پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۱ رجب ۱۴۲۸
Thu, Jul 26, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
(اشارات و تنبيهات )
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
خانواده
پنجشنبه بازار كتاب
نگاهى كوتاه به عناصر قصه هاى عاميانه
رستاخيز يك گونه سينمايى
304716.jpg
مترجم: شيلا ساسانى نيا

ساختن يك فيلم موزيكال شهامت مى خواهد. كافى است نتوانيد آن تعادل لازم ميان واقعيت ملموس و دست يافتنى با يك داستان سرگرم كننده، جذاب و خوش استيل را برقرار كنيد و آن موقع است كه با صورت به زمين خواهيد خورد. براى هر موزيكال موفق و پرفروش مثل «گريس» يا، The Rockry Horror Picture show در گيشه ها مى توان ۱۰ فيلم موزيكال ناموفق همچون «اويتا» يا «فروشگاه كوچك وحشت» را مثال زد و اين ژانرى است كه حتى كارگردانان بزرگ هاليوود از مارتين اسكورسيزى با ساخت فيلم موزيكال «نيويورك، نيويورك» تا كريس كولومبوس با يك فيلم موزيكال ناموفق ديگر به نام «اجاره» از آن قطع اميد كرده اند.
با اين حال به لطف ۳ فيلم موزيكال موفق و حتى برنده اسكار يعنى «مولن روژ» از بازلورمان در سال،۲۰۰۱ «شيكاگو» از راب مارشل در سال۲۰۰۲ و «دختران رؤيايى» از بيل كندن در سال۲۰۰۶ اين روزها مى توان رستاخيز اين ژانر دشوار و نگاه دوباره كارگردانان به آن را ديد. فيلم هاى موزيكال «تهيه كنندگان» و «شبح اپرا» با وجود موفقيت و استقبال بى سابقه از نسخه هاى نمايشى شان بر روى صحنه تئاتر كه به اجراهاى بى شمارى از آنان انجاميد چندان در گيشه هاى سينمايى دوام نياورد و پرواضح است كه ساختن يك فيلم موزيكال خوب كار هر كارگردانى نيست. از همين رو وقتى چندى پيش كمپانى فيلمسازى «New Line Cinema» براى ساختن فيلمى موزيكال از روى يكى از موفق ترين نمايش هاى موزيكالش در برادوى به نام «افشانه مو» يا همان «Hair spray» بودجه اى معادل ۷۰ ميليون دلار كنار گذاشت تصميم گرفت تهيه كنندگان موزيكال موفق «شيكاگو»، «كريگ زادان» و «نيل مرون» را استخدام كند. اين ۲ غول سينماى موزيكال يعنى زادان و مرون با زبان مخصوص اين ژانر سينمايى آشنا هستند. زادان مى گويد: «ما در اينجا دو چيز متفاوت را پيش روى هم داريم بازآفرينى و نوآفرينى». او در توضيح بيشتر ادامه مى دهد: «برخى فيلمسازان آن تجربه تئاترى را كه در برادوى داشتند بازآفرينى مى كنند يعنى سعى مى كنند همه چيز همان طور دست نخورده باقى بماند با اين تفاوت كه در نسخه نمايشى همه چيز به صورت زنده و بر روى سن اجرا مى شد و در نسخه سينمايى همه چيز جلوى دوربين اتفاق مى افتد. آنها از همان بازيگران و كادر نسخه نمايشى استفاده مى كنند در حالى كه ما رويه متفاوتى را در پيش مى گيريم. ما كل آن نمايش موزيكال را از نو مى آفرينيم و به آن به عنوان يك فيلم مستقل نگاه مى كنيم. ما تظاهر مى كنيم كه هيچ كس نمايش هاى «شيكاگو» يا «افشانه مو» را نديده و يا از موفقيت آنها خبر نداريم. براى ما از زمانى كه فيلم شروع مى شود تا سكانس نهايى همه چيز بايد يك تجربه لذت بخش سينمايى باشد.» حال سؤال اينجاست كه چرا ژانر موزيكال اين روزها در عالم سينما اين چنين دست نيافتنى و دشوار شده است؟ مرون در پاسخ به اين سؤال مى گويد: «فيلم هايى كه هاليوود پس از عصر طلايى خود ساخت خوب نبودند. آنها با هزينه هاى بالايى تهيه مى شدند و تماشاگران به ديدن آنها نمى رفتند در نتيجه مقامات استوديوهاى فيلمسازى كم كم متقاعد شدند كه هيچ كس دوست ندارد فيلم موزيكال ببيند. البته اين به داستان اين موزيكال ها بر مى گشت نه اين كه مردم از شادى و آواز در فيلم استقبال نمى كردند. به نظر من شيوه اى كه داستان ها در فيلم هاى موزيكال گفته مى شوند شرط است. اگر يك فيلم موزيكال خوب ساخته شودمثل «مولن روژ» مردم به ديدن آن مى روند.» بسيارى معتقدند «مثل كار را بايد به كاردان سپرد» دقيقاً در مورد ژانر فيلم هاى موزيكال صدق مى كند و كسانى كه قصد دارند با اين ژانر براى فيلم خود مخاطب جمع كنند بايد دقيقاً با مكانيسم اين گونه فيلم ها آشنا باشند. ريچارد آتنبورو با كارگردانى فيلم «گاندى» اسكارى دريافت كرده است اما آيا او دقيقاً فرد مناسبى براى كارگردانى موزيكال «يك سروده كر» بود؟ زادان مى گويد: «واقعاً نمى دانم تهيه كنندگانى كه تجربه ساخت موزيكال ندارند چطور يك دفعه به فكر ساختن فيلمى در اين ژانر مى افتند و بى گدار به آب مى زنند. معمولاً ساختن اين گونه فيلمها نياز به يك دوره كارآموزى دارد.» زادان و مرون هر دو در نيويورك بزرگ شدند و شيفته موزيكال هاى برادوى بودند. حرفه روزنامه نگارى زادان بويژه در دوره اى كه در نيويورك تايمز مشغول به كار شد او را به نوشتن يك اثر بيوگرافى از سوندهيم در سال ،۱۹۷۴ با نام «Sondheim and company» سوق داد كه در نهايت به نخستين تجربه تهيه كنندگى يك كار موزيكال با عنوان «سوندهيم: يك اداى دين موزيكال » انجاميد. در مقابل «مرون» در كالج بروكلين در رشته بازيگرى تحصيل كرد و در يكى از جلساتى كه قرار بود سخنرانى كند «زادان» را به عنوان ميهمان داشت. مرون خيلى زود كار خود را به عنوان دستيار زادان شروع كرد. در دهه ۷۰ هر دو براى جشنواره شكسپير ژوزف پاپ در نيويورك كار كردند و سرانجام به عنوان دو شريك تهيه كننده به كمپانى فيلمسازى «Storyline Entertainment» پيوستند. نخستين فيلم زادان در هاليوود يك موزيكال مبتنى بر آهنگ و ترانه به نام «Footloose» در سال ۱۹۸۴ بود كه آهنگسازى آن را دين پيچفورد انجام داده بود. زادان در باره اين كار مى گويد: « او واقعاً توانسته بود كارش را درست انجام دهدو اين طور به نظر نمى آمد كه يك مشت آهنگ و ترانه براى يك داستان خاص در نظر گرفته شده اند. او هر آهنگ را طورى ساخته بودكه دقيقاً منطبق بر يك شخصيت خاص باشد حتى اگر قرار نبود شخصيتى جلوى دوربين آواز بخواند.» موزيكال «Footloose» با چنان استقبالى مواجه شد كه ۶ ترانه متن آن به فهرست ۴۰ آهنگ پرفروش روز راه يافتند. در دوره اى كه هيچ استوديو فيلمسازى اى حاضر نبود فيلم «كولى» را بازسازى كند زادان و مرون پيشنهاد خود را با جف ساگانسكى كه در آن هنگام رئيس شبكه CBS بود در ميان گذاشتند و او به آنها گفت: «براى من يك ستاره سينما پيدا كنيد كه كار تلويزيونى نمى كند.» آنها نيز از بزرگ ترين ستاره آن زمان بت ميدلر كه در آن موقع در اوج شهرت سينمايى اش بود اما نمى خواست در تلويزيون ظاهر شود براى بازى در اين فيلم موزيكال دعوت كردند. زادان مى گويد: «ما او را متقاعد كرديم كه بازى در موزيكال «كولى» يك تجربه منحصر به فرد خواهد بود.» اين موزيكال ۳ ساعته كه در سال ۱۹۹۳ ساخته شد با استقبال تماشاگران و واكنش مثبت منتقدان مواجه شد. اين تيم ۲نفره همچنين با يك فيلم موزيكال ديگر به نام «سيندرلا» كه در سال ۱۹۹۷ براى شبكه ABC ساخته شد و بازيگرانى همچون ويكتورگاربر، ويتنى هوستون و ووپى گلدبرگ در آن ظاهر شدند، افتخار آفريدند. آنها كه به شدت تحت تأثير كار درخشان «راب مارشال»، طراح حركات موزون سيندرلا قرار گرفته بودند از او درخواست كردند كه كارگردانى بازسازى جديدى از موزيكال «آنى» را به عنوان نخستين تجربه سينمايى اش براى تلويزيون برعهده بگيرد. مارشال بايست درآن موقع كار خود را به عنوان طراح حركات موزون نمايش موزيكال «شيكاگو» در برادوى را رها مى كرد تا فيلم موزيكال «آنى» را براى تلويزيون كارگردانى كند. اما او پذيرفت و نتيجه زحمات خود را ديد. او براى كارگردانى «آنى» جايزه امى گرفت و خيلى زود جذب دنياى فيلمسازى شد. در آن زمان هاروى وينستين از كمپانى ميراماكس ۱۰ سالى را صرف مصاحبه با كارگردانان مختلف براى انتخاب بهترين گزينه براى ساخت نسخه سينمايى نمايش موزيكال شيكاگو كرده بود كه البته هنوز شخص مناسبى را براى اين كار پيدا نكرده بود. با ديدن موزيكال «آنى» در كنار بچه هايش او بى درنگ متوجه استعداد ستودنى مارشال شد و از او خواست تا براى صحبت پيرامون ساخت يك اقتباس موزيكال ديگر به نام «اجاره» ديدارى با همديگر داشته باشند. در اين ديدار بود كه وينستين به شدت شيفته كار مارشال و تجربه او شد و توافقاتى ميان آن دو انجام گرفت.
راب مارشال بلافاصله زادان و مرون را به عنوان تهيه كنندگان خود معرفى كرد. مرون مى گويد: «ما تيم او شده بوديم. همه زبان همديگر را مى فهميديم و اين رمز موفقيت است.» تهيه كنندگان به خوبى مى دانستند چطور براى جلسات تمرين برنامه ريزى كنند. مرون توضيح مى دهد: «ما بايد يك سرى آموزش ها را درباره چگونگى بودجه بندى براى ساخت اين فيلم موزيكال به ميراماكس مى داديم. استوديوها آشنايى چندان در اين زمينه ندارند.» سرانجام پس از يك عمر جواب منفى گرفتن از استوديوهاى مختلف فيلمسازى براى سرمايه گذارى در ساخت موزيكال، «زادان» و «مرون» نخستين فيلم موزيكال برنده اسكار خود را ساختند. و اين روزها با فيلم موزيكال جديدى به نام «افشانه مو» چشم به اسكارهاى بعدى دوخته اند. برخلاف «شيكاگو» كه يك دنياى شاد و فانتزى را در ذهن شخصيت اصلى فيلم «راكسى» مى آفريند در موزيكال «افشانه مو» اين شخصيت ها هستند كه با خواندن آواز براى يكديگر اين دنياى شاد و مجازى را براى مخاطب مى آفرينند. موزيكال «افشانه مو» مبتنى بر مجموعه اى از ترانه ها و آهنگ هاى مشهور كتاب هاست كه بازيگران به ناگهان هنگام صحبت عادى خود آواز سرمى دهند و آنها را مى خوانند و موزيكال هاى معدودى از اين دست همچون «مولن روژ» يا «گريس» با استقبال مواجه شده اند. براى فيلم موزيكال «افشانه مو» انتخاب كارگردان مناسب حياتى بود. آدام شنك من اگرچه قبلاً فيلم هاى كمدى گيشه پسندى همچون «تدارك بيننده مراسم عروسى» و Bringing down the house را كارگردانى كرده بود اما تجربه كارگردانى يك فيلم موزيكال را نداشت. زادان درباره انتخاب او مى گويد: «اما آدام قبل از اين طراح حركات موزون نمايش هاى موزيكال بوده و قواعد اين ژانر فيلمسازى را مى شناسد. درست مثل جان تراولتا كه در اين فيلم بازى مى كند.» درمورد جان تراولتا متقاعدكردن او براى ايفاى نقش «ادنا تورن بلاد» كه براى آن مى بايست وزن خود را بالا مى برد و سختى هاى ديگرى را نيز به جان مى خريد، دشوار بود. زادان اين بازيگر را از زمانى كه در نيويورك بود و در گروه كر آواز مى خواند مى شناخت و مى دانست كه تراولتا سليقه خاص خودش را دارد. مرون مى گويد: «به او براى به تصويركشيدن شخصيت بشاش ادنا آزادى عمل داديم. او در اين موزيكال نقش يك زن با وزن ۱۰۰ پوند را بازى مى كند كه هنوز دوست دارد شاد و سرزنده باشد.»
پنجشنبه بازار كتاب
دنياى شعر
304713.jpg
ساير محمدى

هفته اى كه گذشت، در دنياى كوچك اين صفحه مى تواند هفته شعر ناميده شود و انصافاً آثار بسيار خوبى هم منتشر شده است. از تازه ترين مجموعه شعر قيصر امين پور به نام «دستور زبان عشق» گرفته تا كتاب تحقيقى ابوالقاسم اسماعيل پور به نام «سرودهاى روشنايى» كه ۳ هزار سال شعر ايران باستان و سرودهاى مانوى را دربرمى گيرد. فعال ترين ناشر اين حوزه هم انتشارات مرواريد بود. در زمينه ادبيات داستانى چاپ مجدد رمان «آبلوموف» اثر گنچارف و رمان «مارها تشنه اند» از اميرمحمد اعتمادى و «پوست انداختن» از فوئنتس و چند اثر ديگر مژده خوبى براى علاقه مندان است كه تعطيلات تابستان را هيچ روزى بدون كتاب نگذرانند. با هم به سراغ بازار كتاب و تازه هاى اين ۲ حوزه مى رويم.


* شعر
«محمد رسول الله(ص) در هزار سال شعر فارسى» مجموعه اى از زيباترين شعر شاعران ايران در طول تاريخ است كه در منقبت پيامبر گرامى اسلام سروده شده است. اشعار اين كتاب كه به اهتمام جعفر ابراهيمى گردآورى شده از رودكى سمرقندى آغاز مى شود تا استاد محمدحسين شهريار را دربرمى گيرد. بخش پايانى كتاب شامل اشعارى است كه در دل و زبان عموم مردم جاى گرفته و جارى است و سراينده آنان مشخص نيست و تحت عنوان «شعرهاى عاميانه» در اين مجموعه آمده است. اين مجموعه براى جوانان و نوجوانان تدارك ديده شده و ناشر آن هم كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان است. «گزينه اشعار محمدرضا عبدالملكيان» از سلسله كتاب هاى انتشارات مرواريد كه تحت عنوان «گزينه اشعار شاعر معاصر ايران» منتشر مى شود، به چاپ دوم رسيد. شعرهاى اين مجموعه از ۷ دفتر عبدالملكيان فراهم آمده و ۱۰ قطعه نيز مربوط به شعرهاى منتشر نشده يا تازه هاست. همين انتشاراتى گزينه اشعار قيصر امين پور را نيز تجديد چاپ كرده است. چاپ اول اين كتاب كه در سال ۷۸ به بازار آمد، همراه با مقدمه اى كوتاه به اضافه يك مصاحبه مكتوب به نام ۵ پرسش بى پاسخ است. ضمن اين كه ۲۷ شعر از دفتر اول آئينه هاى ناگهان و ۹ شعر از دفتر دوم آئينه هاى ناگهان، ۹ شعر از دفتر تنفس صبح و ۱۴ شعر از «در كوچه آفتاب» و ۱۶ شعر از تازه ها را در اين مجموعه مى خوانيد. اكنون كه انتشارات مرواريد چاپ دهم اين مجموعه را به بازار فرستاد، نشان از استقبال خوب علاقه مندان شعر به آثار امين پور است. قيصر امين پور جديدترين كتاب شعرش را تحت عنوان «دستور زبان عشق» از سوى انتشارات مرواريد در اين هفته راهى كتابفروشى ها كرد. دستور زبان عشق در ۳ بخش تدوين شده، بخش نخست شعرهاى سپيد و نيمايى، بخش دوم غزل هاى نو و بخش سوم شامل رباعى ها و دوبيتى هاست. «گزينه اشعار على باباچاهى» نيز كه شامل شعرهاى سال ۴۶ تا ۸۳ مى شود، پس از ۴ سال به چاپ دوم رسيد. باباچاهى به جاى مقدمه حرف هايش را در قالب مصاحبه در اول اين مجموعه جا داده است. ناشر اين كتاب نيز انتشارات مرواريد است. چاپ هفتم «گزينه اشعار نيما يوشيج» هم به انتخاب يدالله جلالى پندرى از سوى انتشارات مرواريد به بازار آمد. اين كتاب در ۴ بخش تحت نام زندگى و شعر نيما، نيما در حديث ديگران، نقد و نظر درباره نيما، گزينه اشعار تدوين و تنظيم شده است. «كلاغنامه از اسطوره تا واقعيت» با تأليف، ترجمه و تدوين عباس صفارى از سوى انتشارات مرواريد بر پيشخوان كتابفروشى ها قرار گرفت. در اين كتاب آن چه كه در ادبيات جهان با مضمون كلاغ سروده و نوشته شده، گرد آمده است. از افسانه بوميان آمريكا تا مجموعه شعر كلاغ از ملك الشعرا انگليس تدهيوز. از شعر ضيا موحد تا سروده هاى خود صفارى همه را در اين كتاب مى خوانيد. «مازندران سرزمينى افسانه اى است» جديدترين سروده هاى تورج رهنما از سوى انتشارات بهجت چاپ و منتشر شده است. رهنما در مقدمه كتاب مى نويسد: نوع ديگرى هم قصه داريم كه آن را مى توان روايت شعرگونه يا قطعه هنرى ناميد. ويژگى اين گونه آثار يكى مشخص بودن نويسنده اش، دوم درونمايه اجتماعى آن، سوم يكى از عناصر سازنده آن انتقاد است. راهنما آخرين تجربه از اين دست را در كتاب «شب هزار و دوم» سال ۸۴ عرضه كرده بود. «نشاط ساحل بى دريا» دومين مجموعه شعر عنايت سميعى است كه از سوى نشر آگه چاپ و در اين هفته به بازار آمد. شاعر كه نخستين مجموعه شعرش را به نام «شاديانه روز بهتر» در سال ۸۴ منتشر كرده بود با استقبال خوبى روبه رو شد. زبان، شكل، تصوير در اين شعرها بسيار متفاوت از آن چيزى است كه در اشعار شبيه به هم شاعران امروز مى ديديم. اشعار اين شاعر به دليل تشخص ويژه بدون نام و امضا هم قابل شناسايى است. مى گويند شاعران شكست خورده به نقدنويسى روى مى آورند. سميعى در اين زمينه هم برخلاف ديگران فعاليت قلمى اش را با نقدنويسى شروع كرد و اتفاقاً نقدهاى مؤثر و راهگشايى هم مى نوشت و مى نويسد، اما در ادامه حاصل سال ها تمرين و ممارست خود را در قالب ۲ كتاب شعر عرضه كرد. اشعار اين مجموعه نيز به اندازه حوصله و وقت مخاطب و شاعر، كوتاه و سپيد است. «سرودهاى روشنايى» به قلم دكتر ابوالقاسم اسماعيل پور جستارى در شعر ايران باستان و ميانه و سرودهاى مانوى است كه از سوى نشر اسطوره و سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى مشتركاً چاپ و منتشر شده است. اين كتاب داراى ۲ بخش است: بخش نخست دربرگيرنده بررسى و تحليل شعر ايران باستان و ميانه، بيان ويژگى هاى كلى و فنى اشعار ايرانى از دورترين روزگاران تا سده هاى نخستين پس از اسلام و نمونه هايى از اشعار آن ادوار است. بخش دوم شامل سرودهاى مانوى، مهرنامگ و پاره هايى از زبور مانوى و سرودنامه سغدى مانوى است. «حروف چينى لحظه ها» مجموعه اى از سروده هاى پونه ندايى كه شامل شعرهاى كوتاه و سپيد اوست از سوى نشر امرود به چاپ دوم رسيده است. اين كتاب كه در قطع جيبى چاپ شده، نخستين بار در سال ۸۴ به بازار آمده بود. «براده هاى آبى ماه» به قلم مصطفى پورنجاتى از سوى انتشارات اشك ياس منتشر شده است. در اين مجموعه نويسنده هم در قالب شعر سپيد و هم به شيوه شعر ـ نثر به طبع آزمايى پرداخته است. «شرم» نام دخترى از سروده هاى سعيد محسن يوسفى است كه از سوى نشر حوا چاپ و منتشر شده است. يوسفى اشعار اين دفتر را فقط به غزل اختصاص داده است. فريده حسن زاده كه در زمينه ترجمه شعر شاعران جهان در بين علاقه مندان شعر نامى آشناست، سلسله كتاب هايى تحت عنوان «مجموعه شاعران برتر جهان معاصر» تدارك ديده كه نخستين كتاب از اين مجموعه اشعار «بلاگاديميتروا شاعر ملى بلغارستان» بود كه به صورت ۲ زبانه از سوى انتشارات علمى چندى پيش منتشر شد. دومين كتاب از اين مجموعه «خون آدونيس» نام دارد كه شامل اشعار على احمد سعيد (آدونيس) شاعر سورى است كه به شكل ۲ زبانه از سوى انتشارات علمى در اين هفته به بازار آمد. آدونيس كه لقب شاعر ملى جهان عرب را به او داده اند در ايران چهره ناشناخته اى نيست، چرا كه يك بار به ايران سفر كرده است. ضمن اين كه تاكنون مترجمانى چون حيدر شجاعى و كاظم برگ نيسى بخشى از آثار او را به فارسى برگردانده اند. فريده حسن زاده در مقدمه اين كتاب مى نويسد: تلاش آدونيس براى پيوند زدن شعر عربى به شعر جهان معاصر بى آن كه به قيمت قربانى كردن هويت آن منجر شود، قابل تحسين است. «اگر تو شاعر باشى» به قلم ناصر يوسفى كتابى براى نوجوانان است كه به نقد و بررسى شعرهاى نيما يوشيج، مهدى اخوان ثالث، الف بامداد و فرخزاد مى پردازد. يوسفى معتقد است نوجوانان با مطالعه اين كتاب ضمن درك سير تحول شعر نو فارسى با قله هاى شعر معاصر آشنا مى شوند. اين كتاب را انتشارات كاروان منتشر كرده است. «اديب خوانسارى، آواى جاويدان در موسيقى ايران» عنوان كتابى است كه به معرفى زندگى و آثار اديب خوانسارى مى پردازد. شيرين اديب فرزند اين هنرمند كه كتاب مذكور را فراهم آورده معتقد است: با اشاره به اين كه ۳ نسل از دوران اديب خوانسارى گذشته و پژوهشگران و محققان مجال آن را دارند كه در مورد زندگى و شخصيت هنرى او و آثارش تحقيق كنند.
هنرمندانى چون محمدرضا لطفى، حسن كسايى، صديف، سپنتا، نواب صفا و... در مورد اديب خوانسارى داورى مى كنند. اين كتاب را مؤسسه فرهنگى ـ هنرى آواى هنر و انديشه منتشر كرده است. «از بامداد» عنوان كتابى به قلم مهدى مظفرى ساوجى است كه انتشارات مرواريد منتشر كرده است. در اين كتاب مظفرى ساوجى با شاعران و هنرمندانى چون آتشى، آغداشلو، بهاءالدين خرمشاهى، ايران درودى، فريدون شهبازيان، ايرج كابلى و... پيرامون زندگى و آثار الف.بامداد به گفت وگو مى نشيند.

* داستان، رمان
«اندكى سايه» اثر احمد بيگدلى كه امسال برنده جايزه كتاب سال از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى شده بود، از سوى انتشارات خجسته چاپ دوم آن منتشر شده است. از ويژگى هاى اين رمان زبان پخته و بدون حشو و زوايد، ايجاز در نثر و حوادث است كه تجربه ساليان متمادى قلم زدن و قلم زدن، نوشتن و دور ريختن، بازنويسى هاى مكرر پشت آن خوابيده است. «كوروش، خورشيد ايران زمين» رمانى تاريخى به قلم گى راشه نويسنده فرانسوى است كه با برگردان محمد مجلسى از سوى انتشارات دنياى نو در بهار سال ۸۶ به بازار آمده بود و به دليل استقبال علاقه مندان به چاپ دوم رسيد و هفته گذشته با جلد گالينگور راهى كتابفروشى ها شد. نويسنده اين كتاب كه كوروش را بزرگ ترين سردار و بزرگوارترين شهريار عالم مى خواند، روايت را به كسى مى سپارد كه در دوران خشايارشا زندگى مى كند و همراه كاروانى كه از شوش به سارد مى رود، هر شب قسمتى از سرگذشت كوروش را براى گروهى از كاروانيان نقل مى كند. گى راشه وقايع داستان را بخشى از هرودوت كه به زمان كوروش نزديك بوده گرفته و به اكباتان و شوش هم سفر كرده بود و بخش ديگر را از گزنفون كه در پايان قرن پنجم قبل از ميلاد زندگى مى كرد.
«در آغوش لافر» داستان زندگى دكتر بهزاد يغمائيان است كه به زبان انگليسى نوشته شده و در آمريكا پس از انتشار با اقبال فراوان روبه رو شده است. مضمون اصلى داستان زندگى مهاجرانى را روايت مى كند كه از مرزهاى كشور به صورت غيرقانونى دست به مهاجرت مى زنند و تحقير و توهين سربازان ترك و بلغار را تحمل مى كنند. اشرف عديلى و اصغر اندرودى اين كتاب را به فارسى ترجمه كرده و نشر البرز ناشر آن است. نشر البرز علاوه بر اين كتاب «كودكان چيزى را مى آموزند كه با آن زندگى مى كنند» نوشته داروتى لونولت و ريچل هريس را منتشر كرده كه منيژه جلالى ترجمه كرده است. در اين كتاب رهنمودهايى ارزشمند براى پدران و مادران تشريح شده كه به كارگيرى آنها مى تواند در تربيت درست و اصولى فرزندان به لحاظ روانشناختى بسيار مؤثر باشد. چاپ نهم رمان معروف «صد سال تنهايى» اثر شاخص ماركز كه نوبل ادبيات سال ۱۹۸۲ ميلادى را نصيب نويسنده اش كرده بود، با ترجمه كيومرث پارساى از سوى انتشارات آريابان به بازار آمد. اين رمان كه مستقيماً از زبان اسپانيايى به فارسى ترجمه شده كامل ترين نسخه صد سال تنهايى است كه در سال ۹۹ ميلادى توسط ماركز ويرايش شده است. معتبرترين ترجمه اى كه از اين اثر فعلاً در بازار كتاب موجود است، همين ترجمه است. انتشارات آريابان مجموعه ۸ داستان كوتاه برجسته ماركز را با ترجمه نيكتا تيمورى تحت عنوان «روزى همچون روزهاى ديگر» سال گذشته منتشر كرده بود كه هفته گذشته چاپ سوم آن را به بازار فرستاد.
«پوست انداختن» يكى از رمان هاى برجسته كارلوس فوئنتس نويسنده مكزيكى كه با ترجمه عبدالله كوثرى از سوى نشر آگه در سال ۸۰ منتشر شده بود به تازگى چاپ سوم آن به بازار آمد. نشر آگه رمانى به نام «مارها تشنه اند» نوشته اميرمحمد اعتمادى را هفته گذشته راهى كتابفروشى ها كرد كه از رمان هاى جدى سال ۸۶ ارزيابى مى شود و توجه بسيارى از منتقدان و علاقه مندان آثار نخبه پسند را متوجه نويسنده اش خواهد كرد. نويسنده اى كه براى جامعه ادبى چندان شناخته شده نيست. اما به اعتبار نام ناشر بايد روى اين آثار تأمل كرد. انتشارات معين در اين هفته ۲ كتاب كلاسيك از ادبيات ايران و جهان را روانه بازار كرده است. «پينوكيو» يا آدمك چوبى از ادبيات ايتاليا نوشته كارلو كولودى كه امروز در سراسر جهان شناخته شده است، با ترجمه صادق چوبك و نقاشى هاى ريچارد فلوتيه از سوى انتشارات معين با جلد گالينگور منتشر شده است. «قصه هاى صمد» كتاب ديگر اين انتشاراتى، مجموعه اى كامل از داستان هاى صمد بهرنگى است كه همه آثار داستانى اين نويسنده كودكان و نوجوانان را دربرمى گيرد. «قارا دوواق» مجموعه اى از داستانك هاى تركى است كه همراه با ترجمه فارسى آنها به قلم مرتضى مجدفر از سوى نشر امرود در قطع جيبى منتشر شده است. «پرونده هاى محرمانه» عنوان كلى يك مجموعه از آثار ترى ديدى نويسنده انگليسى است كه جلد اول آن به نام «اكتشاف در رازول» و جلد دوم به نام «ناوى كه نامرئى شد» با برگردان مهرداد تويسركانى از سوى انتشارات قديانى منتشر شده است. نويسنده در اين مجموعه خواننده را با چند مورد از حيرت انگيزترين معماهاى تاريخ عصر حاضر در قالب داستان آشنا مى كند. چهارمين كتاب از مجموعه «نبرد با شياطين» اثر دارن شان با عنوان «بك» با برگردان فرزانه كريمى از سوى انتشارات قديانى به بازار آمد چالش هاى اساسى اين مجموعه داستانى پيشينه حضور شياطين در دنياى ماست. سومين كتاب از مجموعه «جغرافياى ترسناك» نوشته آنيتا گانرى به نام «هواى خوفناك» از سوى انتشارات قديانى منتشر شده است. اين مجموعه علمى ـ آموزشى و داستانى را كه براى كودكان و نوجوانان نوشته شده، مهرداد تويسركانى ترجمه كرده است.
«آبلوموف» يكى از رمان هاى شاخص قرن ۱۹ ادبيات روسيه، نوشته ايوان گنچارف با برگردان سروش حبيبى در قطع پالتويى از سوى نشر فرهنگ معاصر به بازار آمد. آبلوموف پس از انتشار مفهومى جديد به فرهنگ ادب جهانى افزوده است. آبلومويسم اصطلاحى براى ويژگى هاى روانى و شخصيتى مبتلا به بى دردى، ضعف نفس و بى ارادگى درمان ناپذير شناخته مى شود. اين رمان كه يك بار در سال هاى پيش از انقلاب توسط انتشارات اميركبير منتشر شد، سال ها جزو آثار ناياب محسوب مى شد.
بخش پايانى اين كتاب مقاله اى تحت عنوان «آبلومويسم چيست؟» نوشته دابرو ليوبوف فيلسوف و منتقد ادبى آمده كه نوعى بازخوانى و تجزيه و تحليل رمان است و فرهنگ خاصى كه با چاپ اين اثر در جامعه متولد شد.
نگاهى كوتاه به عناصر قصه هاى عاميانه
يكى بود، يكى نبود غير از خدا هيچ كس نبود
304719.jpg
محمدحسين عابدى

ادبيات شفاهى هر قوم و ملتى، بخش عظيمى از فرهنگ معنوى آن ملت را تشكيل مى دهد. كلامى كه سينه به سينه از نسل هاى قديم، تا به امروز نقل شده و در گذر زمان، حافظ هويت قومى و فرهنگى هر ملتى بوده است. ادبيات شفاهى را به بخش هاى مختلف تقسيم كرده اند، از قبيل قصه ها، ترانه ها، لالايى، چيستان، ضرب المثل و... اما بى شك از اين ميانه، «قصه هاى عاميانه» يكى از جذاب ترين و پرطرفدارترين و ماندگارترين بخش هاى ادبيات شفاهى محسوب مى شود. قصه به دليل ذات خود كه پر از اعجاب و حادثه است، همواره براى همگان جذاب به شمار مى آيد. ضمن اين كه بسيارى از قصه ها اين قابليت را دارند كه در درون خود، تغييراتى را همراه با زمان و مكان بپذيرند و همين را مى توان يكى از رازهاى مهم ماندگارى قصه ها در طول تاريخ دانست. در اين نوشته كوتاه مى كوشيم تا ضمن ارائه تعاريف از قصه هاى عاميانه، عناصر اين نوع ادبيات شفاهى را بررسى كنيم.
* تعريف
در فرهنگ اصطلاحات ادبى ذيل قصه عاميانه (Folk Tale) آمده است: «به قصه هاى كهنى اطلاق مى شود كه به صورت شفاهى يا مكتوب در ميان يك قوم از نسلى به نسل ديگر منتقل شده است. قصه عاميانه گونه هاى متنوعى از اساطير بدوى، قصه هاى پريان (marchen) تا قصه هاى مكتوبى را كه موضوعات آن برگرفته از فرهنگ قومى است (مثل قصه هاى هانس كريستيان آندرسن) دربرمى گيرد. بسيارى از قصه هاى عاميانه در دست نويسندگان به صورت قصه هاى مكتوب و ادبى بازنويسى شده است. مثل قصه حسن كچل در فارسى و قصه هاى سفيدبرفى و سيندرلا در ادبيات غرب. برخى حكايت هاى كانتربرى‎/ چاسر يا قصه طوطى و بازرگان در مثنوى مولوى، نيز از قصه هاى عاميانه اقتباس شده اند.»
البته تعريف فوق، موارد مكتوبى را نيز براى قصه هاى عاميانه متذكر مى شود اما به نظر مى رسد بخش آخر تعريف كه به بازنويسى قصه ها توسط نويسندگان اشاره كرده است، شمول بيشترى داشته باشد. چنان كه صادق هدايت در اين باره مى نويسد: «پس از جمع آورى قصه ها و تحقيقاتى كه توسط برادران گريم (Grimm) تقريباً در يك قرن پيش انجام گرفت، اين موضوع مورد توجه علما و ادبا واقع گرديد. امروزه نه تنها براى تشويق خردسالان قصه هاى عاميانه را با چاپ و با تصاوير دلپذير در دسترس آنها مى گذارند كه با روحيه بچه توافق كامل دارد و نويسندگان بزرگى از جمله اندرسن (Anderson) دانماركى به همين شيوه حكايات دنياپسندى به وجود آورده اند، بلكه ممكن است موضوع آثار هنرى و ادبى فوق العاده زيبا قرار بگيرد... مانند ترانه هاى عاميانه، مصنف متل هاى مجهول، با زبان ساده، لطيف و زنده اى ساخته شده و به توسط عوام، سينه به سينه انتقال يافته است. عين قصه هاى فارسى اغلب به زبان هاى اروپايى نيز وجود دارد. براى جمع آورى آنها نيز بايد به مردمان قديمى و بى سواد مراجعه كرد و الفاظ و كلمات آنها را بدون كوچك ترين دخل و تصرف ضبط نمود...»
قصه به دليل اين كه به نقل و نقالى بيشتر گرايش دارد تاكتابت - و سابقه نقالى از كتابت بيشتر است - در حوزه شفاهيات از قدمت بيشترى برخوردار است. ضمن اين كه پسوندعاميانه براى قصه، دلالت بر اين داردكه با چيزى شفاهى سر و كار داريم زيرا عوام در گذشته - و اكنون هم - بيشتر با سنت شفاهى خو داشته اند و حوزه كتابت معمولاً به طبقه خواص مربوط مى شود.
عناصر قصه هاى عاميانه:
* ۱- راوى
راوى كسى است كه قصه را روايت مى كند. اگر اين روايت، شفاهى باشد، راوى ممكن است با نقال به اشتباه گرفته شود. در حالى كه نقال با راوى قصه متفاوت است. نقال كسى است كه قصه را نقل مى كند؛ موجودى است بيرون از قصه و امروز كه كتابت و چاپ ، بخش مهمى از زندگى انسانها رابه خود اختصاص داده است، كتاب قصه در واقع جانشين نقال قصه شده است. همان گونه كه اگرقصه اى توسط ضبط صوت خوانده شود ما نمى توانيم بگوييم راوى قصه، ضبط صوت است و يا هرگز نمى گوييم راوى قصه، كتاب است، بنابراين ، نقال قصه نيز نمى تواند راوى آن باشد. راوى يكى از عناصر درون قصه است در حالى كه نقال يكى از عوامل بيرون قصه است. نظرگاه راوى در قصه هاى عاميانه، معمولاً داناى كل است. راوى قصه هاى عاميانه از همه چيز و همه جا خبر دارد. درون دل آدم ها را مى بيند از گذشته آنها خبر دارد و از آينده هم. با اين حال ، راوى قصه ، خود را ملزم به پيروى از طرح نمى داند. چرا كه قصه به طور كلى فاقد طرح است. همچنين راوى قصه، از ابزارهاى روايت - چنانچه در داستان استفاده مى شود - بهره چندان نمى برد. به جز تلخيص كه مهم ترين ابزار براى راوى قصه است، در روايت قصه از ابزارهايى مانند صحنه يا توصيف بسيار كم استفاده مى شود. «صحنه» نياز به زمان و مكان خاص دارد در حالى كه زمان ومكان مشخص در قصه، كاربرد چندانى ندارد. اغلب قصه ها با «روزى، روزگارى در شهرى دور...» و يا جملاتى مانند آن آغاز مى شود و اگر هم به جايى اشاره شود باز دقيقاً آن را مشخص نمى كند. مثلاً «روزى ، روزگارى در سرزمين هندوستان...» براى ما دقيقاً مشخص نمى كند كه كجاى هندوستان ، قصه اتفاق مى افتد و غالباً اگر هم اشاره اى به مكانى شود با اسم خاص ، كاربرد چندانى در روال قصه ندارد.
* ۲- قهرمان
قصه، قهرمان مى خواهد اما اين قهرمان الزاماً با تصورى كه از قهرمان در نزد عامه مردم وجود دارد، همخوان نيست. قهرمان هاى قصه مى توانند شاهزادگانى باشند كه كوه ها را جا به جا مى كنند و يا كچلى كه از تمام خصوصيات، فقط تنبلى را به ارث برده است و يا حتى حيوانات . هرچند كه همين قهرمانان نيز تعدادشان زياد نيست.
بهرنگى درافسانه هاى آذربايجان چندچهره مشخص را به عنوان چهره ها و قهرمانان افسانه ها بر مى شمارد كه عبارتند از : كچل: جوانى تنبل - و در عين حال زيرك - خوش شانس و فقير.
وزير : چهره اى منفى ، چاپلوس، موذى و پول پرست
ديو: موجودى بسيار پرزور و درعين حال پخمه و كودن
روباه و گرگ : دو قهرمان آشتى ناپذير و ناسازگار افسانه هاى آذربايجان
موجوداتى كه در قصه ها ظاهر مى شوند يا خوب هستند يا بد. معمولاً حد وسط وجود ندارد. شخصيت پردازى در قصه، كاربردى ندارد. قهرمانان قصه ها موجوداتى تك بعدى هستند كه فقط براى انجام كارى در قصه حضور يافته اند. «ولاديمير پراپ، بازيگران قصه (آدم هاى قصه) را شامل هفت تيپ مى داند:
۱ـ آدم خبيث ۲ـ بخشنده ۳ ـ قهرمان (جست وجوگر يا قربانى) ۴ـ اعزام كننده ۵ـ يارى دهنده ۶ ـ شخص مورد جست وجو (شاهزاده خانم) ۷ـ قهرمان قلابى.
بايد توجه كرد كه در قصه عاميانه يك تيپ مى تواند چندين نقش را به عهده بگيرد. به طور مثال فردى مى تواند هم نقش آدم خبيث را به عهده بگيرد و هم قهرمان قلابى باشد، همان طور كه يك نقش را هم چندين نفر مى توانند بازى كنند. مثلاً چند نفر نقش يارى دهنده را به عهده بگيرند.»
همان طور كه مى بينيم پراپ، آدم هاى قصه را براساس اعمالى كه در قصه انجام مى دهند طبقه بندى كرده است و آنها را «تيپ» ناميده است. نكته ديگرى كه بايد در نظر گرفت اين است كه شخصيت پردازى، ارتباط مستحكمى با طرح (Plot) دارد. بنابراين قصه چون به طرح توجهى ندارد، شخصيت پردازى نيز نمى تواند در آن نمودى داشته باشد.
* ۳ - كارهايى كه چهره هاى قصه انجام مى دهند
از نظر پراپ مهم ترين عنصر قصه، كارهايى است كه توسط تيپ هاى قصه صورت مى گيرد. «عناصر ثابت و پايدار قصه، كارهايى است كه اشخاص قصه، در قصه انجام مى دهند اما كارهايى كه از هويت كننده كار و شيوه عمل او مستقل است. اين عناصر، اجزاى تشكيل دهنده بنياد قصه است.»
پراپ معتقد است مجموع كارهايى كه در قصه هاى عاميانه انجام مى شود، محدود است. هر چند ممكن است تيپ هاى مختلفى اين كارها را انجام دهند. مثلاً در يك قصه شاهزاده، دختر زيبا را نجات مى دهد و در قصه ديگر پسرك فقير اين كار را انجام مى دهد.به هر حال كار انجام شده، يكى است. وى همچنين براى هر يك از رويدادها و كارهايى كه در قصه هاى عاميانه انجام مى شود، يك توالى در نظر گرفته است. مثلاً اگر قرار است دختر زيبا نجات داده شود، يك توالى ثابت براى كارها وجود دارد. پراپ معتقد است: تعداد و توالى كاركردهاى قصه ثابت و تعداد آنها سى و يك عدد است. او همچنين تقسيم كارها ميان تيپ هاى قصه، شيوه هاى ورود تيپ ها به قصه، صفات تيپ هاى قصه و معناى اين صفات را دسته بندى كرده است.
علاوه بر اين ها پراپ براى قصه هاى عاميانه، عناصر فرعى را نيز ذكر مى كند. مثلاً بحث انگيزه را پيش مى كشد: «منظور از انگيزه، هم سبب هايى است كه اشخاص را به انجام فلان يا بهمان عمل (آكت) وادار مى كند و هم اهداف اين اشخاص از انجام عملشان است. انگيزه ها به رغم آن كه گاه قصه را از رنگ آميزى و برجستگى خاصى برخوردار مى سازد، در شمار متغيرترين و ناپايدارترين عناصر قصه است.
فزون براين، انگيزه ها را نمى توان در مقام عنصر با همان وضوحى تعريف كرد كه براى كارها يا عناصر پيونددهنده كمكى، ممكن است.
طبعاً انگيزه اكثر اعمالى را كه اشخاص در ميانه قصه انجام مى دهند، بايد در مسير عمل قصه (آكسيون) جست وجو كرد. فقط شر است كه به عنوان نخستين كار بنيادى قصه به انگيزه كاملى نيازمند است.»
با بررسى عناصر قصه هاى عاميانه شايد بتوان به اين نتيجه رسيد كه آغاز هر قصه اى به آغاز راهى مى ماند كه پايانش قابل پيش بينى است. اگر اين نظر را بپذيريم كه قصه هاى عاميانه، از فرمول هايى محدود پيروى مى كنند، مى توانيم آن را نتيجه انديشه اى بدانيم كه براى زندگى فرمول هايى محدود و خاص وضع كرده است و فرجام آن را نيز پيش بينى. انديشه اى كه انسان را در انتخاب راه آزاد مى داند اما پايان هر راه، مشخص و محتوم است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |