|
|
|
حقوق شهروندى
|
|
|
|
|
|
|
حقوق شهروندى
حقوق همسايه آپارتمانى
|
|
|
عبدالصمد خرمشاهى
هر شهروند به دليل شهروند بودن داراى حقوقى است. به همين خاطر قطعاً نيز نسبت به ساير شهروندان و متوليان امور شهرى تكاليفى دارد. اين حق و تكليف صرفاً زمانى معنى پيدا مى كند كه انسان به صورت گروهى زندگى كند وگرنه اگر فردى دور از انسان ها به تنهايى در بيابان ها و غارها زندگى كند، اين مفاهيم در ارتباط با وى مصداق و معنا پيدا نمى كند. به قول استاد كاتوزيان «انسان آزاد به دنيا آمده است و حق دارد آزادانه فعاليت هاى مادى و معنوى خود را گسترش دهد و از ثمره آنها بهره مند شود، اما براى حفظ حقوق همه شهروندان، ناچار بايد حدودى براى آزادى هاى هر يك از آنها به وجود آيد. يعنى آزادى هر فرد محدود به آزادى ديگران شود. قواعد حقوق اشخاص را ناگزير مى سازد كه حق ديگران را محترم بشمارند و بدين گونه در برابر هر حق براى سايرين ايجاد تكليف مى شود و مفهوم حق و تكليف در روابط اشخاص به عنوان دو امر ملازم و متقابل به وجود مى آيد.» شهرنشينى و آپارتمان نشينى داراى قواعد و مقررات و ضوابط و فرهنگ خاص خودش است. در زمان هاى نه چندان دور كه آپارتمان سازى و آپارتمان نشينى رايج نبود و مفهومى نداشت در اكثر شهرها خانه هاى مسكونى داراى وسعت بسيار و حياط و درخت و اتاق هاى متعدد بود. همراه با غروب آفتاب سكوت ملايمى در خانه ها حاكم مى شد وصداى اذان مؤذن از گلدسته هاى مساجد دور و نزديك در كنار اين سكوت، روح را نوازش مى داد. بعد هم شب بود و صداى جيرجيرك ها و سكوت و ديگر هيچ. اكنون بعد از گذشت چندين سال چهره اغلب شهرها كاملاً به هم ريخته است. آپارتمان ها و برج هاى مسكونى در جاى جاى شهرها به خصوص شهرهاى بزرگ و به ويژه تهران روييده اند و به جاى خانه هاى باصفا، جنگل آهن و فولاد در لباس مجتمع هاى ساختمانى سراسر شهرهاى بزرگ را پوشانده است. به هر حال زندگى شهرى قواعد خاص خودش را دارد. بعضاً مى بينيم در اندك جايى ده ها واحد آپارتمانى ۳۰ و ۴۰ مترى ساخته اند آن هم در طبقات متعدد. به راستى زندگى در چنين محيط هايى سخت است. سخت تر آن كه بايستى حقوق ده ها و بلكه صدها نفر از همسايگان خود را رعايت كنى كه متأسفانه آن گونه كه آپارتمان ها رشد كرده اند فرهنگ آپارتمان نشينى هنوز براى خيلى از ساكنان آپارتمان ها معنى نشده است. امروزه تا پاسى از شب در خيلى از آپارتمان ها انواع و اقسام صداهاى ناهنجار و گوشخراش موزيك و تلويزيون و صداى فرياد گونه مكالمات شبانه همسايگان آفتى است آشنا كه مانند خوره آرام آرام روح ساكنان آپارتمان ها را مى خورد و اين قصه حكايتى تكرارى است. تا مى خواهى به همسايه اعتراض كنى كه پدرجان اندكى آرام تر. اندكى آهسته تر. بانگ فرياد برمى آيد كه «چارديوارى اختيارى» است. راستى آيا حق داريم با سروصداهاى ناهنجار اعصاب همسايگان را به هم بريزيم و بگوييم كه چارديوارى و اختيارى؟ ساكنان آپارتمان ها اعم از مالك و مستأجر مكلفند براى ايجاد يك زندگى بهتر به حقوق ساير همسايگان احترام بگذارند. اين يك تكليف قانونى براى تمامى شهروندان است كه با اصول و موازين اخلاقى كاملاً مطابقت دارد. براساس قانون موجر و مستأجر و قانون تملك آپارتمان ها و ساير قوانين مرتبط براى اداره امور آپارتمان ها هيأت مديره اى از ساكنان آپارتمان ها انتخاب مى شود كه اين امر را برعهده دارد. معمولاً از سوى هيأت مديره يا مدير ساختمان در مواقعى كه حتى اگر قراردادى هم بين مالكان و ساكنان يك ساختمان وجود نداشته باشد تصميمات اكثريت آراى مالكان و ساكنان ساختمان لازم الاجراست. ماده ۶ قانون تملك آپارتمان ها در اين مورد مى گويد: «چنانچه قراردادى هم بين مالكان و ساكنان يك ساختمان وجود نداشته باشد تمام تصميمات مربوط به اداره و امور مربوطه به قسمت هاى مشترك به اكثريت آراى مالكان است كه بيش از نصف مساحت قسمت هاى اختصاصى را مالك باشند.» رعايت نكردن مقررات و مفاد قانون مذكور داراى ضمانت اجرايى مخصوصى است كه در اين قانون قيد شده است. بديهى است رعايت حقوق ديگران كم و بيش براى حق هر كسى حدودى به وجود مى آورد. آرى هر كس حق دارد در محدوده آپارتمان خود موزيك گوش دهد، تلويزيون ببيند، با اعضاى خانواده صحبت كند و ... اما بايستى در نظر داشت اين حق تا جايى قابل اعمال است كه به حقوق ديگران تجاوز نكند و باعث ناراحتى آنان نشود. بلند كردن صداى موزيك يا تلويزيون در جايى كه ده ها همسايه در مجاورت ما زندگى مى كنند يا در حال استراحتند تجاوز به حقوق آنان است.زندگى ماشينى كه ترافيك همراه با سرو صداى فراوان و دود و انواع و اقسام ماشين ها و خلاصه آلودگى هوا و آلودگى صوتى از مظاهر اوليه آن است خود به خود مشكلات و سختى هاى خاص خود را به همراه دارد كه در هر حال اثرات نامطلوبى بر روح و روان شهروندان مى گذارد. بديهى است تجاوز به حقوق همسايگان به هر شكل و به هر نحو اثرات نامطلوب را مضاعف مى كند. احترام به حقوق ديگران نشانه رشد و توسعه و فرهنگ شهرنشينى است. سعى كنيم ضمن آشنايى نسبى با قوانين مختلف به تكاليف شهروندى خود عمل كرده و به حقوق ديگران نيز احترام بگذاريم. & وكيل دادگسترى
|
|
|
|
|
مرگ غم انگيز دختر كوچولو
|
|
|
ترجمه: هليا خرم
خانه كوچك آنها، خالى بود، خانه اى كه اهالى آن ۴ ماه پيش دختر كوچولوى ۲ ساله خود را از دست داده بودند و حالا پس از قتل كيسى، پدر و مادرش براى بردن اثاثيه منزل بازگشته بودند. دوستان و همسايگان كه در محله «جيپتون» زندگى مى كردند، با ديدن خانواده «مولن» به آنجا آمدند تا دوباره از آنها دلجويى كنند و در غمشان شريك شوند. «كلير بى مونت» ۱۴ ساله كه اكثر اوقاتش را با كيسى كوچولو مى گذراند، معتقد است: كيسى زيباترين دختر كوچولوى روى زمين بود. كيسى در آن خانه به همراه مادرش «سامانتا كن مام» ۲۱ ساله و پدرش ديويد مولن ۲۰ ساله و برادر ۳ ساله اش زندگى مى كرد، اما يك فاجعه، خانواده كوچك و شاد آنها را در غم و ماتم فروبرد. «كلير» مى گويد: پس از قتل «كيسى» حتى ديگر قادر به خارج شدن از خانه نيستم. مدام گريه مى كنم. او دختر كوچولوى شاد و خوشحالى بود و هيچ گاه خنده از روى لبهايش دور نمى شد. وقتى اين فاجعه رخ داد من به منزل مادربزرگم نقل مكان كردم. چرا كه ديگر قادر به زندگى در اين محل نبودم. چيزى كه بيش از همه ناراحتم كرد ديدن گل ها و پيام هاى تسليت جلوى خانه بود. حتى پدر و مادر او چند تا از عروسك ها و اسباب بازى هايش را هم كنار گل ها گذاشته بودند. هيچ وقت فكر نمى كردم زندگى دوست كوچولوى من به همين زودى و اين قدر تلخ و غم انگيز پايان يابد. ترى بيونت، پدر كلير شب قبل در خانه اش مشغول تماشاى تلويزيون بود كه با شنيدن سر و صدا و همهمه از خانه خارج و متوجه شد كه جلوى در خانه كيسى شلوغ است و سامانتا گريه كنان فرياد مى زند، «ديگر نفس نمى كشد» بلافاصله آمبولانس رسيد و بعد پليس به صحنه جنايت آمد. او مى گويد: دخترم هميشه كيسى كوچولو را براى بازى به منزل مى آورد و هر وقت دخترم جايى مى رفت، او را نيز همراه خود مى برد. او كوچولوى فوق العاده زيبايى بود. برادر ترى «كيت بيوت» و همسرش نزديك به ۲۰ سال است كه در اين خيابان زندگى مى كنند، آنها نيز روز ۱۱ فوريه با شنيدن صداى ضجه و داد و فرياد از خانه خارج شدند و به سمت هياهو رفتند كه ناگهان جسد دختر كوچولو را ديدند كه با آمبولانس به بيمارستان انتقال داده شد. وقتى امدادگران بچه را كه به نظر مرده مى آمد، به آمبولانس منتقل كردند، مادرش سامانتا از پله هاى منزل به زمين سقوط كرد كه همسايگان او را نيز بغل كرده و داخل آمبولانس گذاشتند. وى افزود: نه تنها همسايگان، بلكه اعضاى مجلس و انجمن شوراى شهر نيز براى تسليت و خاكسپارى كيسى شركت كردند. در اين ميان مردى كه به جرم قتل و تعرض به دختر كوچولو دستگير شد، كسى نبود جز عموى ۲۱ ساله اش «مايكل مولن» كه روز ۲۱ فوريه در منطقه ليد در جيپتون، به برادرزاده اش تعرض كرد و سپس با دستان خود او را در تختخوابش به قتل رسانيد آن هم در حالى كه والدين كيسى در طبقه پائين مشغول تماشاى تلويزيون بودند. قاضى در جلسات دادگاه اظهار داشت: مولن به جرم اين قتل حداقل به ۳۵ سال زندان محكوم خواهد شد. بازپرس رسيدگى كننده به پرونده قتل كيسى، عكس هايى از دختر كوچولو در حالى كه لباسى بر تن نداشت و برهنه بود، داخل تلفن همراه مايكل پيدا كرد، علاوه بر اين عكس هاى زيادى از «كيسى» در رايانه او نيز پيدا شد. شب ۲۱ فوريه ديويد همراه برادرش مايكل به خانه آمد. بعد هم عموى جنايتكار براى خواباندن كيسى به اتاق او در طبقه بالا رفت وقتى سامانتا و ديويد مشغول تهيه شكلات داغ براى دختر كوچولوى شان بودند، ديدند كه مايكل سراسيمه به طبقه پائين آمد و از خانه خارج شد. او همان موقع با تاكسى به خانه مادرش رفت. دقايقى بعد، سامانتا، كيسى را در حالى كه در خون غوطه ور بود، روى تختخوابش ديد. وقتى «مايكل» در خانه اش دستگير شد، دچار رعشه بود و ادعا كرد به خاطر نمى آورد چه اتفاقى رخ داده و حافظه خود را از دست داده است. قاضى پرونده هم در دادگاه به مايكل گفت: چيزى كه در اين پرونده بسيار مشمئزكننده و ناراحت كننده است، اين است كه او برادرزاده تو بود و تنها ۲ سال و ۲ ماه از زندگى اش مى گذشت. تعرض و قتل دختر كوچولو به دست كسى كه مورد اعتماد خانواده بوده و حتى مورد علاقه دختر كوچولو بوده كاملاً غيرقابل هضم و بسيار ناراحت كننده است. تحقيقات پليس نشان داد، مايكل معتاد به مواد مخدر بوده و مصرف بيش از حد كوكائين بخشى از سلول هاى مغزش را نابود كرده است. «پائول مك ول» دوست ۲۴ ساله وى به پليس گفت: حدود ۸ سال پيش كه ما هم در مين وود ليدز زندگى مى كرديم، مايكل بهترين دوست من بود، اما پسرى آرام و خانواده دوست بود، تا اين كه به كوكائين معتاد شد و حتى يك بار هم به جرم تعرض به زنى زندانى شد. هرگز نمى توان تصور كرد كه او مرتكب انجام چنين جنايتى شده، مگر اين كه يك موضوع ناگهانى به مغزش خطور كرده باشد حال آن كه من مطمئنم كه وى زمان ارتكاب قتل مواد مخدر مصرف كرده است. زيرا چند سال قبل او مشغول خواندن ماجراى قتل زنى در صفحه حوادث يك روزنامه بود كه همان موقع مايكل ناراحت و عصبانى روزنامه را به گوشه اى پرتاب كرد و با عصبانيت به قاتل فحش داد و به پائول گفت: چطور ممكن است، فردى اين قدر بى رحم و وحشى باشد. پائول گفت: فردى كه چنين عكس العمل شديدى نشان مى دهد، چطور مى تواند در حالت عادى مرتكب قتلى شود آن هم قتل برادرزاده اش. آخرين بارى كه پائول و مايكل با هم صحبت كردند، مايكل با خوشحالى به او گفته بود كه برادرش «ديويد» منتظر به دنيا آمدن فرزندش است و مايكل از اين كه عمو مى شود خيلى خوشحال است. برگزارى جلسات دادگاه مايكل در «يورك شاير» همچنان ادامه دارد و مايكل نيز در بازداشت است. مايكل ۱۶ آوريل پس از حضور در دادگاه تنها به گفتن نام خود اكتفا كرد و قاضى نيز اعلام كرد با هيچ گونه وثيقه اى حاضر به آزادى موقت مايكل نيست. زيرا معتقد بود آزادى چنين فردى براى جامعه بسيار خطرناك خواهد بود. آزمايشات پزشكى قانونى نشان داد، «كيسى» در اثر فشار بيش از حد به گردن و گلو جان باخته است. در حالى كه قبل از آن نيز در اثر تعرض در حال اغما بوده است. قاضى برگزارى دادگاه نهايى مايكل را به اواسط ماه جولاى موكول كرد. مراسم تدفين و خاكسپارى كوچولوى به قتل رسيده بسيار عالى برگزار شد. بيش از ۱۰۰ نفر عزادار به خاكسپارى «كيسى كوچولو» آمده بودند. تابوت كيسى با كالسكه اى كه توسط ۲ اسب سفيد كوچك حركت مى كرد به كليساى «بارتولومى» انتقال يافت. تابوت سفيد كوچك او با انبوه گل هاى رز سفيد و صورتى تزئين شده بود و همه ميهمانان به محض ديدن تابوت در كليسا شروع به گريه كردند، مادر «كيسى» از فشار گريه در كليسا نقش بر زمين شد و ۱۰ دقيقه بعد با كمك دوستان و خانواده به هوش آمد. به محض انتقال تابوت به كليسا ، صداى موسيقى در فضاى كليسا طنين انداخت. ماشينى كه والدين كيسى را به كليسا آورد، پر از گل هاى سفيد و صورتى بود. روى سبد گل ها نوشته شده بود: «دختر عزيزمان دلمان آكنده از درد و غم است. برو و با فرشتگان بازى كن.» مراسم دعا براى كيسى در كليسا ۴۰ دقيقه به طول انجاميد و سپس تابوت كيسى به قبرستان «نيوورتلى» براى خاكسپارى انتقال داده شد. پدر روحانى هنگام خاكسپارى گفت: اين فجيع ترين و غمناك ترين حادثه اى بود كه مردم را شوكه كرد. در انتها نيز «ديويد» از تمامى ميهمانان به خاطر حضورشان، نامه هايشان، كارت هايشان و فرستادن گل تشكر كرد و خواستار دعا براى كيسى شد. پس از مراسم خاكسپارى، مردم منطقه «ليدز» تصميم گرفتند تا از كليساى محل بخواهند، كتابى براى عرض تسليت به خانواده مقتول در كليسا گذارده شود تا مردم بتوانند با آنها بيشتر اظهار همدردى كنند. كليساى «بيچ لين» در جيبتون ۲ روز را به عزادارى «كيسى» اختصاص داد و عزاداران با شمع هاى روشن در كليسا براى او دعا خواندند. علاوه بر اين كتابى براى عرض تسليت به خانواده او در كليسا گذاشته شد تا مردم با امضاى خود همدردى خود را نشان دهند. بالاخره روز دادگاه نهايى «مايكل» فرا رسيد، در دادگاه قاضى با اشاره به سوءسابقه مايكل در سال ،۲۰۰۳ كه به اتهام تعرض به يك دختر ۱۲ ساله در سن ۱۷ سالگى دستگير شده بود، گفت: وجود چنين فردى براى جامعه خطرناك است. زيرا با توجه به شرايط، احتمال تجاوز او به كودكان همچنان وجود دارد بنابراين بايد از جامعه دور باشد. بنابراين پس از بررسى شواهد و مدارك، اعضاى هيأت منصفه او را به حبس ابد محكوم كردند.
|
|
|
|
|