گفت وگوى «ايران» با معاون هماهنگى امور عمرانى وزير كشور و رئيس سازمان شهردارى ها و دهيارى ها
جايگاه، نقش و وظايف سازمان شهردارى ها و دهيارى ها چيست؟ براى يافتن پاسخ اين سؤال با سيد مهدى هاشمى، رئيس اين سازمان و معاون هماهنگى امور عمرانى وزير كشور، گفت وگو كرديم. اما پاى سهميه بندى بنزين، قاچاق سوخت، بودجه عمرانى و فعاليت هاى دولت نهم در حوزه عمران و شهردارى ها هم به اين گفت وگو كشيده شد.
به اعتقاد سيد مهدى هاشمى، سهميه بندى بنزين و كاستن از يارانه سوخت، اين امكان را فراهم ساخت كه بر بودجه عمرانى كشور بويژه مناطق محروم افزوده شود و اين امر، به تنهايى، گام مهمى در جهت عدالت محورى است.
* مهمترين وظيفه سازمان شهردارى ها و دهيارى ها چيست؟
در واقع رسالت اصلى سازمان شهردارى ها و دهيارى هاى كشور، هدايت، پشتيبانى و نظارت بر شهردارى ها و دهيارى ها است و پل ارتباطى بين دولت و نهادهاى عمومى غير دولتى است. ما اين امكان را داريم كه با استفاده از اين سازمان و تشكيلات آن بتوانيم هم هدايت كلى شهردارى ها را در سراسر كشور داشته باشيم و هم توسط دولت، شهردارى ها را پشتيبانى كنيم و هم نظارت عاليه بر انجام فعاليت هاى آنان داشته باشيم. ضمن اين كه نقش هماهنگ كننده را هم داريم براى هماهنگى ميان دستگاه ها. يعنى شهردارى هاى كل كشور بتوانند از يك سياست و خط مشى واحدى تبعيت كنند و پيگير باشند. در حال حاضر در كشور ۱۰۱۶ شهردارى و بيش از ۱۶ هزار دهيارى فعاليت مى كنند كه اين سازمان نقش هماهنگى و پشتيبانى و نظارت را در اين ارتباط دارد.
* قبل از انقلاب اين مجموعه تحت عنوان اتحاديه شهردارى ها شناخته مى شد كه دولتى نبود، اما پس از انقلاب به يك سازمان دولتى تبديل شد. آيا برنامه اى براى احياى اتحاديه شهردارى ها و جود دارد؟
ما سازمان دولتى نيستيم، ما در اصل سازمانى وابسته به دولت هستيم. در رأس سازمان يك شوراى ۵ نفره وجود دارد كه ۳ نفر از آنان شهردارانى هستند كه از طريق انتخابات به رأس سازمان مى رسند يك نفر از اعضا يكى از معاونين سازمان مديريت و برنامه ريزى و رئيس آن معاون عمرانى وزير كشور است. در واقع به تعبيرى مى شود گفت كه خود شهردارى ها اداره كننده اين سازمان هستند.
* يعنى بودجه خاصى از طرف دولت براى اين سازمان تعريف نشده است؟
همان طور كه عرض كردم اين سازمان پل ارتباطى ميان دولت و شهردارى هاست. ما بحث عوارض را كه دولت در اختيار شهردارى ها گذاشته در اختيار اين سازمان مى گذاريم و اين سازمان برابر شاخص هايى كه دارد اين بودجه را توزيع كرده و بر مصرف آن نظارت مى كند. سياستگذارى هاى كلى را شوراى سازمان انجام مى دهد. اتحاديه در واقع اين نقش را ندارد چرا كه اتحاديه يك جايگاه صنفى است و با محدوديت هاى خاصى مواجه است. در اتحاديه، اقتدار، توانمندى و جايگاهى را كه در سازمان داريم مشاهده نمى كنيم.
* آيا شهردارى تهران هم از سازمان شما تبعيت مى كند و آيا رابطه خاصى در اين ميان تعريف شده است؟
بله شهردارى تهران هم يكى از ۱۰۱۶ شهردارى هست كه در چارچوب سياست هاى سازمان شهردارى كار مى كند. سازمان ما براى قراردادهاى خارجى نقش هماهنگى دارد. اين كه با چه شهرى قرارداد خواهر خواندگى امضا كنيم، يا اصلاً با چه كشورى ارتباط داشته باشيم.
هدايت، نظارت و پشتيبانى از وظايف تعريف شده سازمان است. منظور اين است كه در سطح كلان صورت مى گيرد. ما سياست هاى كلى بودجه و سياست هاى كلى دولت و نظام را ابلاغ مى كنيم و بر سياست هاى اجرايى نظارت داريم. از جمله اين كه بودجه سال جارى بايد در چه زمينه هايى صرف شود. يا براى مثال بر موضوع كرايه هاى حمل و نقل و نحوه ارائه خدمات حمل و نقل عمومى، موضوع تصويب نيازهاى شهردارى تهران و خطوط مترو نظارت داريم اما اين به اين معنى نيست كه در امور اجرايى دخالت داريم. اگر خارج از چارچوب هاى ارائه شده فعاليتى داشته باشند، نقش بازدارندگى خواهيم داشت. به هر حال وزارت كشور رده بالا دستى شهردارى ها است؛ امور شهردارى ها را در دولت مطالبه كرده و پيگيرى مى كند و طبيعتاً نقش نظارتى هم دارد كه به تخلفات رسيدگى مى كند. از طرفى حكم شهرداران كلان شهرها، مراكز استان ها و شهرهاى بالاى ۲۰۰ هزار نفر جمعيت را وزير كشور تأييد مى كند. اين تأييد با پيشنهاد شوراها و تصديق سازمان شهردارى ها صورت مى گيرد. در موضوع پشتيبانى هم وضع به همين ترتيب است. ما در سال ۱۳۸۵ متعهد به تحويل حدود ۲۷۵۰ دستگاه اتوبوس در تهران بوديم. يعنى از مجموع ۶ هزار و ۵۰۰ دستگاه اتوبوس در سطح كشور ۲ هزار و ۷۵۰ دستگاه به استان تهران تخصيص يافته است.
* با اين تعريف حتى شهردارى تهران و مترو از سياست هاى شما مستثنى نيستند؟
بله ما در اين خصوص جلسات مداومى با مديران مترو و حمل و نقل شهرى داريم و مسائل متعددى را بررسى مى كنيم. اين رابطه مداوم و سازنده است.
* ناوگان حمل و نقل ايران با چه مشكلات اساسى مواجه است؟
اين موضوع گسترده اى است كه به آن توجه نشده و پيش از اين در دستور كار نبوده است. شايد يكى از دلايل اين باشد كه ما از سوخت ارزان برخوردار بوديم و احساس نياز به حمل و نقل عمومى نمى شده است. در بسيارى از كشورهاى ديگر از خودروى شخصى براى تفريح استفاده مى شود نه جابه جايى در شهر و امور كارى. در كشور ما، سهل الوصول بودن اين امكان و هزينه پائين حمل و نقل موجب شده از حمل و نقل عمومى كمتر استفاده شود و به همين نسبت هم توجه به اين مسأله كاهش پيدا كند. اين مسأله موجب پيشرفت نكردن بخش حمل و نقل عمومى از جمله مترو و اتوبوسرانى شده است. از سال ۱۳۸۵ با تبصره ۱۳ قانون بودجه يا به تعبيرى «تبصره سبز» به صورت جدى كار دنبال و مقرر شد كه سهم حمل و نقل عمومى شهرى ما از ۴۲ درصد به ۷۵ درصد افزايش پيدا كند. به همين علت در سال اول اين تبصره به طور آزمايشى اجرا و با نتيجه مثبتى روبه رو شد. در سال هاى بعد يك لايحه ۵ ساله به عنوان قانون به مجلس ارائه شد كه مجلس محترم كليات آن را تصويب كرد و هم اكنون مراحل نهايى تصويب خود را مى گذراند. اميدواريم با تصويب نهايى اين لايحه طى ۲ ماه آينده بتوانيم بحث حمل و نقل را در ۵ سال آتى برنامه ريزى و اجرا كنيم.
ما در تبصره سبز به ۴ موضوع مى پردازيم. اصلى ترين بحث كه كمتر هم به آن توجه شده بحث كاهش آلودگى هوا و محيط زيست است. با آلودگى هوا يك مرگ پنهان و تدريجى به مردم تحميل مى شود. بحث توسعه حمل و نقل عمومى يكى از محورهاى اصلى است كه در اهداف اين تبصره موجود است. موضوع سوم بحث مديريت سوخت است. يعنى در اين تبصره به مديريت مصرف سوخت مى پردازيم.
متأسفانه سوخت به طور بى رويه در كشور ما مصرف مى شود. قبل از بحث سهميه بندى ما روزانه تا سقف ۸۰ ميليون ليتر مصرف بنزين داشتيم كه ساليانه ۱۰ درصد اضافه مى شد. به اين ترتيب بخش عمده اى از بودجه كشور صرف يارانه سوخت مى شد. سوخت در كشورهاى ديگر به اين نحو مصرف نمى شود. يكى از عواملى كه در مصرف و مديريت سوخت و كاهش آلودگى تأثير مى گذارد، بحث قيمت سوخت است. در كشورهاى همسايه مثلاً تركيه، بنزين با قيمت ۲ هزار تا ۲ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته مى شود و ارزانى سوخت در كشور ما باعث شده بخش عمده اى از آن به كشورهاى همسايه قاچاق شود.
ما در اصل يارانه را در اختيار كشورهاى همسايه قرار داده ايم. سوخت در ايران ليترى ۸۰ تومان عرضه مى شد ولى وقتى به پاكستان وارد مى شد با قيمت ۷۰۰ تا ۸۰۰ تومان به فروش مى رفت. چرا بايد ديگران از سهم يارانه ما استفاده كنند؟
* چند درصد از سوخت تا قبل از بحث سهميه بندى بنزين به طور قاچاق از كشور خارج مى شد؟
حداقلى كه آمار نشان مى دهد بيش از ۲ ميليون ليتر در روز است ولى در هر صورت نزديك ۵ درصد كل مصرف روزانه سوخت كشور را تشكيل مى دهد. ما هم اكنون بيش از ۵۰۰ تومان يارانه بابت هر ليتر سوخت مى دهيم و با در نظر گرفتن ۲ ميليون ليتر قاچاق در روز ما با ضررى ۱۰ ميليارد تومانى در اقتصاد كشور مواجه هستيم. هيچ منطقى اين را نمى پذيرد. ما سالانه به طور متوسط بيش از ۱۰ درصد رشد مصرف سوخت را تجربه كرده ايم. اين رشد در هيچ جاى دنيا سابقه اى ندارد و دليل اصلى آن ارزانى سوخت است كه بى رويه مصرف مى شود.
هدف چهارم تبصره سبز بهبود حمل و نقل است. هدف هاى فرعى ديگرى هم در اين تبصره گنجانده شده است.
بحث نوسازى ناوگان حمل و نقل عمومى كه ما در سال ۱۳۸۵ بيش از ۲۵۰ هزار خودروى فرسوده را از رده خارج كرديم در صورتى كه در ۴ سال پيش از آن، در مجموع فقط ۴۰ هزار دستگاه از رده خارج شده بود.
اين نشان مى دهد كه دولت نهم به كارهاى زيربنايى، اقتصادى و رفاهى اهميت مى دهد. شعارهاى دولت كه عدالت، مهرورزى، خدمت رسانى و رشد و توسعه همه جانبه بود در تبصره ۱۳ ديده مى شود. ما مى گوييم عدالت؛ عدالت يعنى قشر محدودى از جامعه ما نبايد سهم كل يارانه را مصرف كنند. كاهش يارانه يعنى بايد سوخت سهميه بندى و به طور مساوى و با نسبت مشخص ميان قشرها ى مختلف جامعه توزيع شود. اين مسأله از رشد بى رويه مصرف نيز جلوگيرى مى كند. پيش از اين حمل و نقل عمومى اين قدر مورد توجه نبوده است. مقايسه وضع موجود با ۵ سال گذشته نشان مى دهد كه ناوگان حمل و نقل عمومى بخصوص اتوبوس ها، تاكسى ها و خودروهاى فرسوده نو شده است.
در موضوع مهرورزى بايد ببينيم كه چه كسانى سوار اتوبوس مى شوند؟ اقشار محروم جامعه و يا متوسط رو به پائين. البته هم اكنون اين مسأله به يك فرهنگ تغيير پيدا كرده و قشرها ى مرفه جامعه ما نيز از مترو، اتوبوس و تاكسى استفاده مى كنند. اين نماد عملى مهرورزى است. موضوع رشد و توسعه همه جانبه نيز در اين تبصره نمايان است چرا كه هزينه نكردن ثروت عمومى در كارهاى غير ضرورى موجب مصرف آن سرمايه در فعاليت هاى خدمت رسانى عمومى مى شود و در نهايت كشور با رشد و توسعه مواجه خواهد شد. در سال هاى گذشته هر سال مصرف سوخت زياد مى شد و دولت نيز موظف به پرداخت يارانه بود، لذا نمى توانست بودجه عمرانى را آنچنان كه بايد افزايش دهد. حتى در برخى سال ها ما شاهد كاهش بودجه عمرانى بوده ايم. لذا وقتى دولت نهم بودجه عمرانى را افزايش مى دهد و يارانه هاى غير ضرورى را به سمت كارهاى زير بنايى هدايت مى كند، كشور را با رشد و توسعه همه جانبه همراه مى كند.
* تاكنون چند درصد از برنامه هاى دولت نهم در حوزه عمران و شهردارى ها تحقق يافته است؟
به طور مثال در بحث بودجه عمرانى كشور، حدود ۱۶ هزار ميليارد تومان بودجه داريم يعنى حتى كمتر از يارانه سوخت. يعنى بودجه عمرانى كل كشور كه بايد براى ساخت سد، مدرسه، جاده و غيره هزينه شود كمتر از يارانه اى است كه براى سوخت پرداخت مى شود. در دو سال گذشته ما توانسته ايم بودجه عمرانى را در كشور رشد دهيم و اين رشد را بيشتر متوجه مناطق محروم و استان هاى دور افتاده كرده ايم. مثلاً سرانه بودجه عمرانى در كشور در سال ۱۳۸۵ در استان ايلام ۳۲۰ هزار تومان بوده است. اين رقم در تهران ۲۲ هزار تومان در نظر گرفته شده است. استان بوشهر رتبه بعدى پس از ايلام است و تهران پائين ترين سرانه را دارد. اين همان تحقق عدالت است كه از شعارهاى دولت نهم بود.
اين روند در گذشته بر عكس و بودجه عمرانى شهرهاى بزرگ بيشتر از مناطق محروم بود. اين مسأله مشكلاتى را براى خود دولت نيز به وجود آورده بود چرا كه آبادى بيش از حد يك منطقه موجب هجوم افراد از نقاط ديگر به آن منطقه مى شد. يعنى مهاجرت روستائيان به شهرهاى بزرگ نخستين تبعات سياسى دولت هاى پيشين بود. مهاجرت به شهرهاى بزرگ عرصه را براى ساكنين آن شهرها نيز تنگ مى كرد چون مهاجرت باعث شلوغى شهر، كاهش شاخص هاى بهداشتى و حتى نا امنى مى شد. تحقيقات علمى نشان داده است بسيارى از تخلفات در شهر هاى بزرگ توسط مهاجرين صورت مى گيرد. بودجه عمرانى در شهرهاى مختلف براساس آبادانى و مركزيت آنها تقسيم مى شود تا شعارهاى دولت نهم به عينه تحقق يابد.
* تخصيص بودجه بر چه اساسى صورت مى گيرد؟ آيا شاخص هاى ويژه اى وجود دارد؟
ما شاخص هاى مختلفى داريم. بحث جمعيت، محروم بودن منطقه، برخوردارى از امكانات اوليه، دورى از مركز و بحث آب و هوا بخشى از شاخصه هاى ما هستند. اين شاخصه ها البته در دولت هاى گذشته به اين شكل نبود. يعنى مثلاً فقط شاخص جمعيت مورد نظر قرار مى گرفته است. سياست اين گونه بوده كه به دليل مهاجرت و كاهش شمار ساكنان شهرهاى كم جمعيت، دولت هاى قبلى بودجه كمترى به آن شهرها اختصاص مى دادند. اين سياست در عمل هم مشاهده مى شود. من در سفر اخيرم به شهر دهدشت در استان كهگيلويه و بوير احمد آن را با وضعيت آخرين سفرم كه ۲۰ سال پيش صورت گرفته بود مقايسه كردم. بر خلاف آنچه تصور مى كردم، ديدم كه اين شهر نه تنها آباد نشده بلكه نسبت به ۲۰ سال گذشته ويران تر شده است. اگر در شهرى مراكز بهداشتى، درمانى، مخابراتى و آموزشى وجود نداشته باشد نمى توان توقع داشت كه ساكنان آن به شهرهاى بزرگ مهاجرت نكنند. عدالت حكم مى كند كه ما به اين سمت حركت كنيم.
* بيشترين موفقيت سازمان خود را در دو سال خدمت در چه مى بينيد؟
مديريت طرح ها كه شامل توزيع و هدايت كلى بودجه مى شود از موفقيت هاى اصلى اين سازمان به شمار مى رود. ما بايد بودجه ها را به سمتى كه بيشتر مورد نياز است هدايت كنيم. وقتى دولت نهم مثلاً مديريت مصرف سوخت را به عنوان يك اولويت مطرح مى كند، اگر چه اين طرح مى بايست سال ها پيش صورت مى گرفت، به اين معنى است كه هر دولتى شجاعت اجراى كارهاى كلان را ندارد. لذا تصميم گيرى و اجراى صحيح، دو اصل مدنظر سازمان شهردارى ها و دهيارى ها است. هر عمل جراحى، خونريزى هم دارد. وقتى مى خواهيم جراحتى را ترميم كنيم نياز به جراحى داريم و ممكن است خونريزى شود. بحث سهميه بندى سوخت هم همين طور است. طبعاًمخالفانى دارد ولى چون اصل اين برنامه در درازمدت به نفع كشور است دولت با جديت آن را دنبال خواهد كرد. بحث توزيع مناسب نيز از اولويت هاست و نكته بعدى بجا خرج كردن بودجه است. يعنى بودجه صرف اولويت ها شود. در كشور ما يكى از معضلات اصلى بحث آب است، يعنى مديريت آب و توزيع آن. پر آب ترين استان كشور گيلان است ولى در همين استان با همه آن جاذبه ها و زيبايى ها بيش از ۳۲۰ روستا وجود دارد كه آب شرب ندارند. ۲۸ سال از انقلاب مى گذرد و هنوز آب برخى روستاها در پر آب ترين استان فراهم نشده است. بى شك مشكل بودجه نبوده و مشكل اصلى مديريت و كنترل اولويت ها بوده است. از طرفى شايد مشكلات از ديد ما پنهان باشد كه البته با سفرهاى استانى رئيس جمهور و هيأت دولت به تمام استان ها و دورترين نقاط آن بسيارى از مشكلات شناسايى شده اند. اولويت بندى و بجا خرج كردن بودجه از افتخارات دولت نهم است.