پنجشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۶ - ۴ رجب ۱۴۲۸
Thu, Jul 19, 2007
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
رودررو
خانواده
گفت و گو با دكتر سيد صادق طباطبايى
شهادتى براى تاريخ
بخش پايانى
303183.jpg
در بخش نخست اين گفت و گو سعى شد با نگاهى تحليلى به بازخوانى سند منتشر نشده اى درباره امام موسى صدر و شهيد چمران بپردازيم كه اينك بخش دوم و پايانى را مى خوانيد:
براى خنثى سازى پاتك آنها چه كرديد؟
من بلافاصله به لبنان رفتم و قضيه را براى آقاى صدر تعريف كردم. صحنه خيلى تماشايى بود! ما ها، يعنى من و دكتر چمران، به خاطر ايشان آتش گرفته بوديم؛ در حالى كه خود ايشان بسيار خونسرد و بى تفاوت بودند! گفتيم،
« بابا، پدر ما در آمده و اين حرف ها همه در مورد شماست!» اما مطلب براى ايشان بسيار كم اهميت بود! گفتيم،« لااقل ترتيبى بدهيد تا يك ملاقاتى با ياسر عرفات داشته باشيم.» در ساعت يك و نيم بعد از نيمه شب، به اتفاق ايشان و آقاى دكتر چمران به دفتر ياسر عرفات رفتيم. چند لحظه اى نشستيم و منشى با قهوه از ما پذيرايى كرد. ياسر عرفات آمد، ما را بغل كرد و از آقاى صدر پرسيد، «سيدنا ! چه شده است كه به ما افتخار داديد؟ تنزل الملائكه و الروح ...». بعد آقاى صدر به من اشاره كردند و گفتند،« همه شيطنتها زير سر اين جوان است. ظاهراً با شما كارى دارد.»عرفات پرسيد،« قضيه چيست؟ »آن وقت آقاى صدر، وضع ما را تشريح كردند . اين كه با چه مشقتى با شاه مبارزه مى كنيم؛ اين كه اغلبمان در به در هستيم؛ اين كه با گذرنامه هاى جعلى و هزار جور خطر سفر مى كنيم و دائماً در تعقيبمان هستند؛ اين كه اينها دلشان براى انقلاب فلسطين مى تپد و شب و روز ،خودشان را براى شما به آب و آتش مى زنند . بعد هم گفتند، «درست نيست كه با اينها بازى كنيد! » عرفات پرسيد ،«مگر چه شده است؟» آقاى صدر هم جواب دادند،« من خودم ناظر بودم كه اين جوان آمد و با همه تان مصاحبه كرد . با هانى الحسن هم مصاحبه كرد .چرا بعداً هانى الحسن با فرد ديگرى صحبت و مطالبى خلاف واقع را عنوان كرده است؟» عرفات فوراً هانى الحسن را احضار كرد. وقتى او آمد، ما مطالب را عيناً بازگو كرديم. نشريه خودمان را جلويش گذاشتيم و دستخط هانى الحسن را هم نشان داديم. آقاى صدر بلند شدند و به ياسر عرفات گفتند،« من كار دارم و بايد بروم . مسأله اينها را حل كنيد و بعد از هم جدا شويد.» ايشان رفتند و من و دكتر چمران مانديم. هانى الحسن در آلمان تحصيل كرده بود و زبان آلمانى را مى دانست و به جهت آشنايى با ما، عرفات او را به عنوان اولين سفير فلسطين در ايران تعيين كرد. به هانى الحسن گفتم،«آيا يادتان هست كه ما چهار پنج هفته پيش آمديم و با شما مصاحبه كرديم؟» گفت،«بله!»گفتم، «حالا از قول شما چنين دستخطى را چاپ كرده اند. آيا شما اين دستخط را مى شناسيد؟» گفت،« بله اين دستخط من است.» بعد پرسيد،« اين مسأله به شما چه ربطى دارد؟» گفتم ،«خيلى ربط دارد.» هانى الحسن گفت، «آخر اين كه مربوط به شما نيست.» آن وقت تعريف كرد كه آقا جلال، با سه نفر ايرانى كه يكى شان محمد صادق قائم مقامى بود، پيش من آمدند و مطلبى را برايم بيان كردند. مطلبشان هم اين بود كه ماهنامه قدس از قول من نوشته است كه روسيه هميشه به انقلاب فلسطين خيانت كرده است؛ يعنى يك سرى مطالبى كه اصلاً در ماهنامه ما نيامده بود. به آن بنده خدا گفته بودند كه اين ها از قول تو چنين مطالبى را نوشته اند و ماهنامه قدس از قول تو نوشته است كه اسلام هيچ گونه نقشى در گروه هاى فلسطينى، خصوصاً الفتح، ندارد و از اين قبيل حرف ها. بعد هم از او خواسته بودند كه نظر بدهد و آن را كتبى كند. او هم نوشته بود. اينجا بود كه من به هانى الحسن گفتم،«مرد حسابى! درست است كه فارسى نمى دانى؛ اما لااقل مى توانى تشخيص بدهى كه آيا اصلاً در يك مورد هم نامى از روسيه و اتحاد جماهير شوروى برده نشده است.» دكتر چمران هم مطالبى را كه از قول او نوشته بوديم، برايش ترجمه كرد. هانى الحسن گفت، «اين مطالب درست است و من اين ها را گفته ام.» در اينجا ياسر عرفات پرسيد، «حالا مى خواهيد ما چه كار كنيم؟» من گفتم كه هانى الحسن بايد عين اين مطالب را با صراحت بنويسد و به من بدهد. بعد هم همان جا به دكتر چمران گفتم، «تا تنور داغ است، بايد حداكثر استفاده را ببريم .» به همين جهت از ياسر عرفات خواستم كه خود نيز يك پيام كتبى به نام سازمان آزاديبخش فلسطين خطاب به اتحاديه انجمن هاى اسلامى بنويسد. عرفات گفت، «اهلاً و سهلاً! شما تا كى اينجا هستيد؟» گفتم،« سحر پرواز دارم.» نگران بودم كه اگر وقت بگذرد، منير شفيق بيايد، جلال بيايد و مسأله سست شود. خلاصه تا نزديك چهار صبح آنجا بوديم و عين ماوقع را با دستخط هانى الحسن گرفتيم. عرفات هم پيامى داد كه بر روى كاغذ بزرگش، آرم برجسته سازمان آزاديبخش فلسطين و زير پيام ،آيه شريفه ،«نصر من الله و فتح قريب» درج شده و ابو عمار نيز آن را امضا كرده بود . خلاصه ما دست پر برگشتيم. البته قبل از مراجعت به آلمان، به نجف رفتيم و خدمت حضرت امام رسيديم. طبعاً مطلب را براى ايشان هم تعريف كرديم. حاج احمد آقا آن زمان، در عراق بود. يادم هست كه به ايشان گفتم، «چطور است كه از امام هم نوشته اى براى اتحاديه انجمنهاى اسلامى بگيريم؟» احمد آقا در جواب گفت ، «مسأله را با امام تقويت نكنيد. مطلب خودش به اندازه كافى قوى هست. اگر الآن يك مطلبى از امام به آن ضميمه كنيد، بقيه مطالب تحت الشعاع قرار مى گيرند. وزن مطالب خودتان را كم نكنيد.» بعد اضافه كرد، «اگر از امام هم مى خواهيد چيزى بگيريد، خوب است و بگيريد. امام پيام خواهند داد و شما نگران نباشيد؛ اما آن را در جاى ديگرى از ماهنامه بگذاريد كه مطالب خودتان كمرنگ نشوند . مطالب خودتان به اندازه كافى روشنگر هستند. تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد.» من هم از همان تلفن منزل امام به آقاى دكتر صفاتى، مسئول انتشارات اتحاديه زنگ زدم. گفتم اين مطالب را تايپ كنيد تا من بيايم و سندش را هم بياورم . شايد در حدود يك ساعت و نيم با تلفن صحبت كردم. او هم ضبطى را وصل كرده بود و مطالب را ضبط مى كرد. اينها مطالب شماره فوق العاده بعدى قدس بودند كه در رد مطالب آقاى فارسى و خبرنامه بنى صدر منتشر مى شدند. دو سه روز آنجا بودم و بعد برگشتم. البته اين همان سفرى بود كه ما از عراق به زحمت بيرون آمديم. روابط آقاى صدر هم با دولت عراق به هم خورده بود. با كمك برادر عزيزمان آقاى دعايى، از طريق كردستان به تركيه رفتيم و از آنجا به آلمان برگشتيم. آقاى دعايى خيلى ريسك كرده بود. به هر حال به اروپا برگشتيم و يك شماره مخصوص و جانانه اى را همراه با اسناد و مدارك منتشر كرديم.
***
متن دستنوشته هانى الحسن
بسم الله الرحمن الرحيم. برادر عزيز آقاى هانى الحسن! در مذاكراتى كه ديشب در حضور شما با برادر ابوعمار داشتيم، به ضميمه قدس شماره ۲ اشاره كردم كه در آن چند مصاحبه با بعضى رهبران انقلاب فلسطين و از جمله با خود شما، در تاريخ ۷۷‎/۶‎/۲۹ و نيز ترجمه اظهارات برادر خالد الحسن در روزنامه «النهار العربى والدولى» درج شده است. به شما عرض كردم كه اخيراً اعلاميه اى به امضاى «كميته ايرانى پشتيبانى از نهضت آزاد يبخش فلسطين» به استناد دستخطى از شما اين مصاحبه ها را مجعول دانسته است. در جواب اين موضوع، شما در حضور برادر ابوعمار پرده از روى يك تزوير برداشتيد. لطفاً چند سطرى پيرامون اين موضوع خطير مرقوم داريد . براى من نقل كردند كه در خلال مصاحبه ام با شما به همپيمانى مان با اتحاد شوروى و شهيد راحل، كمال جنبلاط هجوم برده ام. من اين مطلب را نفى كردم ، زيرا چنين چيزى را نگفته ام و نمى گويم و چون زبان ايرانى نمى دانستم، برايم امكان نداشت كه خود از اين نقل اطمينان حاصل كنم.
303186.jpg
در هر حال متأسفم كه صحبت من وسيله اى شده است براى هجوم به سازمان اولاً و عليه حضرت امام صدر ثانياً. برادر ابوعمار اعلان كرده است كه امل «آرزوى» ما و فتح «پيروزى» شماست. مسلماً آنچه را كه فرمانده كل بگويد و اعلان دارد، سخن همه ما خواهد بود. من هجوم به حركت المحرومين و سازمان امل را مردود و محكوم مى شمارم و به كسى اجازه نمى دهم كه از نام من براى هجوم به آنها سوء استفاده كند ؛ زيرا اين امر انكار خونهايى است كه مردان سازمان «امل» با فداكارى خود در راه دفاع از فلسطين و لبنان قربانى كردند.اميدوارم كه انقلابيون، همه عليه دشمنان ملتها و امتها متحد شوند و در اختلافات فرعى غرق نشوند.
مشاور سياسى رئيس كميته اجرايى
هانى الحسن
(امضا)
تاريخ: ۷۸‎/۱‎/۲۰
***
پاسخ ياسر عرفات به پيام كنگره شريعتى - سيزدهمين نشست سالانه اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان در اروپا - خطاب به مردم مسلمان فلسطين
خواهران و برادران،
اعضاى اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان در اروپا
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
«از مؤمنين مردانى هستند كه بر پيمانى كه با خدا بسته اند؛ صادقند ، بعضى از آنان به عهد خود وفا كرده اند و گروهى به انتظار وفاى به عهد خويشند و هرگز پيمان خود را تغيير نمى دهند.»
صدق الله العظيم.
با كمال خوشوقتى پيام كنگره سيزدهم شما را دريافت داشتم و با قدر شناسى و افتخار از پيام شما به ملت مجاهد فلسطين كه شهادت به حق و تأييد و درودهاى برادرانه بود، اطلاع حاصل كردم. قبلاً هم تلاش هاى مبارك شما را كه طى ساليان گذشته در راه آزاد ساختن سرزمين مقدس ما انجام داده ايد، تعقيب مى كردم. ما به نام انقلاب فلسطين، عميق ترين سپاس خود را تقديم مى داريم و همچنان يادآور مى شويم كه ما انقلاب عادلانه خود را ادامه مى دهيم و به رغم توطئه هاى فراوان صهيونيسم و امپرياليسم، بر گسترش آن خواهيم افزود و نيز خوب مى دانيم، همچنان كه شما گفته ايد كه پيروزى به يارى خدا با ماست؛ زيرا انقلاب ما از نظر هدف و وسيله، انقلابى بر حق است و دفاعى است از قدس شريف كه استعمار نابكار صهيونى بر آن و بر همه زمين هاى فلسطينى تكيه زده است. ما با استفاده از اين فرصت، قدردانى كامل خود را از جوانان «امل» اعلام مى كنيم. آنان كه هميشه در سنگرهاى خود و در سخت ترين شرايط و زمان ها، از انقلاب عادلانه ما و از وحدت لبنان دفاع كرده اند و در سنگر و خندقى واحد، دركنار ما بوده اند تا وحدت لبنان را حفظ كنند و در برابر همه توطئه هاى خطرناكى كه عليه ملت لبنان و فلسطين چيده مى شود، بايستند. حقيقت آن است كه روابط بين مجاهدين فلسطين و «امل» و رهبر آن امام موسى صدر، رابطه اى است پايدار، بر اساس علائق ملى و نيز در لحظات سخت و بحرانى ناگسستنى كه بدون شك با وفادارى انقلابى و ملى حفظ خواهد شد.
خواهران و برادران، درودهاى انقلابيون فلسطين و برادران خود را بپذيريد و دعاى شهداى آزاده ما را قبول كنيد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
انقلاب تا پيروزى
برادر شما
ياسر عرفات
رئيس كميته اجرايى سازمان آزاديبخش فلسطين
و فرمانده كل نيروهاى انقلابى فلسطين
بيروت ۱۹۷۸‎/۱‎/۲۴


|   شناسنامه   |   آرشيو   |