پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۱ رجب ۱۴۲۸
Thu, Jul 26, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
(اشارات و تنبيهات )
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
خانواده
گزارش ويژه ازاتاق تصميم گيرى
سنا ى آمريكاعليه ايران
درنشست هاى محرمانه
ساختمان۵۳۸واشنگتن دى سى
چه مى گذرد؟
• جلسه سنابراى آن برپا شد تا دلايل ناكامى سياست تحريم ايران از سوى بوش بررسى شود.اين واقعيت را رئيس جلسه كريستوفرداد بر زبان آورد
• برنز:اقدامات زيادى درباره وبلاگ هاى ايرانى صورت گرفته است.سال گذشته ۵ ميليون دلاركنگره براى تقويت برنامه هاى اينترنتى
جوانان ايران به ما كمك كرد
همه آنهايى كه در پى به دست آوردن تصوير شفاف از سياست خارجى آمريكا هستند كافى است ساعتى را پاى مونيتور كنگره آمريكا بنشينند و حواس خود را به بحث آدم هاى حاضر درجلسه كميته هاى مجلس سنا بسپارند. خيلى از نشانى سياست آينده آمريكا را مى توانيد ازاين تريبون جنجالى سنا دريافت كنيد . تاكنون عادت بر اين بوده، تحليلگران خاورميانه كليد تصميم هاى ديپلماسى آمريكا را دردستگاه وزارت خارجه ويا عمارت بيضى شكل كاخ سفيد جسته اند. نتيجه اين شده كه پيش وپس از هرحادثه اى آنها تنها نطق هاى خانم رايس يا جورج بوش را زير ذره بين نگاه خود قرار دهند. اما واقعيت اين است كه سياست خارجى آمريكا را شبكه اى از نهادها وارگان ها شكل مى دهند وچندين مجمع ومركزدست به كارپردازش وتوليد تفكرات ديپلماسى اين كشورهستند.
304710.jpg
مجلس سنا وكميته هاى آن يكى از چند تشكيلات تأثيرگذار آمريكايابه قولى بازوهاى ديپلماسى اين قدرت هستند كه به كارتنظيم وتدوين خط مشى واشنگتن درباره ملت ها وكشورها مبادرت مى كند . اين نهاد را مى توان كانون تجميع علايق همه جناح ها ونهادها وكمپانى هاى اقتصادى دانست كه زير چتر ديپلماسى وارتش آمريكابه كسب سود وثروت در اقصى نقاط جهان سرگرم هستند.
اما پيش از آنكه وارد اتاق فكرسنا شويم شايد يادآورى اين نكته لازم باشد كه ازميان دومجلس ايالات متحده - مجلس نمايندگان وسنا - درصحنه سياست خارجى ، اين نهاد سنا است كه قدرت بالاتروسهم افزون ترى درسبد تصميم گيرى اين كشور دارد. حق انتخاب ديپلمات ها وسفرا،انعقاد قراردادها ومعاهدات خارجى، اختصاص كمك هاى اقتصادى ونظامى ونيزاعمال قوانين تنبيهى وتحريمى برضد كشورها ازجمله اختيارات اين نهاد است. درست به همين دليل است كه اغلب طرح هاى جنجالى برضد ايران وديگركشورهاى مخالف آمريكا ازكيف سناتورها يا از كريدورهاى اين نهاد سربر مى آورد.
آنچه موضوع اين نوشته است گردش بحث ايران دركريدور مجلس سناى آمريكا است . سنا واحدى به نام «جلسه استماع» دارد كه درآن تصميم گيران وكارشناسان حوزه هاى مختلف آمريكا عقايد،طرح ها وتصميم هاى خود درباره هركشور و منطقه اى را به سناتور ها عرضه مى كنند. اين نشست به تعبيرى نقش مهندسى سازه هاى ديپلماسى آمريكا را برعهده دارد.
با مرور در مباحث اين نشست ها مى توان دريافت كه ستاد مركزى اين قدرت امپراتورى چگونه عمل مى كند به ويژه نطق ها و پيشنهادهاى مطرح در تريبون باز سنا كه واقعيت داستان هاى مربوط به تفاوت بازهاوكبوترها دردنياى ديپلماسى را محك مى زنند.
به هرحال از وقتى كه كنگره وسنا به دست جناح رقيب بوش افتاده «نشست هاى استماع سنا» با شور و حرارت دوچندان از آنتن ماهواره ورسانه هاى آمريكا پوشش داده مى شود. اما اين تنها دليل جنجالى بودن نشست هاى سنا نيست ، كشور و دولت آمريكا اكنون درگيردو جنگ بزرگ وچندين مناقشه خرد وكلان است كه اغلب اين بحران ها درشاهراه خاورميانه يعنى گلوگاه انرژى جهان سرمايه دارى جريان دارد از طرفى چون اين بحران ها به نوعى از آبشخور ۱۱سپتامبرسرچشمه مى گيرند ارتباط مستقيم به امنيت آمريكا دارند. ازاين روست كه درجامعه آمريكا كه گفته مى شود مردمى بى ميل به سياست هستنداين روزها گفت وگوها ومباحث سنا با اشتياقى افزونتر دنبال مى شود.
* سهم ايران از تيره بينى سنا
سهمى عمده از گفت وگوهاى اين نشست هاى سنا به ايران تعلق دارد . تاكنون چندين نشست درباره مسائل ايران دراين مكان برگزارشده است.
متأسفانه از ميان مباحث انبوهى كه تاكنون درتريبون جنجالى سنا مطرح شده تنها موارد مربوط به رويارويى سناتورها با همكاران متخلف بوش مانند اسكوترليبى يا آلبرتوگونزالس درذهن ها مانده است اما كارويژه نشست هاى استماع سنا تنها مؤاخذه از دولتمردان متخلف نيست، چنانكه اشاره شد اين نهاد يك كانون مشاوره و مركز تصميم سازى است آنهم درباره مسائل مبتلابه امنيت ملى ومنافع ايالات متحده در عرصه هاى مختلف جهانى .
براين اساس است كه براى هركدام ازبحران هاى موردعلاقه آمريكا مانند ايران، افغانستان ،عراق و.... يك پرونده وفايل جداگانه درسنا اختصاص يافته است.
نشست هاى استماع چنانكه ازنام آن پيداست دردومرحله كار تصميم سازى را پيش مى برد؛ نخست شنيدن ودريافت گزارش مجريان و كارگزاران امور، كه اين عده اغلب شامل مقام هاى كليدى وزارتخانه هاى خارجه ، دفاع (پنتاگون ) بازرگانى و خزانه دارى وسازمان سيا واف بى آى و وزارت امنيت داخلى است. درمرحله دوم اين نشست به گردآورى پيشنهادها وطرح هاى سناتورها وكارشناسان حاضردرجلسه مبادرت مى كند .
ازتلفيق نظرات اين دوگروه درحقيقت پيش نويس يك طرح يا لايحه سياست آمريكا دربرابر كشورى خاص به دست مى آيد. گفتاروگزارش حاضر به يكى از اين مجموعه نشست ها درباره ايران نگاه افكنده است .
نخستين چيزى كه در«روزهاى بحث سنابراى ايران» جلب نظرمى كند، فايل يا عينكى است كه دراين نشست ها از طريق آن مسأله ايران رؤيت مى شود. اين زاويه ديد همان است كه دراين گزارش بارها با آن روبرو مى شويد يعنى اين كه ايران دررديف مسائل امنيت جهانى آمريكا وبه عنوان منبع تهديد عليه آمريكا نگريسته مى شود. زيربناى اين نگرش را نومحافظه كاران ودولت بوش پايه نهادند يعنى درست ازآن روزكه توفان ۱۱سپتامبر رؤياى جهان تك قطبى كاخ سفيد را آشفته كرد. ايدئولوگ هاى دولت بوش در پى يافتن دشمن فرضى، انگشت اتهام را سوى تهران نشانه رفتند . ونتيجه قهرى چنين تفكرى آن شد كه جورج بوش در همه اركان قدرت آمريكا را درمسأله ايران درگيركرد.
پس چندان جاى شگفتى نيست كه نشست هاى مربوط به ايران در سنا نيزهمان حال وهواى خصومت اتاق هاى كاخ سفيد را داشته باشد .
به آخرين جلسه سنا درباره ايران نظر مى اندازيم كه درساختمان ۵۳۸ ديرسكين واشنگتن دى سى برپا شده است. اين نشست تركيبى گسترده وبس فراگيرتراز حتى نشست هاى مربوط به مسائل روسيه وچين دارد. در نشست ويژه ايران همه نهادهايى كه آنها رابه عنوان دست و بازوى سياست جهانى بوش مى شناسيم حضوردارند و رياست آنها را يكى از ايدئولوگ هاى نومحافظه كاردردست دارد .
تركيب اعضاى اتاق فكرسنا درباره ايران به طور مشخص شامل دوگروه ديپلمات ها ومجريان يا همان همكاران بوش هستند ودرسوى ديگراين اتاق نمايندگان سنا وسناتورهاى دخيل درمسائل ايران نشسته اند. در تيم مجريان نيكلاس برنز اغلب به عنوان فرستاده رايس ،استيوارت ليوى ،معاون خزانه دارى آمريكادرامورتروريسم واطلاعات مالى ،مارك فولون معاون وزارت بازرگانى درامورصنايع وامنيت حضوردارند . ودرجرگه سناتورهاريچاردشلبى ،رئيس سابق كميته استماع سنا وهمكاران كارشناس اودرباره ايران مانند سناتورتستر يا سناتورريد حضوردارند و رياست كنونى اين نشست استماع با يك دموكرات دوآتشه بنام كريستوفردادا ست.
مباحث ارائه شده در نشست اين افراد را به نحوى مى توان يك نقشه راهنما از جغرافياى يك جنگ سياسى وايدئولوژيك دانست. اين نشست سنا روشن مى كند كه تهران دركجاى تفكرستيزه جويانه نومحافظه كاران آمريكا قراردارد. همينطور سخنان مدعوين واعضاى اين نشست نشانى هاى روشنى بدست مى دهد كه ماهيت نزاع سياسى ايالات متحده با ايران ومقصد ومقصود آن چيست وتيم نخبگان بلند پرواز اين كشور از چه روش ها، تاكتيك ها و دسيسه هايى براى تضعيف نظام بهره مى جويند.
به هرروى رئيس واعضاى نشست استماع سنا نظرات وپيشنهادهاى خود را درباره ايران درچند سرفصل مطرح مى كنند اين سرفصل ها عبارتند از:
مسأله عراق ، تروريسم ،قضيه هسته اى وبحران هاى خاورميانه
نشست استماع سنا حول گزارشى مى چرخد كه دستيار سرشناس كاندوليزا رايس يعنى نيكلاس برنز ارائه مى كند.
* مسأله هسته اى قلب سياست خارجى آمريكا
شايد درجلسه استماع سنا، هيچ موضوعى ازموضوعات سياست خارجى ايران نيست كه ازقلم بيفتد، از نقش ونفوذ ايران درعرصه آسياى مركزى وافغانستان گرفته تا روابط ديرين جنبش هاى اسلامى وميهنى لبنان وفلسطين وعراق با تهران. وازبحث رقابت احزاب اصولگرا واصلاح طلب گرفته تا فعاليت كانون هاى دانشجويى و فعالان اينترنتى و وبلاگ نويسان.
اما دراين فهرست بلندى كه نيكلاس برنز وهمكارانش براى سناتورها عرضه كرده اند، يك مسأله درصدرهمه امورايران نشسته است وآن ماجراى دستيابى ايران به توان هسته اى است. شايد مذاكرات اين جلسه سنا، يك نمونه عينى وعالى ازاهميت قدرت هسته اى ايران باشد واين كه چه ميزان دستيابى ايران به اين فناورى، آرامش ايالات متحده را به هم زده است.
برنز در گزارش خود براى اعضاى جلسه، تأكيد مى كند كه دغدغه اصلى كاخ سفيد در شرايط امروز مسأله هسته اى ايران است.او مى گويد: اگر ايرانى ها بتوانند درطول يك سال ۳ هزارسانتريفيوژ راه اندازى كنند و بدون مانع به كارخود ادامه دهند دانشمندان ومهندسان هسته اى آنها ازتوانايى وبهره هوشى لازم براى طراحى سلاح هسته اى برخوردارند (البته به نظرمى آيد اين گزارش برنز قبل از خبر راه اندازى سه هزارسانتريفيوژ ايران تهيه شده است). سايه سنگين توان هسته اى ايران برنگاه كاخ سفيد درادامه مذاكرات اين جلسه بيشترهويدا مى شود، آنجا كه برنز مى گويد: درحال حاضرمابه دنبال روابط عادى با ايران نيستيم، چراكه مسأله اين است كه آنها تلاش دارند به توانايى تسليحات هسته اى دست پيدا كنند و تا زمانى كه اين رويكرد باشد نمى توانيم با ايران تعامل داشته باشيم.
نكته جالب توجه درنگاه اعضاى جلسه به مسأله هسته اى ايران لحن وزبان مشترك آنها درتجويز «نسخه هاى مقابله» با اين بخش از توانمندى ايران است. كريستوفر دادرئيس جلسه، با آن كه يك سناتوردموكرات است مى گويد: من بر رويكرد بوش در رابطه با ايران، صحه مى گذارم وسران ايران بايد از بلندپروازى هسته اى خود بكاهند.
به اين صورت اغلب راهكارهاى خصمانه اى كه درجلسه برضد ايران مطرح مى شود محور بازداشتن توان هسته اى ايران را نشانه رفته است.
عدد وشمارطرح هايى كه روى ميزجلسه استماع سنا با عنوان طرح هاى مقابله با توان هسته اى ايران قرارمى گيرد، حيرت آوراست. دامنه اين پيشنهاد ها آنقدر وسيع است كه مى توان گفت، همه چيزدرخدمت رويارويى باتوان هسته اى ايران است.
كريستوفرداد، رئيس دموكرات جلسه به كاخ سفيد توصيه اكيد مى كند كه تحريم هاى هوشمند را برضد ايران ترك نكند و در اين راستا درخواست دارد كه روش سه گانه : تحريم شركت هاى حامى فعاليت ايران،كنترل صادرات كالابه ايران و فشار بر نهادهاى بخش خصوصى مرتبط باايران مانند بانك ها و تجارتخانه ها درداخل وخارج آمريكا با قوت دنبال شود.
سناتور ريچاردشبلى،همكار كريستوفرداد نيزهمين توصيه را به كاخ سفيد مى كند ومى گويد كه آمريكا با اعمال درست تحريم ها، نظام ايران را با خواسته هاى خود همراه سازد.
وقتى نوبت سخن به فرستادگان كاخ سفيد درباره طرح هاى دولت بوش در مسائل هسته اى ايران مى رسد آن وقت ما با يك گزارش صدها صفحه اى روبه رو هستيم كه وزارتخانه هاى خارجه، بازرگانى وخزانه دارى ،پنتاگون ودستگاه هاى اطلاعاتى وامنيتى ارائه مى كنند.
برنز گزارشى از تلاش ها وترفندهاى سياسى بكاررفته برضد برنامه هسته اى ايران ارائه مى كند. او از قطعنامه هاى شوراى امنيت وهمراهى اروپا وروسيه با اين قطعنامه هابه عنوان دستاورد ديپلماسى ضد ايرانى بوش ياد مى كند. توفيق ما درسال هاى اخير در پرونده هسته اى اين بود كه افزون برائتلاف با ۳ كشوراروپايى براى فشاربه ايران در بحث هسته اى توانستيم روسيه وچين وهمچنين هند وبرزيل ومصر را برضد ايران بسيج كنيم.
برنز مدعى است كه كاخ سفيد مجموعه اى از اقدامات سختگيرانه وتهديدات را برضد ايران دردستوركاردارد كه ازآن جمله است: تصويب قطعنامه هاى تازه براساس فصل هفتم منشور،ادامه تحريم بانك هاى ايرانى، اعمال فشار بر مؤسسات ونهادهاى اقتصادى ومالى طرف مراوده با ايران، افزايش حضور نظامى آمريكا پيرامون مرزهاى آبى ايران با اعزام ناوها به خليج فارس واعمال فشاربه نهادهاى امنيتى واطلاعاتى ايران.
استيوارت ليوى به عنوان معاون وزيرخزانه دارى آمريكا در امور تروريسم واطلاعات مالى درگزارش خود به جلسه سنا، مأموريتى كه بوش به نهاد تحت مسئوليت او براى مقابله با ايران داده است را تشريح مى كند.«راهبرد ما در رابطه با ايران، شامل استفاده از تدابير هدفمند مالى و همچنين رايزنى بادولت هاى خارجى وبخش هاى داخلى براى متوقف كردن جريان تجارت وهمكارى بازرگانى با ايران است. »
آمارى كه اين مقام كابينه بوش از شمار ملاقات ها و نشست ها برضد ايران با نهادهاى اقتصادى جهان ارائه مى كند واقعيت ستيز جهانى آمريكا با ايران رابيشترهويدا مى كند. ليوى با اشاره به ترفندهايى كه براى منع فعاليت چند بانك ايرانى و۱۹ مؤسسه و تاجر ايرانى اعمال كرده مى گويد:« من به همه دنيا سفركرده ام ونام همه نهادهايى كه بايد درفهرست تحريم قرار گيرند را نه تنها با دولت ها، كه با شركت هاى خصوصى دنيا هماهنگ كرده ام.با بيش از۴۰ بانك معروف درجهان نشست ضد ايرانى برگزاركرده ايم.» ليوى درنهايت همانند برنز درباره موفقيت اين تلاش ها به سناتورها اطمينان مى دهد ومى گويد دولت بوش بسيارى از قراردادها وارتباطات اقتصادى وپولى ايران را مختل كرده است.
مارك فولون معاون وزارت بازرگانى، گوشه هاى ديگرى از تحركات ستاد مقابله بوش با ايران را فاش مى كندو مى گويد: « وزارت بازرگانى درحال حاضر ۱۰۰عامل فدرال دارد كه در۱۰ نقطه آمريكا حضوردارند وهم اكنون بيش از۲۰ درصد ازتحقيقات علنى ما، يعنى ۱۵۰ مورد آن درباره ايران است.» او در بيان نمونه هاى اين اقدامات اقرار مى كند كه دولت بوش از ابزار زور براى متوقف كردن داد وستد اقتصادى مراكز آمريكا با ايران بهره جسته است .فولون نمونه اين برخورد انتظامى وامنيتى را مجازات مدير فروش شركت يونايتد كاليبريشن به زندان و ارنست كوه به جريمه وحبس ياد آورى مى كند ودر نهايت مى گويد كه سال گذشته ۱۶ پرونده قضايى بر ضد كمپانى هاى طرف همكارى با ايران بسته شد.
* قدرت منطقه اى ايران
پس از مسأله هسته اى نوبت بحث نقش خاورميانه اى ايران مى رسد.
گزارش هاى جلسه سنا دراين بخش حاكى ازآن است كه ايران به قدرتى بى رقيب در صحنه منطقه تبديل شده است . گفته هاى اعضاى كابينه بوش در اين بخش سياست ايران هر چند آغشته با همان نگاه تيره كين توزانه است اما آنها درنتيجه گيرى خود آشكارا از تلاش براى جلب همكارى ايران درحل بحران هاى خاورميانه سخن مى رانند.
برنز در بحث خاورميانه اى خود خطاب به اعضاى جلسه مدعى مى شود كه ايران در عراق (كه قلب سياست امروز بوش) است نقش منفى مقابل آمريكا ايفا مى كند. جالب است كه رئيس دموكرات جلسه نيز براين سخن نماينده رايس مهر تأكيد مى نهد ومى گويد: ايران بايد از فعاليت هاى تروريستى درعراق كه موجب بى ثباتى در اين كشور و منطقه مى شود، دست بردارد.
در كنار عراق، اعضاى جلسه به همفكرى درباره نفوذ ايران در اين سوى خاورميانه يعنى فلسطين و لبنان مى پردازند. در عرصه لبنان كه به نظر مى آيد مبحث تازه اى درسناى آمريكاست، همه اعضا نگران افول اعتبار جناح غربگرا و قدرت يابى هسته مقاومت اسلامى هستند. برنز براى نشان دادن عمق نگرانى بوش درباره اعتبار منطقه اى ايران از واژه بشدت خصومت آميز رئيس خود بهره مى گيرد و مى گويد ايران بانك مركزى حمايت از سازمان هاى تروريستى است. مقصود اين مقام آمريكايى همان پيوند هاى عميق جمهورى اسلامى با انقلابيون لبنان و فلسطين است. اين مقصود وى آنجا روشن مى شود كه مدعى مى شود: آمريكا در پى حمايت ازدولت لبنان است اما ايران در كنار سوريه و حزب الله براى برانداختن اين دولت تلاش مى كند. يا آن كه مى گويد در تلاشيم تا از نفوذ ايران براى تضعيف موقعيت اسرائيل در منطقه بكاهيم.
با اين همه، گزارش برنز و دوستانش درباره به اصطلاح رابطه ايران با جريان هاى تروريستى هيچ سخن تازه اى ندارد، او حتى وقتى با پرسش سناتورها دراين باره روبه رو مى شود گريزى به ادعاهاى كهنه و سوژه هاى سوخته اى مانند دخالت ايران در انفجار ظهران و يا حضور سپاه در عراق مى زند.
* طرح تضعيف از درون
(روش هاى اعمال نفوذ به ايران در جلسه سنا)
شايد تأمل انگيزترين بخش جلسه استماع سنا، همانا راهكارهايى است كه اعضاى دولت بوش و سناتورها براى ارتباط گيرى و رخنه در فضاى سياسى ايران ارائه مى كنند. اين راهكارها پس از آن مطرح مى شود كه برنز در جواب پرسش سناتورها درباره تركيب بندى قدرت در ايران گزارشى از موقعيت نيروهاى سياسى داخل ايران و تلاش هاى همه جانبه كابينه بوش براى تأثيرگذارى روى اين نيروها ارائه مى كند. برنزدراين گزارش خود به صراحت از انديشه بوش براى ايجاد شكاف بين مردم ودولت ايران پرده برمى دارد. «براى ايجاد شكاف ميان مردم و دولتمردان ايرانى ماوظيفه داريم كه به مردم ايران نزديك شويم. كنگره براى اين هدف سال گذشته ۷۶ ميليون دلار به راديوهاى فارسى زبان آمريكا، فردا و نيز تلويزيون ۱۲ ساعته فارسى زبان اختصاص داد».
برنز در ادامه ازسرمايه گذارى كلان در زمينه هاى اينترنتى براى جوانان ايران دركاخ سفيد خبر مى دهد: «اقدامات زيادى درباره وبلاگ هاى ايرانى صورت گرفته است. سال گذشته ۵ ميليون دلار كنگره براى تقويت برنامه هاى اينترنتى جوانان ايران به ما كمك كرد. ما صفحات اينترنتى بسيارى براى شهرهاى مختلف ايران گشوده ايم و در حال ترغيب گفت و گو و تماس با جوانان ايران از طريق اينترنت هستيم». معاون رايس حتى از رفت وآمد تيم هاى كشتى و گروه هاى امدادى و پزشكى به عنوان راهكارى براى افزايش تماس آمريكا با اقشار ايران، ياد مى كند.
اما محور ديگرى كه كانون توجه برنز و اعضاى جلسه سنا درمبحث نفوذ در صحنه ايران است، تعامل با نيروهاى سياسى ايران و افرادى است كه به عنوان اشخاص ميانه رو از آنان ياد مى كنند. كريستوفر داد به عنوان رئيس جلسه از اين كه بوش فرصت تماس و تعامل با اصلاح طلبان را از دست داد، گلايه مى كند و برنز نيز در تكميل گفته هاى او مدعى است كه مراكز قدرت در ايران پراكنده اند و آمريكا مى تواند با عناصرى در لايه هاى زيرين مراجع قدرت وارد مذاكره و تعامل شود، «به نظر ما عناصرى در قدرت ايران وجود دارند كه مايل به مذاكره با ۵ كشور عضو شوراى امنيت هستند ولى احمدى نژاد خواستار مذاكره نيست».
دربخش ديگراين گزارش نيز دستيار رايس وقتى سلسله مراتب قدرت را در ايران توصيف مى كند از علاقه كاخ سفيد به ارتباط گيرى با نخبگان سياسى وحتى دانشجويى ايران ياد مى كند اما در نهايت تأكيد مى ورزد كه رئيس جمهورى ايران حاضر به آشتى با آمريكا نيست.
* پيام هاى نهفته درجلسه سنا
جلسه سنا براى آن برپا شد تا دلايل ناكامى سياست تحريم ايران از سوى بوش بررسى شود. اين واقعيت را رئيس جلسه كريستوفرداد برزبان مى راند و مى گويد كه هنوزوهمچنان نگران گسيختگى دررفتار وسياست بوش است.نكات بسيارى درگفته اعضاى جلسه هست كه دلالت براين دارند كه همه تدارك وطرح هاى سياسى - اقتصادى وامنيتى بوش براى انزواى ايران راه به جايى نبرده است.رئيس جلسه درجمع بندى خود باز به صراحت مى گويد كه سرمايه گذارى ۱۲۵ ميليارددلارى خارجى درايران نشانه ناكامى سياست هاى تحريمى بوش است .
نكته ديگرى كه جلسه سنا به وضوح بيان مى كند، تداوم سياست مقابله وخط خصومت است واين كه راهبرد نسل جديد زمامداران آمريكا با گروه دولتمردان عصر جنگ سرد، چندان تفاوت نكرده است.زيربناوپايه هاى اين سياست برتضعيف وانزواى قدرت انقلابى ايران استواراست وفقط تاكتيك هاى آن عوض شده است.دربخش تاكتيك ها وروش ها نيز اعضاى جلسه سنا يك اتفاق نظر برپيگيرى همزمان سياست آشناى «تهديد درعين تشويق» دارند اما چنان كه درفهرست راهكارهاى پيشنهادى ديده مى شود حجم طرح هاى خصومت آميز، غيرقابل مقايسه با برنامه هاى به اصطلاح تشويقى است ونكته مهم تر اين كه جمع تصميم گيران جلسه روش مذاكره وشيوه تعامل را به عنوان يك ابزاربراى تضعيف نظام جمهورى اسلامى نگاه مى كنندنه يك راهبرد براى ازبين بردن ديوار بى اعتمادى.
304695.jpg
ازهمه اين موارد كه بگذريم جلسه سنا يك نكته بسيارمهم وبس كليدى را درباره سياست پيچيده آمريكا روشن كرد، نكته اى كه شايد حلقه مفقوده نگاه بسيارى ازتحليلگران وطنى به فرداى سياست خارجى آمريكاى عصردموكرات ها باشد:
* نگاه به ايران از دريچه سياست
نومحافظه كاران (همسويى ۲ جناح آمريكا درباره ايران)
۶ ماه پيش در هفتم نوامبر دموكرات هاى آمريكا سوار بر موج نارضايتى عمومى ازماجراى عراق كنگره را ازدست جمهورى خواهان خارج كردند.از آن روز تاكنون افكار عمومى در داخل وخارج اين كشور به انتظار يك تغيير در سياست جهانى ايالات متحده به سر برده اند.
همه روزهاى كنگره دراين مدت به بحث وجدل برسر سياست بوش در عراق و خاورميانه سپرى شده است.اما عاقبت نتيجه اى كه از اين مجادله طولانى حاصل شده چيزى جز ادامه سياست كاخ سفيد ونومحافظه كاران وبوش نبوده است.
مسأله ايران گرچه اهميتى همپاى عراق نداشته است ولى مى توان گفت پس از موضوع عراق بيشترين اهميت را دركانون توجه سياست مداران اين كشورداشته است.هنگامى كه پاى مسائل هسته اى ايران به ميان آمده است موضوع ايران بر همه موضوعات پيشى گرفته است.
۶ ماه حاكميت دموكرات ها بركنگره براى ايرانى ها يك آزمون بود تا درباره واقعيت انديشه زمامداران جديد اين كشور نسبت به خويش تأمل كنند.
سؤال همه اين بوده كه ارمغان اين انتخابات براى ايران چيست وبرندگان اين بازى آيا اراده وانگيزه تغيير يكى از تندترين سياست هاى كاخ سفيد رادر خاورميانه وايران دارند؟جناح جديد كدام راه را طى خواهند كرد.آيابه وعده هايى كه براى اتخاذ يك سياست معقول ومنطقى درقبال ايران داده ، عمل خواهند كرد؟
اين گونه بود كه آن بحث ديرينه كه چه تفاوتى ميان نگرش ۲ جناح درباره ايران وجود دارد بارديگر گريبان افكارعمومى وذهن تصميم گيران را گرفت.
اكنون پاسخ اين پرسش درجلسه سنا روشن شده است. درحالى كه همه اركان تصميم گير آمريكا سخن از ناكام ماندن سياست تحريم وتهديد ايران رانده اند اما درعمل هيچ اتفاقى نمى افتد وهمه اموربرمدار انديشه نومحافظه كاران مى چرخد.شايد تنها سخن جدى كه شنيده مى شوداين است كه راهبرد درست است اما تاكتيك ها اشتباه انتخاب شده است.
به خاطر بياوريد كه روزهايى پيش ازاين ماجرا دموكرات ها بر روش نظامى گرى بوش وبه تعبيرى بر ميليتاريزه شدن سياست خارجى آمريكا خرده گرفتند وخود را حزب وگروهى تابع منطق ومرام ديپلماسى خواندند و با اين نگرش آنها بود كه همه در عصر دموكرات ها منتظر برافتادن قوانين تحريم وبرچيدن ليست هاى سياهى شديم كه سلف جمهورى خواه به ارث گذراده بود.
ازديد ناظران امورايران پنهان نيست كه سياست خصمانه آمريكا برضد ايران يك پروسه چند مرحله اى است كه قانون تحريم ايران درمركز آن قرار دارد. بيشتر سياست هاى خصمانه اى كه اكنون كاخ سفيد اعمال مى كند مجوزهاى قانونى آن را كنگره داده است.كافى است كه به فهرست بلند وسياه مصوبات كنگره در
اين باره نظر افكنيم.
بايد پرسيد كه كنگره كدام يك ازاين قوانين نامعقول را تغيير داده است يا براى اصلاح وتعديل كدام يك ازآنان لايحه وپيشنهاد برده است.ازقانون داماتو تا قانون تحريم شركت ها وكمپانى هاى طرف قرارداد با ايران ونماد همه قوانين معاندانه كه طرح كمك به مخالفان ايران و يا طرح موسوم به تلاش براى تغيير نظام ايران است.
دراين ۶ ماه عمده حركتى كه از دموكرات هاى كنگره نشين ديده شده نقد واعتراض شفاهى ولفظى به رفتاربوش بوده است.شايد ازهمين روست هيچ كس صداى تغيير طلبى آنان را جدى نگرفته است.به تعبير چامسكى دموكرات ها هيچگاه وارد پرسش هاى بنيادين در باب چرايى تدوين اين سياست هاى خصمانه نشده اند.مانند اين سؤال كه چگونه اين رفتار شداد وغلاظ بر ضد ايران اعمال شد وبراستى اگرآنان اين سياست ها را ناصواب يا ناكارا مى دانند، چرا دست روى دست گذاشته اند و تلاشى براى تعديل يا تغيير اين سياست ها به عمل نمى آورند. اگر مجموعه رفتارها وموضع گيرى وكلا يا سناتورهاى دموكرات دراين ۶ ماه با دقت مرور شود چيزى جزيك تغيير تاكتيك ويا تعويض زمين بازى مشاهده نمى شود.
مهم ترين اتفاقى كه در دوره دموكرات ها پيرامون ايران رخداده است درگزارش بيكر- هميلتون نمايان شد.گزارشى كه با تشويق وپشتيبانى نمايندگان كنگره براى نخستين بار درصدد برآمد تا زاويه جديدى براى تعامل ديپلمات هاى آمريكا با ايران بگشايد.ناظران انتظار داشتند كه كنگره نشينان اين گزارش را منشوراقدامات خويش درتصويب قوانين وتنظيم سياست هاى كلان قرار دهند به ويژه كه گزارشگران نه تنها معتمدان دموكرات ها بودند كه خويشاوند سياسى آنان درتركيب بندى نيروهاى سياسى آمريكا محسوب مى شدند اما اين گزارش چنان كه همه دريافتند درمرحله عملياتى شدن به آرشيو ها سپرده شد، وقتى كاخ سفيد آن را كنار نهاد سناتور ها و نمايندگان اين جناح هيچ تلاشى براى اعاده اعتبار ازآن صورت ندادند. سكوت واهمال دموكرات ها درقبال كنارنهادن ايده هاى گزارش بيكرمهم ترين نشانه بود تا روشن شود كه برندگان هفتم تير سوداى مبارزه ندارند وبا آن كه نام نسل جديد سياستمداران را يدك مى كشند اما افرادى عمل گرا درپيگيرى سياست ها ونوع ديگرى از محافظه كارى هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |