حدود ۷۰ درصد در كشور و ساير ضرورت هاست كه نياز به بازنگرى در مديريت شهرها را بيشتر مى كند. پروژه محله گرايى بر پايه مشاركت شهروندان فرآيندى است كه مى تواند به بهبود شرايط زندگى در شهرها بينجامد. كيميا حدادان كارشناس ارشد شهرسازى معتقد است: «فضاهاى قديمى شهرها از جمله مواردى است كه الگوهاى مشاركت مردمى در مرمت و بهسازى آن در طول سال هاى گذشته در كشور جواب داده است.»
از سويى مدل پيمانكارى محله اى نه فقط در تأمين زيرساخت هاى شهرى در محله ها مى تواند مؤثر باشد، بلكه راهى براى كمك به توسعه خصوصى سازى هم محسوب مى شود.
به عقيده يك كارشناس ارشد مديريت شهرى، اجراى طرح محله گرايى و تفويض اختيار اداره شهرها به محله ها با هماهنگى با شهردارى مركز الگويى مناسب براى ساير سازمان ها و نهادها پديد مى آورد تا آنها نيز به موضوع كوچك سازى تشكيلات خود و سپردن بخشى از كارها به مردم به شكل جدى ترى فكر كنند.
حركت ها در كشور و در سطح شهر تهران براى اجرايى كردن پروژه «محله گرايى» چند سالى است كه آغاز شده است.
اجراى پايلوت طرح در چند منطقه برپايى همايش «محلات تهران» در خرداد سال جارى برگزارى انتخابات شوراياران محله در سال ۸۴ گام ها را براى اجراى نهايى طرح محله محورى سريع تر مى كند. اين اعتقاد كه شوراياران پل ارتباطى بين مردم و خاستگاه اجرايى شهردارى اند كه ضرورت ها و نيازهاى محلى را در تصميم گيرى ها و برنامه ريزى هاى مربوط به محله به گوش مديران شهرى مى رسانند.، مى تواند روند تصميم گيرى از پائين به بالا را براى اداره شهرها تسهيل كند تا سازماندهى اداره امور شهر در پائين ترين سطح (محله) آغاز و به سطح كل شهر منتهى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |