|
جامعه نيازمند صنعت قدرتمند پوشاك است
|
|
|
گزارش و عكس: احمد جلالى فراهانى
در هزاره فتوحات خارق العاده علمى و عملى بشرى، پوشيدن و پوشاك، هنوز و چون هميشه تاريخ انسان در قامت نيازى غير قابل اغماض، رخ نموده و مى نمايد. رنگ، طرح، جنس و هزار و يك واژه و مفهوم ديگر براى انسان هزاره سوم از تمام طول تاريخش مهم تر و مهم تر است. عصر، عصر ندارى و فقر انسان هاى متمدن ديروزى و عهد و ايام رنسانس و قجر نيست كه بگويى كهنه ها را وصله كن و بپوش. ديگر پوشيدن آدمها معناى ثانويه ندارد و كم اعتبارى ظاهر، دوران خود را سپرى كرده و چنان كه آمار و تحقيقات معترفند اينك بيش از ۷۵ درصد انسان ها براى انتخاب زوج مناسب خود در وهله اول پوشيدن و پوشش را بر هر عنصر زيبايى شناسانه ديگر ترجيح مى دهند و اين يعنى بايد تعارف را كنار گذاشت و براى پويايى صنعت پوشش و پوشاك وطنى فكرى اساسى كرد. به گواهى همين آمارها براى جامعه بيشتر از حد تصور ما جوان و پوياى ايران پوشيدن و پوشاك از جمله ضرورى ترين و جدى ترين نيازهاست. در چنين شرايطى است كه علاوه بر پرهيز از مد زدگى به شيوه زندگى مصرفى غربى و فرنگى، نبايد در گذشته شخم زد و بذر فراموشى در اين ايام كاشت. هر اهل فنى اين نكته را به خوبى مى داند و بدان معترف است كه محصولات نساجى را بدون طراحى و رنگ و مد اعتبارى نيست. چه ارزشى دارد پارچه خام؟ چه فايده دارد پارچه طراحى و رنگرزى شده وامانده از عالم مد؟ كه مد امروز روز ديگر نه يك امر لوكس و ثانويه و اشرافى كه يك نياز است. نيازى اوليه براى انسان هزاره كه بسيار مى داند و مى بيند و بسيارمى خواهد و به يك رنگ و شيوه و مد بسنده نيست و لحظه به لحظه براى عقب نماندن و عقب ننشستن طرحى تازه مى طلبد و رنگى نو مى پوشد. * آوردگاه مد در شرايطى كه برپايى جشنواره هاى مد و لباس در سرتاسر جهان، جلوه و جمالى فراتر از تعارفات و تشريفات ديروزى يافته و به رقابتى خرد كننده و نفس گير بدل شده است. گواه اين مدعا صدها شبكه ماهواره اى و تلويزيونى مختص مد و پارچه است و هزاران هزار سايت اينترنتى و مجله و كاغذ را كه بهتر است از آوردن رقم و آمارش خوددارى كنيم كه آب در هاون كوبيدن است. با اين همه در اين آوردگاه جاى و جايگاه ايران و ايرانى خالى است. با آنكه پوشيدن و پوشش ما قدمتى به قامت تاريخ دارد اما انگار جايى در تاريخ از قافله امروز جا مانده ايم. براى همين هم هست كه به اعتراف صاحبان قلم و وارثان تاريخ از آغاز ورود نماد و نشانه هاى تجدد هزار و سيصد تاكنون طراحى پارچه و مد اصولاً در ميانمان رايج نبوده و هرازگاهى نسيمى و نصيبى از آوردگاه مغرب به صورتمان وزيده است و ما را ديوانه و مجنون رنگ و بوى ساخته و گريخته. با اين همه هر زمان كه يك ايرانى به همان فرنگستان فريبنده پا گذاشته و شمه اى از استعداد و هوش ناب هزاران ساله جماعت پارسى را به رخ كشيده هر اهل انصافى را به تحير واداشته و انگشت حيرت بر دهان غربيان گذاشته و كارنامه اساتيد بسيار مانده در آن ديار شاهد و گواه اين مدعاست. اين ايام اما ايام كتمان زيبايى و فريبندگى هنر نيست كه جوان امروزى با سر انگشتى تماس مى تواند تا كنه نوآورى هاى زمانه اش پيش برود و ۷۵ درصد جمعيت سرزمين هزاران ساله مان را همين جوانان زير ۳۰ سال تشكيل مى دهند. آنها كه از تكرار ملولند و در نوآورى و تازگى مى لولند. از طرف ديگر تجربه تحميل نظريات صاحبان پول و قدرت بر سياق و ذوق جماعت و جمعيت شكست هاى خود را سال هاست كه نمايانده و پرده از بى سرانجامى اين قانون مستبد برانداخته و بر تجاروطنى مدتهاست كه معلوم شده تحميل نظريات توليد كننده بر طراح و طراحان مد و پارچه عاقبتى جز شيفتگى خيل عظيم متقاضيان جوان به تنوع به محصولات و طرح ها و مدها و رنگ هاى فرنگى نداشته و ندارد. گرچه در تمام اين سالهايى كه بر ما گذشت بودند طراحان مشتاق و داراى بينش و تفكر و خلاقيت نو و نوآورى كه در بطن بى رحم و ترحم زورمدارى پول و عرضه كالاهاى وارداتى و مونتاژ شده كه برداشت دست هزارمى از اصل فرنگى آن بوده است، له شده اند و مستحيل. همين تجربه غمگين سالهاى گذشته بود كه تقلب و تزوير را در روند طراحى و مد در پارچه ها رشد و ترقى داد و اگر هم زمانى طراحان و اشخاص مد آرا از سر ميل و اشتياق دل خواسته اند كارى كنند كارستان به علت هجوم سيل آسا و دخالت تجار كه پايه و مايه اش سرمايه هاى كلان بوده، از تك و تا افتاده اند و طرح ها و تازه هايشان را برداشته اند و برده اند همان فرنگ و چه اشك ها كه به هنگام تشويق اين و آن از سر دلتنگى براى وطن و ايران نريخته اند و سال ها بعد طرح هاى بى نظيرشان در ايران مورد استفاده و مصرف قرار گرفته. * تمنا ز بيگانه با اين همه به اقرار بسيارى از كارشناسان مد و لباس و پارچه و به رغم برخوردارى از گنجينه سرشارى از طرح ها و مدل هاى جذاب و زيبا در بطن فرهنگ چند هزار ساله وطنى در حال حاضر جريان مد در كشور ما از الگوهاى غربى پيروى مى كند. اين در حاليست كه ما توانايى آن را داريم كه خودمان مد متعلق به خودمان را داشته باشيم . پيروى از جريانات غربى البته تنها مختص مد نيست. بلكه متأسفانه طرح هاى پارچه هاى ما نيز بيشتر طرح هايى هستند كه در كشورهاى ديگر طراحى مى شوند. تمام نقوش سنتى و اسليمى از آن طرف به اينجا فرستاده مى شود. در حالى كه ما از نظر طرح از غناى بسيارى برخورداريم و اين جاى بسى تأسف دارد. در حال حاضر فاصله بين طراحى مد يا لباس و استقبال بخش خصوصى و بخش صنعتى همچنان در جامعه ما زياد و پر نشدنى است و نگاه بخش صنعتى ما هنوز هم كه هنوز است به خارج از مرزها و مدل ها و طرح هاى آنهاست و طرح ها و مدل هايى كه توسط طراحان داخلى پرداخته مى شود چندان مورد استقبال توليد كنندگان وطنى قرار نمى گيرد. براى يافتن پاسخ اين سؤال به كارشناسان و متخصصان و طراحان لباس و پارچه كه مى روى حرفهاى شنيدنى بسيارى دارند. شايد در اين باره خواندن حرفهاى صديقه پاك بين عضو هيأت علمى دانشگاه الزهرا و مدير گروه رشته طراحى پارچه و لباس كه اتفاقاً اهل قلم و مقاله هم هست و مقالات متعددى از او در مجلات داخلى و خارجى به چاپ رسيده، خالى از لطف نباشد. او در اين باره به من مى گويد: «به نظر من پر شدن اين فاصله نياز به زمان بيشترى دارد. در واقع گام اول براى پر شدن اين فاصله امر همه فرهنگ سازى كه در بدو هر حركتى بايد انجام شود. بخصوص در مقوله لباس و پوشاك ايران و ايرانى اين فرهنگ سازى ضرورتش بيشتر حس مى شود. در واقع تا اين فرهنگ سازى هم در بخش طراحان و هم در بخش توليد كنند صورت نگيرد اعتماد دو طرف به يكديگر جلب نخواهد شد. به نظر من توليد كنند گان حق دارند. چون معمولاً طراحان به آن شكلى كه بايد در جامعه حضور داشته باشند حضور نداشتند و اگر هم مى خواستند در بخش توليد فعاليت كنند موفق به جلب اعتماد توليد كنندگان نشده اند و در نتيجه توليد كنندگان ما همواره نگاهشان معطوف به آن طرف مرزها بوده تا لااقل زمين نخورند و بتوانند در اين همه سال سر پا بمانند و به فعاليت اقتصادى خودشان ادامه دهند.» پاك بين ادامه مى دهد كه «در تمام اين سال ها اين طراحان بين المللى بودند كه توانستند اعتماد توليد كنندگان ما را با طرح ها و ايده هاى خود جلب كنند . با اين همه خوشبختانه رفته رفته با انجام برخى اقدامات من جمله تشكيل انجمن ها و نهادهاى طراحى مد و لباس و پارچه، برخى ارتباط ها با اين بخش در حال شكل گيرى و برقرارى است و اتفاقاً مى خواهم به شما بگويم كه خيلى از توليد كنندگان بزرگ داخلى وقتى متوجه شدند كه چنين كارگاهى در دانشگاه الزهرا برگزار شده است بسيار مشتاق بودند تا از آثار ارائه شده در اين كارگاه ديدن كنند و اين به نظر من گام بسيار مهمى است و در حال حاضر هم خيلى از اين توليد كنندگان مشتاق هستند تا هرچه زودتر از نتايج برگزارى اين ورك شاپ باخبر شوند و از آن ديدن كنند. من فكر مى كنم و اين احساس را دارم كه براى جلب اعتماد توليد كنندگان توسط نهادهايى چون انجمن ما به مدتى زمان نياز است و اين روند و فرآيند البته طبيعى است.» * ذائقه جوان ايرانى به گواهى بسيارى از كارشناسان دليل اصلى ناكامى طراحان لباس و پارچه در ايران در برقرارى ارتباط با نسل جوان جامعه عدم تشخيص ذائقه نسل جوان توسط آن هاست. طراحان لباس و مد و پارچه چطور مى توانند اين ذائقه را كشف و شناسايى كنند؟ آنها چطور مى توانند متوجه شوند كه الان سليقه من جوان چيست و دوست دارم چطور بگردم و لباس بپوشم؟ آيا بايد نگاهمان به غرب باشد ؟ آيا فرهنگ ايرانى و شرقى خود ما اين توانايى و قابليت را ندارد كه بتواند باب ميل جوانان را كشف و آنها را سيراب كند؟ بهروز موسوى امين استاد دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در پاسخ به سؤالات من مى گويد: «جوانان اساساً خواسته هاى بسيار متنوعى دارند . آن هم جوانان امروزى. اكثراً هم ساده پوشى را به هر چيز ديگر ترجيح مى دهند. چون من خودم در تحقيقى كه در همين رابطه انجام داده ام به عينه و از نزديك متوجه شدم كه نگاه آنها واقعاً به ساده بودن و راحتى لباس است. آنها در عين حالى كه دوست دارند لباسى را بپوشند كه ساده و راحت باشد در عين حال به زيبايى و چشم نوازى لباس و طرح و رنگش هم اهميت فراوانى مى دهند. ما نبايد فكر كنيم كه جوانان ما چيزهاى عجيب و غريبى را دوست دارند كه بپوشند. نه اصلاً اين طور نيست. جوانان ما دوست دارند وقتى كه به خيابان مى روند و بوتيك ها و لباس فروشى ها و محصولاتى كه از بخش صنعت به صورت انبوه توليد و استخراج شده را مى بينند با لباس هايى مواجه شوند كه اقسام و انواع رنگ ها و طرح ها را داشته باشد. متأسفانه طى سالهاى گذشته ما تنوع رنگ را از جوانانمان دريغ كرده ايم و امروزه مى بينيد كه لباس ها و پوشاكى كه براى جوانان در بازار عرضه مى شود از تنوع رنگ چندانى برخوردار نيست. در حالى كه طبع جوان طبع شاد و سر كشى است. او دوست دارد تندترين رنگ ها را بپوشد. داغ ترين رنگ ها را به تن كند كه متأسفانه در بازار هاى ما به چنين تنوعى نمى رسد. به علاوه محصولات توزيع شده در بازارها از كيفيت و مرغوبيت چندانى هم برخوردار نيست.» * مد چيست؟ در فرهنگ فارسى عميد كلمه مد به معناى شيوه، رسم، روش و باب روز معنا شده است. مهندس فريد قديرى از كارشناسان عرصه صنعت پوشاك نيز در باره مد مى گويد: «مد لباس، انتخابى از لباس است كه در آن طرح، رنگ بندى و مد دوخت در يك جامعه مقبوليت بيش از اندازه پيدا مى كند. ويژگى مد خارج كردن جامعه از حالت سكون و يكنواختى است. به طورى كه باعث مى شود نشاط، تحرك و شادابى انگيزه زيستن و برقرارى روابط اجتماعى و حتى اعتماد به نفس در جامعه تقويت شود. در حال حاضر اين واژه در صنعت پوشاك ايران از معنا و عمق چندان خاصى برخوردار نيست. و همين مسأله باعث ورودفرهنگ غربى و بيگانه به كشورمان شده است. شايد بهتر باشد اين گزارش را با حرف هاى سيد محمود حسينى دولت آبادى، عضو كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى به پايان ببريم. او در اين باره مى گويد: «ترويج گسترده مدلهاى غربى در جامعه و نابسامانى در الگوهاى پوشش، اكنون به يك مسأله فرهنگى كلانشهرها تبديل شده است و ضرورت توجه به آن را به يك نياز ملى تبديل كرده است. و به همين مناسبت ما بايد نه تنها به مد و مدل لباس به عنوان پديده اى كه زاييده طبع تنوع طلب انسان هزاره سوم است، نگاه كنيم بلكه تلاش كنيم تا با فراهم آوردن امكان رقابت و خلاقيت ميان طراحان و متخصصان ايرانى همچون ساير كشورها شرايطى را بوجود بياوريم كه مد و لباس به يك صنعت قدرتمند در كشور تبديل شود. بطورى كه توان رقابت با همتايان فرنگى خود را داشته باشد.
|