پنجشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۶ - ۴ رجب ۱۴۲۸
Thu, Jul 19, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
رودررو
خانواده
نقش گذشت ، در سلامت روان
تماشا
نقش گذشت ، در سلامت روان
ببخش تا آرامش بيابى
302907.jpg
صابر محمدى

«كيفر بدى ، مجازاتى همانند آن است و هركس عفو و اصلاح كند اجر و پاداشش با خداست، كه خداوند ظالمان را دوست نمى دارد.» (سوره شورى، آيه ۴۰)
رسول اكرم(ص) فرموده اند: بر شما باد گذشت، زيرا گذشت نيفزايد براى بنده جز عزت. از هم بگذريد تا خدا به شما عزت دهد.
اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايد: گذشت و عفو تاج كارهاى نيك و جوانمردانه است. همچنين ايشان مى فرمايد: بهترين عفو آن است كه در حال توانايى باشد.
امام باقر(ع) مى فرمايد: پشيمانى بر گذشت بهتر و آسان تر است از پشيمانى بر كيفر.
امام صادق(ع) مى فرمايد: ۳ مكارم از دنيا و آخرتند. درگذرى از كسى كه به تو ستم كرده و پيوند كنى با كسى كه از تو بريده و بردبارى كنى هنگامى كه با تو نادانى كنند.
افراد با ايمان و پرهيزكار در برابر انواع آزارها، تحت تأثير قرار نمى گيرند و خويشتن را نمى بازند، بلكه آنها را با عفو و احسان، مبادله مى كنند و از مرحله انتقامجويى به پايگاه رفيع فرونشاندن خشم و صبر و خويشتندارى در برابر تجاوز تعالى يافته و سپس به مقام عفو در مقابل بدى ديگران نائل مى شوند. سرانجام قلب شان به صورت چراغى تابان و نورى عارى از ظلمت و تاريكى و مملو از آرامشى رهيده از اضطراب و پريشانى درمى آيد.
در قرآن كريم و روايات پيشوايان معصوم، آثار و بركات زيادى براى عفو بيان شده است.
قرآن كريم عفو و گذشت بندگان خدا از يكديگر را زمينه ساز عفو خداوند مى داند.
واليعفوا واليصفحوا الا تحبون ان يغفرالله لكم
«و بايد عفو كنند و درگذرند، آيا دوست نمى داريد كه خداوند بر شما ببخشايد.»
امام على(ع) پاداش انسان با گذشت را غيرقابل سنجش مى داند و مى فرمايد: پاداش دو چيز را نمى توان سنجيد، عفو و عدل.
* بخشش و خشم
بخشش مى تواند نخستين قدم در كنترل و مديريت خشم باشد و بيشتر اوقات قوى ترين تكنيك براى بازيابى كنترل بر زندگى است. بخشش به معناى چشم پوشى از اتفاقى كه براى شما افتاده، نيست. بلكه بدين معناست كه شما به نوعى نمى گذاريد كنترل شما به دست خشم و هيجان منفى بيفتد. از سوى ديگر بخشش به معناى ضعف شما نيست. اين كه سرچشمه زندگى را به دست بگيريد و اجازه ندهيد كه «گذشته» كنترل شما را به دست بگيرد، نشان كاملى از قدرت است. ديگر اين كه بخشش به اين معنا نيست كه شما در همان سطحى هستيد كه شما را آزرده خاطر كرده است.
بخشش و اطمينان به يك معنا نيست. زمانى كه فردى موجب آزار شما مى شود، شايد مدت زمانى لازم باشد كه دوباره شما به سطح قبلى اطمينان دست يابيد.
در واقع اگر به فردى خسارت وارد آيد، آسيب و صدمه حادث شده است. قصد نداريم چيز اشتباهى را صحيح نشان دهيم بلكه نمى خواهيم به وسيله حوادث و رخدادها كنترل شويم. بخشش يعنى گذشته را رها كردن تا بدين ترتيب بتوانيم به دنبال زندگى خود برويم.
* ديگران را ببخشيم تا سالم بمانيم
كينه بخشى از طبيعت انسان است اما اين حالت نه تنها سلامت روان، بلكه سلامت جسمى را نيز تحت تأثير قرار مى دهد. دكتر دين اورنيش (dean ornish) پزشك و محقق معروف آمريكايى، بخشش را جايگزين بسيار مناسبى براى خشم و انتقام مى داند، او مى گويد: خودخواهانه ترين كار براى خودتان، بخشيدن ديگران است. نتايج تحقيقات حاكى از آن است كه بخشش حداقل مى تواند از ۲طريق تأثيرات مطلوبى به جاى بگذارد. يكى كاهش استرس ناشى از نبخشيدن (كينه توزى) است كه آميزه اى از ترشرويى، عبوسى، خشم، خصومت، نفرت و ترس را ايجاد مى كند. اين حالات تأثيرات فيزيولوژيك خاصى مانند بالا بردن فشارخون و اختلالاتى همچون بيمارى هاى قلبى ـ عروقى، اختلال در سيستم ايمنى بدن و احتمالاً اختلال در كاركردهاى سيستم عصبى و حافظه را از خود برجاى مى گذارد. ورتينگتون (worthington)، محقق مى گويد: هر گاه كينه را به دل خود راه بدهيد خود را در معرض يك مسأله حاد جسمى قرار داده ايد. براساس تحقيقات انجام شده معلوم شده افرادى كه با دوستان، آشنايان و بستگان خود ارتباط بهتر، بيشتر و مطلوبترى دارند، نسبت به ديگر افراد از سلامت بيشترى برخوردارند و اين فايده دوم بخشايش است.
شارلوت ون اوين ويتوليت
(char lotte van oyen witvliet) محقق برجسته كالج هوپ، در ميشيگان مى گويد: بخشش بايد جزئى از زندگى انسان ها باشد و نه فقط پاسخى نسبت به شرايط يا اهانت هاى خاصى در زندگى آنان. ورتينگتون ميان بخشش و بخشش عاطفى تمايز قائل شده است. از نظر او بخشش عقلى، آشتى و مصالحه با فردى مقصر است اما بخشش احساسى يا عاطفى يك پذيرش درونى است. به ياد داشته باشيم كه بخشش، ما را ملزم نمى كند كه عدالت را ناديده بگيريم يا حق تحقير و اهانت را به ديگران دهيم. خشم نيز جزئى از احساسات انسان است اما نبايد عنصرى ثابت و پايدار در زندگى يك فرد باشد. بدين مفهوم وقتى از بخشش صحبت مى شود، منظور تأييد رفتار ديگران نيست، بلكه منظور اين است كه رنج و درد را از درون خود بيرون بريزيم. دكتر ادوارد هالوول ( Dr.Edvard Hallowell) پزشك هاروارد و نويسنده كتاب «جرأت بخشش» مى گويد: «بخشش يك فرآيند است، نه يك عمل لحظه اى؛ اين فرآيند بايد در مقابل حس كينه جويى، به تدريج پرورش پيدا كند» او كمك دوستان و افراد كارشناس را در پرورش اين حس مفيد مى داند. پيام نهايى اين صحبت ها چنين است. اگر به دنبال گرفتن انتقام از ديگران هستيد، ابتدا دو قبر آماده كنيد.
فوايد بهداشتى جسمى و روانى بسيارى شامل حال كسانى مى شود كه گذشت مى كنند. اين فوايد بهداشتى براساس سن افراد و نيز تمايل به بخشيدن ديگران و خود و احساس مورد عفو الهى قرار گرفتن، متفاوت است. بخشش خود و ديگران با كاهش ناراحتى هاى روحى از جمله احساس بى حوصلگى، نااميدى و عصبانيت مرتبط است.
«فريد من» در تز دكتراى خود چنين نوشته كه بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيرى داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند. بسيارى از تحقيقات نشان مى دهد كه بخشش به طور مستقيم بر هيجان عصبانيت به وسيله كاهش شدت آن در قلب وفكر اثر مى گذارد. همچنين هر وقت بخشش نسبت به يك نارضايتى يا تجربه آسيب زاى زندگى كسى به طور موفقت آميز به كار برده شود، از عصبانيت آن رنجش مى كاهد.
* بخشش و روان درمانى
بخشش افزون بر اين كه يكى از عناصر كليدى مراقبت مذهبى است، به عنوان يكى از عناصر روان درمانى هم مطرح شده است. اما مدل هاى ارائه شده، تأثير اندكى بر درمانگرى داشته اند. مى توان گفت كه يكى از محدوديت هاى عمده روش هاى مشاوره و روان درمانى غيرمذهبى، به تشخيص ندادن نقش كليدى بخشش در شفاى روان شناختى مربوط مى شود. در حقيقت، انتقادهاى به عمل آمده از درمان گران غيرمذهبى، ترديدهايى را درباره تمايل آنها به برانگيختن سرزنش والدين يا سرزنش همسر يا شريك مطرح ساخته است. با اين همه، ترغيب به بخشش، يكى از پررواج ترين مداخله هاى معنوى است كه روان درمانگران از آن استفاده مى كنند. بايد گفت براى اين كه بخشش اثربخش و شفادهنده باشد، بايد در وقت مناسب صورت بگيرد، هر چند كه با اين وجود نيز، گاه رنجيدگى و آسيب وارده آنچنان عظيم است كه بخشش امكانپذير نيست.
* محدوديت بخشش
«فيتز گيبانز» محقق، معتقد است كه با توجه به تجربه كلينيكى او، بخشش نمى تواند يك راه حل واحد براى همه دردهاى احساسى كه از وقايع آسيب زاى زندگى منتج شده است باشد، بلكه مى تواند كمك كند تا درجه غم حاصل از آسيب هاى احساسى كاهش يابد. به نظر نمى آيد كه بخشش، نااميدى و يأس و درد عميقى را كه شمارى از مردم از خيانت، تجربه مى كنند التيام ببخشد. همچنين بخشش نمى تواند به طور مستقيم عصبانيت يك شخص را كه حاصل از ضعف شخصيت اوست مانند بى قرارى اعتقاد نداشتن به ارزش هاى اخلاقى را اداره كند. بخشش، هر چند يك وسيله درمانى قدرتمند است اما به تنهايى نمى تواند راه حل كاملى براى تنفر شديد، خصومت شديد و كينه شديد باشد.
* بخشش، بجا- نابجا
اگر كسى به افراد بد كند او طبق دستور اولياى اسلام او را مى بخشد، ولى اين دستور در جايى قابل اجراست كه بد كننده لايق عفو و اغماض باشد، اما اگر چشم پوشى از بدى او موجب گستاخى مى شود و زيان هاى تازه اى به بار مى آورد، بايد مورد تأديبش قرار داد، اين مطلب در رساله حقوق امام سجاد(ع) تصريح شده است. حق كسى كه به شما بد كرده اين است كه او را ببخشى و عفو كنى، اما اگر دانستى كه عفو او زيانبار است با استنصار از قانون و قاضى و مردم، مجازاتش مى كنى. عفو در مواردى كه موجب تشويق و جرى شدن ستمگر و نابخردى است، پسنديده نيست.

منابع:
۱- ويليام وست، روان درمانى و معنويت، مترجمان؛ دكتر شهريار شهيدى و سلطان على شير افكن، تهران، انتشارات، رشد، ،۱۳۸۳ ص۶۶
۲- اينترنت
تماشا
خبرخوش
302910.jpg
ترجمه: لادن خضرى

رابرت دووين چن زو، گلف باز بزرگ آرژانتينى، يك بار برنده جايزه بزرگ شد، چك خود را دريافت كرد، جلوى دوربين فيلمبردارى لبخندى زد و رفت كه سوار ماشينش شود و به خانه برگردد. هنوز در ماشين را باز نكرده بود كه زن جوانى جلو آمد، به او تبريك گفت و اظهار داشت كه فرزندش سخت بيمار و نزديك به موت است و او پول ندارد كه فرزندش را به بيمارستان برساند.
دووين چن زو چكى كشيد و به دست زن داد و گفت:
«برو و به داد فرزندت برس.»
هفته بعد در انجمن گلف بازان حرفه اى ناهار مى خورد كه يكى از اعضا به سراغش آمد و گفت:
«شنيده ام كه هفته پيش بعد از مسابقه يك زن جوان به سراغت آمد.»
دووين چن زو سرش را به علامت تصديق تكان داد. مرد ادامه داد:
«خبرى برايت دارم. آن زن يك حقه باز است، فرزندى ندارد و اصلاً ازدواج نكرده است. او سرت كلاه گذاشته رفيق.»
دووين چن زو گفت:
«منظورت اين است كه اصلاً بچه مريضى وجود ندارد؟»
«همين طور است.»
«خدا را شكر! اين بهترين خبرى است كه در اين هفته شنيده ام.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |