|
گزارشى از كتاب «جامعه سالم» اثر اريك فروم
آدمك كوكى قرن بيستم
|
|
|
ليدا فخرى
اريك فروم در كتاب «جامعه سالم» همان سير فكرى را پيش مى گيرد كه پيش از اين با كتاب هاى «گريز از آزادى» و «انسان براى خويشتن» آغاز كرده بود. فروم در اين ۲ اثر قرائتى انسان گرايانه از انديشه هاى ماركسيستى به دست مى دهد. در كتاب «گريز از آزادى» نشان مى دهد كه هدف جنبش هاى توتاليترى فرار از آزادى است كه انسان در دنياى كنونى به دست آورده است؛ انسانى كه از قيود قرون وسطايى رها شده بود ولى آزادى لازم را براى بنا كردن زندگى اى كه بر بنياد خرد و عشق باشد، نداشت. لذا به منظور كسب امنيت و آرامش، به پيشوا، برترى نژاد و يا كشور تسليم شده بود. فروم در همين بستر فكرى در كتاب «جامعه سالم» سعى دارد نشان دهد كه زندگى در دموكراسى قرن بيستم نيز نوعى ديگر از گريز از آزادى است و موضوع محورى اين اثر تجزيه و تحليل همين گريزى است كه فروم آن را مبتنى بر از خودبيگانگى انسان امروز مى داند. او در اين اثر انسان مصرف كننده تك ساحتى را زير سؤال مى برد و او را به ارزش هاى انسانى و اجتماعى فرامى خواند. بدين ترتيب، پژوه فكرى او در اين كتاب منتهى به تز تحليل روانى اومانيستيك مى شود. ايده اى كه فروم در اين كتاب طرح مى كند با اين انتقاد از جامعه صنعتى پيش مى رود كه انسان امروز چنان مجذوب ساختن ماشين آلات صنعتى شده است كه ديگر هدف او از توليد، زندگى بهتر نيست بلكه زندگى اش تحت الشعاع توليد قرار گرفته است و اين مسأله تا آنجا افسارگسيخته پيش رفته است كه خود جزيى از ماشين شده نه صاحب آن و اين شرايط انسان را از خود بيگانه كرده است. در چنين فضايى، جامعه مدرن درصدد ايجاد فرهنگى است كه نيازهاى انسانى را برآورده كند، آرمان آن هماهنگى و سازش بين نيازهاى فردى و اجتماعى و پايان دادن به اختلاف بين طبيعت انسان و نظم اجتماعى است. به نظر مى رسد كه از ۲ راه مى توان به اين مقصد رسيد؛ با افزايش تكنيك توليد كه اجازه مى دهد همه به طور رضايت بخشى بهره مند شوند و يا با تصويرى منطقى و عينى از انسان و نيازهاى واقعى او. به عبارت ديگر هدف كوشش هاى انسان امروزى ايجاد جامعه سالم است. يعنى جامعه اى كه خود و اعضاى آن به مرحله عينيت گسترش يافته است و به فرد امكان مى دهد تا واقعيت خود، ديگران و طبيعت را درك كند و دچار غرور بچگانه دانش خود و تصور باطل برترى بر همه نشود. اريك فروم در تحليلى كه از شرايط امروز بشر ارائه مى دهد ، مى گويد كه مسأله ما در قرن بيستم اين است كه «انسان مرده است». در قرن نوزدهم معناى انسان نبودن ستمكارى و سخت دلى بود، در قرن بيستم انسان نبودن يعنى بيگانگى از خود. در گذشته خطر در بنده و برده شدن انسان ها بود، در آينده « آدمك كوكى شدن» بشر را تهديد مى كند و راه حلى كه فروم در اين كتابش براى پرهيز از خطر آدمك كوكى شدن ارائه مى دهد كمونيتاريسم اومانيستيك Humanistic Communatarisim است. در واقع بايستى بهره كشى انسان از انسان متوقف شود و اقتصاد در خدمت رشد انسان قرار گيرد. فروم در اين كتاب خواننده را به اين انتخاب اساسى مى رساند كه بايد بين آدمك كوكى شدن(چه در جامعه سرمايه دارى و چه در جامعه كمونيستى) يا سوسياليسم كمونيتارين يكى را برگزيند. او معتقد است كه انسان امروز بين دو راهى انتخاب سرمايه دارى يا كمونيسم قرار ندارد. شواهد نشان مى دهد كه بشر به آدمك كوكى شدن گرايش دارد كه نتيجه درازمدتش بيمارى روانى و نابودى است. با اين حال فروم سعى دارد كه در اين اثر خود راهكارى براى برون رفت از اين بحران به دست دهد و اين نسخه خود را در قالب «جامعه سالم» با محوريت ايمان به خرد، حسن نيت و سلامت روان و مسئوليت مشترك مى پيچد. «جامعه سالم» با ترجمه اكبر تبريزى كه اكنون به چاپ چهارم رسيده است از سوى انتشارات بهجت به بازار عرضه شده است.
|