چهارشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۶ - ۳ رجب ۱۴۲۸
Wed, Jul 18, 2007
جوان
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
ميخچه
سيد على ميربزرگى
گفت وگو با يك معلم جوان زبان كه جوان ترين
نويسنده كتاب آموزشى دانشگاهى است
گفت و گو: زرين رستمى وند، محسن جندقى
سفر به دشت هاى گمشده
رامين مصطفوى
ميخچه
آموزش تقويت زبان در تابستان
سيد على ميربزرگى
302673.jpg
فرصت هاى دوباره را درياب
302670.jpg
مترجم: لادن خضرى
شما هزاران بار در زندگى شكست خورده ايد، هر چند ممكن است به ياد نياوريد.
نخستين بار كه خواستيد راه برويد، زمين خورديد.
نخستين بار كه سعى كرديد شنا كنيد، نزديك بود غرق شويد.
نخستين بار كه مى خواستيد توپ بسكتبال را داخل سبد پرت كنيد، نتوانستيد.
هزار بار خواستيد گل بزنيد و توپ از بغل دروازه قل خورد و به بيرون از زمين رفت.
رمان نويس بزرگ انگليسى، جان كريزى، قبل از اين كه بتواند نخستين كتاب از ۵۶۴ كتابش را چاپ كند، ۷۵۳ بار از سوى ناشران، پس رانده شد.
باب روث درست است كه توانست ۱۳۳۰ بار توپ بسكتبال را داخل سبد بيندازد و گل كند، ولى ۷۱۴ بار هم نتوانست.
نگران شكست هايتان نباشيد.
نگران فرصت هايى باشيد كه در صورت دوباره سعى نكردن، از دست مى دهيد.
گفت وگو با يك معلم جوان زبان كه جوان ترين
نويسنده كتاب آموزشى دانشگاهى است
!? انگليسى Speak واقعا ً I canواى خدا
گفت و گو: زرين رستمى وند، محسن جندقى
302682.jpg
داشتن ديد درست براى يادگيرى زبان به روايت «ايمان مافى»

اين ديد نادرست كه موجب مى شود چندسال توى مؤسسه ها برويم و سرآخر جلوى يك خارجى كه نشانى يك رستوران را مى پرسد لال بمانيم يا شكسته بسته بگوييم go head aچيست؟ ايمان مافى در اين باره توضيح مبسوطى مى دهد.
* گرامر و لغت زيرماسك Speaking
اين ديد كه زبان يكسرى گرامر خشك و لغت است موجب مى شود برخى در همان جلسه تعيين سطح بگويند ما مى خواهيم مكالمه ياد بگيريم نه گرامر. اما مگر به همين زبان مادرى - اگر لغت و گرامر بلد نباشيد - مى توانيد حرف بزنيد؟ موضوع همين است. ما بدون اين كه مثلاً فكر كنيم فرمول ماضى بعيد چيست از آن استفاده مى كنيم. يادگيرى زبان به شيوه مدرن هم همين طور است. اساس اين شيوه تكرار است. اشتباهى كه برخى مرتكب مى شوند اين است كه فقط لغت و گرامر مى خوانند. اين اصلاً درست نيست. لغت يا گرامر بايد زير ماسك صحبت كردن (Speaking) يادگرفته شود. شما اگر يك جمله را به خوبى يادبگيريد، گرامر و لغات آن را هم يادگرفته ايد. درواقع در شيوه جديد، گرامر به طور غيرمستقيم آموزش داده مى شود.
* نه خيلى «فان» نه خيلى «خشك»
برخى فكر مى كنند زبان ياد گرفتن بايد همراه با شوخى و «فان» باشد و خوش بگذرد. معيارشان اين است كه فلان مؤسسه خوش مى گذرد، فلان مؤسسه خوش نمى گذرد. پس اولى بهتر است! كلاس زبان، اصلاً بايد فان باشد اما تا حدى و نه هميشه. وقتى نكته اى آموزش داده مى شود و استاد مى خواهد كه بچه ها آن را تكرار كنند، اين ضرورى و جدى است هرچند ممكن است خسته كننده باشد. برخى مؤسسه ها براى نگهداشتن شاگردان به بعد آموزشى توجهى ندارند، بويژه در سطوح پائين تر. معلم ها بايد اين قدرت و تخصص را داشته باشند كه هردو بعد «فان» و «جدى» بودن را دركنار هم حفظ كنند تا آموزش در محيطى خوشايند صورت گيرد.
* برخى ديكشنرى حفظ مى كنند!
لغت حفظ نكنيد. برخى وقتى تصميم مى گيرند زبان ياد بگيرند، لغت حفظ مى كنند. حتى ديده ام ديكشنرى حفظ مى كنند! براى يادگرفتن زبان بايد با متن زبانى در ارتباط باشيد. براى مثال فيلم ببينيد. نه فيلم هاى هاليوودى، فيلم هاى ساده كه به آموزش زبان كمك مى كند، كتاب هاى داستان و مجله هايى كه به زبان انگليسى است بخوانيد. معنى لغات را به فارسى ننويسيد.
* ديكشنرى انگليسى به فارسى: نه، ديكشنرى فارسى به انگليسى: هرگز
بايد ديكشنرى انگليسى به انگليسى مناسب داشته باشيم كه مثال داشته باشد. بزرگ ترين دشمن يادگيرى زبان، ديكشنرى فارسى به انگليسى و انگليسى به فارسى است. اين كتاب ها مى تواند كتاب مرجع باشد اما به درد ياد گرفتن زبان انگليسى نمى خورد.
* Active يا Passive؟ مسأله اين است
لغات active لغاتى هستند كه به خوبى ياد گرفته ايد و به راحتى و ناخودآگاه به كار مى بريد. لغات passive بزرگترين مشكل در يادگيرى زبان است تا جايى كه حتى مانع يادگيرى زبان مى شود. بچه ها ديدى نسبت به اين لغات ندارند. با اين لغات خيلى سطحى برخورد شده است. بچه ها نمى دانند اين لغات اسمند يا فعل، كجا به كار مى روند، چه طور به كار مى روند، رسمى اند يا غيررسمى. هر چه تعداد لغات passive بيشتر باشد، مشكلات يادگيرى زبان بيشتر مى شود.
بهترين چيزى كه كلمات را به شما ياد مى دهد، مثال ديكشنرى است. مثال ها را با دقت و چندين بار بخوانيد و اگر مى توانيد، حفظ كنيد. بعد جمله جديد بسازيد. تا وقتى بلد نباشيد از يك كلمه استفاده كنيد، آن را ياد نخواهيد گرفت. از استادتان انتظار لغت زياد نداشته باشيد اما اين انتظار را داشته باشيد كه لغات كم را خوب به شما ياد بدهند.
* Writing ، سوادتان را نشان مى دهد
برخى دست و پا شكسته حرف مى زنند اما نمى توانند حتى يك جمله بنويسند. يكى از علت هاى اين امر، انباشته شدن لغات passive در مغز است. در مؤسسات بايد روى اين مهارت كار شود.
* ضرب المثل و اصطلاحات خيابانى ممنوع
نمى دانم، كسى كه سلام و عليك بلد نيست، چه دليلى دارد اصطلاحات خيابانى و ضرب المثل ها را ياد بگيرد و مثل يك كابوى حرف بزند؟
* كلاس يك فرصت است؛ براى انگليسى حرف زدن اصرار كنيد
خيلى ها مى گويند كه انگليسى حرف زدن را ياد نمى گيرند. علت اين امر را از خيلى چيزها مى دانند اما در واقع خودشان مقصرند. كلاس زبان ۲۰ درصد از امكان ۱۰۰ درصدى يادگيرى زبان است اما حتماً بايد باشد. قرار نيست در كلاس زبان معجزه شود بلكه فضايى است كه شما آموخته هايتان را آنجا تمرين كنيد. نكته مهم در كلاس زبان اين است كه خودتان را مقيد كنيد به فارسى حرف نزدن.
نكته مهم ديگر اين است كه در كلاس زبان خودتان نباشيد. يعنى اول نبايد خجالتى باشيد چون افراد خجالتى هيچ وقت حرف زدن به انگليسى را ياد نمى گيرند. دوم اين كه مهم نيست نظر واقعى تان درباره هر موضوعى كه مطرح مى شود چيست. مهم اين است كه سعى كنيد درهر زمينه اى اظهارنظر كنيد و حرف بزنيد. من گاهى نظرى خلاف نظر همه آنها مى دهم تا بچه ها مجبور به توضيح موضوع شوند. در كلاس زبان، معلم تا حدودى شما را وارد بحث مى كند و نه بيشتر. خود شما بايد سعى كنيد حرف بزنيد. سعى كنيد جمله بسازيد اما جمله هاى درست. اصلاً از اشتباه نترسيد. شما كلاس رفته ايد كه اين اشتباه ها اصلاح شود. در مؤسسه، ما روى اين موضوع خيلى كار كرده ايم كه معلم ها اشتباه هاى بزرگ را تصحيح كنند و اجازه دهند بچه ها خودشان اشتباههاى كوچك را اصلاح كنند. به اين ترتيب، صحبت ها مدام قطع نمى شود.
* معلم، مهم است
در برخى مؤسسات گاه به معلم هايى برمى خوردم كه اگر در مؤسسه ما بودند شاگرد سطح ۸ مى شدند. بچه ها اغلب متوجه اين موضوع نمى شوند. مؤسسه ها و كسانى كه مى خواهند زبان ياد بگيرند بايد به اين موضوع بيشتر توجه كنند.
* منقطع نخوانيد
بزرگترين اشتباه برخى از بچه ها اين است كه زبان را منقطع مى خوانند. ۶ ماه پشت سر هم زبان بخوانيد بهتر از اين است كه ۲۰ بار ۲ ماه، ۲ ماه زبان بخوانيد. اگر منقطع زبان بخوانيد، هيچ وقت ياد نمى گيريد. آموزش زبان پروسه اى بلندمدت است. براى مثال ما پيش بينى كرده ايم كه در هر سطح چه انتظارى بايد از زبان آموز داشته باشيم. كسانى كه خوب زبان ياد مى گيرند، كلاس ها را پشت سر هم طى مى كنند.

گپ ما با ايمان مافى، يكى ازجوان ترين نويسنده هاى كتاب دانشگاهى (Final Steps to Enghlish Proficiency براى آموزش زبان) كه گاه احساس پيرى مى كند، چندان از زندگى برنامه ريزى شده خوشش نمى آيد و فكر مى كند كه اصلاً هم يك بعدى نيست، ۲ ساعت طول كشيد.(همكار مافى در نوشتن اين كتاب نيكان رستم زاده است.) بيشتر به خاطر اين كه اين معلم انگليسى ۲۳ ساله، كه از ۵ سال و نيم پيش انگليسى درس مى دهد، آنقدر تجربه پيدا كرده كه گفتن فقط بخشى از آنها كلى وقت مى خواهد و چون كارش را دوست دارد، نمى تواند ساده از برخى نكات بگذرد يا نگفته رها كند. بالاخره يكى بايد مشكلات زبان انگليسى ياد گرفتن را رو كند.گپ ما هنوز نصف نشده بود كه ايمان مافى اميد برخى را بر باد داد و با اطمينان گفت «زبان ياد گرفتن، نه دوپينگ دارد، نه سرم دارد و نه قرص، راه ميانبر هم ندارد. سيستم درست انتخاب كنيد و درست پيش برويد. اين راه مستقيم است و چه راهى كوتاه تر از راه مستقيم؟»
ايمان مافى رياضى اش هم خوب است. او دانشجوى رشته مهندسى متالورژى دانشگاه تهران هم هست.
گپ ما با او ـ كه با وجود مهارتش در زبان انگليسى به زبان فارسى تعصب دارد ـ و خواب هايش را هم به زبان فارسى مى بيند جز وقتى كه «نيكان» يكى از دوستانش را در خواب مى بيند و نمى داند كه چرا با او در خواب انگليسى حرف مى زند ـ از موضوع «زبان آموزى» شروع شد و به موضوع «پيرى»! ختم شد. اما راستش از آخر به اول تنظيمش كرديم. گپ ما زيادى بلند بود. بايد چند صفحه ديگر روزنامه را هم مى گرفتيم تا جا مى شد. اين بود كه بخش هايى از آن را آورديم. نكات مورد اشاره ايمان مافى را براى داشتن ديد درست درباره زبان انگليسى، انتخاب مؤسسه خوب و شيوه درست در يادگيرى زبان را داخل كادر بخوانيد.
* نظرتان درباره پيرى چيست؟
گاهى حس پيرى مى كنم اما اين اصلاً خوب نيست. اين خوشايند نيست كه در جوانى حس پيرى كنيم و در پيرى حسرت جوانى را بخوريم. در هر سنى بايد به اقتضاى همان سن زندگى كرد.
* مى گويند زبان مانند كش شلوار است، ولش كنى درمى رود و برنمى گردد. درست است؟
بله. بدترين كار ممكن اين است كه يكباره ولش كنى. اگر زبان را رها كنيد فراموشش مى كنيد چون خيلى فرار است. مؤسسه ها در اين زمينه خيلى كمك مى كنند. مؤسسه با اين كه تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد به يادگيرى كمك مى كند اما بسيار ضرورى است.
* من فكر مى كردم شما خيلى منزوى هستيد اما زخم دستتان اين طور نشان نمى دهد.
تو بازى فوتبال خوردم زمين. از آدم هاى تك بعدى خوشم نمى آيد.
* به زبان انگليسى خواب مى بينيد يا فارسى؟!
خواب هايم فارسى است اما وقتى يكى از دوستانم را كه او هم معلم زبان است در خواب مى بينم، با هم انگليسى حرف مى زنيم!
* ما در زمينه آشنايى با زبان انگليسى كه زبان بين المللى است مشكلاتى داريم. فكر مى كنيد به اين ترتيب آينده ما در زمينه ارتباط با ديگران چگونه خواهد بود؟
از پدرم ياد گرفته ام كه هر كارى را درست شروع كنم و انجام دهم. اگر قرار است كارى بد انجام شود، همان بهتر كه اصلاً صورت نگيرد. در يادگيرى زبان هم همين طور است. بايد متخصصان را بشناسيم و در زمينه زبان و ارتباطات، با كمك آنان، كارهايى انجام دهيم. اين كار، سخت است اما شدنى است.
* ما براى ارائه فرهنگ و داشته هاى مان با زبان بين المللى و به مردم ساير كشورها نياز داريم. اين نياز جدى به نظر مى رسد.
زبان بين المللى بسيار مؤثر است. همين فيلم ۳۰۰ و سوء استفاده هاى صورت گرفته از آن به علت غفلت خودمان است. ما فرهنگ بسيار خوبى داريم و آن را درست ارائه نكرده ايم. متأسفانه برخى كارها كه در اين زمينه صورت گرفته، به علت داشتن كيفيت بد و غلط هاى زياد، اثر عكسى داشته است. مثلاً براى ارائه فرهنگ يا اطلاعات از مكانى در كشور با جملات غلط انگليسى مخاطب خارجى چاره اى جز خنده نداشته است. يك بار در بيلبورد ورزشگاه، به انگليسى و درشت جمله مهمى نوشته بودند، اما غلط.
چه مى شد حداقل آن را به كسى كه زبان انگليسى مى داند نشان مى دادند تا دست كم غلط ديكته اى نداشته باشد؟ روى برشورها اصلاً وقت گذاشته نمى شود. عملكردها آنقدر ضعيف است كه تأثير منفى دارد. حتى روى برخى محصولات كلمه «صادراتى» را به انگليسى غلط نوشته اند. وقتى اين كلمه غلط است، مردم چطور به محصول اعتماد كنند و آن را بخرند؟
* آقاى مافى، وضع آموزش زبان انگليسى در ايران چطور است؟
زياد جالب به نظر نمى رسد. نمى توان به برخى از دانشجويان رشته زبان به عنوان مرجع رجوع كرد مگر كسانى كه خودشان تلاش كرده باشند. اين در حالى است كه استادان خوبى در دانشگاهها داريم. به نظر من سيستم دانشگاهى به گونه اى است كه برخى دانشجويان با مدرك كارشناسى نمى توانند در سطح قابل قبولى صحبت كنند چرا كه امكان دارد از ۱۴۰ واحد درسى كه پاس كرده باشند، فقط ۶ واحدش لابراتوار است. اگر كسى مى خواهد دانشجوى زبان باشد ابتدا بايد در حد خوبى زبان بداند. گاه ديده ام قبل از اين كه طرف مطمئن شود صحبت كردن، نوشتن و اصلاً انگليسى بلد است، مراحل بعدى را يادش مى دهند. براى مثال، كسانى را ديدم كه نمى توانستند خوب صحبت كنند اما تدريس (teaching) خوانده بودند.
* براى تغيير اين وضع چه بايد كرد؟
هم اكنون قدم هاى خوبى برداشته شده است. مدارس تلاش مى كنند تا كيفيت آموزش را ارتقا دهند. مؤسسه هاى زيادى هم وجود دارند كه برخى از آنها كيفيت لازم را ندارند. فقط مؤسسه را باز كرده اند تا ببينند بعد چه مى شود؟
* يعنى صرفاً ديد به اصطلاح «بيزينس» و اقتصادى دارند.
برخى مؤسسات اين نگاه را پيدا كرده اند بخصوص از وقتى مردم به IELTS (آيلتس) و TOEFL (تافل) برمى خورند.
* چطور بايد از اين ميان مؤسسه خوب و شيوه خوب را پيدا و انتخاب كرد؟
زبان چيزى است كه اگر راه درست آموختن آن را در پيش بگيريد، شايد در مدت زمان ۶ ماه به حدى برسيد كه بتوانيد گليمتان را از آب بيرون بكشيد. البته رسيدن به همين حد، اگر با روش نادرست انجام شود، شايد بيشتر طول بكشد. برخى از دوستان ۴-۳ سال است كه كلاس زبان مى روند اما چون ديد نادرست نسبت به يادگيرى زبان دارند و مؤسسه را درست انتخاب نكرده اند، نه تنها پيشرفت نمى كنند، بلكه پسرفت هم مى كنند. بيشتر مردم معيارهاى غلطى براى يادگيرى زبان دارند كه باعث مى شود درست زبان يادنگيرند. برخى مؤسسات از اين موضوع سوء استفاده مى كنند.
*آقاى مافى چند مؤسسه خوب داريم؟
۳-۲ تا. اخيراً شنيده ايم كه در برخى مؤسسه ها بعد آموزشى در حد صفر است.
* علت چيست؟
اكثراً به علت مديريت سودجو. البته معلم با معلم هم فرق مى كند بخصوص در دوره هاى IELTS و TOEFL.
* ظاهراً در اين ۲ زمينه مشكل كم نيست. حداقل از شمار زياد آگهى روزنامه ها درباره اين كلاس ها ميزان متقاضيان و شيوه هايى كه هر روز نو مى شوند تا مشترى بيشترى جلب كنند اين طور برمى آيد.
IELTS و TOEFL شوخى نيست. برخى واقعاً نياز دارند. تعيين كننده هم هست. متأسفانه هر جا چيزى اهميت پيدا مى كند دست سودجويان هم باز مى شود. اين موضوع هم از آن دسته است. ديد غلطى در اين زمينه به وجود آمده كه بايد درست شود. IELTS و TOEFL از زبان انگليسى جدا نيست. برخى از بچه ها فكر مى كنند زبان انگليسى از اين دو جداست. زبان انگليسى به شرق مى رود و TOEFL و IELTS به غرب. در حالى كه اين دو در واقع امتحانى است كه علم زبان شما را مى سنجد. يعنى اگر بر فرض نمره ۷ از IELTS مى خواهيد بايد در همين حد زبان بدانيد. زبان بلد بودن هم به معنى صحبت كردن، نوشتن، گرامر و لغت در اين سطح است. توصيه من اين است كه هر وقت حس كرديد تا نزديك نمره اى كه از IELTS و TOFEL مى خواهيد زبان بلديد، براى تكميل يكى ـ دو نمره باقى مانده به مؤسسه اى برويد كه به شما درباره IELTS يا TOEFL اطلاعات بدهد و شما را كمك كند تا نمره موردنظر را بگيريد. معمولاً بچه ها از اين موضوع غافل مى شوند. فرض كنيم در حد نمره ۲ زبان بلد است اما نمره ۷ مى خواهد. بچه ها اغلب عجله دارند. در اين ميان چيزى كه به ذهن برخى مؤسسه ها رسيده اين است كه چون برخى نمره مى خواهند، خوب هم پول خرج مى كنند، پس يك كلاس در همان سطح برپا مى كنند و يك اسم هم با پسوند آيلتس رويش مى گذارند و اين گروه را وارد سيستم مى كنند. به همين علت هزينه اين كلاس ها ۳-۲ برابر بيشتر مى شود. يك نفر در حد نمره ۲ آمده بود پيش من. گفتم بايد يك سال زبان بخوانى. گفت: يك سال! جايى به من گفته اند ۳ ماه. يا ديده ام در حد ۹-۸ ميليون پول خرج كرده اند تا نمره ۷ بگيرند اما همان نمره قبلى را گرفته اند. انگار شما دوم دبستان باشيد، بخواهيد كنكور بدهيد و برويد سر كلاس كنكور. براى IELTS و TOEFL يك دوره داريم آن هم براى كسانى كه در آن سطح زبان بلد هستند.
* حكايت لغت حفظ كردن براى شركت در IELTS چيست؟
IELTS آكادميك يعنى اين كه متن را بخوانيد و اگر معنى لغتى را بلد نبوديد از روى مفهوم جمله حدس بزنيد. هيچ امتحان مدرن انگليسى از شما معنى لغت صرف نمى خواهد. اين شيوه منسوخ شده اما در كلاس هاى اين قبيل مؤسسات لغت ياد مى دهند. اين دو ربطى به هم ندارند. براى ارتقاى يك نمرهIELTS))، دست كم ۱۴۰ ساعت مفيد بايد زبان خواند. IELTS و TOEFL دست نيافتنى نيستند اما شوخى هم نيستند.
* چند وقتى است شيوه هاى عجيب و غريبى براى يادگيرى زبان باب شده است. مثلاً يادگيرى در خواب، يادگيرى با استفاده از هيپنوتيزم و... چقدر اعتقاد داريد به اين شيوه ها؟
جايى درباره يك شيوه عجيب خوانده بودم. آگهى بود. در يكى از نمايشگاه ها غرفه اش را پيدا كردم. كتابش را كه باز كردم ديدم براى مثال نوشته Hello و زيرش نوشته «هلو» و جلويش نوشته سلام. پرسيدم شيوه خارق العاده تان همين است؟ با تأكيد گفتند: بله.بله. خيلى مؤثر است!
گاهى برخى در پاسخ به اين كه بايد حداقل ۲ سال زبان بخوانى به شوخى مى گويند قرصى چيزى ندارد؟ آنها دنبال راه ميانبر مى گردند اما زبان ياد گرفتن نه دوپينگ دارد، نه سرم، نه قرص. اصلاً راه ميانبر ندارد. كوتاه ترين راه، داشتن ديد درست، انتخاب سيستم درست و مؤسسه و روش خوب است. اين مسير، مستقيم است و كوتاه تر از مسير مستقيم نداريم.
سفر به دشت هاى گمشده
يانيس ريتسوس
شاعرى در تبعيد
رامين مصطفوى
تولد ريتسوس: اوايل ماه مه ۱۹۰۹ در مونم واسيا، يكى از شهرهاى يونان و در يك خانه اربابى بزرگ.
302685.jpg
پدرش زمين دار بزرگى است، رفاهى كه چندان دوامى نخواهد آورد، چرا كه پدر بزودى ورشكسته شده و زمين هايش را از دست خواهد داد. در سن ۱۲ سالگى ريتسوس با تلخ ترين واقعيت زندگى ملاقات مى كند: مرگ. سل موجب مرگ مادر و برادر بزرگترش مى شود. اندكى بعد پدر كه دارايى اش را از دست داده، كارش به جنون مى كشد و به آسايشگاه روانى مى رود جايى كه يكسال بعد خواهرش نيز در آنجا بسترى خواهد شد. خود ريتسوس نيز در همان سال براى مبارزه با بيمارى سل به سناتوريوم (آسايشگاه) رفته و ۳ سال در آنجا بسترى مى شود. در طول اين مدت شب و روزش را به مطالعه مى گذراند و نخستين مجموعه اشعارش را به نام «تراكتور» و در پى آن مجموعه شعرهاى بعدى را منتشر مى كند. اشعارى كه تمى سياسى و معترض هستند. در همانجاست كه با افكار چپ آشنا مى شود، گرايشى كه تا آخر عمر حفظ خواهد كرد، هرچند كه در پايان باورهاى سياسى اش تا حدودى متزلزل مى شود. به اين ترتيب، كودكى شاعر در نوسانى ميان ورشكستگى، سل و مرگ سپرى مى شود. گويى، زندگى نه تنها آغوش گرم مادر را از كودك دريغ مى دارد بلكه او را از سنين كودكى اش نيز تبعيد مى كند. اما ناآرامى ها و ماجراها را پايانى نيست. با به قدرت رسيدن «مناكساز»، نخست وزير ديكتاتور يونان در سال ،۱۹۳۶ قلع و قمع روشنفكران و سال هاى دربه درى ريتسوس آغاز مى شود. كتاب «سنگ نبشته مزار» به همراه بسيارى كتاب هاى ديگر در مراسمى باشكوه! مقابل معبد زئوس به آتش كشيده مى شود. از اين پس، ريتسوس همواره يا تحت تعقيب بوده يا در تبعيد يا در زندان. پس از آزادى كوتاه مدت، نوبت به جنگ داخلى يونان مى رسد و مبارزه بى وقفه ريتسوس با فاشيسم. اين يعنى شروع دوباره زندانى شدن ها، تبعيدها و جزاير مخوف و تبعيدگاه ها. شاعر زندانى، شكنجه مى شود. حتى اداى ديوانگان را درمى آورد و تا لب به اعتراف نگشايد و اظهار ندامت نكند، اما از اصول خود عدول نمى كند. در جايى به بازجويش مى گويد: «با مرگ، آثارم را تكميل مى كنم» و به چادرش برمى گردد و در انتظار بلا مى ماند.
302676.jpg
بازتاب اسارت ريتسوس اعتراض افكار عمومى جهانيان را برمى انگيزد. امرى كه در نهايت و البته پس از گذشت زمان موجب آزادى شاعر مى شود. ريتسوس در سال ۱۹۵۹ شاهكارش سونات مهتاب را چاپ مى كند. اين شعر برنده جايزه ملى يونان مى شود. سال بعد «لوئى آراگون» به همراه مقدمه اى پرشور، شعر را به فرانسه ترجمه مى كند. آراگون درباره ريتسوس مى گويد: «او بزرگترين شاعر زنده معاصر است».
درباره اشعار ريتسوس
ريتسوس در اشعارش برشى از زندگى يا واقعيت را به ما نشان مى دهد. درست مانند تماشا كردن يك آلبوم عكس، يا عكس هايى كه با دقت روى يك ميز چيده شده اند. هر تصوير كليدى به ما مى دهد كه در پايان ما را به دريافت كليت شعر رهنمون مى سازد. براى مثال در شعر «يخچال زن مرده آكنده از زندگى» كدبانوى سرزنده و مراقبى را كه ديگر نيست به ياد مى آورد. در شعر ريتسوس رگه هايى از سوررئاليسم وجود دارد و اندوه، حسرت، تبعيد، زندان، بازجويى اردوگاه هاى كار اجبارى و در نتيجه همه اينها، انسان هاى مسخ شده، از مضامين پايدار شعرهاى رتيسوس هستند. اگر «گره گوار سامسا»ى كافكا در فضايى انتزاعى چهره خود را بازنمى شناسد، كاراكترهاى اشعار ريتسوس در فضايى كاملاً واقعى و رئال و به دليل بازجويى ها و شكنجه ها قادر به شناخت فرد نيستند. در شعر «پس از امتحان»، همه متعلقات زندانى را به او بازمى گردانند، اما او ديگر قادر به شناخت خود نيست.
قيافه هراسان، درهم رفته، موهاى پريشان
پيراهن پاره، بدن ضرب ديده
روى ميز درازى كمربند چرمى، ساعت و شانه سياهش را گذاشتند
آنها را برداشت نمى دانست كدام را ببندد، ساعتش را يا كمربندش را،
شانه اش را كجا بگذارد،
برگ شناسايى اش را نگريست: «لوكاس»
گفت: «لوكاس» و با خود تكرار كرد
تكرار كرد: «لوكاس، لوكاس» گويى بيگانه اى را به زبانى ناشناس بنامد.
***
ريتسوس با آگاهى تلخ خويش، واقعيات تلخ و زننده جهان را به ما نشان مى دهد، هرچند با تواضعى شاعرانه همواره روزنه اى از اميد را براى مخاطب به جا مى گذارد. او در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۰ در سن ۸۱ سالگى از دنيا رفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |