شنبه ۳۰ تير ۱۳۸۶ - ۶ رجب ۱۴۲۸
Sat, Jul 21, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
رودررو
خانواده
به بهانه ورود كميته ۴ جانبه به منازعه غزه
به بهانه ورود كميته ۴ جانبه به منازعه غزه
مأموريت دشوارآقاى بلر
303225.jpg
رابرت فيسك ‎/ اينديپندنت
ترجمه: پور اندخت مجلسى

وقتى تلفنى شنيدم لرد بلر قرار است براى احياى صلح در فلسطين به خاورميانه برود براى توصيف حالتى كه به من دست داد، ، تصور مى كنم واژه شگفت زدگى، تعبير درستى نباشد. نمى توانستم به گوش هايم اعتماد كنم. حتى تاريخ را چك كردم. ولى نه، اول آوريل نبود( اشاره به دروغ آوريل كه در اين تاريخ معمول است). همان طور گيج و مستأصل بودم كه آيا اين مرد مغرور رياكار، كه از ديد خاورميانه اى ها، دستانش به خون هزاران مرد و زن و كودك عرب آغشته است، واقعاً قصد داشته باشد فرستاده ما در خاور ميانه باشد.
آيا اين امر واقعاً مى تواند صحت داشته باشد؟ من هميشه فكر مى كردم كه بالفور، سايكس و پيكوت مظهر بلند پروازى هاى احمقانه در مسائل خاور ميانه هستند. ولى بلر؟ يعنى بايد باور كرد كه نخست وزير پيشين ما، مردى كه كشورخود را به شن هاى خاور ميانه كشاند، بايد نقشى در اين منطقه بازى كند- بلر يعنى همان كسى كه فرستاده افتضاح اش لرد له وى آن همه مسافرت هاى سرّى در خاورميانه انجام داد بدون اين كه مطلقاً نتيجه اى در بر داشته باشد- اكنون بر آن است كه دست هاى خود را (و من از آن مى ترسم كه زندگى ما را هم) در آخرين جنگ استعمارى جهان آلوده كند، كارى كه صرفاً غير قابل تحمّل است.
البته او با محمود عباس تماس خواهد گرفت و سعى خواهد كرد حماس را ناديده بگيرد. گفت و گوهاى طولانى در باره خاور ميانه و در مورد اعتدال و ميانه روى خواهد كرد و ما مجبوريم به حرف هاى او گوش بدهيم و فضل فروشى هاى او را در باره اخلاق و اين كه چگونه كاملاً و مطلقاً اطمينان دارد بهترين روش را به كار خواهد گرفت تا صلح را به خاورميانه بياورد، تحمل كنيم ( و اين امر به يادمان مى آورد همان مردى را كه سال گذشته آتش بس در لبنان را به تعويق انداخت براى اين كه در اميدوارى احمقانه بوش براى پيروزى اسرائيل بر حزب الله شريك باشد). او حتى يك بار هم از اين عمل خود عذر نخواسته است. يك بار هم اشاره اى نكرده است به اين كه متأسف است از اين كه چنين كارى را به نام ما انجام داده است. با وجود اين، لرد بلر در واقع باور دارد كه مى تواند در خاورميانه كار مفيدى انجام دهد، آن هم كسى كه درباره مدارك سلاح هاى كشتار جمعى در عراق دروغ گفته و آن را جعل كرده است.
بلر مردى است كه دست كم در منطقه خاورميانه كاملاً بى اعتبار شده است سياستمدارى كه به طور آشكارى در هركارى كه در خاورميانه به آن دست زده ، شكست خورده است. اما اكنون باور دارد كه مرد ايده آل است براى اين كه موضوع خاورميانه را با شكار افراد ومهره هايى كه درنزد ملت هايشان نماد وطن فروشى هستند براى انجام دستورات ما، سرهم بندى كند، يعنى همان كسانى را كه در پى قبول فلسطينى هستند كه حتى داراى اختيارات و اقتدار كم تر ازدوره ياسر عرفات است.
البته من فكر مى كنم بلرتاريخ مصرف و موارد استفاده خاص خودش را دارد. او درميان سياستمداران انگليس آميزه منحصر به فردى از گستاخى و نادرستى است. شكى نيست در مورد ديكتاتور هاى عرب دست نشانده ما خوب عمل مى كند و من گمان دارم - (با اين كه مسلم مى دانم اين داستان غير عادى واقعيت دارد) - كه بلر تلاش خواهد كرد براى رسيدن به صلح ، به تورى ديپلماتيك در دمشق و حتى تهران برود تا بدين وسيله راه را براى استراتژى خروج آمريكا از عراق هموار كند. ولى در فلسطين؟
فلسطينى ها انتخابات انجام دادند، انتخاباتى واقعى، معتبر و مطمئن و به صورتى دموكراتيك و حماس برنده شد. با اين همه بلر احتمالاً نخواهد توانست با حماس ملاقاتى داشته باشد. او نياز دارد فقط با دولت محمود عباس گفت و گو كند، با دولتى كه در اين هفته همكار قديمى من «رامى خورى» به درستى آن را دولت خيالى توصيف كرد.
طبق سخنان سخنگوى وزارت خارجه آمريكا شان مك كورمك كه من آن را در اينجا نقل مى كنم: «آمريكايى ها درحال بررسى در باره كسى هستند كه بتواند در يك سيستم فلسطينى كار كند تا شرايط را براى استقرار يك دولت شايسته آماده سازد. اوه بله، مى بينم كه چرا براى اين كار به لرد بلر متوسل شده اند. او دولت هايى را كه به طور شايسته اداره شوند و بسيارى از قوانين ترور و وحشت و امنيت شديد اين دولت ها را دوست دارد؛ اگرچه من كمى در باره اين كه مفهوم «سيستم فلسطينى ها» چه چيز قرار است باشد، گيج شده ام.
درگذشته جيمز ولفنسون سفير ما در خاورميانه بود و يكى از رئيسان پيشين بانك جهانى. او آنجا را با نوميدى و يأس ترك كرد زيرا نه مى توانست غزه را از نو بنا كند و نه با پروسه صلحى كه با هر خانه سازى يهوديان در زمين فلسطينى ها و با هر شليك راكت قسّام از طرف فلسطينى ها، تضعيف مى شد، كارى انجام دهد.
چه حرف هاى شيرينى كه از دهان بلرخواهيم شنيد. شرط مى بندم كه او ذكرى از ديوار اسرائيل كه اين همه زمين اضافى از فلسطينيان را از آنها مى گيرد سخنى به ميان نخواهد آورد. او به همه طرف ها توصيه خواهد كرد كه خويشتندارباشند. دعوت هاى بى پايانى براى ميانه روى را از او خواهيم شنيد كه هيچ كدام به خاطر عدالتى نيست كه بيش از صد سال است مردم خاورميانه به خاطر آن تلاش كرده اند.
و اسرائيل لرد بلر را دوست دارد، در واقع بلر با استفاده مزورانه از زبان چرب و نرم خود، وقتى منتظر است كه فلسطينى اى براى مذاكره پيدا كند، به ايهود اولمرت كه دولت اش به گرفتن زمين هاى اعراب براى يهوديان ادامه مى دهد توسل خواهد جست، يعنى براى مذاكره با محمود عباس كه اكنون پس از اين كه نيرو هايش در غزه از حماس شكست خوردند، اعتبار و پرستيژ يك خرگوش را دارد.
بلر با كدام يك از دو نخست وزير فلسطينى صحبت خواهد كرد؟ پاسخ روشن است، البته كه با آن كسى كه كراوات مى بندد و با محمود عباس كار مى كند و تقاضاى تضمين بيشتر، مقررات سخت تر و دموكراسى كمترى را خواهد كرد.
من هرگز نتوانسته ام بفهمم چرا خاورميانه، بالفور ها، سايكس ها و بلر ها را به خود جلب مى كند. روزگارى جيمز بيكر، گره گشاى ما در خاورميانه بود - كه براى پدر جورج بوش كار مى كرد تا اين كه اسرائيل از او خسته شد- و پيش از آن ما فهرست كاملى داشتيم از دبير كل هاى سازمان ملل كه از منطقه ديدار مى كردند، ابراز ناخشنودى مى كردند و هشدار مى دادند كه اگر به زودى صلح برقرار نشود نتايج وخيمى به بار خواهد آمد.
من شخص ديگرى را هم به ياد مى آورم با همان تفرعن بلر، كورت والد هايم را، آن وقتى كه ديگر رئيس سازمان ملل نبود. او حقيقتاً تصور مى كرد مى تواند سفير صلح در خاورميانه باشد؛ على رغم شخصيت او كه كمتر خصوصيات زمان جنگ نازى ها را داشت . ملاقات هاى او بويژه با ملك حسين ، پادشاه وقت اردن، به هيچ جا نرسيد ولى قدرت والدهايم براى كشيدن پرده اى بر گذشته خود در زمان جنگ، داراى يك وجه مشترك با بلراست. والد هايم با ثبات قدم و آشكارا و بار ها از اين معركه گريخت كه قبول كند كه كار غلطى انجام داده است. براستى اين مأموريت بلرشمارا به ياد چه كسى مى اندازد؟
دستاوردهاى حزب الله از جنگ ۳۳ روزه
احسان تقدسى
بخش پايانى

حزب الله بار ها و بار ها از اصل غافلگيرى در اين جنگ استفاده كرد. مخفى نگاهداشتن توان موشكى، تعداد، برد، نوع، قدرت انفجارى و دقت موشك هاى حزب الله تا آخرين روز جنگ مانع از آن شد ارتش اسرائيل بتواند برآورد درستى از قدرت موشكى حزب الله داشته باشد. بر آورد توان موشكى و نوع تجهيزات حزب الله پس از يك سال از پايان آن جنگ نيز همچنان در هاله اى از ابهام قرار دارد و كارشناسان نظامى و امنيتى اسرائيل و غرب تنها به ذكر اما و اگر ها و برآوردهاى بعضاً غير منطقى بسنده مى كنند. اين امر شايد يكى از دلايل ناكامى اسرائيل در طول جنگ خونين سال گذشته بود. هدف قرار گرفتن تل آويو از سوى نيروى مقاومت به عنوان مركز فعاليت هاى نظامى و سياسى اسرائيل از بزرگترين كابوس هاى سران اين رژيم در تمام دوران ها بوده است. حزب الله به باور كارشناسان نظامى اسرائيل توان هدف قرار دادن تل آويو را از همان روز اول جنگ داشت، اما سيدحسن نصرالله ترجيح داد از تاكتيك «قدم به قدم» استفاده كند. براى اين منظور همزمان با افزايش حملات موشكى اسرائيل، موشك هاى حزب الله نيز به تل آويو نزديك مى شدند. رژيم صهيونيستى در برهه اى از جنگ با ناكام ماندن در همه عرصه هاى نظامى و سياسى تصميم به بمباران بيروت گرفت. ساعتى پس از تهديد سيدحسن نصرالله مبنى بر اين كه در صورت هدف قرار دادن بيروت، تل آويو را هدف قرار خواهيم داد، موشك هاى حزب الله به ۲۰ كيلومترى تل آويو اصابت كرد و موجى از وحشت را در ميان ساكنان اين شهر فراهم آورد. جلسه اضطرارى سران تل آويو به سرعت تشكيل شد و بنابر كنسل شدن طرح حمله به بيروت گذاشته شد. افزايش و حفظ اقتدار اطلاعاتى از ديگر دستاوردهاى حزب الله در اين جنگ بود. همزمان با آغاز جنگ حزب الله ده ها جاسوس اسرائيل را كه از ماهها پيش از آغاز جنگ شناسايى و تحت مراقبت داشت را بازداشت كرد. همچنين در هفته اول جنگ منابع حزب الله اعلام كردند كه حزب الله داراى سرويس اطلاعاتى است كه در درون نهادهاى حساس اسرائيل در عمق اين رژيم مشغول فعاليت هستند. شنود دستگاه هاى بى سيم اسرائيل و ارتباطات فرماندهان اسرائيلى از بزرگترين ضربه ها بر پيكره تشكيلات اطلاعاتى اسرائيل بود چه آنكه آنان در طى سالهاى حيات اين رژيم مدعى داشتن « دست برتر» در فعاليت هاى جاسوسى بودند و اينك اينگونه تبديل به مضحكه شده بودند. در همين حال اسرائيل هيچ گاه نتوانست اطلاعات دقيقى از محل نيروها، تاكتيك ها، محل اختفاى موشك ها، محل استقرار رهبران حزب الله و. . . به دست بياورد.
علاوه بر اين ها تشكيل فوق سرى تمام جلسات شوراى مركزى اين حزب در طول دوران جنگ امرى بس مهم بود. كماندوهاى اسرائيل تلاش فراوانى براى ربايش يا ترور حتى يكى از اعضاى شوراى مركزى حزب الله انجام دادند كه تمام آنها ناموفق بود. شمار ديگرى از پيامدهاى جنگ در فشار محافل داخلى بر دولت اسرائيل نمايان شد.با عيان شدن ناكامى اسرائيل در عرصه نظامى وحشت بر سراسر سرزمين هاى اشغالى سايه افكند و تظاهرات هاى پراكنده اى در تل آويو و ساير شهرهاى فلسطين اشغالى عليه جنگ و عليه استراتژى هاى دولت اولمرت به راه افتاد. برخى كارشناسان معتقدند اگر روند جنگ عليه لبنان به همين ترتيب پيش مى رفت، مى توانست مقدمه يك حركت اعتراضى در افكار عمومى اسرائيل عليه سياست هاى دولت «اولمرت» باشد.
* نقش رهبرى سيد حسن نصرالله
«نصرالله پدر جنگ روانى است». اين تعبيرى است كه استاد جنگ روانى دانشگاه تل آويو در توصيف دبير كل حزب الله بر زبان آورد. پيروزى حزب الله در اين جنگ تا حد بسيار زيادى متأثر از قدرت رهبرى نصرالله بود. وى برخلاف رهبران اسرائيل كم تر در تلويزيون ظاهر مى شد و تمام نطق هاى وى در طول ۳۳ روز جنگ از تعداد انگشتان يك دست هم تجاوز نكرد اما تأثير فوق العاده اى بر روند جنگ گذاشت و در برخى مواقع موازنه را به سود حزب الله سنگين مى كرد. پيام هاى حسن نصرالله حامل پيام آرامش، ايستادگى و قدرت براى چريك هاى حزب الله و ترس و وحشت براى ساكنان سرزمين هاى اشغالى بود. پاسخ هاى برنامه ريزى شده و دقيق سياسى و عملياتى و به كارگيرى حساب شده توان نظامى و موشكى در هر مرحله، از ويژگى هاى رهبرى سيدحسن نصرالله است. به گفته دوست و دشمن سيدحسن نصرالله تنها عربى است كه در طول تاريخ اسرائيل توانسته مقابل آن ايستادگى كند و سربلند و پيروز از ميدان بيرون آيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |